server monitoring
 
تفاوت این سو و آنسوی میز قدرت! چاپ
۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
          تفاوت این سو و آنسوی میز قدرت! 

1-دو تن از نمایندگان اقلیت (اصولگرا) مجلس ششم خود را خیلی تند و متعصب نشان می دادند و به محض اینکه یکی از نمایندگان اکثریت (اصلاح طلب) در نقد یکی از نهادهای انتصابی نطقی ایراد می کرد، معمولا این دو نفر در خط مقدم پرخاشگری و هجمه به نماینده منتقد قرار داشتند و حتی گاهی از حمله کردن به چنین نمایندگانی هم دریغ نمی کردند.

پس از اینکه ماجرای حاتم بخشی ها و دست و دلبازی های شهرام جزایری لو رفت، معلوم شد که  ایندو با صطلاح اصولگرا نیز مانند برخی از باصطلاح اصلاح طلبان، دست در جیب شهرام جزایری داشته  و هر یک 150 میلیون تومان از او دریافت کرده اند.
  ایندو هم مانند دهها نماینده مجلس ششم برای دور هفتم رد صلاحیت شدند(بنظر نمی رسد که رد صلاحیت آنها تنها بخاطر دریافت وجه مذکور باشد، زیرا بعضی از نمایندگانی که مشمول مراحم ملوکانه شهرام واقع شده بودند، برای دور بعد تائید شدند). فردای روزی که اسامی رد صلاحیت شده ها به آنها ابلاغ شد، در راهروی مجلس با ایندو روبرو شدم ، بر خلاف روز های قبل سلام و علیک گرمی با من کردند و وقتی از آنها پرسیدم که در چه حال و هوائی هستید؟ یکی از آنها که اتفاقا پیش از این خود را نسبت به دیگری متعصب تر نشان می داد، بدون کمترین ملاحظه ای چند ناسزای آبدار را نثار اعضای شورای نگهبان کرد و سپس مرا محکم در آغوش گرفته و در حالیکه صورتم را می بوسید گفت :"بخدا خیلی مردی، همه حرف هائی که تابحال بیان می کردی عین حقیقته و این بی... ها حقشان است!
2-هرگاه در مجلس هفتم نطقی ایراد می کردم از آنجا که همه نطق هایم متفاوت با ذائقه سیاسی و عقاید مانوس جمعی از نمایندگان اکثریت (اصولگرایان) بود،پس از پایان نطق، سکوت حاکم بیکباره شکسته می شد و به فراخور نوع و باصطلاح تندی مطالب عنوان شده، بین 10 الی50 نفر از نمایندگان بصورت هماهنگ فریاد "دو دو" که در قاموس مجلسیان به معنی مخالفت است را سر می دادند.
قبل از آنکه آخرین نطق خود را در مجلس ایراد نمایم همکارم "قدرت علیخانی" به نزدم آمد و تقاضا کرد که متن نطقم را برایش قرائت کنم،هنوز بیش از دو صفحه از پنج صفحه متن تهیه شده  را نخوانده بودم که احساس کردم علیخانی دچار نوعی دلهره شده است و با اصرار زیاد از من درخواست کرد که از قرائت دو صفحه نخست خودداری کنم. به او گفتم که این دو صفحه مقدمه نطقم می باشد و اصل مطالب در سه صفحه بعدی است، در حالیکه هراسان بود گفت اعلمی اگر این قسمت ها را بخوانی، این نماینده هائی که من می شناسم ترا می کشند! با یک لبخند پاسخ او را دادم.
گرچه مفاد نطقم حاوی انتقادات مشفقانه و قانونی بود، از جهاتی علیخانی حق داشت که نگران باشد، زیرا تا یکی دو ماه پیش از این برخی از نمایندگانی که وصفش رفت حتی نطق های بسیار ملایم تر از نطق اخیرم را هم تحمل نکرده و مانند صاعقه بر سر ناطق فرود آمده و یا بر سرش فریاد می کشیدند و اتفاقا اگر پای صحبت این گروه از نمایندگان می نشستی خود را از مریدان مدرس معرفی می کردند!! 
 به هر تقدیر آخرین نطق خود را هم در مجلس هفتم ایراد کردم و بر خلاف پیش بینی علیخانی نه تنها اتفاق ناگواری رخ نداد، بلکه مجلس با سکوت مطلق خود بنوعی کم و بیش با مفاد نطق که سراسر آن بر آمده از دل بود همراهی کرد. پس از آنکه  ایراد نطق به پایان رسید، بر خلاف گذشته بعضی از همکاران وابسته به فراکسیون اصولگرایان بدور از چشم دیگران خود را به من رسانده و مرا بخاطر  نطقی که ایراد کرده بودم، تحسین و مورد لطف خود قرار دادند! و جالبتر اینکه یکی از همکاران که پیش از این حتی بخاطر نطق های بسیار ملایمتر از نطق اخیرم ، به سمت ناطق حمله ور گشته و به او پرخاش می کرد، خود را به من رسانده و از بنده بخاطر ایراد آن نطق تشکر هم کرد!
3-چندی پیش طرحی را که برای تسری قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل، به حقوقدانان شورای نگهبان ارائه کرده بودم، در دستور کار مجلس قرار گرفت و با کم سابقه ترین آرای موافق نمایندگان(بیش از 170 رای مثبت) به تصویب رسید! 
 4-یک شنبه هفته جاری طرحی که موجب حاکمیت  مطلق بسیجیان (نوعا جبهه ندیده) بر آموزش و پرورش می شد، در دستور کار مجلس قرار گرفت و با وجود اینکه تا کنون سابقه نداشته است که طرحی بنام بسیج در مجلس هفتم مطرح شود و رای نیاورد، با کمال شگفتی و علیرغم اصرار فراوان برای تصویب آن، کمتر از 80 رای موافق نمایندگان را از آن خود کرد و به تصویب نرسید!
 5- می گویند پس از آنکه "ن" از سمت وزارت برکنار شد، شخصی از او پرسیده بود زمانی که وزیر بودی چرا اینقدر از آزادی دم نمی زدی؟ "ن" هم در پاسخ گفته بود که  باید از قدرت خلع شوی تا طعم آزادی را درک کرده و بفهمی آنهائی که در آنسوی میز هستند چه می کشند!*
 خاطراتی که به آن اشاره شد هر یک پدیده مستقلی است که پرده از واقعیت واحدی بر می دارد که امام حسین (ع) به  زیبائی به آن اشاره کرده اند: " مردم بنده دنيا هستند و دين لق لقه زبانشان است".
واقعیت این است مادامیکه در قدرتیم و یا در عطش دستیابی به قدرت و حفظ آن هستیم، گاهی شیرینی قدرت مانع از آن می شود که حقایق را آنگونه که هست ببینیم و درک کنیم و در چنین وضعیتی اعمال و زبان ما بجای دستور گرفتن از قلب و مغزمان، از جهل و شکم و شهوت فرمان می پذیرد! ناکامی دو نماینده مورد اشاره مجلس ششم در راهیابی به مجلس هفتم و عدم موفقیت  بیش از هفتاد درصد نمایندگان مجلس هفتم در راهیابی به مجلس هشتم و برکناری وزیر مذکور، دوباره این فرصت را برای آنان پدید آورد که در داوری های خود به جای پیروی از شهوت ناشی از دنیا و قدرت، به تبعیت از عقل و منطق روی آورده و کنش و واکنش خود را با آن تنظیم کنند.
ایکاش مسئولان کشور سیاست های مورد نظر خود برای مردم را بگونه ای تنظیم نمایند که تو گوئی خود آن سوی میز قدرت قرار دارند و آندسته از مسئولانی که به نسل پیش از انقلاب تعلق دارند، خوب است برای ارزیابی عملکرد حال خویش آنرا با انتظارات و توقعاتی بسنجند که از رژیم گذشته داشتند! 
*نقل به مضمون  
یادداشت

