با سلام و خسته نباشید جناب آقای اکبر اعلمی :
نص صریح اصل 177 قانون اساسی به موضوع بازنگری در قانون اساسی که شامل اصلاح و تتمیم آن می باشد پرداخته و صراحتاً اذعان دارد که رعایت ذیل اصل 59 در مورد همه پرسی ((بازنگری در قانون اساسی)) لارم نیست به این علت که اصل 59 فقط راجع به اعمال قوه مقننه که همان مصوبات بسیار مهم مجلس شورای اسلامی است که مانند دیگر کشورها اگر این مصوبات مهم و سر نوشت ساز بود آن را به آراء عمومی و همه پرسی میگذارند. لذا ما نمی توانیم نص صریح اصول 177 و 59 را نا دیده کرفت و آن را تفسیر کرد .
ارسال کننده amir, در تاریخ 10 تير 1387 ساعت 10:36
*با سلام جناب آقای اعلمی و سایر کاربران عزیز :
بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فقط از طریقی که در اصل 177 گفته شده امکان پذیر است
و موضوع همه پرسی در اصل 59 فقط برای قوانین عادی می باشد که به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد .
البته رئیس جمهور و اکثریت کل مجلس هم میتوانند برای انجام بازنگری در قانون اساسی پیشنهاد خود را به رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام و ابلاغ نماییند .
اعلمی: ضمن احترام به نظر شما، این استباط جنابعالی بنظرم اشتباه است، زیرا اصل 59 مقرر می دارد:"در مسايل بسيار مهم اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به آرا مردم صورت گيرد. در خواست مراجعه به آرا عمومي بايد به تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد." و این اصل اطلاق دارد و می تواند شامل هر نوع اعمال تقنینی از جمله قانونگذاری ناظر به اصلاح قانون اساسی نیز شود، در غیر اینصورت در شرایطی که اعمال قوه مقننه از طریق مجلس با رای نصف بعلاوه یک نمایندگان متصور است چه ضرورتی دارد که برای اعمال قوه مقننه از طریق انجام همه پرسی دو سوم نمایندگان رای دهند!؟
ارسال کننده amir, در تاریخ 09 تير 1387 ساعت 16:14
جناب آقای اعلمی واقعا از صمیم قلب از شما تشکر می کنم که به سوالات و شبهات اذهان، بخصوص ما دانشجویان پاسخ می دهید. این را بدانید که چه در مجلس باشید و چه نباشید ما به شما به چشم یک فرد دلسوز و به قول خودتان وکیل خودمان نگاه می کنیم.
امید آنکه بتوانیم به کمک شما مشکلات را حل کنیم و به حق خود(در حد و حدود قانونی) برسیم.
ارسال کننده رحیم, در تاریخ 31 ارديبهشت 1387 ساعت 10:40
ارسال کننده یاشار, در تاریخ 25 ارديبهشت 1387 ساعت 12:18
yashasin azarbayjanin iyit oghlu.(harfe dele daneshjoyane azarbayjani)
ارسال کننده وحيد, در تاریخ 25 ارديبهشت 1387 ساعت 07:01
جناب آقای اعلمی با سپاس از چاپ پرسش با حذف کلمه اصلی، ولی متاسفانه متوجه پاسخ شما نشدم که ملت باید در مقابل چنین حکومتی به چه جیز متوسل شود؟ در صورتی که برایتان مقدور نیست در سایتتان پاسخ دهید به طور خصوصی جواب دهید.
