صفحه اول | عضویت در سایت | تماس با ما | RSS | ورود کاربران امروز پنجشنبه ، 7 مرداد سال 1389
مواضع و نطق های مهم ایراد شده
  پیشنهاد اعلمی مبنی بر لزوم اعلام كامل‌ اموال‌ و داراييهاي‌ داوطلبان نمایندگی و همسر و فرزندان‌ آنها
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/2
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/1
  اهداء لوح یادبود هیات داوران سومین کنگره تامین اجتماعی به اعلمی برای نوشتن مقاله "انسان سالم ماهر و دارای تامین محور توسعه است"
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته معارف
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله اجتماعی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله سیاسی
روز نوشت ها
  گزارش گام به گام از چگونگی ارتقاء "ممقان" به بخش و گشایش شعبات ادارات در آن(عمران-4)
6 مرداد 1389
  عناوین و لینک قسمتی از اقدامات و پیگیری های اعلمی برای دانشگاه ها و دانشگاهیان آذربایجان در مجلس ششم(حقوق بشر-2)
4 مرداد 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی برای استیفای حقوق بازنشستگان در ششمین دوره مجلس(حقوق بشر-1)
31 تیر 1389
  عناوین و لینک قسمتی از پیشنهادات، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در مجلس ششم که به تاسیس چندین واحد دانشگاهی در آذربایجان منجر شد.(عمران3)
30 تیر 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در رابطه با بزرگراه ها و راه های مواصلاتی در ششمین دوره مجلس(عمران-2)
29 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
پر بیننده ترین مطالب
  نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!
  در شورای نگهبان چه گذشت؟ (لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت )
  (حدفاصل میان حکمرانی بد و خوب) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی1
  قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
  بجای بیوگرافی:خلاصه ای از فراز و فرود های زندگی من
  نسبت بیانیه مقام رهبری با قانون انتخابات ریاست جمهوری!؟
  بعضی از مسئولان غیر مسئول کلاهشان را بالاتر بگذارند! (به بهانه حماسه آفرینی های عده ای از لباس شخصی ها)
  اهداف و چرائی انتشار فیلم اعترافات ابطحی و ارزیابی واکنش های مربوط به آن و پاسخ سوالات و شبهات -2
  واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟!**(تحلیلی پیرامون هشتمین دوره انتخابات مجلس)
  بجای پاک کردن صورت مساله به هضم واقعیت ها بپردازید! ( نگاهی متفاوت به انتخابات هشتم)**
بیشتر بخوانید ...
تصویر برگزیده
Skip Navigation Links
صفحه اول
روز نوشت ها
وب نوشته ها
کارنامه مجلسExpand کارنامه مجلس
زندگینامه
خاطرات
مقالات
سخنرانی ها
مصاحبه
سخن میهمان
از همه جا از همه کس
پر پیننده ترین مطالب
مشاغل و مسئولیت ها
نامه ها و اقدامات ویژهExpand نامه ها و اقدامات ویژه
در نگاه دیگران و رسانه ها
گالری عکس
صدا و تصویر
جستجو
آرشیو موضوعی
سخن میهمان
  رویکرد جالب و متفاوتی از احمد جنتی نسبت به ولایت فقیه و اختیارات او در مجلس خبرگان رهبری!
  موحدي كرماني: وزارت كشور موظف است گروهي را که معتقد به هيچيك از اديان آسماني نيست، ولي ملتزم به قانون اساسي است، گروه رسمي و قانوني بشناسد
  گزارش مختصری از وضعیت بازداشت شدگان اخیر آذربایجان
  آیت الله خامنه ای: كدام قانون اساسي است كه بيش از 30 سال عمر كند؟
  آیت الله خمینی: خيال مى كنيد كه روحانيت اسلام را مى شود مثل روحانيت مسيح كرد؟ روحانيت شيعه مستقل است.
بیشتر بخوانید ...
از همه جا از همه کس
  احمد جتتی: زمانی که امام خمینی رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد
6 مرداد 1389
  احمد توكلي: اينها نميتوانند حقوق بگير امام زمان باشند
2 مرداد 1389
  مقام رهبری: ولایت فقیه شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (ع) که همان ولایت رسول الله (ص) مى‌‌باشد
31 تیر 1389
  نامزدهای پیشنهادی آقای خامنه ای برای پست نخست وزیری و واکنش مجلس نسبت به آنها
30 تیر 1389
  آیت الله خمینی (ره): هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است!
26 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
جستجو در سایت
 
