| تفاوت این سو و آنسوی میز قدرت! |
|
| ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ | |
|
تفاوت این سو و آنسوی میز قدرت! 1-دو تن از نمایندگان اقلیت (اصولگرا) مجلس ششم خود را خیلی تند و متعصب نشان می دادند و به محض اینکه یکی از نمایندگان اکثریت (اصلاح طلب) در نقد یکی از نهادهای انتصابی نطقی ایراد می کرد، معمولا این دو نفر در خط مقدم پرخاشگری و هجمه به نماینده منتقد قرار داشتند و حتی گاهی از حمله کردن به چنین نمایندگانی هم دریغ نمی کردند.
پس از اینکه ماجرای حاتم بخشی ها و دست و دلبازی های شهرام جزایری لو رفت، معلوم شد که ایندو با صطلاح اصولگرا نیز مانند برخی از باصطلاح اصلاح طلبان، دست در جیب شهرام جزایری داشته و هر یک 150 میلیون تومان از او دریافت کرده اند. ایندو هم مانند دهها نماینده مجلس ششم برای دور هفتم رد صلاحیت شدند(بنظر نمی رسد که رد صلاحیت آنها تنها بخاطر دریافت وجه مذکور باشد، زیرا بعضی از نمایندگانی که مشمول مراحم ملوکانه شهرام واقع شده بودند، برای دور بعد تائید شدند). فردای روزی که اسامی رد صلاحیت شده ها به آنها ابلاغ شد، در راهروی مجلس با ایندو روبرو شدم ، بر خلاف روز های قبل سلام و علیک گرمی با من کردند و وقتی از آنها پرسیدم که در چه حال و هوائی هستید؟ یکی از آنها که اتفاقا پیش از این خود را نسبت به دیگری متعصب تر نشان می داد، بدون کمترین ملاحظه ای چند ناسزای آبدار را نثار اعضای شورای نگهبان کرد و سپس مرا محکم در آغوش گرفته و در حالیکه صورتم را می بوسید گفت :"بخدا خیلی مردی، همه حرف هائی که تابحال بیان می کردی عین حقیقته و این بی... ها حقشان است! 2-هرگاه در مجلس هفتم نطقی ایراد می کردم از آنجا که همه نطق هایم متفاوت با ذائقه سیاسی و عقاید مانوس جمعی از نمایندگان اکثریت (اصولگرایان) بود،پس از پایان نطق، سکوت حاکم بیکباره شکسته می شد و به فراخور نوع و باصطلاح تندی مطالب عنوان شده، بین 10 الی50 نفر از نمایندگان بصورت هماهنگ فریاد "دو دو" که در قاموس مجلسیان به معنی مخالفت است را سر می دادند. قبل از آنکه آخرین نطق خود را در مجلس ایراد نمایم همکارم "قدرت علیخانی" به نزدم آمد و تقاضا کرد که متن نطقم را برایش قرائت کنم،هنوز بیش از دو صفحه از پنج صفحه متن تهیه شده را نخوانده بودم که احساس کردم علیخانی دچار نوعی دلهره شده است و با اصرار زیاد از من درخواست کرد که از قرائت دو صفحه نخست خودداری کنم. به او گفتم که این دو صفحه مقدمه نطقم می باشد و اصل مطالب در سه صفحه بعدی است، در حالیکه هراسان بود گفت اعلمی اگر این قسمت ها را بخوانی، این نماینده هائی که من می شناسم ترا می کشند! با یک لبخند پاسخ او را دادم. گرچه مفاد نطقم حاوی انتقادات مشفقانه و قانونی بود، از جهاتی علیخانی حق داشت که نگران باشد، زیرا تا یکی دو ماه پیش از این برخی از نمایندگانی که وصفش رفت حتی نطق های بسیار ملایم تر از نطق اخیرم را هم تحمل نکرده و مانند صاعقه بر سر ناطق فرود آمده و یا بر سرش فریاد می کشیدند و اتفاقا اگر پای صحبت این گروه از نمایندگان می نشستی خود را از مریدان مدرس معرفی می کردند!! به هر تقدیر آخرین نطق خود را هم