سپاسگزارم
ارسال کننده رضا, در تاریخ 23 ارديبهشت 1387 ساعت 10:38
همیشه سراغ کارای شمار رو همکارا از من می گرفتند(با تاسف از رد صلاحیت شما)به نظر شما باید در انتخابات فرمالیته شرکت کرد (من فلسفه بد و بدتر و اصلا قبول ندارم)در ضمن من فرهنگیم و توسط فرهنگیان تبریزی سی دی های نطق ها تو نو دیدم و با شما آشنا شدم
اعلمی:بارها گفته و نوشته ام که طبق اصل ششم قانون اساسی امور کشور باید با اتکاء به آرای عمومی اداره شود از راه انتخابات.بنابراین انتخابات بستری برای تظاهر اراده مردم در اداره کشور است و کسانی می توانند در اداره کشور اراده خود را اعمال کنند که بتوانند آزادانه از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن بنحو مطلوبی برخوردار شوند.شخصا اگر در انتخاباتی از حق انتخاب کردن و یا حق انتخاب شدن آزاد محروم شوم و یا بر خلاف قانون ایندو محدود شود شرکت نمیکنم و اگر کسی هم به همان دلایلی که گفتم در انتخابات شرکت نکند او را قابل شماتت نمی دانم.این را هم بدانید که رد صلاحیت های غیر قانونی نتیجه عملکرد و بی تفاوتی مردم است.آقایان وقتی مشاهده می کنند که در ازای هر اقدام غیر قانونی که انجام می دهند، مردم بی تفاوتند و باز در انتخابات شرکت می کنند، تشویق شده و همچنان به اقدامات غیر قانونی خویش ادامه می دهند.
آقای اعلمی با سلام
در پاسخ پرسشگری به نام دامون در تاریخ نهم اردیبهشت 1387 ساعت 14 مرقوم فرموده اید که حتی به همین قانون خوب یا بد هم عمل نمی شود. بنابر این، مردم در مقابل حکومتی که حنی به قانون مصوب خود هم پایبند نیست باید با توسل به شیوه های قانونی به ... برخیرند یا خیر؟ منتطر پاسخ مستدل شما هستم. اگر میل دارید خصوصی پاسخ دهید.
سپاسگزارم
ارسال کننده رضا, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 10:28
با توجه به تعریفی که از نخبگان ارائه کردید پس می توان گفت که ممکن است یک کشاورز بی سواد هم در مجموعه نخبگان قرار گیرد چون با فکر و بررسی رای میدهد در حالی که یک دانشجوی تحصیلکرده در مجموعه نخبگان قرار نگیرد چون بدون فکر و از روی احساس رای میدهد ؟ در حقیقت شما برای مشروعیت یک انتخابات دو معیار کیفی و کمی قائلید . در حالی که معیار کمی به راحتی قابل اندازه گیری و ارزیابی است آیا به نظر شما راه حلی برای اندازه گیری صحیح معیار کیفی این مشروعیت هم وجود دارد؟
اعلمی: همیطور است که شما اشاره کرده اید.البته در فرهنگ سیاسی به تعبیر شما "یک کشاورز بی سواد" به مفهوم عام آن مصداق نخبگان محسوب نمی شود اما به عقیده من یک کشاورز فاقد سواد به مفهوم مصطلح آن هم با نبوغ و ایده خاص خود می تواند در زمره نخبگان یک جامعه جای گیرد.
چنانکه در قران آمده است، پیامبر اکرم(ص)سواد خواندن و نوشتن نداشته لیکن کسی منکر نبوغ و نخبگی ایشان نیست و به همین سبب هم یک تحول عظیم در عرصه دین و معرفت ایجاد کرده اند.
از حیث کیفی برای اندازه گیری مشروعیت یک انتخابات حداقل به پنج معیار به عنوان خط کش اندازه گیری می توان اشاره کرد:
1- میزان آزادی شهروندان یک جامعه برای بهره مندی از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن بنحو مطلوب.
2-چگونگی تدارک عرصه انتخابات برای تظاهر اراده واقعی مردم.
3-آمار مربوط به میزان حضور نخبگان جامعه و سایر طبقات به تفکیک.
4- درصد آرای ماخوذه داوطلبان گمنامی که بصورت پوپولیستی رای آورده اند.
2- نحوه دخالت حکومت در انتخابات
6- خروجی انتخابات و میزان رضایتمندی شهروندان آن جامعه از نتیجه انتخابات.
