|
50 نظر شما و 50 پاسخ ما(1)
بخشی از نظرات کاربران محترم و پاسخ هائی که ارائه شده، خود به تنهائی از قابلیت یک یادداشت مستقل برخوردار است، اما نظر به اینکه در بخش نظرات و ذیل بعضی از یادداشت ها منعکس می شود، ممکن است که از دید بسیاری از کاربران دیگر مغفول و مهجور باقی بماند و یا اساسا امکان مطالعه یکایک یادداشت ها و نظرات ارائه شده در ذیل آن فراهم نگردد، لذا از این پس به احترام کاربران محترم، هر چند گاه یکبار 50 نظر شما را(با انتخاب یک عنوان برای هر یک از آنها) همراه با پاسخ هائی که ارائه شده است، بصورت مجموعه ای مستقل عرضه خواهیم کرد و امیدواریم که مورد رضایت و بهره برداری دوستان گرامی واقع شود. انتظار می رود که با مشارکت عالمانه کاربران در یادداشت هائی که تقدیم می شود، به این وب سایت و بخش "50نظر شما و 50 پاسخ ما"غنای بیشتری بخشیده شود. ضمنا از حذف قسمت عمده ای از نظرات کاربران عزیز که تنها حاوی ابراز لطف و محبت آنها نسبت به اعلمی بوده است، جدا پوزش می طلبیم. لطفا نظر خود را نسبت به این بخش اعلام بفرمائید و اینکه آیا این روش را ادامه بدهیم یا خیر؟ با تشکر از همراهی شما عزیزان. (مدیر سایت)** 1_پاسخگوئی یا ژست روشنفکرانه! *با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما جناب اقای اعلمی برخی از مطالب شما را خواندم مثل همیشه برنده و البته گیرا. امیدوارم وب سایت شما در لیست فیلترها قرار نگیرد تا بنده مجبور نشوم از فیلتر شکن استفاده کنم.در ضمن سوالی داشتم .شما واقعا به نظرات و یادداشت ها ی مراجعین توجه میکنید و ایا به ان ها پاسخ میدهید یا مثل اکثر اقایان وبلاگ نویسی شما هم یک ژست روشنفکرانه و مردم پسند است؟؟!!!خوشحال می شوم در وبلاگ پاسخ شما را ببینم .البته امیدوارم (محمد جواد) *بینی و پرسی!؟ آنرا که عیان است، چه حاجت به بیان است!؟ 2_گرد و غبارهای موسمی خطرناک و جان 4 میلیون انسان در معرض خطر! آقای اعلمی شما که هنوز دستی بر آتش دارید تو رو خدا یه کاری بکنید . خوزستان داره نابود میشه . :- ( آهای وبلاگ نویسان . تو رو خدا یه جوری به گوش مسئولین امر برسونید فاجعه در راهه . جان 4 میلیون انسان در خطره . فقط کافیه 100000/1 پول نفتی رو که از خوزستان میبرن بیارن خرج درخت کاری در این منطقه بکنن . به خدا این مردم هیچی دیگه نمی خوان . فقط هوا ، هوا و هوا برای نفس کشیدن . آهای شمایی که تو تهران نشستید و پول نفت رو دارید خرج می کنید بی دغدغه . یادتون باشه که مردم خوزستان هم از پول نفتی که از اونجا بیرون میاد یه سهم کوچیکی دارن . فقط تو رو خدا هر کسی وبلاگ داره یا هر جوری میتونه به گوش اونایی که خودشون رو به کری زدن برسونه . ( شوخی ندارم فاجعه در راهه . باور ندارید خودتون برید ببینم میتونید 1 روز اونجا دوام بیارید ) به داد خوزستان برسید. (حجت) *گرچه گفته می شود که بحران الودگی هوا در خوزستان ناشی از نابودی پوشش گیاهی در جنوب عراق و نخلستان های این منطقه است اما بنظر می رسد که گرد و غبارهای گسترده و خطرناکی که هم اکنون کودکان ،بیماران قلبی و آسمی را به شدت آزار می دهد موسمی است و مستقیما از جانب شبه جزیره عربستان و با عبور از آسمان خلیج فارس به خوزستان و همچنین استان های هرمزگان و بوشهر رسیده است. به هر روی گرد و غبار کنونی در این مناطق و بویژه در خوزستان مردم خونگرم این استان را در تنگنای شدیدی قرار داده است و ضرورت دارد که مسئولان ایرانی با کمک مسئولان کشورهای همجواره هر چه زودتر چاره ای برای مقابله با این بحران بیاندیشند. مالچ پاشی ابتدائی ترین روشی است که شایددر کوتاه مدت پاسخ دهد،اما قطعا در دراز مدت جواب نخواهد داد و دولت برای مقابله با این قبیل گرد و غبارهای موسمی خطرناک ،باید با کمک و هدایت اهالی منطقه در امتداد سواحل خلیج فارس در استان هائی که در معرض چنین پدیده ای قرار دارند، اقدام به ایجاد نخلستان و کاشت درختان مناسب نماید.به هرروی برای مردم خونگرم استان ها جنوبی بویژه خوزستان ، هرمزگان و بوشهر آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم که هر چه زودتر بر این پدیده که آسایش آنان را سلب کرده است فائق آیند. 3_مصاحبه با صدای آمریکا، مصداق خیانت!؟ آقای اعلمی به نظر شما بعنوان یک حقوقدان و نماینده مجلس، مصاحبه و بیانات آقای پیرموذن با صدای آمریکا جرم بوده است؟ و آیا عمل ایشان خیانت میباشد ؟ با تشکر(سعید- م) *احراز خيانت مستلزم تحقق سه عنصر مادي ، معنوي(قصد مجرمانه) و قانوني است و بايد در دادگاه صالح اثبات شود. بسياري از اشخاص از جمله بعضي از مسئولين تا كنون بارها با راديو فردا،سي،ان،ان و صداي آمريكامصاحبه كرده اند، اما هيچيك متهم به ارتكاب خيانت و عناوين مشابه با آن نشده اند كه از اين ميان مي توان به مصاحبه مخبر كميسيون امنيت ملي اشاره كرد. احمدي نژاد بارها با رسانه هاي مختلف آمريكائي در داخل و خارج از كشور مصاحبه كرده و متهم به اين قبيل عناوين مجرمانه نشده است.در واقع از نگاه بعضي از مسئولين در چنين مواردي تنها كساني مجرم تلقي ميشوند كه مصاحبه هاي آنان انتقاد آميز و ناظر به نقد عملكرد مسئولان است. ضمنا اگر آقايان واقعا دغدغه مصاحبه با رسانه هاي خارجي را دارند محبت فرموده و قانونا اجازه دهند تا منتقدين و نمايندگان منتقد ملت هم سهم كوچكي از رسانه ملي داشته باشند. 4_چماقداران دانشگاه تبریز!؟ *تو مپندار که خاموشی من/ هست برهان فراموشی من..... امشب شب 20 تیر دانشگاه تبریز است.... 9 سال پیش صحن مقدس دانشگاه تبریز در چنین روزی توسط مزدوران ... به خاک وخون کشیده شد...وبا تیر مستقیم به دانشجویان درس ... داده شد.... ... فر... را خودشان کشتند تا برادرش را نماینده مجلس بکنند و دوستمان نادر ضامن _دانشجوی پزشکی ورودی 77_چندسال گوشه زندان بماند..... چه ابرهای سیاهی که به انتظار روز میهمانی خورشید نشسته اند........!! یاشاسین آزادلیغ.. یاشاسین آذربایجان...!( یاغیش) *اولین نطقم در همین رابطه در مجلس ششم ( 21/4/79 ) با عنوان "چرا چماقداران 20 تیر دانشگاه تبریز محاکمه نمی شوند؟ " ایراد شد. در این آدرس : http://www.akbaralami.com/content/view/30/73/ مطالعه بفرمائید. 5_القای فرهنگ گریبان گیری!؟ جناب اعلمی عزیز: فرموده اید که 'وظیفه نماینده این است که ... از سوی ملت، گریبان حاکمیت را گرفته و ....' با اجازه شما می خواهم روی این نگاه جنابعالی به وظیفه خودتان و فرهنگ پشت این کلمات قدری صحبت کنم. آیا راستی در درون حاکمیت، 'گریبان همدیگر را گرفتن' وظیفه ماست؟ بقول قدیمی ها، در دعوا که حلوا پخش نمی کنند. حتما به طرف مقابل هم حق می دهید که گریبان شما را بگیرد. نمی دانم این فرهنگ، این نحو گفتمان، این نحو نگاه به حاکمیت در حالیکه درون آن هستیم، از قانون بر می آید یا از فرهنگ ایرانی ها (یافرهنگ ترکهای عزیز ها) یا از مذهبمان یا ... ! گوئی اصلا اساس کار بر دعوا ست. یک دزدی هست که دارد حق مردم را میخورد و باید گریبانش را گرفت. با بکار بردن این کلمات و القای فرهنگ 'گریبان گیری' البته (نا گفته پیداست) که گوینده خود را حق و حقیقت مطلق و طرف مقابل را صد در صد خطاکار و ظالم میداند. آیا واقعا اینطور است؟ این مطلق گرائی خوبست؟ درست است؟ آیا اگر طرف مقابل هم همینطور فکر کند، صحبت کند و عمل نماید چه می شود؟ به جائی می رسیم؟ بله، به یک جائی می رسیم. به همین جائی می رسیم که رسیده ایم. کارمان شده است به یکدیگر بد و بیراه گفتن، یقه یکدیگر را گرفتن و هل من مبارز طلبیدن. آنهم در ملا عام و با صدای بلند (اینترنت). بله، اسمش را هم می گذاریم وب سایت 'شخصی'، وظیفه دینی و قانونی و ... ولی عملا فضای اجتماعی را مسموم می کنیم. غیر اخلاقی، غیر ایرانی و غیر دینی می کنیم. تخم کین می کاریم. نقایص یکدیگر را در معرض عموم و با گزنده ترین کلمات، به رخ یکدیگر می کشیم. والله در آمریکا هم (از مردم عادی گرفته تا نمایندگان مجلس) اینطور با دیگران سخن نمی گویند. خداوند همه ما را به لطف و مهربانی خودش از آفت 'خود بزرگ بینی' حفظ فرماید و درس کار گروهی (همراه با انجام وظیفه و رعایت احترام دیگران) بیاموزد. خدائیش این درس اخیر را نامسلمانان غربی بهتر از ما یاد گرفته اند. کاش از آنها یاد می گرفتیم(غلامرضا) *دوست عزيز شما همه مطالب مرا رها كرده ايد و همچون ملانقطي ها چسبيده ايد به يك عبارت كه يك استعاره است. در كشوري كه شوراي نگهبانش به خود اجازه مي دهد تا نخبگان مسلمان و دلسوز را كه كوچكترين نقطه ضعف شرعي و قانوني ندارند و حتي بعضا شايسته تر از بعضي از اعضاي شوراي نگهبان هم هستند و فقط متفاوت با آنها مي انديشند، با برچسب هائي نظير عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و مانند آن فاقد صلاحيت معرفي كنند، چرا بخاطر بكارگيري چنين اصطلاحي(گرفتن گريبان متخلف) برآشفته مي شويد!؟وقتي كه بعضي از مسئولين مرتب در رسانه هاي ملي(نه يك وبسايت اينترنتي) از عباراتي مانند منافق و عوامل دشمن و...استفاده مي كنند، آيااين ها را هم مسموم كننده فضا و كاشتن تخم كين تلقي مي كنيد يا سخن آنان عين حقيقت است!؟ افزون بر اين وقتي حقوق ملت ضايع مي شود ، قطعا مباشر و يا مسبب آن بعضي از دست اندركاران و مجرياني هستند كه در درون حاكميت مي باشند، در اينصورت آيا وظيفه نماينده مردم گرفتن گريبان چنين حاكماني نيست!؟ پس لطفا بجاي اينكه به ظواهر سخن بنده بيانديشيد به متن سخن و انگيزه بيان كننده آن توجه بفرمائيد.ضمنا آيابنظر شما وظيفه نهاد هاي نظارتي بجز گرفتن مچ و گريبان اشخاص متخلف چيز ديگري است؟در پايان عرض مي كنم كه اين رويكرد بنده بر گرفته از فرهنگ ايراني و ديني است و ارتباطي هم به ترك و فارس ندارد. وقتي خليفه دوم مردم را مخاطب قرار داده و مي پرسد كه اگر من از مسير راست منحرف شوم چه خواهيد كرد؟ يكي از حضار كه مي گويند امام علي (ع)بوده است، پاسخ مي دهد با شمشير كجم راستت مي كنم. ابوذر مي گويد در عجبم كه چرا اين مردم گرسنه با ديدن اين وضعيت فلاكت بار بر عليه حكومت نمي شورد و نيز حضرت علي مي گويند اگر حق مردم را در كابين زنان خود هم كرده باشند از آنها خواهم گرفت، نمونه هاي روشن چنين فرهنگي است. 6_مسيح نيستم تا با مصلوب شدنم گناه ديگران پاك شود! تخریب حسینیه گنابادی ها!؟ جناب اعلمی با سلام شجاعت شما در برهه حساس واقعا ستودنی است.من همیشه در این ایام به سایت شما مراجعه میکنم و از مطالب و تحلیلهایتان استفاده میکنم.شاید جناب اعلمی احساس کرده باشید که مردم جامعه ما چقدر درمند هستند! و چگونه دردمندانه با شما در دل می کنند. سخن را از جایی دیگر آغاز میکنم در دو سال گذشته حتما شما شنیده اید که حسینه دراویش گنابادی در شهر قم و بروجرد توسط ایادی بسیج و مقلدان برخی از مراجع حکومتی به ...شد و توسط ماموران وزارت کشور با حمایت کامل پور محمدی با ... شد. موردی که در 100 سال اخیر اصلا سابقه نداشته است . هیچگاه ندیدیم که حسینیه شیعیان توسط کسانی که خود را شیعه مینامند چنین سرنوشتی پیدا کند.قضیه قم و بروجرد را شاید شما بدانید و حتما بهتر از من متوجه هستید که توسط چه کسانی و با حمایت و چراغ سبز کدام گروه سازماندهی و رهبری شد. تخریب این دو حسینیه در زمان خودش با وجود سانسور شدید خبری سر و صدای زیادی به راه انداخت و تعدادی از دست اندر کاران نظام به آن اعتراض کردند از جمله آیت اله منتظری و مهدی کروبی ،همچنین ططری نماینده کرمانشاه در آن موقع به این مساله واکنش نشان داد. اما من در این خصوص از حضرتعالی چیزی مشاهده نکردم. یادم هست که در همین سایت از شما مطلبی خواندم در خصوص اینکه اگر روزی شخصی بهایی که با او هیچ نقطه مشترکی در اعتقادات ندارم برای حل مشکلش به من مراجعه کند به حکم سوگندی که خورده ام به عنوان یک شهروند ایرانی از حقوقش دفاع می کنم(نقل به مضمون). حال سوال اینجاست که جناب اعلمی چگونه یک کروه شیعه که اعتقاداتشان عین تشیع است(دراویش گنابادی)، این چنین مورد ظلم و تعدی قرار میگیرند و صدایی از شما بر نمی خیزد.؟ جناب اعلمی فقط کافی است تحقیق کنید تا ببینید چه فجایعی توسط متحجرین شیعه نما با برادران شیعه خود در قم و بروجرد به بار نشست که تاریخ از یاد آوری آن شرم دارد.جناب اعلمی اکنون ... پروژه تخریب حسینیه دراویش کرج را برای ماه اردیبهشت و یاخرداد در دست اجرا دارند. به عنوان یک برادر مسلمان و شیعه شما که اشتراک کامل در اعتقادات مذهبی با شما دارم خواهشمندم که این قضیه را پیگیری نمایید. البته همانطور که خودتان هم اشاره فرمودید طبق فرمایش پیامبر اکرم "الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم"، هیچ حکومت ظالمی باقی نمانده است. اما مهم این است که عاقبت منزل ما وادی خاموشانست و تنها چیزی که باقی می ماند نامی است، که آیا چگونه باشد!!؟؟ از خداوند توفیق شما را در راه خدمت به خلق الله خواهانم(صلح کل) *دوست عزيز! اول، اذعان مي كنيد كه من مسيح نيستم تا با مصلوب شدنم گناه ديگران پاك شود و يا اينكه تقاص عدم احساس مسئوليت ديگران را يك تنه بپردازم ، با اين وصف بجاي شعار دادن و تظاهر كردن، زمانيكه يكي از مسئولان امر با افتخار از عملكرد دستگاه مربوطه در اينخصوص در كميسيون امنيت ملي دفاع مي كرد، در حاليكه بعضي از همكارانم به تائيد و توجيه آن مي پرداختند، تنها نماينده اي بودم كه وقايع رخ داده را با استناد به قوانين موضوعه و اوامر و نواهي شرعي محكوم كردم و حتي مورد شماتت بعضي ها هم قرار گرفته و بر قطر پرونده خود افزودم. دوم، در اينخصوص چه كسي به من مراجعه كرد تا بنده از پيگيري خواسته هايش و يا رساندن شكايتش بگوش فلك خودداري كرده باشم. در خاتمه اين قبيل اقدامات را از ناحيه هركس كه سرزده باشد به شدت محكوم مي كنم. 7-مسبب همه گرفتاری های ما شما هستید!! *جناب اعلمي: اول - من هم با شما هم عقيده هستم اون انقلاب مال شماها بود. با افرادي كه در آن زمان با شماها در اون انقلاب بودند كه صحبت ميكنم راجع به اون اكثريت قریب به اتفاق حرفهائي دارند. مثلا تهديد جاني و مالي در صورت شركت نكردن در راهپيمائي ها و گذاشتن صندوقهاي سبز و قرمز در مساجد و تكايا و حضور برادران ريشو و كلاش بدست براي اطمينان از ريختن آرا به صندوقهاي سبز. دوم - جوري حرف ميزنيد كه انگار ده سال جنگ اجتناب ناپذير بود. خير جناب اعلمي كاملا اجتناب پذير بود ولي شماها به قول خودتان از آن موهبت الاهي استفاده كرديد كه پايهاي حكومت ديكتاتوري خود را محكم كنيد. سوم -اون قوانيني كه شما بر اجراي آنها تاکید ميورزيديد همين قوانيني هستند كه از همان مجلس شماها گذشتند و امروز يقه خود شماها را هم باهاشون گرفتند ما هاكه ديگر جاي خود داريم. چهارم - شايد ماهي براي شما هميشه تازه باشد ولي در اين ميان كودكي من جواني من بر باد رفت. اگر روزي روزگاري من بتوانم خوانواده تشكيل بدهم فرزندان من هم بايد تاوان اعمال و رفتار شماها را بدهند. جناب اعلمي چه ساده از خود رفع مسئوليت ميكنيد . آيا شما ميفهميد من چي ميگم وقتي بهتان ميگويم شماها كودكي و جواني من را بر باد داديد؟ پنجم - عينك بدبيني؟ لطفا قدمي در خيابانهاي هر شهر و روستائي در اين مملكتي كه شماها براي ما درست كرديد بزنيد براي بدبيني هيچ احتياجي به عينك نيست. *نخیر مثل اینکه ما بدهکار شما هم شدیم و باید تاوان همه ندانم کاری های دیگران را هم من بدهم!! اول- ادعای نخست شما کاملا بی ربط و خلاف واقع است، حداقل تا آنجائی که من می دانم آنروزها هیچکس را به زور وادار به رای دادن نمی کردند و برای اولین بار است که چنین ادعائی را می شنوم.اگر دلیل و برهانی برای اثبات ادعای خود دارید ارائه بفرمائید.ایکاش آنزمان بودید و آن برهه را درک می کردید که مردم با چه ذوق و شوقی برای رسیدن به آینده ای روشن و توام با رفاه و امنیت و عدالت در همه امور کشور دست در دست یکدیگر داده و با صفا و صمیمیت و برادرانه جانفشانی می کردند اما حیف... دوم- پیش از این هم نوشته ام که آغازگر جنگ ایران نبود اما می توانستیم جنگ را زودتر و با تلفات کمتر و ضمنا با پیروزی بپایان برسانیم، اما باور کنید که من نه فرمانده کل قوا بودم و نه در راس حکومتی بوده ام که هم اکنون در پای میز محاکمه شما سین جیم شده و متهم به جنگ طلبی و ادامه جنگ و استفاده از آن برای تداوم حکومت دیکتاتوری خود شوم!! سوم- بنده دو دوره نماینده مردم در مجلس بوده ام و از میان 290 رای هم یک رای داشته ام که به همه رای هائی که داده ام می بالم و افتخار می کنم و هرگز هم شرمنده رای هائی که داده ام نیستم و مفتخرم که هرگز به طرح و لایحه ای رای نداده ام که نتیجه اش تهدید و یا تحدید حقوق و آزادی های مردم باشد. چهارم- برای جبران کودکی بر باد رفته شما هم لطفا نام و نشانی خود را برایم ارسال کنید تا همه ارث و میراث و دارائی و کاخ و برج و کارخانجات و سهام هائی که از قبل این انقلاب نصیب من و خانواده ام شده است را یکجا بنام شما کنم و دو دستی تقدیمتان نمایم! پنجم- باز باور کنید که به اندازه موهای سرتان در کوچه و بازار و در شهر و روستا قدم زده ام و خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کنید درد کشیده ام و می کشم و با درد و خواسته های مردم هم آشنا هستم و به همین سبب هم سعی کردم که در مجلس همواره صدای مردم باشم و نه دولتمردان و هم اکنون به خاطر هم صدائی با مردم است که به رغم اقرار از ما بهتران به نداشتن کوچکترین ضعف اخلاقی و مالی، متهم به عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام شده و از ورودم به خانه متعلق به مردم جلوگیری کردند، پس بفهمید که ما هم "می فهمیم"!! خسته نباشید. 8_نماینده مجلس هم از ترس پرونده سازی با ایماء و اشاره سخن می گوید! *در رژیم ستمشاهی هر وقت از سوء استفاده اشخاص از مقام و موقعیت می شنیدیم و می خواندیم با خود کلنجار میرفتیم که درد خود را به کجا بگوییم و شکایت پیش که ببریم .حالا هم می بینیم نماینده مجلس که مصونیت سیاسی دارد و وکیل مردم مظلوم است، از ترس پرونده سازی برای خود موضوعی که برای ایشان مبرم و آشکار است با ایماء و اشاره بیان میکنند و روزنامه ها هم جرات بیان اسامی اشخاصی که از موقعیت خود سوء استفاده کرده اند را ندارند. تا زمانی که وضعیت این گونه است نه تنها پیشرفتی در هیچ زمینه ای نخواهیم داشت، بلکه روز به روز وضغیت ما از کشورهای منطقه هم بدتر خواهد شد.( عوض دولتخواه) *موضوع ترس نیست، هر ادعائی باید مدلل و مستند به مدارک لازم باشد. 9_آیا معلم به رسالت خود عمل می کند؟ *با سلام به شما جناب آقای اعلمی بی تردید آنچه که امروز می تواند به امر شفاف سازی کمک کند و از تاراج اموال کشور به دست عده ای تمامیت خواه جلو گیری کند، وجود مطبو عات آزاد و صدای و سیمای آزاد است و بی تردید وجود این رسانه های آزاد، بستگی به رشد آگاهی مردم از مذهب و اعتقاد ها ی دینی خویش می باشد. آن زمانی که توده ی مردم فرج خویش و کشور خویش را در ته چاه جستجو می کنند و به جای تلاش در جهت بدست آوردن حقیقت و حق به خرافه ها روی می آورند و رسانه های کشور هم این رویه را در بین مردم با افسانه های کذایی و یا با سریال های فله ای ترویج و تشویق می کنند نه کشور نجات می یابد و نه مردم به آنچه حقوق مسلم آن هاست دست خواهند یافت و همیشه نگران(نگاه کننده) کلام مدیران کشور خواهند بود که آن ها چه به گویند و چه بخواهند و چه شعاری بدهند تا آن ها (مردم )هم تکرار کنند. فراموش نکنیم سفارش شاه قاجار به ولیعهدش :((اگر می خواهی برمردم حکومت کنی آن ها را گرسنه وبی سواد نگه دار)) . به راستی آیا ما گرسنه و بی سواد (نا آگاه )نیستیم؟ به این ترتیب در اینجا جایگاه معلم روشن می شود که چه رسالتی بر عهده دارد و ارزش این کلام امام که معلمی شغل انبیا است و یا سخن گهر بار دکتر علی شریعتی که: "معلم خوب آن کسی نیست که دانش شاگردان را زیاد می کند بلکه آن کسی است که جهت فکری شاگردان را در جهت مطلوب تغییر می دهد". نمی دانم در جواب نوشته ام چیزی خواهید نوشت یا اینکه لایق جواب یا نظر شما نخواهم بود، ولی هرچه باشد حتی در صورت سکوت شما، باز هم برای من محترمید و بیشتر از آن زمانی که نماینده بودید و بیشتر آن موقعی که صلاحیت تان تایید نشد، زیرا اگر می شد جفا در حق ارزش های شما بود. خداوند شمار را حفظ کند اسم شما مرا بیاد ستار خا ن و باقر خان می اندازد، این تعریف از شما نیست بلکه نگاه مردمی به شماست که وظیفه شما را بیشتر می کند.( نیما نمازی) *با شما کاملا موافقم. اما آیا معلمان ما به این رسالت خود واقفند و اگر واقفند از انگیزه لازم برای انجام این رسالت خطیر برخوردارند؟ یا آنها هم گرفتار تامین حداقل معیشت خود برای گذران زندگی هستند؟ هرچند که من معتقدم وظیفه همه کسانی که دل سوخته و اهل فکر و اندیشه هستند، این است که برای جامعه خویش یک "معلم خوب" باشند و رسالت معلم خوب بودن را بر دوش گیرند. 10_تقویم دارائی مسئولان و مقامات کشور؟ *آقاي اعلمي يادم هستد دو ماه پيش يكبار سوال كردم: چرا در آمريكا دارايي هاي بوش حتي قيمت كادوهاي كريسمس كه دريافت كرده بود را روزنامه هاي آمريكا چاپ مي كنند ولي در ايران دارايي رهبر، رييس جمهور و... اعلام نميشه؟ شما اين سوالم را روي سايت نگذاشتيد. اگر امريكا شيطان هست؟؟!!!!پس ما مسلمانان چي هستيم!!!!؟؟؟ از چي مي ترسيم؟ ضمنا مي خواستم بگم .... تا يكي افشاگري كرد ... دادگاه ... براي رسيدگي به اتهام تشويش اذهان عمومي و.... برگزار مي شه و دوباره روز از نو روزي از نو. آقاي اعلمي دو سه بار در مورد راه حل مشكلات مطروحه در كشور سوال پرسيدم جوابي ندايد(فقط يكبار در مورد راه حل هاي تغيير قاون اساسي پرسيدم كه لطف كرديد يك مقاله در پاسخ نوشتيد)... من اگر بنشينم تو اگر بنشيني چه كسي بر مي خيزد من اگر برخيزم تو اگر برخيزي همه بر مي خيزند. ضمنا آقاي اعلمي همانطور كه قبلا هم نوشته بودم: علي منصوري هستم از تهران. به اميد نمايش نوشته ها(علي منصوري) *طبق اصل 142 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارايي رهبر، رييس جمهور، معاونان رييس جمهور، وزيران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت، توسط رييس قوه قضاييه رسيدگي مي شود كه بر خلاف حق، افزايش نيافته باشد. 11_پول نفت به کجا می رود؟ *به گفته مسئولان ایران روزی 5 میلیون بشکه نفت صادر می شود البته به گفته اوپک هفت میلیون بشکه می باشد خوب اگر ما 5 میلیون بشکه حساب کنیم روزی چندین میلیارد در آمد داریم؟ که مردم ایران 80 میلیون نفر باشند بالای 10 میلیون تومان روزی برای هر نفرمی افتد. این همه پول چه می شود کجا میرود نود درصد مردم که زیر خط فقر هستند. این وسط آقا زاده ها یا همان مافیا که احمدی نژاد می گوید استفاده می کنند. در هر صورت مردم هم گناه کار هستند اگر مردم با تشکیل احزاب و به صورت متهد خواست های خود را بخواهند چنین وضعی پیش نمی آمد در حالی که اکثریت مردم ایران در هیچ حزب و گروه و... عضو و وابسته نیستند در نتیجه راه را برای سود جویان باز می کنند. تنها راه فعلی نجات ایران ... می باشد که فشار بر مردم وارد سازد چون گرسنگی ترس را از بین می برد تا ... والا با شعار های متعدد و تغییر کابینه یا دولت و...به هیچ عنوان این وضعیت تغییر نمی کند چون تا زمانی که ... در جامعه ای حاکم باشد دمکراسی معنی ندارد.( امیر امکانی) *آقای امکانی علیرغم برخورداری از هوش بالا و استعداد خوبی که در زمینه کامپیوتر دارید اما بنظر می رسد که در درس های ریاضی نمرات خوبی را کسب نکرده اید!با مفروضات شما اگر قیمت هر بشکه نفت اوپک را 130 دلار هم فرض کنیم(البته این قیمت مربوط به ماه های اخیر است)و روزانه 5000000 بشکه نفت هم صادر شود در اینصورت درآمد نفتی ایران در روز 650 میلیون دلار خواهد شد و اگر جمعیت ایران را 70 میلیون نفر(نه هشتاد میلیون نفر مورد ادعای شما)در نظر بگیریم در اینصورت در روز به هر نفر حدود 9 دلار یعنی مبلغی معادل 8500 تومان و در ماه 255 هزار تومان خواهد رسید.حالا شما روزی 10 میلیون تومان برای هر ایرانی را چگونه محاسبه کرده اید خود یک معماست!ضمنا مشکل ایران را باید خود ایرانیان حل نمایند.موفق باشید. 12_رسانه های آزاد اندیش کم است! *ساده لوحی است اگر بگوییم مردم هیج جیزی در مورد اقازاده ها نمیدانندو از پشت پرده ورانت خواری و حق کشی خبر ندارند بلکه به نظر من مردم همه جیز را در مورد اقازاده و عوامل انان میدانند اما رسانه آزاد اندیش و اشخاص دلسوز انگشت شماری در این مملکت وجود دارند که می توانند مفت خواری اینان را بیان کننذ و اما دسترسی به این اشخاص و رسانه برای همه را ناممکن ساخته اند(عوض دولتخواه) *موافقم 13_وطن یعنی که اصلاحات چینی!؟ *حیف از این مملکت... حیف از این وطن... یادش بخیر زمانی در ستاد آقای اعلمی میگفتیم وطن یعنی شرف یعنی شهامت ... الان در کوچه وبازار مردم میگویند: وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیره درگیر وطن یعنی همین بنزین،همین نفت،همین نفتی که توی سفره ها رفت وطن یعنی تمام سهم ملت،یه تیکه نون و باقی هم خجالت وطن یعنی که اصلاحات چینی ، وطن یعنی که یک روز خوش نبینی وطن یعنی همین آئینه دق ، وطن یعنی خلائق هرچه لایق ... (آذر اردبیل) *در اینکه "وطن یعنی شرف، یعنی شرافت" است، تردید نکنید! بقیه نتیجه ناکارآمدی، سوء تدبیر و بی لیاقتی و بی کفایتی های بعضی از به ظاهر وطندوستان است! 14_استاندار و امام جمعه پروازی! آذربایجان سر ایران است و به قول مقام معظم رهبری ، بزرگان زیادی در «آذربایجانی که سر ایران است رشد و پرورش یافته اند.» بزرگانی همچون ابن سینا در علوم مختلف فلسفی ، پزشکی و نجوم ، اصلاح طلبان ، پیشروان و مجاهدان بزرگی همچون قائم مقام فراهانی ، امیر کبیر ، ستار خان و باقر خان و علما و عرفای بزرگی چون آیات عظام حجت کوه کمری ، سید علی قاضی ، ملکی تبریزی ، مرعشی نجفی ، سید محمد حسین طباطبائی ، علامه امینی ، علامه جعفری ، مقام معظم رهبری و چهارصد دانشمند بزرگ دیگر که نام آنها در کتاب مفاخر آذربایجان به ثبت رسیده. زمانی که محمود احمدی نژاد پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری از وجود مدیران پروازی در دولت انتقاد کرد و از حذف این نوع مدیریت در دولت جدید خبر داد و در یکی از سخنرانیها در سفر به شهرستان بم و در جمع مردم معترض به مدیران پروازی این شهر گفت:« مسوولان گوش بدهند، ما در شهرستان کسی را که در اینجا مسوول باشد اما محل زندگیاش در جای دیگر باشد، نمیخواهیم. مسوولان باید بدانند مردم چه رنجی میبرند تا تلاش کنند این رنج برطرف شود.» امیدوار شدیم که منبعد مدیر پروازی نخواهیم داشت اما نه تنها امام جمعه شهر تبریز سالهاست که پروازی بوده و تنها صرف خواندن نماز جمعه آنهم سه هفته در میان با ماشین پروازی از تهران به تبریز سفر می کند هم اکنون معمارزاده استاندار آذربایجان شرقی نیز پروازی بوده و تاکنون وی ، خانواده و فرزندانش حاضر نشده اند در تبریز ساکن شوند و لذا پر اهمیت ترین شهر و نقطه کشور بدون سردار مانده و بصورت صوری بوسیله مدیران پروازی از تهران اداره می گردد. متاسفانه در سالهای اخیر پس از هجرت آیت الله مسلم ملکوتی از تبریز به قم و آمدن امام جمعه جدید به این شهر ، حوزه های علمیه استان و شهر تبریز که روزگاری یکی از فعالترین ، غنی ترین و پر بارترین حوزه های علمیه کشور و بلکه جهان اسلام به شمار می رفت به دلیل اقامت خانواده امام جمعه در تهران و عدم حضور فعال وی در این شهر از اعتبار و اهمیت سابقشان کاسته شده و هم اینک در سرگردانی زایدالوصفی اداره می گردند ، جامعه روحانیت مبارز و ائمه جمعه استان به دلیل اعمال نظر ، از استقلال فکری و محوریت و تمرکز لازم برخوردار نبوده و به دلیل حرکت ها و دیدگاه های سیاسی و گاه نگاه جناحی وی ، مدیران لایق پراکنده و فرماندهان دوران دفاع مقدس با خوردن انواع برچسب های دور از شأن از اطراف ائمه جمعه رانده شده اند . ای کاش دفتر امور ائمه جمعه کشور ، هر سال گزارشی از نحوه عملکرد امامان جمعه تهیه و در شهر های مختلف ، میزان محبوبیت مردمی ائمه جمعه را می سنجید و مکتوب به دفتر مقام معظم رهبری ارائه می کرد. متاسفانه برخی از ائمه جمعه به جای اینکه مدافع شأن و جایگاه ولایت باشند با اقدامات نامعقول خویش اسباب تنزیل جایگاه رهبری را در اذهان مردم فراهم می سازند و به جای تاسی از شیوه عملکرد و نوع نگاه پدرانه ای که مقام معظم رهبری در برخورد با مسائل مختلف نظام اسلامی دارد با تنگ تر ساختن دایره خودی بر مخالفین خویش افزوده اند. انتظار می رود استاندار منصوب در استان آذربایجان شرقی فردی مطلع، توانمند، مدیر، مدبر، مجرب، سیاستمدار و آشنا به اوضاع و احوال و مناسبات و ویژگی های خاص آذربایجان و مشخصا غیر پروازی باشد و همچون معمارزاده استاندار کنونی ، استان آذربایجان شرقی را از دفتر استانداری در تهران هدایت ننماید. (وحید کاظم زاده قاضی جهانی) *اولا_ همينكه امام جمعه فعلي تبريز تنها دو سه روز از ايام هفته را در تبريز به سر مي برد ، خود نعمت بزرگي است كه نصيب مردم تبريز شده است و بايد شكرش را بجا آورد! ثانيا_براي بررسي ميزان نفرت و يا محبوبيت امام جمعه تبريز در ميان مردم نيازي به نظرسنجي دفتر امور ائمه جمعه نيست.آنچه عيان است چه حاجت به بيان است.براي بررسي جايگاه اين امام جمعه كافيست كه وي بدون خدم و حشم و محافظ يكروز در كوچه و بازار به پياده روي روي آورد تا از موقعيت خود در نظر مردم با خبر شود، البته اگر جرئت حضور بدون محافظ را داشته باشد. 15_باور کن که مصداق نااهل شده ای! *آقايان اشتباه ميكنيد... آقاي اعلمي اشتباه ميكني . هر لحظه كه قسمتي از وصيت نامه ي امام را مطالعه ميكنم يا سخنراني هاي رهبرم،جانشين امام را ميشنوم،مطمئن تر ميشوم كه منحرف شده اي . خيلي طبيعي است كه قبول نخواهي كرد چون جايي چشم به حقيقت بسته اي و حالا به خاطر زاويه ي كوچكي كه باز كرده اي از حق دور تر و دورتر ميشوي...اما 'نا آگاهانه' يك لحظه به خودت بيا! ببين مخالفان امام حالا در اطراف شما نمي پلكند؟ باور كن مصداق 'نا اهل' شده اي باور كن. نوشتن را رهاكن. سخنراني را رها كن. چهل روز سكوت كن . باكسي حرف نزن.روزنامه هم نخوان.فقط فكر كن .شايد بفهمي كجا اشتباه كرده اي و كجا حقيقتي را ناديده گرفته اي امتحان كن! چيزي از دست نميدهي. اگر متوجه اشتباهت شدي كه سود بزرگي برده اي و اگر به هيچ اشتباهي نرسيدي به راه خودت ادامه بده... به اميد رستگاري شما، خودم و همه . موفق باشي(احمد) *دعا کنید که خدا به راه راست هدایتمان کند! 16_ميترسيد كسي بخواند و شما كوچك شويد؟ سلام آقاي اعلمي. فكر نميكردم نظر من را منتشر نكنيد، اما الان كه بيشتر از چهار روز ميگذرد، نظر بنده را منتشر نكرديد. ديديد كه گفتم! اين هم شاهدش كه هر كسي ظرفيت داشتن قدرت را ندارد و همانطور كه در نظرن كه منتشرش نكرديد گفته بودم، آن زمان حرفهايي را نميزديد كه الان ميزنيد چون در قدرت نيستيد، به جايش حتي طاقت انتشار نظر بنده را در زير يادداشت خود نداريد، بلكه ميترسيد كسي بخواند و شما كوچك شويد؟ نه خير، اتفاقا انتشار نظرات مخالف بزرگي شما را خواهد رساند. به وبلاگ ديگران هم سر بزنيد، ويژگي وبلاگ همين نظرات مختلفي است كه در زير ان نوشته ميشود. يا علي(علياصغر شفيعيان) ادمين: نمي دانم از كدام نظر سانسور شده گله منديد. همه نظرات را بنده منعكس مي كنم و بجز مواردي كه حاوي تهمت به ديگران يا حرف هاي ركيك باشد هيچ مطلبي حذف نمي شود. بنابراين به جاي تهمت زدن به ديگران آيا بهتر نيست كه به همان كار تجاري خود در باكو بپردازيد؟ آيا فراموش كرده ايد زماني كه به عنوان پادوي يكي از گروههاي سياسي در ايسنا مسئول سانسور اخبار اعلمي بوديد و يا به بهانه اينكه مطالب ايشان خيلي تند است و قابل انتشار نيست آنرا سانسور مي كرديد؟ اگر قدري انصاف داشتيد چنين تهمتي نمي زديد.