صفحه اول | عضویت در سایت | تماس با ما | RSS | ورود کاربران امروز جمعه ، 8 مرداد سال 1389
مواضع و نطق های مهم ایراد شده
  پیشنهاد اعلمی مبنی بر لزوم اعلام كامل‌ اموال‌ و داراييهاي‌ داوطلبان نمایندگی و همسر و فرزندان‌ آنها
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/2
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/1
  اهداء لوح یادبود هیات داوران سومین کنگره تامین اجتماعی به اعلمی برای نوشتن مقاله "انسان سالم ماهر و دارای تامین محور توسعه است"
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته معارف
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله اجتماعی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله سیاسی
روز نوشت ها
  گزارش گام به گام از چگونگی ارتقاء "ممقان" به بخش و گشایش شعبات ادارات در آن(عمران-4)
6 مرداد 1389
  عناوین و لینک قسمتی از اقدامات و پیگیری های اعلمی برای دانشگاه ها و دانشگاهیان آذربایجان در مجلس ششم(حقوق بشر-2)
4 مرداد 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی برای استیفای حقوق بازنشستگان در ششمین دوره مجلس(حقوق بشر-1)
31 تیر 1389
  عناوین و لینک قسمتی از پیشنهادات، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در مجلس ششم که به تاسیس چندین واحد دانشگاهی در آذربایجان منجر شد.(عمران3)
30 تیر 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در رابطه با بزرگراه ها و راه های مواصلاتی در ششمین دوره مجلس(عمران-2)
29 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
پر بیننده ترین مطالب
  نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!
  در شورای نگهبان چه گذشت؟ (لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت )
  (حدفاصل میان حکمرانی بد و خوب) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی1
  قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
  بجای بیوگرافی:خلاصه ای از فراز و فرود های زندگی من
  نسبت بیانیه مقام رهبری با قانون انتخابات ریاست جمهوری!؟
  بعضی از مسئولان غیر مسئول کلاهشان را بالاتر بگذارند! (به بهانه حماسه آفرینی های عده ای از لباس شخصی ها)
  اهداف و چرائی انتشار فیلم اعترافات ابطحی و ارزیابی واکنش های مربوط به آن و پاسخ سوالات و شبهات -2
  واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟!**(تحلیلی پیرامون هشتمین دوره انتخابات مجلس)
  بجای پاک کردن صورت مساله به هضم واقعیت ها بپردازید! ( نگاهی متفاوت به انتخابات هشتم)**
بیشتر بخوانید ...
تصویر برگزیده
Skip Navigation Links
صفحه اول
روز نوشت ها
وب نوشته ها
کارنامه مجلسExpand کارنامه مجلس
زندگینامه
خاطرات
مقالات
سخنرانی ها
مصاحبه
سخن میهمان
از همه جا از همه کس
پر پیننده ترین مطالب
مشاغل و مسئولیت ها
نامه ها و اقدامات ویژهExpand نامه ها و اقدامات ویژه
در نگاه دیگران و رسانه ها
گالری عکس
صدا و تصویر
جستجو
آرشیو موضوعی
سخن میهمان
  رویکرد جالب و متفاوتی از احمد جنتی نسبت به ولایت فقیه و اختیارات او در مجلس خبرگان رهبری!
  موحدي كرماني: وزارت كشور موظف است گروهي را که معتقد به هيچيك از اديان آسماني نيست، ولي ملتزم به قانون اساسي است، گروه رسمي و قانوني بشناسد
  گزارش مختصری از وضعیت بازداشت شدگان اخیر آذربایجان
  آیت الله خامنه ای: كدام قانون اساسي است كه بيش از 30 سال عمر كند؟
  آیت الله خمینی: خيال مى كنيد كه روحانيت اسلام را مى شود مثل روحانيت مسيح كرد؟ روحانيت شيعه مستقل است.
بیشتر بخوانید ...
از همه جا از همه کس
  احمد جتتی: زمانی که امام خمینی رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد
6 مرداد 1389
  احمد توكلي: اينها نميتوانند حقوق بگير امام زمان باشند
2 مرداد 1389
  مقام رهبری: ولایت فقیه شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (ع) که همان ولایت رسول الله (ص) مى‌‌باشد
31 تیر 1389
  نامزدهای پیشنهادی آقای خامنه ای برای پست نخست وزیری و واکنش مجلس نسبت به آنها
30 تیر 1389
  آیت الله خمینی (ره): هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است!
26 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
جستجو در سایت
 
پیوند ها
  کلیپ کوتاهی از سخنان اعلمی در مجلس p-alami(omid20.com).3gp
  لیست ویدئو کلیپ های اعلمی در گوگل(1)
  ویدئو کلیپ سخنرانی های اعلمی2
  مشروح مذاکرات مجلس تدوین قانون اساسی
  مشروح مذاکرات شوراي بازنگري قانون اساسي
  خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران(هرانا)
  وبسایت دفتر آیت الله العظمی سیستانی
  لیست وبلاگ های متنوع فارسی
  مشروح مذاکرات تدوین و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در
  متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همراه با اصلاحات 1368
بیشتر بخوانید ...
متن مطلب
پاره ای از مختصات نظام موعود در وعده های بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی قبل از تشکیل و استقرار نظام موجود
... در واقع میان دعوت رهبران به شورش و وعده آنان مبنی بر جایگزین کردن نظام مطلوب به جای نظام حاکم و مردمی که تحقق خواسته ها و جامعه مطلوب خود را در عملیاتی شدن قول و وعده های رهبران یک جنبش اجتماعی مشاهده کرده و به همین سبب با پذیرفتن رهبریت یک جنبش، در آن جنبش مشارکت می کنند، نوعی معامله صورت می پذیرد و بصورت نانوشته میان آنان نوعی عقد و قرارداد جاری می شود. به عبارت دیگر توافق دو اراده یعنی دعوت مردم به انقلاب از سوی رهبران انقلابی و وعده و پیشنهاد آنان برای استقرار یک جامعه مطلوب، در حکم ایجاب و تمکین مردم از دعوت رهبران و مشارکت در انقلاب به منزله قبول است. ...

 

در هر انقلابی وعده های رهبران به مردم و تشویق و ترغیب آنان به شورش علیه نظام حاکم، یکی از مهمترین عوامل ایجاد انگیزش، شکل گیری و پیروزی آن انقلاب محسوب می شود.

در واقع میان دعوت رهبران به شورش و وعده آنان مبنی بر جایگزین کردن نظام مطلوب به جای نظام حاکم و مردمی که تحقق خواسته ها و جامعه مطلوب خود را در عملیاتی شدن قول و وعده های رهبران یک جنبش اجتماعی مشاهده کرده و به همین سبب با پذیرفتن رهبریت یک جنبش، در آن جنبش مشارکت می کنند، نوعی معامله صورت می پذیرد و بصورت نانوشته میان آنان نوعی عقد و قرارداد جاری می شود.

به عبارت دیگر توافق دو اراده یعنی دعوت مردم به انقلاب از سوی رهبران انقلابی و وعده و پیشنهاد آنان برای استقرار یک جامعه مطلوب، در حکم ایجاب و تمکین مردم از دعوت رهبران و مشارکت در انقلاب به منزله قبول است.

از اینرو با پیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن رهبران مذکور توسط مردم، عملی شدن وعده های مذکور جزء حقوق مردم و تعهدات رهبران محسوب می شود.

به این اعتبار نظر باینکه انقلاب اسلامی ایران نیز با مشارکت مردم و اتکاء آنان به وعده های آیت الله خمینی و دل بستن و امیدواری به عملیاتی شدن جامعه مطلوبی که ایشان در نوشته ها، مصاحبه ها، بیانیه ها و سخنرانی های خود مختصات آنرا بیان کرده بودند آغاز و به ثمر رسید، لذا پایبندی به وعده های مذکور(حداقل بخش های متعارف و قابل اجرای آن) جزء تعهدات حکومت در قبال مردم به شمار می رود.

برای پی بردن به مختصات نظام موعود آیت الله خمینی، به بخشی از سخنان و وعده های ایشان قبل از انقلاب که معرف مختصات وویژگی های نظام جایگزین بوده است، اشاره می شود:

الف-شکل حکومت و ویژگی های آن:

-"حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق."1

-"شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوری‌ها."2

-"حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است."3

-"طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."4

-"رژيم ايران به يک نظام دمکراسی‌ای تبديل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد."5

-"اما شكل حكومت ما جمهوري است، جمهوري به معناي اينكه متكي به آراي اكثريت است."6

-" ولایت با جمهور مردم است ...در اين جمهوري يك مجلس ملي مركب از منتخبين واقعي مردم امور مملكت را اداره خواهند كرد."8

-"ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیش برگردیم. همه‌ی مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم."9

-"حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر"10

-"حكومت اسلامي، حكومت ملى است.حكومت مستند به قانون الهى و به آراء ملت است. اين طور نيست كه با قلدرى آمده باشد كه بخواهد حفظ كند خودش را، با آراء ملت مى آيد و ملت او را حفظ مى كند و هر روز هم كه برخلاف آراء ملت عمل بكند قهراً ساقط است."11

-"ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشد، زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید.معنویات ما را بردند اینها دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم...ما هم دنیا را آباد می کنیم و هم آخرت را. یکی از اموری که باید بشد همین معناست که خواهد شد. این دارایی ها از غنائم ملت است و مال ملت است و مستضعفین. من امر کرده ام که به مستضعفین بدهند و خواهند داد. و پس از این هم تغییراتی دیگر در امور خواهد حاصل شد."11/1

-".. در دادگستری کاخ درست شده است.لکن دادگستری نیست. دادخواهی نیست. فقط کاخ است. بانکها به تدریج باید بشد و ربا به کلی قطع بشد.من باید به مصادر امور بگم که اخلال کنند.... ما مبارزه با فساد را با دایره امربه معروف و نهی از منکر که یک وزارت خانه مستقل ، بدون پیوستگی به دولت .با یک همچنین وزارت خانه ای که تاسیس خواهدشد ان شاءالله، مبارزه با فساد میکنیم.فحشا را قطع میکنیم."11/2

ب-نقش و جایگاه مردم درحکومت:

-"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است." 12

-"حكومت اسلامي، حكومت ملى است... با آراء ملت مى آيد و ملت او را حفظ مى كند و هر روز هم كه برخلاف آراء ملت عمل بكند قهراً ساقط است."13

-"طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."14

-"عزل مقامات جمهوري اسلامي به دست مردم است." 15

-"بايد اختيارات دست مردم باشد، اين يك مسئله عقلي است. هر عاقلي اين مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسي بايد دست خودش باشد."16

-"بايد اختيارات دست مردم باشد.هر آدم عاقلی اين‌ را قبول دارد که مقدرات هر کس بايد در دست خودش باشد."17

-"در اولين زمان ممكن و لازم برنامه‌هاي خود را اعلام خواهيم نمود، ولي اين بدان معني نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتوري شاه، اصلي بسازم و علي‌رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهدة دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند."18

"قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هرآدمی باید به دست خودش باشد."19/1

-" سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است.... چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند...چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ ...این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است. ... یا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر "19/2

ج-جایگاه روحانیت و رهبری:

-"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است."19

-"در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می شود."20

-"ما به خواست خداي تعالي در اولين زمان ممكن و لازم برنامه‌هاي خود را اعلام خواهيم نمود، ولي اين بدان معني نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتوري شاه، اصلي بسازم و علي‌رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهدة دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند، ولي من هميشه به وظيفة ارشاد و هدايتم عمل مي‌كنم."21

-"من در آینده [پس از پیروزی انقلاب] همین نقشی که الان دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می کنم... لکن من در خود دولت نقشی ندارم"22

-"اختیارات شاه را نخواهم داشت."23

-"من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت."24

-"علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجريان امور مي‌باشند.اين حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزيابی و انتقاد عمومی خواهد بود." 25

-"من نمي‌خواهم رياست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."26

-"مردم هستند که بايد افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند وليکن من شخصاً نمی‌توانم در اين تشکيلات مسئوليت خاصی را بپذيرم و در عين حال هميشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظيفه ارشادی خود را انجام می دهم."27

-"من چنين چيزي نگفته‌ام كه روحانيون متكفل حكومت خواهند شد. روحانيون شغلشان چيز ديگري است."28

"من و ساير روحانيون در حكومت پستي را اشغال نمي‌كنيم، وظيفه روحانيون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آينده نقش هدايت را دارم."29

د-محدود بودن دوره مسئولیت ها:

-"عزل مقامات جمهوري اسلامي به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتي مقامات مادام‌العمر نيست، طول مسئوليت هر يك از مقامات محدود و موقت است. يعني مقامات ادواري است، هر چند سال عوض مي‌شود. اگر هم هر مقامي يكي از شرايطش را از دست داد، ساقط مي‌شود."30

ه-جایگاه آزادی و دموکراسی:

-"ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."31

-"آزادی را خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده است. خداوند به شما این عنایت را فرموده است که آنهایی که جلوی آزادی شما را گرفته بودند، آنها را از این مملکت اخراج کرد" 32

-"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است."33

-"ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند."34

-"جامعه آينده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت."35

-"در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند."36

-"ما وقتی از اسلام صحبت مي‌كنيم به معنی پشت كردن به ترقی و پيشرفت نيست. ما قبل از هر چيز فكر مي‌كنيم كه فشار و اختناق وسيله‌ی پيشرفت نيست."37

-"بشر در اظهار نظر خودش آزاد است".38

-"اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است."39

-"مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند".40

-"در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند."41

-"یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است... بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است."42

-"برنامه ما تحصیل استقلال و آزادی است."43

-"حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است"44

-"اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است."45

-"نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است."46

-"دولت اسلامی يک دولت دمکراتيک به معنای واقعی است. و اما من هيچ فعاليت در داخل دولت ندارم و به همين نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکيل شود، نقش هدايت را دارم."47

و-نفی استبداد، دیکتاتوری و اختناق:

-"یکی از انگیزه هایی که دیکتاتوری پیش می آورد این است که دیکتاتورها می بینند ملت همراهشان نیست (نتیجتا") اعمال دیکتاتوری می کنند... آن روزی که شما احساس کردید می خواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید می شوید". 48  

-"دولت های استبدادی را که وجود دارند نمی توان حکومت اسلامی خواند ... رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی شود".49 

-"ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند."50

-"حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد."51

-"دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند...رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود."52

-"ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."53

-"حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر"54

-"جامعه آينده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت."55

-"خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند."55/1

ز-جایگاه حقوق بشر:

-"اسلام همه‌ی حقوق و امور بشر را تضمين كرده است." 56

-"حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ی آن است. هيچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ی اسلام ملاحظه‌ی حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اول حكومت اسلامی با آخرين فرد مساوي است در امور ."57

-"اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏كند.حقى را از هيچ كس نمى‏گيرد. حق آزادى را از هيچ كس نمى‏گيرد.اجازه نمى‏دهد كه كسانى بر او سلطه پيدا كنند كه حق آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند."58

ح-جایگاه اقلیت ها:

-"تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند."59

-"اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود."60

-"تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند."61

-"از یهودیانی که به اسرائیل رفته اند دعوت می‌کنیم به وطن خود بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد."62

-"اسلام جواب همه عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد."63

-"در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند."64

منابع:

1-مصاحبه با تلویزیون ایتالیا،23 دی 57، صحیفه نور،ج2،ص107

2-پاریس در مصاحبه با لوموند،22 آبان 57، صحیفه نور،ج2،ص351

3- پاریس در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلیس، 16 آذر 57، صحیفه نور،ج5،ص132

4- پاريس در مصاحبه با مجله‌ی اُسترن در 26 دیماه 57؛ صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

5-پاریس در مصاحبه با تلويزيون آلمانی زبان سوئيس، 14 آبان 1357

6-صحیفه نور،ج2، ص517

8-در نوفل لوشاتو در مصاحبه با هفته نامه اشپیگل چاپ آلمان- صحیفه نور،ج 2، ص160

9-پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، 19 مهر 57 ، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص122

10- پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، 8 آبان 57

11-صحيفه نور، ج4،ص58

11/1- سخنرانی 10 اسند 1357 در مدرسه فیضیه قم -(مرکز اسنادانقلاب اسلامی این قسمت از سخنرانی آیت الله خمینی را سانسور کرده است!)

11/2-سخنرانی 10 اسند 1357 در مدرسه فیضیه قم -مرکز اسنادانقلاب اسلامی

12-صحیفه نور، جلد 4، ص 190

13-صحيفه نور، ج4،ص58

14-پاریس در مصاحبه با مجله‌ی اُسترن، 26 دی 57، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

15-صحیفه نور، ج 2، ص357.

16-سخنرانی 22/8/57 -صحیفه نور، ج3،ص 75

17- مصاحبه 12 آبانماه 1357، پاريس

18- سخنرانی 18 دی 57 ،صحیفه نور جلد 3، ص77

19-صحیفه نور، جلد 4، ص 190

19/1-پاریس، مصاحبه با خبرنگاران،1 بهمن 57

19/2- سخنرانی بهشت زهرا 12 بهمن 1357-مرکز اسناد انقلاب اسلامی

20-"مصاحبه با خبرنگاران، 17 آبان 57 ،پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58، ص123

21-صحیفه نور جلد 3، ص77. سخنرانی 18 دی 57

22- صحيفه نور،جلد 4 ‌، ص 206

23-پاریس در گفتگو با خبرنگاران،24/10/57، صحیفه نور،ج3،ص115

24-پاریس در گفتگو با خبرنگاران، 12 آبان 57

25-پاریس در مصاحبه با رويترز، 14 آبان 57، صحيفه‌ی نور، جلد 4، صفحه‌ی 160

26-پاریس در مصاحبه با مجله‌ی اُسترن، 26 دی 57، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

27-مصاحبه با لوژورنال منطقه آلپ فرانسه، 7 آذر 1357

28-سخنرانی 26 دی 57، صحیفه نور ، ج3 ،ص140

29-سخنرانی 18 دی 57، صحیفه نور ، ج3،ص 75

30-صحیفه نور، ج 2، ص357

31-پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷

32-صحیفه نور جلد 7 صفحه 92

33-آیت الله خمینی، صحیفه نور، جلد 4، ص 190

34-مصاحبه با خبرنگاران، 1 بهمن 57، پاریس

35-مصاحبه با اشپيگل، 7 نوامبر 1977

36-پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، 19 آبان 57

37-پاریس در مصاحبه با خبرنگار فيگارو، 22 مهر 57

38-پاریس در گفتگو با خبرنگاران،11 آبان 57

39-سخنرانی 5 آبان 57، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص168

40-پاریس در مصاحبه با پائزه‌سرا ایتالیایی،11 آبان 57، صحیفه نور ،ج4ص266

41-مصاحبه با روزنامه هلندی دی ولکرانت، 7 نوامبر 1978،صحیفه نور، ج4ص364

42-پاریس در مصاحبه با خبرنگار روزنامه لاکروا، 10 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص242

43-پاریس در مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ، 11 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص263

44-مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلیس، 16 آذر 57، صحیفه نور،ج5،ص132

45-مصاحبه با خبرنگار تلویزیون آلمان،16 دی 57، صحیفه نور، ج5،ص 353

46-صحیفه نور،ج3،ص16

47-مصاحبه با راديو و تلويزيون اطريش، 10 آبان 1357، "امام و ..."، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص120

48-صحیفه نور جلد 18 ص 83

49-صحیفه نور جلد 4 ص 145

50-، پاریس در مصاحبه با خبرنگاران، 1 بهمن 57

51- پاریس در مصاحبه با رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷

52- پاریس درمصاحبه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه،13 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص147

53-پاریس درمصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷

54- پاریس درمصاحبه با خبرنگاران، 8 آبان 57

55-مصاحبه با اشپيگل، 7 نوامبر 1977

55/1- سخنرانی بهشت زهرا 12 بهمن 1357-مرکز اسناد انقلاب اسلامی

56-مصاحبه با راسلگر، آبان 57، پاريس، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 70

57-پاریس در مصاحبه با راسلگر، آبان 57، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 70

58-مصاحبه با مجله اكسپرس،20/10/ 57؛ صحيفه نور، ج 4، ص 199

59-مصاحبه با خبرنگاران، 17 آبان 57، پاریس

60-پاریس در مصاحبه با اشپیگل،16 آبان 57، صحیفه نور،ج4،ص359

61-مصاحبه با القومی العربی،20 آبان 57،11 نوامبر 78، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص214

62-پاریس، سخنرانی 1 دی 57

63-مصاحبه با روزنامه آلمانی دنيای سوم، 15 نوامبر 78

64-پاریس در مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، 19 آبان 57

لینک های مرتبط:

رویکرد آیت الله خمینی نسبت به احزاب و گروهها و نشریات فاسد و توطئه گر

بازخوانی نامه شدیداللحن رفسنجانی به آیت الله خمینی مبنی بر اعتراض به حمایت ایشان از بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران

گزیده سخنرانی آیت الله خمینی(ره) در بهشت زهرا در 12 بهمن 1357

نامه های آیت الله خمینی خطاب به رئیس جمهور وقت و رئیس وقت شورای بازنگری قانون اساسی مبنی بر تغییرات مورد نظر در قانون اساسی

تذكر آیت الله العظمی خمینی (ره) به آیت الله خامنه ای در مورد حدود اختیارات ولی فقیه و سیر مراحل آن!

احمد خمینی: " اطاعت از خامنه اي، اطاعت از امام است "، هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست.

احمد خمینی: عده ای اطراف مرا گرفتند تا در مقابل ایشان بایستم؛ توی دهن آنها زدم

تقاضای معافیت از پرداخت مالیات براساس نظریه مرحوم سید احمد خمینی!

منبع : به شرح منابع اشاره شده
تاریخ انتشار : 1388/06/10 | تعداد نظرات شما : 61 | نسخه قابل چاپ
نظرات خوانندگان
       • سلام جناب آقاي اعلمي، ١. نميدانم چرا بين نسل شما و نسل ما زمين تا زمان فاصله است. براي شما اينگونه شعارها نويد جامعه اي آرماني را ميدهد ولي براي ما سر تا پا تناقض است و بس. براي مثال در مورد شماره ي ٢، ميفرمايند "شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است." ، خوب سوالي كه براي ما جوانان پيش ميايد اين است كه، ... چرا هيچ كس ... نگفت در هيچ يك از جمهوريهاي جهان كتب اسماني مبناي قانونگذاري نيست؟ ايا اين خودش بزرگترين تناقض در گفتار ... نيست؟ مثل اين است كه شخصي بگويد كه خودرو ي من راه ميرود مثل همه ي خودروها، فقط به جاي موتور ...اين را دنبال خود ميكشد...خوب اين كه ديگر نشد "خودو" !!! مورد بعدي، در نمونه هاي متعدد در بخش "ب" ايشان اشاره ميكنند كه حكومت اسلامي حكومتي است كه با راي مردم ميايد...همچنين در شماره ي ١٠ ميفرمايند حكومت مورد نظر ايشان مانند حكومت پيامبر است...خوب حالا سوالي كه پيش ميايد اين است كه مگر پيامبر اسلام به راي مردم پيامبر شد و رهبري جامعه ي ان زمان را در دست گرفت؟؟ پس تكليف رسالت الهي ايشان چه ميشود؟ تناقضات گفتاري از اين قبيل در همين جملاتي كه شما اورده ايد بسيار است. يك نوع ديگر ...مثلا در جمله ي شماره ي ٢٣ دقت كنيد ..."اختیارات شاه را نخواهم داشت." خوب خود بنده از اين جمله اين استنباط را ميكنم كه ايشان منظورشان اين است كه قصد "پادشاهي" ندارم، خوب اين كه عالي است...ولي آيا ايشان هيچ اشاره اي به اينكه قصد حكومت مستقيم بر مردم ندارند كرده است؟ شما ممكن است بگوييد بله ولي من ميگويم نه...اگر در همان زمان هم از ايشان سوال ميكرديد حتما جوابشان مبني بر اين بود كه ولي فقيه با پادشاه زمين تا اسمان فرق دارد و من ولي فقيه هستم نه پادشاه و بر طبق فلان حيث و فلان آيه ولي فقيه بر تمام امور زندگي شخصي مردم حق دخالت دارد. ... ٢. ولي بخش ديگري از اين تناقضات جنبه ي عملي دارد. معمولا افراد داخل نظام كه به وضع موجود اعتراضات اساسي دارند از اين گله ميكنند كه چرا حرف اقاي خميني زمين مانده است؟ خوب سوال ما جوانان اين است كه مگر اين وعده وعيد ها در زمان حكومت خود [ایشان]هم ... عملي شده بود كه امروز با نشدنش موجب ن
فرستنده : مهدي كريمي تاریخ ارسال : 1388/09/17
پاسخ به شما :
       • سلام آقای اعلمی عزیزم . یورولمایین . خیلی دوست دارم در کشور البته دموکراتیک، هر حزبی و هر ملتی و قومی و هر قوه ای و جناحی برای خودش صدا و سیمایی آزاد داشت آنهم با تدبیر و مدیریت خود حزب و قوم و... نه تعیین شده ، تا ملت حتی اگر در میانشان عوامی هم می بود بهتر می توانست درک کند و ... اعلمی جان شما در دوران نمایندگیتان و در روزنامه سلام هر سوال و هر سخنی که در دل و ذهن مردم بود را بیان کردید ولی در خصوص صدا و سیما هیچ نگفتید البته یکبار در تبریز در این مورد اشاراتی در باره وارث صدا و سیمای آذربایجان شرقی که شش دانگ به نام خودش است عنوان کردین . ولی اعلمی جان از وقتی از تبریز رفتین صدا و سیمایش ... شده و کم مانده وقت خواب آقایان را نیز نشان دهد وبا آب و تاب جانانه و رویایی خبر دهد .اعلمی جان به خداوندی خدا قسم وقتی اینها را می بینم و درک میکنم آن موقع چه احساسی داشتین گریم می گیرد. فقط میخواهم یک پاسخ و جمله امید برایم بگین تا آرام بشم. فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی غصه ات میگیره وقتی بدونی و ببینی
فرستنده : ناصر چمن گرد تاریخ ارسال : 1388/08/19
پاسخ به شما : مدیر سایت: سلام، پاسخ خود را در ذیل یادداشت"پیوندهای فامیلی بعضی از مقامات و اشخاص سیاسی در جمهوری اسلامی" ملاحظه بفرمائید.
       • سلام اقای اعلمی به عنوان مثال در همین پست پاسخهای شما به کاربرانی از جمله(کاظم-محمد-عرشیا-امید-علی م-هادی-من -بی نام)مشاهده نمیشود ولی بقیه قابل رویت میباشند... یا علی
فرستنده : علی تاریخ ارسال : 1388/06/27
پاسخ به شما : سلام، علی آقای عزیز متاسفانه امکان پاسخگوئی به همه کاربران عزیز وجود ندارد و در مواردی هم که عبارت "پاسخ به شما" بدون پاسخ اینجانب یا مدیر سایت منعکس می شود، از جمله موارد مورد اشاره شما، از ایرادهای سایت است که امیدوارم طراح و مدیر فنی سایت نسبت به رفع این ایراد اقدام نماید.
       • سلام اقای اعلمی خواهشا در مورد کامنتها فکری اساسی بکنید بیشتر پاسخهای شما دیده نمیشوند و این مشکلی است که از موقع افتتاح سایت همواره تا کنون مشاهده می شود. با تنشکر
فرستنده : علی تاریخ ارسال : 1388/06/24
پاسخ به شما : مدیر سایت: اگر ممکن است به چند نمونه از آنها اشاره نمائید.
       • Mr Alamy; who put Mr Montazery aside who said made Mr bani sadr first president and he start this and that are wrong left him alone ,who gave order to kill Mr gotzadeh, who killed 4000 young boys and girls in 1961 and all tese and now time is for you and rafsanjani you guys close your eyes think people don't know all these . But I know al as we Iranian say in niez bogzarad ahmadie nejat will be gone and we hope we deserve something better than this... dictatorl man can't live for ever we all die some day.Reza khone lived 20 years and gone with wind we all go.
فرستنده : kazem تاریخ ارسال : 1388/06/24
پاسخ به شما :
       • آقای اعلمی فکر می کنم مورد 11 مربوط به سخنرانی بهشت زهرا ی آقای خمینی نیست. این جملات را ایشان در سخنرانی در مدرسه فیضیه قم به تاریخ 10 اسفند 57 ایراد فرموده اند. گزارش کامل آن در روزنامه کیهان (اگر اشتباه نکنم): http://gameron.files.wordpress.com/2008/02/4654.jpg
فرستنده : احسان ابراهیمی تاریخ ارسال : 1388/06/23
پاسخ به شما : بنظر می رسد که حق با شماست.از تذکرتان متشکرم
       • با اجازه شما می خواستم به فردی که خود را علی 45 معرفی کرده و نوشته است(سلام چه خوب شد شما با این دل وجرات کمی که داری تایید صلاحیت نشدی)، بگویم که بچه جان تو باید سال ها در کلاس آقای اعلمی درس شجاعت و جرات داشتن را یاد بگیری. آیا تو اصلا معنای جرات را می دانی؟ کدامیک از سیاست مداران کشورمان باندازه یک سرسوزن از جرات و شجاعت ایشان را دارند؟ خوب است اسناد و دلایل شجاعت وجسارت اعلمی در همین وبلاگ وجود دارد و نیازی به ارائه دلیل برای افراد... مانند تو نیست. پیشنهاد می کنم که پیش ..مانت پستونکت را بخوری و ...
فرستنده : محمد تاریخ ارسال : 1388/06/22
پاسخ به شما :
       • در پاسخ به این دوست : "با سلام جناب اقای اعلمی چرا شما به صورت واضح و شفاف موضع خود را در مورد وقایع اخیر کشور بیان نمی کنید؟ نکنه به نظام اسلامی کنونی موافق هستد؟ چرا جواب نمی دید؟" شما میخواهید چگونه موضعی داشته باشند؟ اقای اعلمی با مقالات خود هم موضع رو مشخص کردن هم اینکه تلاش برای اگاهی مردم، (نه حرکت به صورت کور کورانه که دردسری دیگر به وجود بیاره) کردن. البته این یه نظر شخصی است که از مواضع اقای اعلمی دارم.
فرستنده : arshia تاریخ ارسال : 1388/06/22
پاسخ به شما :
       • با سلام جناب اقای اعلمی چرا شما به صورت واضح و شفاف موضع خود را در مورد وقایع اخیر کشور بیان نمی کنید؟ نکنه به نظام اسلامی کنونی موافق هستد؟ چرا جواب نمی دید؟
فرستنده : مهدی تاریخ ارسال : 1388/06/22
       • سلام اقای اعلمی، یک سوال داشتم، اقای اعلمی اگر شما بجای اقای کروبی بودید همانند ایشون تا اخرین لحظه حتی در صورتی که بدانید بر خانواده تان نیز مشکل ایجاد خواهد شد استادگی می کردید؟ و ایا اینکه فکر میکردید اقای کروبی تا این حد بر خواسته ها و مستندات خود پا فشاری کند؟
فرستنده : arshia تاریخ ارسال : 1388/06/22
پاسخ به شما : سلام، پاسخ خود را در رفتار و مواضع کنونی و عملکرد و گذشته افراد جستجو نمائید. تاکید می کنم که پافشاری برای کشف حقیقت و اجرای حق و عدالت و مبارزه با هرگونه ظلم و تبعیض و بی عدالتی وظیفه هر مسلمان آزاده ای است.
       • سلام چه خوب شد شما با این دل وجرات کمی که داری تایید صلاحیت نشدی
فرستنده : علی45 تاریخ ارسال : 1388/06/22
       • سلام آقای اعلمی با آرزوی قبولی طاعات و عبادات یک سوال حقوقی داشتم که فکر می کنم شاید برای خیلی ها مخصوصا افرادی که در خارج از ایران هستند مطرح باشد و آن اینکه ایا به صرف قرار دادن مطلبی در فیس بوک و یا شبکه های مشابه می توان شخص را به جرم تبلیغ علیه نظام دستگیر کرد؟ اساسا تعریف دقیق و حقوقی تبلیغ علیه نظام یعنی چه؟ مثلا اگر کسی در وبلاگ خود از [آقای]خامنه ای و یا احمدی نژاد به طور مستند و بدون توهین انتقاد کند تبلغ علیه نظام می باشد؟ با تشکر رضا-کبک-کانادا
فرستنده : رضا تاریخ ارسال : 1388/06/21
پاسخ به شما : سلام، متاسفانه در قوانین جزائی ایران تعریف روشنی از نظام و تبلیغ علیه آن و همچنین مصادیق تبلیغ علیه نظام ارائه نشده است و به همین سبب بعضی از قضات و بازپرسان بر اساس فهم و برداشت و سلیقه خود مصداق یابی می کنند. با این وصف انتقاد مشفقانه و سازنده به هیچوجه به مفهوم تبلیغ علیه نظام محسوب نمی شود و تبصره ماده 3 قانون مطبوعات در تعریف انتقاد سازنده مقرر می دارد:"انتقاد سازنده مشروط به دارا بودن منطق و استدلال و پرهيز از توهين، تحقير و تخريب مي‌باشد." بزودی برداشت حقوقی خود را در مورد تعریف نظام و تبلیغ نظام و تضعیف نظام خواهم نوشت.
       • سلام آقای اعلمی همشهری عزیز. به نظر شما وقتی در جامعه ای یا در یک زمانی از تاریخ اگر افرادی پیدا شوند که با استفاده از ابزار دین و دکانداری دین و خدا و پیامبر و هزار حرف ...دیگر بتوانند آن جامعه را به تمام معنا غارت کنند و به مانند ارث پدری از آن خرج نمایند، آیا وقت ان نرسیده است که در دین و دینداری مدنی را تخته کرده و اجازه ورود دین را به عرصه اجتماع نداد تا این فجایع ببار ننشیند. تقریبا مثل ترکیه. 2- آیا شما در خصوص شیوه شکنجه و اعتراف گیری عمال حکومتی از بازداشت شدگان اخیر نظری دارید؟ منظورم اینه که اینها چیکار می کنند که یه خرس گنده میاد اعتراف میکنه که والله من خرگوشم. همانطور که دکتر خزئلی اشاره کرده. مثلا چگونه میشود که ابطحی بر علیه خودش حرف میزند. 3- با توجه به بازداشت دکتر بهشتی و مهندس الویری آیا شما فکر می کنید که ماجرا داره بیخ پیدا میکنه؟ من خبری شنیدم مبنی بر دستور بازداشت کروبی از سوی ...
فرستنده : سجاد تاریخ ارسال : 1388/06/21
پاسخ به شما : سلام، یک-اگر چنین اتفاقی رخ دهد یعنی بنام دین و یا با توسل به مقدسات جامعه ای مورد غارت واقع شود، قطعا به دیندار بودن افراد مذکور باید شک کرد و این پدیده نسبت و ارتباطی با تعالیم دینی ندارد هرچند که باعث رویگردانی افکار عمومی و خصوصا نسل جوان از دین و ارزش های دینی خواهد شد. ضمنا در ترکیه نه تنها در دین ودینداری تخته نشده بلکه شواهد حاکیست که بدلیل درست عمل کردن متولیان و مبلغان دینی و دولتمردان ارزشگرا، با گذشت زمان اعتقادات مردم نسبت به تعالیم دینی بیشتر هم می شود.البته در این کشور بنام دین و خرج کردن از اعتقادات دینی حکومت نمی شود و دین از سیاست جداست. دو- قبلا نظر خود را در مورد اعترافات اخیر و اعتراف گیری و آثار آن نوشته ام. ضمنا در نظر داشته باشید برای افراد حقوقی اظهار نظر و داوری کردن در مورد هر مساله و پدیده ای نیازمند دلیل و شواهد و مدارک و مستندات می باشد و به سادگی نمی توان به اشخاص نسبت داد. سه- از خبر مذکور در حد یک شایعه من هم بااطلاعم ولی دلیلی برای صحت و سقم آن دردست نیست و منبع این خبر هم موثق نمی باشد.
       • سلام دکتر عزیز . اولا خدمتتون عرض کنم که 4 نفر از اعضای تشکل آرمان در سال تحصیلی جدید مقطع کارشناسی ارشد با حکم وزارت اطلاعات محروم شدند . دوما در صورت توانایی جنابعالی فردا منتظر دیدارتان در ورزشگاه یادگار هستیم .چون حالا دیگه تنها دژ ایستادگی ما برای احقاق حقوق از دست رفته همین یادگار هستش . با آرزوی موفقیت
فرستنده : araz تاریخ ارسال : 1388/06/21
پاسخ به شما : سلام، با توجه باینکه ساکن تهران هستم متاسفانه حضور در ورزشگاه برایم میسر نیست.
       • سلام : جناب أقاي اعلمي واقعا و واقعا چقدر ما بدبخت روزگار شديم كه مجلسيان كه نمايندگان مردم بشمار ميروند فقط و فقط بخاطر ترس از منافع خود سكوت ميكنند حتي اقليتهاي اصلاح طلب نيز كه دليلي براي عدم ابراز عقيده شان ندارندباز سكوت ميكنندچرا فرهنگ و سياست ما عوض پيشرفت پسرفت ميكند. مگر در مجلس هيجدهم نبود (در زمان مصدق) كه با اينكه مثل همين زمان نمايندگان طرفدار مردم اقليت بودند ولي هر روز مردم را به بهارشتان مي كشاندند.
فرستنده : همتا تاریخ ارسال : 1388/06/21
       • با سلام جناب اقای اعلمی چرا شما به صورت واضح و شفاف موضع خود را در مورد وقایع اخیر کشور بیان نمی کنید؟ نکنه به نظام اسلامی کنونی موافق هستد؟
فرستنده : مهدی تاریخ ارسال : 1388/06/21
       • ساغولاسیز
فرستنده : تورک اوغلی تورک تاریخ ارسال : 1388/06/20
       • متن زیر به قلم آقای حیدر عباسی (باریشماز) می باشد که در کتاب تعلیمات انور (تالیف استاد ارجمند آقای مهدی اکبری) چاپ شده است. در حالیکه دیوارهای هار و گرسنه شهر دیوار، مسافر شهر بی‌دیوار را به کام خود فرو می‌بردند، تعداد دیوارها فزونی می‌یافت. مسافر حیرت‌زده از کسی که دیوار بلندی را رنگ می زد، پرسید: " این چیز بدقواره که رنگش می‌کنی، چیست؟ " جواب داد: « دیوار » . مسافر پرسید: " دیوار دیگر چیست؟ " جواب داد: " دیوار رگ حیاتی شهر است! " مسافر پرسید: " از برکت خونی که در رگ‌ها جریان دارد، پای اگر به سنگ بخورد، دل بدرد می‌آید و چشم‌ها اشکبار می شوند؛ این رگ دیوار نام را چه هنری باید؟ " جواب شنید: " تمام اهالی از برکت این رگ نفسی به‌راحتی می‌کشند ، و بی‌واهمه روزگار خود را سپری می کنند. دیوار زینت شهر است. " مسافر پرسید: " واهمه! واهمه از چه چیز؟ چرا؟ و از چه کسی ؟! " جواب شنید: " از دزدها و شیادها، آدم‌های عوضی و ناجور ... " مسافر پرسید: " این آدم‌های عوضی دزد شیاد کجا زندگی می‌کنند؟ کیستند و چه شکلی دارند؟ " جواب شنید: " خوب ... اهل اینجا هستند ، یکی از ماها هستند ، از خودمان هستند." مسافر گفت: " اینقدر مرا کفایت می کن؛ و از راهی که آمده بود برگشت. " پرسیدند: " درنگی ای مسافر ، کجا با این عجله ... " جواب داد: " در جایی که تعداد دیوارها چند برابر افراد باشند، فقط دیوارها حق نفس کشیدن دارند نه آدم‌ها !!! " www.gunes.blogfa.com
فرستنده : امید تاریخ ارسال : 1388/06/20
پاسخ به شما :
       • افاضات جدید حضرت مشایی!! آخی بیر کس یوخدی بو گده یه دی یه آخی گده " دانیشماخ باشارمئسان، دانیش ماماخ دا باشار مئسان؟!" ببینید چه افاضاتی فرموده اند: (!) * مشايی: خداوند به خودش بدهكار بود كه انسان را آفريد!! جام جم آنلاين: «خداوند به انسان بدهكار نبود كه او را آفريد، ظاهراً خداوند به خودش بدهكار بود كه انسان را آفريد. دلش خواست شناخته شود.» اين جملات بخشي از سخنان تازه رحيم مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور است. به گزارش خبرگزاري مهر متن دقيق بخش هايي از سخنان اسفنديار رحيم مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور در آيين معارفه وزير جديد علوم و با حضور شخصيت هاي کشوري و اساتيد دانشگاهها را جهت اطلاع منتشر كرده است. اسفنديار رحيم مشايي سه شنبه شب در مراسم توديع محمد مهدي زاهدي و معارفه کامران دانشجو وزراي علوم دولتهاي نهم و دهم در دانشگاه شهيد بهشتي و در بخشي از سخنانش با اشاره به اينکه علم از جنس نور است، در سخناني قابل تامل گفت: نمي خواهم فلسفي صحبت کنم ، ذوقي مي گويم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفريد. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفريد. دلش خواست شناخته شود. يک کسي را بايد خلق مي کرد که بتواند بشناسد. انسان اهميتش به همين علم است. اگر علم را برداريم انسان حذف مي شود. انسان را که حذف کنيم، ديگر نيازي به حذف خدا نيست ، زيرا خدا ديگر خودش حذف شده است. مشاور رئيس جمهور ، در بخش ديگري از سخنانش در تاکيد مجدد بر علم ، گفت: «امام عصر (عج) پيامبر نيست که کسي از او معجزه بطلبد. قبول. اما اگر کسي امروز بيايد براي ايفاي ماموريت تاريخي خود که هزار و چند صد سال از بروز و ظهور او گذشته است ، آيا بشريت از او سند و مدرکي نخواهد خواست؟! حتما خواهد خواست. فکر کرده ام که اگر امام عصر امروز، فردا، 10 سال ديگر، صد سال ديگر يا ... بيايد آيا بشريت از او حجت طلب نخواهد کرد؟ بعيد است که طلب نکند. اما آن حجت چيست؟ فکر کردم و به اين نتيجه رسيدم که اگر بشريت از او حجتي طلب کند، دانش" طلب خواهد کرد.» وي در ادامه گفت: بشر براي اثبات حجيت و سنديت نسبت به ادعاي امام عصر (عج)از او دانش طلب خواهد کرد(!) دانش 27 واحد است. دو واحد تا زمان او است. معادله رشد دانش هم اهل رياضيات مي دانند که خطي نيست و دانش هر چه هست مربوط به
فرستنده : علی-م تاریخ ارسال : 1388/06/20
پاسخ به شما :
       • سوال بعدیم این هست که به نظر شما ما چند تا انقلاب فرهنگی دیگر باید انجام دهیم تا تبدیل به طالبان شویم؟
فرستنده : هادی تاریخ ارسال : 1388/06/20
       • سلام جناب اعلمی: نظرتان در مورد نامه ی برائت از مشرکین جناب سروش چیست؟ آیا دل فرهیختگانی که در انقلاب فرهنگی اول( ناک اوت) شدند با این نامه به دست می آید؟
فرستنده : هادی تاریخ ارسال : 1388/06/20
پاسخ به شما : سلام، متاسفانه نامه یاد شده را مطالعه نکرده ام.
       • سلام برای تشویق تیم تراختور ،تنها جایی که آذربایجانیها می توانند برای هویت و زبان و ... خود 90دقیقه!! حرمکتی کنند در صورت امکان به استادیوم بیایید.منتظرتان هستیم. یاشاسین.......................................آذربایجان یاشاسین.......................................آذربایجان
فرستنده : یاشار تاریخ ارسال : 1388/06/19
پاسخ به شما : سلام، اگر در تبریز بودم حتما شرکت می کردم.
       • با سلام آقای اعلمی بعد از توقیف روزنامه سلام و تشکیل دادگاه اگه اشتباه نکنم دادگاه حکم به توقیف 5 ساله روزنامه سلام داد حالا با گذشت سالها چرا هنوز خبری از روزنامه نیست؟؟
فرستنده : آراد فرمانی تاریخ ارسال : 1388/06/19
پاسخ به شما : سلام، ظاهرا آقای موسوی انگیزه ای برای راه اندازی مجدد روزنامه ندارد.
       • سلام یه سوال حقوقی داشتم . جناب اعلمی وقتی می خواهند قاتلی را اعدام کنند از خوانواده مقتول پول کلانی می گیرند !! از نظر شرعی و قانونی آیا این کار درست است؟؟؟ با عقل من که جور در نمی آید به نظر من بی منطق است ! لطفا پاسخ دهید
فرستنده : گونش تاریخ ارسال : 1388/06/19
پاسخ به شما : سلام، قبلا به این پرسش پاسخ دادم. لازم است در مورد این ادعا توضیح بیشتری بدهید. این ادعا عمومیت ندارد.
       • جناب آقاي اعلمي با سلام و عرض ادب كلكسيون زيبايي از حرفهاي زيبا فراهم آورديد هر چند بدرستي نميدانم هدف از جمع آوري و ارائه اين مجموعه چيست ؟! ، شما بخوبي ميدانيد كه در طول تاريخ ده ها بلكه صدها بار شاهد موارد مشابهي از اين دست بوديم و هر بار تعدادي تلاش كردند تا مردم را از تكرار اشتباه بر حذر دارند اما افسوس كه مردم فراموشكارند و جملات زيبا نا محدود ! ، تاييد اين ادعا وضعيت امروز ، آنانكه دستشان به خون عزيزان اين مرز و بوم رنگين است و تا همين چند ماه قبل مهر سكوت بر لب داشتند حال دايه مهربان تر از مادر شده اند و از درخواست كنندگان آزادي زندانيان سياسي ، فعال حقوق بشر و طرفدار آزادي بيان و غيره و غيره ، در اين ميان چه بسا كساني كه چندي پيش حكم وزارت در دست داشتند و بر مسند قدرت تكيه زده بودند و امروز با چرخش وزش باد با آن همسو و همزبان شدند ، من هم چون شما آرزو ميكنم ديگر اشتباه نكنيم اما اميدوار نيستم چرا كه مردم ايران خسته اند و دلشكسته و همچون در چاه افتاده ها به هر سوراخي دست مي كنند حتي اگر بدانند لانه مار است ...! ارادتمند مهرداد اميررحيمي
فرستنده : مهرداد اميررحيمي تاریخ ارسال : 1388/06/19
پاسخ به شما : سلام، در ابتدای مقاله به دلیل گردآوری بشارات و وعده های بنیانگذار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی اشاره شده است.
       • پیشنهاد می کنم همه فعالان سیاسی همانند مرحوم بازرگان بصورت انفرادی و بیانیه های حزبی اعلام کنند در صورت دستگیری و زندانی شدن همه سخنان آنها ( ازجمله ، اعتراف- دادگاه تلویزیونی- اصرار به مصاحبه روشنگری و ....) بی اعتبار است و سپس هنگام دستگیری طبق خواسته بازجویان عمل کنند و بدینوسیله از عذاب خود و خانواده شان جلوگیری کنند- وبدانند چیزی از ارزش و اعتبار آنها نزد مردم کم نمیشود
فرستنده : رضا تاریخ ارسال : 1388/06/18
       • با تشكر از روشنگري هاي شما.با آرزوي توفيق روز افزون براي شما و تمام آزادگان ايران زمين
فرستنده : ramin hekmatara تاریخ ارسال : 1388/06/18
       • با سلام... آقای اعلمی می خواستم بدانم، مهندس بازرگان در انتخابات ریاست جمهوری سال 64 با چه قانونی رد صلاحیت شد؟ چرا که نظارت استصوابی بعد از فوت بازرگان، در مجلس پنجم تصویب شده است. در ضمن می خواستم بدانم این طرح از سوی دولت مطرح شده یا از سوی مجلس؟ و این که، آیا طرح انحلال آن در مجلس ششم مطرح شد یا خیر و اگر آری از سوی چه قوه ای مطرح گشت و در چه سالی و چرا تصویب نشد؟ از زیادی سوالات معذرت می خواهم. با تشکر
فرستنده : حمید نادریان تاریخ ارسال : 1388/06/18
پاسخ به شما : سلام طبق اصل 99 قانون اساسی شورای نگهبان نظارت بر انتخاب‏ رئيس‏ جمهور، انتخابات‏ مجلس‏ شوراي‏ ملي‏ و مراجعه‏ به‏ آراء عمومي‏ و همه‏ پرسي‏ را بر عهده‏ داشته است و با تمسک به قانون انتخابات ریاست جمهوری و قانون نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، افرادی که باب میل آنها نبوده را رد کرده اند. برای آگاهی بیشتر از چگونگی ورود نظارت استصوابی به نظام انتخاباتی توصیه می کنم که مقاله " نقد و بررسی جامع نظارت استصوابی" را در همین سایت مطالعه کنید. در نظر داشته باشید، مادامیکه رد صلاحیت های شورای نگهبان دامن خودی ها اعم از راست وچپ را نمی گرفت اعتراضی هم صورت نمی گرفت اما از زمانی که تیغ نظارتی این شورا به جناح سیاسی مقابل هم سرایت کرد اعتراضات شروع شد. برای حذف نظارت استصوابی از قانون انتخابات دولت خاتمی و مجلس هردو اقدام کردند اما خاتمی لایحه خود را پس گرفت.
       • سلام دکتر و دوستان نتیجه گیری نهایی از این نوشته، نمیتواند منکر این باشد که ادبیات دموکراتیک امام، امروز با روش و منش دیکتاتورمآبانه احمدی نژاد و دوستان آگاه و ناآگاه او، به بوته فراموشی سپرده میشود و صد البته با ابراز ولایتمداری شخص وی و پیرو راه امام بودن، بزرگترین جفا را در حق آن روشنفکر روحانی میکنند. شخص بنده با مطالعه سخنان امام در آن مقطع از انقلاب، به عمق انحراف حکومت از سخنان ایشان در این مقطع کنونی پی بردم. بی شک مسئولیت انحرافات وسیع سیاسی و اجتماعی وضع موجود، بر گردن آنانی هست که خود را میراث دار انقلاب میدانند و زمانی مورد تأیید حضرت امام بودند و حالا جز خودشان، دیگران را نافی اصول انقلاب می پندارند. حال که امام نیست، بهترین سند موزد قبول برای حفظ نظام، سخنان ایشان میباشد. بهتر است همه مسئولین نظام از عالی ترین تا جزءترین، یکبار دیگر بنشینند و بیانات امام را مرور کنند تا ببینند کجا اشتباه کرده اند که کشور امروز به این آفت دچار شده است. نه اینکه هر روز بر قربانیان مصلحت افزوده شود، احمدی نژاد و اطرافیان او و علی الخصوص نمایندگان اعتقادفروشی که متأسفانه کم هم نیستند! بعنوان کودتاچیان در اذهان ملت متبلور گردند. یک جریان سیاسی را از بیخ و بن قلع و قمع کنند و در منابر و محافل داخلی و بین المللی ژست دموکراتیک از خود و نظام نشان دهند حال آنکه تحمل شنیدن سخنان خشک و خالی فرزندان نظام را نداشته باشند. خلاصه کلام فضای حکومت نظامی و تنگ نظری بوجود آمده در کشور، نوید دیکتاتوری میدهد، چیزی که قرار بود در هشت سال اصلاحات از صفحه تاریخ ایران برچیده شود. چرا چنین نشد؟ چون آنان نیز "فقط ما" پنداشتند و "اعلمی" های زیادی را فراموش کردند که روزگاری برای جاری ساختن روح اصلاحات در متن جامعه حرکت میکردند و حالا قربانی مصلحت اندیشی اصلاح طلبان شده اند!
فرستنده : امید تاریخ ارسال : 1388/06/18
       • درود بر شما آقای اعلمی .بابت بخش معرفی کتاب ممنونم.خیلی عالیه. عکس جالبی .دو حالت داره یا نمی دونن تو مملکت چه خبره و در خواب غفلتن یا برعکس می دونن تو مملکت چه خبره و خودشون رو بخواب زدن هر چند هر دو حالت مصداق داره ولی حالت دوم کثرت مصداق داره.سوالی داشتم. هر چه قدر نقش و نمای ساختمان مجلس شورای اسلامی رو بررسی کردم طرح و سازه ی آن را منطبق با معماری فرماسونری دیدم.حتی اگه اشتباه نکنم مورخ حکومت عبدالله شهبازی هم به اون اشاره کرده جالب بود که بعد مدتی خواستم به سایتش سر بزنم فیلتر شده بود.این معماری نه ایرانی نه اسلامی نمی دونم شاید مثل آرم الله توجیهش کنن.خواستم بدونم شما در دوره های پیشین هیچ انتقادی به طرح و نقشه فرعونی این ساختمان نداشتید.این چه قدرتی که مجوز ساخت مهمترین سازه ی سیاسی کشور رو اونم به این شکل داده.یعنی آقایان واقعن نمی دونن معماری و دکوراسیون بیرونی و درونی این ساختمان نماد چیه.هر چند تاریخچه ارائه ی طرح و ساخت اون رو خوندم.اما سوال اینه اگه حکومت ضد ماسونه اینه ساختمون چیه اما اگه این ساختمان ماسونی پس ادعا حکومت در مخالفت با استکبار جهانی چیه؟شایدم ماسونری چیزه خوبیه.بدبختانه دامنه ی نماد شناسی که انجام داده ام به جاهایی باریکتر از این هم می رسد.تا کی دوگانه باوری؟نمی دونم احتمالن ا دیوانه شدم؟
فرستنده : سمراد تاریخ ارسال : 1388/06/18
پاسخ به شما : سلام با تغییر و اصلاح ساختمان چیزی تغییر نخواهد کرد. مهم تغییر و اصلاح افراد درون ساختمان مجلس است و اینکه در اثر تغییرات به عمل آمده خانه ملت به نمایندگان واقعی ملت اختصاص یابد. بد نیست بدانید که مساحت پارلمان انگلستان کمتر از نصف پارلمان ایران است. احداث ساختمان جدید آنهم در منطقه ای مانند بهارستان که از مرکز شهر دور بود، به هیچ وجه به مصلحت نبود. بنده در مجلس ششم با توجه باینکه نقل و انتقالات به مجلس جدید هزینه های زیادی را به بیت المال تحمیل می کرد با انتقال به این مجلس مخالف بودم و به اتفاق چندتن از دوستان مخالفت خود را درچند نوبت تذکر آئین نامه ای در صحن علنی بیان کردیم. استدلال موافقان این بود که مجلس جدید در حال تکمیل است و عدم استفاده از آن اسراف خواهد بود و حال آنکه دستگاه های مختلفی حاضر به خریداری آن بودند. به هرروی انتقال به مجلس جدید در زمان اکثریت یافتن طیف موسوم به اصولگرایان صورت گرفت و هزینه های مجلس جدید را بصورت سرسام آوری افزایش داد!
       • آهان . به شدت منظورتون رو فهمیدم.
فرستنده : هادی تاریخ ارسال : 1388/06/18
       • آقای اعلمی سلام / با اجازه این مطلب در فریاد عدالت انتشار یافت ... www.mstai.tk
فرستنده : فریاد عدالت تاریخ ارسال : 1388/06/18
پاسخ به شما : سلام متشکرم
       • جناب اعلمی به گمان من محمد رضا شاه با دادن حکومت به شماها کاری کرد که اگر هزار سال کسی تبليغات ميکرد که ای ملت دنبال يک مشت شکنجه گر آدم کش دوروغ گوی شارلاتان نرويد اينقدر کار ساز نبود. ببينيد چگونه در طول سی سال حرفها و کردار هزار ساله رو شد. با احترام. بديعی
فرستنده : بديعی تاریخ ارسال : 1388/06/18
       • سلام آقای اعلمی آقای مشهدی چاوز در مشهد فرمودند که به کمک آقای احمدی نژاد می خواهند شرایط را برای ظهور مسیح و مهدی موعود آماده کنند! واقعا مسیح و مهدی منتظر هستند که این آقایان اجازه ی ظهور بدهند!؟ خدا به داد ما برسد با این نسل جدید سیاست بازان ما
فرستنده : هادی تاریخ ارسال : 1388/06/17
پاسخ به شما : سلام نظر باینکه طبق فتوای یکی از روحانیون مخالفت با احمدی نژاد به منزله مخالفت با خداوند است، لذا برزبان آوردن این سخنان گناه است و ممکن است حکم کفر و ارتداد ما هم صادر شود. اساسا ما را چه به مسائل دینی!
       • شما اگر جای من بودید چه می کردید؟ www.faridsalavati.blogfa.com
فرستنده : فرید صلواتی تاریخ ارسال : 1388/06/17
       • سلام آقاي اعلمي ديروز از بي بي سي شنيدم عاطفه امام دختر 19 ساله يكي از بازداشتيها در خيابان توسط افراد ناشناس ربوده شده است . خودم شخصا" هيچ كدوم از اينارو نميشناسم. ولي چون آذري هستم و البته مثل ساير آذريها يكمي غيرتي ، و چون از وقايع اتفاق افتاده در بازداشتگاهها و تجاوزهاي جنسي و .... باخبر هستم ، از شنيدن اين خبر حالت تهوع بهم دست داد. دستم به هر كجا ميرسه دارم اين خبر رو مينويسم كه مثلا" به خيال خودم از عاطفه حمايت كرده باشم. نميدونم ديگه چه كاري از دست من ساخته است.لطفا" شما هم هر كاري از دستتون بر مياد بكنيد.
فرستنده : مرتضي تاریخ ارسال : 1388/06/16
       • نامه‌ی هشدارآمیز و خواندنی خواهر شهیدان مهدی و حمید باکری بسم الله الرحمن الرحیم‌ اینجانب خواهر سه شهید هستم. در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند .30 سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی و 30 سال باقی را در جمهوری اسلامی سپری کردم. در زمان رژیم شاهنشاهی که برادر بزرگم اعدام شد و برادر دیگرم در زندانهای قصر، اوین، عادل آباد شیراز، قزل قلعه و زندان ارومیه زندانی بود ، ما و مردمی چون ما این حق را داشتیم که با حقوق دانان بین المللی و نمایندگان سازمان عفو بین الملل و نمایندگان سازمانهای حمایت از زندانیان دیدار و در مورد زندانیانمان گفتگو کنیم ، ولی در حکومتی که به اسم حضرت علی(ع) و امام زمان مزین است، پدران و مادران و همسران زندانیان، حق ندارند از احوال آنان با خبر باشند و هیچ گونه اطلاعی، حتی در مورد محل بازداشت عزیزانشان به آنان داده نمی شود و خانواده ها حق بازگو کردن وضعیت بد زندانیانشان در زندانها را با هیچ مقام و مسوولی ندارند؟؟!!! آقایانی که در مصدر امور تکیه زده اید کمی انصاف داشته باشید و وضعیت زندانهای ستمشاهی ، که ظاهرا عده ای از شما آنها را دیده اید ، را با وضع زندانهای مملکت اسلامی امروز مقایسه کنید. بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم دائی هایمان در تهران گرفتند . چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد. آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!! برادر من با بانگ الله اکبر به پای چوبه ی دار رفت، اما رژیم شاه برای اثبات حقانیتش از او استفاده نکرد. شما را به خاطر خدایی که نامش را به زبان دارید اما به گفته هایش عمل نمی کنید ، کمی به خود آئید و فکر کنید رفتار شما با کدامیک از قوانین بشری مطابقت دارد؟!! برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شبهایی که شب نامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهرانمان در خانه های اطراف پخش کنیم به من می گفت : خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خو
فرستنده : هادی تاریخ ارسال : 1388/06/16
پاسخ به شما :
       • سلام خدمت آقای اعلمی بزرگوار خسته نباشید. جملاتی که از حضرت امام نقل فرمودید واقعا آدمو به فکر فرو می بره. علی الخصوص اینکه تمام جملات حضرت امام دقیقا به نحوی که ایشون نمی خواستند امروز داره توی کشور اجرا میشه. همزمان با مطالعه این مطلب ، مجددا نامه شما به آقای خامنه ای رو خوندم و کلی فکر کردم. به این نتیجه رسیدم که بعضی ها واقعا مسلمانند یا فقط ادعای مسلمانی میکنن . من متولد بعد از انقلاب هستم حضرت امام رو هم زیارت نکرده بودم. ولی الان دارم فکر میکنم واقعا درسته بعد از سی سال و این هم شهید در مسیر انقلاب و جنگ حالا به اینجا برسیم؟ به جایی که امام نمی خواستند و جالب اینجاست دیگه حتی مراسم احیا ماه مبارک رمضان هم نمی تونیم بریم به مرقد امام (ره)!! واقعا که...
فرستنده : فاطمه تاریخ ارسال : 1388/06/15
       • سلام آقای اعلمی یک سوال داشتم .آیا تقلب بزرگ امکان داره؟ در چه شرايطی ؟
فرستنده : مینو تاریخ ارسال : 1388/06/15
پاسخ به شما : تقلب بزرگ در چه!؟
       • It is irrelevant but interesting "خواجه نصیر الدین " دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است : در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟ من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم . خواجه نصیر الدین فرمود : ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد تا شبانگاه راه بر او شناسانده شده است . اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد "نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است". من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم , دین ها و آیین ها دیده ام . از "غوتمه ( بودا ) "در خاورزمین تا "مانی ایرانی" در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند . آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد . اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟ در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان " اما " و " اگر " دارد . در ... تو را می گویند : دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست . غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست . تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست . و این " اماها " مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند . و راز نابخردی و پستی ...در همین است ای شیخ کسلان ... Thank you for your comments
فرستنده : Ali تاریخ ارسال : 1388/06/14
پاسخ به شما :
       • فاشیست ها در صدد محروم کردن هواداران تراختور ا زدیدار بازی با استقلال / / / این بازی به طور زنده از شکبه های ملی و بین المللی پخش می شود. / / فاشیست ها نمی خواهند فریاد یاشاسین آذربایجان در ایران طنین انداز شود / / هواداران تراختور قصد داشتند آقای اعلمی را هم به عنوان میهمان ویژه به استادیوم دعوت کنند. / / چه می شود یاشاسین آذربایجان ... یاشاسین اعلمی // / / مرگ بر فاشیست
فرستنده : حسین تاریخ ارسال : 1388/06/13
       • با سلام خدمت جناب اعلمی بزرگوار. لطف فرمایید، عرض نمایید که امام سید موسی صدر که بود و چه ارتباطی با انقلاب اسلامی داشته و حال چرا در زندان لیبی برای سی و یکمین سال به سر میبرد؟ چرا هیچ یک از مسئولان در پی آزادی این شخص نبوده اند؟ با تشکر.
فرستنده : اکبر تاریخ ارسال : 1388/06/13
       • با سلام/ لطفا كلاهبرداري را كمي توضيح دهيد. من كه از شيعه برگشتم و بزودي به همه هم شك خواهم كرد. لطفا در سايت نمايش دهيد.
فرستنده : fariba تاریخ ارسال : 1388/06/13
پاسخ به شما : سلام، متوجه رابطه کلاهبرداری، رویگردانی از شیعه، شک نسبت به همه چیز و نمایش کلاهبرداری در سایت نشدم! اما تعريفي که ماده(1) قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري از کلاهبرداری ارائه داده است به این شرح است: "هركس از راه حيله و تقلب مردم را به وجود شركت ها يا تجارتخانه ها يا كارخانه ها يا موسسات موهوم يا به داشتن اموال و اختيارات واهي فريب دهد يا به امور غير واقع اميدوار نمايد يا از حوادث و پيش آمدهاي غير واقع بترساند و يا اسم و يا عنوان مجهول اختيار كند و به يكي از وسايل مذكور و يا وسايل تقلبي ديگر وجوه يا اموال يا اسناد يا حوالجات يا قبوض يا مفاصاً حساب و امثال آنها را تحصيل كرده و از اين راه مال ديگري را ببرد كلاهبردار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به حبس از تا 7 سال و به پرداخت جزاي نقدي معادل مالي كه اخذ كرده است محكوم مي شود."
       • جناب اعلمی سلام سوالی داشتم .اضولا چیزی به نام فلسفه ی اسلامی وجود دارد(یا فلسفه ی غربی است که رنگ و لعاب اسلامی گرفته؟ )؟شما که علوم انسانی خوانده اید آیا اگر علوم انسانی که ریشه بسیاری از شاخه های آن در علوم غربی است در دانشگاهها حذف شود چیزی جز تعلیمات طالبانی بافی میماند؟ آیا ما داریم به سمت طالبانیسم شیعی می رویم؟
فرستنده : حامد از کرج تاریخ ارسال : 1388/06/13
پاسخ به شما : سرمنشأ مباحث فلسفی عقل است و رویکرد اصلی آن هم معطوف به شناخت هستی است. با ظهور اسلام، فلسفه از غرب و یونان به جزیره العرب و سایر بلاد اسلامی وارد شد و با تعالیم اسلامی در مورد منشاء هستی و نوآوری های مسلمانان در هم آمیخت و فلسفه اسلامی با همان رویکرد هستی شناسی پایه گذاری شد. هم اکنون فلسفه اسلامی که موضوع اصلی آن خداست، شاخه‌ای از علوم اسلامی است و به شناخت عقلی و استدلالی هستی و خالق آن با اتکاء به تعالیم ارائه شده از سوی اسلام می‌پردازد.
       • سلام.با تشکر از مطلب جالبتون.من فلا سخنرانی آیت الله خمینی را در بهشت زهرا دارم که آب و برق را رایگان می خواهند بکنند.ای کاش صدا و سیما حرف های ایشان را سانسور نمی کرد تا ... بگذریم. آقای اعلمی با توجه به حوادث اخیر در کشور مثل سقوط هواپیماها و کشته شدن هموطنانمان،حوادث پس از انتخابات، ،بازداشتگاه کهریزک،حمله به کوی دانشگاه،نحوه رای دادن نمایندگان به وزرای پیشنهادی و ... به نظر شما مجلس هشتم مستقل است؟ یادآور می شوم که هنوز هیئت تحقیق و بررسی حمله به کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک در حال رسیدگی به پرونده هستند و معلوم نسیت چه هنگام به جواب خواهند رسید.
فرستنده : تیزداد تاریخ ارسال : 1388/06/12
پاسخ به شما : سلام، مجلسی که مولود و خواست و اراده شورای نگهبان و در راس آن آقای جنتی باشد، نه می تواند مستقل باشد و نه می تواند معرف و تبلور دهنده خواست و اراده واقعی ملت باشد.
       • سلام لطفا کلمات قصار آقای خامنه ای هم گرداوری کنید مثلا ایشان این اواخر گفتند من از خوبی های رئیس جمهور حمایت می کنم نه از ضعف هایش یل مثلا در مورد مجلس هفتم گفتند به این مضمون که ناگهان از مجلس ششم مجلس هفتم روییداگه درست گفته باشم. آقای اعلمی لطفا از بهترین کتاب هایی که خوانده اید چند مورد به بنده معرفی کنید در همه ی زمینه ها. آقای اعلمی به نظر میرسه هر چی مردم ما تقلا می کنند بند های دست و پایشان را باز کنند این بند ها بدستشان تنگتر می شود .سال 76 مردم توانستندتا حدی تغییر ایجاد کنند و با این کارشان البته بزرگترین خدمت را به مخالفانشان کردند و نقطه ضعف جناح حاکم را نشانشان دادند تا جایی که حکومت پایش را از رد صلاحیت ها {که موقع مرثیه خواندن برای جمهوریت همان موقع رد صلاحیت هاست} فرا تر گذاشته و حالا علنا فرمانده سپاه {نظامیان یا نظام}میگوید که ما نمی توانیم دست رو دست بذاریم تا از طریق انتخابات . . . به نظر میرسه فقط باید امیدوار بود تا خدا با مکرش حق مظلوم را از ظالم بگیرد.لطفا کمی از موضوعات و نقاط امیدوار کننده بنویسید. در مورد قانون اساسی هم باید گفت اگه ق.ا میخواهیم تا در طول اعصار کارا یی داشته باشد باید نهایت انعطاف پذیری را داشته و جز مبنای جمهوریتش که اگه اگر حذف بشود نقض قرض خوا هد شد تمام اصول آن باید تغییر پذیر باشد والبته باید حد اقلی نیز باشد مثلا از این نظر که حتی نباید در قانون اساسی بیاید که دین رسمی کشور فلان است یا قوانین باید بر طبق فلان دین باشد بلکه این موارد یا باید در قوانین عادی باشد یا مثلا در ق.ا پیش بینی شود که که پارلمان بنا به در خواستش مطاقبت قوانین را با فلان دین بخواهد{پارچه ای که هم برای کودک لباس باشد هم نوجوان هم مرد و زن بالغ لا جرم ستر عورتی بیش نمی تواند باشد}البته اگر به راه ولایت فقیه بریم نتایج احتمالا از لونی دیگر است. نظر شما چیست ؟ در مورد ... کنونی در بهترین حالت به نظر میرسه که ایشان با توجه به قدرتی که دارد به راه سلیقه و صلاحدیدی که خود می سنجند و صلاح می دانند عمل میکنند چه طور میشود به کسی این قدرت سرشار را داد و مانع از این مصلحت سنجی ها شد؟ ...
فرستنده : منصور تاریخ ارسال : 1388/06/12
پاسخ به شما :
       • جناب آ قای اعلمی به نظر میرسد سو تفاهمی بزرگ بین جناب عالی و همفکرانتان از یکسو و جریان مخالف شما موجود است که میتواند منشا تمام اختلاف نظرها و عملکردها تلقی شود. البته خود و همگان بر آن واقفند. آنچه از نظرات نوشته ها و جوابیه های شما بر می آید نوعی تقلا در استناد به قانون بند تبصره و شواهد قابل استناد است ( بحث بر سر درست یا نادرست بودنشان نیست) در حالیکه اصولا طرف دعوایتان خود را بی نیاز از چنین روشی میداند. حال سئوال بنده این است که در صورتیکه با فهم بنده موافقید و این تقلا را آب در هاون کوبیدن میدانید ( که حتما نمی دانید ) و هدفی غیر از تنویر افکار عمومی که هدفی بس والاست دارید آ ن هدف چه می تواند باشد.در ضمن بسیار مشتاقم جوابی به سئوالم در ذیل مطلب "قلعه حیوانات" از جنابعالی دریافت نمایم. با آرزوی توفیق روز افزون
فرستنده : ولی رستمی تاریخ ارسال : 1388/06/12
       • حکومت شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله است و یکی از احکام اولیه اسلام و مقدم بر تمام احکام از قبیل نماز و روزه و حج میباشد .(صحیفه نور جلد 20 ص425)
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1388/06/12
       • جملات زيبائي است كه بايد بيشتر فكر كرد!
فرستنده : دوست تاریخ ارسال : 1388/06/11
       • چه حرفهاي اغوا كننده‌ايي جايي كه تمام اين حرفها به عمل تبديل بشه بايد مدينه فاضله باشه! اينجا شما كافي بگي بالاي چشم فلاني ابروست ميشي جاسوس وابسته به كشورهاي غربي اغتشاشگر ارازل و اوباش و هزار تا حرف بيربط ديگه! آخ گفتين قلعه حيوانات. راستي چرا مردم ما اينقدر كم كتاب ميخونن؟!! ممنون! به پست شاهكار ديگه بود.
فرستنده : شبنم تاریخ ارسال : 1388/06/11
       • با سلام خدمت جناب آقاي اعلمي آقاي دكتر در ادبيات سياسي منظور از ديكتاتور چيست؟ اصولا ديكتاتور داراي چه خصوصياتي است؟ چه مي شود كه جامعه به سوي ديكتاتوري پيش ميره؟
فرستنده : وحید اعلائی تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما : سلام، به هر شخص خودرای، خودسر و خودکامه ای که تنها خواسته های خود را به دیگران دیکته و تحمیل کرده و یا بر مردم حکومت نماید، دیکتاتور گفته می شود. هر حکومت مطلقه و یا استبدادی، میل به دیکتاتوری دارد. خودرائی،خودکامگی، ستمگری، قساوت و بی رحمی، اشتیاق به سرکوب مردم و آزادی های آنان، جیره بندی کردن آزادی ها، تحدید نهادهای مدنی عدم پایبندی به قانون و ...از مهمترین ویژگی های یک فرمانروای دیکتاتور است. به بیان دیگر در ادبیات سیاسی رایج دیکتاتوری به رژیمی اطلاق می شود که تمامی قدرت در دست یک نفر یا یک گروه و یا یک حزب متمرکز بوده و اغلب با مشخصات زیر همراه است: 1-عدم نظارت شهروندان و نهادهای اجتماعی و سیاسی بر قدرت که معمولا با تحدید و تهدید مطبوعات و احزاب و نهادهای مدنی و نبود آزادی بیان همراه است. 2- عدم رعایت قانون 3-فقدان گردش قدرت در میان نخبگان از طریق برگزاری انتخابات آزاد. 4-عدم تحمل مخالفین و در نتیجه گسترش اختناق البته دیکتاتوری گاهی بوسیله یک حزب و ایدئولوژی واحد هم قابل تحمیل است. برای پی بردن به عمق مفهوم دیکتاتور و دریافت پاسخ سوال های خود پیشنهاد می کنم که فیلم "دیکتاتور بزرگ" اثر چارلی چاپلین را ببینید و اگر به این فیلم دسترسی ندارید حتما کتاب قلعه حیوانات را بخوانید.
       • سلام... جناب آقای اعلمی واقعا وقتی از پشت شیشه تلویزیون به مجلس شورا مایحتوی آن ( نمایندگان شورای نگهبان و نه مردم ) نظاره می کنم، دلم می گیرد که چرا باید صندلی های آن در تصرف این ها باشد. مدرس ها و مصدق ها و بازرگان ها کجایند؟ خواهشا فکر کاندیدا نشدن در انتخابات 90 را از سر بیرون کنید.
فرستنده : حمید نادریان تاریخ ارسال : 1388/06/11
       • در زمان حکومت خلفای راشدین در ایران آیا عدالت مورد نظر بر قرار بوده.وقتی واژه ای چون مولی بر تارک این دوران می درخشد بطوریکه حتی در سلسه نسب یکی از بزرگترین فقهای اسلام ابو حنیفه(ایرانی اهل رای و صاحب اندشیشه ی رای که در نهایت بدست اعراب کشته می شود) به این لقب یعنی مولی می رسیم آیا باید توجیه کنیم یا نه بل داوری کنیم؟ متاسفانه دید ما از صدر اسلام دید رواییه نه تاریخی.آیا با وجود رواج برده داری در آن زمان می توان حکومت ایشان را مدینه آرمانی نامید؟ما تاز زما نی که اجازه ی اندیشه در مفاهیم بنیادین تاریخمان را نداشته باشیم و دو گانه باور باشیم حال و روزمان چنین خواهد بود.اگه مثل مطهری تائید کنی و هزاران صفحه در به به و چه چه از این مفاهیم بنویسیم تائید می شیم و همینیم و همین خواهیم بود در غیر اینصورت مرتد یا کافر. ما نیک مردمان نقد و عمل و مشارکت می خواهیم.1400 ساله که بزرگان دنیای اسلام از کنار واژه عدالت براحتی گذشته اند یا چون مطهری به به و چه چه گفته اند تا اینکه کار این مفهوم در سرزمین ما به سهام عدالت کشیده شده است. سنت شکن چو سنت خویش جاودان کند خود بت شدست و شکستنش... آقای اعلمی جدن چند روز بود که نگران بودیم. گفتم شاید اینا اینبار اومدن سراغ شما.متاسفانه ایمیل شما رو نداشتم .حتی یه سر یه سایت یاران شما زدم پیغام دادم تا بلکه خبری از شما داشته باشیم.خوشحالم که مشکل چندانی نبوده ولی من تا حالا ندیده بودم سایتی این مشکل رو پیدا کنه.الله اعلم.
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما : از توجه شما متشکرم
       • اگر هم هر مقامي يكي از شرايطش را از دست داد، ساقط مي‌شود."30 " بابا یکی رو تو شورای نگهبان گذاشتیم که مادام العمر حال مردم رو بگیره بطوریکه ساقط کنه ولی ساقط نشه!!-"بشر در اظهار نظر خودش آزاد است" بوِیژه تو دانشگاه فقط ممکنه از تحصیل یا تدریس محروم بشه بره تعطیلات وگرنه ما کلن با اظهار نظر شخصی مشکلی نداریم.!! یه تی وی داریم کره.سرش بره تنش نمی ره .از رو هم نمی ره تازه آموزش خوردن چیتوزنمکی و برنامه های آشنایی با دادگاه و اعترافگیری هم پخش می کنه .!!این بانکا و ربا ! نه ! ربا کجا بود!فقط سود وامش رو یخورده کمتر کنن.!! سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما اگه بخوایم سرنوشتمون رو همون مردمه سی سال پیش تعیین کنن کی باید ببینیم.کس رو نمیخواد ببینید.شما که شعور سیاسیتون بالاس بیاید رای بدین شما ته تحلیلید بیاید رای بدین بیاید.اما وای بحالتون اگه بعد انتخابات راهپیمایی و اعتراض کنید بی شعورای احمق بز صفت, موزدور .یه کیسه پنبه و لافدشک و مخمل ریختن تو خیابون شیطونه می گه پنبه همشون رو بزنیم.سوال داشتم رئیسه قوای مسلح کیه؟؟!!وزارت امربه معروف و نهی از منکر رو ولش یه سپاه و بسیج داریم که بحمد الله با .... داره مردم رو امر به معروف می کنه و طبق آخرین اخبار شمار زیادی از فرزندان انقلاب رو ارشاد کرده.زنداناشون که حرف نداره یا یه سوته از این رو به اون رو میشی یا اگه نشدی رو به ...می شی...تهرانیا که فارس زبانن تا حالا چیزی بهشون نماسیده .نمی دونم شاید تو زبونای ترکی وعربی و کردی و گیلی و سمنانی و لری و بلوچی و ارمنی و پهلوی و اوستائی و سانسکسریت و اکدی و سومری یه خبرایی باشه!!!
فرستنده : سمراد تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما :
       • ...حقوق بشر ! برو بابا اینا همش چرندیات غربیاس.فقط هر چی ما می گیم انسانیه!!عدالت می خواین؟ اونقد سهام عدالت قبل اتخابات بهتون می دیم که حال بیاین.جون من یکی عدل رو تعریف کنه ؟!!از یهودیان ایرانی اسرائیل خواهشمندیم اینجا نیان چون اگه بیان با اجازه پاشون قلم می شه!!آن روزی که شما احساس کردید می خواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید می شوید(الان نه بابا بدونین منصوب خدائین غلط کردن.همشون اینو سه سوته اعتراف می کنن.!! -"اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است."39 الان همه مکلفید آزادی کیلو چنده تازه تکلیف هم برای شما زیادیه چه برسه به آزادی!!هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند . ما غلط بکنیم همچین کاری کنیم. کی ما؟ نه بابا ما مخلص زمامدار مسلمین هم هستیم!!-"حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد."51 . اونقدر بحث می کنیم تا در نهایت بفهمید حق با ماست .نفهمیدیدم که دیگه مواظب خودتون باشید.!! سانسور نه! فقط بعضی جا هارو تو فیلما یه فیلتر سیاه لباسی می زنیم. اونم بیشتر تو استخرا که موشا نریزن توش!! دولت اسلامی يک دولت دمکراتيک به معنای واقعی است.سددرسد اونم وقتی که کاندیدا ها رو شورای نگهبان رد صلاحیت کنه. تازه ملاک تائیدش هم عشقی باشه!!خون های جوان های ما به این جهات ریخته شده بود که توسط عوامل مخملی اغفال شده بودن!!بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است." این حرفا چیه اینو کی گفته. اصل فقط اصل استقلال ولایت مطلقه ی فقیه اونم نسبت به کل مسلمین جهان!!! خوب دیگه ما اینیم... !!عزل مقامات جمهوري اسلامي به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتي مقامات مادام‌العمر نيست، طول مسئوليت هر يك از مقامات محدود و موقت است. يعني مقامات ادواري است، هر چند سال عوض مي‌شود.
فرستنده : سمراد تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما :
       • واقعن جملات و شعار های دل انگیزی بود.اما وقتی بیشتر فکر کردم گفتم این جملات و اصول آنهم امروز بیشتر به یه شوخی شبیه. بویژه این جمله ی "در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند."41 یادم افتاد دیروز که از کنار تی وی رد می شدم یه متهم جوون در محکوم کردن خودش می گفت "من افکار کمونیست ی داشتم."در مورد حجاب مسئله خنده داره هر کی که میاد ایران زوری یه روسری سرش می کنن بعد می گن تو اروپا نمیزارن دخترا با حجاب برن مدرسه.می گیم شما اول خودتون نکنید بعد اعتراض کنید.می گن نه اگه زن بیگانه سره باز بیاد ایران اینوریام به هوس می افتن و دلشون می خواد.این یه چیزی اونورتر از پارادوکسه!! روحانیون عزیز هم که در هیچ شغل حکومتی منصوب نیستند!!مجلس هم که شد شورای اسلامی نه ملی یعنی واژه اخص شد!!عزل دولتمردان از سوی مردم .نخواستیم بابا.فعلن اگه اجازه بدین رئیس روزنامک کیهان روعزل می کنیم!!این خواسته ی زیادیه!!رهبر انقلاب می گفت آب مجانی برق مجانی.نخواستیم.فقط پول آبنومان نوجومی آب و برق و گاز و تلفن رو پایین تر بیارن البته اگه بالا نمی برین.هر کی گفت مرگ بر فلان نکشید؟ چی!! اتفاقن بر عکس بکشید چون ایشون مرتد کافر ملحد آمریکایی هستند و اغتشاشگر. حتمن با تیر بزنید وسط پیشونیش .نشد با باتوم سر و صورتش رو خورد کنید. نشد انقدر بزنیدش تا اعتراف کنه و فیلمش رو نشون مردم بدید تا مایه عبرت بشه!!-"طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت." با کی کار داری تو؟!!بايد اختيارات دست مردم باشدنه,دست مخمل صفتا.همه برای یکی بازهم همه برای یکی!!-"مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند".40 بابا اینا که همش تخریب می کنن ببندینشون توقیفشون کنید آقا.بقول فلان خطیب اسم نیارین تخریب می شن.ماهم مجبوریم هی اوسا بنا بیاریم خرابی هارو مرمت کنه!!-"اختیارات شاه را نخواهم داشت."23 در حال حاضر اختیارات دیگری داریم!!-"
فرستنده : سمراد تاریخ ارسال : 1388/06/11
       • با سلام خدمت سرور ارجمند جناب اقای اعلمی هرچند کسالت حاد همسر بنده مدتی است که اجازه عرض ادب حضور حضرتعالی رانمی دهد،اما ارتباط قلبی بنده همچنان به قوت خود باقی است ،البته از دوستان هر از گاهی سراغی می گیرم ،که در مصاحبت با آقای اعلمی هیچ می پرسند دوستی که اگر هفته ای تماس نمی گرفت گوئی گمشده داشت زنده است یا مرده؟پاسخشان منفی است ،اما من آقای اعلمی را با تمام این خصوصیاتشان دوست دارم، از دوستان دور ! اخبار خوش از کار خیر خانواده را شنیدم هرچند شماتت شدم خبر ندارم ،اما کوتاهی را بر گردن گرفتم که مدت مدید است حسب موضوع پیش امده برای همسرم صحبتی باایشان ندارم، به هر حال گفتم وظیفه است عرض تبریک وآرزوی خوشبختی از طرف خودم وخانواده ابراز کنم. ارادتمند:ایلخانی
فرستنده : حمیدرضا تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما : سلام، از اینکه پس از یک مدت نسبتا طولانی یادی از بنده کردید خوشحالم، اما خبر کسالت شدید همسر خوب و وفادارتان سخت نگران و متاثرم کرد.امیدوارم که کسالت برطرف شده باشد. خوشحال خواهم شد اگر از خبر بهبودی ایشان مرا مطلع نمائید.
       • سلام آقای اعلمی، ببخشید یک جوری نوشته اید انگار اینها تو مملکت ما اجرا میشود، ببخشید نمی‌شود. خوب همه اینها یه جمله آخرش بوده اون زمانها زیر لب گفته میشده و خبرنگار‌ها متوجه نشده اند، " به جز مقام عظمای ولایت"، "مگر مقام عظمای ولایت" ، " به صلاحدید مقام عظمای ولایت" اگر همین جمله های کوچک را اضافه کنید همه چی‌ حل است و نگرانی نیست.
فرستنده : Hossein تاریخ ارسال : 1388/06/11
       • ما دو ... داريم: ... سال 57 و ... سال 58 اين دو زمين تا آسمان با هم فرق دارند.
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما :
       • با سلام جناب آقای اعلمی -"اختیارات شاه را نخواهم داشت."23 از یک بعد دیگر درست اجرا می شود. در مورد اقلیت ها هم تقریبا وعده ای داده نشده بودو وعده های مبهم هم دلیلی برای تامین حقوق آنها نمی شود به خصوص در حیطه زبانی که اصلا اسمی از غیر فارس زبانها(ترک وعرب و کردو...)نیامده چه رسد وعده احیای زبان آنها. روحانیت هم بخشی از مبارزات بود نه همه ی آنها گروه های دیگری مثل توده هم بود که از سال 20 مبارزه می کرد و مسلما گروههای قومی هم برای حقوقشان مبارزه میکردند(بر خلاف تاریخی که گفته میشود)،مجاهدین و... هم بودند که احتمالا با مردم چنین معامله ای کرده اند : پس با توجه به اینکه روحانیت بخشی از طرف معامله با مردم بود ، و اکنون هم همه ی روحانیت آن زمان حکومت را در دست ندارند بلکه عده ای از خود روحانیت هم کنار گذاشته شده یا رفته اند، پس در واقع اکنون نباید جوابگوی همه ی وعده ها باشند چون همه ی وعده ها را که اینها نداده بودند ، پس سهمشان در برآوردن وعده ها خیلی ناچیز است.مضافا یک کسانی در آن زمان وعده داده اند الان برخی تازه به دوران رسیده ها که آن زمان نبوده اند تکلیفی بخاطر وعده های آنها نمیتوانند داشته باشند، پس نتیجه میگیریم که نباید مسئولین به دنبال اجرای وعده های آن زمان توسط مسئولین باشند! درآمریکا مردم بخاطر ولخرجی حکومت کاری میکنند که هم از مردم معذرت بخواهد و هم جبران کند، خبر هم ندارند که در آن سر دنیا مثلا فلانی مستکبر است یا مشرک؟ ولی در ایران گویا برعکس است یعنی مردم از سیر تا پیاز امور بین المللی را میدانند و خوب هم واکنش نشان می دهند ولی در حیطه ی حقوق اجتتماعی که امری داخلی است در خلسه ی عمیقی فرو میروند.
فرستنده : من تاریخ ارسال : 1388/06/11
پاسخ به شما :
       • سلام/حرف های جالب وشنیدنی است ولی نمیدونم چی بگم اصلا مثله آدم های گیج شدم چون این حرف ها برام معنی نداره مثلا -"ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."53 یا اینکه -"هر فردى از افراد ملت حق دارد مستقیما در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامى خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامدارى معزول است."19 حالا اگه ما به عنوان همون فردی از افراد ملت بخواهم زمامدار مسلمین را استیضاح کنم باید برم کجا؟؟؟؟ آقای اعلمی شاید بخاطر این پست سایت رو فیلتر کنند!!!
فرستنده : آراد فرمانی تاریخ ارسال : 1388/06/11
نظر شما
نام و نام خانوادگی :
آدرس ایمیل :  
متن نظر :