در مجلس هفتم ایراد کردم و بر خلاف پیش بینی علیخانی نه تنها اتفاق ناگواری رخ نداد، بلکه مجلس با سکوت مطلق خود بنوعی کم و بیش با مفاد نطق که سراسر آن بر آمده از دل بود همراهی کرد. پس از آنکه ایراد نطق به پایان رسید، بر خلاف گذشته بعضی از همکاران وابسته به فراکسیون اصولگرایان بدور از چشم دیگران خود را به من رسانده و مرا بخاطر نطقی که ایراد کرده بودم، تحسین و مورد لطف خود قرار دادند! و جالبتر اینکه یکی از همکاران که پیش از این حتی بخاطر نطق های بسیار ملایمتر از نطق اخیرم ، به سمت ناطق حمله ور گشته و به او پرخاش می کرد، خود را به من رسانده و از بنده بخاطر ایراد آن نطق تشکر هم کرد! 3-چندی پیش طرحی را که برای تسری قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل، به حقوقدانان شورای نگهبان ارائه کرده بودم، در دستور کار مجلس قرار گرفت و با کم سابقه ترین آرای موافق نمایندگان(بیش از 170 رای مثبت) به تصویب رسید! 4-یک شنبه هفته جاری طرحی که موجب حاکمیت مطلق بسیجیان (نوعا جبهه ندیده) بر آموزش و پرورش می شد، در دستور کار مجلس قرار گرفت و با وجود اینکه تا کنون سابقه نداشته است که طرحی بنام بسیج در مجلس هفتم مطرح شود و رای نیاورد، با کمال شگفتی و علیرغم اصرار فراوان برای تصویب آن، کمتر از 80 رای موافق نمایندگان را از آن خود کرد و به تصویب نرسید! 5- می گویند پس از آنکه "ن" از سمت وزارت برکنار شد، شخصی از او پرسیده بود زمانی که وزیر بودی چرا اینقدر از آزادی دم نمی زدی؟ "ن" هم در پاسخ گفته بود که باید از قدرت خلع شوی تا طعم آزادی را درک کرده و بفهمی آنهائی که در آنسوی میز هستند چه می کشند!* خاطراتی که به آن اشاره شد هر یک پدیده مستقلی است که پرده از واقعیت واحدی بر می دارد که امام حسین (ع) به زیبائی به آن اشاره کرده اند: " مردم بنده دنيا هستند و دين لق لقه زبانشان است". واقعیت این است مادامیکه در قدرتیم و یا در عطش دستیابی به قدرت و حفظ آن هستیم، گاهی شیرینی قدرت مانع از آن می شود که حقایق را آنگونه که هست ببینیم و درک کنیم و در چنین وضعیتی اعمال و زبان ما بجای دستور گرفتن از قلب و مغزمان، از جهل و شکم و شهوت فرمان می پذیرد! ناکامی دو نماینده مورد اشاره مجلس ششم در راهیابی به مجلس هفتم و عدم موفقیت بیش از هفتاد درصد نمایندگان مجلس هفتم در راهیابی به مجلس هشتم و برکناری وزیر مذکور، دوباره این فرصت را برای آنان پدید آورد که در داوری های خود به جای پیروی از شهوت ناشی از دنیا و قدرت، به تبعیت از عقل و منطق روی آورده و کنش و واکنش خود را با آن تنظیم کنند. ایکاش مسئولان کشور سیاست های مورد نظر خود برای مردم را بگونه ای تنظیم نمایند که تو گوئی خود آن سوی میز قدرت قرار دارند و آندسته از مسئولانی که به نسل پیش از انقلاب تعلق دارند، خوب است برای ارزیابی عملکرد حال خویش آنرا با انتظارات و توقعاتی بسنجند که از رژیم گذشته داشتند! *نقل به مضمون یادداشت ها (21) - ارسال یادداشت: یادداشت روزانتخابات بود وارد مسجد که شدم یهو خاطرات دوران کودکی ام در ذهنم تجلی یافت. آخ یادش بخیر چه روزهایی بود ماه محرم که می شد با بچه های محل جمع می شدیم و به مسجد می رفتیم. خدا رحمت کنه کربلایی اکبر رو ، موقعی که زنجیر زنی شروع می شد همه بچه ها رو مرتب می کرد و بچه ها عاشقانه زنجیر می زدند. امّا هیچ وقت یادم نمی رود موقعی که پذیرایی شروع می شد به اهالی مسجد خرما می دادند در این هنگام کربلایی اکبر بچه ها رو از مسجد بیرون می کرد که برین خونه هاتون بابا و مامانتون نگران می شن .