كساني كه اعلمي را مي شناسند مي دانند كه ايشان از همان ابتدا به همين صراحتي كه سخن مي گويد مواضع خود را بيان مي كرد.اگر خواب نيستيد بخشي از نطق هاي ايشان در همين وبسايت منتشر شده است و احتمالا اشتغالات فراوان شما به خريد و فروش فرصت اينكه مواضع قبلي ايشان را مطالعه كنيد از شما گرفته است .اگر تجارت به شما فرصت داد و در مقام عقده گشائي نبوديد يكبار واژه اعلمي را در گوگل سرچ كنيد يقين دارم كه در ديدگاه خود تجديد نظر خواهيد كرد و اگر هم وقت نكرديد قدري دندان روي جگر بگذاريد تا بخش عمده نطق ها و مصاحبه هاي اعلمي در وبسايت قرار گيرد ، مطالعه كنيد و سپس آگاهانه و البته منطقي داوري كنيد ما هم استفاده خواهيم كرد.اگر هم خود را بخواب زده باشيد كه بايد خدا بيدارتان كند.در پايان تاكيد مي كنم هرگاه حوصله تان سر رفت سري به همين وبسايت بزنيد نظرات و انتقادات خود را مستدل و بدون اينكه در بردارنده دروغ و تهمت باشد بنويسيد و مطمئن باشيد كه عينا منعكس خواهد شد.اين پاسخ طولاني هم نشانه اهميت دادن به نظرات هر چند تهمت گونه شماست. موفق باشيد.ضمنا فراموش نكنيد كه تهمت زدن و توهين كردن به ديگران دليل كوچكي افراد است. 17_مکافات ناقضان قانون اساسی؟ با عرض سلام خدمت جناب آقای اعلمی همانگونه که حضرتعالی در تمام نوشته ها ونطقهایتان اشاره میفرمائید،قانون اساسی کشورمان با تمام اصول آن متضمن آزادی وآزادگی برای انسان ، در پرتو احکام نورانی اسلام هستند. اما آنچه که امروزه مشاهده میشود ، بی توجهی به اصول این قانون و نقض مکرر آن از سوی افراد مختلف است . به نظر شما راهی برای برون رفت از این مشکل و بازگشت به قانون اساسی((جمهوری اسلامی ایران))،وجود دارد یا نه؟ وراهکارهای مجازات اینگونه افراد که متاسفانه در مراکز حساس نظام نیز رخنه کرده اند،چیست؟ آیا به نظر شما این افراد ظاهرالصلاح ومثلا پایبند به انقلاب ،خواسته یا ناخواسته سر در آخور بیگانگان ندارند؟آن بیست میلیون دلار آمریکا برای نابودی نظام ،به دست اینها نرسیده است؟ با تشکر(مولازاده) *به سوال شما در یکی از یادداشت هایم پاسخ دادم.موفق باشید. 18_پيشنهادات شما كمي بو دار است! *آقاي اعلمي اگر شما اين عقايد خود را در 2 سال 3 سال 5 يا حتي ده سال بعد از انقلابتان مي زديد عده اي قبول ميكردند. حال با گذشت سي سال پيشنهادات شماها كمي بو دار است . بوي از اين ستون به اون ستون ميدهد. عده اي ميگويند اين حرفهاكلك جديدي است كه دو باره مردم را يك جورديگري سرشان را گرم كنيد. فراموش نفرمائيد نسل سوم صابون شماها را به تنش حسابي ماليدن. (سيد احمدي) * اول- انقلاب تنها مال من نبوده و اکثریت قریب به اتفاق ملت در ایجاد آن سهیم بوده اند. دوم- تا ده سال اول انقلاب گرفتار جنگ و مشکلات ناشی از آن بودیم.
سوم- در آنزمان نه امکانات اینترنتی داشتم و نه صاحب رسانه ای بودم.از سال 70 به بعد هم که با تاسیس روزنامه سلام و همکاری من با این روزنامه تا آنجا که به یاد دارم همیشه بر اجرای قانون تاکید می ورزیدم و در طول دوران نمایندگی ام هم که نطق ها و مصاحبه ها و سخنرانی هایم موید این ادعاست. وانگهی از قدیم گفته اند که ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است و جلوی ضرر را هم هر وقت بگیرید سود است. حالا اگر این صابون ما به کار شما نمی آید، دوست عزیز اینکه دلخوری ندارد، مال بد بیخ ریش صاحبش، بنده آنرا به تن خودم می مالم و کسانی که باورم می کنند و لاجرم فقط خودم و کسانی که عینک بدبینی به چشم ندارند را سرگرم می کنم.موفق باشید 19_دفاع بد خطرناکتر از خوب حمله کردن! *سلام آقاي اعلمي به كجا داري مي ري هم صدا با دشمنان بودن كار شايسته اي نيست . قيامت نزديك است بترس از خدا(محمد) *اینکه گفته می شود بد دفاع کردن خطرناکتر از خوب حمله کردن است،همین است که آقای موسوم به محمد نوشته است.مفهوم سخن او این است که خداوند دفاع کردن از حق الناس و حق حاکمیت مردم بر سرنوشتشان را گناه محسوب می کند. و هر کس از قانونگرائی و جمهوریت و مظاهر آن سخن بگویدو بر اجرای قانون اساسی اصرار بورزد و یا از صاحبان قدرت و فرمانروایان بخواهد که زمینه عملی امر به معروف و نهی از منکر و انتقاد و اعتراض مسالمت آمیز فرمانبران و به تعبیر رایج و پوپولیستی آن ولی نعمتان نسبت به خادمان خود را فراهم سازند تا عقده های انباشته شده به انفجار اجتماعی و شورش مبدل نشود، با دشمنان هم صدا شده است و روز قیامت باید پاسخگو باشد.اگر چنین برداشتی صحیح است پس باید قانون اساسی جمهوری اسلامی را هم در بردارنده مکنونات قلبی دشمنان به شمار آوریم!!باور کنید که گاهی سکوت کردن و اندیشیدن قبل از سخن گفتن، ترجیح دارد به بدون فکر و اندیشه سخن گفتن و نوشتن.موفق باشید. 20_آرزو می کنم که استاندار شوی! *با سلام و عرض ادب به كسي كه هشت سال نماينده مان بوده و هيچ پرونده اخلاقي و مالي ندارد كه هيچ .بلكه فردي به عنوان زبان گويا و حامي طبقه پايين ملت بوده است و در اين راه از هيچ كوششي دريغ ننموده است.از افتخاراتي كه از شركت در راي گيري ها دارم يكي راي دادن به فردي چون شماست قصد تعريف و تمجيد و چاپلوسي ندارم ولي من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق. خيلي آرزو دارم كه روزي اسم شما را به عنوان استاندار آذربايجان شرقي بشنوم تا شاهد تحولي عظيم در عمران و آبادي شهر خود باشم. برايتان آرزوي سلامت و بهروزي دارم. در پناه حق – يا علي(سيدمحرمي) *دوست عزیز! با توجه به اینکه در این کشور آدم های بسیار کوچک به پست های بسیار بزرگی رسیده اند، آرزوی اینکه بعد از دو دوره نمایندگی،اعلمی استاندار شود، آرزوی بسیار کوچک و پیش پا افتاده ای است و اساسا ارزش آرزو کردن را ندارد!! هرچند که یقین دارم نه تنها آبادی و عمران آذربایجان بلکه آبادی و عمران ایران آرزوی اعلمی است. به امید روزی که مردم با انتخاب آزاد خود شخصیت هائی را برای مناصب عالی کشور برگزینند که قادر به تحقق این امر در سطح ایران باشند.موفق باشید. 21_وزیر کشور روسای جمهور بالقوه!!؟ با سلام خدمت دکتر اعلمی و همچنین تمامی بینندگان این وبسایت. آقای اعلمی اخیرا در یکی از روزنامه های محلی خبری مبنی بر 'قول آقایان کروبی و قالیباف مبنی بر وزیر کشور شدن شما در صورتی که این آقایان در انتخابات ریاست جمهوری موفق شوند' را دریافت کردم. با توجه به محبوبیت شما در چهارگوشه کشور به نظر میرسد که از هم اکنون برنامه هایی برای استفاده تبلیغاتی از شما که محبوب دلهای آزربایجانی هستید روی میز قرار دارند. خواهشمند است در این مورد توضیحات لازم را بدهید. یاشاسین آزربایجان یاشاسین آزربایجانین ایگید اوغلان لاری(مهدی) *متاسفانه من هم شنيدم كه در يكي دو تا از نشريات محلي چنين شايعه اي درج شده است.