|
50 نظر شما و 50 پاسخ ما (بخش دوم)
بخشی از نظرات کاربران محترم و پاسخ هائی که ارائه شده، خود به تنهائی از قابلیت یک یادداشت مستقل برخوردار است، اما نظر به اینکه در بخش نظرات و ذیل بعضی از یادداشت ها منعکس می شود، ممکن است که از دید بسیاری از کاربران دیگر مغفول و مهجور باقی بماند و یا اساسا امکان مطالعه یکایک یادداشت ها و نظرات ارائه شده در ذیل آن فراهم نگردد، لذا از این پس به احترام کاربران محترم، هر چند گاه یکبار 50 نظر شما را(با انتخاب یک عنوان برای هر یک از آنها) همراه با پاسخ هائی که ارائه شده است، بصورت مجموعه ای مستقل عرضه خواهیم کرد و امیدواریم که مورد رضایت و بهره برداری دوستان گرامی واقع شود. انتظار می رود که با مشارکت عالمانه کاربران در یادداشت هائی که تقدیم می شود، به این وب سایت و بخش "50 نظر شما و 50 پاسخ ما"غنای بیشتری بخشیده شود. ضمنا از حذف قسمت عمده ای از نظرات کاربران عزیز که تنها حاوی ابراز لطف و محبت آنها نسبت به اعلمی بوده است، جدا پوزش می طلبیم. لطفا نظر خود را نسبت به این بخش اعلام بفرمائید و اینکه آیا این روش را ادامه بدهیم یا خیر؟ با تشکر از همراهی شما عزیزان. (مدیر سایت)**
51_ روش های پیروزی در انتخابات و کاتالیزورهای آن! *سلام 1- آیا امیدی به بهبود وضع اقتصادی هست؟ 2 - ایا احتمال پیروزی مجدد اقای احمدی نزاد هست؟ با توجه به وضعیت اقتصادی که حاکم شده است؟ 3 - علت اختلاف برخی از اعضاء اصولگرایان چه در کابینه و چه در مجلس را در چه می دانید؟ 4- هم دوستت دارم هم میبوسمت.( پورحسن) *بهبود وضعیت اقتصادی در گرو عواملی نظیر؛ بهبود سیستم و سیاست ها ، بهبود برنامه، بهبود مدیریت کلان کشور، بهبود عملکرد مجریان، استفاده بهینه از منابع و جلوگیری از اتلاف منابع و اعمال نظارت مطلوب بر برنامه های مصوب و عملکردهااست. مهمتر از همه بهبود وضع اقتصادی ارتباط مستقیم با بهبود وضعیت سیاسی دارد، لذا برای حل این معادله چند مجهولی وقت بسیار باید صرف کرد و باصطلاح کار هرکس نیست خرمن کوفتن، گاو نر می خواهد و مرد کهن! در این معادله چند مجهولی، فقدان سیستم اقتصادی حل معادله مذکور را بسیار دشوار می کند.با این وصف اگر امید را هم از ما بگیرند، انگیزه ای برای نفس کشیدن باقی نخواهد ماند؟ 2- ما با دو گزینه مواجه هستیم؛ "پیروز شدن" و "پیروز کردن"! و هر دو احتمال بیکی از سه روش زیر وجود دارد؛ روش اول این است که طبق معمول و کماکان از طریق نهاد تحدید کننده حق انتخاب مردم(شورای نگهبان)، دایره انتخاب شرکت کنندگان در انتخابات را به انتخاب میان بد و بدتر محدود کنند و بخش وسیعی از شرکت کنندگان در انتخابات از بغض معاویه به گزینه دلخواه آنان رای دهد. روش دوم این است که بکمک ثروت باد آورده و بی حساب و کتابی که در اختیار دولت قرار داد ه اند و با کاتالیزور پوپولیسم و سوء استفاده از سادگی بسیاری از رای دهندگان، در میان آنان انگیزه رای دادن دوباره به گزینه مورد نظر را فراهم سازند.روش سوم، همه چیز در اختیار یک جریان خاص است و انگیزه قوی برای حفظ موقعیت کنونی وجود دارد، کافیست ترتیبی اتخاذ شود که که معجزات الهی به درون صندوق ها هم رخنه کند و یا در هنگام شمارش آراء همچنان "فضل الهی"! شامل حال بعضی ها شود. بهر روی مطمئن باشید که هرگز اجازه نخواهند داد گزینه های غیر خودی و گزینه هائی که مطلوب قاطبه ملت هستند،در انتخابات شرکت کرده و یا از صندوق ها خارج شوند. 3- بخشی از این اختلافات طبیعی است و ناشی از اختلاف در سلیقه و نگاه است و بخشی دیگر معطوف به دعوای قدرت و سهم خواهی های بیشتر از قدرت است، احتمال دوم را قویتر می دانم. 52_ آب باریکه و سخنگوی اختناق! *آقای اعلمی من شما را اولین برای در مجلس هفتم در رابطه با بحثی که با باهنر داشتید و صدا و سیما اون را با آب و تاب پخش کرد و سعی کرد که شما را مقصر جلوه بده ... و پس از دنبال کردن اون موضوع و دادن حق به شما در وجدان خودم شناختم و شما یکی از نمایندگان محبوب من به شمار رفتید و با دنبال کردن بعضی از وقایع مجلس چون خواندن اخباری که نظرات شما در رابطه با حق ایران از دریای خزر در کمیسیون امنیت ملی بازتاب میداد به شما اعتقاد پیدا کردم ... متاسفم که شما دیگه در مجلس نیستید نه برای شما بلکه برای همه ایرانی ها که به وجود انسان هایی چون شما احتیاج دارند ... متاسفم که به جای افرادی چون شما موجوداتی چون با...( سخنگوی اختناق) ، ح... و ... در خانه ملت!!! هستند ...و شک دارم که این خانه دیگه واقعا خانه ملت باشه ... به هر حال امیدوارم از طریق همین سایت ارتباطتون را حداقل با جامعه اینترنتی ایران حفظ کنید و همیشه موفق و از گزند دشمنان در امان باشید ... من برای موفقیت شما و کشورم دعا می کنم و به خاطر بسیاری از مواضع بر حقی که در مجلس هفتم داشتید به عنوان یک ایرانی سپاسگذارم ... (مریم) *از لطف شما تشکر می کنم و فعلا برای ارتباط با دوستان، این آب باریکه را در فضای مجازی حفظ کرده ایم. 53_ آیا در سفرهای استانی می توان بدون مجوز مجلس،ریالی هزینه کند؟ *جناب آقای دکتر همچنانکه میدانید آقای احمدینژاد در سفر های استانی ضمن وعده و وعید هایی متعدد و اکثرا مکرر از اعتبار هایی هم سخن بمیان میاورد که کمی قابل تامل است و این سوال پیش می آید که آیا احدی میتواند بدون مجوز مجلس و خارج از بودجه ،ریالی هزینه کند ؟ و اگر این کار شد آیا نیازمند مصوبه ایی دیگر است ؟ یا اصولا خلاف قانون عمل میکند؟