صفحه اول | عضویت در سایت | تماس با ما | RSS | ورود کاربران امروز پنجشنبه ، 7 مرداد سال 1389
مواضع و نطق های مهم ایراد شده
  پیشنهاد اعلمی مبنی بر لزوم اعلام كامل‌ اموال‌ و داراييهاي‌ داوطلبان نمایندگی و همسر و فرزندان‌ آنها
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/2
  تصویر اولین میثاق وکالت اعلمی با مردم آذربایجان/1
  اهداء لوح یادبود هیات داوران سومین کنگره تامین اجتماعی به اعلمی برای نوشتن مقاله "انسان سالم ماهر و دارای تامین محور توسعه است"
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته معارف
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله اجتماعی
  اهداء لوح یادبود ششمین جشنواره مطبوعات به اعلمی و نامزد شدن وی برای دریافت قلم بلورین جشنواره در رشته مقاله سیاسی
روز نوشت ها
  گزارش گام به گام از چگونگی ارتقاء "ممقان" به بخش و گشایش شعبات ادارات در آن(عمران-4)
6 مرداد 1389
  عناوین و لینک قسمتی از اقدامات و پیگیری های اعلمی برای دانشگاه ها و دانشگاهیان آذربایجان در مجلس ششم(حقوق بشر-2)
4 مرداد 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی برای استیفای حقوق بازنشستگان در ششمین دوره مجلس(حقوق بشر-1)
31 تیر 1389
  عناوین و لینک قسمتی از پیشنهادات، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در مجلس ششم که به تاسیس چندین واحد دانشگاهی در آذربایجان منجر شد.(عمران3)
30 تیر 1389
  بخشی از عناوین و لینک طرح ها، پیگیری ها و اقدامات اعلمی در رابطه با بزرگراه ها و راه های مواصلاتی در ششمین دوره مجلس(عمران-2)
29 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
پر بیننده ترین مطالب
  نامه سرگشاده یک بنده خدا ،به بنده دیگر خدا مقام محترم رهبری!
  در شورای نگهبان چه گذشت؟ (لزوم تشکیل شورائی برای پاسداری از حقیقت و عدالت )
  (حدفاصل میان حکمرانی بد و خوب) آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی1
  قسمتی از فیلم اعترافات پخش نشده ابطحی و چند سوال!؟
  بجای بیوگرافی:خلاصه ای از فراز و فرود های زندگی من
  نسبت بیانیه مقام رهبری با قانون انتخابات ریاست جمهوری!؟
  بعضی از مسئولان غیر مسئول کلاهشان را بالاتر بگذارند! (به بهانه حماسه آفرینی های عده ای از لباس شخصی ها)
  اهداف و چرائی انتشار فیلم اعترافات ابطحی و ارزیابی واکنش های مربوط به آن و پاسخ سوالات و شبهات -2
  واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟!**(تحلیلی پیرامون هشتمین دوره انتخابات مجلس)
  بجای پاک کردن صورت مساله به هضم واقعیت ها بپردازید! ( نگاهی متفاوت به انتخابات هشتم)**
بیشتر بخوانید ...
تصویر برگزیده
Skip Navigation Links
صفحه اول
روز نوشت ها
وب نوشته ها
کارنامه مجلسExpand کارنامه مجلس
زندگینامه
خاطرات
مقالات
سخنرانی ها
مصاحبه
سخن میهمان
از همه جا از همه کس
پر پیننده ترین مطالب
مشاغل و مسئولیت ها
نامه ها و اقدامات ویژهExpand نامه ها و اقدامات ویژه
در نگاه دیگران و رسانه ها
گالری عکس
صدا و تصویر
جستجو
آرشیو موضوعی
سخن میهمان
  رویکرد جالب و متفاوتی از احمد جنتی نسبت به ولایت فقیه و اختیارات او در مجلس خبرگان رهبری!
  موحدي كرماني: وزارت كشور موظف است گروهي را که معتقد به هيچيك از اديان آسماني نيست، ولي ملتزم به قانون اساسي است، گروه رسمي و قانوني بشناسد
  گزارش مختصری از وضعیت بازداشت شدگان اخیر آذربایجان
  آیت الله خامنه ای: كدام قانون اساسي است كه بيش از 30 سال عمر كند؟
  آیت الله خمینی: خيال مى كنيد كه روحانيت اسلام را مى شود مثل روحانيت مسيح كرد؟ روحانيت شيعه مستقل است.
بیشتر بخوانید ...
از همه جا از همه کس
  احمد جتتی: زمانی که امام خمینی رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد
6 مرداد 1389
  احمد توكلي: اينها نميتوانند حقوق بگير امام زمان باشند
2 مرداد 1389
  مقام رهبری: ولایت فقیه شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (ع) که همان ولایت رسول الله (ص) مى‌‌باشد
31 تیر 1389
  نامزدهای پیشنهادی آقای خامنه ای برای پست نخست وزیری و واکنش مجلس نسبت به آنها
30 تیر 1389
  آیت الله خمینی (ره): هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است!
26 تیر 1389
بیشتر بخوانید ...
جستجو در سایت
 