گرچه به حسن نيت دست اندركاران نشريات مذكور يقين دارم، اما انعكاس چنين شايعاتي امتياز مثبتي براي بنده محسوب نميشود. 22_مصاحبه های کروبی و پیگیری مطالبات آذربایجان! جناب آقای دکتر اعلمی بعنوان یک آذربایجانی از زحمات شما در 8 سال نمایندگی تان تشکر و قدردانی می کنم ، تا آنجایی که خاطرم هست شما بیش از همه پیگیر مطالبات به حق آذربایجانیها بوده اید و اینکه به مرور زمان توجه موکلان شما به زحماتتان معطوف خواهد شد مطلب دیگری است آقای دکتر شما بعنوان نماینده اصلاح طلب در مجالس ششم وارد مجلس شدید آیا در زمانی که مجلس در اختیار همفکران شما بود مطالبات آذربایجانیها و از جمله حقوق مصوب قانون اساسی آنها را پیگیر شدید؟سوال دیگر اینکه در صورت امکان نظر خود را در باره آقای کروبی و به خصوص مصاحبه های 20:30 پسند ایشان بر علیه اصلاح طلبان بیان فرمایید. با تشکر(سعید)
*ماداميكه فعاليت حزبي ندارم لاجرم در قبال ديگران هيچگونه مسئوليتي هم ندارم و هركس در مورد عملكرد خود پاسخگوست.اين وبسايت نيز براي آگاهي عزيزاني مانند شما نسبت به ديدگاهها و مواضع، مذاكرات و عملكردم در مجالس ششم و هفتم و نيز خارج از مجلس راه اندازي شده است كه پس از تكميل آن پاسخ خود را دريافت خواهيد كرد. 23_جایگاه انتقاد و نقش ما در پوپولیسم و فرافکنی های رایج آقای اعلمی عزیز مقاله شما مثل همیشه از دل ِ پر درد و سوز ِ خیر خواهی برای ملک و مملکت مملو است. خدایت خیر دهد که در صداقتِ نهفته شده پشت سطوری که نوشته ای شک ندارم. همانطور که اغلب یادداشتهای خوانندگان هم می گفت، آموزش مردم در سیاست و حزب و ... را بحق یک راهکار دراز مدت و زیر بنائی می دانم. نکته ای که می خواهم اضافه کنم آنست که آیا ما خودمان در این برخوردِ پوپولیستی و فرافکنی، نقش نداریم. ما خودمان اینکار را در نهادهای دیگر حکومتی نمی کنیم. آیا ما باصطلاح پای گود ننشسته ایم و بگوئیم لنگش کن! ما فقط رسالتمان آنست که عیبهای دیگران را ببینیم، آنها را بزرگ کنیم و به رخ ملت و اینترنت و ... بکشیم. با قلم تند 'هل من مبارز' بطلبیم! بله، عیبهائی که خیلی شان هم بحق است. و اصلا روی سخن شما تا حدودی همه مسئولین اجرائی کشور را نشانه رفته بود تا فردی خاص را. ولی میخواهم بگویم با این انتقاد تند از عیبهای دیگران چه نیتی را دنبال می کنیم؟ چه هدفی را دنبال می کنیم؟ می خواهیم آنها را متنبه کنیم؟ آیا به سخره گرفتن دیگران با طعن و کنایه و ... راه انسانی یا اسلامی یا غربی یا کجای دنیائی این کار (تنبه دادن دیگران) است؟ آیا اینگونه برخورد کردن هم، گوشه ای از 'رفتارهای پوپولیستی و عوامفریبانه در جامعه فلک زده ما' اما در گوشه ای دیگر نیست؟ بله در گوشه ای که شما ... نمیدانم گوشه (یا زاویه دید) شما را چه بنامم. بگویم منتقدین در مجلس، یا روشنفکران، یا تحصیلکردگانی که بجای خیر خواهی برای ملت، قبول کردن مسئولین با همه خوبیها و بدی هایشان، برای آنها آرزوی توفیق کردن، به آنها مشورت خیر خواهانه دادن، و هزاران کار 'مثبت' که می شودکرد و هزاران زاویه 'خوبی' که می شود دید و... (که از قضا آگاهی مثبت و صحیح مردم را هم بالا می برد) خود را صاحب اختیار 'این جامعه فلک زده' و قوه قضائیه این مملکت و ... می دانند! هر 'گوشه' ای که هستی خدایت خیر دهد. اگر برخی جاها تند رفتم عذر می خواهم.(غلامرضا) *اگر به عنوان نماینده مردم و یا یک نویسنده نسبت به ناهنجاری های اجتماع و انحراف از قوانین، اخلاق و ارزش های فرهنگی و دینی و آرمان های اصیل انقلاب انتقاد کنیم، بعضی ها خرده خواهند گرفت و آنرا مصداق توهین و عیب دیگران گفتن به شمار خواهند آورد و اگر سکوت اختیار کنیم، آنرا بحساب خیانت و در حالت خوشبینانه اش بی خیالی و عافیت جوئی و سکوت در برابر انحرافات خواهند گذاشت! به گمان من وظیفه هر شهروند ایرانی است که در برابر هر گونه خطا و انحرافی ایستادگی کند. در رابطه با این موضوع هم وظیفه امثال بنده روشنگری است. مادامیکه مردم در برابر عوامفریبی ها سکوت اختیار کنند، کماکان پوپولیسم و عوامفریبی بجای مدیریت عالمانه،به عنوان ابزار اعمال قدرت بعضی از دولتمردان باقی خواهد ماند. لذا تصور می کنم که بیان حقایق و این قبیل نارسائی ها، خود نیمی از راهکاری است که شما خواهان ارائه آن شده اید. نیمه دیگر به عهده کسانی است که قدرت و ابزار های آنرا در اختیار دارند. 24_تهییج احساسات یا لزوم تعامل میان احساس و منطق ؟ سلام آقاي اعلمي عزيز . واقعا'به عنوان يك ايراني و آذري كه در تهران زندگي مي كنم وتمامي مسائل سياسي روز را از رسانه هاي مجازي دنبال مكنم به جسارت و شهامت هم رزمي چون شما افتخار مي كنم. اميدوارم مردم ايران عزيز به آن حد بلوغ سياسي برسند تا فريب شعارهاي انقلابي همچون امسال آقاي احمدي نژاد را نخورند چون از انقلاب ما 30سال گذشته است، ديگر زمان تحريك احساسات نيست، بلكه زمان منطق وعقل گرايي است، زماني است كه بايد باتدبير رو به جلو اندشيد. با تشكر. ميرزاخاني(کاظم) *در پاسخ به نظر یکی از کاربران مربوط به یادداشت "پوپولیسم و فرافکنی دو بال قدرت" مطلبی نوشتم که در اینجا نیز صدق می کند و آنرا تکرار می کنم: اصلاح و تغییر این وضعیت یعنی جایگزین شدن منطق به جای احساس و یا تعامل احساس و منطق با یکدیگر، به فرهنگ سازی نیازمند است و این امر به عهده نخبگان جامعه و بیش از همه حاکمان است.حضرت امیر در نهج البلاغه اشاره زیبائی در این مورد دارند:"الناس بامرائهم اشبه من آبائهم"مردم به حاکمان و دولتمردان خود بیشتر از اجدادشان شباهت دارند!حضرت از تعبیر دیگری هم استفاده کرده اند:"الناس علی دین ملوکهم" مردم تابع منش و سلوک کسانی هستند که بر آنها حکومت می کنند. به این اعتبار مادامیکه اغلب رسانه ها بویژه صدا و سیما در انحصار دولت و حکومت قرار دارد و تعداد انگشت شماری از رسانه های غیر دولتی هم برای ادامه حیات و یا شریک شدن در قدرت ناگزیر به تائید و توجیه وضع موجود هستند و دریچه ای به روی وضع مطلوب نمی گشایند، تنها تریبون باقیمانده موثر، مجلس است که ویزای ورود به آنرا هم به کسانی می دهند که همسو با خودشان عقاید مانوس را تبلیغ نمایند! تداوم این وضعیت و تبدیل مجلس به عنوان خانه ملت به خانه دولت ناشی از تفکری است که سیاست را دردسر می داند ، گرچه این تفکر یک واقعیت است اما "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم"خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به این تغییر آن روی آورند. 25_شاگردی شریعتی؟ سلام آقای اعلمی چند روز پیش در مطلب یکی از بزرگوارانی که برایتان پیام ارسال کرده بودند دیدم نوشته اند که شما شاگرد مستقیم دکتر شریعتی بوده اید،خواستم بدانم این موضوع صحت دارد؟ البته نطقهای شما چنان زیباست که فکر کنم آن دوست محترممان آن عبارت را که حضرتعالی همان (( سوتک )) مورد آرزوی دکتر شریعتی هستید،به زیبائی در موردتان استفاده کرده اند در پناه حق باشید(کاوه) *کم و بیش سعی می کردم که با حضور در جلسات درس و سخنرانی و مطالعه آثار ارزشمند ایشان از آن چشمه علم و معرفت و مروج تشیع علوی و دافع تشیع صفوی فیضی ببرم و قسمتی از بضاعت علمی و اندوخته های اندک خود را هم مرهون همین مجالست می دانم. 26_نقش نخبگان جامعه در پوپولیسم ستیزی! سلام و خسته نباشید. مسایل و مطالبی را که شمادر خصوص پوپولیسم و فرافکنی مطرح کردید را خواندم. با نظرات شما کاملا موافقم. ضمن اینکه باید به روی دیگر سکه هم نگاه کرد. شهروندانی که کمترین آگاهی را نسبت به مسایل سیاسی دارند. سیاست برای آنها یعنی دردسر . اغلب آنها بدون کوچکترین شناختی نمایندگان خود را انتخاب می کنند.مطالعه کردن برای آنها تنها یک دلیل می تواند داشته باشد داشتن شغل و امرار معاش . تا زمانی که نتوانیم شهروندانی را پرورش دهیم که با دیدگاه انتقادی به منسوبین و نمایندگان نگاه می کنند و از تقدس سازی بر حذر باشند و مو را از ماست بیرون کشند و از خوش خیالی مخرب بدور باشند نمی توانیم از دام شعارهای عوامفریبانه و فرافکنی مشکلات و بحرانها بر دوش یکدیگر از جانب نمایندگان رهایی یابیم.(جاوید)
*تغییر این وضعیت به عهده نخبگان جامعه و بیش از همه حاکمان است.حضرت امیر در نهج البلاغه اشاره زیبائی در این مورد دارند:"الناس بامرائهم اشبه من آبائهم"مردم به حاکمان و دولتمردان خود بیشتر از اجدادشان شباهت دارند!حضرت از تعبیر دیگری هم استفاده کرده اند:"الناس علی دین ملوکهم" مردم تابع منش و سلوک کسانی هستند که بر آنها حکومت می کنند.به این اعتبار مادامیکه اغلب رسانه ها بویژه صدا و سیما در انحصار دولت و حکومت قرار دارد و تعداد انگشت شماری از رسانه های غیر دولتی هم برای ادامه حیات و یا شریک شدن در قدرت ناگزیر به تائید و توجیه وضع موجود هستند و دریچه ای به روی وضع مطلوب نمی گشایند، تنها تریبون باقیمانده موثر، مجلس است که ویزای ورود به آنرا هم به کسانی می دهند که همسو با خودشان عقاید مانوس را تبلیغ نمایند! تداوم این وضعیت و تبدیل مجلس به عنوان خانه ملت به خانه دولت ناشی از همان تفکری است که شما به آن اشاره کردید:"سیاست یعنی دردسر"!!گرچه این تفکر یک واقعیت است اما "ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم"خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود به تغییر آن روی آورند. 27_آیا از مردم انتظار حمایت داشتید؟ باز هم سلام،سلام بر غیور مرد تنهای! آذربایجان آقای اعلمی،جسارتا 2،3 تا سوال شخصی: 1_آیا قصد دارید در انتخابات آتی ریاست جمهوری کاندیدا شوید؟ 2_اگر قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را ندارید،آیا در دوره بعدی انتخابات مجلس حاضر خواهید بود؟یا قید نمایندگی را زده اید؟! 3_آیا در زمان رد صلاحیت شما از مردم انتظار داشتید که از حقوق شما دفاع کنند؟(با وجود اینکه بعد از یکی از بازیهای تراکتور سازی جرقه هایی زده شده بود!) 4_من و دوستداران شما(اکثریت ترک زبانان وحتی فارس زبانان!)دوست دارند اعلمی همیشه در صحنه باشد!چه تصمیمی برای فعالیت خودتان دارید؟ آیا از طریق همین وب سایتتان حرفهایتان را خواهید زد؟ ممنون،ببخشید که سوالها زیاد شد azerbaycan milleti her zaman ve her halda sizi unutmayacak ve sizin kimi mard ogullara fexr edecek,saygilarimla,yashasin Dr.Alami (محسن) *پاسخ سوال های 1 و 2 ، همین دو دوره نمایندگی هم برای هفت پشتم کافیست! پاسخ سوال سوم: چیزی را از دست ندادم و از هیچکس هم هیچ انتظاری نداشته و ندارم و اگر در طول دوران نمایندگی خدمتی کرده باشم انشاءالله مورد رضایت خداوند واقع شود. البته قدرشناسی صفت و نعمتی است که امیدوارم خداوند به همه ما عطا نماید! پاسخ سوال چهارم: تا خدا چه خواهد. فقط امیدوارم فرصتی هم پیدا کنم تا جبران گذشته را نموده و به خانواده ام هم گوش چشمی داشته باشم! 28_شایعه وزارت!؟ با سلام خدمت دکتر اعلمی و بینندگان محترم این وبسایت. بنده در نوبت خودم فعالیت های جناب اعلمی را قدر میدانم. مطمئنا مردم آزربایجان و تاریخ با به خاطر سپردن نام شما به نیکی جواب زحماتتان را خواهد داد. آقای اعلمی اخیرا در یکی از روزنامه های محلی شایعه ای مبنی بر زنگ زدن آقایان کروبی و قالیباف به شما و پیشنهاد وزیر کشور شدن شما در صورت موفقیت آنها در انتخابات آتی ریاست جمهوری خواندم. لطفا در این مورد توضیحات لازم را بفرمائید.(مهدی) *پیش از این در پاسخ به یکی از کاربران هم نوشتم که صدر تا ذیل این خبر کذب محض است و با وجود اطمینان از حسن نیت دست اندرکاران نشریه مذکور، درج چنین شایعه ای را آنهم بدون اینکه با خودم در مورد صحت و سقم آن مشورت شود به مصلحت نمی دانم. مضافا بر این در صورت صحت خبر نیز چنین پیشنهاداتی به هیچوجه اعتبار و امتیازی برای اینجانب محسوب نمی شود. 29_پشت پرده ناکام ماندن سوال از رئیس جمهور!؟ ضمن تشکر از جنابعالی به خاطر دادن آگاهی های لازم به مخاطبانتان ، تاسف می خورم از اینکه چرا نمایندگان...لایق مجلس هفتم ( منهای شما و برخی اصلاح طلبان ) طرح کاملا منطقی و به موقع شما در مورد سوال از رئیس جمهور را عملی نکردند . فکرش را بکنید که اگر این طرح در زمان مورد نظر شما عملی می شد و مجلس رای به عدم کفایت رئیس جمهور می داد الان چقدر از ضررهای پیش آمده به کشور و مردم جلوگیری شده بود . واقعا حیف !!!! خواهشمندم در مورد رازهای پشت پرده عدم موفقیت این طرح بیشتر توضیح دهید. زنده باد اعلمــــــــــ |