لطفا مستدل و حقوقی پاسخ بفرمایید . ممنونم(محمد) * پاسخ شما را با استناد به چهار اصل قانون اساسی ارائه می کنم: _"بودجه سالانه كل كشور به ترتيبي كه در قانون مقرر مي شود از طرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم مي گردد. هر گونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود." اصل52 _"كليه دريافتهاي دولت در حسابهاي خزانه داري كل متمركز مي شود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام مي گيرد." اصل53 _"ديوان محاسبات كشور مستقيما زير نظر مجلس شوراي اسلامي مي باشد. سازمان و اداره امور آن در تهران و مراكز استانها به موجب قانون تعيين خواهد شد." اصل54 _"ديوان محاسبات به كليه حسابهاي وزارتخانه ها، موسسات، شركتهاي دولتي و ساير دستگاه هايي كه به نحوي از انحا از بودجه كل كشور استفاده مي كنند به ترتيبي كه قانون مقرر مي دارد رسيدگي يا حسابرسي مي نمايد كه هيچ هزينه اي از اعتبارات مصوب تجاوز نكرده و هر وجهي در محل خود به مصرف رسيده باشد. ديوان محاسبات، حسابها و اسناد و مدارك مربوطه را برابر قانون جمع آوري و گزارش تفريغ بودجه هر سال را به انضمام نظرات خود به مجلس شوراي اسلامي تسليم مي نمايد. اين گزارش بايد در دسترس عموم گذاشته شود"اصل55 54_ امنیت اجتماعی و مدل چکمه ، مانتو ، مو و ... سلام و عرض ارادت آقای اعلمی عزیز. خوشحالم که میبینم وب سایت دارید و میشه باهاتون ارتباط برقرار کرد و ناراحتم از اینکه دیر این مسئله را فهمیدم. جناب اعلمی یکی از بزرگترین دلخوریهای من و امثال من از مجلس هفتم و تک تک نمایندگانش چه اصلاح طلب و چه محافظه کار مربوط میشه به سکوتشون نسبت به طرح افزایش امنیت اجتماعی و اقدامات سلیقه ای و غیر قانونی پلیس که طبعا می بایست مورد اعتراض پاسداران قانون اساسی یعنی نمایندگان ملت قرار می گرفت. طبق قانون اگر بنا باشد مدلی از مو یا چکمه و یا هرچیز دیگر ممنوع شود و خاطی مجازات گردد می بایست لایحه ممنوعیت فلان مدل مو و میزان مجازات از طرف قوه قضاییه به مجلس تحویل گردد و لایحه پس از بررسی و تصویب در کمیسیون قضایی مجلس به رای نمایندگان گذارده شود و پس از تصویب و با اوضاع فعلی تایید شورای نگهبان به پلیس بعنوان ضابط قضایی ابلاغ گردد! اما شوربختانه امروز درحالیکه در خیابان راه خود را میرویم توسط پلیس با خشونت بازداشت میشویم و وقتی علت را جویا میشویم میگویند که فلان گروه شیطان پرست در فلان کشور غربی مدل موی شما را دارد و بهمین دلیل بازداشت و روانه زندان میشویم. چکمه - مانتو - مدل مو - سایز تی شرت - فاق شلوار و ... هیچکدام به تصویب نمایندگان در هیچ مجلسی نرسیده و هیچ متن مکتوبی درباره آن وجود ندارد و تنها فرمانده نیروی انتظامیست که در اوج بی قانونی قانون گذاری میکند تا آنجا که امروز پیامبر اسلام را هم بخاطر موی بلند آب زده و چشمان سرمه کشیده بجرم ظاهر غیر اسلامی در خیابانهای جمهوری اسلامی دستگیر خواهند کرد!؟ گله من از نمایندگانیست که سکوت کرده و میکنند چرا که کسانیکه دستگیر شده و میشوند خواهران و مادران و برادران و عزیزان ما هستند که بی هیچ جرمی طعم زندان و بازداشت و تحقیر را می چشند(دانشجو) *ایکاش مشروح مذاکرات کمیسیون ها و بویژه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هم چاپ و منعکس می شد تا امثال شما عزیزان پی می بردید که حتی در این خصوص هم بنده سکوت نکرده ام. امیدوارم که روزی در خاطراتم به به برخی از مذاکرات خود با مسئولان مختلف در مورد مسائلی که مطرح شده بپردازم.با این وصف تاکید می کنم که طبق قانون تنها افعال و ترک افعالی که برای آنها در قانون، مجازات تعیین شده جرم محسوب و قابل پیگیری است. 55_ خردک شرری هست هنوز؟ *سلام موقعی که داشتم این بلاگتونو میخوندم؛ همزمان داشتم آهنگ قاصدک رو از آقای شجریان گوش می دادم: راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی، جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟ آقای اعلمی از شما می پرسم. به درود(بهمن) *انسان به امید زنده است! 56_ راه دشواري بايد طي شود! سلام در ابتدا بايد از شما بخاطر جمع بستن مطالب قبلي معذرت خواهي كنم وقتي در رابطه با سوابق شما با دوستانم بخصوص دوستان تبريزي صحبت كردم نقاط مشترك همه شجاعت ديرباز شما بوده و من بخاطر اين موضوع ضمن معذرت خواهي از شما طلب حلاليت مي كنم. آنچنانكه در مطالب قبليم نيز گفتم استاد بزرگوار درست است كه انقلاب از آرمانهاي خود در حال فاصله گرفتن است ولي اين فاصله در حال افزايش نظام ديكتاتوري در جامعه است- افرادي كه بر مسند قدرت نشسته اند با نوع برخورد خود در ذهن يك چيز را تداعي مي كنند حكوت استبدادي - در اينجا با سياست بازي طوري رفتار شده كه حكومت نه دمكراتيك است نه ظاهر استبدادي دارد- مردم راي مي دهند به چه چيز؟ موضوعي است كه پايه گذاران جمهوري اسلامي با الگو برداري از نظامهاي كمونيستي به سمتي كاناليزه نموده اند كه در آن فقط خواست و خوشنودي يك نفر مطرح بوده و خواهد بود- متاسفانه خرد جاي خود را به اطاعت كوركورانه داده كه نتيجه آن پرداخت هزينه ي سنگيني است كه قشر عظيمي از جامعه در حال پرداخت آن است - كسي به آنچه كه قسم مي خورد پاي بند نيست- براي اصلاح اين قضيه راه دشواري بايد طي شود زيرا ارزشها كم رنگ و كم رنگ تر مي شوند و منافع مالي ديگر مطرح نيست و اين موضوعي است درد آور(محمد) *از حسن ظن اخیر تان تشکر می کنم. چه باید کرد؟ راه حل ارائه بفرمائید. 57_ رعایت اصول انسانی و اخلاقی با سلام، من نه قصد تملق دارم و نه از این کار خوشم می آید. بخاطر نوع کار و فعالیتم، ساعتهای زیادی را در اینترنت سپری می کنم. به همین علت، یکی از خوانندگان مطالب شما هستم. همیشه از نوع برخورد شما بخاطر رعایت اصول انسانی و اخلاقی راضی بوده و دفاع کرده ام و تفاوت میان اخلاق مذهبی شما و ... برایم جذاب و آموزنده بوده. دلیل ارسال این کامنت هم تشکر از صداقت و مردانگی شماست. پیروز و پایدار باشید. ( Mohsen) *از شما و سایر عزیزانی که بنحوی مرا مورد لطف خود قرار می دهند،متشکرم. وجود دوستان خوبی مانند شما در فضای مجازی مایه خوشحالی و دلگرمی است. 58_خبرنگاران خوب و باوفای پارلمانی! سلام...از اینکه شما رو دیگه توی مجلس نمی بینم واقعا چند روزی که ناراحتم ..البته قول می دهم اگه مشکلی مطبوعاتی پیش اومد بیایم دفتر حقوقی تون فقط به شرطی که پول نگیرید....(سمیه نصرتی) *سر کار خانم نصرتی!امیدوارم که هیچگاه با مشکلی مواجه نشوید. هر جا که باشم در خدمت همه خبرنگاران خوب و باوفای پارلمانی هستم و از همین جا بر خود لازم می بینم که از زحمات و خدمات بی شائبه چندین ساله شما عزیزان در اطلاع رسانی و انعکاس اخبار مربوط به نمایندگان تشکر نمایم. از خداوند توفیق و سربلندی شما را مسئلت می نمایم.
