جهت عضویت در خبرنامه لطفا نام و ایمیل خود را وارد کنید
جمعه
مرداد
1387
04
خروجی سایت
وجه تمایز میان انقلاب و ضد انقلاب
۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
در بیان دستاوردهای انقلاب: وجه تمایز میان انقلاب و ضد انقلاب
طبق اصل 67 قانون اساسی نمايندگان بايد در نخستين جلسه مجلس به ترتيب زير سوگند ياد كنند و متن قسم نامه را امضا نمايند. بسم الله الرحمن الرحيم "من در برابر قرآن مجيد، به خداي قادر متعال سوگند ياد مي كنم و با تكيه بر شرف انساني خويش تعهد مي نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم. بموجب ماده 3 آئین نامه داخلی مجلس، متن سوگند نامه توسط رئيس قرائت ميشود و نمايندگان به حالت اجتماع در حال قيام آن را تكرار و پس از انجام مراسم تحليف، سوگندنامه را امضاء مي كنند.امضای هر نماینده در ذیل این سوگند نامه بیانگر پذیرش یک تعهد مرکب از دو عنصر نفى و ایجاب به شرح مفاد مندرج در آن است و بموجب آن یک رابطه حقوقی میان امضاء کنندگان(نمایندگان ) و مجموعه ای به نام ملت برقرار می شود و نمایندگان مکلف و ملتزم به انجام و یا ترک اعمالی می شوند که مندرجات این تعهد نامه (متعلق تعهد)ایجاب می کند.یکی از اجزاء موضوع تعهد، نگاهبانی از دستاوردهای انقلاب است که طبق اصل 150 قانون اساسی شان نزول و علت تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز می باشد!عمل به متعلق(موضوع) تعهد، مستلزم شناخت آن است. در این صورت نمایندگان مجلس و اعضای سپاه پاسدران زمانی می توانند به رسالت و تعهدات خویش عمل نمایند که انقلاب و دستاوردهای آن را بخوبی بشناسند در غیر این صورت چه بسا ممکن است که به نام " انقلاب" در موضع "ضد انقلاب" قرار گیرند؛ انقلابدر لغت به معنی زیرو رو شدن و مانند آن است. در قرآن نیز هرجا که این واژه بکار رفته به همین معنا بوده است.بنظر می رسد از زمانی که انقلاب 1668 میلادی در انگلستان، به تسلط پارلمان بر مقام سلطنت منتهی گردید، واژهانقلاب هم وارد زبان سیاست شد. صرف نظر از چالش هاى مفهومى،در فرهنگ سیاسی به هرگونه تحول و دگرگونى اجتماعی و سیاسی، "انقلاب" اطلاق می شود. "ساموئل هانتينگتون" از نظریه پردازان جدید، انقلاب را يك تحول داخلى سريع، بنیادی و توام با خشونت، در نهادهاى سياسى، ساختارهاى اجتماعى، عملکرد و سياست هاى دولت، رهبرى، ارزش ها و اسطوره هاى مسلّط بر يك جامعه، تعريف مى كند.(1) با این وصف "اسكاچ پل" از نظريه پردازان معاصر،با تفکیک انقلاب ها از یکدیگر، انقلاب هاى اجتماعى را از انقلاب سياسى و نوسازى متمایز ساخته است. او معتقد است که در انقلاب هاى سياسى ساختارهاى اجتماعى همچنان دست نخورده باقی مى مانند و تنها شاکله حكومت است که تغيير مى كند. در نوسازى اجتماعی، عكس اين رویداد رخ مى دهد، یعنی بدون آنکه ظرف و قالب حکومت تغییر نماید،ساختارهای اجتماعی دچار دگرگونی می شوند. تنها در انقلاب های اجتماعی است که قالب،سازمان و ساختار و به تبع آن ایدئولوژی حکومت، همراه با هم دستخوش تغییر و تحولات اساسی می گردد. به این اعتبار اگر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به عنوان منشور انقلاب با قانون اساسی رژیم شاهنشاهی مقایسه نمائیم و شعارهای اولیه انقلاب و وعده های بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران را نیز به عنوان بخشی از خاستگاه انقلاب و تعهدات نظام جدید در برابر ملت به شمار آوریم ، در اینصورت انقلاب سال 1357 مردم ایران یک انقلاب اجتماعی بوده است که آنرا نمی توان تنها به مفهوم جابجائی نفرات و انتقال قدرت از گروهى به گروهى ديگر پنداشته و صرفا به جایگزین شدن یک طبقه جدید بجای طبقه دیگر رضایت داد، بلكه انتظار این است که ضمنتغییر ساختار توتالیتر رژیم پیشین، گروهها هم از حیث منشأء اجتماعى و ايدئولوژى و شیوه برقراری مناسباتشان با مردم و هم از نظر سياستهايى كه اتخاذ مى كنند و بویژه از جهت منشاء مشروعیت سیاسی با یکدیگر تفاوت اساسی داشته باشند، بگونه ای که وضع موجود در مقایسه با وضع گذشته بطور کاملا محسوسی دگرگون و باعث افزایش مطلوبیت نهائی شهروندان شود.بگمان من تعریف مرحوم مطهری از انقلاب بخوبی وافی به مقصود است آنجا که در بیان مفهوم اجتماعى انقلاب می نویسد: "وضعى را با اراده خود خراب كردن، براى رسيدن به وضع بهتر و يا واژگون كردن وضع حاكم براى برقرارى نظمى متعالى تر ".(2)اکنون سوال این است که "دستاورد انقلاب اسلامی" که قرار بوده وضع موجود در رژیم گذشته را بهبود بخشیده و به وضع مطلوب و متعالی مبدل سازد ، چه بوده و نمایندگان ملت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از چه چیزی به عنوان دستاورد انقلاب، باید پاسداری کنند؟ بدون تردید اساسی ترین و محوری ترین شعار انقلاب اسلامی ناظر به "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" بوده است. بنابراین دستاورد انقلاب دارای چهار رکن اساسی به شرح : استقلال، آزادی، جمهوریت و لوازم آن و مبانی اسلام می باشد. به بیان دیگر انقلاب و دستاوردهای آن مرکب از چهار رکن است که به هیچ روی نمی توان یک یا چند رکن از آن را تضعیف و یا نادیده گرفت و یا یکی را به بهای تقویت دیگری تحقیر و یا نابود کرد، در غیر اینصورت انقلاب و دستاورد های آن ماهیت و مفهوم اصلی و اولی خود را از دست داده وچه بسا به ضد خود مبدل خواهد شد. به همین سبب اصل نهم قانون اساسی با بیان اینکه آزادي، استقلال، وحدت و تماميت اراضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند، حفظ آنها را وظيفه دولت و آحاد ملت عنوان و تاکید می کند که هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي، به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه اي وارد كند و هيچ مقامي هم حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي هاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند. اصل 177 این قانون نیز مقرر