پیوند ها
  کلیپ کوتاهی از سخنان اعلمی در مجلس p-alami(omid20.com).3gp
  لیست ویدئو کلیپ های اعلمی در گوگل(1)
  ویدئو کلیپ سخنرانی های اعلمی2
  مشروح مذاکرات مجلس تدوین قانون اساسی
  مشروح مذاکرات شوراي بازنگري قانون اساسي
  خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران(هرانا)
  وبسایت دفتر آیت الله العظمی سیستانی
  لیست وبلاگ های متنوع فارسی
  مشروح مذاکرات تدوین و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در
  متن کامل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همراه با اصلاحات 1368
بیشتر بخوانید ...
متن مطلب
سيدحمید روحانی*خطاب به ‌رفسنجانی: «50 سال است من با مقام معظم رهبری رفیقم» یعنی چه؟ امروز او رهبر است شما باید بگویید "من پیروام"!
... وقتی که بنی‌صدر برای کاندیدای ریاست جمهوری شدن خدمت امام رفت، امام به او گفت: «صلاحیت نداری!» الان در فرانسه خاطرات بنی‌صدر منتشر شده خوشبختانه خودش در خاطراتش نوشته: «وقتی من رفتم به امام عرض کردم که می‌خواهم برای ریاست جمهوری کاندیدا بشوم، امام فرمود: شما صلاحیت نداری برای اینکه اولا به اصل ولایت فقیه اعتقاد نداری، ثانیا نسبت به روحانیت ذهنیت منفی داری و سوم اینکه به طور کلی روحیه انقلابی نداری» (ظاهرا سومین نکته این بود). در عین حال بنی‌صدر آمد کاندیدا شد، مردم هم از او استقبال کردند و به او روی آوردند. امام حتی اگر به صورت غیرمستقیم به گوش مردم می‌رساند که نسبت به بنی‌صدر ذهنیت منفی دارد محال بود مردم به بنی‌صدر رأی بدهند ولی امام اجازه داد مردم بیایند نظر خودشان را بگویند، خودشان انتخاب کنند، روی پای خودشان بایستند، متکی به شخص دیگری نباشند، درعین حال هم اگر اشتباه کردند بالاخره تجربه می‌آموزند. ...