روزانتخابات بود وارد مسجد که شدم یهو خاطرات دوران کودکی ام در ذهنم تجلی یافت. آخ یادش بخیر چه روزهایی بود ماه محرم که می شد با بچه های محل جمع می شدیم و به مسجد می رفتیم. خدا رحمت کنه کربلایی اکبر رو ، موقعی که زنجیر زنی شروع می شد همه بچه ها رو مرتب می کرد و بچه ها عاشقانه زنجیر می زدند. امّا هیچ وقت یادم نمی رود موقعی که پذیرایی شروع می شد به اهالی مسجد خرما می دادند در این هنگام کربلایی اکبر بچه ها رو از مسجد بیرون می کرد که برین خونه هاتون بابا و مامانتون نگران می شن .و ما هم حرف او را گوش می کردیم و صدامون هم در نمی اومد وخسته و کوفته روانه منزل میشدیم . همه شب ماجرا از این قرار بود .تا اینکه شبی داش حیدر که سردمدار لوطی های محل بود و الحق که اگردانشگاه رشته ای با عنوان لوطی گری داشت داش حیدر دکترای لوطی گری بود سروکله اش در مسجد پیدا شد .درسته که خیلی از بزرگان محل او را قبول نداشتند و او را ردش می کردند امّا خیلی با غیرت بود و به خودش اجازه نمی داد تا حق کسی پایمال شود و هنوز هم که هنوزه در این مانده ام که چرا ریش سفیدان محله او را ردش می کردند . کربلایی اکبر مثل همیشه موقع پذیرایی ما رو از مسجد بیرون می کرد که یهو صدای داش حیدر دراومد و گفت:مرد حسابی خجالت نمی کشی زنجیرو این طفل معصوم ها بزنن اونوقت خرماشو این ریش سفیدها بخورن .حال داش حیدر نیستی که به بینی که ما چقدر بزرگ شدیم و قد کشیدیم و تازه رای هم می دهیم واما حیف رای رو ما میدهیم و خرماشو باز....... . شاید بگویی حالا که بزرگ شدین پس چرا در گرفتن حقتون بازعاجزین. گویا مااز لحاظ جسمی و سنی بزرگ شده ایم نه از لحا ظ فکری؛ و برای گرفتن حق خودمان هنوز هم کودکیم

ارسال کننده علی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 22 ارديبهشت 1387 ساعت 14:10

سلام نماینده شجاع.اصلاح طلبان نیاز به یک رسانه تصویری برای ارتباط بهتر با مردم دارند.موفق باشید.

ارسال کننده مغز متفکر اصلاحات, در تاریخ 19 ارديبهشت 1387 ساعت 02:17

سلام
آقای حسینی و طرفداران محترم ایشان
اگر قرار بود آقای اعلمی بیاید و به الفاظ سرتاسر ایراد و خنده دار شما که ناشی از تفکر قرون وسطایی شماست پاسخ دهد باید کار و زندگی خود را رها کند چون امثال شما در این مملکت مخصوصا دولت علیه و در مجلس اصولگرا( وصولگرا) کم نیستند و در مقابل امثال شما خوب گفته اند که جوابتان خاموشی است

ارسال کننده رضوی, در تاریخ 18 ارديبهشت 1387 ساعت 05:12

سلام . جناب آقای ادمین یا هر اسم دیگر . اگر واقعاً به دنبال مظلوم نمایی نیستید باید این یادداشت بنده را هم شاید برای آخرین بار به نمایش بگذارید . و اما دوستانی که از گفته های بنده آزرده خاطر شده اند . عزیزان من آیا توجه کردید که مدیریت وبسایت آقای اعلمی بدون اینکه نظر بنده را به ایشان منتقل نمایند ، خود پاسخ بنده را دادند ؟ آیا توجه کردید که چه بسا اگر اعلمی خود نظر بنده را میخواند تصمیم میگرفت تا دلایل من را بشنود و نه اینکه شروع به هتاکی ( یا به قول خودشان مقابله به مثل )نماید . دوستان عزیز متأسفانه دلایل حرفهای بنده شاید فقط برای خود اعلمی قابل فهم یا تفکر باشد . اما باید بگویم اگر اعلمی نیز همچون مدیر سایت خود و طرفدارانش چنین ادبیاتی دارد ، پس بلا شک بنده لا اقل تا حدودی حق دارم . در ضمن مولازاده عزیز بنده معتقد هستم که عده ای از این آقایان کارهایی میکنند که وقاحت انجام شده آنان از وقاهت نوشته شده من مهم تر است . اینطور نیست ؟ امیدوارم که این آقایان معتقد به آزادی بیان یادداشتهای بنده را منعکس نمایند تابگویم که نظرم در مورد کسی که میخواهد برای مردم کار کند چیست . در ضمن همشهری عزیز و دیگر دوستان من هر بی نزاکتی که کرده باشم ، مطمئن هستم که در حد شما نبوده و مؤید گفته هایم نوشته های شماست . در ضمن مولازاده عزیز بسیار خوشحال هستم که علی رغم داشتن موقعیت مناسب در هیچ سازمان دولتی شاغل نبوده و نان بازوی خود میخورم و وابسته به احدی نیستم . پس به جای تهمت و افترا و اینکه خود را به در و دیوار بزنید بهتر است تا دلایل اینگونه نظرات را پیدا کنید ( البته دلایل واقعی و نه توجیهی خودتان را ). امیدوارم لا اقل یک بار اعلمی شخصاً به گفته هایم پاسخ دهد و دلایل گفته هایم را بپرسد . گرچه میدانم که یادداشتم منعکس نخواهد شد و اگر هم منعکس شود به خاطر چیزهای دیگری خواهد بود . و اما شما جناب آقای مدیر سایت . بهتر است یا نظرات اعلمی را از قول خودشان بازگو کنید یا سکوت اختیار کنید تا مردم اینها را به حساب اعلمی نگذارند .همچنان امیدوارم موقعیتی پیش آید تا شخص اعلمی به سخنانم و سؤالاتم پاسخ گوید .

ارسال کننده رضا حسینی ( در ضمن خودم ننوشتم از کجا ), در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 03:50

سلام آقای اعلمی
بنده ... یکی از دانشجویان دانشگاه بوعلی (همدان)میباشم که هفته گذشته توسط یکی از اساتیدمان با سایت شما آشنا شدم واکثرا به آن سر میزنم
از حق نباید گذشت مطالب و به خصوص تحلیل های شما فوق العاده ونمونه است و در این زمانه که دانشجویان مرجع خوبی برای شناخت حق و ناحق در عرصه های سیاسی واجتماعی ندارند،سایت شما میتواند راهنمای خوبی در این زمینه باشد
از اینکه با کج فهمی برخی افراد ضد انقلاب در این دوره در مجلس حضور ندارید بسیار متاسفیم
همراه عده ای از دوستان و با راهنمائی این استاد محترم در حال ایجاد تشکیلاتی دانشجوئی هستیم تا بتوانیم روشنگریهای لازم را برای دانشجویان در جهت ایجاد بستر های لازم توسعه سیاسی و فرهنگی داشته باشیم
جامعه ما ازنظر دوری از عقاید و فرهنگ اسلامی وباورهای دینی به شدت آسیب دیده وخواهشمندیم که در این مورد نیز تذکرات لازم را به جوانان بدهید
هرچند مروجان دین ،خود بدترین ضربه ها را به دین زده اند ولی به هر حال وظیفه بزرگوارانی چون شما که شنیده ام از جانب این دین فروشان دنیا دوست هرروز در معرض انواع تهمتها قرار دارید در این حوزه سنگین تر باشد
فقط با توجه به مطالبی که از شما شنیده ام نمیدانم این افراد وقتی در پل صراط به شما رسیدند چگونه به چشمان شما نگاه خواهند کرد وچگونه از آن عبور خواهند کرد(البته مطمئنم اینان اعتقادی به قیامت و روز حساب ندارند)
خدا به شما توفیق زندگی با عزت عطا نموده وبه حق بزرگی وعزت خود دشمنان شما را خوار وذلیل فرماید.

ادمین:نام خانوادگی این کاربر عزیز بنا به درخواست خودشان نقطه چین شد.

ارسال کننده سیده سمیرا. ر, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 02:48

با عرض سلام خدمت آقای اعلمی
در مورد ادبیات حاکم بر نوشتار شخصی مبهم به نام رضا حسینی که هم ازنظر ادبی و هم از نظر املائی اشکالات زیادی دارد نمیتوان خرده گرفت
تاریخ همیشه نشان داده است که باند فاسد برای فساد خود نیاز به لمپن ها وشعبان بی مخ هائی دارد که اینان منطق را بر نتافته و ادبیاتی خاص در حرفها و روشی منحصر بفرد در اعمال دارند که قتل و کتک کاری یکی از این موارد است
در طی چندین سال فعالیت های مختلف این بر من اثبات شده است که نفس سالم و بی غل وغش همیشه آماج تهمتها و سخنان نارواست
طبیعی است وقتی امثال دکتر اعلمی ها پا روی دم باند زر و زور تزویر بگذارند امثال حسینی ها که دم کوتاه و بیمقدارشان تحمل این فشار را ندارد بر خواهند آشفت و با فرا فکنی سعی در تخریب شخص مقابل خواهند داشت
علت این همه تخریب وبرآشفتگی چیست خدا میداند
ضمنا برای خالی نبودن عریضه واینکه آقای حسینی و دوستانش شعر زیاد دوست دارند،این شعر حضرت حافظ را که میگوید:
(( اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر میبینم ))
مناسب احوال دیدم تا ضمیر مرجع خودرا پیدا کند
باشد که با حضور آقای اعلمی در سنگری دیگر از نظام جمهوری اسلامی ، دست مفسدان و غارتگران بیت المال کوتاه گردد

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 18:31

من مرندی هستم وآقای اعلمی را دوست داریم
این رضا حسینی نمیدونم مال کدوم دهاته که آبروی ما رو میبره
آقای اعلمی لطفا ننویسید از مرند
آقای رضا حسینی (( اش... اوغلی اش... ؛ کندون داشینا پ... اولسون ؛ بیزیم مرنددن ال چک ای... اوغلی ای...))

ارسال کننده صادق, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 16:52

با عرض سلام و شرمندگی
آقای اعلمی این رضا حسینی نمیگذاره با ادب باشم و مجبورم جواب بدم
بنده خدا از بس خرسواری کرده همه را به شکل خودش یعنی خر میبینه البته من اعتقاد دارم خر هم بنده خداست و اگر ما آدمها عقل وشعور نداشته باشیم از یه خر هم کمتریم چون الاغ وقاطر حداقل به درد باربری میخورن ولی امثال رضا حسینی این کارکرد را هم در جامعه ندارند
ضمنا این حرفهائی که این شخص به نمایندگی از دوستانش و با اسم مستعار میزند مقصر اصلی آن خود آقای اعلمی هستش
از بس ... که نمیدونن چی بکنن.البته اگه منو یادتون باشه من همون چوب طبلی هستم که ...امثال مج... شب... رو ... حالا چون امروز ... (میخوام برم نماز جمعه)!!!...

ادمین: دوست عزیز!اگر قرار باشه ما هم مانند این قبیل افراد به هتاکی و تهمت زدن متوسل شویم ، چه تفاوتی با آنها داریم!؟ از اینرو از شما انتظار می رود که با ادبیاتی که شایسته خودتان است با چنین افرادی به تعامل بپردازید تا ما هم ناگزیر نشویم که قسمت هائی از نوشته شما را نقطه چین نمائیم.با تشکر از ابراز احساسات محبت آمیز جنابعالی

ارسال کننده اوزون حسن, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 16:31

آقای اعلمی شما که هنوز دستی بر آتش دارید تو رو خدا یه کاری بکنید . خوزستان داره نابود میشه . :-(

آهای وبلاگ نویسان . تو رو خدا یه جوری به گوش مسئولین امر برسونید فاجعه در راهه . جان 4 میلیون انسان در خطره . فقط کافیه 100000/1 پول نفتی رو که از خوزستان میبرن بیارن خرج درخت کاری در این منطقه بکنن . به خدا این مردم هیچی دیگه نمی خوان . فقط هوا . هوا و هوا برای نفس کشیدن . آهای شمایی که تو تهران نشستید و پول نفت رو دارید خرج می کنید بی دغدغه . یادتون باشه که مردم خوزستان هم از پول نفتی که از اونجا بیرون میاد یه سهم کوچیکی دارن . فقط تو رو خدا هر کسی وبلاگ داره یا هر جوری میتونه به گوش اونایی که خودشون رو به کری زدن برسونه . ( شوخی ندارم فاجعه در راهه . باور ندارید خودتون برید ببینم میتونید 1 روز اونجا دوام بیارید )
به داد خوزستان برسید .

اعلمی:گرچه گفته می شود که بحران الودگی هوا در خوزستان ناشی از نابودی پوشش گیاهی در جنوب عراق و نخلستان های این منطقه است اما بنظر می رسد که گرد و غبارهای گسترده و خطرناکی که هم اکنون کودکان ،بیماران قلبی و آسمی را به شدت آزار می دهد موسمی است و مستقیما از جانب شبه جزیره عربستان و با عبور از آسمان خلیج فارس به خوزستان و همچنین استان های هرمزگان و بوشهر رسیده است. به هر روی گرد و غبار کنونی در این مناطق و بویژه در خوزستان مردم خونگرم این استان را در تنگنای شدیدی قرار داده است و ضرورت دارد که مسئولان ایرانی با کمک مسئولان کشورهای همجواره هر چه زودتر چاره ای برای مقابله با این بحران بیاندیشند. مالچ پاشی ابتدائی ترین روشی است که شایددر کوتاه مدت پاسخ دهد،اما قطعا در دراز مدت جواب نخواهد داد و دولت برای مقابله با این قبیل گرد و غبارهای موسمی خطرناک ،باید با کمک و هدایت اهالی منطقه در امتداد سواحل خلیج فارس در استان هائی که در معرض چنین پدیده ای قرار دارند، اقدام به ایجاد نخلستان و کاشت درختان مناسب نماید.به هرروی برای مردم خونگرم استان ها جنوبی بویژه خوزستان ، هرمزگان و بوشهر آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم که هر چه زودتر بر این پدیده که آسایش آنان را سلب کرده است فائق آیند.

ارسال کننده حجت, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 15:55

1- در مورد آقاي اعلمي بايد بگم ايشون قبل انتحابات رياست جهوري نهم در دانشگاه محقق اردبيلي سخنراني داشتند از ايشون سوال شد كه تضمين اين حرفهايي كه ميزنيد چيه و ازكجا معلوم كه در صورت انتخاب به آن عمل ميكنيد ايشون گفتند كه تضمين من گذشته من است برين به دوران مسئوليت من نگاهي بياندازيد تضمين من سلامت گذشته من است من قسم نمي خورم من عمل ميكنم اين مطالبي را كه نوشتم خطاب به آقاي حسيني از مرند بود كه به نظرم بايد يكمي اصول مسلماني را رعايت كنند و دست از لجبازي بر دارند البته اين حق هر كسي است نظر خود را داشته باشد ولي چون ايشون خود را افشا گر و آقاي اعلمي را عوام فريب ميدانند و مردم را آماده( با عرض معذرت) خر شدن ميخواستم به ايشون بگم بر هر كسي كه كمي از واقعيتها حرف ميزند يه اسمي گذاشتين ولي در مورد آقاي اعلمي اينقدر ايشون پاك هستند كه نتونين براش پاپوش درست كنين 2- در مود بحث هايي كه ميشود به نظر من با تقسيم اشخاص به اصول گرا و اصلاح طلب نميشود قضاوت كرد چون در هر طرف انسانهاي شريف و پست وجود دارد فقط بيآييم با حق بر اشخاص قضاوت كنيم صرف چپ يا راست بودن دال بر بد يا خوب بودن افراد نيست ضمنا افرادي هستند كه آدم بدي نيستند ولي به درد بعضي كارها نمي خورند مثل آقاي احمدي ن‍ژاد خصوصا اطرافيان ايشان ضمنا اگه اين مطلب را خود آقاي اعلمي ميخونند در مورد سوالي كه ميپرسم لطف كنه با آره يا نه جواب بده اين كه آقاي صفر جعفرزاده كانديد دوره هشتم از مشكين شهر راميشناسند در صورت شناخت صلاح است ايشون هماهي كنيم يا نه تشكر اكبر رضائيان مشگين شهر

ارسال کننده اكبر رضائيان, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 13:23

درود بر جناب اعلمی.