می دارد که محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن نظام و ابتناي كليه قوانين و مقررات بر اساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت و نيز اداره امور كشور با اتكا به آرا عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است. دو اصل ششم و پنجاه و ششم قانون اساسی هم در بیان منشاء مشروعیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ضمن به رسمیت پذیرفتن حاکمیت بشر بر سرنوشت خود و نفی هرگونه سلطنت فردی بر جامعه تصریح می کند که امور کشور "باید" با اتکاء به آراء عمومی و از راه انتخابات اداره شود! از طرفی اصل دوم قانون مذکور در بیان بخش مهمی از ارزش ها و سیاست های نظام و رژیم جدید اهداف انقلاب را معطوف به تامین قسط ، عدل، استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي کرده است. اصل سوم همین قانون، براي نيل به اهداف فوق دولت را ملزم به تحقق شرایطی کرده است که مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي، بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه هاي با استفاده صحيح از رسانه هاي گروهي، محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي، تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي، مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش، رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه ها، ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور، پي ريزي اقتصادي صحيح و عادلانه جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه هاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه، تامين خودكفايي در علوم و فنون صنعت و كشاورزي و امور نظامي و مانند اينها، تامين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون، می کند و در سایر اصول بر آزادی احزاب و جمعیت ها، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی راهپیمائی و اجتماعات اعتراض آمیز، ممنوعیت تفتیش عقاید، مصون ماندن حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از هر گونه تعرض، حاکمیت بدون تبعیض قانون نسبت به همه ، احترام به اصل برائت ، نفی هرگونه تبعیض و بی عدالتی،کاهش شکاف طبقاتی، امکان تغییر اوضاع و ایجاد تحولات جدید از طریق همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء ملت، رسیدگی به جرائم سیاسی و مطبوعاتی در دادگاه های صالح با حضور هیات منصفه، امکان بازنگری قانون اساسی مطابق با اقتضائات روز، به عنوان مهمترین بایسته ها و وجه امتیاز نظام جدید با نظام قبلی تاکید می کند تا از این طریق قالب،سازمان و ساختار و به تبع آن ایدئولوژی حکومت جدید، همراه و به موازات هم دستخوش تغییر و تحولات اساسی بشود. در این صورت پر واضح است که ضد انقلاب باید به کسی اطلاق شود که بجای داشتن دغدغه تحقق آنچه اشاره شد، همه یا یکی از چهار رکن اساسی موصوف را بنحوی در گفتار و پندار و کردار خود نقض و مخدوش و یا انکار کرده و از اهداف و معیار های دستیابی به اهداف مزبور فاصله بگیرد و همه اهتمام خویش را صرف احیاء ساختار توتالیتر پیشیندر شکل جدید آن و باز تولید مناسبات شاهنشاهی مطرود نماید! قهرا سپاه و مجلس زمانی می توانند نسبت به درستی و یا نادرستی عملکرد خود آگاه شوند که با خط کش و شاخص های برگرفته از قانون اساسی و آرمان های معهود انقلاب به شرجی که بیان شد، به ارزیابی کارنامه خود مبادرت ورزند، تنها در این صورت است که می توان انقلابی را از ضد انقلابی تمیز داده و ایندو را از یکدیگر تفکیک کرد. ماخذ: 1-سامان سياسى در جوامع دستخوش دگرگونى- ترجمه محسن ثلاثى 2-کتاب پیرامون انقلاب اسلامی
Tanrinin adinan Yashasin Azerbaycan Yashasin Alami
ارسال کننده رضا, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 09:21
با سلام خدمت آقای اعلمی عزیزم من خودم دانشجو هستم و در جریان تصادف اتوبوس با تریلرمسیر جلفا به ارومیه از ناحیه جمجمه دچار شکستگی شدم.لذا در حال حاضر در مرخصی تحصیلی به سر می برم.لذا به دلیل مشکلات مالی و مهمتر از آن افسردگی روحی و روانی خواستار انتقال از دانشگاه خوی به دانشگاه تبریز میباشم که مدارکم در بیمارستان و خودم نیز موجود است.از آنجائی که برادرم نیز در تبریز زندگی میکند و دکتر معالجم نیز در آنجاست اگر نامه ای به حضرتعالی بنوسیم آیا رسیدگی میکنید؟ با تشکر
ارسال کننده ب . خ از گرگر, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 08:10
اين نوشته در پاسخ به حرافي هاي رضا حسيني است.فردي كه معلوم است به طيف اصولگرا وابسته مي باشد كه سر خورده شده است.(بسجي سرخورده) ماجراي اين فرد، جريان اره است كه در يك نقطه گير كرده جلو برود مي درد و عقب هم برود همينطور............آقاي حسيني چرا از اسم مستعار استفاده مي كني؟چرا نمي گي از كجا مطلب مي نويسي؟؟؟؟؟ ضمنا اگر خيلي ادعاتون ميشه به سايت هاي طرفدار خودتون سري بزنيد يك نظر مخالف رو منعكس نمي كنند! بعد اون موقع دم از دموكراسي اسلامي هم ميزنند؟؟؟!! تو كه دم از مرادت زدي، چي شده از بعد سي سال بجايي نرسيدي ناراحتي؟بهت بنز و خونه نرسيده ناراحتي يا .......؟ بعد هم اين Email
در مورد خيلي چيزها كه دمشون ميزني بهم ايميل بزن تا روشنت كنم تا بگم كه ... آدم تو زردي از آب درآمده فقط در خواب بيخبري موندي...چرا تا چيزي به ضرر به اصطلاح اصولگرها يا بهتر بگم گروه فشار سابق و م... خور هاي امروزي ميشه از طرف ...دتون حمايت ميشن آشكارا و غير آشكار؟چرا وقتي در يكي از سايتهاي به اصطلاح اصولگرا مطلب مي نويسي اصلان اجازه خودنمايي نميدن؟چرا دارايي هاي ...دت و فرزندانش اعلام نميشه و هزاران چراي ديگه؟؟؟ضمنا خواسته بوديد يك سايت بهتون معرفي كنم www.t...k.ir از قشر همرنگتون برو باهاش حالشو ببر. دعواتو ببر اونجا.ضمنا ... ضياالدين طباطبايي كه با رضا شاه كودتا كرد هم ... بود.....پس هر گردي گردو نيست.