پیوند ها
  کلیپ کوتاهی از سخنان اعلمی در مجلس p-alami(omid20.com).3gp
  لیست ویدئو کلیپ های اعلمی در گوگل(1)
  ویدئو کلیپ سخنرانی های اعلمی2
  مشروح مذاکرات مجلس تدوین قانون اساسی
  مشروح مذاکرات شوراي بازنگري قانون اساسي
  خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران(هرانا)
  وبسایت دفتر آیت الله العظمی سیستانی
  لیست وبلاگ های متنوع فارسی
  مشروح مذاکرات تدوین و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در
  متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همراه با اصلاحات 1368
بیشتر بخوانید ...
متن مطلب
همسر مومنی: "یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد. امروز با دیدن عبدالله ، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد!
... صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است. عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است. *همسر مومنی نیز در نامه ای سرگشاده برای همسرش نوشته است: "نمی‌دانم تو را به كدامین گناه ناكرده به زندان افكنده‌اند ولی این را نیك می‌دانم كه راهی كه برادر شهیدت پیمود، تو را بر آن داشت كه در راه اعتلای ایران و رعایت حقوق شهروندی و نیل به آزادی گام‌برداری و از حریم‌شكنان آزادی هراسی به دل راه ندهی." *"یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم " ...

صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است.
عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او رابا خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران کننده با روز سخن گفته است
.

همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن.

فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.

وی می افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی گرفتیم می افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم.

همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می دیدیم را باور نمی کردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم ها گود رفته و کبود بود.

خانم ادینه وند می افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می کردند و مدام می پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟

به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می کرد و مدام می گفت "جای من خوب است".

خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.

 وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است.

خانم آدینه وند تاکید می کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده است.

به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.

همسر مومنی با بیان اینکه "بچه ها شوکه شده و ترسیده اند" می گوید: از وقتی برگشته ایم بچه ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی توانیم آنها را آرام کنیم.

وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم آیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده ایم و عزیزانمان رفته اند تا ما در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده اید؟ چه بلایی سر او آورده اید؟

بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده اند.

خانم آدینه وند می گوید: یکبار صدام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار می کنند.

خانم مومنی که به شدت نگران و ملتهب است، توان صحبت بیش از این راندارد. روز سه شنبه نیز عبدالله مومنی را مجبور کرده بودند با همسرش تماس گرفته و از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره او انجام ندهد. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته بود: "به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز."

از سوی دیگر همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است.

فاطمه ادینه وند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می کند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرص هایی که به آقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده‌اند بخورد."

این مصاحبه چنان بازجو ها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس بگیرد و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد.

نامه فرزندان مومنی

در 12 مرداد امسال حمیدرضا و امیر رضا مومنی، فرزندان عبدالله مومنی نامه ای برای پدرشان نوشته بودند که در آن خطاب به عبدالله مومنی آمده بود:

پدر جان سلام؛

 فصل تابستان برای همه مردم، لااقل دانش‌آموزان، روزهای نشاط و سفر و تعطیلات است، همه در كنار پدر و مادر راهی سفر می‌شوند و خاطره‌های خوشی را برای باقی سال به ذهن می‌سپارند. اما این فصل برای ما دو برادر و فرزندان همه فعالان سیاسی در بند كه تنها به دلیل دفاع از مطالبات شهروندی در زندان به سر می‌برند، تلخ شده است. این تلخی را اولین بار نیست كه می‌چشیم، حداقل برای ما این سومین تابستان تلخ است، تابستان 82، 86 و اكنون تابستان تلخ 88. تابستان 82 خوب نمی‌دانستیم كه چرا تو پدر باید راهی زندان شوی، تابستان 86 اما بی‌گناهی‌ات را درك كردیم، درست آن موقع كه برای بردنت به خانه‌مان آمدند، هر دو بار بی‌آنكه اتهامی ثابت شود و دادگاهی برایت برگزار شود، آزاد شدی و ما باز هم فهمیدیم كه تنها گناه پدرمان دفاع از آزادی است. اما این بار جرم تو چیست، پدر؟ جرم تو شركت در انتخابات است، این بار می‌دانیم كه تو نه به بهانه تحریم انتخابات بلكه به دلیل رای دادن بازداشت شده‌ای. اكنون 40 روز از زندانی شدنت می‌گذرد و ما هر لحظه بی‌قرار این سوال را در ذهن‌مان تكرار می‌كنیم كه راستی بابا كی آزاد می‌شود؟ جرم یك معلم آزاداندیش چیست؟ اما باز هم جوابی نداریم، تنها چشم به آسمان دوخته‌ایم و از تنها پناهگاه‌مان خدا یاری می‌طلبیم تا تو پدر و دیگر مردانی كه مانند تو می‌اندیشند، آزاد شوند چراكه خداوند همه انسان‌ها را آزاد آفریده است.

نامه همسر مومنی

همسر مومنی نیز در نامه ای سرگشاده برای همسرش نوشته است: "نمی‌دانم تو را به كدامین گناه ناكرده به زندان افكنده‌اند ولی این را نیك می‌دانم كه راهی كه برادر شهیدت پیمود، تو را بر آن داشت كه در راه اعتلای ایران و رعایت حقوق شهروندی و نیل به آزادی گام‌برداری و از حریم‌شكنان آزادی هراسی به دل راه ندهی."

در نامه خانم آدینه وند آمده است:  "راستی این روزها به این می‌اندیشم كه برادر شهیدت برای آنكه من و فرزندانم در این كشور زندگی آرام و ارزشمندی داشته باشیم خود را به كشتن داده بود اما امروز كه آرامش زندگی‌ام را از دست رفته می‌بینم و تو را در زندان، وحشت وجودم را فرامی‌گیرد. نمی‌دانم چرا سارقان مسلح و قاچاقچیان موادمخدر اجازه ملاقات با خانواده‌های خود را دارند اما آنهایی كه برای حقوق شهروندی و آزادی انسانی به زندان افتاده‌اند حق دیدار با خانواده را ندارند و بدون حقوق حداقلی در زندان به سر می‌برند. مگر گناه تو دفاع از حقوق شهروندی و استقلال و حاكمیت ملی نیست؟ آیا این جرم است؟ آیا خونی كه این روزها بر خیابان‌های تهران ریخته شد، در راستای اجرای قانون اساسی بود؟"

عبدالله مومنی پیش از این چندین بار به خاطر فعالیت های حقوق بشری و دانشجویی به زندان رفته است؛ او از جمله در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۶ پس از حمله مسلحانه نیروهای امنیتی به دفترسازمان دانش آموختگان بازداشت و وقتی آزاد شد بسیار لاغر و ضعیف شده بود؛ ۱۴ کیلو وزن کم کرده و به شدت بیمار بود. خود وی تا کنون درباره علت این بیماری در زندان در مجامع رسمی سکوت کرده است.