و ما هم حرف او را گوش می کردیم و صدامون هم در نمی اومد وخسته و کوفته روانه منزل میشدیم . همه شب ماجرا از این قرار بود .تا اینکه شبی داش حیدر که سردمدار لوطی های محل بود و الحق که اگردانشگاه رشته ای با عنوان لوطی گری داشت داش حیدر دکترای لوطی گری بود سروکله اش در مسجد پیدا شد .درسته که خیلی از بزرگان محل او را قبول نداشتند و او را ردش می کردند امّا خیلی با غیرت بود و به خودش اجازه نمی داد تا حق کسی پایمال شود و هنوز هم که هنوزه در این مانده ام که چرا ریش سفیدان محله او را ردش می کردند . کربلایی اکبر مثل همیشه موقع پذیرایی ما رو از مسجد بیرون می کرد که یهو صدای داش حیدر دراومد و گفت:مرد حسابی خجالت نمی کشی زنجیرو این طفل معصوم ها بزنن اونوقت خرماشو این ریش سفیدها بخورن .حال داش حیدر نیستی که به بینی که ما چقدر بزرگ شدیم و قد کشیدیم و تازه رای هم می دهیم واما حیف رای رو ما میدهیم و خرماشو باز....... . شاید بگویی حالا که بزرگ شدین پس چرا در گرفتن حقتون بازعاجزین. گویا مااز لحاظ جسمی و سنی بزرگ شده ایم نه از لحا ظ فکری؛ و برای گرفتن حق خودمان هنوز هم کودکیم ارسال کننده علی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 22 ارديبهشت 1387 ساعت 14:10 سلام نماینده شجاع.اصلاح طلبان نیاز به یک رسانه تصویری برای ارتباط بهتر با مردم دارند.موفق باشید. ارسال کننده مغز متفکر اصلاحات, در تاریخ 19 ارديبهشت 1387 ساعت 02:17 سلام ارسال کننده رضوی, در تاریخ 18 ارديبهشت 1387 ساعت 05:12 سلام . جناب آقای ادمین یا هر اسم دیگر . اگر واقعاً به دنبال مظلوم نمایی نیستید باید این یادداشت بنده را هم شاید برای آخرین بار به نمایش بگذارید . و اما دوستانی که از گفته های بنده آزرده خاطر شده اند . عزیزان من آیا توجه کردید که مدیریت وبسایت آقای اعلمی بدون اینکه نظر بنده را به ایشان منتقل نمایند ، خود پاسخ بنده را دادند ؟ آیا توجه کردید که چه بسا اگر اعلمی خود نظر بنده را میخواند تصمیم میگرفت تا دلایل من را بشنود و نه اینکه شروع به هتاکی ( یا به قول خودشان مقابله به مثل )نماید . دوستان عزیز متأسفانه دلایل حرفهای بنده شاید فقط برای خود اعلمی قابل فهم یا تفکر باشد . اما باید بگویم اگر اعلمی نیز همچون مدیر سایت خود و طرفدارانش چنین ادبیاتی دارد ، پس بلا شک بنده لا اقل تا حدودی حق دارم . در ضمن مولازاده عزیز بنده معتقد هستم که عده ای از این آقایان کارهایی میکنند که وقاحت انجام شده آنان از وقاهت نوشته شده من مهم تر است . اینطور نیست ؟ امیدوارم که این آقایان معتقد به آزادی بیان یادداشتهای بنده را منعکس نمایند تابگویم که نظرم در مورد کسی که میخواهد برای مردم کار کند چیست . در ضمن همشهری عزیز و دیگر دوستان من هر بی نزاکتی که کرده باشم ، مطمئن هستم که در حد شما نبوده و مؤید گفته هایم نوشته های شماست . در ضمن مولازاده عزیز بسیار خوشحال هستم که علی رغم داشتن موقعیت مناسب در هیچ سازمان دولتی شاغل نبوده و نان بازوی خود میخورم و وابسته به احدی نیستم . پس به جای تهمت و افترا و اینکه خود را به در و دیوار بزنید بهتر است تا دلایل اینگونه نظرات را پیدا کنید ( البته دلایل واقعی و نه توجیهی خودتان را ). امیدوارم لا اقل یک بار اعلمی شخصاً به گفته هایم پاسخ دهد و دلایل گفته هایم را بپرسد . گرچه میدانم که یادداشتم منعکس نخواهد شد و اگر هم منعکس شود به خاطر چیزهای دیگری خواهد بود . و اما شما جناب آقای مدیر سایت . بهتر است یا نظرات اعلمی را از قول خودشان بازگو کنید یا سکوت اختیار کنید تا مردم اینها را به حساب اعلمی نگذارند .همچنان امیدوارم موقعیتی پیش آید تا شخص اعلمی به سخنانم و سؤالاتم پاسخ گوید . ارسال کننده رضا حسینی ( در ضمن خودم ننوشتم از کجا ), در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 03:50 سلام آقای اعلمی ارسال کننده سیده سمیرا. ر, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 02:48 با عرض سلام خدمت آقای اعلمی ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 18:31 من مرندی هستم وآقای اعلمی را دوست داریم ارسال کننده صادق, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 16:52 با عرض سلام و شرمندگی ارسال کننده اوزون حسن, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 16:31 آقای اعلمی شما که هنوز دستی بر آتش دارید تو رو خدا یه کاری بکنید . خوزستان داره نابود میشه . :-( آهای وبلاگ نویسان . تو رو خدا یه جوری به گوش مسئولین امر برسونید فاجعه در راهه . جان 4 میلیون انسان در خطره . فقط کافیه 100000/1 پول نفتی رو که از خوزستان میبرن بیارن خرج درخت کاری در این منطقه بکنن . به خدا این مردم هیچی دیگه نمی خوان . فقط هوا . هوا و هوا برای نفس کشیدن . آهای شمایی که تو تهران نشستید و پول نفت رو دارید خرج می کنید بی دغدغه . یادتون باشه که مردم خوزستان هم از پول نفتی که از اونجا بیرون میاد یه سهم کوچیکی دارن . فقط تو رو خدا هر کسی وبلاگ داره یا هر جوری میتونه به گوش اونایی که خودشون رو به کری زدن برسونه . ( شوخی ندارم فاجعه در راهه . باور ندارید خودتون برید ببینم میتونید 1 روز اونجا دوام بیارید ) ارسال کننده حجت, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 15:55 1- در مورد آقاي اعلمي بايد بگم ايشون قبل انتحابات رياست جهوري نهم در دانشگاه محقق اردبيلي سخنراني داشتند از ايشون سوال شد كه تضمين اين حرفهايي كه ميزنيد چيه و ازكجا معلوم كه در صورت انتخاب به آن عمل ميكنيد ايشون گفتند كه تضمين من گذشته من است برين به دوران مسئوليت من نگاهي بياندازيد تضمين من سلامت گذشته من است من قسم نمي خورم من عمل ميكنم اين مطالبي را كه نوشتم خطاب به آقاي حسيني از مرند بود كه به نظرم بايد يكمي اصول مسلماني را رعايت كنند و دست از لجبازي بر دارند البته اين حق هر كسي است نظر خود را داشته باشد ولي چون ايشون خود را افشا گر و آقاي