ارسال کننده مریم, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 03:40
جناب اقاي اعلمي شما در مورد انتخاب مردم تبريز در دوره هشتم چه نظري داريد ايا نمايندگاني كه با 60 يا 70 هزار راي مردم به مجلس مي روند صلاحيت دارند.
اعلمی:پیش از این طی دو یادداشت جداگانه در تحلیل انتخابات مجلس هشتم، نظر کلی خود را در مورد انتخابات اخیر ارائه کرده ام.
ارسال کننده babak, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 01:57
با سلام .... تعریف شما از نخبگان مورد نظرتان چیست ؟
اعلمی: مریم خانم! نخبگان مورد نظر من در جامعه مرکب از اشخاص و طبقات زیر است: روشنفکران، تحصیل کردگان، دانشگاهیان، دانش پژوهان، اهل علم و بصیرت، سیاستمداران، فرهنگیان، صنعتگران،کار آفرینان، صاحبان دانش و آگاهى، هنرمندان،افراد هوشمند،.. و همه کسانی که قبل از هر انتخابی و پیش از آنکه از حق انتخاب خود استفاده نمایند،ابتدا می اندیشند و سپس هوشمندانه انتخاب می کنند و اساسا پیش از هر اقدامی ابتدا فکر می کنند و سپس عمل می نمایند.
ارسال کننده مریم, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 14:53
مطلب زير بصورت ايميل دريافت شده است كه بدليل عدم دسترسي به مستندات و عدم آگاهي از درستي يا نادرستي خبر،اصل خبر و دعاوي مطرح شده همراه با آي پي ارسال كننده ايميل حذف و در اينجا صرفا جهت آگاهي مسئولان مربوطه و نماينده آباده براي بررسي موضوع منعكس مي شود.
'چه كسي جوابگوو چه كسي فرياد رس است ؟؟؟؟
یکشنبه مورخ7/11/1386 ساعت 9 شب زنگ در خانه ی آقای بهرا... از بهائیان آباده توسط دو
نفر زده می شود. بعد از2،3 دقیقه آن افراد در را با... براستي ايا اين مطالب اخبار ايران نيستند كه هيچ ايراني از ان خبر ندارد ؟'
اعلمي:برغم تضاد فكري و عقيدتي عميق با مسلك بهائيت معتقدم كه ايرانيان هر عقيده و مرامي كه دارند مادامي كه به تكاليف شهروندي خود عمل مي كنند حق دارند كه از حقوق شهروندي كه قانونگذار براي آنان منظور كرده است در امنيت كامل برخوردار شوند. از اينرو چنانچه خبر ارسالي مقرون به صحت باشد مي توانيد آنرا بصورت مكتوب به اينجانب منعكس كنيد و اگر تا زمانيكه نماينده هستم اين نامه بدستم برسد حتما آنرا به مراجع صلاحيتدار منعكس كرده و پيگير موضوع خواهم شد.ضمنا در اولين جلسه كميسيون امنيت ملي مراتب را به اعضاي كميسيون و نماينده آباده گزارش خواهم كرد.
ارسال کننده امضاء محفوظ, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 03:44
با عرض سلام خدمت آقای اعلمی
خواهشمند است در صورت امکان فونت نوشته هایتان پررنگ تر وفاصله سطرها در نظریات خوانندگان بیشتر شود
با تشکر
اعلمی:ان شاءالله بزودی تغییرات اساسی در وبسایت صورت خواهد گرفت و نظر شما هم تامین خواهد شد.
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 10 ارديبهشت 1387 ساعت 14:24
سلام جناب اعلمی
من میشه گفت از مشتریان همیشگی شما بودم و فکر می کردم شما تنها کسی هستید که می توانم در چهار چوب جمهوری اسلامی به او اعتماد کنم .
من شما و حرفهایتان را تحسین کرده و می کنم، چون به نظرم صداقتی هر چند با ملاحظاتی در صحبت هایتان موج می زند و این بیشتر مرا جذب شما می کند .
