صفحه اول | عضویت در سایت | تماس با ما | RSS | ورود کاربران امروز جمعه ، 8 مرداد سال 1389
مواضع و نطق های مهم ایراد شده
  پیشنهاد اعلمی مبنی بر لزوم اعلام كامل‌ اموال‌ و داراييهاي‌ داوطلبان نمایندگی و همسر و فرزندان‌ آنها
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/2
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/1
  اهداء لوح یادبود هیات داوران سومین کنگره تامین اجتماعی به اعلمی برای نوشتن مقاله "انسان سالم ماهر و دارای تامین محور توسعه است"
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته معارف
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله اجتماعی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله سیاسی
روز نوشت ها
  گزارش گام به گام از چگونگی ارتقاء "ممقان" به بخش و گشایش شعبات ادارات در آن(عمران-4)
6 مرداد 1389
  عناوین و لینک قسمتی از اقدامات و پیگیری های اعلمی برای دانشگاه ها و دانشگاهیان آذربایجان در مجلس ششم(حقوق بشر-2)
4 مرداد 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی برای استیفای حقوق بازنشستگان در ششمین دوره مجلس(حقوق بشر-1)
31 تیر 1389
  عناوین و لینک قسمتی از پیشنهادات، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در مجلس ششم که به تاسیس چندین واحد دانشگاهی در آذربایجان منجر شد.(عمران3)
30 تیر 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در رابطه با بزرگراه ها و راه های مواصلاتی در ششمین دوره مجلس(عمران-2)
29 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
پر بیننده ترین مطالب
  نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!
  در شورای نگهبان چه گذشت؟ (لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت )
  (حدفاصل میان حکمرانی بد و خوب) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی1
  قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
  بجای بیوگرافی:خلاصه ای از فراز و فرود های زندگی من
  نسبت بیانیه مقام رهبری با قانون انتخابات ریاست جمهوری!؟
  بعضی از مسئولان غیر مسئول کلاهشان را بالاتر بگذارند! (به بهانه حماسه آفرینی های عده ای از لباس شخصی ها)
  اهداف و چرائی انتشار فیلم اعترافات ابطحی و ارزیابی واکنش های مربوط به آن و پاسخ سوالات و شبهات -2
  واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟!**(تحلیلی پیرامون هشتمین دوره انتخابات مجلس)
  بجای پاک کردن صورت مساله به هضم واقعیت ها بپردازید! ( نگاهی متفاوت به انتخابات هشتم)**
بیشتر بخوانید ...
تصویر برگزیده
Skip Navigation Links
صفحه اول
روز نوشت ها
وب نوشته ها
کارنامه مجلسExpand کارنامه مجلس
زندگینامه
خاطرات
مقالات
سخنرانی ها
مصاحبه
سخن میهمان
از همه جا از همه کس
پر پیننده ترین مطالب
مشاغل و مسئولیت ها
نامه ها و اقدامات ویژهExpand نامه ها و اقدامات ویژه
در نگاه دیگران و رسانه ها
گالری عکس
صدا و تصویر
جستجو
آرشیو موضوعی
سخن میهمان
  رویکرد جالب و متفاوتی از احمد جنتی نسبت به ولایت فقیه و اختیارات او در مجلس خبرگان رهبری!
  موحدي كرماني: وزارت كشور موظف است گروهي را که معتقد به هيچيك از اديان آسماني نيست، ولي ملتزم به قانون اساسي است، گروه رسمي و قانوني بشناسد
  گزارش مختصری از وضعیت بازداشت شدگان اخیر آذربایجان
  آیت الله خامنه ای: كدام قانون اساسي است كه بيش از 30 سال عمر كند؟
  آیت الله خمینی: خيال مى كنيد كه روحانيت اسلام را مى شود مثل روحانيت مسيح كرد؟ روحانيت شيعه مستقل است.
بیشتر بخوانید ...
از همه جا از همه کس
  احمد جتتی: زمانی که امام خمینی رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد
6 مرداد 1389
  احمد توكلي: اينها نميتوانند حقوق بگير امام زمان باشند
2 مرداد 1389
  مقام رهبری: ولایت فقیه شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (ع) که همان ولایت رسول الله (ص) مى‌‌باشد
31 تیر 1389
  نامزدهای پیشنهادی آقای خامنه ای برای پست نخست وزیری و واکنش مجلس نسبت به آنها
30 تیر 1389
  آیت الله خمینی (ره): هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است!
26 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
جستجو در سایت
 