انسانی که دچار خودخواهی و خودبینی است نمی‌تواند یک منتظر واقعی باشد و ممکن نیست انتظار او انتظار حقیقی باشد. یکی از ویژگی‌های کسانی که انتظارشان واقعی نیست و ظاهری و زبانی است این است که گاهی با دشمن همصدا می‌شوند. سخنانشان، موضع‌گیری‌هایشان و حرف‌هایشان، حرف‌های دشمن است. وقتی شما رادیوهای بیگانه را گوش می‌دهید، وقتی که سخنان استکبار جهانی و دشمنان اسلام و این ملت و این کشور را گوش می‌دهید، می‌بینید این همان حرف‌هایی است که در ایران عده‌ای آنها را تکرار می‌کنند یا همان چیزی را که اینها می‌گویند خارجی‌ها تکرار می‌کنند؛ با هم همصدا هستند، همراه هستند و یک‌جور سخن می‌گویند. در جریان انتخابات امسال چیزی که بسیار برای ملت ما دردناک بود، این بود که می‌دیدیم موضع بسیاری از کسانی که در این کشور نان انقلاب را خوردند، اعتبارشان، حیثیتشان، شخصیتشان و آبرویشان به برکت امام و انقلاب بوده، با موضع شیطان بزرگ و با موضع رژیم صهیونیستی همسان بود، همصدا بودند، همراه بودند. این فاجعه است، اینها راهشان از راه خدا جداست، از راه امام زمان جداست، اینها نمی‌توانند منتظران واقعی باشند، اینها کسانی هستند که اسیر قدرتند، اسیر نفسند. وقتی انسان اسیر نفس شد طبیعی است که در مقابل قدرتمندان و زورمداران اینگونه خواهد بود.

وقتی که امام به قدرت رسید، بر قلب‌ها حکومت می‌کرد، یک ایران بود و یک امام؛ هرچه امام می‌گفت مردم با دل و جان می‌پذیرفتند ولی هرگز حاضر نشد نظر خودش را بر مردم تحمیل کند؛ وقتی که بنی‌صدر برای کاندیدای ریاست جمهوری شدن خدمت امام رفت، امام به او گفت: «صلاحیت نداری!» الان در فرانسه خاطرات بنی‌صدر منتشر شده خوشبختانه خودش در خاطراتش نوشته: «وقتی من رفتم به امام عرض کردم که می‌خواهم برای ریاست جمهوری کاندیدا بشوم، امام فرمود: شما صلاحیت نداری برای اینکه اولا به اصل ولایت فقیه اعتقاد نداری، ثانیا نسبت به روحانیت ذهنیت منفی داری و سوم اینکه به طور کلی روحیه انقلابی نداری» (ظاهرا سومین نکته این بود). در عین حال بنی‌صدر آمد کاندیدا شد، مردم هم از او استقبال کردند و به او روی آوردند. امام حتی اگر به صورت غیرمستقیم به گوش مردم می‌رساند که نسبت به بنی‌صدر ذهنیت منفی دارد محال بود مردم به بنی‌صدر رأی بدهند ولی امام اجازه داد مردم بیایند نظر خودشان را بگویند، خودشان انتخاب کنند، روی پای خودشان بایستند، متکی به شخص دیگری نباشند، درعین حال هم اگر اشتباه کردند بالاخره تجربه می‌آموزند. امام نظر مردم را تنفیذ کرد؛ در روز تنفیذ رأی، امام جمله‌ای گفت که اهل نظر دریافتند که امام نسبت به بنی‌صدر ذهنیت دارد. فرمودند: «آقای بنی‌صدر بداند که حب الدنیا راس کل خطیه». امام تا این حد نسبت به نظر مردم احترام گذاشت؛ درست است که با ریاست‌‌جمهوری بنی‌صدر ضرر زیادی دیدیم، فاجعه بزرگی برای کشور به‌وجود آمد اما در عین حال امام احساس می‌کرد اگر مردم متکی به فرد باشند و حکومت فردی در جامعه حاکم بشود، با رفتن فرد همه‌چیز می‌رود. مردم باید روی پای خودشان بایستند و با اندیشه و تجربه خویش کشور را پیش ببرند، از این‌رو هیچگاه نظر خود را بر مردم و مسؤولان تحمیل نمی‌کرد بلکه در برابر نظر اکثریت کوتاه می‌آمد وقتی می‌خواستند آقای شیخ حسینعلی منتظری را به عنوان قائم‌مقام تعیین کنند، امام فرمودند: «این کار را نکنید!» شاید علتش را نفرمودند فقط گفتند: «این کار را نکنید! صلاح نیست». مجلس خبرگان برخلاف نظر امام، آقای منتظری را به عنوان قائم‌مقام تعیین کرد، می‌بینیم امام بعد از آن نه کوچک‌ترین اعتراضی کردند و نه انتقادی کردند، به نظر خبرگان احترام گذاشتند و تا روزی که آقای منتظری به طور کلی در مقابل نظام، امام و انقلاب نایستاده بود، او را تحمل کردند.