چند وقتی بود که به سایت شما نیامده بودم تقریباچند روز بعد از آخرین سخنرانی قبل از دستور شما در مجلس. دلیلش هم احساس خودم در مورد اینکه به همه نظرات خوانندگان توجه ندارید چرا که نظری که برای شما نوشته بودم را نگذاشته بودید البته بازم تکرار می کنم این احساس خودم است و چرایی این ماجرا را نمی پرسم چون هر کسی برای خود خط و مشی مشخصی دارد .
در هر صورت امروز که باز هم به سایت شما سر زدم دیدم برای سوال یکی از دوستان یادداشتی گذاشته اید سر درد دل من هم باز شد .
من هم سوالی از شما دارم که اگر صلاح دانستید پاسخش را برایم ارسال کنید و آن اینکه شما چندین و چند سال در مجلس بودید زمانی که قانون مطبوعات در مجلس بررسی می شد یا اصلاح قانون انتخابات و یا خیلی از این موارد، نتیجه در نهایت چه شد نه اینکه خیلی ها از داشته هایشان نیز محروم شدند آن موقعی که ملت پشت سر شما بود نتواستید کاری بکنید حالا که کسی نیست چه می خواهید بکنید من به عنوان کسی که به شما و اصلاحات رای دادم اینک ناامید شده ام .
بنیان گذار انقلاب در سخنان خود صحبتی دارند به این مضمون 'اگر پدران ما به حکومتی رای دادند و مشروعیت بخشیده اند برای خودشان بود ما این حکومت را به رسمیت نمی شناسیم' حال سوال من این است اگر پدر من انقلاب کرد و حکومت جمهوری اسلامی را انتخاب کرد نقصیر من چیست که این نوع حکومت را نمی خواهم آیا من نیز می توانم با صدای بلند گفته ایشان را تکرار کنم و می دانم خیلی های دیگر نیز این را نمی خواهند .
اعلمی:
آقای دا...! نوشته بودید که مایل نیستید گلایه و سوال شما در وبسایت قرار بگیرد و خواسته بودید که پاسخ را برایتان ارسال کنم،اما نظر به اهمیت موضوع مشخصات شما را بطور کامل حذف کردم و دوباره با آی پی دیگری و حذف نام شما، نوشته تان را همراه با پاسخ خودم منتشر می کنم:
ابتدا از حسن ظن جنابعالی نسبت به خود تشکر می نمایم. نوشته اید که دلیل قهر موقتتان با نوشته های این سایت ناشی از عدم توجه بنده به همه نظرات و بویژه عدم انعکاس نظر شما بوده است، بپذیرید که قدری کم لطفی می کنید، زیرا تا کنون سعی کرده ام که بدون استثنا همه نظرات را البته در مواردی با رعایت ملاحظاتی که گریزی از آن نیست، آنهم بصورت نقطه چین شده منعکس کنم و در طول دو سه هفته اخیر که بخش مربوط به نظرات کاربران محترم فعال شده است بدون استثنا همه نظرات را شخصا مطالعه و منتشر کرده ام. لذا برای اطمینان بیشتر دوباره همه یادداشت ها را مرور کردم و حتی یک مورد هم یادداشت منتشر شده بخصوص با نام دا... وجود نداشت.