پیوند ها
  کلیپ کوتاهی از سخنان اعلمی در مجلس p-alami(omid20.com).3gp
  لیست ویدئو کلیپ های اعلمی در گوگل(1)
  ویدئو کلیپ سخنرانی های اعلمی2
  مشروح مذاکرات مجلس تدوین قانون اساسی
  مشروح مذاکرات شوراي بازنگري قانون اساسي
  خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران(هرانا)
  وبسایت دفتر آیت الله العظمی سیستانی
  لیست وبلاگ های متنوع فارسی
  مشروح مذاکرات تدوین و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در
  متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همراه با اصلاحات 1368
بیشتر بخوانید ...
متن مطلب
در نامه مصطفی ایزدی به حمید روحانی عنوان شد: من از دو دهه قبل به شما مشکوک شدم!
... آقای حمید روحانی! ای تحریف‌گر تاریخ انقلاب اسلامی که تلاش دائم دارید خود را مورخ انقلاب اسلامی جا بزنید! شما که می‌دانید حضرت آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۶۴ به عنوان رهبر آینده انتخاب شده‌اند ...راستش را بخواهید من از دو دهه قبل به شما مشکوک شدم. از همان وقتی که شنیدم جلد اول «نهضت امام خمینی» که یک کار مشترک بین تعدادی از طلاب جوان ایرانی مقیم نجف اشرف بوده و در روزهای پرمشغلهٔ طلاب در سفر امام خمینی به پاریس و اوج‌گیری قیام مردمی نوشته شده بود، جنابعالی سوء استفاده کرده و آن را به نام خود چاپ کردید... این شک نزدیک به یقین در ذهن من بود تا این که تلاش کردید ثابت کنید زنده‌یاد دکتر علی شریعتی همکار ساواک بوده است. همان تلاشی که با برخورد عتاب‌آمیز چهره‌های بزرگ انقلاب اسلامی مواجه شد و شما مجبور شدید ادعاهایتان را موقتاً مسکون بگذارید. ...

 

باسمه تعالی

آقای حمید روحانی

مدیرمسؤول فصلنامهٔ پانزده خرداد

با سلام، به آگاهی می‌رسانم: بنده به دلیل علاقه به تاریخ معاصر و سرگذشت مرجعیت شیعه در این برهه از تاریخ ایران، به ويژه علاقه‌ای که به حضرت آیت‌الله العظمی منتظری(مد ظله) دارم، هر گونه مطلبی را که له یا علیه معظم‌له نوشته یا گفته شود، می‌خوانم و می‌شنوم. از جمله، یادداشت‌های شما را در مجلهٔ پانزده خرداد که ذیل مبحث «تأملاتی نظری و تاریخی در علل و انگیزه‌های پیدایش جریان آقای منتظری» می‌نویسید.

راستش را بخواهید من از دو دهه قبل به شما مشکوک شدم. از همان وقتی که شنیدم جلد اول «نهضت امام خمینی» که یک کار مشترک بین تعدادی از طلاب جوان ایرانی مقیم نجف اشرف بوده و در روزهای پرمشغلهٔ طلاب در سفر امام خمینی به پاریس و اوج‌گیری قیام مردمی نوشته شده بود، جنابعالی سوء استفاده کرده و آن را به نام خود چاپ کردید. (مشروح [این کلمه در متن خطی اشتباهاً مشروع نوشته شده بود] این سوء استفادهٔ فرهنگی و ضداخلاقی را سایر شرکایتان در تدوین کتاب فوق، در خاطرات خود خواهند نوشت، همان گونه که بخشی از آن را گفته و خیلی‌ها شنیده‌اند.)

وقتی که جلد دوم «نهضت امام خمینی» منتشر شد و من حجم انبوهی از اهانت‌های قلم خارج از ادب و نزاکت شما به مراجع و علمای حوزهٔ نجف را در آن دیدم، این شک افزوده شد تا این که نامه‌ای به امام خمینی نوشتید و در آن نسبت‌هایی به نویسندگان کتاب درسی دبیرستانی تاریخ معاصر دادید و آن حضرت نیز آن را در یک فضای تبلیغاتی دامنه‌دار – که دوستانتان در جراید و رسانهٔ ملی سامان داده بودند – برای رسیدگی و برخورد با نویسندگان فوق، به رییس جمهور وقت، آیت‌الله خامنه‌ای، ارجاع دادند و پس از رسیدگی معلوم شد ادعاهای شما بی‌اساس است، شک من بیشتر شد و پنداشتم که جنابعالی مأموریتی دارید که در اجرای آن ناموفق هستید.

این شک نزدیک به یقین در ذهن من بود تا این که تلاش کردید ثابت کنید زنده‌یاد دکتر علی شریعتی همکار ساواک بوده است. همان تلاشی که با برخورد عتاب‌آمیز چهره‌های بزرگ انقلاب اسلامی مواجه شد و شما مجبور شدید ادعاهایتان را موقتاً مسکون بگذارید. پس از آن نیز در برخورد با اصلاح‌طلبان، تصویری سیاه از شما در اذهان بسیاری از مردم آزاداندیش و واقع‌بین ایجاد شد و اخیراً نیز لبهٔ تیغ اهانت‌ها را به روی هاشمی رفسنجانی کشیده‌اید.

خارج از این ذهنیت، نوشته‌هایتان را در فصلنامهٔ پانزده خرداد می‌خواندم تا به مقالهٔ دهم رسیدم. این مقالات در زمانی نوشته می‌شود که مخالفت و کینه‌توزی با آیت‌الله منتظری به شدت فروکش کرده، بسیاری از مخالفان سرسخت ایشان یا به اشتباهات خود پی برده و یا در حد منتقد سخن می‌گویند. به ویژه کتب و مقالاتی که در نقد کتاب شریف «خاطرات آیت‌الله منتظری» منتشر شد، آن گونه که مؤلفان آن‌ها انتظار می‌کشیدند با استقبال روبه‌رو نشد. در چنین شرایطی شما مأموریت یافتید کاری که ساواک شاه نیمه‌کاری گذاشته بود، تمام کنید. این تلاش به‌وقفهٔ دست‌آموزهای موساد بود که انقلابیون بزرگ ایران، به ویژه روحانیون و علمای ضد آمریکایی و ضد اسراییلی را به گونه‌ای به خارج از کشور و قدرت‌های بیگانه منسوب نمایند و الحق شما با چاپ آرم سازمان سیا در صدر مقاله‌تان در «پانزده خرداد شمارهٔ ۱۰/زمستان ۸۵» پروژهٔ هتک حرمت علمای جسور و شجاع و رنج‌دیده و مستقل را به نتیجه رساندید و دل شیطان را شاد کردید. همان کاری که دو سه دههٔ قبل در جلد دوم کتاب «نهضت امام خمینی» در معرفی حوزهٔ علمیهٔ نجف کردید. در آن جا نوشته‌اید:«استعمار جهان‌خوار از حدود یک قرن پیش عوامل نفوذی خود را در حوزهٔ نجف گمارده است و با برنامه‌های حساب شده، آن حوزه را به کلی از گردونه خارج کرده است و بازگرداندن آن متوقف بر آن است که بنای آن حوزه از اساس دگرگون شود تا جایگاه واقعی خود را بازیابد.» (نهضت امام خمینی، ج ۲، چاپ اول، ص ۲۶۳)

این گزاره از حوزهٔ علمیهٔ نجف، علاوه بر این که بسیار اهانت‌آمیز و کینه‌توزانه است، دروغی آشکار بیش نیست. چرا که در دوره‌ای که شما آن را سال‌های نفوذ استعمار جهان‌خوار در حوزهٔ نجف می‌دانید، سال‌های قیام و خیزش علمای آن دیار علیه استعمار و استبداد بوده است. ۷۰ سال قبل از زمان قلم‌فرسایی دروغین و اهانت‌آمیز شما علیه علمای اسلامی و حوزهٔ نجف، جنگ جهانی اول (۱۲۹۳) شروع شد و علمای شیعی حوزه‌های نجف و کربلا و سامرا، علیه استعمارگران و متجاوزین به بلاد اسلامی قیام کردند. بزرگانی چون سید محمد طباطبایی (فرزند سید کاظم یزدی)، سید محمود طباطبایی، سید مصطفی کاشانی و فرزندش سید ابوالقاسم کاشانی، سید محمدتقی خوانساری، شیخ محمدمهدی خالصی، شیخ محمد خالصی‌زاده، سید اسماعیل یزدی، سید محمدسعید حبّوبی، سید علی تبریزی، میرزا مهدی خوانساری (فرزند آخوند خراسانی)، شیخ محمدرضا شیرازی (فرزند میرزا محمدتقی شیرازی)، سید محسن حکیم، شیخ محمدحسن کاشف‌الغطاء و بسیاری دیگر از علمای آن عصر، با فتوای جهادی مراجع عظام تقلید، چون سید کاظم یزدی تفنگ به دوش گرفتند و علیه متجاوزین جنگیدند. (نهضت روحانیون ایران، علی دوانی، ج ۱) آیا چنین فضای حوزوی و چنان سلحشورانی می‌توانند از ۳۰ سال قبل از آن توسط استعمار جهان‌خوار از گردونه خارج شده باشند؟ شما که هر جا نامتان را می‌نویسید، با عبارت «مورخ انقلاب اسلامی» خود را معرفی می‌کنید، چه منظوری از کوبیدن حوزه‌های علمیهٔ جهان تشیع دارید؟ آیا به ما حق نمی‌دهید که نسبت به مأموریت شما شک قرین به یقین داشته باشیم؟

وانگهی، شما وقتی می‌نویسید:«با نگاهی به نقشه‌ها و نیرنگ‌ها، توطئه‌های و ترفندهای جهان‌خواران در کشور مختلف می‌بینیم که استکبار جهانی [واژهٔ جدید برای استعمار جهان‌خوار] از راه رخنه و نفوذ و گماردن مهره‌های ورزیده در کنار مردان انقلابی و شخصیت‌های ضد استعماری، بهتر از هر راه و شگرد دیگری توانسته است نقشه‌های خائنانهٔ خویش را پیش ببرد، آرمان‌های ملی و اندیشه‌های انقلابی آزادی‌خواهان را به مسلخ بکشاند و ملت‌ها را با شکست مواجه سازد.» (مجلهٔ پانزده خرداد، شمارهٔ ۱۰، ص ۱۴۶) به چه دلیل ما نپذیریم که شاید یکی از مهره‌های ورزیده خود شما باشید؟ به ویژه شما وقتی کنار امام خمینی قرار گرفتید که بیت امام خمینی در نجف فاقد سیستم اطلاعاتی برای شناسایی نفوذی‌ها بود و گماردن مهره‌های ورزیده در کنار معظم‌له بسیار آسان‌تر از وقتی بود که جمهوری اسلامی با همهٔ ملزومات حکومتی‌اش در ایران تأسیس شد.

آیا همهٔ آن مثال‌هایی که نزدیک به نیمی از مقاله‌تان را به عنوان شاهد و دلیل پر کرده است، نمی‌تواند دربارهٔ شخص شما صدق کند؟ مگر شما از ۳۰ سال قبل تا کنون حوزهٔ نجف، بعضی از علمای ایران، روشنفکران متدین، انقلابیون متعهد، اصلاح‌طلبان دلسوز و چهره‌های مؤثر در جذب جوانان را هتک نکرده‌اید؟ این‌ها خواست استکبار جهانی و استعمار جهان‌خوار نیست؟ آیا می‌توانید سوگند یاد کنید که کوبیدن مرجع عظیم‌الشأن تقلید، حضرت آیت‌الله العظمی منتظری، که در میان انقلابیون و متدینین ایران و در بین آزادی‌خواهان و مبارزان شیعی در جهان مقلدان بیشماری دارند، در راستای مأموریت مشکوک و مبهمتان نیست؟ در پس این فعالیت‌های غیر متعهدانه که قلم شما را این گونه به دست دروغ و تضاد و پرده‌دری سپرده است، چه هدفی دنبال می‌شود؟ آیا می‌خواهید حضرت امام خمینی(ره) را از چشم و دل شیعیان در تاریخ بیندازید؟ نکند پس از اطرافیان آن امام راحل، نوبت خود ایشان رسیده است؟ به این تحلیل غیر واقعیتان توجه کنید:

«امام از آغاز با برگزیدن آقای منتظری به قائم‌مقامی مخالف بود و آن گاه که بر خلاف نظر او آقای منتظری به قائم‌مقامی منصوب شد، امام در تاریخ ۱۳۶۲/۴/۲۲ پیامی داد که دغدغه و نگرانی او را از این انتخاب ناروا به درستی نشان می‌داد: لازم است که رهبر آینده یا شورای رهبری تذکر برادرانه و مخلصانه بدهد ... باید بدانید که تبهکاران و جنایت‌پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته‌اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما با چهره‌های صد درصد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای ناخواسته فاجعه به بار آورند ... و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند و ...» (همان، ص ۱۶۷)

آقای حمید روحانی! ای تحریف‌گر تاریخ انقلاب اسلامی که تلاش دائم دارید خود را مورخ انقلاب اسلامی جا بزنید! شما که می‌دانید حضرت آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۶۴ به عنوان رهبر آینده انتخاب شده‌اند، چرا پیام دو سال قبل آن را مربوط به این انتخاب می‌کنید؟ از این دروغ آشکار و تحلیل ناشیانهٔ پس از آن چه سودی به شما و حامیان شما می‌رسد؟

الف) در پیام امام صحبت از شورای رهبری است و احتمالاً شما این قدر سرتان می‌شود که آیت‌الله منتظری یک شخص است و نه یک شورا!!

ب) اگر این پیام امام که در سال ۶۲ صادر شده، متوجه آیت‌الله منتظری و بیت ایشان است، پس، از سال‌های قبل از ۱۳۶۴ امام می‌دانسته‌اند که آیت‌الله منتظری رهبر آینده است و نه تنها هیچ حرفی در رد این اطلاع خود نزده‌اند، بلکه کارهای عمده‌ای را هم به عهدهٔ جانشین خویش گذاشته‌اند. لذا ادعای این که امام با انتخاب آیت‌الله منتظری مخالف بوده‌اند، نه تنها دروغ است که توهین به آن امام بزرگوار هم هست. اگر معتقدید که حضرت امام نظرشان پس از خودشان به آیت‌الله خامنه‌ای بوده است، پس پیام سال ۶۲ متوجه ایشان و بیت رهبر فعلی است که خود شما هم می‌توانید یکی از منظورهای امام راحل از «اشخاص منحرف نفوذی در بیت» باشید.

یک شخصی را در سال ۶۴ برای مسؤولیتی انتخاب می‌کنند، امام دو سال قبل از آن از این انتخاب ناروا ناراحت است و دغدغه و نگرانی خود را از این انتخاب در پیامی به افکار عمومی منتقل می‌کند. عجبا!

ج) شما مدتی مسؤول مرکز اسناد انقلاب اسلامی بوده‌اید. حتماً آن گزارشی را که نمایندهٔ ساواک در نجف برای ساواک کشور فرستاده بود، دیده‌اید. گزارشی که اشعار می‌دارد، در بیت امام خمینی در نجف، بحث جانشینی ایشان مطرح شده و اطرافیان امام خمینی آیت‌الله منتظری را به عنوان جانشین رهبر کبیر انقلاب معرفی کرده‌اند. به یقین در آن شرایط معرفی آیت‌الله منتظری به عنوان جانشین امام خمینی، بدون نظر امام، نه ممکن بوده و نه معقول. مگر این که بپذیرید در بیت امام اتفاقات مهمی می‌افتاده که ایشان از آن خبر نداشته است. اگر این را بپذیرید مجبورید نسبت به رخداد نوروز ۶۸ حرف‌های دیگری را بشنوید.

***

من تصمیم ندارم کسی که همیشه و همه جا خود را «دکتر سید حمید روحانی، مورخ انقلاب اسلامی»! معرفی می‌کند، بیش از این رسوا کنم، وگر نه می‌گفتم چه کسانی در ارتباط با منوچهر قربانی‌فر بودند و چه شد که سید مهدی هاشمی را دستگیر کردید و اعترافاتی از او به نفع خود گرفتید و سریع هم اعدامش کردید. می‌گفتم چرا یک عالم دینی که وضع اسف‌بار امروز کشور را پیش‌بینی می‌کرد باید مغضوب قلم‌به‌دستانی چون شما باشد؟ آن هم عالمی که جزء سرسخت‌ترین مخالفان صهیونیسم بین‌المللی است.

شما فکر کردید و فکر می‌کنید فقط خودتان تاریخ‌نویس هستید، آینده را هم شما شکل می‌دهید، خودتان می‌برید و می‌دوزید! بدانید که صدها و بلکه هزاران نفر دیگر تاریخ انقلاب اسلامی را می‌گویند و می‌نویسند که نام شما پیش ‌آن‌ها هیچ اعتباری ندارد.

اگر فکر می‌کنید امروز ایران، ایران دورهٔ مغول‌ها و یا دورهٔ قاجار است که شخصی حقوق بگیرد و برای حاکمیت تاریخ بنویسد، سخت در اشتباهید. امروزه همه دست به قلم‌اند و در صحنه حضور دارند. به نظر می‌رسد یکی از دلایل ناراحتی و عصبانیت شما از انتشار خاطرات فقیه عالیقدر، همانا ارایهٔ تصویری از تاریخ انقلاب اسلامی، بر خلاف آنچه شما می‌نویسید، می‌باشد.

خوشبختانه، تاریخ‌نویسی و خاطره‌گویی در این دو سه دهه رونق پیدا کرده است و دیگر حنای کسانی که در قبال حقوقی که دریافت می‌کنند، قلم‌فرسایی می‌کنند، رنگی ندارد.

به فرازهایی از مصاحبهٔ آقای هاشمی رفسنجانی، که با خاطره‌گویی، بخشی از تاریخ را بازگو می‌کند، توجه کنید تا به میزان ارزش و اعتبار تاریخ‌نویسی!! خودتان پی ببرید:

«سروش محلاتی [پرسشگر مجلهٔ حکومت اسلامی]: آیا بهتر نبود خبرگان در مسألهٔ قائم‌مقامی، حداقل از امام کسب نظر می‌کردند؟ چون امام بعداً فرمودند: من مخالف بودم.

هاشمی رفسنجانی: شاید فرموده باشند من موافق نبودم. ایشان می‌دانستند که ما بنا داریم این کار را انجام بدهیم و اگر به ما می‌گفتند: «این کار را نکنید»، ما هم انجام نمی‌دادیم.

سروش محلاتی: آیا برداشتتان این بود که امام با این مسأله موافق هستند؟

هاشمی رفسنجانی: فکر می‌کردیم امام موافق هستند، چون اولا: امام احتیاطاتشان را به آقای منتظری ارجاع داده بودند. ثانیاً: امام بعضی از اختیاراتشان را به ایشان ارجاع داده و محول کرده بودند. ایشان عملاً در بعضی از موارد، قائم‌مقام بود. یعنی عمل می‌کرد و ما هم می‌دانستیم که امام به آقای منتظری اعتماد دارند. پیش‌قدمی این موضوع هم با حاج احمدآقا و من بود. شرط مرجعیت هم که در قانون اساسی آمده بود، ارجاع احتیاطات امام به ایشان، ایشان را واجد شرایط کرده بود.» (فصلنامهٔ حکومت اسلامی، شمارهٔ ۴۰، تابستان ۱۳۸۵)

آقای دکتر سید حمید روحانی! مورخ انقلاب اسلامی! همان روزهایی که شما مشغول نوشتن آن مطالب دروغین برای هتک حرمت یک مرجع مسلم تقلید بودید و از این راه امام بزرگوار را هم تضعیف می‌کردید، شخصی به نام آقای هاشمی رفسنجانی که خود راوی بزرگ‌تر از شماست، دست شما را رو کرد و با احتیاط تمام، ستاره‌ای از آسمان حقیقت را به نسل‌های امروز و فردا نشان داد. اگر چه همین آقای هاشمی نیز برای بازگویی همهٔ حقایق – اگر مصلحت‌اندیشی نکند – موانع عمده‌ای دارد.

بدیهی است کسان بسیاری که در متن قضایای سال آخر حیات امام خمینی بوده‌اند، و امروز شما آنان را به عنوان این که اصلاح‌طلب هستند به ناسزا می‌گیرید، روزی خاطرات خود را می‌نویسند و بخشی از حقیقت تاریخی را بیان می‌کنند. در آن روز برای شما جز سرافکندگی در مقابل تاریخ و شرمساری در مقابل مردم و گرفتاری وجدانی در مقابل حقیقت باقی نمی‌ماند. فکر می‌کنید آن روز فرا نمی‌رسد! فکر می‌کنید اگر موفق شوید تمامی بزرگان این ملت را نزد جوانان امروز بی‌اعتبار کنید و امید را و روحیهٔ تکریم بزرگان را از فرزندان ایران اسلامی بگیرید، در روز قیامت به حساب و کتابتان نمی‌رسند؟

با شناختی که از شما دارم، مطمئن هستم که اگر شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید چمران و دیگر عالمان و مجاهدان شهید در قید حیات بودند، آنان را به جرم این که نقشی در انقلاب داشتند، همچون شریعتی و بازرگان و خاتمی و به ویژه همچون هم‌رزم آن شهدای بزرگوار، از دم تیغ مسمومتان می‌گذراندید. حتی اگر فرصت برایتان پیش آید با آقایان خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی و کروبی چنین می‌کنید. چون تفکر و مأموریتی که به آن پای‌بندید، عاقبتی جز این ندارد.

مصطفی ایزدی

۱۳۸۶/۸/۲۵

لینک مرتبط:

نامه مشترک 29/11/1367 روحانی، كروبی و جمارانی به آیت الله العظمی منتظری(پیدا و پنهان مواضع سیاستمداران جمهوری ا.ا)

سيدحمید روحانی*خطاب به ‌رفسنجانی: «50 سال است من با مقام معظم رهبری رفیقم» یعنی چه؟ امروز او رهبر است شما باید بگویید "من پیروام"!

بوی کباب و انکار عضویت در مجمع روحانیون مبارز توسط سيد حميد روحاني و واکنش مجمع!

 

 

 

 

منبع : وبلاگ شخصی مصطفی ایزدی 25/08/1386
تاریخ انتشار : 1388/09/08 | تعداد نظرات شما : 2 | نسخه قابل چاپ
نظرات خوانندگان
       • سلام آقای اعلمی جواب نامه آقای ایزدی در سایت بنیاد تاریخ ایران معاصر به آدرس http://www.iranemoaser.com/default.aspx?culture=fa-IR&pageid=261آمده است که از شما که انسان متدینی هستید و به خدا و آخرت معتقدید و اصل آزادی بیان معقول و منطقی را قبول دارید می خواهم این جواب را هم جزء لینک های مرتبط با آیت الله منتظری و در پایین لینک نامه آقای ایزدی درج کنید تا خوانندگان سایت بتوانند با مقایسه این دو مطلب قضاوت صحیحی داشته باشند
فرستنده : سید حسین بنی احمدی تاریخ ارسال : 1388/12/04
پاسخ به شما : سلام، اگر فرد ذینفع چنین تقاضائی را مطرح کرده و جوابیه ای را ارسال کنند، پاسخ ایشان هم درج خواهد شد.با این وصف آدرس مورد نظر شما منعکس گردیده است، بنابراین در صورت تمایل علاقمندان می توانند به آدرس لینک مورد اشاره شما رجوع کنند.
       • موارد بسیاری در نوشته وجود دارد که به حمدالله رسوا کند هر که در او غش باشد و دروغهایی به امام نسبت داده شده که خلاف آن در صحیفه وجود دارد و چون روز روشنگر تاریکی و سیاهی است . خداوند را شاکرم که یاران هاشمی کسانی چون شما هستید .
فرستنده : ahmad تاریخ ارسال : 1388/10/24
نظر شما
نام و نام خانوادگی :
آدرس ایمیل :  
متن نظر :