روزی روزگاری، روزنامه ای بود به نام "سلام". در این روزنامه یک تبریزی بود که فارسی را بهتر از خیلیها حرف می زد. اسمش اکبر بود و با عباس عبدی میانهاش خیلی خوب نبود. در انتخابات مجلس ششم، نماینده تبریز شد و حسابی مقابل وزارت نفت ایستاد، و در عین حال زیر بار فشارهای همکاران سابقش در سلام نمی رفت که در این دوران مشارکتی شده بودند.
اکبر آقا نامزد ریاست جمهوری شد، ولی صلاحیتش را رد کردند. جالب اینجا بود که همه اعتراضشان به رد صلاحیت معین بود، ولی کسی حاضر نشد به فکر اکبر باشد. وقتی هم نامه رهبری به شورای نگهبان رفت، خاتمی ذوقزده شد و فراموش کرد بگوید حقوق بقیه نقض شده است.
در سایتهای مختلف میتوان سخنرانی امروز او را در مجلس خواند...البته چون هر سایتی، بخشی را حذف کرده است...
نوشته شده در 7:22 AM توسط نیکآهنگ کوثر
لینک های مرتبط:
در جلسات تحریریه مشارکتی ها، در باره کنترل نماینده جدید تبریز، صحبت های بسیاری مطرح می شد.(اصلاحات و اسهالات- نیک آهنگ کوثر)
خیلی از همین مشارکتیها تلاش زیادی برای خفه کردنش داشته اند!(گفتمان انتخابات در بلاگستان- نیک آهنگ کوثر)