اما ما در جریان این انتخابات کسانی را دیدیم که اگر از دستشان برمی‌آمد و اگر قدرت داشتند، حاضر بودند ایران به یک ویرانه جغدنشین بدل شود ولی خودشان به قدرت برسند، حاضر بودند این کشور را به خاک و خون بکشند تا به قدرت برسند. دیدیم چگونه رأی و نظر مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند، دیدیم که به اسم قانون چگونه قانون را زیر پا گذاشتند، دیدیم چگونه به نام مبارزه با دروغگویی به این ملت دروغ گفتند، این افراد خودشان اسیر نفس هستند، چگونه می‌توانند به این کشور خدمت بکنند؟ به اسم اینکه ‌می‌خواهند با قانون‌شکنی و قانون‌گریزی مبارزه کنند، کاندیدا شدند اما خودشان قانون‌شکنی کردند. هنوز رأی‌گیری تمام نشده بود، هنوز مردم پای صندوق‌های رأی بودند که اینها آمدند اعلام کردند: «خبرنگارها! بیایید! من رئیس جمهور شدم». این دهن‌کجی به مردم بود، این پشت کردن به قانون بود، این زیر پا گذاشتن قانون بود. در کشوری که مردم پای صندوق‌های رأی آمدند و 40 میلیون رأی دادند، با اینکه نمایندگان آنها پای اکثر صندوق‌ها حضور داشتند نتوانستند کوچک‌ترین سندی ارائه بدهند که در این انتخابات تقلب شده است ولی آمدند با حیثیت این نظام، با حیثیت انقلاب، با حیثیت امام و با حیثیت اسلام بازی کردند و در بوق و کرنا دمیدند که در این انتخابات تقلب شده است! و آب به آسیاب دشمن ریختند. وزارت کشور به اینها اجازه تظاهرات نداد، برخلاف قانون مردم را به خیابان‌ها کشاندند و به تظاهرات دست زدند؛ این کار کسانی بود که به اصطلاح ادعای قانونمداری داشتند! ‌ای کاش اینها از تاریخ عبرت می‌گرفتند!‌ای کاش اینها می‌آمدند، می‌دیدند که آن کسانی که به خاطر قوم و خویش‌پرستی، خودپرستی و غرور راهشان را از امام و انقلاب جدا کردند، به چه سرنوشتی دچار شدند و سرنوشت شیخ حسینعلی منتظری را مطالعه می‌کردند، سرنوشت کسی را که روزی مرد شماره 2 خوانده می‌شد مورد مطالعه قرار می‌دادند و می‌دیدند که این شخص وقتی که راهش را از مردم جدا کرد، خودخواهی و غرور او را به آن جایی کشاند که خواب امپراتوری می‌دید. وقتی دید که مقام معظم رهبری در مقابل نفسانیات تسلیم نمی‌شود و نمی‌خواهد تسلیم شود، دیدید که راه خودش را جدا کرد، شیوه‌ دیگری در پیش گرفت، ساز دیگری زد اما چوبش را خورد. دیدید همان کسی که در کشور مرد شماره 2 خوانده می‌شد در انتخابات مجلس ششم نفر سی‌ و دوم، سی و سوم قرار گرفت، دیدید که در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم با سر و مغز زمین خورد.‌ای کاش اینهایی که امروز دارند دچار غرور می‌شوند و به خودپرستی و قوم و خویش‌پرستی روی می‌آورند و به نظر رهبری توجه نمی‌کنند، بدانند که سرنوشت شومی در انتظار آنهاست! این ملت بیدار است. این ملت آگاه است؛ میدان را برای همه‌ کسانی که ادعا دارند باز می‌کند و می‌گوید، «بفرمایید!» ولی وقتی آمدند ماهیت خودشان را بروز دادند آن وقت است که می‌بینیم مردم به آنها پشت می‌کنند و دست رد به سینه آنها می‌زنند. خیلی‌ها فکر می‌کنند دوم خرداد جریان دیگری بود؛ نه! دوم خرداد با سوم خرداد و 15خرداد و 22خرداد هیچ فرقی نمی‌کرد، آنهایی که در جریان دوم خرداد رأی آوردند با شعار «فرزند فاضل امام» با شعار «درود بر 3 سید فاطمی؛ خمینی، خامنه‌ای، خاتمی» با اینگونه شعارها جلو آمدند، مردم فکر کردند اینها کسانی هستند که پیرو خط امام هستند، دارند راه امام را دنبال می‌کنند، بنابراین به آنها رأی دادند اما وقتی که معلوم شد راه اینها راه دیگری است، شعار اینها شعار امام نیست، شعار انقلاب نیست و اینها آرمان‌های انقلاب را زیر پا می‌گذارند؛ سخن از «تشنج‌زدایی» می‌زنند! می‌زنند، «مرگ بر آمریکا نگویید»، مردم به اینها پشت کردند و به دنبال آن دیدیم که آنها نه در انتخابات شهرداری رأی آوردند، نه در انتخابات مجلس رأی آوردند و نه در جریان ریاست جمهوری نظام اسلامی رأی آوردند. همین 13 میلیون رأیی که این‌دفعه یکی از کاندیداها آورد برای این بود که مردم فکر می‌کردند این شخصی که 8 سال نخست‌وزیر دوران امام بوده لابد به خط امام و خط رهبری وفادار است. اگر یک روز دیگری او به صحنه بیاید مسلما یکصدم آن رأی را هم نخواهد داشت و آنهایی که امروز دچار غرور شده‌اند و حرکاتی از آنها سر می‌زند که نشان می‌دهد غرور آنها را به‌گونه‌ای فراگرفته که فکر می‌کنند می‌توانند نظر رهبری را نادیده بگیرند باید بدانند که به سرنوشت شوم کسانی مبتلا می‌شوند که قبل از آنها بودند.