امااینکه نوشته اید زمانیکه ملت پشت سر ما بود نتوانستیم کاری بکنیم و دلیل این ادعای خود را نیز ناکامی در اصلاح و تصویب قانون مطبوعات و انتخابات ذکر کرده اید، هم ادعای درستی است و هم نادرست! درست از این جهت که مجلس ششم و دولت خاتمی با همه هیاهوئی که در ظرف 4 سال برای لوایح دو قلو براه انداخت در پایان ناگزیر به عقب نشینی و پس گرفتن آنها شد!!قطعا این عقب نشینی را نمی توان به حساب اقتدار و توانمندی مجلس و دولت خاتمی نوشت و اگر من بجای خاتمی بودم و واقعا حل مشکلات اساسی کشور رادر گرو اصلاح قوانین مورد اشاره می دانستم، با پشتوانه 23 میلیون رای تا خواسته مردم را به کرسی ننشانم هرگز عقب نشینی نمی کردم هرچند که سمبه طرف مقابل پرزور هم باشد و در نتیجه آنها را وادار به تمکین از خواست و اراده ملت و قانون اساسی می کردم.اما واقعیت این است که مشکلات کشور فقط معطوف به تصویب و یا عدم تصویب لوایح مذکور نبود و مجلس ششم و دولت خاتمی بجای چهار سال اصرار بی نتیجه برای اصلاح دو لایحه مذکور باید تمام توان خود را مصروف مسائلی می کردند که خروجی آن رضایتمندی مردم بود و سپس با استفاده از انرژی مردم به اصلاح ساختارهائی می پرداختند که تحمل اصلاح قوانین مطبوعات و انتخابات را هم ندارند.بنابراین شتر سواری دولا دولا نمی شود ولی خاتمی بنا به هردلیلی تن به چنین سیاستی داد!
ضمنا اگر تعداد این "من" ها که اشاره کرده اید به حدی باشد که با استفاده از یک سازوکار مدنی بتوان ثابت کرد که اکثریت مردم با حکومت کنونی موافق نیستند، با توجه به همان استدلال بنیانگذار جمهوری اسلامی و حق طبیعی مردم برای اعمال حاکمیت بر سرنوشت خود، باید قادر به تغییر آن باشند.ضمنا ناامیدی کار شیطان است و انسان با امیدهایش زنده است.موفق باشید.
ارسال کننده دا..., در تاریخ 10 ارديبهشت 1387 ساعت 14:17
ما در دوران ...و تعدی به جان انسانها در کشوری که با نام و به بهانه اسلام جان مسلمان و غير مسلمان را براحتی با فتوای انسانی ... می گيرند، زاده و رشد نموده ایم .
دراين کشور:
با پذیرش ولایت فقیه ، قانون اساسی آن دال بر صغير بودن ۷۰ مليون مردم ايران می باشد و فقط حافظ منافع عده ای ...شده است .
دراين کشور :
به گفته رهبرش ( همانا جانشین ... در زمین ) که : مردم ایران دو گروه خودی و غير خودی هستند و همه چيز را برای خودی ها درست و برای غير خودی ها نا درست است .
دراين کشور :
حق آزادی بيان و انديشه را از تمامی مردم گرفته و در پاسخ کمترين اعتراض مردم توسط ... سرکوب و ا...ام می گردد.
در این کشور:.......
(گوشه ای از فریاد ما....)
آقای اعلمی نام شما همیشه در تاریخ و اذهان تبریزیها جاویدان خواهد بود،به امید پیروزی و موفقیت شما در تمام مراحل زندگیتان.بدرود
ارسال کننده milletçı, در تاریخ 10 ارديبهشت 1387 ساعت 02:32
با سلام
آقای اعلمی پس اگر چنین است،ملت ایران باید خواب رفراندوم یا همه پرسی را ببینند!چون طبق قانون،یا باید رئیس جمهور دستور همه پرسی را صادر کند ویا 100 نفر از نمایندگان درخواست بازنگری در قانون اساسی را به همه پرسی بگذارند(که به دلیل وجود اکثریت نمایندگان اصولگرا یا حامی دولت این امر امکان پذیر نیست)،پس تکلیف ملت ایران چه می شود؟!
این درست که خود ملت باید به نحوی نشان دهند که از وضع موجود کاملا نا راضی هستند،اما در حال حاضر چنین چیزی امکان پذیر است؟آیاشرایط لازم فراهم است؟
هیچ وقت از یاد نمیبرم که در روزی که ملت آذربایجان برای اعتراض به کاریکاتور چاپ شده در روزنامه ایران به خیابانها ریخته بودند،برای مقابله وسرکوب این اعتراضات از هر سلاحی استفاده کردند!!
ارسال کننده محسن, در تاریخ 10 ارديبهشت 1387 ساعت 02:19
با درود فراوان خدمت جناب اعلمی.
شاید بد نباشد از این دید به قضیه نگاه کنیم که حکومت یک کشور برایندی از فرهنگهای یک جامعه است.
مشکل با تغییر قانون اساسی حل نمیشود.
به بیان دیگر وقتی خود ما در زندگی روزمره دچار استبدادو خودرائی،دروغگوئی،حق کشی،ظلم و... میشویم نباید انتظار حکومتی غیر از این داشته باشیم والبته چنین اعمالی که بخصوص از قشر تحصیلکرده ما هم بسیار سر میزند ماحصل وقایع تاریخی گوناگون ،موقعیت جغرافیائی ،بلایای طبیعی و عوامل بسیار دیگر است و تنها راه تغییر آن آگاه سازی وآموزش مردم توسط برگزیدگان ونخبگان واقعی ودلسوز کشور است.
مادامیکه این گروه قدرتی در حکومت وسیستم آموزشی ندارند آگاهسازی فرایند بسیار کندی است که از طریق رسانه های جدید صورت میگیرد.
به بیان دیگر یک دور باطل اتفاق میافتد ،حکومت
آموزش غلط میدهد تعدادی از همین مردم وارد حکومت
میشوند و ......
تنها راه ازبین رفتن این حلقه نارضایتی بیش از حد مردم به خصوص در اثر فشار اقتصادی خواهد بود.
که آنهم منجر به یک انقلاب دیگر ودور باطلی باقطر
بزرگتر خواهد شد!
ارسال کننده م.م, در تاریخ 10 ارديبهشت 1387 ساعت 02:10
بنظر بنده بيش از اينكه قانون اساسي مشگل داشته باشد .عمل نكردن به ان مشگل ماست.كجاي قانون اساسي گفته يك فرد را بي جهت از نماينده شدن محرم كنند.كجاي قانون گفته در انتخابات تقلب بشود و.....ضمن اينكه قانون اساسي هم بي اشگال نيست
ارسال کننده شاهد, در تاریخ 09 ارديبهشت 1387 ساعت 23:00
محمد شوري
ساختارسياسي درحاكميت كنوني جهان سياست،به دوسيستم،يادوشيوه رايج مشهوراست:
1-نظام سياسي مبتني برجمهوري.
2-نظام سياسي مبتني برسلطنت.
بين نظامهاي مبتني برسلطنت،-كه سابقه ديرينه وتاريخي داردويك سنت ونوعي تفكروايدئولوژي محسوب مي شود-بريتانيا(ی كبيرسابق)،ياكشورفعلي انگلستان،تنهاحاكميت سياسي مبتني برنظام سلطنتي است كه ازديربازملكه(ياپادشاه)،فقط سلطنت كرده ودراموراجرائي -جزآنچه قانون سلطنتي وي رامجازدانسته-دخالت نكرده است.
ودربين نظامهاي سياسي مبتني برسيستم جمهوري،مي توان كشورفرانسه را(باهمه فرازونشيبهاي پس ازانقلاب كبيرش)كاملترين جمهوري دانست.
دمكراسي فرايندهائي داردكه همراه باتحولات جهاني،(تحولات دماغي والكترونيكي)متحول شده است وبه همين نسبت وروندتكاملي، وبه تناسب ظرفيت هاي بومي هركشوري،چه ازنوع سيستم سلطنتي وچه ازنوع جمهوري،به قدرت رسيده وخودرانهادينه كرده است.
اكنون چه درسيستم سلطنتي انگلستان(كه ملكه وشاه؛فقط سلطنت مي كند)وچه درسيستم جمهوري گرائي مبتني برپارلمانتريسم وحاكميت احزاب درفرانسه،مي توان آنجاراواين دونظام سياسي رامهددمكراسي پيشرفته ومتكامل ومقبول تلقي كرد.
