منوی اصلی
صفحه اصلی
وب نوشت ها
كارنامه مجلس
مواضع و دیدگاه ها
زندگي نامه
نامه هاي ويژه
خاطرات
مسئوليت ها
گالری تصاویر
جستجوی پیشرفته
تماس با من
خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا نام و ایمیل خود را وارد کنید






 
جمعه
مرداد
1387
04
 
خروجی سایت

server monitoring
xml
چرا مردم زمان خلافت علی(ع) به او شباهت نداشتند؟ چاپ
۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
چرا مردم زمان خلافت علی(ع) به او شباهت نداشتند؟


یکی از کاربران در یادداشت قبلی نوشته اند: این سخن حضرت علی(ع): "الناس بامرائهم اشبه من آبائهم" در مورد حکومت خود ایشان و مردم آن زمان صادق نیست، زیرا مردم دوره حکومت حضرت علی کمترین شباهتی با ایشان ندارد.عرض کردم که اولین دلیلی که می توان ارائه کرد این است که ما شیعیان اعتقاد داریم که حکومت حضرت علی حکومتی ظاهری بوده است زیرا مردم به فرمان های حضرت جامه عمل نمی پوشاندند و این مطلب در بسیاری از خطبه های نهج الباغه کاملا مشهود است. حال با توجه به سخن حضرت امیر اگر شما پاسخی دقیق تر در رابطه با دلایل عدم تشابه مردم زمان حضرت علی با ایشان(به عنوان حاکم آن مردمان) دارید، بیان فرمائید. (مهدی)

 همانطور که می دانید در درون انسان دو نیروی قوی و ناشناخته بنام غریزه و فطرت وجود دارد. به عبارت دیگر انسان همواره در معرض تعامل دو نیروی فطری و غریزی با یکدیگر است، از یکسو بحکم "فطرت الله اللتی فطرالناس علیها" می خواهد که بسوی خدای خود اوج بگیرد و مزین به صفات خدائی شود که ما از آن به عنوان توحید فطری یاد می کنیم. و از سوی دیگر گرایش عجیبی به تسلیم شدن در برابر غرایز سرکش خود دارد.

غریزه، نیرویی مشترک میان انسان و حیوان است، بدلیل وجود همین نیروی مشترک است که بسیاری از رفتارهای حیوان و انسان مشابه با یکدیگرند. قهرا اگر انسان را بخود واگذارند و عاملی وجود نداشته باشد که فطرت او را بیدار کرده و به تحرک وادار سازد، خلق و خوی حیوانی بشر بطور مطلق بر او چیره شده و وی را به سمت و سوی حیوانیت و علائق محض حیوانی سوق خواهد داد.

رسالت پیامبران، اولیاء الله ، فلاسفه و مصلحان اجتماعی و نیز مسئولیت عقل این است که با زنده کردن و بسیج فطرت بشری که رنگ و بوی خدائی و معنوی دارد، غرائز بشری را که در محدوده امور مادی است، در حد طبیعی تعدیل و کنترل و در صورت لزوم مهار نماید، از همین رو علی(ع) نیز می فرمایند: " فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه لیستادوهم میثاق فطرته و يذكروهم منسى نعمته " سپس خداوند پیامبران خود را فرستاد تا میثاق فطرى انسان را كه از آن غافل شده است، ‏به او يادآورى ‏كنند و او را به آنچه در درون دارد رهنمون سازند.

 البته هستند کسانی هم که از طریق ریاضت به سرکوب غرایز انسانی خود  مبادرت می ورزند، با این تفاوت که اینان با کنج عزلت و تنهائی گزیدن از حرکت هم باز می مانند.

آنچه مسلم است نیروی غریزی که اتفاقا عامل اصلی تحرک و زنده بودن انسان می باشد، از چنان قدرتی برخوردار است که در صورت کمترین غفلتی می تواند بر فطرت او غلبه نماید. شاید آیه شریفه "کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني" به همین واقعیت اشاره می کند.سید الشهداء نیز این واقعیت را با ادبیات دیگری بیان می کنند:"الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون"‏

یعنی مردم بندگان دنیا هستند و دین تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگی آنها سرشار است، دین گرایند اما هنگامی که با بحرانها مواجه شدند، دین داران واقعی کم می شوند .

به هر تقدیر آنچه باعث کندی و تندی حرکت و نوع تکامل و تعالی بشر می شود ناشی از نحوه همزیستی غریزه و فطرت و شیوه تعامل میان ایندوست.

با این مقدمه نسبتا طولانی می خواهم نتیجه بگیرم که تاثیر پذیری  انسان از جامعه ، حکومت ، دولتمردان و مانند آن بیش از آنکه ناظر به حوزه  معنوی و فطری  باشد، معطوف به امور مادی و غریزی است. یعنی چنانچه در میان حکمرانان ناهنجاری هائی نظیر قانون شکنی، ربا، دروغ، ریاکاری، اقتدار گرائی، ثروت اندوزی، تجملگرائی، رشوه ، تملق گرائی و مداهنه و نظایر آن مطلوب و پسندیده تلقی شود، چنین اموری که مربوط به قلمرو غرایز بشری و حیوانی است سریعا در میان مردم و جامعه رواج می یابد. به این دلیل است که گفته اند: "اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از جای"

به عقیده بنده مقصود امام علی (ع) در بیان عبارت:"الناس بامرائهم اشبه من آبائهم" و یا "الناس علی دین ملوکهم" بیش از آنکه ناظر به امور فطری باشد ناظر به امور غریزی است، گرچه تاثیر پذیری مردم از رفتار ها و گرایشات معنوی دولتمردان قابل انکار نیست و کم و بیش شامل کردارهای مبتنی بر فطرت بشری حکومت ها هم می شود.

بر این اساس گمان می کنم که دستکم به دو دلیل مردم عصر علی بن ابیطالب (ع) شباهت چندانی به ایشان نداشتند:

اول- در دوران کوتاه خلافت حضرت امیر که اسلام را به تن می‏کردند، آنچنانکه پوستین را وارونه به تن کنند*، سه جریان قوی بنام های مارقین (خوارج)، ناکثین (پیمان شکنان) و قاسطین(ستمگران و جائران) با تمام قوا به کارشکنی در برابر امام (ع) می پرداختند و با ترویج و تقویت فرهنگ خاص خود که رویکرد آن نوعا معطوف به تمایلات غریزی بود، امکان و فرصت ظهور و بروز فرهنگ دلخواه امام را در جامعه نمی دادند. لذا امیرالمومنین در طول چهار سال و اندی حکومت خود بیش از آنکه فرصت بارور کردن و اشاعه فرهنگ مطلوب و دلخواه خود را بیابند ناگزیر به خنثی کردن توطئه ها، کارشکنی ها و ضد ارزش هائی پرداختند که در جامعه آنروز بنام اسلام نهادینده شده بود.

 دوم- همچنانکه اشاره شد، فرهنگ مبتنی بر فطرت و عدالتخواهی علی(ع)، به آسانی و در کوتاه مدت نمی توانست عقاید مانوس و فرهنگ رایج مبتنی بر غرایز بشری و حیوانی که جامعه آنروز غرق در آن بود را مقهور خود سازد، تا آنجا که حتي زبير پسر عمه‌ي علي (ع) و صحابي رسول خدا و برادرش عقيل نيز نمي‌توانستند عدالت امام را تحمل كنند.

ماخذ:

*لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا (نهج البلاغه خطبه 108)

 

یادداشت

*جناب آقاي اعلمي از حضور جناب عالي در اين فرصت كوتاه (البته براي ما)كه در جامعه مدني، مردم هميشه سبز آذربايجان را به اصول اساسي واقف كرديد بسيار سپاس گزاري ميكنيم ومارا با شركت در انتخابات رياست جمهوري سال آتي مسرور فرمائيد

ارسال کننده ناصر, در تاریخ 29 خرداد 1387 ساعت 12:09

سلام
سوالی که برای من پیش آمده اینه :
اگر قرار بود یه حکومت اسلامی ای قبل از امام زمان به وجود بیاد چرا در زمان هیچکدام از امامان ما به وجود نیامد ؟
مثلا همین انقلابی که الان داریم چرا در زمان امام صادق نبود ؟

ارسال کننده مجتبی, در تاریخ 15 خرداد 1387 ساعت 09:23

سلام به ملت آذربایجان و سایر ملتهای ساکن در ایران

ضمن قدردانی از همه زحمات جناب اعلمی می خواستم که با تمام قاطعیت بگویم که ملت آذربایجان فراموشکار نیستند و بیدار شده اند و هیچ وقت زحمات شما را بخصوص در دفاح از ارک مظلوم و تنها و اعتراضات یکم خرداد فراموش نخواهند کرد.
از همه عزیزان دعوت می کنم فیلم 'زندگی نامه مارتین لوتر' را که دوبله شده و در ویدئو کلوپها موجود است را تهیه و تماشا کنند ....
با تشکر.

ارسال کننده یاشار, در تاریخ 22 ارديبهشت 1387 ساعت 03:13

جناب آیدین خان فیلسوف
اگر فطرت انسان نیاز به بیدارکردن نداشت همه انسانها فطرتشان خداجوست وخداوند آنهارا خداپرست وخدا جو آفریده است پس با توجه به حرف شما (که آدی اوستونده دی ونیاز به بیدار کردن ندارد)همه باید خدا پرست بوده وانسانهای سالمی بودند چون فطرتشان اینگونه است . حال آنکه اینگونه نیستند پس
اولا می دانیم که خداوند پیامبران را فرستاده است تا فطرت آنها رابیدار کنند و
ثانیا اگر به تفسیر آیه شریفه (اهدنا الصراط المستقیم ) نگاه کنی می فهمی که این آیه بیانگر بیداری فطرت انسانهاست وهدایت آن.
اما عرضی داشتم خدمت جناب آقای دکتر اعلمی
اقای دکتر باوجودارادتی که بنده نسبت به شمادارم باید عرض کنم که آنجایی که ما می توانیم با عقل مشکلات را حل کنیم یا اصلا یک حکومتی براساس عقل داشته باشیم هیچ نیازی به دین نداریم وعلاوه براین درحکومت دینی معنویت زیر سوال میرود همچنان که در کشور ما از معنویت که گوهر ادیان است (وبدون آن زندگی پوچ وبی معناست )اثری نیست.

ارسال کننده معلم, در تاریخ 18 ارديبهشت 1387 ساعت 16:37

شما رو به خدا برای یک بار هم که شده بیائید با خودمان روراست باشیم.
الان 1400 سال پیش نیست که با نظریه های آن زمان اداره شود.بیائید آن نظریها را اگر درست بود در حد نصیحت قبول کنیم وگر نه چه اصراری است به اجرای مو به موی این نظریه ها؟
بابا ورژنهای اسلام متفاوت است.اسلام آمریکائی داریم. اسلام مصباحی داریم .اسلام احمدی نژادی داریم.آقا سانسور نکن خودم میکنم.اسلام.... داریم.تازه اسلام ناب محمدی هم داریم.هرکس هم اسلام خودش رو اسلام ناب محمدی می نامد.یکی اجتهاد میکنه که 'حرفهای کفر آمیز اعلمی موجب زلزله اخیر تبریز بوده' یکی میگه 'رفتم تو حصار نور'........
آقا جون فقط یک حکومت هست که که میتواند آسایش رو برای مردمش بیاورد و اون هم 'حکومت علم'هست
حالا تمام مسلمانان و مسیحیان و ...(دینداران) دنیا جمع شوند و دعا کنند این تورم سرسام آور ایران پایین بیاد. میاد؟(اشاره به دعای امام جمعه تبریز برای رفع تورم)
ولی علم توانائی پایین آوردن تورم رو داره.
الان دنیا با روانشناسی جامعه شناسی اقتصاد و... اداره می شود نه با .....

ارسال کننده آیدین, در تاریخ 17 ارديبهشت 1387 ساعت 16:02

با عرض سلام
خواستم بگویم که جنس اعتراض آقای اعلمی از جنس خیرخواهی و دلسوزی به این ملت و کشور است وباید به همه دوستانی که نگران از کناره گیری آقای اعلمی هستند بگویم که با توجه به روحیه جوانمردی که از ایشان سراغ داریم،نه سرزمین مادری ونه همشهریانش را فراموش میکند
یاد اعلمی تا زندگی است وجوانمردی وتا نام پرافتخار ایران وآذربایجان در جهان میدرخشد،باقی خواهد ماند
شاید برای دوستانی که تبریز هستند،چندان ملموس نباشد،ولی بنده که خارج از استان وبا فاصله ای بسیار از آذربایجان زندگی میکنم،دقیقا این موضوع را میبینم که راه وروش آقای اعلمی تبدیل به یک ضرب المثل وفرهنگ در بین مدیران سالم شده است.
همین افتخار برایم بس است که در این شهر غریب وقتی میخواهند سلامت مالی واخلاقی شخصی را مثال بزنند میگویند ((فلانی عینا مثل اعلمی آدم درست وسالمیه)) واین یک غرور بزرگ برای آذربایجان ماست.
فقط حیف که قدر داشته هایمان را نمیدانیم ...

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 17 ارديبهشت 1387 ساعت 15:48

سلام
حيف ...
دلمون خوش بود يه نماينده شجاع ، فراجناحي و مسلمون و تبریزی داريم !!!
...
جدا حالا ميخوايد چيكار كنيد ؟
حيف شد ..

ارسال کننده رضا, آدرس سایت اینجا در تاریخ 17 ارديبهشت 1387 ساعت 10:23

با عرض سلام و خسته نباشید . بگذارید برای اولین بار هم که شده به نفع اعلمی مطالبی را بنویسم . البته شاید در انتها بر خلاف میل او نیز مطالبی بیان کنم . دوست عزیز ( آیدین خان ) ابتدا متن این پست آقای اعلمی را به دقت خوانده و بعد برای سکوت مردم دلیل بیاورید . عزیز من برخوردها در دیگر نقاط دنیا کمتر از کشور ما نیست . منتها ما نیز همچون مردم دوران امام علی ( ع ) به قول آقای اعلمی به غرایز خود روی آورده ایم و این مانع از آن میشود که برای رسیدن به حقایق اقداماتی را انجام دهیم . درواقع گرچه بنده معتقد هستم با وجود مردم آن زمان و با آن خصوصیات امام ( ع ) از آنان روی گردان نشدند و آقای اعلمی نیز تا زمانی که لا اقل ادعای خدمت گذاری دارند باید این خصلت حضرت امیر را سر لوحه اعمال خود قرار دهند . ولی چه بسا آقای اعلمی نیز از این همه خودباختگی مردم به تنگ آمده اند . پس حتی اگر شده اندکی به ایشان حق دهیم .به قول معجز ظاهراً در برخی موارد
بیزیم میلتیمیز آییلاجاخ اولنده.

ارسال کننده رضا حسینی, در تاریخ 17 ارديبهشت 1387 ساعت 09:14

جناب آقای اعلمی با سلام به طوریکه مستحضرید مدتی است سر نام خلیج همیشه فارس با عربها درگیر هستیم این در حالی است که در کشور خودمان ودر اذربایجان تالاب 'قوریگل'را به نام مجتمع تفریحی فرهنگی صدرا تغییر نام داده اند آیا این سیاست یک بام و دو هوا ناشی از نادیده گرفتن حقوق اقلیتها نمی باشد.

ارسال کننده رضا, در تاریخ 17 ارديبهشت 1387 ساعت 03:02

آقا(یا خانوم ادمین)
نمی دانم حرفهای شما مورد تائید آقای اعلمی هست یا نه...
مگر همه را دارای شعور سیاسی بالا فرض کرده اید. مگر اینجا اروپا است...
در جوامع اروپائی اگر مردم گله ای از عملکرد حکومت در قبال مسئله ای (مانند مسئله ارک خودمان)داشته باشند منتظر حرکت امثال شما نمی مانند .انجمن های حمایتی وارد عمل میشوند. مثلا دور ارک به نشانه اعتراض به ساخت و ساز چادر می زنند . تلویزیونهای خصوصی پشتیبانی میکنند بعدا نوبت به نماینده ها میرسد.ولی در کشورهای جهان سوم این ساز و کار فرق میکند!به سبب خفقانی که در این نوع جوامع هست تمامی این اعتراضات کوچک توسط حکومت خفه می شود و تلمبار می شود و دست آخر .........
کجا این ملت دمکراسی را تجربه کرده است؟از استبداد رها شدند و به کام اس...و تحجر افتادند.
من ارادت خاصی نسبت به شما دارم ولی اگر قصد شما خدمت به جامعه خودتان است لطفا خدمت بدون چشمداشت باشد چون با این خفقانی که در جامعه هست فقط وقتی مردم وارد میشوند که کارد به استخوانشان رسیده باشد.مساله اعاده حیثیت از شما یارد صلاحیتتان درست است برای مردم دردناک است ولی به حدی نبود که مردم را در حد آستانه قرار دهد(رحمت اولسون دکتر دانشوره). این زخم را هم میگذاریم روی آنهای دیگر ...
یک توصیه:ترتیب یادداشتها رو بر حسب تاریخ از بالا به پایین عوض کنید.
اللریز آغریماسین.

ارسال کننده آیدین, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 14:45

ادمين عزيز
نگو كه مردم در قبال تهمت هاي اخير به جناب اعلمي هيچ كاري نكردند!
خود بهتر از همه شاهديد كه بهد از خرداد 85 چقدر فشارها و تهديد هاي غير قانوني در آذربايجان(در تمام شهرهايش) افزايش يافته.
به گونه اي كه با كوچكترين بهانه اي جوانانمان را راهي زندان مي كنند. و يا به اتهامات واهي حكم شلاق صادر مي كنند.
اين مردم اعلمي را دوست داند با دل و جان و اگر روزي فرصتي پيش آيد مطمئن باشيد اين را ثابت خواهند كرد.

ارسال کننده علي, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 14:39

با سلام حضور خدمت جناب آقای اعلمی مرد همیشه مبارز با مستبدان زمان
آقای اعلمی من با توجه به اینکه تا حدود زیادی پیگیر مسائل مربوط به شما در مجلس بودم میدانم که شما چگونه نماینده ای بودید و برای احقاق حقوق مردم از هیچ تلاشی فروگذار نبودید ولی متاسفانه برخی شیفتگان قدرت ودن... شما را از ورود به مجلس با نامردی باز داشتند ولی از شما خواهشمندم بخاطر برخی از مردم قدرشناس وبی دفاع نه مردم قدرنشناس وناآگاه، که تا بحال بخاطر ایشان از متعلقات دنیوی چشم پوشی کرده اید از صحنه کناره گیری نکنید و همچنان در میدان مبارزه بمانید ودر مقابل ظالمان زمان که بوئی از انسانیت نبردند حضور داشته باشید چون حضور شما باعث دلخوشی این مردمی که بی دفاعند خواهد بود

ارسال کننده شعله, آدرس سایت اینجا در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 14:06

با سلام
حقيقت جويي و عدالت طلبي و فداكاري و جهاد در راه آنها هر انساني را در حافظه روشن
تاريخ قرار مي دهد و به او نعمت زنده بودن تا جهان هست مي بخشد. چه اين فرد حسين بن علي
(ع) باشد چه گاندي چه اعلمي باشد.
من نيز بعنوان يك مظلوم آذري اولا بخاطر حمايتهاي شما از تمام مظلومان بالاخص مظلوماني
كه بخاطر زبان و نژاد خود (بر خلاف دين و وجدان در يك مملكت بظاهر اسلامي) از رسيدن به
آنچه لايقشان است باز داشته مي شنوند و ثانيا بخاطر حمايتهاي خود از شما در هر جا كه
توانستم، بسيار خرسندم.
جناب اعلمي اما در كنار همه اين شيريني هاي مبارزه، مطلبي از شما در پاسخ به يك سوال
ديدم كه حتي از هر ستم تلخي، برام تلختر بود و آن جواب شما به سوال فردي بود كه پرسيده
بود'به سرزمين مادري خود بر نمي گرديد؟' جواب شما اين حس را در من زنده كرد كه
آذربايجان شما را نيز مثل بسياري از فرزندان خود از دست داد. فرزندان برومندي كه بخاطر
فضاي سخت حاكم بر آذربايجان و حرفها و سخنان بعضي خائنان و ساده لوحان آن و بر عكس فضاي
باز و با ظرفيت بيستر پايتخت، از آن آزرده شده و دل از آن كشيده اند.
خدا نكند كه شما نيز اين طوري شده باشيد دل سوي آذربايجان برگردانيد. امروز بايد
آذربايجان را براي خيز بلند آماده كرد. آذربايجان تشنه پيشرفت و عدالت است و مام
آذربايجان به فرزندان خود كه از شير جان آن نوشيدند نياز دارد. دل سوي آذربايجان
كنيد.اين ملت آذربايجان بود كه شما را با تك راي ها به مجلس فرستاد.
لطفا پاسخ دهيد. با تشكر، يك مدرس كوچك دانشگاه

ادمین:آری دوست عزیز حق با شماست.اعلمی با رای مردم تبریز و آذرشهر و اسکو به مجلس راه یافت همچنانکه پیش از این بیش از 280 نماینده در سراسر کشور در هر دوره به مجلس راه یافته اند و همانطور که هر دوره حدود بیست نماینده از آذربایجانشرقی وشش نفر از حوزه انتخابیه تبریز و آذرشهر و اسکو به مجلس راه می یابند!واعلمی از این حیث همیشه قدرشناس این اعتماد مردم بخود بوده و هست.
با این وصف دوستان و نزدیکان اعلمی و حتی کسانی که دورادور اخبار او را تغقیب می کنند بخوبی می دانند که وی برای خیانت نکردن به این اعتماد مردم، هشت سال تمام یک تنه و بدون کوچکترین چشمداشتی و در حالیکه اغلب صاحبان قدرت ضد مردمی در حوزه انتخابیه اش بخاطر مردمی باقی ماندن و دفاع او از حقوق موکلینش چشم دیدن او را نداشتند و به طریق ممکن در برابرش به کارشکنی می پرداختند،برای انجام کامل وظایف نمایندگی خود فشارها و زحمات شبانه روزی و طاقت فرسائی رابه قیمت در تنگنا قرار گرفتن خانواده اش تحمل کرد.از میان بیش از50 نماینده استان های ترک زبان تنها نماینده ای بود که با وجود همه سختی ها و تهدیدات برای دفاع همه جانبه از ملت ایران و بویژه مردم آذربایجان و فرهنگ و زبان و تاریخ آنان برخاست.در شرایطی که بعضی از همکارانش در هتل های شش ستاره به پالوده خوری با خواص اشتغال داشته و در مورد میزان سهام شرکت و کارخانه خود به گفتگو می نشستند او با پای پیاده و در حالیکه کمتر کسی با چهرهاش آشنا بود،در کوچه پس کوچه ها وخیابانهای حوزه انتخابیه اش با مردم کوچه و بازارو اغلب بصورت نا آشنا به گفتگو می نشست تا از نزدیک انواع مشکلات آنانرا لمس کند و به عنوان صدا و حنجره مردم در مجلس فریاد برآورد. در شرایطی که تظاهر کنندگان آذربایجانی که بخاطر دفاع از زبان و فرهنگ خود و اعلام انزجار نسبت به هرگونه اهانت به اقوام مختلف ایرانی، از سوی همه مسئولان ریز و درشت به وابستگی به بیگانگان متهم می شدند، او تنها کسی بود که در مجلس با صدای رسا از این حرکت مردمی دفاع می کرد و از ناحیه اکثر همکاران خود از جمله نمایندگان آذربایجان مورد شماتت و حتی اهانت قرار می گرفت و وقتی حقوق و آزادی های اقشار مختلف مردم از جمله دانشگاهیان و فرهنگیان و... به هر شکلی تهدید می شد او پیشگام حمایت از حقوق آنان بود. اما پس از آنکه چند نشریه محلی و سراسری معلوم الحال مزدور و خودفروخته و همچنین یکی دو روحانی نما و دست نشاندگانش انواع هتاکی ها و فحاشی های بی شرمانه را که سزاوار خودشان بوده علیه او به عنوان نماینده مردم تبریز روا داشته و بدروغ مدعی شدند که مردم علیه اعلمی دست به راهپیمائی زده اند و یا در شرایطی که بدروغ و بدون کوچکترین دلیلی وی را متهم به بی دینی و توهین به مقدسات کردند و بیش از یکماه تمام همسر و فرزندان او را دچار فشارهای روحی و روانی کردند تا به این بهانه با شهامت تمام مهر عدم صلاحیت به کارنامه او بزنند ، حتی همان مردم خوبی که بحق بخاطر چاپ یک کاریکاتور آنچنان آشفته شده وروزها و هفته ها واکنش های قهر آمیز از خود نشان می دادند، بخود اجازه ندادند تا از این دین به دنیا فروشان بپرسند "بای ذنب"!!؟؟ کسی از مدیر مسئول روزینامه ای که بخاطر خوشرقصی و شستن کثافت کاری هائی که ببار آورده و در پرونده اش سنگینی می کند،انواع ناسزاهای رکیک و لایق خود و خانواده اش را نثار اعلمی کرده بود نپرسید که چرا چنین جسارتی را به نماینده ما روا می داری و برای چنین هتاکی هائی و تحریک مردم علیه وکیل ما خود را به چند فروخته ای!؟ حتی از قلم فروش خودفروخته ای که در درنشریه معلوم الحال تبریز قلم می زند نپرسید با وجود پرونده کثافت کاری های خود و خانواده ات چطور بخود اجازه میدهی که بخاطر خوش رقصی برای اربابانت و بدست آوردن لقمه ای نان حرام به نماینده ما توهین نمائی آنهم بخاطر دفاع اعلمی از فرهنگ و تاریخ و میراث ملی آذربایجان!؟ بااین وصف اعلمی همیشه خود را متعلق به ایران و آذربایجان و سایر اقوام ایرانی می داند و به آن می بالد.امیدوارم که اعلمی خاطرات دوران نمایندگی خود و مصائب و نامردمی هائی که دوستانش کم و بیش از آن باخبرند در همین وب سایت منتشر نماید.