عزیزان من! استکبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ از آن روزی که انقلاب به پیروزی رسید تا به امروز توطئه‌های مختلفی را در جهت در هم شکستن انقلاب درپیش گرفت؛ تحریم اقتصادی، جنگ تحمیلی، ترورهای داخلی، جوسازی‌ها، باندبازی‌ها و جناح‌بندی‌ها این مسائل را به صورت مبسوط و مفصل دنبال کرد اما نتیجه‌ای نگرفت. آمدند ارزیابی کردند که ببینند مشکل اساسی چیست؛ به این نتیجه رسیدند که بزرگ‌ترین سدی که در مقابل توطئه اینها ایستاده مقام معظم رهبری است. امروز تمام قدرتشان را به‌کار گرفتند، بودجه اختصاص دادند، نیروهای ضدانقلاب را در داخل و خارج بسیج کردند و هدفشان در هم شکستن اصل ولایت فقیه و مساله رهبری است. من فقط به عنوان اشاره چند نمونه از سخنان و برنامه‌هایشان را برای در هم شکستن اصل ولایت فقیه و دور نگه‌داشتن مردم از رهبری و تضعیف رهبری خدمتتان عرض کنم: «ادوارد واشرلی» مسؤول سابق شبکه جاسوسی سیا، در میزگردی اعلام کرد، «اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد آنگاه می‌توان گفت جمهوری اسلامی ایران تغییر ماهیت داده است». رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد: «یک اصل در قانون اساسی ایران هست که در این سال‌ها بسیار دردسرساز بوده و آن اصل ولایت فقیه است». «هنری پرگت» از مسؤولان سابق سازمان سیا در امور ایران، که در وزارت خارجه آمریکا کار می‌کند، در این‌باره گفت:«اگر تجدید‌نظرطلبان در ایران بتوانند از حریم ولایت و رهبری عبور کنند و از آن طریق ولایت فقیه را در کشتی تردید سوار کنند، در آن روز بار سنگینی از دوش آمریکا برداشته خواهد شد». اینها تمام قدرتشان را به‌کار گرفته‌اند که مساله رهبری را زیر سوال ببرند؛ هدفشان مقام معظم رهبری است. امروز تکیه‌گاه مقام معظم رهبری در این دنیای وانفسا بعد از خدا فقط به شما ملت است، می‌بینیم که دست‌های مرموز، عناصر خودخواه، انحصارطلب و قدرت‌طلب با تمام قوا سعی می‌کنند که به این ندای شیطان بزرگ لبیک بگویند و مقام معظم رهبری را تضعیف کنند. امروز بزرگ‌ترین وظیفه‌ ملت این است که در مقابل این توطئه‌ها بایستند و با همه‌ قدرت پشتیبان ولی‌فقیه باشند تا این استقلالی که امروز ایران دارد و این آزادی‌ای که ایران دارد، این قدرتی که ایران دارد، حفظ شود.

[پس از پایان سخنان سیدحمید روحانی، مجری این مراسم سوالات حاضران را برای وي قرائت کرد.] روحانی در پاسخ به این سؤال که «دیدگاه شما نسبت به آقای هاشمی‌رفسنجانی به چه صورتی است؟» گفت: این آیه‌ شریفه همیشه جلوی چشم من قرار دارد، «احسب ‌الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون» آیا مردم فکر می‌کنند همین که گفتند ما ایمان آوردیم رها می‌شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟ همه‌ انسان‌ها در معرض آزمایش خدا هستند، من در نجف که در خدمت امام بودم می‌دیدم امام در پایان غالب نامه‌هایی که برای اشخاص و افراد مختلف می‌نوشتند توجه داشتند که این جمله را بنویسند، «از جنابعالی برای حسن عاقبت خودم التماس دعای خیر دارم» عاقبت به خیری مساله‌ بسیار مهمی است همه‌ ما در معرض خطر هستیم. به تعبیر حضرت علی علیه‌السلام، «والله لتغربلن غربله» همه ما را در این دیگ جوشان طبیعت انداخته‌اند و دارند زیر و رو می‌کنند تا جهنمی‌ها به درستی شناخته شوند؛ آقای هاشمی‌رفسنجانی سابقه‌ ممتدی در مبارزه داشتند، از آن روزی که امام نهضت را آغاز کردند ایشان سر در راه امام گذاشتند مبارزه کردند، زندان رفتند، شکنجه دیدند، زجر کشیدند اما چیزی که باعث لغزش ایشان شد غروری است که ایشان را گرفت؛ شما اگر کتاب خاطرات ایشان را مطالعه کنید می‌بینید که ایشان مطالب را به گونه‌ای بيان می‌کند که انگار ایشان به نحوی امام را هدایت می‌کرده! راهنمایی می‌کرده! رهنمود می‌داده! و امام در خیلی موارد مجری نظرات ایشان بوده است!! و در مواردی که امام به نظریات ایشان توجه نمی‌کرده اشتباه پیش می‌آمده است! من اگر بخواهم وارد نکات نادرستی که در خاطرات ایشان مطرح شده بشوم بحث خیلی طولانی می‌شود اما برای شناخت ایشان خوب است که افراد خاطرات ایشان را مطالعه کنند، در جای‌جای خاطرات، ایشان مطالب را به گونه‌ای بيان می‌کند که انگار ایشان بوده که داشته نهضت اسلامی و این انقلاب را پیش می‌برده و راهنمایی می‌کرده است! در صورتی که وقتی ما نگاه می‌کنیم می‌بینیم بزرگ‌ترین اشتباهی که ایشان کرد، که جبران‌ناپذیر بود، در جریان سازمان منافقین بود؛ ایشان با همه قدرت به حمایت از سازمان منافقین برخاست، از آنها حمایت و آنها را تقویت کرد، بهترین جوانان مسلمان را تشویق کرد که به سازمان بپیوندند و در مقابل نظر امام ایستاد. من یادم است که در سال 1354 آقای هاشمی‌رفسنجانی را در لبنان دیدم، ایشان با لباس شخصی بود و من با لباس عربی؛ با چفیه و دشداشه و عینک دودی بودم؛ لبنان محیطی جاسوسی بود، جاسوس‌های شاه در آنجا قوی بودند و اگر با لباس روحانی می‌رفتم در خطر بودم، هر وقت به لبنان می‌رفتم تا کتابی چاپ کنم یا در آنجا کاری داشتم با لباس مبدل می‌رفتم. ایشان من را نشناخت، من ایشان را شناختم و بعد از 10 سال که همدیگر را ندیده بودیم با هم خوش و بش و حال و احوال کردیم، بعد ایشان گفتند: «من [به] نجف رفته بودم خدمت امام رسیدم به امام عرض کردم: من پارسال هم به قصد آمدن به نجف از ایران بیرون آمدم ولی نتوانستم ویزای عراق بگیرم و امسال موفق شدم ویزا گرفتم و برای ملاقات شما آمدم، پارسال به یک قصد آمدم امسال به قصد دیگری آمدم، پارسال...».

یعنی در سال 1353 «آمدم که از شما در حمایت از سازمان مجاهدین خلق اعلامیه بگیرم و امسال آمدم بگویم ما اشتباه ‌کرده بودیم شما درست می‌فرمودید» حالا سال 53 سالی بود که سازمان منافقین تغییر ایدئولوژی داده، ماهیتش برملا شده، بسیاری از آنان کمونیست شده‌اند، بچه‌مسلمان‌ها را کشته‌اند، آن جنایات را کرده‌اند؛ خب، این زندگی سیاسی‌ ایشان بوده است با این اشتباهات آشکار و فاحش خود را در حد امام می‌نمایاند و داعیه رهبری دارد، لیکن می‌بینیم امام در نجف غریب بود، تنها بود، راه ارتباط با ایران قطع بود، شاه و صدام بر سر اروندرود با هم اختلاف داشتند و به کلی مرزها را بسته بودند، سال‌ها حتی یک ایرانی نتوانست به عراق بیاید، در چنین شرایطی وقتی که نمایندگان سازمان منافقین آمدند با امام ملاقات کردند باوجود اینکه از آقای هاشمی رفسنجانی، آقای منتظری، آقای طالقانی و از علمای دیگر نامه‌هایی جهت تأیید خود آورده بودند، امام گفت: «من به این نامه‌ها کار ندارم خودم باید شما را بشناسم». چند جلسه که با اینها حرف زد فهمید اینها منحرف هستند و اینها را تأیید نکرد ولی می‌بینیم که آقای هاشمی با تأیید اینها بزرگ‌ترین ظلم را به نسل جوان کرد که بهترین جوان‌های ما با تشویق او به سازمان پیوستند و نفله شدند؛ خب، ایشان با این وضع می‌آید در خاطراتش به گونه‌ای خاطره‌بافی می‌کند که انگار او بوده که امام را هدایت و راهنمایی می‌کرده است! این روحیه خودخواهی کار دستش داد. بعد از امام ایشان فکر می‌کرد که یک امپراتوری اسلامی در ایران به رهبری او تشکیل می‌شود، به ظاهر مقام معظم رهبری، رهبر است ولی مقام معظم رهبری هم حتما باید نظریات او را اعمال کند و دنباله‌رو نظریات او باشد، الان ببینید وقتی صحبت می‌کند چه می‌گوید؛ می‌گوید: «50 سال است من با مقام معظم رهبری رفیقم» یعنی چه؟ امروز او رهبر است شما باید بگویید «من پیروام. بر من واجب است که مطیع ایشان باشم و امر ایشان را اطاعت بکنم» ما 50 سال است با هم رفیق هستیم یعنی چه؟ خود این جمله نشان می‌دهد که طرف به اصل ولایت فقیه پایبند نیست، غرور او را به حدی گرفته که دارد به گونه‌ای دیگر حرکت می‌کند. تمام این مصیبت‌هایی که در جریان انتخابات بر سر این کشور آمد از آن نامه‌ سرگشاده‌ای بود که ایشان نوشت؛ جرقه را از آنجا زد، آتش نفاق و اختلاف را از آنجا روشن کرد و نسل جوان و مردم را به جان هم انداخت، بعد حالا می‌آید دلسوزی می‌کند؟ می‌آید می‌گوید جنگ قدرت نیست؟ می‌آید می‌گوید چرا باید اختلاف باشد؟ دعوت به وحدت می‌کند؟ اگر می‌خواهد دعوت به وحدت بکند اول باید از آن نامه توبه کند، [باید] بگوید «آن نامه خیانت بود، من از آن نامه پشیمان هستم بعد هم بگوید پیرو رهبر هستم، اطاعت از رهبری بر من و همه ملت واجب است»؛ «50 سال [است] با هم رفیقیم» یعنی چه؟ این نشان می‌دهد طرف دارد چه راهی می‌رود و چه کار می‌کند. تمام این مشکلات از همان قدرت‌طلبی و خودخواهی منشأ می‌گیرد، [از] قوم و خویش‌پرستی منشأ می‌گیرد، این آقا‌زاده‌ها او را به روز سیاه نشاندند و نفهمید.‌ای کاش او از سرنوشت آقای منتظری عبرت می‌گرفت! دید آقای منتظری خودش را قربانی مهدی هاشمی کرد؛ امام، انقلاب، ایمان [و] خدا را به خاطر مهدی هاشمی قربانی کرد، متأسفانه ایشان هم همین راه را رفت، انگار ایشان هم دارد قربانی مهدی هاشمی خودش می‌شود. در هر صورت مشکل ایشان گسترده‌تر از این است که من بتوانم در چند دقیقه‌ای که در خدمت شما هستم واقعیت‌ها را بیان کنم، بگذریم

*سيد حميد روحاني؛ عضو سابق مجمع روحانیون مبارز و رئيس بنياد تاريخ پژوهشي ايران معاصر

لینک های مرتبط:

قسمتی از فیلم سخنرانی سید حمید روحانی: آقای هاشمی گفته نباید بگذاریم بار دیگه آقای احمدی نژاد دیگه رای بیاره!

در نامه مصطفی ایزدی به حمید روحانی عنوان شد: من از دو دهه قبل به شما مشکوک شدم!

نامه مشترک 29/11/1367 روحانی، كروبی و جمارانی به آیت الله العظمی منتظری(پیدا و پنهان مواضع سیاستمداران جمهوری ا.ا(

بوی کباب و انکار عضویت در مجمع روحانیون مبارز توسط سيد حميد روحاني و واکنش مجمع!

 

منبع : روزنامه وطن امروز یکشنبه, 17 آبان 1388
تاریخ انتشار : 1388/09/08 | تعداد نظرات شما : 3 | نسخه قابل چاپ
نظرات خوانندگان
       • رفسنجانی یک ایزن هاور دیگراست! ما چه فکرمیکردیم؟!!!!!!
فرستنده : بی نام تاریخ ارسال : 1388/09/29
       • آقای سید حمید روحانی، خودش می داند چه گفته است. دریغا که حب دنیا چگونه انسان آزاده ای را را به متملقی دروغگو و چاپلوس بدل می کند. دریغا مگر چند سال در این دنیا خواهید بود؟!
فرستنده : سعید منتجب نیا تاریخ ارسال : 1388/09/27
       • مطلب ناقص است.
فرستنده : امید تاریخ ارسال : 1388/09/14
نظر شما
نام و نام خانوادگی :
آدرس ایمیل :  
متن نظر :