در کشورهای متمدن وپیشرفته هر فرد در هر پست ومقامی بوسیله اراده، نبوغ ، تخصص وشعور خود
درآمد مادی ومعنوی کسب میکند.
مثلا یک مهندس در یک شرکت امریکایی اگر 5 هزار
دلار در ماه میگیرد ،به طور یقین بیش از این مقدار برای شرکت مورد نظر،ایجاد در آمد میکند.
و اگر روزی این شخص سود کمتری برای شرکت داشته
باشد باید با آن شغل وداع کند.
حال در مورد یک نماینده مجلس یا سیاستمدار مساله مشابه است.او در مقابل حقوق خود باید منافع کشور
را تامین کند.
به عبارت دیگر از پول مفت خبری نیست.
ولی در کشوری که یک مهندس 500 دلار در ماه میگیرد
ولی همینقدر هم کار نمیکند، تکلیف سیاسیون هم معلوم
است و این به علت در آمد بی زحمت نفت است که بر
بی کفایتی ها سر پوش میگذاردو دو طرف میز به فکر
جمع کردن بیشتر از این سرمایه خدادادی هستند تا به فکر کار وخلاقیت ومسئولیت....
البته همه اینها جائی اتفاق میافتد که افراد لایق در راس نیستندو گرنه چنین نمیشد...

ارسال کننده م.م, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 10:26

Ba Dorood bar shoma jenaabe Alami !
man va chand tan az Dustanam moshtaag hastim ke
Sokhanaane Aghayeh Khatami ( Raiss jomhuri Sabeg ) ra dar morede Lajevardi motalehe
konim, vali ta be haal movaffag be peyda kardane an nashodim.
Aya shoma mitavanid Adresse Interneti (LINK) in Mataaleb ra dar Site khod
bezanid, ya khode Matalebe Khatami ra dar Site
khish garaar dahid?
Ba tashakkor
Babak Dust

ادمین: از دفتر آقای خاتمی پیگیری بفرمائید.

ارسال کننده Babak Dust, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 09:38

اگرامثال احمدی نژاد و... بخواهند عدالت را اجرا کنندپس آن موقع برای عدالت باید گریست چون من حق التدریس 7سال است که بدون هیچ حق بیمه ای وبادرآمد تق ولق که با یک تعطیلی نصف حقوق ازبین می رود درس می گویم وهنوز هم بعداز 10سال فارغ التحصیلی از دانشگاه می سوزم ومی سازم تا بلکه یک روزی درآموزش وپرورش استخدام شوم نمی دانم که این اتفاق کی رخ خواهد داد. درسطح فوق لیسانس درسال ... قبول شدم اما پول نداشتم درس بخوانم(شبانه) چون حق التدریس بودم. ازدواج مردم اما هیچ وامی نتواستم بگیرم چون رسمی نبودم دو فرزندم به دنیا آمدند امایک بار هم نتوانستم به دکتر بروم وبرایم کمتر از بیست هزار تومان خرج نداشته باشد چون حق التدریس بودم وبیمه نداشتم . اگر یک نفر دریک جایی کار کند همین دولت عدالت گستر دستش را درآنجا می گذاردوفورااز طرف می خواهد که اورابیمه کنداما دریغ از.... عدالت ... متاسفم که شخصی که من برایش رای ندادم وهمیشه از او متنفر بودم برایت دادمی زند.آقای اعلمی من از ناد...(نه مجتهد)شب... متنفرم ووقتی اورا می بینم انگار شیطان را می بینم ما می دانیم که باعث وبانی رد صلاحیت شما این شیطان است اما این شیطان بداند آذربایجان وفرزندان آذربایجان نام اورا به گور تاریخ خواهند سپرد آقای نادان شب... هرکسی چندروزی نوبت اوست .نوشته شده توسط یک بسیجی فرهنگی حق التدریس که به امام خمینی عشق می ورزد ،ولایت فقیه ورهبری آیت الله خامنه ای راقبول دارد. ولی باطل را قبول ندارد

ارسال کننده مرا به خاطر آور, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 07:39

جناب آقاي اعلمي: از شما تقاضا دارم خاطرات دوران نمايندگي تون رو در دو دوره مجلس و ملاقات هايتان را با مقامات بنويسيد.همين تقاضا را از آقاي خاتمي رئيس جمهور قبلي داريم. فكر كنم اين طوري مي شود مي شود فهميد كه چه كساني با چاپلوسي دارند تظاهر و خودنمايي مي كنند و دست افراد و مقامات فرصت طلب هم رو مي شوند. ضمنا ميخواستم بپرسم يكي از اين نمايندگان كه ذكر خيرشان در متن آمده آقاي ش(نماينده ...) نبودند؟
كمي هم در مورد ارگانهاي موازي( سپاه و ارتش-وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات سپاه و قوه قضاييه و...) مطلب بنويسيد.
يه نكته اخلاقي هم ميخواستم خدمت حضرات ... بگم كه آدم ... هميشه آخر فيلم مي ميرند.........

اعلمی:اگر عمری باقی بود خاطرات خود را بتدریج منتشر خواهم کرد.

ارسال کننده علي منصوري, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 05:39

با سلام و تقدیر از ضحمات 8 ساله تان در خدمت به ملت
آقای اعلمی من همیشه مطالب روشنگرانه شما را در سایت مطالعه می کنم و خیلی متشکرم که چنین امکانی را فراهم کرده اید تا با نماینده مان در ارتباط باشیم از جناب عالی خواهش می کنم طرحی در مجلس ارائه دهید همه نمایندگان دارای وب سایت شخصی باشند تا مردم بتوانند با نمایندگان در ارتباط بوده علاوه بر مطرح کردن مشکلاتشان بهتر با طرز فکر نمایندگان آشنا شوند وبدانند کدام نماینده واقعا برای ملت کار می کند و کدام برای جیب خود .
و از شما خواهشی دارم لطفا در مورد مسائل اخیر دانشگاه آزاد که زخم کهنه دوباره سرباز کرده ایست بنویسید چون بیشتر مشکلات جامعه ما از آنجا نشات می گیرد و لطفادر این مدت کوتاهی که در مجلس حضور دارید آقای سلیمی نمین را در این راه یاری کنید با تشکر دوباره از ضحمات خالصانه تان

اعلمی:اولا عمر نمایندگی مادر ششم خرداد سالجاری به سر می رسد، لذا بنده دیگر برای بررسی و تحقق خواسته شما فرصتی ندارم.
ثانیا، تامین خواسته شما مستلزم این است که منخبین مردم از چنین توان واستعدادی برخوردار بوده و انگیزه لازم را دارا باشند.
ثالثا، برای پی بردن به کارنامه اعمال نمایندگان خود راه های مختلفی وجود دارد مثلا می توانید مشروح مذاکرات مجلس را از طریق رادیو فرهنگ ، مذاکرات چاپ شده در مجلس و روزنامه رسمی کشور، سی دی های صوتی و تصویری که در اختیار هر یک از نمایندگان قرار می گیرد (البته نمایندگانی که خود مذاکره ای در مجلس داشته اند)و...پیگیری بفرمائید.ضمنا توصیه می کنم که حتما به نماییدگان خود فشار آورید تا قانونی را تصویب کنند که دارائی قبل و بعد ار مسئولیت همه مسئولان و بویژه نمایندگان مشخص و در معرض اطلاع عموم قرار گیرد.یقین بدانید که اگر به شاخص های اشاره شده توجه شود و مردم بر همین اساس به داوطلبان نمایندگی رای دهند با شرایطی که شورای نگهبان بوجود آورده است مجلس تهی خواهد شد و نماینده چندانی متناسب با معیارهای دلخواه شما در مجلس باقی نمی ماند.توصیه دیگرم این است که به کیفیت و کمیت تبلیغات و سوابق داوطلبان و حامیان آنها هم توجه لازم را مبذول بفرمائید.موفق باشید.

ارسال کننده توران, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 04:21

*با سلام . جناب آقای اعلمی روز 7 اردیبهشت 87 اینجانب در قسمت ( مجلس در جایگاه واقعی خود قرار ندارد )با ارسال مطالبی چند از شما خواسته بودم تا از این عوام فریبیها دست بردارید . امروز متوجه شدم که جنابعالی در کمال وقاهت با حذف گفته های بنده ، مطالبی نامربوط به بنده نسبت داده اید . جناب آقای اعلمی مستحضرید که حضرتعالی فقط میتوانید مطالب را حذف کنید و دیگر حق ثبت مطالب غیر واقع به نام اینجانب را ندارید .با توجه به اینکه بنده از متن نامه ی ارسالی به شما پرینت دارم و نیز خوب میدانید که به راحتی می شود به متن نامه ارسالی اینجانب دسترسی پیدا کرد ، خواهشمندم هر چه زودتر گفته های خود را اصلاح کنید . در غیر اینصورت هر آنچه دارم در اختیار رسانه های گروهی قرار خواهم داد . من تورک اوغلیام . سوینجیم تورکدی . ایستمیرم تورکون آدی پیس چیخا . پس گویما گنه آدین سالیم دیللره .

*سلام . جناب آقای اعلمی اگر این اعمال از طرف شما میباشد و شخصاً به این نظرات پاسخ میدهید ، باید بگویم سر تا پا دروغ بودن حرف های شما برایم روشن شده است .پس بگذارید چند بیتی خطاب به مردم عزیزم در مواجهه با امثال شما بگویم .
ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند
تاداستان عشق وطن باورت کنند
من رفتم ازچنين ره وديدم سزای خويش
بس کن تو، ورنه خاک وطن برسرت کنند
برزنده بادگفتن اين خلق خوش گريز
دل برمنه که يک تنه درسنگرت کنند
بدا به حال این ملت در مقابل انسانهای دورو و بی دینی که به راحتی حرف از علی میزنند و برای تأیید گزافه های خود به فرمایشات آن عادل متوصل میشوند .