ارسال کننده اس - م, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 09:53

با سلام
آقای اعلمی شما در کمیسیون امنیت ملی مجلس بوده اید ؟ من چند سوال دارم : 1- نظر شما در رابطه با سهم 20 درصدی ایران از دریای خزر چیست ؟ 2- نظر شما در رابطه با احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا چیست ؟
متشکرم

اعلمی: پیش از این نظرات بنده در باره هر دو موضوع در رسانه ها منعکس شده است.اگر از حیث زمانی و پاره ای مصالح دیگر، فرصت مناسبی بدست آید ممکن است مستقلا در باره هر دو مطلبی بنویسم.فقط یادآوری می کنم که بخاطر ارائه تحلیل در مورد یکی از سوالات شما در زنجان به توهین به امام معصوم متهم شدم و بخاطر دفاع از حقوق و سهم ملت ایران از دریای خزر در اطاق در بسته کمیسیون امنیت ملی هم به هوچیگری و عوامفریبی و تضعیف دولت و ...متهم شدم!!

ارسال کننده م, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 06:01

آقای مولازاده
تا زمانی که دهن علم را بسته اند و یا گوش علمی کار نمیکند 'به نظر من' ها 'من احساس می کنم' ها'به عقیده من یا فلان کس' ها در جامعه فراوانند.
اصلا حالا که اینجور شد به عقیده من دیوار هم میل فطری به پرستش دارد؟! معیاری برای سنجش صحت این سخنم هست؟!

ارسال کننده آیدین, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 04:02

جناب اقاي اعلمي بنابه شنيده هاي بنده مي خواهند در اطراف ارگ پاركينگ طبقاتي بزنند ايا صحت دارد ايا مي خواهند ارگ عزيض را از ما جدا كنند؟ ايا مي خواهند چنين جفايي را در حق اذربايجان انجام دهند لطفا به سوال بنده پاسخ دهيد؟

لطفا از نمایندگان جدید آذربایجان و تبریز و خصوصا میر تاج الدینی و شبستری(امام جمعه تبریز) بپرسید!

ارسال کننده بابك, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 03:56

با سلام . در خصوص گفته ها و نظرات دوستان درمورد بنده با توجه به اینکه هیچ کدام از گفته های آنان در مورد بنده صدق نمی کند ، بنابراین بیخیال. اکثر دوستان دنبال سؤال بدون جواب اند ، نه جواب . آقای اعلمی با نگاهی به این یادداشت شما ، سؤالی که از شما دارم اینست که به نظر شما وضعیت کنونی مردم و حکومت نسبت به یکدیگر چگونه است ؟ در مقایسه با دوران حکومت علی ( ع ) .

ارسال کننده رضا حسینی, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 01:20

با سلام خدمت آقای اعلمی عزیزم
من خودم دانشجو هستم و در جریان تصادف اتوبوس با تریلرمسیر جلفا به ارومیه از ناحیه جمجمه دچار شکستگی شدم.لذا در حال حاضر در مرخصی تحصیلی به سر می برم.لذا به دلیل مشکلات مالی و مهمتر از آن افسردگی روحی و روانی خواستار انتقال از دانشگاه خوی به دانشگاه تبریز میباشم که مدارکم در بیمارستان و خودم نیز موجود است.از آنجائی که برادرم نیز در تبریز زندگی میکند و دکتر معالجم نیز در آنجاست اگر نامه ای به حضرتعالی بنوسیم آیا رسیدگی میکنید؟ منظور من انتقال از راه قانونی است چرا که از راههای غیر قانونی و با پارت بازی توانسته اند از دانشگاههای کوچکتر از خوی هم به تبریز انتقالی بگیرند.با اینکه مدارک پزشکی من در دست است و یکی از شرایط انتقالی محسوب میشود معلوم نیست چرا موافقت صورت نمیگیرد؟؟؟حال سوالی داشتم آیا میتوانم نامه ای به حضرتعالی بنویسم و شما آنرا به ساختمان مرکزی دانشگاه ارجاع بدهید؟ منتظر جواب جنابعالی میباشم.
با تشکر از حمایت شما در جهت دفاع از حقوق ملت

ادمین:دوست عزیز! این قبیل سوالات چه ارتباطی با این یادداشت دارد؟ بنابراین سوال خود را می توانید بصورت تلفنی باایشان در میان بگذارید.ضمنا از دوره نمایندگی ایشان هم چیزی باقی نمانده است.

ارسال کننده بهنام از گرگر, در تاریخ 16 ارديبهشت 1387 ساعت 00:19

آقای اعلمی
با سلام و احترام

از پاسختان بسیار متشکرم. اگر اجازه بدهید این سخن حضرت امیر را هم که امروز صبح در نهج البلاغه دیدم تقدیم کنم: 'الناس اعداء ما جهلوا' مردم دشمن آنند که نمی دانند.

در پناه حق

ارسال کننده مهدی, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 22:36

با عرض سلام
در پاسخ این دوست محترم باید گفت که به نظر بنده میل فطری به پرستش حتی در حیوان نیز به نوعی وجود دارد . آشنائی شخصی اینجانب با دنیای پررمزو راز حیوانات مرا به این نتیجه رسانده که آنان نیز بندگان خدایند وشکرگزار درگاهش .
وآن چیزی که شما از آن به فطرت یاد میکنید ، همان وجه تمایز انسان وحیوان است . پس میتوان گفت انسانی که عقل ندارد(یا نمیخواهد داشته باشد واز آن استفاده کند )،در حکم همان حیوانی است که کاری جز خوردن وخوابیدن ندارد .ضمنا بنده ندیده ام که حیوانی غریزه زندگانی مادام العمر داشته باشد و احتمالا منظورتان غریزه حیوانی متعلق به انسان است که با توجه به مطالب بالا،نظر صحیحی نمیتواند باشد
از طرف دیگر به قول این دوست محترم بهتر است خودشان هم باالفاظ بازی نکرده و اصل مطلب را دقت کنند
مطالب آقای اعلمی ناظر بر فطرت پاک امام علی (ع)ونحوه حکومتشان است نه چیز دیگر

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 16:44

آقای اعلمی
باید اذعان کنم که شما از مسائل جامعه وحکومت اطلاعات فراوان دارید.ولی در مسائل مربوط به مشکلات فلسفی یا ... و یا نمی توانید بگوئید.
فطرت یعنی میل ذاتی یک میل درونی نسبت به چیزی داشتن.اگر این میل ذاتی باشد نیاز به بیدار کردن از بیرون ندارد(آدی اوستونده دی)

آن چیزی که شما فطرت مینامید اسمش عقل است.این عقل را میتوان بیدار ویا خواب کرد.
البته بازی الفاظ نمیخواهم راه بیندازم.ولی دسته بندی های غلطی با این فطرت کرده اند.
که کتابهای بینش مدرسه را شامل میشود.
اگر من تنها در جنگلی زندگی میکردم آیا این 'میل فطری به پرستش' در من به نشان پیدا می کرد؟
یا 'میل فطری به جاودانگی' چیزی جز غریزه حیوانی ما نیست ؟که از حب ذات حیوانی نشات میگیرد/
عقل انسان قرار بود که در زندگی کمک کند یا به نادانیهای او دامن زند؟
'قراری دی الینن توتا یا ایاقیننان یاپیشا'
تمام دستاوردهای انقلاب را گفته اند ولی یکی را از قلم انداخته اند. و آن اینست که امسال مرا با باری از سئوالات فلسفی و جوابهای سطحی وخصوصا اسلامی رها ساختند.این جوابها برای من نوعی از نوع 'قانع نشدم'مجلس بود.حالم را حتما درک می کنید!!

امثال من در جامعه فراوانند.

ارسال کننده آیدین, در تاریخ 15 ارديبهشت 1387 ساعت 14:36

 1 
صفحه 1 از 1 ( 21 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

ارسال یادداشت: چرا مردم زمان خلافت...

یادداشت خود را در زیر بنویسید:

(اجباری)

(اجباری)

پست الکترونیک شما فقط توسط مدیر قابل مشاهده است و سایر کاربران قادر به دیدن آن نیستند.

(اختیاری)




<قبل   بعد>
مواضع و نطق های مهم ایراد شده

نهمین نطق پیش از دستور در مجلس ششم، در نقد وضع موجود: 

مي‌خور كه‌ شيخ‌ و حافظ‌ و مفتي‌ و محتسب، 

چون‌ نيك‌ بنگري‌ همه‌ تزوير مي‌كنند

 



آخرین یاداشت ها
محبوب ترین ها