ارسال کننده علي منصوري, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 07:01
سلام . م،م عزیز . آنچه که شما به آن اشاره کردید چراغ سبز به انقلاب نیست . بهتر است بفرمایید به زانو درآمدن در مقابل اراده یک ملت با تصور اینکه بعد از مدتی میتوان با این خواست ملت نیز مدارا نمود و خواسته های خود را تأمین کرد (زیرا که به سود هیچ قدرت یا دولتی نیست که با هیچ ملتی طرف شود چرا که در اینصورت دیگر در آن کشور جایی ندارد.برای یقین میتوانید به گفته های آقای اعلمی در مجلس رجوع کنید که اشاره دارند به این موضوع که حمایت و قدرت مردم،حکومت ها را در مقابل این قدرت ها قدرت مند تر نشان میدهد ).
ارسال کننده رضا حسینی, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 23:08
با عرض سلام خدمت آقای اعلمی (اگر صلاح میدانید این مطالب را در پاسخ به شبهات حسینی درج کنید ،ودر غیر این صورت خواستم عرض ادبی داشته باشم) جناب آقای اعلمی مجددا عرض میکنم که بسیار جای خوشحالی است که سایت شما تبدیل به محلی برای تبادل افکار ونظریات شده واگر آن دوست محترممان که از این گفتگوها به مجادله نام برده اند دقت بیشتری داشته باشند خواهند دید که اگر این مجادلات در چارچوب ادب واحترام وعدم تهمت وافترا باشد،بسیار سازنده میتواند باشد بالاخره لازم است جوان ایرانی محلی مطمئن برای پاسخگوئی به شبهات خود داشته باشدو چه محلی بهتر از این سایت که معلم و راهنمائی چون دکتر اعلمی دارد. با خواندن متن آقای حسینی بسیارخوشحال شدم که بالاخره ایشان آن ادبیات همراه با توهین روزهای اول را کنار گذاشته وآنچه که در دلش است بدون هر تهمت و توهینی بیان میکندو به نظرم این کار (که به قول آقای خاتمی تبدیل معاند به مخالف ومخالف به موافق است)!یکی از شاهکارهای آقای اعلمی میباشد.قطعا آقای حسینی نه یک شخص بلکه نماینده تفکری از قشر حاکم در بین جوانان میباشد که حق پرسشگری دارد وبه دنبال پاسخ خود برای درک فعالیتهای نمایندگان است،اما سخن اینجاست که این دوست عزیز یا موافقینشان تاکنون از سایر نمایندگان یا به خصوص افرادی که مناصب دائمی ومادام العمر در استان داشته و به راحتی حکم تکفیر مخالفینشان رانیز صادر میکنند ویا مناصب حساس اجرائی در استان دارند این سوالات وشبهات را پرسیده اند؟اصلا بهتر است بگویم چنین جراتی را کسی دارد که مثلا ازآقای ایکس بپرسد که در این چندین سال چه کرده ای ؟آیا یکبار هم مردم مناطق محروم استان قیافه ات را حتی برای تبرک دیده اند که الان با حضور آقای اعلمی احساس خطر میکنی ؟ آقای حسینی ها؛روی صحبتم با شمانیست بلکه با کسانیست که بذر این شک ونفاق را در دل شما ودوستانتان نهاده اندو اگر هم روز قیامت را متذکر شدم بیشتر روی سخنم با اینان است که میدانند اعلمی حق است ولی باز لجاجت وشرارت کرده وذهن معصوم جوانانی چون شما را مخدوش میکنند. مثال پاسخ شما،تشبیه انسانی تشنه است که دنبال آب است وآب پیدا نمیکند وامثال دکتر اعلمی و شریعتی ها همان کوزه های آبی هستند که علیرغم زخم روزگار برای رفع عطش از تشنگان دریغ نمیکنند؛به شرطی که سراب های فریبنده و خیالی این تشنگان را دنبال خود نکشند دوست گرامی اینجا به هیچ وجه قصد توهین به جنابعالی یا هر هموطن و مسلمانی نیست واگر چنین برداشت شده حلالیت میطلبم وامیدوارم که حضرت حق به احترام آبروی سیدالشهداء(ع)،برای تمام مریضان وبه خصوص والدین گرامیتان شفا عنایت نموده وکسانیراکه ذهن جوانان را از مسیرهای اسلام ناب محمدی(ص)وآرمانهای شهیدان ونظام جمهوری اسلامی منحرف میکنند،هدایت ودر غیر این صورت رسوایشان گرداند
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 15:14
با درود،
انقلاب ایران مثل تکان دادن یک ظرف آب محتوی گل رسوب کرده بود. بطور موقت اب گل آلود شد و پس از مدتی دوباره گل ته نشین شد. البته یک عده از این آب گل آلود خوب ماهی گرفتند. این گل همان خصوصیات فرهنگی ماست که یک شبه قابل تغییر نیست. نکته غیر قابل انکار در پیروزی انقلاب چراغ سبز ابرقدرتها برای این پیروزیست!