اماوجه ديگر(وشايد بتوان گفت وجه غالب)-خصوصادرحاكميت هاي سياسي كشورهاي توسعه نيافته وياكم توسعه-معجوني ازتركيب دونظام سياسي فوق است!
بطورمثال دردوره رژيم پهلوي،طبق قانون اساسي شاه حق دخالت درامورسياسي،بيش ازاختيارش رانداشت؛اين نخست وزيربودكه باقدرتي كه مجلس داشت وبه اومي داد،مي توانست سرنوشت سياسي وروندديپلماسي كشوررامتحول كند.[1] اماظرفيتهاي بومي-مذهبي درايران،به شاه اين جسارت رادادتاهمه چيزرادراختيارخودقراردهد.
يادرنوع جمهوري،مثالهاي فراواني رامي توان شمارش كرد:قذافي درجمهوري ليبي،حافظ اسدوفرزندش درجمهوري سوريه،حسني مبارك درمصر،صدام درعراق و... كه نظام سياسي آنهامبتني برجمهوري است،امادراصل ودرحقيقت اين افرادسلطنت كرده ومادام العمرحاكميت وقدرت سياسي رادراختيارداشته ودارند.
حال اگربخواهيم باتوصيف فوق،نظام سياسي ايران راپس ازانقراض سلطنت پهلوي وشاه محوري،درشكل تاسيس جمهوري(اسلامي ايران)تعريف كرده ونامي برنوع مديريتي وحاكميتي آن بگذاريم،«جمهوري س...»اسم بامسمايي براي آن خواهدبود!
بلحاظ قانون،درقانون اساسي علاوه براختيارات فوق العاده اي كه به ولايت مطلقه فقيه داده شده است،مجلس(كه درظاهرمنتخبين نمايندگان مردم هستند)بدون وجودشوراي نگهبان فاقداعتبارقانوني وحقوقي است!يعني شش نفرازفقهاي شوراي نگهبان كه منتخب ومنصوب رهبري(ولايت مطلقه فقيه)هستند،طبق قانون اساسي اين حق رادارندكه مصوبات مجلس رابي اثرسازند.ومساله به اينجاختم نشده است:
بااختياراتي كه قانون اساسي به شوراي نگهبان داده است،حق تفسيروتاويل قانون اساسي برعهده اين نهادگذاشته شده وشوراي نگهبان ازحق خودمبني برنظارت برانتخابات،نظارت استصوابي رااستنباط كرد؛ وباهمين ابزاركاملاقانوني،توانست ومي تواند ازورودهرنوع كانديدايي ويامنتخبي به مجلس،ويارياست جمهوري،جلوگيري كند.
جداي ازاين مساله،اعضاي شوراي نگهبان،بدليل حق قانوني خودمبني برتائيداجتهادوكانديداهاي مجلس خبرگان رهبري،درب ورودي اش رابراي ورودروحانيوني درسلك مخالف، سه تيغه كرده است!
گفتني است،ازيك طرف فقهاي شوراي نگهبان،خودمنتخب ومنصوب ولايت مطلقه فقيه(رهبري)است وازسوي ديگرهمين شوراوهمين 6 نفر،مجلس خبرگاني رابه تائيد وتصويب وتجليس مي رسانندكه موردتائيدشان است!
اماازآنجاكه بطورطبيعي وذاتي بين مجلس شوراي اسلامي وشوراي نگهبان اختلاف بروزكرده ومي كند،باپيش بيني اين معضل-كه دراصل ريشه ايدئولوژيك دارد-مجمعي بنام«مجمع تشخيص مصلحت»درقانون اساسي تعبيه شد؛تادرصورت اختلاف،حل نهائي موكول به تصويب اين مجمع شود.همچنين براي مجمع اختياراتي درحدتوان اجرائي مجلس شوراي اسلامي ودرحدقدرت رهبري،ملحوظ شد.