59_ تحقیق و تفحص از شورای نگهبان؟ *با سالم خدمت جناب اعلمی عزیز آیا مجلس میتواند از عملکرد شورای نگهبان در انتخابات مجلس هشتم تحقیق و تفحص نماید ؟ و همچنین از مجموعه نهادهای انتصابی رهبر انقلاب؟(علی) *طبق اصل هفتاد و ششم قانون اساسی "مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را دارد".اما شورای نگهبان علیرغم صراحت و اطلاق این اصل، نهاد های زیر نظر رهبری را از این نعمت مستثنی می داند و آئین نامه داخلی مجلس هم بر اساس تفسیر شورای نگهبان تنظیم شده است.با این وصف مجلس ششم و هفتم با کسب موافقت مقام رهبری به تحقیق و تفحص از صدا و سیما و قوه قضائیه مبادرت کرد.ضمنا شورای نگهبان تافته جدا بافته ای است و هر کاری کند کس نتوان خواستن از او حساب. 60_سانسور نظرات گهربار! *سلام . جناب آقای اعلمی اگر این اعمال از طرف شما میباشد و شخصاً به این نظرات پاسخ می دهید ، باید بگویم سر تا پا دروغ بودن حرف های شما برایم روشن شده است. پس بگذارید چند بیتی خطاب به مردم عزیزم در مواجهه با امثال شما بگویم . ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند تا داستان عشق وطن باورت کنند من رفتم ازچنين ره و ديدم سزای خويش بس کن تو، ورنه خاک وطن برسرت کنند بر زنده باد گفتن اين خلق خوش گريز دل برمنه که يک تنه در سنگرت کنند بدا به حال این ملت در مقابل انسانهای دو رو و بی دینی که به راحتی حرف از علی میزنند و برای تأیید گزافه های خود به فرمایشات آن عادل متوصل میشوند .(رضاحسینی از مرند) *پاسخ هر دو نوشته شما را در یکجا می دهیم: ظاهرا مشکل شما خیلی حاد شده است و علاوه بر ...، گرفتار توهمات شدید هم شده اید!نوشته های شما آنقدر زیبا و پر محتواست که اساسا بخود اجازه نمی دهیم حتی قسمت هائی از آنرا حذف کنیم تا چه رسد به اینکه خدای ناکرده مطالب غیر واقع را بنام شما ثبت کنیم، مگر عقلمان را از دست داده ایم که با جرح و تعدیل در سخنان ارزشمند شما مخاطبینی را که بخاطر وجود آثار شخص شریفی نظیر حضرتعالی که سایه تان بر سر این سایت مستدام باد بدست آورده ایم،از دست بدهیم!!؟.اگر همچنان گرفتار وهم و خیال هستید و بقول خودتان گمان می کنید که "باکمال وقاهت"(البته اگر جسارت نباشد از این ببعد "وقاهت" را وقاحت و "متوصل" را متوسل بنویسید)مطالب غیر واقع بنام شما ثبت شده است برای اینکه به تاریخ کشور ظلمی نشده و به آن خدشه ای وارد نشود!یکبار دیگر فرمایشات گهربار قبلی را که تصور می کنید دچار توطئه و جرح و تعدیل شده است، در همین جا با آب طلا مرقوم فرمائید تا باانعکاس کامل آن کاربران محترم از مطالب ادیبانه تان که قطعا معرف شخصیت شماست فیض کامل را ببرند.ضمنا نظر به اینکه ممکن است بعضی از همفکران شما هم بجای استفاده از عقل و منطق به سبک شما عمل نمایند توصیه می شود که : ا- از این پس حتما از مرقومه خود پرینت بردارید! 2- پیش از تهدید دیگران به قد و اندازه خود حتما توجه بفرمائید و حتما تهدیدات خود را از طریق رسانه های گروهی عملی سازید! 3- به محض اینکه احساس کردید که مشکل روحی شما به نقطه بحرانی رسیده است حتما دوباره به این سایت سری بزنید و خود را در همین جا تخلیه بفرمائید تا خدای نا کرده به خود و دیگران لطمه ای وارد نسازید!البته از این پس انتظار نداشته باشید که ما دوباره وقت محدود خود را صرف مداوای شما نمائیم. 4- نا امید نشوید ما کماکان برای بهبودی هر چه سریعتر شما و امثال شما دعا می کنیم(اللهم اشفع مرضانا).البته در اینجا هم مراکزی برای مداوای شما وجود دارد اگر به مصلحت می دانید نام و نشان واقعی و تلفن خود را مرقوم بفرمائید تا اقدامات لازم به عمل آید. 5- این آیه قران را هم بدهید با خط خوانا بنویسند و آنرا تابلو کرده و به دیوار منزل خود بیاویزید: "ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذين لا يعقلون" 6-خطاب به مردم نوشته اید:"ترسم زفرط شعبده چندان خرت کنند"! لطفا حرمت مردم را حفظ کرده و قیاس به نفس نفرمائید. 7- هر گاه دست از توهین کردن و تهمت زدن برداشتید مطمئن باشید که بطور کامل سلامتی خود را باز یافته اید و در این صورت خدا را شاکر باشید و بدانید که با کمال میل نظرات منطقی و دیدگاه های مخالف شمارادراینجا منعکس خواهیم کرد. 61_نتایج انتخابات مجلس هشتم جناب اقاي اعلمي شما در مورد انتخاب مردم تبريز در دوره هشتم چه نظري داريد ايا نمايندگاني كه با 60 يا 70 هزار راي مردم به مجلس مي روند صلاحيت دارند.(بابک) *پیش از این طی دو یادداشت جداگانه در تحلیل انتخابات مجلس هشتم، نظر کلی خود را در مورد انتخابات اخیر ارائه کرده ام. 62_زمانی که مردم حامی اصلاح طلبان بود چه کردید؟ سلام جناب اعلمی من میشه گفت از مشتریان همیشگی شما بودم و فکر می کردم شما تنها کسی هستید که می توانم در چهار چوب جمهوری اسلامی به او اعتماد کنم . من شما و حرفهایتان را تحسین کرده و می کنم، چون به نظرم صداقتی هر چند با ملاحظاتی در صحبت هایتان موج می زند و این بیشتر مرا جذب شما می کند . چند وقتی بود که به سایت شما نیامده بودم تقریباچند روز بعد از آخرین سخنرانی قبل از دستور شما در مجلس. دلیلش هم احساس خودم در مورد اینکه به همه نظرات خوانندگان توجه ندارید چرا که نظری که برای شما نوشته بودم را نگذاشته بودید البته بازم تکرار می کنم این احساس خودم است و چرایی این ماجرا را نمی پرسم چون هر کسی برای خود خط و مشی مشخصی دارد . در هر صورت امروز که باز هم به سایت شما سر زدم دیدم برای سوال یکی از دوستان یادداشتی گذاشته اید سر درد دل من هم باز شد . من هم سوالی از شما دارم که اگر صلاح دانستید پاسخش را برایم ارسال کنید و آن اینکه شما چندین و چند سال در مجلس بودید زمانی که قانون مطبوعات در مجلس بررسی می شد یا اصلاح قانون انتخابات و یا خیلی از این موارد، نتیجه در نهایت چه شد نه اینکه خیلی ها از داشته هایشان نیز محروم شدند آن موقعی که ملت پشت سر شما بود نتواستید کاری بکنید حالا که کسی نیست چه می خواهید بکنید من به عنوان کسی که به شما و اصلاحات رای دادم اینک ناامید شده ام . بنیان گذار انقلاب در سخنان خود صحبتی دارند به این مضمون 'اگر پدران ما به حکومتی رای دادند و مشروعیت بخشیده اند برای خودشان بود ما این حکومت را به رسمیت نمی شناسیم' حال سوال من این است اگر پدر من انقلاب کرد و حکومت جمهوری اسلامی را انتخاب کرد نقصیر من چیست که این نوع حکومت را نمی خواهم آیا من نیز می توانم با صدای بلند گفته ایشان را تکرار کنم و می دانم خیلی های دیگر نیز این را نمی خواهند .