ارسال کننده م.م, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 09:28
سلام . عزیز من خدمت حضرتعالی عرض کرده بودم که اگر اعلمی برای گفته های من جوابی داشت یا انها را در خور جواب دانست ، جواب آنها را ثبت نماید و در غیر اینصورت سکوت نمایید . در ضمن همه ی نمایندگان هنگام تصویب یک قانون برای کل کشور تصمیم میگیرند . پس نوکر بودن از آن یک شهر نیست . ضمن اینکه بار دیگر از شما تقاضای سکوت دارم سؤال دیگری هم از آقای اعلمی دارم و آن اینکه طی این سالها و با داشتن امکاناتی هر چند محدود تا چه حد در آشنا کردن مردم با وظایف نمایندگی تلاش کرده اند ؟ آیا تا جایی بوده که مدیر سایتشان شخصاً هنوز نمی داند که نماینده مال هر شهری که باشد به تمام ملت تعلق دارد .در ضمن خدمت حضرتعالی باید عرض شود که آخرین توان انسان که صرف شود مرگش فرا میرسد ( یعنی آخرین داشته در راه حق جان آدمی است ) بنابراین آیا باز اعتقاد دارید اعلمی با تمام توان ایستادگی کرده ؟و اینکه خواهش میکنم شیطنت نکنید بنده گفتم این نابسامانی ها را از چشم اعلمی ها ، احمدی نژادها ، خاتمی ها و امثالهم میبینم . پس دوباره به متن قبلی بنده رجوع کنید . اعلمی: اول-از آنجا که به جای تهمت زدن و هتاکی کم کم و البته با چندین بار تمرین و آزمون و خطا به شیوه تعامل درست روی آورده ای امیدوار شدم از اینرو شخصا پاسخت را می دهم؛ کسانی که با شعار نوکری شما رای شما را از آن خود می کنند، مطمئن باشید که چون دروغ گفته اند در مجلس هم نوکر صفت باقی می مانند و هرگز نمی توانند نام خود را عصاره فضائل ملت بگذارند. هیچکس نوکر دیگری نیست. نه مردم نوکر مسئولانند و نه مسئولان واقعا خود را نوکر مردم می دانند.در کجای دنیا دیده اید که حقوق و زندگی و جاه و جلال و جبروت و موقعیت نوکر از ارباب خود بیشتر باشد و سرنوشت ارباب خود را هم بدلخواه خود تغییر دهد و در اغلب موارد هم به خواسته های اربابان خود وقعی ننهد!! اما اگر مقصود شما این است که مسئولان و نمایندگان در طول مسئولیت خود باید کمر خدمت به مردم را ببندد با شما موافقم. دوم-اگر تا کنون فرصت نکرده ای و یا به هر دلیلی نخواسته ای و یا امکان آنرا نداشته ای که با همه تلاش ها و اقداماتی که انجام داده ام آشنا شوی قدری تحمل کن گزارش بخش قابل توجهی از آن را در همین وب سایت مشاهده خواهی کرد البته اگر اتفاق خاصی نیفتد. سوم-امکانات و اختیارات بطور مطلق در اختیار دیگران است آنها را رها کرده ای مسئولیت مشکلات کشور را از چشم بنده و امثال من می بینی!!؟؟ سوم-این همه فرصتی که صرف پاسخگوئی به توهین ها و نسبت های ناروای کسی کرده ایم که اساسا شناختی از او نداریم را دلیل چه می دانید!؟ضمنا فراموش نکنید که مجلس حدود 290 نماینده دارد!
ارسال کننده رضا حسینی, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 03:58
مجددا سلام آقاي اعلمي آقاي اعلمي من به خاطر خودتان از سر دلسوزي ميگويم به اين مردم دل نبنديدحتي نزديكانتان. راستي چرا كلمه ... را حذف كرديد؟ اگر كلمه بدي بود چراخودتان استفاده كرده بوديد؟ من مثال زدم نخواستم اسماً بگويم، من ... را با شما درخيلي مراسم ها 0ودانشگاه ديدم،حال كه گند بالا آورده ، اين افرادرادوست كذائي خطاب ميكنيدوتبري ميجوئيد؟ بهتر ميدانيدكه اين افراد ...با استفاده از نامتان رفتند استخدام ... شدند خانمشان ... شد.بعد هم كه از قدرت افتاديد به گفته يكي از كاربران در ستاد اين وآن بودند.) گفتيد دليل بياورم تجديد نظر كنيد اين هم دلايل،كه خودتان بهتر از هركسي ميدانستيد. هرچند كار از كار گذشته واين فبيل افراد ... لازم را بردند.ولي اين افراد در اطراف شما ... اصولا شما گويا دوست ياب خوبي نبوديد با توجه به محبوبيت بيش از پيشتان شما اخلاقا بايد درهمين سايت اين قبيل افرادرا كه از موقعيت شما سوء ... كردنداعلام كنيد. اعلمی:اولا- خوشبختانه در طول دوران 8 سال نمایندگی خود برای کسی وحتی خانواده خود در جائی پارتی نشدم و از دید بعضی ها حتی اطرافیانم بزرگترین نقطه ضعف من بوده است! ثانیا.بنده با کسی عقد اخوت نبسته ام همچنانکه دیکران نبسته اند، دوست عزیز! مثل اینکه شما دوست دارید به هر طریقی که شده است، هرچند با ایماء و اشاره و یا حتی استفاده از یک کلمه خاص که به تنهائی کلمه بدی هم نیست و تنها برای یک مخاطب خاص بکار رفته است، فرد مورد نظر خود را بنوعی رسوا کنید! اخلاقی که شما هم به آن اشاره کردید مانع از این عمل می شود.