ادمین:
پاسخ هر دو نوشته شما را در یکجامی دهیم:
ظاهرا مشکل شما خیلی حاد شده است و علاوه بر ...، گرفتار توهمات شدید هم شده اید!نوشته های شما آنقدر زیبا و پر محتواست که اساسا بخود اجازه نمیدهیم حتی قسمت هائی از آنرا حذف کنیم تا چه رسد به اینکه خدای ناکرده مطالب غیر واقع را بنام شما ثبت کنیم، مگر عقلمان را از دست داده ایم که با جرح و تعدیل در سخنان ارزشمند شما مخاطبینی را که بخاطر وجود آثار شخص شریفی نظیر حضرتعالی که سایه تان بر سر این سایت مستدام باد بدست آورده ایم،از دست بدهیم!!؟.اگر همچنان گرفتار وهم و خیال هستید و بقول خودتان گمان می کنید که "باکمال وقاهت"(البته اگر جسارت نباشد از این ببعد "وقاهت" را وقاحت و "متوصل" را متوسل بنویسید)مطالب غیر واقع بنام شما ثبت شده است برای اینکه به تاریخ کشور ظلمی نشده و به آن خدشه ای وارد نشود!یکبار دیگر فرمایشات گهربار قبلی را که تصور می کنید دچار توطئه و جرح و تعدیل شده است، در همین جا با آب طلا مرقوم فرمائید تا باانعکاس کامل آن کاربران محترم از مطالب ادیبانه تان که قطعا معرف شخصیت شماست فیض کامل را ببرند.ضمنا نظر به اینکه ممکن است بعضی از همفکران شما هم بجای استفاده از عقل و منطق به سبک شما عمل نمایند توصیه می شود که :
ا- از این پس حتما از مرقومه خود پرینت بردارید!
2- پیش از تهدید دیگران به قد و اندازه خود حتما توجه بفرمائید و حتما تهدیدات خود را از طریق رسانه های گروهی عملی سازید!
3- به محض اینکه احساس کردید که مشکل روحی شما به نقطه بحرانی رسیده است حتما دوباره به این سایت سری بزنید و خود را در همین جا تخلیه بفرمائید تا خدای نا کرده به خود و دیگران لطمه ای وارد نسازید!البته از این پس انتظار نداشته باشید که ما دوباره وقت محدود خود را صرف مداوای شما نمائیم.
4-نا امید نشوید ما کماکان برای بهبودی هر چه سریعتر شما و امثال شما دعا می کنیم(اللهم اشفع مرضانا).البته در اینجا هم مراکزی برای مداوای شما وجود دارد اگر به مصلحت می دانید نام و نشان واقعی و تلفن خود را مرقوم بفرمائید تا اقدامات لازم به عمل آید.
5- این آیه قران را هم بدهید با خط خوانا بنویسند و آنرا تابلو کرده و به دیوار منزل خود بیاویزید: "ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذين لا يعقلون"
6-خطاب به مردم نوشته اید:"ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند"!
لطفا حرمت مردم را حفظ کرده و قیاس به نفس نفرمائید.
7- هر گاه دست از توهین کردن و تهمت زدن برداشتید مطمئن باشید که بطور کامل سلامتی خود را باز یافته اید و در این صورت خدا را شاکر باشید و بدانید که با کمال میل نظرات منطقی و دیدگاه های مخالف شمارادراینجا منعکس خواهیم کرد.

ارسال کننده رضا حسینی از مرند, در تاریخ 12 ارديبهشت 1387 ساعت 03:00

درود بر سخنگوی واقعی مردم بزرگ تبریز...

ارسال کننده ابوالحسن گنخکی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 22:38

در كنار اين همه صداقت و شجاعت، اندكي ملاطفت بيشتر با همفكران موجب افزايش اميد ميشود. موفق باشيد.

ارسال کننده مهدي بوترابي, آدرس سایت اینجا در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 22:32

سلام آقای اعلمی من همیشه از دیدن اسم شما در هر متنی و هر برنامه ای احساس غرور کردم به این که هم زبانی چون شما دارم کاش ای کاش و ای کاش نماینده استانهای دیگر و استان اردبیل هم مانند شما در گفتن حقیقت واهمه نداشتند که در این دنیا فقط برای یک مرد شرف لازم است اگر شرافت هم نباشد مرگ برای او از هر شیرینی شیرین تر است.
گویا مردم ایران دیگر اجداد خود را از یاد برده اند که در برابر هر حرف زوری سر تسلیم فرود میاورند.... وای به حال ما که می گوییم آقایمان امام حسین (ع) است وای بر ما وای بر مردم فارس زبان از کوروش ... بکشید وای بر مردم آذربایجان که از بابک ... بکشید .
شرمنده جوگیر شدم بجای نظر دادن مقاله نوشتم
موفق باشید .
چو ایران نباشد تن من مباد

ارسال کننده آرش, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 20:05

Afarin bar dalir marde khete IRAN zamin.

ارسال کننده Arash, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 19:44

آفرین بر دلیر مرد خطه آذر بایجان (تبریز و آذر شهرو ...)
امید وارم که برخی نماینده های فهیم دوره جدید به خود آیند و و پا جای پای شما گذارند
به امید روزهائی پر از موفقیت برای شما

ارسال کننده torghabeh, در تاریخ 11 ارديبهشت 1387 ساعت 14:56

 1 
صفحه 1 از 1 ( 21 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

ارسال یادداشت: تفاوت این سو و آنسو...

یادداشت خود را در زیر بنویسید:

(اجباری)

(اجباری)

پست الکترونیک شما فقط توسط مدیر قابل مشاهده است و سایر کاربران قادر به دیدن آن نیستند.

(اختیاری)




<قبل   بعد>

اسلاید تصاویر


اسلاید تصاویر