(دا...) *آقای دا...! نوشته بودید که مایل نیستید گلایه و سوال شما در وبسایت قرار بگیرد و خواسته بودید که پاسخ را برایتان ارسال کنم،اما نظر به اهمیت موضوع مشخصات شما را بطور کامل حذف کردم و دوباره با آی پی دیگری و حذف نام شما، نوشته تان را همراه با پاسخ خودم منتشر می کنم: ابتدا از حسن ظن جنابعالی نسبت به خود تشکر می نمایم. نوشته اید که دلیل قهر موقتتان با نوشته های این سایت ناشی از عدم توجه بنده به همه نظرات و بویژه عدم انعکاس نظر شما بوده است، بپذیرید که قدری کم لطفی می کنید، زیرا تا کنون سعی کرده ام که بدون استثنا همه نظرات را البته در مواردی با رعایت ملاحظاتی که گریزی از آن نیست، آنهم بصورت نقطه چین شده منعکس کنم و در طول دو سه هفته اخیر که بخش مربوط به نظرات کاربران محترم فعال شده است بدون استثنا همه نظرات را شخصا مطالعه و منتشر کرده ام. لذا برای اطمینان بیشتر دوباره همه یادداشت ها را مرور کردم و حتی یک مورد هم یادداشت منتشر شده بخصوص با نام دا... وجود نداشت. امااینکه نوشته اید زمانیکه ملت پشت سر ما بود نتوانستیم کاری بکنیم و دلیل این ادعای خود را نیز ناکامی در اصلاح و تصویب قانون مطبوعات و انتخابات ذکر کرده اید، هم ادعای درستی است و هم نادرست! درست از این جهت که مجلس ششم و دولت خاتمی با همه هیاهوئی که در ظرف 4 سال برای لوایح دو قلو براه انداخت در پایان ناگزیر به عقب نشینی و پس گرفتن آنها شد!!قطعا این عقب نشینی را نمی توان به حساب اقتدار و توانمندی مجلس و دولت خاتمی نوشت و اگر من بجای خاتمی بودم و واقعا حل مشکلات اساسی کشور رادر گرو اصلاح قوانین مورد اشاره می دانستم، با پشتوانه 23 میلیون رای تا خواسته مردم را به کرسی ننشانم هرگز عقب نشینی نمی کردم هرچند که سمبه طرف مقابل پرزور هم باشد و در نتیجه آنها را وادار به تمکین از خواست و اراده ملت و قانون اساسی می کردم.اما واقعیت این است که مشکلات کشور فقط معطوف به تصویب و یا عدم تصویب لوایح مذکور نبود و مجلس ششم و دولت خاتمی بجای چهار سال اصرار بی نتیجه برای اصلاح دو لایحه مذکور باید تمام توان خود را مصروف مسائلی می کردند که خروجی آن رضایتمندی مردم بود و سپس با استفاده از انرژی مردم به اصلاح ساختارهائی می پرداختند که تحمل اصلاح قوانین مطبوعات و انتخابات را هم ندارند.بنابراین شتر سواری دولا دولا نمی شود ولی خاتمی بنا به هردلیلی تن به چنین سیاستی داد! ضمنا اگر تعداد این "من" ها که اشاره کرده اید به حدی باشد که با استفاده از یک سازوکار مدنی بتوان ثابت کرد که اکثریت مردم با حکومت کنونی موافق نیستند، با توجه به همان استدلال بنیانگذار جمهوری اسلامی و حق طبیعی مردم برای اعمال حاکمیت بر سرنوشت خود، باید قادر به تغییر آن باشند. ضمنا ناامیدی کار شیطان است و انسان با امیدهایش زنده است.موفق باشید. 63_فکر نمی کنید که فریب خوردید!؟ سلام. یه سوال که خیلی دلم می خواد درباره اش بنویسید. این همه جنگید و مصیبت کشیدید. حالا دارن حذفتون می کنن. سوال: فکر نمی کنید فریب خوردید؟ آیا هنوز هم عاشق امامید و چرا؟(سید) *خوشبختانه هرگز براي تامين رضايت اشخاص از جمله بنيانگذار انقلاب كاري نكردم و هرگز عاشق كسي نبوده ام كه اكنون بر آن اصرار بورزم و يا رويگردان شوم. بلكه احساس مسئوليت و عمل به وظيفه و و تلاش براي دستيابي به آرمان هايم مشوق و نيروي محركه بنده در هر كاري بوده است .لذا اگر به بنيانگذار انقلاب تاسي كرده ام آگاهانه و بخاطر ايده هاي ارزشمندي بوده است كه ارائه داده و يا وعده آنرا داده اند و اگر آن وعده ها تحقق نيافته به انتقاد از وضع موجود روي آورده ام .بنابراين اگرهم كاري كرده باشم اميدوارم كه مورد رضايت خداوند واقع شود و بس.از طرفي آيا تصور مي كنيد كساني كه در جبهه ها براي دفاع از كشور و نواميس خود جنگيده اند فريب خورده اند و اكنون بايد پشيمان باشند!؟ 64_قانون اساسی و سراب بودن نجات جامعه!؟ با سلام با توجه به پاسخ آقاي اعلمي مي توان چنين نتيجه گرفت كه: 1_طبق اصل 177 قانون اساسي نبايد اميدي به اصلاح واقعي قانون اساسي ( با توجه به نياز جامعه و انتظار نخبگان )داشت چرا كه اصللاحي كه به پيشنهادرهبري و با شوراي متشكل از افراد منصوب شده از طرف رهبري (تقريبا اكثريت اعضا) انجام گيرد در راستاي افزايش اختيارات قدرتهاي انتصابي و كاهش نقش مردم در سرنوشت كشورشان خواهد بود. 2- اصلاح قانون اساسي طبق اصل 59 قانون اساسي نيز با توجه به حضور نمايندگاني در مجلس كه بيشتر از انكه نماينده ملت و نخبگان خويش باشند نماينده قدرتهاي انتصابيي مي باشند كه قبل از انتخابات ( در زمان رسيدگي به صلاحيتها ) تعهدات لازم را براي تصويب قوانين در جهت تداوم بقا انها داده اند امر بعيدي به نظر مي رسد. 3- به نظر مي رسد اميد به نجات جامعه بوسيله اصلاح قانون اساسي سرابي بيش نباشد. در پايان از آقاي اعلمي مي خواهم بپرسم چه بر سر جوانان سي سال قبل آمد كه بعد از انجام انقلاب اجازه دادند تا چنين قانوني براي مملكتشان نوشته شود آيا واقعا براي رسيدن به چنين نظام وقانوني انقلاب كرده بودند؟ آيا واقعا انقلاب را فقط اين چند صد نفر صاحب مقام و عده ديگر همفكر انها كه اكنون نيستند هدايت كردند؟وتمام جوانان سي سال قبل كه انقلاب كرده بودندمدافع اين تفكر بودند!!!(دامون) *اين قانون اساسي در حال و هواي اوايل انقلاب تدوين و تصويب شده است و البته اصلاحات انجام گرفته هم بيشتر ناظر به بسط و تقويت قدرت هاي حاكم بوده است تا سازگار كردن آن با مقتضيات روز. با اين وصف به عنوان يك حقوقدان و كسي كه هشت سال به قانونگذاري اشتغال داشته است معتقدم كه اگر همين قانون اساسي كه به نظرم اشكالات و انتقاداتي هم به آن وارد است، بطور كامل و تمام اصول آن و بويژه فصل مربوط به حقوق ملت به اجراء در آيد باز رضايت من و امثال شما تامين خواهد شد،از همين رو مي گويند كه اجراي قانون بد بهتر از عدم اجراي قانون خوب است.