ضمنا قرار نیست که هر چه را شما ادعا می کنید و ما خلاف آنرا می دانیم و یا حتی اگر حقیقت هم داشته باشد آنرا عینا بپذیریم و یا منتشر نمائیم، به همین دلیل هم بعضی از کلمات شما نقطه چین شد.اگر واقعا جنابعالی از رفتارهای غیر اخلاقی اشخاص مورد نظر مطلع هستید و افشای آنرا هم مفید و اخلاقی می دانید به روش خودتان عمل بفرمائید.ضمنا به دلیل اینکه چند پیراهن بیشتر از شما پاره کرده ام مطمئن باشید که حداقل باندازه شما توانائی تشخیص دوست خوب از بد را دارم.بنده به عنوان نماینده مردم به هیچوجه مجاز نبوده و نیستم که افراد را با پیشداوری و یا به بهانه های دیگر آنهم صرفا بخاطر منافع خودم دفع کنم به همین سبب از هر طیفی می توانستند با اینجانب رابطه داشته باشند.تصور نمی کنم که شما حاضر شوید حتی یک لحظه در منطقه "گجیل" تبریز آنهم در قسمتی که خوشنام نیست و افراد خاصی در آن اجتماع می کنند، حضور پیدا کنید تا چه رسد باینکه چند ساعت از اوقات نمایندگی خود را در آنجا بسر نمائید اما بنده بدون توجه به زخم زبان های احتمالی افرادی که احیانا مرا شناخته بودند چندین بار و هر بار هم چندین ساعت در آنجا حضور یافته و با بعضی از کسانی که ممکن است از نظر بعضی ها فاقد کمترین جایگاه و منزلت اجتماعی باشند بگفتگو نشستم و به آن افتخار می کنم،می دانید چرا چون آنها هم هموطن من هستند و در این کشور حق آب و گل دارند و اگر به چنین وضعیتی دچار شده اند همه ما در آن سهیم هستیم و من نماینده آنها نیز هستم.از طرفی مگر بعد از هشت سال نمایندگی که احیانا شما هم با کم و کیف آن آشنا هستید و می دانید که چه مشقاتی را تحمل کردم، دانشجویانی مانند شما و دیگران کدام گل و یا تاج را به سر بنده زدند که اینک از فلان شخص انتظار داشته باشم و اساسا قرار نیست که با محروم شدن بنده از ورود به مجلس دیگران هم زندگی نکنند.برای زندگی کردن هم ممکن است که مصلحت بعضی ها ایجاب کند که به شخصیت های دیگر نزدیک شوند.و بالاخره بد نیست که بدانید منابع قدرت تنها ناشی از نمایندگی مجلس نیست که با محروم شدن از آن فردی فاقد قدرت شود!چه بسا کسانی که نماینده و وزیر و...هستند اما محلی از اعراب در نزد افکار عمومی ندارند و به هیچ وجه در جامعه خود تاثیر گذار نیسند اما برعکس کسانی هستند که هیچیک از این مسئولیت ها را دارا نیستند اما از نفوذ کلام بالائی در میان مردم خود برخوردارند.از اینکه بهانه ای برای من دست و پا کردید تا قسمتی از ناگفته های خود را بگویم متشکرم.موفق باشید
ارسال کننده بهزاد-ف, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 03:36
درود! با سلام و خسته نباشيد! آقاي اعلمي شما دنبال چي مي گرديد توي ... اينها؟ اين... آزادي و جمهوريت كه سرشون نميشه، از اسلام هم سر در نمي آورند! اسلام فقط توجيه كننده كارهاي اينهاست! اينها به هيچ چيزي اعتقاد ندارند و هر كاري ميخوان مي كنند! يه اين جملات دقت كنيد: 'نمي توان مثل عُ... كسي را به زور وادار به اسلام كرد و باز از علي دم زد! نمي توان مثل ع... حكومت را به زور به دست آورد و در عين بي لياقتي مثل كنه به آن چسبيد و باز مدعي اسلام ناب بود! نمي توان مثل ع... تصميمات مربوط به همه مردم را در يك جمع محدود و همفكر چند نفره اتخاذ كرد و باز پيرو محمد رسول الله بود' نشريه ما توي دانشگاه فقط به خاطر اين جملات به مدت يكسال تعليق شد! البته بهانه ظاهري اين بود! وگرنه دلايل ديگري داشت! ممنون كه به حرف دلم گوش كرديد! ياحق.
ارسال کننده kurosh, آدرس سایت اینجا در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 02:25
با عرض سلام و احترام از اینکه سوالم را مطالعه کردید تشکر میکنم. برای توضیح بیشتر سوالم را واضحتر بیان میکنم. این سخن حضرت علی (ع) (الناس بامرائهم اشبه من ابائهم) در مورد حکومت خود ایشان و مردم آن زمان صادق نیست. زیرا مردم دوره حکومت حضرت علی کمترین شباهتی با ایشان ندارد. عرض کردم که اولین دلیلی که میتوان ارائه کرد این است که ما شیعیان اعتقاد داریم که حکومت حضرت علی حکومتی ظاهری بوده است زیرا مردم به فرمانهای حضرت جامه عمل نمی پوشاندند و این مطلب در بسیاری از خطبه های نهج البلاغه کاملا مشهود است. حال با توجه به سخن حضرت امیر، اگر شما پاسخی دقیق تر در رابطه با دلایل عدم تشابه مردم زمان حضرت علی با ایشان (به عنوان حاکم آن مردمان) دارید بیان فرمایید. ادمین: فردا پاسخ خود را در قالب یادداشت روز وب سایت مطالعه بفرمائید.
ارسال کننده مهدی, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 02:16
با سلام و عرض خسته نباشید . از آنجایی که طرف صحبت بنده آقای اعلمی و نمایندگان و مسئولینی همچون ایشان هستند،بنابراین از امروز نظرات و یادداشت های خود را خطاب به ایشان نوشته و اگر هم در سایت قرار ندهند هیچ اهمیتی ندارد . مهم آنست که خود بخوانند . همین . و اما بعد . ابتدا باید عرض کنم با اینکه هیچ تمایلی ندارم که سایت شخصی آقای اعلمی به محلی برای مجادله تبدیل شود ، ولی باید مطالبی را خدمت دوستان متذکر شوم . 1 - جناب آقای مولا زاده عزیز به شدت عجله کردید و همچون بسیاری دیگر به ظاهر امر توجه نمودید . بنده به هیچ وجه نمیخواستم بگویم که آدم خوبی هستم ، فقط در پاسخ به فرمایشات حضرتعالی متذکر شدم که بنده وابسته به هیچ ارگان ، سازمان یا تشکیلاتی نیستم که اعلمی را سدی در مقابل خود و یا دوستانم ببینم . بنده جوانی هستم 24 ساله که مادری پیر و پدری علیل دارم و با نان بازوی خود به سرپرستی از آنان میپردازم . خواستم مطلع باشید که بنده اصلاً دمی ندارم که اعلمی یا امثال او پا روی آن بگذارند(...) پس امیدوارم از این به بعد اگر گفته های بنده منعکس شد لااقل با تکیه بر علم دکترای خود اندکی در باب آن تفکر نمایید . 2 - در مورد غیبت و گناه آن گفته اید و بعضی از دوستان در مورد پل صراط سخن گفته اند . باید بگویم که اولاً به دلیل کوتاهی هایی که در حق احدیت کرده ام مطمئن باشید که برای امثال بنده گذر از پل صراط خود فریبی بیش نیست . پس به قول امروزی ها من مهره سوخته هستم ولی اگر آن روز مرا به خاطر این امر مورد خطاب قرار دهند ، در پاسخ خواهم گفت که دلیل گفته هایم آه دخترکان معصومی است که در قبال کوتاهی بسیاری از مسئولان مجبور شدند به خاطر رزق شب خود تن به خودفروشی دهند . دلیل ادعای من آن پیر مرد بیچاره ای است که وقتی فرزندش از او خواسته ای داشت و او گفت که در توان ندارد تا آن خواسته را برآورده کند ، فرزندش در جواب او گفت پس تو چه پدری هستی و در آن لحظه بود که پیر مرد از خجالت سر به زیر انداخت و بارها با خود آرزو کرد که ای کاش هم اکنون هزار بار میمردم و اینها را نمی شنیدم و هزاران مورد دیگر.بلی به جرأت میگویم که بنده اینها را از چشم اعلمی ها ، احمدی نژادها ، خاتمی ها و امثالهم میبینم . دوستان من سؤالی از شما دارم . مگر نه اینست که این آقایان ایام انتخابات خود را نوکر مردم میخوانند ، حال که من ... خود را ( البته با استناد به فرمایش خود آقایان ) مورد خطاب قرار میدهم و او را مورد بازخواست قرار میدهم چرا با هجمه عظیم کلمات رکیک به بنده حمله میشود . جناب آقای مولازاده اگر در روزهای آینده نظرات بنده در سایت ثبت شود هم به شما و هم به دیگر دوستان و هم شخص آقای اعلمی ثابت خواهم کرد که اگر اعلمی انسان دلسوزی برای جامعه و مردم است باید بداند که هشت سال را به بطالت گذرانده است و میتوانست بدون اینکه نماینده باشد خدمات شایانی برای مردم انجام دهد . بیش از این مزاحم اوقات شریف نمی شوم. و این دو خط را خطاب به شخص اعلمی میگویم. در یکی از نطق هایتان اشاره به مدرس کرده بودید و اینکه آیا هم اکنون کسی در مجلس میتواند همچون مدرس باشد ؟ آقای اعلمی چه مدرس وار عمل کردید . بدون اینکه دلایل مرا بشنوید اجازه دادید تا دیگران بر علیه بنده هر چه میخواستند بگویند و خود کلامی بر زبان نیاوردید . اشاره میشود که اعلمی پرسشگرترین نماینده مجلس هفتم است ( اگر اشتباه نکنم قریب به 95 یا 59 پرسش از وزرا و مسئولین ) ، آقای اعلمی چه عالمانه در مقابل یک نظر و انتقاد به عملکردتان پاسخ دادید . اعلمی عزیز با اینکه نصف شما سن دارم ولی این مانع از آن نمی شود که از گوشزد کردن بعضی موارد خودداری نمایم ( فقط این را یادآور میشوم که بنده اینها را خطاب به مسئولین میگویم و نه فقط اعلمی و بدانید که بنده فقط با سرچ در گوگل با موضوع مجلس به سایت آقای اعلمی راه یافته ام ، لذا اگر دوستان سایت دیگری هم که متعلق به دیگر آقایان باشد ( چه اصلاح طلب و چه اصول گرا ) می شناسند به بنده معرفی نمایند تا به آنجا نیز رجوع کنم ) . اما در پایان همچون همیشه باید گریست به حال سید بزرگوار ( علی خامنه ای ) که خیلی ها بدون اینکه حتی لحظه ای به فرمایشات ایشان توجهی نمایند هر اقدامی را که دلشان میخواهدانجام میدهند. باز میگویم که من منتظر چراغ سبزی از طرف شخص اعلمی هستم تا نظراتم و پیشنهاداتم را بگویم . ادمین:به قطر یک کتاب مطلب در این وب سایت به یادگار گذاشته اید باز هم برای ارائه نظرات خود چراغ سبز می خواهید!؟ فعلا که سنگ صبور شما این وب سایت شده است و انتقادات خود را از مسببین وضع موجود در اینجا می نویسید،خوب است بدانید مادامیکه مطالب و حتی گلایه های خود را بدون توهین کردن و فحاشی بنویسید در ایجا منتشر خواهد شد همچنانکه تا کنون انتشار یافته است. البته قدری مختصر و مستند بنویسید تا در حوصله کاربران دیگر باشد .فقط فراموش نکنید که اگر واقعا اهل مرند هستید، نوکر شما در آن حوزه انتخابیه فرد دیگری بوده است.و چنانچه او خود را نوکر شما معرفی کرده و با این عنوان رایتان را از آن خود کرده است، لازم است که گریبان او را بگیرید و بیراهه نروید.ضمنا نوشته هایتان را یک بار دیگر مرور کنید آنگاه پی خواهید برد صاحب سایتی که کوچکترین امکاناتی در اختیارش نبوده و به اعتقاد شما همه مشکلات دنیا هم ناشی از دو دوره نمایندگی او است، چقدر برای جنابعالی فرصت ایجاد کرده است تا با غفلت از مسببین وضع موجود،هرآنچه دل تنگتان می خواهد علیه او بنویسیدو باز فریاد بر آورید که مسلمانی نیست!این را هم در نظر داشته باشید که در ایجاد وضع موجود که به تن فروشی آن دخترک معصوم منجر می شود،هر کس به نسبت امکانات و اختیارات و قدرتی که دارد در برابر مردم مسئول است و باید پاسخگو باشد.اگر با وظایف نمایندگی آشنا شوید در اینصورت پی خواهید برد که اعلمی بیش از توان و اختیارات یک نماینده به وظایفش عمل کرد و از همه امکانات برای دفاع از حقوق موکلین خود بهره گرفت.