اعلمي را عوام فريب ميدانند و مردم را آماده( با عرض معذرت) خر شدن ميخواستم به ايشون بگم بر هر كسي كه كمي از واقعيتها حرف ميزند يه اسمي گذاشتين ولي در مورد آقاي اعلمي اينقدر ايشون پاك هستند كه نتونين براش پاپوش درست كنين 2- در مود بحث هايي كه ميشود به نظر من با تقسيم اشخاص به اصول گرا و اصلاح طلب نميشود قضاوت كرد چون در هر طرف انسانهاي شريف و پست وجود دارد فقط بيآييم با حق بر اشخاص قضاوت كنيم صرف چپ يا راست بودن دال بر بد يا خوب بودن افراد نيست ضمنا افرادي هستند كه آدم بدي نيستند ولي به درد بعضي كارها نمي خورند مثل آقاي احمدي نژاد خصوصا اطرافيان ايشان ضمنا اگه اين مطلب را خود آقاي اعلمي ميخونند در مورد سوالي كه ميپرسم لطف كنه با آره يا نه جواب بده اين كه آقاي صفر جعفرزاده كانديد دوره هشتم از مشكين شهر راميشناسند در صورت شناخت صلاح است ايشون هماهي كنيم يا نه تشكر اكبر رضائيان مشگين شهر ارسال کننده اكبر رضائيان, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 13:23 درود بر جناب اعلمی. در کشورهای متمدن وپیشرفته هر فرد در هر پست ومقامی بوسیله اراده، نبوغ ، تخصص وشعور خود ارسال کننده م.م, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 10:26 Ba Dorood bar shoma jenaabe Alami ! ارسال کننده Babak Dust, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 09:38 اگرامثال احمدی نژاد و... بخواهند عدالت را اجرا کنندپس آن موقع برای عدالت باید گریست چون من حق التدریس 7سال است که بدون هیچ حق بیمه ای وبادرآمد تق ولق که با یک تعطیلی نصف حقوق ازبین می رود درس می گویم وهنوز هم بعداز 10سال فارغ التحصیلی از دانشگاه می سوزم ومی سازم تا بلکه یک روزی درآموزش وپرورش استخدام شوم نمی دانم که این اتفاق کی رخ خواهد داد. درسطح فوق لیسانس درسال ... قبول شدم اما پول نداشتم درس بخوانم(شبانه) چون حق التدریس بودم. ازدواج مردم اما هیچ وامی نتواستم بگیرم چون رسمی نبودم دو فرزندم به دنیا آمدند امایک بار هم نتوانستم به دکتر بروم وبرایم کمتر از بیست هزار تومان خرج نداشته باشد چون حق التدریس بودم وبیمه نداشتم . اگر یک نفر دریک جایی کار کند همین دولت عدالت گستر دستش را درآنجا می گذاردوفورااز طرف می خواهد که اورابیمه کنداما دریغ از.... عدالت ... متاسفم که شخصی که من برایش رای ندادم وهمیشه از او متنفر بودم برایت دادمی زند.آقای اعلمی من از ناد...(نه مجتهد)شب... متنفرم ووقتی اورا می بینم انگار شیطان را می بینم ما می دانیم که باعث وبانی رد صلاحیت شما این شیطان است اما این شیطان بداند آذربایجان وفرزندان آذربایجان نام اورا به گور تاریخ خواهند سپرد آقای نادان شب... هرکسی چندروزی نوبت اوست .نوشته شده توسط یک بسیجی فرهنگی حق التدریس که به امام خمینی عشق می ورزد ،ولایت فقیه ورهبری آیت الله خامنه ای راقبول دارد. ولی باطل را قبول ندارد ارسال کننده مرا به خاطر آور, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 07:39 جناب آقاي اعلمي: از شما تقاضا دارم خاطرات دوران نمايندگي تون رو در دو دوره مجلس و ملاقات هايتان را با مقامات بنويسيد.