اما متاسفانه به همين قانون(خوب يا بد) هم عمل نمي شود! 65_شیوه بازنگری قانون اساسی؟ با سلام جناب آقاي اعلمي سوالي دارم؟ آيا بنظر شما قانون اساسي ما نيازمند بازبيني كلي نيست؟ اگر باشد اين امر از چه طريقي امكانپذير است؟ بنظر ما دانشجويان، قانون اساسي نيازمند بازنگري در بندهاي نظارتي و حدود و اختيارات مقامات است. سوال بعدي من اين است كه اگر در انتخاباتهاي متوالي ميزان مشاركت واقعي مردم كمتر از 30 تا 40 درصد باشد آيا اين حكومت وجاهت قانوني دارد يا نه و اينكه آيا در اين شرايط بهتر نيست كه رفراندوم در مورد تعيين مجدد نوع حكومت انجام شود؟(علی منصوری) *پاسخ سوال اول: قانون اساسی هیچ کشوری وحی منزل نیست. لاجرم قانونی که توسط بشر تهیه و تدوین شده است،توسط او هم قابل تغییر و اصلاح است. قانون اساسی هر کشوری روابط و مناسبات میان مردم و قدرت را تعیین می کند.بهترین قانون اساسی، قانونی است که به بهترین وجه این رابطه و مناسبات را برقرار نماید، بنحوی که نتیجه آن تحقق نظم ، امنیت ، رفاه ، عدالت و حاکمیت بشر و شهروندان آن جامعه بر سرنوشت خود و جلوگیری از ظلم و استبداد باشد. قانونی که نتواند چنین نتایجی را به ارمغان آورد و یا قانونی که نتواند رضایتمندی شهروندان یک کشور را به بهترین وجه آن تامین کند، قهرا چنین قانونی نیازمند به بازنگری است و شهروندان جامعه ای که قانون اساسی مورد نظر بر آن حاکم است، حق دارند که به اصلاح و بازنگری آن روی آورند. در قانون اساسی ج.ا.ایران دو سازو کار برای بازنگری و اصلاح قانون اساسی پیش بینی شده است که یکی بطور مطلق در گرو اراده رهبری است: اول- طبق اصل 177 قانون اساسی، "بازنگري در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، در موارد ضروري به ترتيب زير انجام مي گيرد: مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام طي حكمي خطاب به رييس جمهور موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي با تركيب زير پيشنهاد مي نمايد: 1 - اعضاي شوراي نگهبان. 2 - روساي قواي سه گانه. 3 - اعضاي ثابت مجمع تشخيص مصلحت نظام. 4 - پنج نفر از اعضاي مجلس خبرگان رهبري. 5 - ده نفر به انتخاب مقام رهبري. 6 - سه نفر از هيات وزيران. 7 - سه نفر از قوه قضاييه. 8 - ده نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي. 9 - سه نفر از دانشگاهيان. شيوه كار و كيفيت انتخاب و شرايط آن را قانون معين مي كند. مصوبات شورا پس از تاييد و امضاي مقام رهبري بايد از طريق مراجعه به آرا عمومي به تصويب اكثريت مطلق شركت كنندگان در همه پرسي برسد. رعايت ذيل اصل پنجاه و نهم در مورد همه پرسي "بازنگري در قانون اساسي" لازم نيست". در ذیل همین اصل اشاره شده است که: "محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن نظام و ابتناي كليه قوانين و مقررات بر اساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت و نيز اداره امور كشور با اتكا به آرا عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است". گفتنی است که اصل يكصد و هفتاد و هفتم به موجب اصلاحاتي كه در سال 1368 نسبت به قانون اساسي صورت گرفته، به قانون اساسي الحاق شده است. دوم - روش دیگر برای بازنگری و اصلاح قانون اساسی از طریق رفراندوم و همه پرسی است .طبق اصل 59 قانون اساسی"در مسايل بسيار مهم اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به آرا مردم صورت گيرد. در خواست مراجعه به آرا عمومي بايد به تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد". به عبارت دیگر برای اصلاح قانون اساسی ،رئیس جمهور و یا یکصد نفر از نمایندگان هم می توانند پیشنهاد خود مبنی بر ضرورت بازنگری و اصلاح قانون اساسی را به همه پرسی بگذارند. طبق ماده 36 قانون همه پرسی ج.ا.ایران، " همهپرسي به پيشنهاد رئيس جمهور يا يكصد نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و تصويب حداقل دو سوم مجموع نمايندگانمجلس شوراي اسلامي انجام خواهد شد". بموجب ماده 207 آئینامه داخلی مجلس، "براي بررسي تقاضاي همهپرسي موضوع اصل پنجاه و نهم (59) قانوناساسي جمهوري اسلامي ايران كميسيون ويژهاي مركب از پانزده نفر از نمايندگان با رأيمستقيم مجلس شوراي اسلامي تشكيل ميشود تا مطابق مقررات حاكم بر تشكيل و نحوه اداره كميسيونهاي ديگر موضوع را بررسي و گزارش خود را به مجلس شوراي اسلامي تقديم نمايد. طبق تبصره پنج این ماده، مناط تصويب درخواست همه پرسي موضوع اصل پنجاه و نهم (59) قانون اساسي ج.ا.ايران رأي مثبت حداقل دو سوم مجموع نمايندگانخواهد بود. براساس ماده 1 قانون مدنی، مصوبات مجلس شوراي اسلامي و نتيجه همهپرسي پس از طي مراحل قانوني به رئيس جمهور ابلاغ ميشود. رئيس جمهور بايد ظرف مدت پنج روز آنرا امضاء و به مجريان ابلاغ نمايد و دستور انتشار آنرا صادر كند و روزنامه رسمي موظف است ظرف مدت 72 ساعت پس از ابلاغ منتشرنمايد. پاسخ سوال دوم: انتخابات صحنه تظاهر اراده مردم یک جامعه برای تعیین سرنوشت خود می باشد.قهرا هر چه درصد مشارکت مردم در انتخابات مهمی مانند انتخاب رهبری(خبرگان رهبری)، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس بالا باشد بنوعی می تواند بیانگر مقبولیت و مشروعیت آن نظام و نقش و اهمیت و جایگاه آن انتخابات در نزد مردم نیز باشد، اما مشارکت گسترده مردم در یک انتخابات همیشه و الزاما به معنی رضایت مردم نسبت به حکومت و یا مشروعیت یک نظام نیست و چه بسا اتفاق می افتد که مردم یک کشور بدلیل فشارها و تنگناهای پدید آمده در انتخاباتی شرکت می کنند به این امید که با انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان جدید مجلس، وضع موجود را توسط منتخبین خود به روش مدنی تغییر داده و با استفاده از این فرصت به انجام اصلاحات عمیقتر روی آورند، مانند مشارکت نسبتا گسترده مردم در انتخابات هفتمین و هشتمین دوره ریاست جمهوری و یا ششمین انتخابات مجلس شورای اسلامی. از طرفی کاهش مشارکت مردم در انتخابات مهم گرچه از جهات مختلف قابل تامل و توجه است و گاهی حاکی از ناامیدی و بی تفاوت شدن مردم نسبت به اصلاح امور و یا بی اعتمادی به داوطلبان شرکت کننده در انتخابات می باشد، اما الزاما و همیشه به معنی کاهش مشروعیت یک نطام نیست.در بسیاری از جوامع توسعه یافته و مدنی هم گاهی درصد مشارکت ها بسیار پائین است اما هرگز از آن به عنوان کاهش مشروعیت نظام حاکم استنباط نمی شود. در خاتمه تاکید می کنم که کمیت انتخابات و میزان مشارکت خیلی مهم نیست، بلکه باید به کیفیت آن و میزان مشارکت نخبگان جامعه در آن انتخابات توجه کرد!کاهش درصد مشارکت نخبگان یک جامعه در انتخابات بسیار معنادار و قابل تامل می باشد و در صورت وقوع چنین پدیده ای ، متولیان اصلی کشور باید نگران شوند! 66_آذربايجان تشنه پيشرفت و عدالت است و مام آذربايجان به فرزندان خود نياز دارد! با سلام حقيقت جويي و عدالت طلبي و فداكاري و جهاد در راه آنها هر انساني را در حافظه روشن تاريخ قرار مي دهد و به او نعمت زنده بودن تا جهان هست مي بخشد. چه اين فرد حسين بن علي (ع) باشد چه گاندي چه اعلمي باشد. من نيز بعنوان يك مظلوم آذري اولا بخاطر حمايتهاي شما از تمام مظلومان بالاخص مظلوماني كه بخاطر زبان و نژاد خود (بر خلاف دين و وجدان در يك مملكت بظاهر اسلامي) از رسيدن به آنچه لايقشان است باز داشته مي شنوند و ثانيا بخاطر حمايتهاي خود از شما در هر جا كه توانستم، بسيار خرسندم. جناب اعلمي اما در كنار همه اين شيريني هاي مبارزه، مطلبي از شما در پاسخ به يك سوال ديدم كه حتي از هر ستم تلخي، برام تلختر بود و آن جواب شما به سوال فردي بود كه پرسيده بود'به سرزمين مادري خود بر نمي گرديد؟' جواب شما اين حس را در من زنده كرد كه آذربايجان شما را نيز مثل بسياري از فرزندان خود از دست داد. فرزندان برومندي كه بخاطر فضاي سخت حاكم بر آذربايجان و حرفها و سخنان بعضي خائنان و ساده لوحان آن و بر عكس فضاي باز و با ظرفيت بيستر پايتخت، از آن آزرده شده و دل از آن كشيده اند. خدا نكند كه شما نيز اين طوري شده باشيد دل سوي آذربايجان برگردانيد. امروز بايد آذربايجان را براي خيز بلند آماده كرد. آذربايجان تشنه پيشرفت و عدالت است و مام آذربايجان به فرزندان خود كه از شير جان آن نوشيدند نياز دارد. دل سوي آذربايجان كنيد.اين ملت آذربايجان بود كه شما را با تك راي ها به مجلس فرستاد. لطفا پاسخ دهيد. با تشكر، يك مدرس كوچك دانشگاه(اس –م) مدیر سایت: آری دوست عزیز حق با شماست. اعلمی با رای مردم تبریز و آذرشهر و اسکو به مجلس راه یافت همچنانکه پیش از این بیش از 280 نماینده در سراسر کشور در هر دوره به مجلس راه یافته اند و همانطور که هر دوره حدود بیست نماینده از آذربایجانشرقی و شش نفر از حوزه انتخابیه تبریز و آذرشهر و اسکو به مجلس راه می یابند! و اعلمی از این حیث همیشه قدرشناس این اعتماد مردم بخود بوده و هست. با این وصف دوستان و نزدیکان اعلمی و حتی کسانی که دورادور اخبار او را تعقیب می کنند بخوبی می دانند که وی برای خیانت نکردن به این اعتماد مردم، هشت سال تمام یک تنه و بدون کوچکترین چشمداشتی و در حالیکه اغلب صاحبان قدرت ضد مردمی در حوزه انتخابیه اش بخاطر مردمی باقی ماندن و دفاع او از حقوق موکلینش چشم دیدن او را نداشتند و به هر طریق ممکن در برابرش به کارشکنی می پرداختند،برای انجام کامل وظایف نمایندگی خود فشارها و زحمات شبانه روزی و طاقت فرسائی رابه قیمت در تنگنا قرار گرفتن خانواده اش تحمل کرد. از میان بیش از50 نماینده استان های ترک زبان تنها نماینده ای بود که با وجود همه سختی ها و تهدیدات برای دفاع همه جانبه از ملت ایران و بویژه مردم آذربایجان و فرهنگ و زبان و تاریخ آنان برخاست.در شرایطی که بعضی از همکارانش در هتل های شش ستاره به پالوده خوری با خواص اشتغال داشته و در مورد میزان سهام شرکت و کارخانه خود به گفتگو می نشستند او با پای پیاده و در حالیکه کمتر کسی با چهرهاش آشنا بود،در کوچه پس کوچه ها وخیابانهای حوزه انتخابیه اش با مردم کوچه و بازارو اغلب بصورت نا آشنا به گفتگو می نشست تا از نزدیک انواع مشکلات آنانرا لمس کند و به عنوان صدا و حنجره مردم در مجلس فریاد برآورد. در شرایطی که تظاهر کنندگان آذربایجانی که بخاطر دفاع از زبان و فرهنگ خود و اعلام انزجار نسبت به هرگونه اهانت به اقوام مختلف ایرانی، از سوی همه مسئولان ریز و درشت به وابستگی به بیگانگان متهم می شدند، او تنها کسی بود که در مجلس با صدای رسا از این حرکت مردمی دفاع می کرد و از ناحیه اکثر همکاران خود از جمله نمایندگان آذربایجان مورد شماتت و حتی اهانت قرار می گرفت و وقتی حقوق و آزادی های اقشار مختلف مردم از جمله دانشگاهیان و فرهنگیان و... به هر شکلی تهدید می شد او پیشگام حمایت از حقوق آنان بود. اما پس از آنکه چند نشریه محلی و سراسری معلوم الحال مزدور و خودفروخته و همچنین یکی دو روحانی نما و دست نشاندگانش انواع هتاکی ها و فحاشی های بی شرمانه را که سزاوار خودشان بوده علیه او به عنوان نماینده مردم تبریز روا داشته و بدروغ مدعی شدند که مردم علیه اعلمی دست به راهپیمائی زده اند و یا در شرایطی که بدروغ و بدون کوچکترین دلیلی وی را متهم به بی دینی و توهین به مقدسات کردند و بیش از یکماه تمام همسر و فرزندان او را دچار فشارهای روحی و روانی کردند تا به این بهانه با شهامت تمام مهر عدم صلاحیت به کارنامه او بزنند ، حتی همان مردم خوبی که بحق بخاطر چاپ یک کاریکاتور آنچنان آشفته شده وروزها و هفته ها واکنش های قهر آمیز از خود نشان می دادند، بخود اجازه ندادند تا از این دین به دنیا فروشان بپرسند "بای ذنب"!!؟؟ کسی از مدیر مسئول روزینامه ای که بخاطر خوشرقصی و شستن کثافت کاری هائی که ببار آورده و در پرونده اش سنگینی می کند،انواع ناسزاهای رکیک و لایق خود و خانواده اش را نثار اعلمی کرده بود نپرسید که چرا چنین جسارتی را به نماینده ما روا می داری و برای چنین هتاکی هائی و تحریک مردم علیه وکیل ما خود را به چند فروخته ای!؟ حتی از قلم فروش خودفروخته ای که در درنشریه معلوم الحال تبریز قلم می زند نپرسید با وجود پرونده کثافت کاری های خود و خانواده ات چطور بخود اجازه میدهی که بخاطر خوش رقصی برای اربابانت و بدست آوردن لقمه ای نان حرام به نماینده ما توهین نمائی آنهم بخاطر دفاع اعلمی از فرهنگ و تاریخ و میراث ملی آذربایجان!؟ بااین وصف اعلمی همیشه خود را متعلق به ایران و آذربایجان و سایر اقوام ایرانی می داند و به آن می بالد. امیدوارم که اعلمی خاطرات دوران نمایندگی خود و مصائب و نامردمی هائی که دوستانش کم و بیش از آن باخبرند در همین وب سایت منتشر نماید. چرا مردم زمان 67_اتهام توهین به مقدسات، پیامد تحلیل صریح اوضاع داخلی و خارجی ایران! با سلام آقای اعلمی شما در کمیسیون امنیت ملی مجلس بوده اید ؟ من چند سوال دارم : 1- نظر شما در رابطه با سهم 20 درصدی ایران از دریای خزر چیست ؟ 2- نظر شما در رابطه با احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا چیست ؟ متشکرم(م) *پیش از این نظرات بنده در باره هر دو موضوع در رسانه ها منعکس شده است.اگر از حیث زمانی و پاره ای مصالح دیگر، فرصت مناسبی بدست آید ممکن است مستقلا در باره هر دو مطلبی بنویسم.فقط یادآوری می کنم که بخاطر ارائه تحلیل در مورد یکی از سوالات شما در زنجان به توهین به امام معصوم متهم شدم و بخاطر دفاع از حقوق و سهم ملت ایران از دریای خزر در اطاق در بسته کمیسیون امنیت ملی هم به هوچیگری و عوامفریبی و تضعیف دولت و ...متهم شدم!! 68_پارکینگ طبقاتی در ارگ تبریز؟ جناب اقاي اعلمي بنابه شنيده هاي بنده مي خواهند در اطراف ارگ پاركينگ طبقاتي بزنند ايا صحت دارد ايا مي خواهند ارگ عزيض را از ما جدا كنند؟ ايا مي خواهند چنين جفايي را در حق اذربايجان انجام دهند لطفا به سوال بنده پاسخ دهيد؟(بابک) *لطفا از نمایندگان جدید آذربایجان و تبریز و خصوصا میر تاج الدینی و شبستری(امام جمعه تبریز) بپرسید! 69_انتخابات فرمالیته!؟ همیشه سراغ کارای شمار رو همکارا از من می گرفتند(با تاسف از رد صلاحیت شما)به نظر شما باید در انتخابات فرمالیته شرکت کرد (من فلسفه بد و بدتر و اصلا قبول ندارم)در ضمن من فرهنگیم و توسط فرهنگیان تبریزی سی دی های نطق ها تو نو دیدم و با شما آشنا شدم(رضا) *بارها گفته و نوشته ام که طبق اصل ششم قانون اساسی امور کشور باید با اتکاء به آرای عمومی اداره شود از راه انتخابات.بنابراین انتخابات بستری برای تظاهر اراده مردم در اداره کشور است و کسانی می توانند در اداره کشور اراده خود را اعمال کنند که بتوانند آزادانه از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن بنحو مطلوبی برخوردار شوند.شخصا اگر در انتخاباتی از حق انتخاب کردن و یا حق انتخاب شدن آزاد محروم شوم و یا بر خلاف قانون ایندو محدود شود شرکت نمیکنم و اگر کسی هم به همان دلایلی که گفتم در انتخابات شرکت نکند او را قابل شماتت نمی دانم.این را هم بدانید که رد صلاحیت های غیر قانونی نتیجه عملکرد و بی تفاوتی مردم است.آقایان وقتی مشاهده می کنند که در ازای هر اقدام غیر قانونی که انجام می دهند، مردم بی تفاوتند و باز در انتخابات شرکت می کنند، تشویق شده و همچنان به اقدامات غیر قانونی خویش ادامه می دهند. 70_نوکر ملت از شعار تا واقعیت! سلام . عزیز من خدمت حضرتعالی عرض کرده بودم که اگر اعلمی برای گفته های من جوابی داشت یا انها را در خور جواب دانست ، جواب آنها را ثبت نماید و در غیر اینصورت سکوت نمایید . در ضمن همه ی نمایندگان هنگام تصویب یک قانون برای کل کشور تصمیم میگیرند . پس نوکر بودن از آن یک شهر نیست . ضمن اینکه بار دیگر از شما تقاضای سکوت دارم سؤال دیگری هم از آقای اعلمی دارم و آن اینکه طی این سالها و با داشتن امکاناتی هر چند محدود تا چه حد در آشنا کردن مردم با وظایف نمایندگی تلاش کرده اند ؟ آیا تا جایی بوده که مدیر سایتشان شخصاً هنوز نمی داند که نماینده مال هر شهری که باشد به تمام ملت تعلق دارد .در ضمن خدمت حضرتعالی باید عرض شود که آخرین توان انسان که صرف شود مرگش فرا میرسد ( یعنی آخرین داشته در راه حق جان آدمی است ) بنابراین آیا باز اعتقاد دارید اعلمی با تمام توان ایستادگی کرده ؟و اینکه خواهش می کنم شیطنت نکنید بنده گفتم این نابسامانی ها را از چشم اعلمی ها ، احمدی نژادها ، خاتمی ها و امثالهم می بینم . پس دوباره به متن قبلی بنده رجوع کنید.(رضا حسینی) *اول- از آنجا که به جای تهمت زدن و هتاکی کم کم و البته با چندین بار تمرین و آزمون و خطا به شیوه تعامل درست روی آورده ای امیدوار شدم از اینرو شخصا پاسخت را می دهم؛ کسانی که با شعار نوکری شما رای شما را از آن خود می کنند، مطمئن باشید که چون دروغ گفته اند در مجلس هم نوکر صفت باقی می مانند و هرگز نمی توانند نام خود را عصاره فضائل ملت بگذارند. هیچکس نوکر دیگری نیست. نه مردم نوکر مسئولانند و نه مسئولان واقعا خود را نوکر مردم می دانند.در کجای دنیا دیده اید که حقوق و زندگی و جاه و جلال و جبروت و موقعیت نوکر از ارباب خود بیشتر باشد و سرنوشت ارباب خود را هم بدلخواه خود تغییر دهد و در اغلب موارد هم به خواسته های اربابان خود وقعی ننهد!! اما اگر مقصود شما این است که مسئولان و نمایندگان در طول مسئولیت خود باید کمر خدمت به مردم را ببندد با شما موافقم. دوم- اگر تا کنون فرصت نکرده ای و یا به هر دلیلی نخواسته ای و یا امکان آنرا نداشته ای که با همه تلاش ها و اقداماتی که انجام داده ام آشنا شوی قدری تحمل کن گزارش بخش قابل توجهی از آن را در همین وب سایت مشاهده خواهی کرد البته اگر اتفاق خاصی نیفتد. سوم- امکانات و اختیارات بطور مطلق در اختیار دیگران است آنها را رها کرده ای مسئولیت مشکلات کشور را از چشم بنده و امثال من می بینی!!؟؟ چهارم- این همه فرصتی که صرف پاسخگوئی به توهین ها و نسبت های ناروای کسی کرده ایم که اساسا شناختی از او نداریم را دلیل چه می دانید!؟ ضمنا فراموش نکنید که مجلس حدود 290 نماینده دارد! مجددا سلام آقاي اعلمي من به خاطر خودتان از سر دلسوزي مي گويم به اين مردم دل نبنديدحتي نزديكانتان. ... من مثال زدم نخواستم اسماً بگويم، من ... را با شما درخيلي مراسم ها و دانشگاه ديدم،... بهتر ميدانيدكه اين افراد ...