ارسال کننده رضا حسینی, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 00:42
اقاي اعلمي از هم اكنون يك وبلاك ايجاد كنيد .و به اطلاع مردم برسانيد.بزودي سايت شما را خواهند بست اعلمی:با تشکر از توجه شما، بنده از روی دلسوزی در چارچوب قوانین و مقررات و با رعایت مصالح ملی مطالبی را در دفاع از آرمان های انقلاب، با هدف اطلاع رسانی می نویسم، همچنانکه طی سال های 69 تا 78 در سلام می نوشتم و همچنانکه در طول هشت سال گذشته در قالب نطق و و مصاحبه به این کار ادامه می دادم، هر چند که بسیاری از مواضعم در این مدت در رسانه ها یا منعکس نمی شد و یا گرفتار تیغ سانسور می گردید و بصورت ناقص و ابتر و متفاوت با آنچه که گفته بودم منتشر می شد .بنابراین نمی دانم که دلیل بدبینی و پیشداوری شما چیست؟ با این وصف بفکر عمل کردن به توصیه شما هم هستم.
ارسال کننده عدالت, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 00:23
آقاي اعلمي شمارا بخدا بس است چقدر ميخواهيد خودتان را فداي اين اهل كوفه بكنيد؟ خود همفكران وهم جناحي شما كه هيچ، حتي رفقاي شما به شما وفا نكردند..جالب اينكه خبرهم داريدبازدل بستيد،فردي كه دگمه پيراهنش را هم از شما داشت وخودش وهمسرش از موقعيت شما صاحب شغل وكار شدند وبه شما خيانت كردند.خوشم آمد بقول خودتان در يكي از نوشته ها ديدم نوشتيد... هم برايتان نگه نداشت. ديگر چه انتظاري از ديگران داريد؟ اينها با سحابي وبازرگان وگنجي چه كردند با شما چه كنند؟ اعلمی:بنده به عنوان یک شهروند و کسی که بیش از 33 سال قبل و بعد از انقلاب به امید دستیابی به یک جامعه بهتر در این کشور زحمت کشیده است، احساس تکلیف و مسئولیت می کنم که برای رسیدن به اهداف و آرمان های گم گشته و مغفول مانده همچنان تلاش کنم و اگر در این راه فدا بشوم در مقایسه با سال هائی که بهترین دوران جوانی ام را در آن فدا کرده ام به حساب نمی آید .در ضمن لطفا در بکارگیری برخی از واژه ها به بار حقوقی آن هم توجه بفرمائید.اینکه نوشته اید به من خیانت کردند، خیانت مستلزم تحقق چند عنصر است، اگر دلیلی برای خیانت دوستان کذائی به بنده در اختیار دارید ارائه بفرمائید تا در دوستی خود با آنان تجدید نظر نمایم. با تشکر
ارسال کننده بهزاد-ف, در تاریخ 14 ارديبهشت 1387 ساعت 00:07
اقاي اعلمي سلام يك سووال داشتم من يك پزشكم چرا همه اطرافيان ودوستان شما فاقد تحصيلات عالي هستند وهم بيكار هستند؟ من هم در بازديد شما ازبيمارستان وهم در مراجعه من به دفترتان در صحبتي كه با دوسانتان ميكردم در حدود چهار وپنج نفري كه بودند آدمي با تحصيلات عالي حتي كارشناسي نيافتم آيا براي يك رجل سياسي بعيد نيست ؟ اگر در موردي مشورت ميخواستيد بكنيد چه ميكرديد؟ اوصولا افرادي با مشخصات شما در قالب ملي بايد حداقل چند نفري دكترومهندس وكارشناس وتحصيل كرده وفرهنگي بايد اطرافش باشند. اعلمی:اول-مدرک و تحصیلات به تنهائی به کسی شخصیت نمی دهد وچه بسا کسانی بوده و هستند که حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند اما از بسیاری از افراد تحصیلکرده و دارای تابلو و عنوان انسان تر و فهیم تر و با وفاتر و کارآمدترند. دوم-ادعای شما رادرست نمی دانم زیرا بسیاری از دوستانم دارای همان مشخصاتی هستند که شما به آن اشاره کرده اید.ضمنا مگر بر پیشانی افرادی که در دفترم تردد می کردند علامتی وجود داشت که حاکی از فقدان تحصیلات عالی آنان باشد!؟ سوم-با توجه به موقعیت و شرایط بنده، حتی برای اجاره دفتر ارتباطات مردمی در تبریز هم با مشکل مواجه می شدم تا آنجا که بسیاری از مالکان و حتی بنگاه داران با گفتن عباراتی نظیر"اعلمی افتخار ماست " و رد و بدل کردن تعارفاتی از این دست در خاتمه به دوستانی که برای اجاره دفتر مراجعه کرده بودند می گفتند ممکن است به دفتر او حمله شود لذا شرمنده ایم و...!!لذا قبول می کنید که بعضی از این دکتر و مهندس های مورد نظر شما هم بخاطر تهدیدات احتمالی ممکن است که گرفتار همین ملاحظات شده باشند و در صورت صحت ادعای شما در دفترم آفتابی نشوند!!نمونه بارز آن جنابعالی هستید که خود اعلام کرده اید پزشکید اما از نوشتن نام و نام خانوادگی و سایر مشخصات خود خودداری ,ورزیده اید!بنابر این بسم الله،با فرض درستی ادعای حضرتعالی از شما آغاز می کنیم چنانچه دست خود را به دوستی دراز کنید یقین داشته باشید که با کمال افتخار آنرا صمیمانه خواهم فشرد.
ارسال کننده dr-محفوظ, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 23:43
با سلام و احترام آقای اعلمی سوالی برایم پیش آمده که در رابطه با یکی از مطالبی است که چندی پیش در سایت قرار داده بودید. در جایی از مطلبتان اشاره ای به این سخن حضرت امیر کرده بودید که : الناس بامرائهم اشبه من آبائهم. اما تمام شواهد بیانگر این است که این مطلب در مورد حکومت خود حضرت امیر صادق نیست. پاسخ اول و به حقی که می توان ارائه داد این است که خلافت حضرت امیر خلافتی ظاهری بوده که این نیز با رجوع به تاریخ کاملا مشخص است. ولی این پاسخ را برخی از افراد من الجمله بعضی از آشنایان و دوستان بنده به هر دلیل (که البته تقریبا واضح است) نمی پذیرند. اگر شما در این رابطه نظری دارید لطفا بیان کنید. با تشکر فراوان اعلمی= سوالتان را بطور دقیق متوجه نشدم.