 

منبع : خبرنامه امیرکبیر پنجشنبه، ۱۵ مرداد، ۱۳۸۸
تاریخ انتشار : 1388/05/16 | تعداد نظرات شما : 5 | نسخه قابل چاپ
نظرات خوانندگان
       • عزیز جان من بی خبر نیستم و جیره خوار هیچ احدی نیستم تا بدون مطالعه در سوابق او چریک اوشوم. تو خود خاطرات دهه 60 جناب اعلمی را مطالعه بفرمایید تا نا آگاه را پیدا کنید. ای کاش ما هم گاندی یا ماندلا را داشتیم و یا منتسکیو.... ای کاش محمد خیابانی زنده می ماند زیرا او سردار ملی است نه ...
فرستنده : لرستانی تاریخ ارسال : 1388/07/14
       • جناب آقای اعلمی عزیز سئوال بنده از شما و امثالهم این است : آیا هنگامی جنابعالی و سایر شرکای اصلاح طلبتان در انتخابات مجلس رد شدید به فکر اصلاح افتادید آن هم از بالا ؟ آیا این همه بدبختی و فلاکت را تا کنون ندیده بودید؟ اعدام های دسته جمعی سال1367؟ یا آنها آدم نبودند تنها شما و سایر دوستانتان آدمید؟ سعید حجاریان چه کاره بوده اند ؟ یک بار دیگر در خلوت خود به کار نامه این آقایان نگاه کنید . خدا وکیلی این آقایان می توانند پیام آور دموکراسی باشند؟ شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟ شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟ می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان، نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو؟ کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن، شیهه اسب و هیایوی سوارانت کو؟ زیر سر نیزه تاتار چه حالی داری؟ دل پولادوش شیر شکارانت کو؟ سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند، نعره و عربده باده گسارانت کو؟ چهره ها در هم و دل ها همه بیگانه زهم، روز پیوند و صفای دل یارانت کو؟ آسمانت، همه جا، سقف یکی زندان است، روشنای سحر این شب تارانت کو؟
فرستنده : لرستانی تاریخ ارسال : 1388/07/13
پاسخ به شما : مدیرسایت: عزیز جان!گردآوری مواضع گذشته آقای اعلمی در این سایت برای این است که از این پس افراد بی خبری مثل شما وی را متهم نکنند که مانند بعضی از نورسیده ها و حاضری خور ها بتازگی و یا بعد از رد صلاحیت، مواضع اصلاح طلبانه اتخاذ کرده اند، بلکه در واقع ایشان بخاطر مواضع اصلاح طلبانه همیشگی خود توسط خدایگان زمین رد صلاحیت شده است.
       • خيلي از اين وضعيت ايشون ناراحتم. يك بار پاي سخنراني ايشون در شيراز قبل از انتخابات بودم. بسيار آدم متين و موقري بودن. سرنوشت بهترين فرزندان اين ملت بايد اين باشه ؟
فرستنده : مسعود تاریخ ارسال : 1388/06/16
       • سلام علیکم جناب آقای اعلمی به نظر میاد همه ما سر کاریم . چند روز پیش به یکی از دوستانم گفتم دیگه به این مسائل فکر نمیکنم کاری از دست من بر نمیاد . از دست اونها هم که بر میاد کاری نمی کنند. به نظر اگر اینهایی که مخالفند هم بیان سر کار بد تر از اینها هستند . پس فکر کنم بهتره که مواطب کلای خودمون باشیم و برای آنهایی که در بندد دعا کنیم.
فرستنده : احمد تاریخ ارسال : 1388/05/17
       • آقای اعلمی عزیز ، یعنی واقعا کاری نمی شود برای این وضعیت کرد ، اینکه این همه اصلاح طلب که سابقه فعالیت خود و خانواده شان کاملا برای همه مشخص است دراین شرایط قرار دارند صحیح است ؟ سکوت بسیاری از افراد شناخته شده ، علما و ... در این شرایط به صلاح است ؟ آیا می توانند بعدها که شرایط بدتر نیست شد خود را ببخشد و پیش وجدان خود احساس شرمندگی نکنند ؟
فرستنده : فرید تاریخ ارسال : 1388/05/17
پاسخ به شما : تنها این را می دانم که هرکس در برابر ظلم سکوت نماید، خود شریک ظالم است!
نظر شما
نام و نام خانوادگی :
آدرس ایمیل :  
متن نظر :