گفتني است اكثراعضاي ثابت وغيرثابت آن توسط شخص اول مملكت،يعني ولايت مطلقه فقيه منصوب وانتخاب مي شود.
ازسوي ديگرهمين قانون(اساسي)راه ترميم خودرامنوط به امررهبري دانسته است.[2] وباتوجه به تركيب نهادقدرت دربطن قانون اساسي، ترميم قانون اساسي تقريباغيرمحتمل خواهدبودوانسدادسياسي بخوبي مشاهده مي شود.واين خلاف سخن معروف امام خميني دربهشت زهرابه هنگام ورود به ايران است:
«...اگرچنانچه يك ملتي راي داند(ولوتمامشان)به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد،اين به چه حقي ملت پنجاه سال پيش ازاين سرنوشت ملت بعد رامعين مي كند؟..».
ازقانون اساسي فعلي،همين امرمفادمي شود!
ادمين:لطفا نظرات خود را كوتاه و مرتبط با موضوع بنويسيد تا امكان درج آن باشد.
با سلام
با توجه به پاسخ آقاي اعلمي مي توان چنين نتيجه گرفت كه:
1-طبق اصل 177 قانون اساسي نبايد اميدي به اصلاح واقعي قانون اساسي ( با توجه به نياز جامعه و انتظار نخبگان )داشت چرا كه اصللاحي كه به پيشنهادرهبري و با شوراي متشكل از افراد منصوب شده از طرف رهبري (تقريبا اكثريت اعضا) انجام گيرد در راستاي افزايش اختيارات قدرتهاي انتصابي و كاهش نقش مردم در سرنوشت كشورشان خواهد بود.
2- اصلاح قانون اساسي طبق اصل 59 قانون اساسي نيز با توجه به حضور نمايندگاني در مجلس كه بيشتر از انكه نماينده ملت و نخبگان خويش باشند نماينده قدرتهاي انتصابيي مي باشند كه قبل از انتخابات ( در زمان رسيدگي به صلاحيتها ) تعهدات لازم را براي تصويب قوانين در جهت تداوم بقا انها داده اند امر بعيدي به نظر مي رسد.
3- به نظر مي رسد اميد به نجات جامعه بوسيله اصلاح قانون اساسي سرابي بيش نباشد.
در پايان از آقاي اعلمي مي خواهم بپرسم چه بر سر جوانان سي سال قبل آمد كه بعد از انجام انقلاب اجازه دادند تا چنين قانوني براي مملكتشان نوشته شود آيا واقعا براي رسيدن به چنين نظام وقانوني انقلاب كرده بودند؟
آيا واقعا انقلاب را فقط اين چند صد نفر صاحب مقام و عده ديگر همفكر انها كه اكنون نيستند هدايت كردند؟وتمام جوانان سي سال قبل كه انقلاب كرده بودندمدافع اين تفكر بودند!!!
اعلمي: اين قانون اساسي در حال و هواي اوايل انقلاب تدوين و تصويب شده است و البته اصلاحات انجام گرفته هم بيشتر ناظر به بسط و تقويت قدرت هاي حاكم بوده است تا سازگار كردن آن با مقتضيات روز. با اين وصف به عنوان يك حقوقدان و كسي كه هشت سال به قانونگذاري اشتغال داشته است معتقدم كه اگر همين قانون اساسي كه به نظرم اشكالات و انتقاداتي هم به آن وارد است، بطور كامل و تمام اصول آن و بويژه فصل مربوط به حقوق ملت به اجراء در آيد باز رضايت من و امثال شما تامين خواهد شد،از همين رو مي گويند كه اجراي قانون بد بهتر از عدم اجراي قانون خوب است.اما متاسفانه به همين قانون(خوب يا بد) هم عمل نمي شود!
ارسال کننده دامون, در تاریخ 09 ارديبهشت 1387 ساعت 14:00
1 صفحه 1 از 1 ( 20 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.