ارسال کننده مهدی, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 13:55
جناب آقاي اعلمي خسته نباشيد. انصافا نوشته هاي حضرتعالي براي اينجانب مفيد بوده. سابقا نيز نطق هاي حضرتعالي را در مجلس دنبال مي كردم و به جرات مي توانم از شما بعنوان فرزند واقعي اين ملت نام ببرم.
يك پيشنهاد در مورد يادداشت هاي كاربران داشتم. متاسفانه تعدادي از كاربران شان و ادب در خور اين سايت را مد تظر ندارند (چه مخالف و چه موافق) و از ادبيات نا مناسب استفاده مي كنند. به نظر بنده از تاييد و نمايش چنين يادداشت هايي خودداري كتيد. براي اينكه امكان بهانه جويي هم براي فرصت طلبان ايجاد نشود در صفحه اول سايت نيز اين موضوع را متذكر شويد. ياشاسين
ارسال کننده علي, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 13:40
با سلام آقای اعلمی با اینکه مطالب شما از نظر کیفی قابل قیاس با برخی سایتهای شخصی همانند سایت آقای نوریزاده و ابطحی نیست پس چرا برخی سایتهای مرجع مثل گویا و... به سایت شما لینک نداده اند ؟ کم کم باید به آنها هم شک کرد!شخصت شما جالب است ، از هر دو طرف نامردی میبینید! اعلمی: هر که در این دیر مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند.البته بدون اینکه در مورد سایت و اشخاص مورد نظر شما و یا مطالب آنها اظهار نظر و یا داوری نمایم بطور کلی در کشور ما اغلب رسانه ها به یک طرف می غلتند، یعنی یا باید در داخل یک باند خاص قرار بگیری و مثلا باصطلاح چپ و از 78 ببعد اصلاح طلب باشی و به طرف مقابل حمله بکنی و برای این طرفی ها هم فقط کف بزنی و هورا بکشی و یا اینکه باصطلاح راست و از 82 ببعد اصولگرا باشی و بطرف مقابل آنان هجمه کنی تا بنوعی بتوانی از امکاناتی که در اختیار هر یک از دو طیف قرار دارد بهره مند شوی در غیر اینصورت باید در انزوا به سر ببری! اگر دقت کرده باشید حتی عطسه افراد وابسته به یکی از این جناح ها هم در رسانه های آنان تیتر اول می شود اما مطالب مربوط به افرادی که بر اساس شاخص های تعریف شده خود فارغ از جناح بندی های بی مبنا به نقد عملکردها می پردازند معمولا بایکوت می شود که بسیاری از مواضع بنده در طول هشت سال نمایندگی از جمله آخرین نطقم، در روزنامه های چپ و راست کم و بیش گرفتار همین سرنوشت شده است، اما نیامدن لاریجانی به میهمانی حداد عادل تیتر یک بعضی از روزنامه های موسوم به اصلاح طلب و اصولگرا شد.بعدا در این باره خواهم نوشت.
ارسال کننده سیده سمیرا. ر, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 12:20
سلام آقای اعلمی چند روز پیش در مطلب یکی از بزرگوارانی که برایتان پیام ارسال کرده بودند دیدم نوشته اند که شما شاگرد مستقیم دکتر شریعتی بوده اید،خواستم بدانم این موضوع صحت دارد؟ البته نطقهای شما چنان زیباست که فکر کنم آن دوست محترممان آن عبارت را که حضرتعالی همان (( سوتک )) مورد آرزوی دکتر شریعتی هستید،به زیبائی در موردتان استفاده کرده اند در پناه حق باشید اعلمی:کم و بیش سعی می کردم که با حضور در جلسات درس و سخنرانی و مطالعه آثار ارزشمند ایشان از آن چشمه علم و معرفت و مروج تشیع علوی و دافع تشیع صفوی فیضی ببرم و قسمتی از بضاعت علمی و اندوخته های اندک خود را هم مرهون همین مجالست می دانم.
ارسال کننده کاوه, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 12:15
با عرض سلام خدمت جناب آقای دکتر اعلمی خیلی خوشحالم که سایت شما تبدیل به محلی برای تبادل نظر بین افراد وجریانهای مختلف شده و معنی واقعی گفتمان اینجا خودرا بروز داده است خواستم از این طریق به برادر گرامی آقای رضا حسینی بگویم در اینکه نباید به کسی توهین کرد قطعا با ایشان موافقم وخیلی خوشحالم که در سایت آقای اعلمی این فرصت فراهم شد تا شما به این نتیجه برسی اماآقای حسینی بهتر است بدانیدکه بنده هم با داشتن مدرک دکترا فعلا فاقد هرگونه پست ومقام دولتی هستم والبته دارا بودن یا نبودن مقام دولتی دلیلی بر خوبی وبدی افراد نیست بلکه به قول آقای اعلمی باید سنگ محک خودمان را بر اساس یکسری ضوابط معین میزان نمائیم و همانطور که در این بحث (وجه تمایز ضد انقلاب و...)هم آمده است ما باید در تعریف این معیارها رعایت عدل وانصاف واصول راداشته باشیم در قران غیبت گناهی کبیره ودر حد (خوردن گوشت برادر مومن) تعبیر شده است ، حالا شما حساب کنید که تهمت و افترا چه عواقبی دارد ما خیلی راحت قیامت را فراموش میکنیم و به خاطر دو روز زندگانی بی ارزش دنیا انواع اتهام ها را نثار هم میکنیم امیدوارم شما وسایر دوستان محترمی که موصوف به صفاتی چون ایمان وتقوی نیز هستید،جوسازیها و خبرپراکنی های کذب عاملان زر وزور و تزویر را که حضور آقای اعلمی مانعی برای دستیابی آنان به اهداف شومشان است با دلایل واستنادات عقلی خود محکوم کنید الحق ووالانصاف کدام نماینده تاکنون چنین جایگاهی در مجلس برای آذربایجان داشته است؟چه کسی رشوه های پرداختی وزارت نفت ،مسکن و ... را افشا کرد؟ بیائید کمی با انصاف فکر و قضاوت کنیم یا علی مدد
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 12:08