بسمالله الرحمن الرحيم
آقاي رئيس! من دو تذكر داشتم، يكي مربوط ميشود به بند (11) ماده (23) و دومي هم مربوط ميشود به ماده (75) آئین نامه داخلی مجلس.
قبل از اينكه تذكرم را خدمتتان عرض بكنم اصل شصت و هفتم قانون اساسي را يكبار خدمتتان قرائت ميكنم.
نمايندگان بايد در نخستين جلسه مجلس به ترتيب زير سوگند ياد كنند و متن قسمنامه را امضاء نمايند:
بسمالله الرحمن الرحيم
من در برابر قرآن مجيد به خداي قادر متعال سوگند ياد ميكنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مينمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم. وديعهاي را كه ملت به ما سپرده بعنوان اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم. از قانون اساسي دفاع كنم در گفتهها و نوشتهها و اظهارنظرها استقلال كشور و آزادي مردم و تأمين مصالح آنها را مدنظر داشته باشم.
براي عمل به چنين قسمي و براي اينكه بتوانيم به اين تعهد عمل بكنيم و حنث سوگند و قسمشكني نكنيم، بايد بستري را فراهم بكنيم. تامین بخشی از اين بستر ارادي است و بخشي هم خارج از اراده ما و خارج از اراده مجلس است. يعني تمام قواي حاكم در نظام جمهوري اسلامي بايد دست در دست هم بدهند تا چنين بستر مناسب را براي ايفاي تعهدي كه نمايندگان مجلس براساس سوگند مندرج در اين اصل ملتزم به اجراي آن شده اند فراهم سازند.
براي اينكه به اين قسم عمل بكنيم لاجرم بايد به تشخيص خودمان و بنابر اجتهاد شخصي عمل كنيم. آنچيزي را كه خودمان تشخيص ميدهيم درست است، در چارچوب قانون اساسي به آن عمل بكنيم. در نطقهايمان درهمان چارچوب صحبت بكنيم. اما متأسفانه با وجود اينكه در قانون اساسي تأكيد شده است که نمايندگان در ايفاي وظايف نمايندگي خود آزاد هستند و حق دارند هرگونه اظهارنظري را بكنند با این وصف پشت سر هر نمايندهاي و مجلس شمشير برندهاي را قرار داده اند بنام دستگاه قوه قضائيه و شوراي نگهبان. اگر ما بنابر تشخيص خودمان عمل بكنيم و مغاير با استنباط شوراي نگهبان باشد، بلافاصله به نماينده ميگويندکه مواظب باش بعد از پايان دوره نمايندگي ممكن است در پرونده تو مطلبي درج شود و شما را رد صلاحيت نمایند. يا بگونهاي صحبت نكن كه مستمسكي بشود برای برخورد قوه قضائيه با شما. طبيعتاً با وجود يك چنين شمشيرهائي که پشت سر نمایندگان قرار دارد هر چند که اين شمشير موهوم و خلاف واقع باشد بهرحال نماينده نميتواند اظهارنظر بكند. نمايندهاي كه احساس بكند که پشت سر او يك چنين فشاري وجود دارد آيا ميتواند ايفاي نمايندگي بكند و از عهده وظايف خود برآيد؟ در طول دوره مجلس ششم بارها نمايندگان را به بهانههاي مختلف به دستگاه قوه قضائيه احضار كرده اند. ما نميگوييم كه نماينده معصوم است، احتمال دارد نماينده هم تخلف بكند. ولي اگر احضار هم ميشود، اولاً بايد با اطلاع هيأت رئيسه و با مستند قانوني باشد. سؤال من از شما و مسئولین قوه قضائيه اين است که اگر هر روز يك قاضي یا رئيس فلان مجتمع قضايي را بگيرند، آيا براي قوه قضائيه اعتبار و اقتداري باقی ميماند تا بتواند به وظيفه خودش عمل بكند، با این وصف نمايندههاي مجلس ششم را مرتب و به بهانههاي مختلف احضار ميكنند. امروز باخبر شديم كه آقاي لقمانيان را در درون خانهاش گرفتهاند، اين به شأن نماينده و به اقتدار مجلس لطمه ميزند، آيا در اين مملكت تخلفی صورت نميگيرد؟ چرا بايد نمايندگان را در اولويت اول قرار بدهند؟ ما پروندههايي داريم كه چندين سال است همچنان در نوبت قرار دارد و هنوز نوبت رسيدگي به آنها نرسيده است. آقاي لقمانيان در نطقشان تعبيري را بكار بردند و از همان زمان به ايشان گفتند که احتمال داردقوه قضائیه شما را احضار بكند و متعاقب این نطق تا آنجا که خبر دارم تا کنون سه بار اين آقا را احضار كردهاند که دوبارش را رفتهاند... خوب در ايام بودجه نويسي نماينده فرصت لازم را ندارد كه هر وقت آقاي قاضي اراده كرد اين نماینده مرتب به دادگاه برود. بار سوم ظاهراً ايشان را خواستهاند، ايشان خسته شده و به دادگاه نرفته است، و در نتیجه حكم جلب ايشان را صادر ميكنند. اين شيوه برخورد با نماينده با چه انگيزهاي صورت می گیرد؟ از دو حال خارج نيست: يا واقعاً ميخواهند قانون را اجراء بكنند، اگر حضرت عباسي براي همه قانون را اجراء بكنند، ميگوييم «سمعاً و طاعتاً» ولي نگاه كنيد در اين مملكت بارها قانون نقض ميشود، بارها به آقاي خاتمي توهين ميشود (رئيس ـ وقتتان تمام است) بارها به مسؤولين توهين ميكنند... جناب آقاي كروبي! چند دقيقه به من فرصت بدهيد... (رئيس ـ وقت تان پنج دقيقه بود) اجازه بدهيد. ببينيد در اين مملكت به مسؤولين بالادستی اهانت ميكنند،كسي آن فرد را احضار نمی كند. در روزنامهها انواع و اقسام اهانتها به مجلس ميشود، كسي به آنها تعرضي نميكند، اما اگر نمايندهاي در نطقش تعبيري را بكار برد که مثلا به قوه قضائيه بر بخورد، بلافاصله آقايان قوه قضائيه با استفاده از قدرتي كه دارند نماينده را احضار ميكنند. در این صورت ما يك مجلس مرعوب و نماينده فشل خواهيم داشت كه بهيچوجه نميتواند براساس سوگندي كه ایراد کرده است به تعهداتش عمل بكند. حضرتعالي تعصب خاصي داريد که حقوق نمايندهها را پيگيري كنيد ولي اگر به اين شيوه عمل بشود نمايندهها هم به نوعي سعي ميكنند واكنش نشان بدهند. ببينيد! اين حركتها محدود به آقاي لقمانيان نخواهد شد، شتري است كه ممكن است فردا در خانه هر نمايندهاي بخوابد، هر نمايندهاي را ممكن است احضار كنند . در واقع دستگیری لقمانیان به نوعي تست كردن مجلس است. آقاي لقمانيان را شما ميشناسيد... واقعاً آدم مظلومي است، آخر او چه خلافی انجام داده است؟ به سخنرانيهاي قبل از انتخاباتش استناد كردهاند، خوب هر يك از ما در هنگام انتخابات و در حین تبليغات ممکن است که مرتكب تخلفي شده باشيم! اما به اين شيوه عمل كردن درست نیست. (ضمن اينكه تأكيد ميكنم ايشان از نيروهاي جانباز و نيروي متعهد هستند) آقاي كروبي! استدعا داريم براساس بند (11) ماده (23)، هيأت رئيسه به وظيفه قانوني خود عمل بكند و در برابر چنين حركتهايي كه صورت ميگيرد واكنش لازم رانشان بدهد در غير اينصورت ما هم واكنش نشان خواهيم داد. (نمايندگان ـ احسنت) اگر آقايان ميخواهند ما را از اين حركت باز بدارند، من عرض ميكنم و تأكيد ميكنم که شعار چپ و راست مجلس این است:
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست