|
در سوگ کارگرانی که بخاطر لقمه ای نان در اثر بی مبالاتی بعضی از مسئولان جان باختند:
... و جان انسان ها چه بی ارزش است!
در یکی از ماموریت های خود به یکی از کشورهای اروپائی، هنگام عبور از یک بزرگراه با ترافیک سنگینی روبرو شدیم. از راهنمائی که همراه هیات بود علت ترافیک را جویا شدم، گفت چند روز پیش اتومبیلی سگی را در حال عبور از اتوبان زیر گرفته که منجر به هلاکت این حیوان شده است، به همین سبب سه روز است که یکی از خطوط اتوبان را مسدود کرده اند تا کارشناسان علت این حادثه را بطور دقیق بررسی کرده و برای پیشگیری از تکرار حوادثی از این دست چاره جوئی اساسی نمایند، راهنمای هیات ایرانی در ادامه افزود در این کشور و اغلب کشورهای اروپائی اگر کسی حیوانی را بکشد به شدت مجازات خواهد شد! از ساعت 8 صبح روز گذشته تا به امروز، بلوار فرهنگ واقع در منطقه سعادت آباد تهران هم با ترافیک بسیار سنگینی مواجه بود و یکی از باند های این بلوار را بخاطر فرو ریختن یک ساختمان هفت طبقه بسته بودند اما نه به این دلیل که علت حادثه را بررسی کرده و برای پیشگیری از تکرار چنین حوادث دلخراشی چاره اندیشی کنند، بلکه این بلوار را بسته بودند تا کالبدهای متلاشی شده بیش از پانزده کارگر بی گناه را از زیر آواری به وسعت مصالح هفت طبقه ساختمان32 واحدی به بیرون بکشند. البته کسانی که به احتمال بسیار زیاد جان سپرده اند جزء از ما بهتران نبودند که با مرگشان ثلمه جبران ناپذیری بر پیکر جامعه وارد شده و لاجرم روزعزا اعلام شود، بلکه تنها تعدادی کارگر یک لا قبا زیر تلی از خاک و آهن به خواب ابدی فرو رفته بودند که علیرغم آگاهی شهرداری تهران از خطرات قریب الوقوعی که در انتظار این کارگران بوده آنها را بدون رعایت نکات ایمنی به درون ساختمان در حال ریزش اعزام کرده بود تا اجرت خرید لقمه نانی را به آنها بپردازد که هنگام بازگشت به نزد خانواده خود شرمنده اهل و عیال نشوند! پس از وقوع حادثه و مرگ سهراب، شاهد تکافوی مثال زدنی و نوشداروهای فراوان و پی در پی مسئولان مختلف در خیابان فرهنگ بودیم. در مجاورت ساختمان تخریب شده چادری دایر شده بود که روی پارچه نوشته بالای آن با خط بسیار درشت نوشته بودند؛ "ستاد مدیریت بحران"! از 8 صبح روز دوشنبه تا به امروز آمبولانس ها و ماشین های آتش نشانی و اتومبیل های راهنمائی و رانندگی آژیر کشان کم و بیش در محل حادثه در حال تردد هستند یکطرف بولوار همچنان مسدود است و به وسائط نقلیه اجازه تردد از این خیابان را نمی دهند. دهها لودر و کامیون هم به خاکبرداری اشتغال دارند و شاید بیش از پنجاه مامور پلیس و شهرداری هم مسئولیت انتظامات خیابان فرهنگ را عهده دار شده اند. دهها نفر از ماموران هلال احمر و عملیات نجات آتش نشانی در جستجو اجسادی هستند که زیر آوار جان سپرده اند و طبق معمول در کنار این حادثه دلخراش صدها نفر از هموطنان متاثر و مضطرب هم نظاره گر این همه آمد شد می باشند و چه بسا آرزو می کنند که ایکاش چند نفر از کارگران از زیر آوار جان سالم بدر ببرند. چند نفری هم که بنظر می رسید از بازماندگان حادثه دیدگان هستند مویه کنان ناخن بر سر و صورت خود می کشند. البته تعدادی از مسئولان محترم نیز که از وقوع چنین رویداد تلخی وجدانشان به شدت آزرده خاطر گشته است در حالیکه در مقابل دوربین های تلویزیون وانمود می کنند که بسیار متاسف و متاثر هستند، و صد البته همه تقصیرات را متوجه دیگران کرده و برایشان خط و نشان می کشند! حق هم دارند مگر اینجا کره جنوبی و یا ... است که وزیر یا نخست وزیرش بجای سلب مسئولیت کردن از خود تن به استعفا دهند؟ در بدو امر شاید از خود بپرسید که در اطراف و اکناف ایران هر روزه دهها حادثه مشابه این رخ می دهد، چه انگیزه ای باعث شده است که امروز نویسنده این یادداشت مسدود شدن خیابان فرهنگ را با مسدود شدن یکی از اتوبان های اروپائی مقایسه کرده و اینچنین در شماتت بعضی از مسئولین قلمفرسائی می کند؟ خوب حادثه غیر منتظره و غیر قابل پیش بینی بوده است واتفاقا نکته اصلی در همین جاست؛ حداقل دو تن از وزرا و 40 تن از نمایندگانی که در مجتمع 42 واحدی واقع در خیابان فرهنگ سکونت داشتند و دارند و همچنین تعداد قابل توجه دیگری از مسئولان ریز و درشتی که در همین منطقه، یا کمی دورتر و نزدیکتر از آن ساکن هستند، در مسیر منزل به محل کار خود، دستکم روزی یکبار از بلوار فرهنگ و از کنار این ساختمان عبور می کنند و بخوبی می دانند که ریزش ساختمان مورد اشاره از سال 81،82 آغاز و از حدود یکی دو سال قبل کاملا در آستانه فرو ریختن واقع و شکاف های عمیقی در نقاط مختلف آن ایجاد شده بود بنحوی که در اواخر سال 86 بخش جنوبی آن ریزش کرد و دیگر جای هیچگونه تردیدی را باقی نمی گذاشت که دیر یا زود این ساختمان هفت طبقه بیکباره و بطور کامل ریزش خواهد کرد . از طرفی با وجود اینکه در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، کارشناسان و کارگران پرتلاش شهرداری از ماهها قبل در حال بزک کردن بلوار فرهنگ و گلکاری و نصب موانع شبرنگی بر کف خیابان و دوباره برچیدن آن و ...بودند و با چشمان غیر مسلح خود می دیدند که ساختمان مذکور همچون جگر زلیخا چند پاره شده و شکاف هائی به وسعت یک متر در آن ایجاد شده و حتی قسمتی از تیرآهن های آن در حال تعظیم کردن به عابرین است،اما دریغ از اینکه شهرداری و مالکان ساختمان، حتی بخود این زحمت را بدهند که علائم هشدار دهنده ای در اطراف این ساختمان نصب کنند و تا حریم چند متری آن مانع از تردد عابران پیاده شوند، تا چه رسد به اینکه در اسرع وقت با رعایت نکات ایمنی به تخریب آن مبادرت ورزند! حداقل چندین بار شخصا در هنگام عبور از این خیابان نگرانی خود را با رانندگان مجلس و همکارانی که همراه من بودند در میان گذاشتم. چندین بار به عنوان یک شهروند ناشناس مراتب را به شهرداری منعکس کردم و هر بارهم جواب سر بالا شنیدم، تا اینکه یکبار خود را معرفی کردم و گفتم که اگر فروریختن این ساختمان تلفاتی به همراه داشته باشد، مسئولیت آن متوجه شهرداری است. در پاسخ به من گفتند که مالکین آن با هم اختلاف دارند و هیچکس برای تخریب آن پا پیش نمی گذارد و ما هم نمی توانیم کاری کنیم!! اکنون جای چند پرسش باقی است؛ 1_ اگر قبل از کشته شدن نزدیک به بیست نفر از شهروندان شریف و زحمتکش ایرانی که ظاهرا اغلب آنها هم از غیور مردان لرستان بوده اند و همچنین داغدار شدن دهها خانوار، از ماهها قبل شهرداری تهران و یا حداقل شهرداری منطقه دو با رعایت نکات فنی و ایمنی با توجیه ضرورت رعایت مصالح عمومی راسا مبادرت به تخریب این بنای در حال فروریختن می کرد، آیا امروز نیازی به تحمل این همه هزینه اجتماعی و اقتصادی و روحی و روانی بودیم؟ 2_ با فرض اصرار مالکان بر مخالفت با تخریب ساختمان، آیا شهرداری نمی توانست با کسب مجوز از مدعی العموم، مالکان و پیمانکار و مهندسین ناظر ساختمان را تحت تعقیب قرار داده و آنانرا وادار به تمکین از قانون نماید؟ 3_ آیا در این میان می توان اهمال کاری شهردار و فرماندار تهران و سازمان نظام مهندسی را نادیده گرفت؟ زمانی که دست اندرکاران سازمان نظام مهندسی، با لابی های مستمر خود با نمایندگان مجلس در پی به تصویب رساندن چارت سازمان خود بودند، مگر استدلال نمی کردند که با تشکیل چنین سازمانی، مهندسین ناظر مسئولیت پذیر خواهند شد، آیا این است معنای مسئولیت پذیری!؟ 4_ صرفنظر از اهمال کاری شهرداری و تاخیر صورت گرفته در انجام وظایف قانونی خود برای تخریب ساختمان، چرا پیش از تخریب دیر هنگام آن اجازه ورود و سکونت این همه کارگر به ساختمان را داده است و چرا با تشکیل ستاد بحران قبل از وقوع حادثه به تخریب اصولی آن مبادرت نورزیده است؟ آیا تخریب یک ساختمان هفت طبقه از تخریب آسمانخراش های عظیمی که در کشور های مختلف بدون کوچکترین تلفات و خساراتی صورت می گیرد دشوارتر است!؟ من معتقدم که عملکرد هر یک از مالک یا مالکان ساختمان، پیمانکار، مهندس ناظر، شهردار، و پیمانکاری که اخیرا مسئولیت تخریب ساختمان به او واگذار شده است، به تناسب مسئولیتی که داشته اند،مصداق قتل شبه عمد و یا قتل خطای محض است و بعضا بدلیل مباشرت در جرم و برخی نیز از باب تسبیب و مشارکت در قتل بیش از 15نفر باید تحت تعقیب قرار گیرند و علاوه بر پرداخت خون بهای قربانیان ، مجازات و تاوان بی احتیاطی و بی مبالاتی و عدم توجه به مسئولیت های قانونی خود را متحمل شوند. یادداشت ها (25) - ارسال یادداشت:
یادداشت
*هیچ کس به عدالت و حقوق انسانهای بی گناه فکر نمیکند چپاولگران و دلالان خارجی که قصد تحویل تجهیزات درجه 3 را بجای درجه یک داشتند و در مقایل انها ایستادیم برعلیه درستی و صداقت و پاکی ما قیام کردن وبکمک عولمل رشوه گیرشان ما را بنا حق ازسر راه خود بر داشتن تا به چپاولگری خود ادامه دهند و صاحب پولهای نا مشروع گردند در فکر این هستند تا چطور خودشان را از ظلم هایی که به بی گناهان کردن به هر قیمت ممکن مانند حقه و نیرنگ ورشوه و تهمت وشایعه و عوامل فشار در دستگاه های اداری و ایجاد اختلاف در خانواده ها و ایجاد فشار روانی روی فرزندان بیگناهشان برهانن حالا به یاد این شعر می افتم که میگه برو قوی شو اگر راحت چهان طلبی که در طبیعت ضعیف پا مال است راستی این ظالمین در پیش وجدان خودشان چطور می توانند ارام باشند در دل اینها بویی از انسا نیت وجود ندارد و رفتارشان مانند حیوانات وحشی میماند که با پنجه خود بیگناهان را بخون میکشند ننگتان بادا ای بی صفتان پست و بد طینت انها همه عوامل خود را بسیچ میکنن تا بیگناهی راتحت عواطف انسانییش تسلیم و خود را از زیر بار ظلم ها و ستم هایی که به بی گناهان کردن برهانن و از بد نامی نجات دهند مرگ بر بی صفتان.درود بشما ای انسانهای بی گناه و بی پناه که تحت ظلم نابکاران چپاولگر زیاده طلب قرار گرفتید شما گوهر های درخشنده در حمایت پروردگار بزرگ قرار دارید.ودرود بشما ای مدافعین بیگناهان و مظلومین شما همیشه در دل مردم جای دارید. مهندسی از خادمین راستین مردم
ارسال کننده مهندس اریان, در تاریخ 26 تير 1387 ساعت 23:23
*آقای اعلمی خوشحالم که سایتتان را یافتم. همیشه برای من قابل احترامید.
*سلام و خسته نباشید در ابتدای مطلب به تفاوت فرهنگی احساس مسئولیت در مورد حقوق شهروندی و حتی حیوانات بین مسئولین ایران و دیگر کشور ها اشاره نمودید که بسیار زیبا بود و امیدوارم تذکاری باشد برای مسئولینمان آن چه پیش آمد گذشت ولی از آن می رنجیم که درس عبرت نشد و همچنان برخی افراد بر بی مسئولیتی و بی کفایتی خود هستند و به آن می بالند راستی در وبلاگ خود تحلیلی از قتل های زنجیره ای نوشته ام که خوشحال خواهم شد نظرات شما را در آنجا ببینم
*با عرض معذرت، بنده قصدم اهانت نبود می دانم که نمیشود همه چیز را همیشه بیان کرد. اما واقعیت اینست که لازم نیست که وقوع یک حادثه، کل مدیریت را زیر سئوال ببرد. در بهترین کشورهای دنیا هم حوادث رخ می دهند، مانند حادثه منهتن نیویورک. البته من قبول دارم که بودن در سطح یک مدیر معمولی خارجی (در کشورهای درست و حسابی مثل اسکاندیناوی)، در ایران به عنوان فوق العاده بودن تعبیر می شود. من قصد ندارم توهین کنم، اما وقتی در برابر یک حادثه (که می تواند هر عمقی داشته باشد، حتی مانند زلزله بم) شما سریعا همه چیز را به هم ربط می دهید و باز می چسبانیدشان به ریاست جمهوری، گله دارم. اگر شهرداری شهر را تمیز نکند، می گویید چه شهرداری مزخرفی، اگر تمیز کند، می گویید می خواهد برای ریاست جمهوری اگر خیابانها آسفالت شوند، اگر پلها و تقاطعها افتتاح شوند، اگر .... باز هم همه مربوط می شوند به ریاست جمهوری آیا بد است کسی برای رسیدن به ریاست جمهوری هم که شده کمی در این مملکت کار کند؟ موفق باشید
*عالی بود،متشکرم و موفق و پایدار باشید. ارسال کننده k,dn, در تاریخ 18 تير 1387 ساعت 09:13
*جناب آقای اعلمی با سلام-یادداشت بسیار زیبا و دردمندانه ای بود از خواندن آن بسیار لذت بردم و در عین حال متاثر گردیدم.متشکرم
ارسال کننده احمد, در تاریخ 16 تير 1387 ساعت 15:11
*در مجلس 2 نفر به فكر مردم بودند اين طوري كه من ميديدم خيلي به فكر مسائل حاشيه اي و راي دوره بعد خود نبودند يكي جنابعالي و ديگري دكتر حسن سبحاني راستي جناب سبحاني چيكار ميكنند فكر نميكنم به ايشان هم پستي بدهند از منتقدان جدي رئيس جمهور است موفق باشيد ارسال کننده روزبه برهاني كرج, در تاریخ 16 تير 1387 ساعت 06:48
*جناب آقاي اعلمي در اين مورد شهراداران مختلف آقاي احمدي نزاد و قاليباف بيشترين تقصير را دارند جناب آقاي احمدي نژاد به جاي اينكه به مسائل شهري در زمان خود برشد بيشتر به حاشيه ها فكر ميكرد وام يك ميليوني كمك به هياتهاي مذهبي شركت در جلساتي كه مردم باشند و هيچ دردي دوا نكند ايشان به اين مسائل بيشتر علاقه داشت البته از حق نگذريم دوره قاليباف تقريباً بهتر است.
ارسال کننده حسين صرفي, در تاریخ 15 تير 1387 ساعت 06:33
*جناب اعلمي نسل من به هيچ وجه زير بار جمهوري اسلامي ولايت مطلقه فقيه نميرود. اگر نسل من نتوانست نسل بعد از من زير ... جمهوري اسلامي ولايت مطلقه فقيه نخواهد رفت. اينكه شما خاطرات بنويسيد كه در دوره وكالت چه نطقي كرديد يا نكرديد به كار امروز من نمي آيد. ايكاش نسل شما ها ميتوانست به جنبش گذر از اين ماشين ... بپيوند. هيچ شك نداشته باشيد كه ما اينكار را با شما و يا بدون شما خواهيم كرد. و امادر مورد صيانت نواميس. امروزه دختران ايران زمين به بهانه چند تار مو در خيابانهاي اين مملكت بزرگترين ... و ظلم در موردشان اجرا ميشود و اين تازه اول كار است. بعد از بازداشت ماموران ... به خواهران من ميگويند اگر ميخواهي سريع آزاد شوي بايد .... جناب اعلمي چرا حس ناموسي شمادر اين مورد بروز نميكند؟ ساختار به اصطلاح قانوني اين نيروهاي انتظامي در مجلس قانون گذاري نسل شماها به تصويب رسيد و بودجه اجرائيش را هم شماها تامين كرديد. پس نويس: جناب اعلمي همانطور كه نوشتيد منظور اين بود که با تدبیر و درایت و مدیریت صحیح و مغرور نشدن ميبايست جنگ را به پایان ميبرديد. دوباره همان اشتباه را نكنيد.
اعلمی: کار شما اعتراض کردن است و با نوشتن این نظرات هم در واقع بصورت نوشتاری و البته گمنام اعتراضات خود را نسبت به آنچه ناهنجاری می نامید بیان می کنید. من و امثال من نیز در حد توان خود با استفاده از تریبون هائی که در اختیار داشته و داریم نسبت به آنچه که خود آنرا فاصله گرفتن از ارزش ها و آرمان های اصیل انقلاب، اسلام راستین(اسلامی که ما شناخته ایم) قانون اساسی و قوانین موضوعه، خواست و اراده اکثریت مردم و حقوق طبیعی و انسانی،می نامیم، اعتراض کرده و می کنیم و صد البته بارها اعلام کرده ایم که اسلام و مملکت و منافع ملی با بیرون افتادن چند تار موی زنان و یا شیوه لباس پوشیدن مردم به خطر نمی افتد و اساسا اگر به زعم ما دختران و پسران ایرانی به اوامر و نواهی شرعی عمل نمی کنند و یا به خواسته های مذهبی حاکمیت(آنچه را که بعضی از دست اندرکاران حکومتی از اسلام می فهمند) تن نمی دهند، نسل و دست پرورده همین انقلابند! اسلام و باورهای دینی را به زور سرنیزه نمی توان بر دیگران تحمیل کرد. با تصویب قانون و برخوردهای قهرآمیز نمی توان دیگران را وادار نمود تا به شیوه ای که ما می اندیشیم و عمل می کنیم، بیاندیشند و رفتار نمایند. من معتقدم که هیچ دولت و حکومتی حق ورود به حریم خصوصی افراد و قلمرو اعتقادات و باورهائی که به او و خالقش مربوط می شود را ندارد و اگر امروز امثال من هنوز به باورهای دینی پایبندند، ما متعلق به نسلی هستیم که حکومتش نه تنها ما را وادار به پذیرش عقاید دینی نمی کرد بلکه اساسا تمایلی به رشد و گسترش مناسبات دینی در جامعه نداشت، لذا دین را باید فهمید، باور کرد و سپس به آن عمل کرد و اگر هم چنین نشد، حکومت به هیجوجه مجاز به تفتیش عقاید و تحمیل عقیده ای خاص به دیگران نیست. از طرفی تا آنجا که بنده از ناهنجاری ها و قانون شکنی های مامورانی که شما غیر منصفانه و بدون سند و مدرک، کلی گوئی کرده و همه را متهم می کنید ، باخبر شده ام در حد توان خود معترض شده ام اما اگر شما برای اثبات هر یک از ادعاهای خود دلیل و مدرک دارید، بطور مدلل و مستند برایم ایمیل کنید تا پیگیری و در صورت لزوم افشاء شود، اما این را بدانید همچنانکه با یک گل بهار نمی شود، با عمل خائنانه یک یا چند نفر هم نمی توان همه را خار پنداشته و با یک چوب همه را راند. در بین نیروهای انتظامی هم افراد بد وجود دارند، همچنانکه در بین نمایندگان و وزرا و استانداران و نویسندگان و روشنفکران و هنر مندان و... وجود دارد و در عین حال در میان آنها ماموران و انسان های بسیار شریف فراوانی هم وجود دارند که اگر بخاطر عملکرد نادرست چند نفر همه را متهم کنیم در حق انسان های درستکار جفا کرده ایم. در پایان تاکید می کنم که من نیز مانند شما معتقدم هر نسلی خود باید سرنوشت خویش را تعیین کند. اگر بیش از این از بنده انتظار دارید شرمنده ام.
ارسال کننده سهراب, در تاریخ 14 تير 1387 ساعت 21:08
*جناب اعلمي همچين مينويسيد كه انگار تازه گي ها جان انسانها در جمهوري اسلامي بي ارزش شده است. اون روزهائي كه بخاطر كشته شدن فرزندان ايران به پدر و مادر كشته شدگان تبريك ميگفتيد روز بي ارزش شدن جان انسانها بود. اون روزهائي كه جنگ نعمت خداوند نام گرفت همين شماها بوديد كه جان انسانها را بي ارزش كرديد. جناب اعلمي ما به نسل شما ديگر اعتماد نداريم. اون روزي كه دانشجويان را از پنجره يا زهرا يا زهرا گويان به پائين پرت كردند شما براي حفاظت جان آن انسانها چه كرديد؟ البته و صد البته كه جان تك تك انسانها با ارزش است ولي شنيدنش از شماها غير از تداعي اشك تمساح چيزي نيست.
اعلمی:
اولا،اگر مقصودتان کشته شدن دلاورمردانی است که همچون شیر در برابر متجاوزان ایستادگی کردند تا یک وجب از خاک این کشور بدست بیگانگان نیافتد،نکند انتظار داشتید که دست روی دست می گذاشتیم تا تهران را هم فتح کنند!؟ بنابراین باید به مادرانی که چنین فرزندانی را در دامان پاک خود پروراندن و پدرانی که به آنها نان حلال خوراندند، تبریک و تهنیت گفت. در سایه همان راد مردان که از جان خود گذشتند، امروز امثال شما سرا فکنده نیستید که به نوامیستان دست ناپاکی نرسیده است! اما اگر مقصودتان این است که با تدبیر و درایت و مدیریت صحیح و مغرور نشدن به خود، می توانستیم از تلفات بیشتر جلوگیری کرده و جنگ را زودتر و با پیروزی و سربلندی و گرفتن خسارات وارد شده به کشورمان به پایان ببریم با شما موافق هستم. ثانیا، اگر آنروزها شما هم در داخل گود بودید و یا حداقل موضعگیری های بنده را مطالعه می کردید و به نطق ها و مذاکرات مجلس گوش فرا می دادید، اینگونه غیر منصفانه مرا هم به بی تفاوتی در برابر حمله به دانشجویان متهم نمی کردید.حداقل قدری دندان روی جگر بگذارید تا مطالب این سایت که حاوی مواضع بنده در گذشته می باشد تکمیل شود تا اینگونه یکطرفه به قاضی نروید.در اینصورت امیدوارم که مروت و انصاف لازم را داشته باشید که پس از پی بردن به داوری غلط خود، در همین وبسایت به آن اقرار نمائید.البته با پرس و جو کردن از افراد آگاه که در متن مسائل سیاسی هستند هم می توانید به اشتباه خود پی ببرید و همه چیز را هم اینقدر تیره و تاریک نبینید.اجازه بدهید که حداقل کسانی که در این مملکت با پشت کردن به همه مواهب دنیوی از حقوق مردم بدون کوچکترین چشمداشتی دفاع می کنند، همچنان انگیزه خود را حفظ کنند.خیلی راحت می توان از شماتت های امثال شما رها شد و حتی این آب باریکه ای که برای ارتباط با مردم برقرار است را برچید و به زندگی چسبید!موفق و البته قدری هم منصف باشید.
ارسال کننده سهراب, در تاریخ 14 تير 1387 ساعت 10:52
*با سلام به شما غیور مرد بزرگ ایران عزیز دلم در اینکه آن مهندسان شرافت خود را برای پول زیر پا گذاشتند شکی نیست.ولی آن زمان مهندسان تحت نظارت شهرداری بودند وبعدها به نظام واگذار شد. ما مهندسان خیلی سعی کردیم که سازمان مهندسی را از لابی دولتی دور کنیم ولی جناب عبدالعلی زاده سارمان را شبه دولتی کرد. ارسال کننده سعید, در تاریخ 13 تير 1387 ساعت 23:05
*وطن یعنی دویدن در پی نان وطن یعنی کمک کردن به لبنان وطن یعنی عرب را چاق کردن معلم های خود را داغ کردن وطن یعنی خرید تاید و شامپو وطن یعنی رئیس جمهور ... وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیر درگیر وطن یعنی همین بنزین، همین نفت همین نفتی که توی سفره ها رفت وطن یعنی که اصلاحات 'چینی' وطن یعنی که روی خوش نبینی وطن یعنی همین آیینه دق وطن یعنی خلایق هر چه لایق
ارسال کننده آذر, در تاریخ 13 تير 1387 ساعت 16:43
*باعرض سلام خدمت جناب آقای دکتر اعلمی در پاسخ اظهارات فردی موسوم به (بهزادیان)وسایر افراد معدودی که نام و یاد اعلمی منافع ... را به خطر میاندازد ونیز در جواب آن فرد روباه صفت شاغل در وزارت بهداشت که از خانواده آقای اعلمی گرو کشی میکند یا اتفاقاتی که در برخی ادارات افتاده است ، مطالبی قابل ذکر است : 1 - دکتر اعلمی منصوب نهاد قدرت و شورای نگهبان نبود که الان با کم لطفی آنان از یاد ها محو شود،بدخواهان و مخالفان دین و مملکت بدانند، دکتر اعلمی وامثال ایشان که صادقانه با مردم باشند،در قلوب مردم جای دارند واینگونه نیست که ((از دل برود هر آنکه از دیده رود)) 2 - بی تدبیری آشکار وجفای نابخشودنی شورای نگهبان در برخورد با نماینده اول تبریز وآذربایجان،نه تنها بر محبوبیت آقای اعلمی افزود،بلکه به لطف خدا حقانیت وی را برهمگان ثابت کرد تا((سیه روی شود هرکه در او غش باشد)) 3-اگر قرار بود آقای اعلمی با ریزش ساختمانی در تهران موج سواری کند،الان سیلاب ناشی از این موجها چشم آنانیرا که تحمل حضور وی در کسوت نمایندگی ملت را نداشتند کور کرده بود ونیازی به افاضات امثال بهزادیان نبود.دفاع از حقوق ملت که تنها گوشه بسیار اندکی از آن در این سایت آمده است ،نه موج است ونه دکتر اعلمی موج سوار اینگونه حوادث. موج سواران واقعی آنانی بودند که با ساز هر جناحی رقصیدند و به خاطر دیدن هاله نور در اطراف احمدی نژاد،به یکباره به پستهای آنچنانی و ... رسیدند،مطمئن باشید اگر اعلمی موج سوار بود،مقام اجرائی وی کمتر از رئیس جمهور نبود،ولی حیف یا خوشبختانه که وی با مردم وبرای مردم ماند. 4 - آزار واذیت مشتی خودباخته خودفروش علیه دوستان وخانواده آقای اعلمی برای بار اول نیست که اتفاق افتاده و این نشان از پستی وزبونی عاملان آن دارد ولی تاریخ نشان داده که هیچگاه ماه پشت ابر نمانده و روزی حقایق آشکار خواهد شد واینان باید از ((یوم تبلی السرائر ))که در قران کریم به آن اشاره شده (اگر اعتقاد داشته باشند)بهراسند. ((گوئیا باور نمیدارند روز داوری کاین همه قلب ودغل در کار داور میکنند)) 5 - آن دوست محترمی که خواهان حذف عکسهای مربوط به جبهه شده بود ، بهتر است بداند آن روزیکه وی هنوز شیر مادرش (یا شیر خشک و هر شیر دیگری !!!)را میخورد وبعدها که به سیب زمینی ،دیب دمنی میگفت!!آقای اعلمی لباس رزم بر تن داشت واز جان ومال وناموس این مملکت دفاع میکرد. رشادت وایثار بزرگان دوران دفاع مقدس همگی خاطرات افتخار آمیز این مرز وبوم هستند که قابل مصادره به نفع هیچ جریانی نیست. البته شاید منظور این دوست محترم مربوط به آن بخش از وصیتنامه شهید بزرگوار حاج حمید باکری باشد که فرموده دسته ای از آنانیکه شهید نشده اند،بعدها با مشاهده وضع موجود دق خواهند کرد،که اگر اینگونه باشد ، واقعا در مورد آقای اعلمی صادق است،چون نه به گذشته خود پشت کرده ونه راه بی تفاوتی در پیش گرفته. 6 - آنانیکه داعیه وطندوستی در سر دارند،نیک میدانند که میزان حب وطن در آقای اعلمی تا چه حد است و اگر اراده میکردند ، تمام کشورهای دنیا پذیرای ایشان بود،چنانکه در سفر ایشان به یکی از کشورهای اروپائی (به نقل از منبعی موثق )،یکی از مقامات بلند پایه کشور موصوف با حیرت از شخصیت وطندوست اعلمی یاد کرده وآرزوی داشتن چنین دولتمردانی برای خود داشته است ، از طرفی فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار حاج آقای کروبی ،نشان از علاقه ویژه معظم له به آقای اعلمی دارد ، که این امر باید فصل الخطاب برخی کاسه های داغتر از آش باشد. 7 - همه این مسائل به کنار ولی بهترین شعری که در این اوضاع واحوال میتواند زبان گویای جناب آقای اعلمی باشد این شعر است که برای حسن ختام میاورم: (( در این زمانه بی های وهوی لال پرست ، خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست ؛ هنوزم زنده ام و زنده بودنم خواری است ، به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست ...)) وخدارا هزار مرتبه شکر که وجود ونفسشان،خواری است در چشم این شب پرستان خائن به نظام و مردم... ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 13 تير 1387 ساعت 16:40
*باسلام جناب اقاي اعلمي دوبيت راتقديم شما بزرگوار ميكنم فكر كنم مطالب فوق را تائيد كند. ان قدر بار كدورت به دلم امده جمع كه اگرپايم از اين پيچ وخم ايد بيرون لنگ لنگان در درواذه هستي گيرم نگذارم كه كسي از عدم ايد بيرون
ارسال کننده رضا, در تاریخ 13 تير 1387 ساعت 02:49
*چند سال پیش هواپیمای c130 نظامی در ارتفاعات اطراف کرمان سقوط کرد و تعدادی از نیروهای بدنه سپاه در این حادثه جان خود را از دست دادند ویکی از فرماندهان سپاه منطقه در مراسم یزرگداشت این افراد اعلام کرد شهادت این عزیزان فدای یک تار موی رهبر ... ارسال کننده مهدی, در تاریخ 12 تير 1387 ساعت 03:47
*لطفا در مورد گفته های اخیر سخنگویه ی قویه قضاعیه نظر دهید و در مورد مساله ی آقای پالیزدار
ارسال کننده طه, در تاریخ 12 تير 1387 ساعت 02:38
*آقای اعلمی عزیز، از نگرانی شما بابت انتخابات بعدی و ارتباط آن به حادثه ای که خودتان هم بهتر می دانید به هم هیچ ربط ندارد، کمی ناراحت شدم. به نظر من شهردار منطقه از طرفی باید تقدیر شود چرا که گویا به طور دائم پیگیر تخریب این ساختمان بوده و از طرفی باید تنبیه شود چرا که کار را به افراد غیر حرفه ای واگذار کرده بود. اگر چه ممکن است آنها دارای پوسته حرفه ای بوده باشند اما ... --------- دوست عزیز شما خودتان بهتر می دانید اگر قبل از حکم دادگاه هر کسی دست به ساختمان می زد مالکان چه ها که نمی کردند. بهتر نیست سوار موج نشوید و کمی واقع گرایانه ببینید. --------- دوست عزیز یکی از مشکلات بزرگ ما همین است؛ سوار بر موج شدن، احساسی شدن و ... در مصاحبه دیشب تلویزیون که حتما شما هم دیده اید، من چیزی جز عصبانیت و حرفهای غیر منطقی از همه ندیدم. خوشحالم که به خودم امیدواری بدهم حداقل در این مورد احساسی عمل نکرده ام --------- در مورد ستاد بحران؛ بهتر نبود شما قبل از وقوع این حادثه این مطلب را بیان می کردید؟ حتما خواهید گفت کسی گوش نمی داد، حرفی که همه در این مواقع می زنند. شما که معتقدید ستاد بحران باید قبل از بحران ایجاد می شد (که البته اسمش نمی شد ستاد بحران، می شد پیمانکار تخریب - چیزی که همین حالا هم شده است)، قبل از وقوع حادثه حداقل در همین وبلاگ می نوشتید؟ ------------- الان هم دیر نشده، از امروز سعی کنید درباره دیگر حوادثی که پیش بینی می کنید بنویسید. با تشکر بهزادیان
اعلمی: دوست عزیز! 1- پاسخ همه موارد فوق رادر همین یادداشت نوشته ام. بزرگترین ایراد شما و امثال شما این است که هر کس را که علیرغم دشواری های زندگی، از روی دلسوزی به نقد نابسامانی ها، ناکارآمدی ها و ناهنجاری ها بپردازد بلافاصله باو برچسب موج سواری می زنید.هرچند گاهی هم برای رسیدن به موج سواران، توسل به موج سواری اجتناب ناپذیر است! 2- این وبسایت دو سه ماه بیشتر نیست که راه اندازی شده است، لذا حتماانتظار ندارید که همه فجایع و مصائب و اتفاقات دنیا و حوادث در حال وقوع و نظایر آن در این وبسایت با فضای محدود آن مورد نقد و بررسی قرار گیرد و یا به جای رسانه های ملی و سراسری که صدها میلیارد تومان از بودجه خزانه عمومی را مصرف می کنند، یک تنه و همراه با مدیر سایت مسئولیت همه رویدادهای ناگوار کشور را در اینجا منعکس نمایم!؟ به توصیه آخرتان در حد وقت و توانم عمل کرده و خواهم کرد.متشکرم وموفق باشید
ارسال کننده حسن بهزادیان, در تاریخ 12 تير 1387 ساعت 00:22
*درروایتیازخواجهنظامالملکآمادهاستکهمیگوید:«هنگامیکهامیرابولیثصفاری درمنطقهقهستانازامیراسماعیلسامانیشکستخورد،درپاسخ بهپرسشیكهچراشكستخورديد؛علتشکستخودراگماردنمردمانخُردبرکارهایبزرگدانست!». هر روز ازايننوعحوادثداريم... جالب اسناستكههّموغّممجلس هشتمتشكرازصداوسيما برایتوزيعسی دیسيرهعملی اماماست.وآنرايك نوآوریدرسالنوآوری خواندهاست!! كی بهكی است! همه برای هممدركوسند دارند وهروقت لازمباشد يافصلش برسدافشاگری می كنند.اما هيچگاهدرطول اين 30 سال يك مسئولمهم محاكمه و مجازات نشده است.اگر بوده صرفا سياسی ومصرف سياسی داشتهاست! محمد شوری /نويسندهوروزنامهنگار
با سلام. از شما خواهش میکنم چنانچه سندی دارید از پیگیری اموراین بنا قبل از سقوط آن (نامه یا هر گونه پاسخ شهرداری و ...) در اینجا درج کنید. مطمئنا باعث فشار بر مسئولین جهت مجازات مقصرین اصلی خواهد شد.
ادمین: چه سندی بالاتر از این که از چند سال پیش این ساختمان بطور آشکار در حال فرو ریختن بوده و مسئولان امر کوچکترین اقدامی در جهت جلوگیری از این حادثه دلخراش به عمل نیاورده اند.ضمنا شهادت اهالی محل بهترین سند برای اثبات این ادعاست.
ارسال کننده حسن, در تاریخ 11 تير 1387 ساعت 18:26
*جالبه یاد جناب آقای احمد خاتمی افتادم که فقط نگران حیثیت روحانیون هستند ... رگ گردن بعضی از این آقایان فقط برای همین چیز ها باد می کند ....
ارسال کننده مریم, در تاریخ 11 تير 1387 ساعت 14:41
*جان مسئولان به سلامت باشد جان بقیه مردم که ارزشی ندارد . اگر این اتفاق در سایر بلاد غیر مسلمان اتفاق می افتاد صد در صد عالی ترین مقام مسئول خودش استعفا میداد ارسال کننده عوض دولتخواه, در تاریخ 11 تير 1387 ساعت 14:01
*در کشور ما جان انسانها، حیوانات، محیط زیست، میراث فرهنگی، تاریخ گذشته که به اسلام ربط نداشته باشد و... همه چیز بیارزش است. تنها چیزی که ارزش دارد پر کردن جیبشان است. خوشحالم بعد از سیسال بعضی طرفداران این حکومت پایشان به خارج میرسد و چیزهایی میبینند و فکر میکنند و...
ارسال کننده زیتون, در تاریخ 11 تير 1387 ساعت 10:50
جناب اعلمی! اینجا ایران است ،جمهوری اسلامی ایران اگر قرار بود هر کس در موقعیت خودش مسوولیت اعمالش را بپذیرد این ایران را از نوع دیگری میخواندیم
*سلاملار اولو باشچی اعلمی یورولمایین من بیر تبریزلی و تورک عونوانینداکی اوز حاققیم بیلیرم اوزومه دیلمانج گوتورم سیزی ناحق صلاحیتدن سالماقلا بئله اوز حیمایتیمی آذ آر بایجانین خاق ایستر نوماینده سی عونواندا تانیرام. هابئله دئمه لیم سیزین حاقیزدا هابئله بو دوره ناحق صلاحیتدن دوشنلرین حاقیندا بیر یازی یازمیشدیم کی آفتاب سایتیندا عدالت ایرانی آدیله درج اولوندی هابئله اوز بلوگیم دا دا درج ائله میشم. یاشلایین مهرداد
ارسال کننده سمانه, در تاریخ 11 تير 1387 ساعت 09:44 1 صفحه 1 از 1 ( 25 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
|