همين تقاضا را از آقاي خاتمي رئيس جمهور قبلي داريم. فكر كنم اين طوري مي شود مي شود فهميد كه چه كساني با چاپلوسي دارند تظاهر و خودنمايي مي كنند و دست افراد و مقامات فرصت طلب هم رو مي شوند. ضمنا ميخواستم بپرسم يكي از اين نمايندگان كه ذكر خيرشان در متن آمده آقاي ش(نماينده ...) نبودند؟ ارسال کننده علي منصوري, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 05:39 با سلام و تقدیر از ضحمات 8 ساله تان در خدمت به ملت ارسال کننده توران, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 04:21 *با سلام . جناب آقای اعلمی روز 7 اردیبهشت 87 اینجانب در قسمت ( مجلس در جایگاه واقعی خود قرار ندارد )با ارسال مطالبی چند از شما خواسته بودم تا از این عوام فریبیها دست بردارید . امروز متوجه شدم که جنابعالی در کمال وقاهت با حذف گفته های بنده ، مطالبی نامربوط به بنده نسبت داده اید . جناب آقای اعلمی مستحضرید که حضرتعالی فقط میتوانید مطالب را حذف کنید و دیگر حق ثبت مطالب غیر واقع به نام اینجانب را ندارید .با توجه به اینکه بنده از متن نامه ی ارسالی به شما پرینت دارم و نیز خوب میدانید که به راحتی می شود به متن نامه ارسالی اینجانب دسترسی پیدا کرد ، خواهشمندم هر چه زودتر گفته های خود را اصلاح کنید . در غیر اینصورت هر آنچه دارم در اختیار رسانه های گروهی قرار خواهم داد . من تورک اوغلیام . سوینجیم تورکدی . ایستمیرم تورکون آدی پیس چیخا . پس گویما گنه آدین سالیم دیللره . *سلام . جناب آقای اعلمی اگر این اعمال از طرف شما میباشد و شخصاً به این نظرات پاسخ میدهید ، باید بگویم سر تا پا دروغ بودن حرف های شما برایم روشن شده است .پس بگذارید چند بیتی خطاب به مردم عزیزم در مواجهه با امثال شما بگویم . ارسال کننده رضا حسینی از مرند, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 03:00 درود بر سخنگوی واقعی مردم بزرگ تبریز... ارسال کننده ابوالحسن گنخکی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 22:38 در كنار اين همه صداقت و شجاعت، اندكي ملاطفت بيشتر با همفكران موجب افزايش اميد ميشود. موفق باشيد. ارسال کننده مهدي بوترابي, آدرس سایت اینجا در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 22:32 سلام آقای اعلمی من همیشه از دیدن اسم شما در هر متنی و هر برنامه ای احساس غرور کردم به این که هم زبانی چون شما دارم کاش ای کاش و ای کاش نماینده استانهای دیگر و استان اردبیل هم مانند شما در گفتن حقیقت واهمه نداشتند که در این دنیا فقط برای یک مرد شرف لازم است اگر شرافت هم نباشد مرگ برای او از هر شیرینی شیرین تر است. ارسال کننده آرش, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 20:05 Afarin bar dalir marde khete IRAN zamin. ارسال کننده Arash, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 19:44 آفرین بر دلیر مرد خطه آذر بایجان (تبریز و آذر شهرو ...) ارسال کننده torghabeh, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 14:56 1 صفحه 1 از 1 ( 21 یادداشت ) من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست. |
| <قبل | بعد> |
|---|

