خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا نام و ایمیل خود را وارد کنید






خروجی سایت


server monitoring
xml
 
پنجشنبه
شهريور
1387
07
 
 
 جهت ورود به سایت می توانید از دامنه  www.AkbarAlami.ir   نیز استفاده نمائید


پاسخ به سوالات گوناگون کاربران یک سایت خبری: چاپ
۰۲ خرداد ۱۳۸۷
پاسخ به سوالات گوناگون کاربران یک سایت خبری:

همچنانکه رئيس جمهور ايران عليرغم اختلاف نظر شديد در ايدئولوژي خود ، دست رهبران و روساي جمهور کمونيست و بي دين و احيانا ضد دين را مي فشارد و آنها را در آغوش کشيده و مي بوسد،احتمالا به همان دلايل هم تجزيه طلبان مورد ادعاي شما به خود اجازه مي دهند که عليرغم اختلاف نظر شديد خود با من ، از برخي مواضع حق طلبانه ام حمايت نمايند.

 عصر ایران - چند هفته پیش دکتر اعلمی نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی اعلام آمادگی کرد تا به سوالات کاربران "عصر ایران "پاسخ بگوید اینک مشروح سوال و جواب ها را از نظر می گذرانید.

جناب آقاي اعلمي آيا صحيح است که شما از دوم خردادي بودن توبه کرده ايد؟       

 اعلمي : ايکاش ابتدا و براي نخستين بار "دوم خردادي بودن" را معنا مي کرديد تا امکان پاسخگويي دقيق فراهم شود.اگر مقصودتان از دوم خردادي بودن اين است که صرفا هر کس را که در دوم خرداد 76 به خاتمي راي داده و يا از دوستان و نزديکان ايشان است ،بايد اصلاح طلب پنداشته و چشم و گوش بسته تابع و سر سپرده خاتمي و اطرافيان او و سياست هاي ايشان باشيم  و به بيان ديگر اصلاح طلب يعني تنها و تنها "ما و دوستانمان و دوستان حزب و گروه ما" و اصلاحات يعني همه رفتارها و گفتارها و پندارهاي "ما و مواضع حزب و گروه ما" ، هر چند که غلط باشد و مخالفان اصلاحات و اصلاح طلبي يعني همه مخالفان "ما" و منتقدان "ما و دوستان ما" و سياست ها و عملکرد و انديشه و مواضع "ما" ! ، بنده اين روش را مصداق بارز " تفرعن " مي دانم و هرگز زير چنين بيرقي سينه نخواهم زد و اساسا آنرا در تعارض آشکار با ارزش هاي اصلاحات و اصلاح طلبي و مطالبات اصلاح طلبانه ملت ايران ميدانم .

به عقيده بنده در دوم خرداد سال 76 عقده هاي انباشته شده ملتي که نسبت به عملکرد و اوضاع نامطلوب آن سال و سالهاي قبل از آن ناراضي بودند ، سر گشود و عليرغم مقاومت شديد اصحاب و ارباب قدرت  و بانيان و مروجان عقايد رايج و مانوس ، با حضور در پاي صندوق هاي راي و "آري گفتن"  به خاتمي (که نوعا او را نمي شناختند )و برنامه هاي اعلام شده اش و به تعبير درستتر "نه گفتن" به " وضع موجود " و رقباي آقاي خاتمي که( که نوعا آنها را ادامه دهنده راه گذشتگان و وضع موجود آنروز مي پنداشتند ) ، در سوداي رسيدن به "وضع مطلوب" ، قدرت را به ايشان واگدار کردند.

مردم انتظار داشتند که آقاي خاتمي به پشتوانه نيروي عظيمي که بر خلاف همه پيش بيني ها و مقاومت هاي سرسختانه ، او را به قدرت رسانده و حمايت مي کرد و با بکارگيري اصلاح طلبان واقعي (که گفتار و کردار گذشته و حال آنان مويد اصلاح طلب بودنشان بود) و کنار زدن اشخاص و نفي برنامه ها و سياست هايي که (علت نارضايتي مردم و ايجاد وضع نامطلوب آن سال و سال هاي پيش از آن بود ) و توجه جدي به اجراي عدالت و معيشت مردم و عنايت ويژه به مبارزه با فساد سياسي و اداري و اقتصادي و اجتماعي ، وعده هاي خود را جامه عمل پوشانده و توسعه سياسي و اقتصادي و اجتماعي موعود را محکم و استوار و با اقتدار هر چه بيشتر عملي ساخته و به پيش برد.اما متاسفانه از يکسو فقدان برنامه و تعريف نشدن مباني اصلاحات و از سوي ديگر کم توجهي به معيشت مردم و فساد ستيزي و نيز سهم خواهي و زياده خواهي هاي برخي از مدعيان و ميراث خواران موسوم به دوم خردادي و رخنه و نفوذ خصلت هاي ضد اصلاحات نظير تمامت خواهي و پوپوليسم و انحصار طلبي و قدر ت طلبي در رفتارها و گفتارهاي بعضي از اشخاصي که تلاش ميکردند وانمود نمايند که رهبري اصلاحات را عهده دارند و همچنين نفوذ افراد بيگانه با مردم و مشکلات و خواستهاي اصلاح طلبانه آنها در صفوف اصلاح طلبان و باصطلاح پيش نماز شدن کساني که تا ديروز نماز نمي خواندند و قرار گرفتن آنان در صدر امور ، و مهمتر از همه کارشکني ها و سنگ اندازي هاي اقتدار گرايان و باندهاي غير رسمي قدرت و ساز مخالف کوک کردن اغلب نهادهاي انتصابي در برابر دولت و مجلس اصلاحات ، مسير اصلاحات را از مقصد و مقصود اصلي آن منحرف و در نتيجه با شکست مواجه ساخت .

 حال اگر "توبه کردن از دوم خردادي بودن" ناظر به اين معنا و سر سپردگي در برابر کساني است که بناحق و به ناروا خود را رهبران منحصر بفرد اصلاحات مي پندارند و مشتاق و مصرند که همه زير علم آنها سينه بزنند و تابع و مقلد کورکورانه جريان سازي هاي کاذب آنان باشند و بر همه ضعف ها و اشتباهات آنان سرپوش نهند، در غير اين صورت از صف دوم خردادي و اصلاح طلبي خارج و در حالت خوشبينانه اش با اغماض و مرحمت  صادر کنندگان ويزاي ورود به قلمرو اصلاحات ، "غضنفر" اصلاحات به شمار خواهند آمد !! بنده اينها را هم "پوپوليست" و مسبب اصلي به قدرت رسيدن آقاي احمدي نژاد و وضع اسفبار ناشي از عملکرد وي تلقي مي کنم و اساسا از همان ابتدا با اين دسته از دوم خردادي ها مخالف و با طي کردن چنين مسير انحرافي مخالف بوده ام .

اما اگر منظورتان توبه کردن از اصلاحات واقعي است در اينصورت با چشم بصيرت و چاشني کردن قدري انصاف و ملاحظه مواضع و عملکرد بنده در مجالس ششم و هفتم  و حتي سالهاي پيش از آن و در شرايطي که کمتر کسي جرئت بيان مواضع و انجام اقدامات اصلاح طلبانه را داشته ، بوضوح مي توان دريافت که همواره بر طبل اصلاحات کوبيده ام و در مسير اصلاحات گام برداشته ام و هزينه هاي آنرا هم پرداخته ام و همچنان به اين راه ادامه خواهم داد و اساسا معتقدم که راه نجات کشور در گرو تن دادن به اصلاحات واقعي است. بنابراين در خانه اگر کس است يک حرف بس است !

سلام آقاي اعلمي. مي خواستم بدونم تو اين شرايط بد وسخت گيرانه کشورهاي غربي عليه موضوع هسته اي ايران وحساسيت هاي بين المللي نسبت به ايران عزيز چرا بايدموضوع هولوکاست واسرائيل در سخنان سران کشورمون مطرح بشه و حساسيت کشورهاي غربي را زياد کنيم؟   

 اعلمي : چنانکه پيش از اين در نطق ها و مصاحبه هاي خود هم گفته ام بنده معتقدم که هولوکاست يک واقعيت تاريخي است ، ليکن از حيث تعداد کشته ها  به چاشني اغراق صهيونيسم هم آميخته شده است و همچنين معتقدم که اين مقوله نيز مانند ساير مقولات علمي و اجتماعي و تاريخي قابل نقد و بررسي است و ممنوعيت ورود به اين قلمرو که از ناحيه برخي از کشورهاي غربي اعمال مي شود ، مغاير با ارزشهاي دموکراسي مورد نظر آنهاست.

 با اين وصف  به شيوه طرح هولوکاست از سوي دکتر احمدي نژاد آنهم از موضع رئيس جمهور ايران که با رويکرد جايگزيني سياست تهاجمي بجاي سياست تدافعي صورت گرفته است انتقاد دارم و آنرا مغاير با مصالح کشورمان ميدانم.در حال حاضر يکي از بهانه هايي که براي متهم کردن ايران به اخلال در امنيت و تهديد صلح جهاني مورد استناد واقع ميشود ، همين موضعگيري آقاي احمدي نژاد است.گرچه اين موضع رياست جمهوري با استقبال توده هاي مسلمان کشورهاي عربي مواجه شده است اما شواهد حاکي است که بدليل برد قوي رسانه هاي غربي و تاثير تبليغات گسترده آنها ، اين باصطلاح سياست تهاجمي در ساير نقاط دنيا نتيجه عکس داده است.

پرواضح است که مسلمانان کشورهاي عربي از اينکه مسئولان ايراني مکنونات قلبي آنان را بر زبان جاري سازند خرسند خواهند شد ، اما ترديد دارم آنها نيز مايلند باشند که سران کشورهاي خودشان چنين مواضع پر هزينه اي را عنوان و يا مولفه هاي مربوط به  منافع ملي ما را بيان کرده و مخاطرات و هزينه هاي ناشي از  آن را به کشور خودشان تحميل کنند؟ قهرا اگر سران کشورهاي عربي نيز چنين مواضعي را اتخاذ کنند ،ملت مسلمان ما هم خشنود خواهند شد! مهم اين است که از ياد نبريم در حال حاضر منافع ملي ما بر هر چيزي رجحان دارد و نبايد بي دليل با بيان مواضع تحريک کننده آنرا به مخاطره افکند.

با تقدير و تشکر از تلاش هاي بي دريغ آقاي اعلمي افتخار آذربايجان لطفا از ايشان سوال شود که آيا از نمايندگان کنوني آذربايجان کساني هستند که با ايشان همراهي نمايند ؟ و آيادوره بعد با کسي ائتلاف خواهند کرد؟ چرا مسئولان فعلي اين استان اينقدر ضعيفند هستند؟ مسعود-ل

  
  اعلمي :از آنجا که معرفت ، آمال ، آرزوها و مشرب و ذائقه افراد و در نتيجه روش و منش و مسير انتخابي آنها با يکديگر متفاوت است ، من راه خود را ميروم و ساير همکاران هم به راه خود ميروند ، ولي بدون اينکه حق را بخود و يا ديگران بدهم بنوبه خود آرزو ميکنم که ايکاش از نمايندگان استان به تعداد انگشتان يکدست و حداقل در رابطه با پاره اي از موضوعات مرتبط با مطالبات مردم آذربايجان با من همسو و هم مسير بودند.با اين وصف آرزوها و آمال  خود را به اينکه در راه انتخابي ام ، از سوي برخي از نمايندگان هم استاني کارشکني نشود و بعضي از همکاران حوزه انتخابيه ام در خفا هدايت بعضي از نشريات و افراد معلوم الحال را براي پخش شبنامه و روزنامه عليه اينجانب بر عهده نگيرند و با اجير قلمفروشان در بعضي از نشريات معلوم الحال محلي ، عليه اينجانب سمپاشي نفرمايند و دفاع از حقوق مردم و مصرح در قانون اساسي را به منزله دفاع از تجزيه طلبي القاء ننمايند و يا در مجلس ساز مخالف کوک نکنند ، تقليل داده ام و البته اين اختلافات الزاما نشانه حقانيت من نيست و چون بنده در اقليتم ، چه بسا حق با اکثريت باشد!الله اعلم و مردم بايد داوري نمايند.

آيادوره بعد(اعلمي) با کسي ائتلاف خواهند کرد؟          

اعلمی:اين بخش از سوال آقاي (مسعود ل ) را عمدا جدا کردم که بصورت مستقل و پر رنگتر پاسخ دهم

سکه اي که به هوا پرتاب مي شود تا به زمين برسد چندين چرخ مي خورد لذا تا انتخابات زمان بسيار است و گفتني هاي مربوط به ائتلاف و عدم ائتلاف با افراد خاص را اگر عمري باقي بود و در انتخابات آتي شرکت کردم به آستانه انتخابات موکول ميکنيم. اما با توجه به تحرکات بعضي از پايتحت نشينان و کميته اي که طبق معمول با معرفي آنان و تحت عنوان مقولاتي مانند دوم خردادي و جبهه اصلاحات و نظاير آن تشکيل شده مرا بر آن داشت در اين مجال نکاتي را به اختصار متذکر شوم و در آينده نزديک به تفصيل در باره آن سخن خواهم گفت

اولا – حداقل آذربايجان نياز به قيم ندارد تا پايتخت نشينان نا آشنا با خواسته ها و مطالبات مردم در پشت درهاي بسته و در محفل هاي چند نفره از طريق رمل و اسطرلاب و فال بيني و قرعه کشي و چک و چانه زدن هاي سياسي و صد البته بيش از هر چيز بر پايه ارادت و سرسپردگي نسبت به خود و دوستانشان براي آنها کانديداي اصلاح طلب معرفي کنند ( البته اين به مفهوم مخالفت با کار تشکيلاتي براي بدست آوردن اکثريت مجلس هشتم نيست ،مشروط به اينکه  افراد شايسته به اين امر اشتغال ورزند و به عوامفريبي آلوده نشود).

 

 ثانيا- به عقيده من خلاء جدي که امروز بيش از هر چيز احساس مي شود و اصلاح طلبان واقعي بايد چاره اي براي آن بيانديشند ، اين است که اصلاح طلبي را تعريف کرده و برنامه ها و معيارهاي لازم را تبيين و به مردم ارائه کنند تا ضمن پيشگيري از ورود افراد ناباب به جبهه اصلاحات ، شهروندان هم قادر شوند که با شناخت بيشتري مصداق ها و نامزدهاي مورد نظر خود را شناسايي و انتخاب نمايند.

اما چنانچه بعد از 10 سال هنوز هم برنامه ها و معيارهاي اصلاح طلبي تبيين و تعريف نشده است،لاجرم مردم حق دارند بدانند که چرا فرد (الف) اصلاح طلب محسوب مي شود و شخص (ب ) اصلاح طلب نيست و قهرا بايد توضيح داده شود که فرد( الف )کدام رفتار و موضعگيري اصلاح طلبانه را در کارنامه اش داراست و چه هزينه اي بابت آن پرداخته است و ديگري فاقد آن است. در غير اينصورت به صرف همکاري با دولت خاتمي و امثال ايشان و يا چاکري و مهره و سر سپرده اين و آن بودن و پادو  و پله هاي نردبان ترقي بعضي از ما بهتران و خودشيفتگان شدن و در باند دلخواه آنان قرار گرفتن و افسار تقليد کورکورانه رابه بهانه انجام کارهاي تشکيلاتي به گردن انداختن ،ملاک خوبي براي اصلاح طلبي و يا اصولگرايي نيست و همان خواهد شد که "پيش از اين" شد و ما را گرفتار "امروزمان" کرد! ترکيب کميته باصطلاح کشف نامزدها و زمزمه هايي که براي نامزدن کردن برخي از افراد عافيت طلب و فرصت طلب بيگانه با اصلاحات بگوش مي رسد ، حاکي است که باز قرار است براي چندمين بار از يک سوراخ گزيده شويم و براي چندمين بار چند ورشکسته سياسي و اجرايي و افراد ناباب ،خنثي و يا نان به نرخ روز خور را بنام اصلاح طلب به مردم قالب کنيم!! مدتي منتظر مي مانيم تا ببينيم چه خواهد شد و در صورت لزوم به تفصيل سخن خواهم گفت.

جناب آقاي اعلمي باسلام .من ساكن مشهدم ودرشهرم مشكلات زيادي ميبينم ولي بنظرم نمايندگان مجلس فقط براي شهرخودشان كوشاهستند.آيااين موضوع درمورد شما هم صدق ميكند؟چراصلاحيت شمابراي رياست جمهوري تاييدنشد؟  

                                  
اعلمي:

 -1 از آنجا که مجلس به عنوان خانه ملت بايد برايند خواست و اراده جمعي ملت ايران و متناسب با فرهنگ و مذهب و ذائقه و نيازهاي مناطق و اقشار مختلف کشور باشد، از اينرو نظام انتخاباتي مبتني بر سيستم رايج شده است و حوزه هاي مختلف انتخابيه نماينده يا نمايندگان خود را بر گزيده و به مجلس مي فرستند.اما نمايندگان منتخب حوزه هاي مختلف با ورود به مجلس و پس از سوگندي که در مراسم تحليف ايراد ميکنند ، طبق قانون اساسي نماينده ملت ايران محسوب مي شوند و موظفند از حقوق ملت دفاع کنند و البته از قديم درست يا نادرست گفته اند چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است، لذا در مسير ايفاي وظايف قانوني خود و با توجه به اينکه هر حوزه انتخابيه اي براي پيگيري نسبي مطالبات ويژه خود نمايندگان خاص خود را داراست ، از اينرو نمايندگان هر حوزه ضمن حفظ نگاه ملي و عدالت خواهانه خود بايد ترجيحات مربوط به آن حوزه را هم تعقيب و نمايندگي نمايند ، تا در توزيع منابع کشور بين نقاط مختلف تبعيض وجود نداشته باشد.

اما در سطح کلان مشکلات و دغدعه هاي مناطق مختلف کشور بايد مورد توجه وعنايت همه نمايندگان واقع شود.متاسفانه بدليل ويژگي هاي نظام انتخاباتي و نظام رايج تبليغاتي ، نمايندگان مجلس اغلب بخشي نگر بوده ونگاهشان نوعا نگاه غير ملي است و تا زمانيکه سيستم انتخاباتي دگرگون نگرديده و نظام پارلماني نيز مبتني بر نظام حزبي نشود ، استمرار اين روند غير قابل اجتناب است.با اين وصف برغم تحمل دشواري هاي زياد شخصا کم و بيش اهتمام خود را مصروف اين کرده ام که در "کاراکتر" و شخصيت يک نماينده  ملي و با نگاه فرابخشي ايفاي نقش کرده و مشکلات و مطالبات ملي را تعقيب کنم و در همين راستا و در امتداد همين نگاه است که باز به موازات پيگيري هاي فرابخشي خود با جديت تمام براي رفع تبعيض هاي فراواني که حوزه انتخابيه ام از آن رنج مي برد و دلريش است ، مطالبات حوزه انتخابيه خود را نيز پيگيري مي نمايم و البته اين روش کار بسيار وقت گير ،دشوار وطاقت فرسا است.

از اينرو اگر به نطق ها و تذکرات و سوالات اينجانب از وزراي مختلف و همچنين سخنراني ها و مصاحبه هاي مطبوعاتي بنده توجه کرده باشيد صحت ادعاهايم را تائيد خواهيد کرد.اگر وزراي مسئول را براي پاسخگويي در مورد اتفاقات ناگوار آذربايجان به مجلس فرا خوانده ام  ، همان وزرا در مورد حوادث تلخ اقليد و نقده و پاکدشت ورامين و پاسگاه تاسوکي واقع در جاده زابل و زاهدان نيز مورد سوال واقع شده اند و يا اگر در مورد حوادث دانشگاه تبريز نطق و مصاحبه و سوالي ايراد و مطرح شده مشکلات دانشگاهاي تهران و شاهرود و ساير نقاط کشور هم مغفول نمانده است و اگر در مجلس ششم به عنوان مثال پيشنهاد اضافه شدن  پروژه قطار شهري تبريز به پروژه پيشنهادي دولت که تنها مختص شيراز بود را ارائه داده ام ، در کنار آن در کميسيون امنيت ملي از اضافه شدن ساير کلان شهر ها هم به اين طرح دفاع کرده ام و در صحن علني رسما در دفاع از پروژه قطار شهري اهواز سخن گفته ام و...   

- 2 در شرايطي که از سوي شوراي نگهبان در دوره هاي قبل و نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري صلاحيت شخصيت هايي همچون آقايان : صدر ، عسگر اولادي ، کاشاني، جاسبي ، توکلي ،قاليباف ، مهرعليزاده ، احمدي نژاد ،محسن رضايي ، معين و سايرعزيزان احراز شده است ( البته بجز آقايان معين و مهرعليزاده ) سوال جنابعالي و اينکه معيار و خط کش ملموس و عيني شوراي نگهبان براي رد و تائيدها چيست تا کنون براي بنده نيز بي پاسخ مانده است.بنظر مي رسد که تصميمات شوراي نگهبان مصداق "لا يسئل عما يفعلون " باشد !


                                                                                                    

        از جناب آقاي اعلمي ميخواهم توضيح دهد چرا روزنامه سلام درسال 1373مطالب نادرستي به اينجانب نسبت داد.من هدايت اشتري لرکي رئيس بانک سپه پاريس هستم که در زمان سفارت ...مبلغ پانزده ميليون دلار از اين بانک سرقت شد.اين سرقت با همياري... وسه پناهنده ايراني درپاريس صورت گرفت اما روزنامه سلام بدون هيچ مدرکي دال بر محکوميت يا مجرميت من، در اين سرقت مرا متهم به اين دزدي کرد.خواهش ميکنم که سايت محترم عصرايران حتما اين پرسش وپاسخ انرا درج فرمايد.از عصرايران تشکر مي کنم با احترام

 اعلمي:متاسفانه در سال 1373 بدليل مشغله فراوان در روزنامه سلام حضور فعالي نداشتم ، از اينرو نسبت به منشاء خبر مذکور بي اطلاع هستم. لذا پيشنهاد ميکنم که براي دريافت پاسخ اين سوال ، از آقاي عباس عبدي که در آن سال مسئوليت سردبيري روزنامه سلام را عهده دار بوده اند، پرسش فرمائيد. براي اين منظور مي توانيد به وبلاگ ايشان مراجعه کرده و در بخش نظرات سوال خود را مطرح کنيد.


سلام بر دكتر اعلمي عزيز. بنده آذري نيستم ولي به به وجود شما افتخار مي كنم كاش ساير نمايندگان همچون جنابعالي از حقوق موكلين خود به شايستگي دفاع مي كردند . جنابعالي يكي از نمايندگان واقعي ملت ايران هستيد. شجاعت و صراحت كلام شما تحسين برانگيز است. مي خواستم خواهش كنم كه جنابعالي در انتخابات آتي رياست جمهوري كانديد شويد.

 اعلمي : اين نظر لطف شماست و تا کنون سعي کرده ام که به وظايف قانوني خود و مفاد سوگند نامه اي که در مراسم تحليف ايراد مي شود عمل نمايم ، لذا " آن ذره که در حساب نايد مائيم" . يکبار پيشنهاد جنابعالي را تجربه کردم و به لطف شوراي نگهبان به اين نتيجه رسيدم که : "هر که در اين دير مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند"!

جناب آقاي اعلمي ميدانيد فضاي مثبتي براي طرح و بررسي انواع مسائل مربوط به قوميتهاي كشور در رسانه هاي جمعي و روزنامه ها نيست . اين در حاليست كه با كمال تاسف بازار اهانت به قوميتها در محافل مختلف كم رونق هم نبوده و هرگونه اقدام و اظهار نظر يا اعتراض به اين رويدادها يابسرعت به مسيرهاي در تضاد با امنيت ملي كشيده ميشود و يا متهم به آن ميشود چرا بستر قانوني و چهار چوب مبتني بر قانون اساسي وجود ندارد يا حداقل ميتوان گفت كه اجرا نميشود؟جنابعالي و مجلس محترم براي اين موضوع چه اقدامي كرده ايد و يا اصولا" چه اقدامي بايدانجام شود؟   

 اعلمي : حق با شماست بنده نيز بعنوان نماينده ملت با تمام سوابقي که در دفاع از منافع ملي و تماميت ارضي ايران داشته ام ، گاهي بدليل بيان برخي از مطالبات قانوني و فطري اقوام مختلف و دفاع از حقوق مردم آذربايجان، توسط گروهکي مغرض و يا نا آگاه متهم به اخلال در امنيت ملي و حمايت از انديشه هاي تجزيه طلبانه وساير اتهامات ناجوانمردانه ميشوم! با اين وصف بر خلاف شما معتقدم که بستر قانوني لازم  براي طرح مسائل و مطالبات مربوط  به اقوام مختلف کم و بيش وجود دارد ، ليکن سعه صدر بعضي از مسئولان کم است و اين هم ناشي از توهمات بي اساس آنان و البته برخي از افراط کاري هايي است که بنام دفاع از حقوق اقوام صورت مي گيرد.

از آنجا که هويت ملي ما مستقل از هويتهاي قومي نيست و اين دو تاثير و تاثر متقابل بر يکديگر دارند ، بايد بستري تدارک شود که ضمن بر طرف کردن برخي از ذهنيت هاي غلط نسبت به اقوام ايراني ، حقوق اقوام و احترام به آنان به عنوان يک اصل در کشور فراگير و نهادينه شود .به عبارت ديگر نگاه برخي از مسئولين و تصميم گيران کشور بايد بگونه اي اصلاح شود تا بجاي تهديد تلقي کردن اقوام ، آنان را يک فرصت بالقوه و مغتنم به شمار آورند. مسئوليت اين امر به عهده مجلس ، دولت ، قوه قضائيه ، شوراي عالي امنيت ملي ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجمع تشخيص مصلحت نظام است. اميدوارم که تداوم پيگيري هاي بنده نيز در اين رابطه منشا اثر واقع شود.

با سلام به مرد غيور آذربايجان . لطفا" 1-چرا ديگر قضيه شركت نفت تبريز پيگيري نشد 2-چرا اصول مربوط به استفاده از زبان مادري معطل مانده است 3- با اين شرايط قرار است چه بر سر وزارت نفت بيايد؟ مطمئن باشيد با اين قانون بازنشستگي پيش از موعد به اهداف خود رسيدند زيرا با خروج نیرو هاي با سابقه فني جا براي همه آنها باز شد4-در تمام دنيا 5 سال آخر خدمت 25-30 بهترين موقع بهره برداري است نه بازنشستگي

اعلمي:

1-عليرغم همه فشارها و تهديدات و اتهامات ناجوانمردانه اي که متوجه بنده شد ، تا آنجا که در توان داشتم تخلفات وزارت نفت و شرکت هاي تابعه آن از جمله شرکت مورد اشاره جنابعالي را پيگيري کردم و با افکار عمومي و دستگاهاي مسئول در ميان نهادم  و در حال حاضر به اين نتيجه رسيده ام که ريشه اصلي بسياري از اين مشکلات در جاهاي ديگر است که در اوايل سال 1384 طي نطقي به آن اشاره  کردم و اگر خاطرتان باشد با واکنش تند و غير مسئولانه يکي از نواب رئيس مجلس هم مواجه شد.با اين وصف اگر در شرکت نفت تبريز مشکل مهمي وجود دارد که بايد پيگيري شود ، به اينجانب منعکس نمائيد تا پيگيري لازم به عمل آيد.

2-در پاسخ به سوال قبلي اجمالا به علت اصلي اين مساله اشاره کردم. اجرايي شدن کامل اصل 15 نيز در گرو  کاربردي کردن اين اصل در قالب قوانين عادي است که متاسفانه هيچيک از پيشنهاداتم در اين مورد ،در مجالس ششم و هفتم راي لازم را کسب نکرد و علت اين امر هم ناشي از همان نگاه نادرستي است که به آن اشاره شد.   

 -3 فعلا که در حال تغییرات در وزارت نفت هستند ،گرچه به انگيزه اصلي تغييرات در حال اجرا خوشبين نيستم و آنرا در جهت اصلاح امور و تامين مصالح ملي نمي بينم ، ليکن اميدوارم بذري که بذز پاشان کنوني در اين امپراطوري دلار مي پاشند، محصول خوبي بدهد و حکم "تخم زردک" را پيدا نکند ! هرچند که خيلي اميدوار نيستم ، زيرا يکي از عواملي که به شخم زني اشتغال دارد سابقه خوبي از خود در مسئوليتهاي قبلي اش برجاي ننهاده است!

 -4 کم و بيش با شما موافقم و بهمين سبب نيز به روش اجراي بازنشستگي زودرس به ديده ترديد مي نگرم.


ضمن تشكر از نماينده مردمي،نظام پرداخت هماهنگ حقوق چه شد؟ چرا كارگري با مدرك پنجم 600000تومان مي گيرد ولي آموزگاري با ليسانس و بعنوان مدير مدرسه و با تلاش زياد 300000 تومان مي گيرد؟ آيا اين عدالت اجتماعي است؟ چرا كمترين حقوق در شركت نفت يك ميليون تومان است؟ علاوه بر اين حقوق ،در شركت نفت صدها مزاياي ديگر وجود دارد كه در هيچ نهادي نيست

 اعلمي : فعلا براي دسترسي به حداقل ها و کاهش فاصله کارکنان دولت ، قانون مديريت خدمات دولتي مراحل تصويب خود را پشت سر نهاده و به دولت ابلاغ شده است و دولت ملزم است با تهيه و تصويب آئين نامه هاي مناسب آنرا به مرحله اجرا در آورد. اميدوارم که با اين قانون زمينه  عدالت اجتماعي مورد اشاره شما  مهيا شود ، هر چند که با استثناهاي تعبيه شده در اين قانون هم ممکن است در آينده نه چندان دور، آن هم گرفتار سرنوشت قانوني شود که با عنوان نظام هماهنگ پرداختها اغلب پرداختي ها را نا هماهنگ کرد!

با سلام خدمت نماينده شجاع و جسور آذربايجان جناب آقاي دکتر اعلمي- بنده يک معلم حق التدريس هستم و چهار سال تمام در مناطقي تدريس نمودم که هيچ يک از معلمان رسمي حاضر به تدريس در آن مناطق نبودند و حتي در سالهاي اول و دوم که معلمان رسمي حقوق بالاي 200 هزار تومان در يافت مي کردند بنده و امسال من کمتر از 50 هزار تومان دريافت مي کرديم. تازه روزهاي تعطيل هم از حقوق ما کم ميشد و هيچ گونه مزايايي نداشتيم .حتي در حال حاضر نيز بيمه نيستيم. شما را به خدا قسم مي دهم، اگر در يک روزي در بين راههاي سخت روستائي براي ما اتفاقي بيفتد جواب خانواده مار را چه کسي بايد بدهد؟ من سوالم اين است که چرا ما نمي توانيم در آموزش و پرورش استخدام شويم ؟با توجه به اينکه بنده و امسال بنده در سال 82 از طريق آزمون وارد