با استفاده از نامتان رفتند استخدام ... شدند خانمشان ... شد.بعد هم كه از قدرت افتاديد به گفته يكي از كاربران در ستاد اين و آن بودند.) گفتيد دليل بياورم تجديد نظر كنيد اين هم دلايل،كه خودتان بهتر از هركسي ميدانستيد. هرچند كار از كار گذشته واين فبيل افراد ... لازم را بردند.ولي اين افراد در اطراف شما ... اصولا شما گويا دوست ياب خوبي نبوديد با توجه به محبوبيت بيش از پيشتان شما اخلاقا بايد درهمين سايت اين قبيل افرادرا كه از موقعيت شما سوء ... كردنداعلام كنيد.(بهزاد-ف) 71_ مشتاق نقد بیرحمانه سیاستمدارانم! جناب آقای اعلمی سلام دمکراسی پروسه هدفمندی است وشما وامثال شما به خوبی ازمیزان مسئولیت خود در این پروسه هدفمند برآمدید از این بابت کار شما در خور تحسین است . امیدوارم در این عرصه نیز بتوانید منشا برکات خیر باشید اما از یاد نبرید این ریز منفذ موجود نیز غنمیتی است به گونه ای حرکت کنید که هم برچسب بی فایده گی نخورید و هم دوستانتان را از این موهبت محروم نسازید . دانش آموخته علم سیاستم و مشتاق نقد بیرحمانه سیاستمداران اما نخواستم در آغازین مقال مجال به نقد بسپارم باشد تا بعد... راستی دوستان دارم *از حسن ظن جنابعالی تشکر می کنم و از انتقادات عالمانه همه دوستان نیز به دیده منت استقبال می کنم 72_ استیضاح وزیر بازرگانی! سلام خدمت آقاي اعلمي عزيز! هميشه دنبال فرصتي بودم تا با شما نماينده شجاع و تلاشگر ملت تبريز صحبت کنم تا از اين طريق ارادت خود را حضور شما ابراز نمایم.خوشحالم که اين فرصت از طريق وب سايت شما فراهم شد. مطالب جالبي از شما و کاربران در اينجا خواندم و مرور سايت شما کار هر روزه ام شده است. همواره به خود مي باليدم که به نماينده در خور تحسيني چون شما رأي داده ام و بسيار تأسف خوردم وقتي خبر رد صلاحيت شما چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات رياست جمهوري را شنيدم. مطمئنم که شخص شما بر خلاف اکثر ههمکارانتان نيازي به قدرت و قدرتمردان نداريد و دليل آن عملکرد بسيار خوب شما در دو دوره مجلس است ولي دل من به حال ملت ايران مي سوزد که يکي از حاميان مخلصشان را بخاطر تنگ نظري افراد مساوي تر (عبارت کتاب دهکده حيوانات) از دست داد. از شما بخاطر زحمات صادقانه تان در اين سالها تشکر مي کنم و توفيق روزافزون شما را از خداوند منان خواستارم. در پايان خواستم بپرسم چرا استيضاح وزير بازرگاني در روز آخر مجلس عقيم ماند؟ انتظار داشتم در اينباره هم از شما مطلبي در سايت ببينم. با تشکر شاد و سرافراز باشيد. (م) *با تشکر از ابراز لطف شما. اما برای این در مورد استیضاح موضع نگرفتم که این استیضاح را جدی نگرفتم و مانند بسیاری از شعارهای بلاعمل مجلس هفتم آنرا یک بازی سیاسی می دانستم. مجلس اگر در این استیضاح و موارد مشابه آن صادق بود قطعا در فراخواندن رئیس جمهور به مجلس بجای کارشکنی ،با ما همکاری می کرد. 73_ مراجع صلاحیتدار و پیگیری نقض حقوق اجتماعی؟ *با سلام در راهكار ارائه شده توسط آقاي اعلمي چند نكته قابل تامل است: 1- منظور از مراجع صلاحيت دار و دادگاههاي صالحه همان مراجعي مي باشند كه هر هفته چند نفر از دانشجويان و آزاديخواهان اين مرز و بوم را به علت اقدام عليه نظام به حبس هاي چند ساله و محروميت از تحصيل محكوم مي نمايند؟( در حالي كه به جرات مي توان گفت تمامي آنها با هدف بيان آزادي هاي اجتماعي افراد و تشريح جلا هاي دموكراسي در نظام اقدام به سخنراني ويا چاپ بشريه كرده بودند) 2- آقاي اعلمي بهتر از هر كسي مي دانند كه همان نهادي كه اكثريت اعضاي شوراي نگهبان را انتصاب مي نمايد( بيشترين اعتراضات در نقض حقوق اجتماعي به همين شورا وارد است)مسئول انتصاب رئيس قوه اي است كه در ارتباط با دادگاههاي صالحه مورد اشاره آقاي اعلمي فعاليت مي كند حال چگونه مي توان انتظار داشت كه چنين دادگاهي در ارتباط با يكي از زير مجوعه هاي انتصابي اين نهاد به اجراي عدالت و احقاق حق بپردازد.( دامون) *سلام دامون عزیز پاسخ من به شما همان پاسخی است که به آقای حسین ارائه کردم و از شما هم انتظار ارائه راه حل دارم.ضمنا؛ 1- رئیس قوه قضائیه تنها شش نفر از حقوقدانان شورای نگهبان را به مجلس معرفی می کند که این افراد با تصویب مجلس به عضویت شورای نگهبان در می آیند، ثانیا بنده در این مقاله به حقوق کسانی که گمان می کنند حقوق اجتماعی و سیاسی اشان ضایع شده است، اشاره کردم و مطمئنم که اگر ستاد مزبور شکل بگیرد و اقشار مختلف از جمله دانشجویان بصورت منسجم بصورت قانونی در مقام شکایت از ناقضان حقوق اجتماعی خود بر آیند، با توجه به الزام دادگاه ها در رسیدگی به شکایات و نیز فشار افکار عمومی، از دامنه قانون شکنی ها کاسته خواهد شد.شما نقش افکار عمومی را در این میان فراموش نکنید. 2- خیلی هم بدبین نباشید رای دادگاهها باید مستند به قانون باشد و اگر دادگاهی هم در رسیدگی اهمال کند باز در مرحله تجدید نظر قابل رسیدگی است. مضاف بر این آدم از ترس مرگ که به استقبال آن نمی رود! 74_ همه تقصیرات عالم و آدم متوجه شماست! *جناب اعلمي نسل من به هيچ وجه زير بار جمهوري اسلامي ولايت مطلقه فقيه نميرود. اگر نسل من نتوانست نسل بعد از من زير ... جمهوري اسلامي ولايت مطلقه فقيه نخواهد رفت. اينكه شما خاطرات بنويسيد كه در دوره وكالت چه نطقي كرديد يا نكرديد به كار امروز من نمي آيد. ايكاش نسل شما ها ميتوانست به جنبش گذر از اين ماشين ... بپيوند. هيچ شك نداشته باشيد كه ما اينكار را با شما و يا بدون شما خواهيم كرد. و امادر مورد صيانت نواميس. امروزه دختران ايران زمين به بهانه چند تار مو در خيابانهاي اين مملكت بزرگترين ... و ظلم در موردشان اجرا ميشود و اين تازه اول كار است. بعد از بازداشت ماموران ... به خواهران من ميگويند اگر ميخواهي سريع آزاد شوي بايد .... جناب اعلمي چرا حس ناموسي شمادر اين مورد بروز نميكند؟ ساختار به اصطلاح قانوني اين نيروهاي انتظامي در مجلس قانون گذاري نسل شماها به تصويب رسيد و بودجه اجرائيش را هم شماها تامين كرديد. پس نويس: جناب اعلمي همانطور كه نوشتيد منظور اين بود که با تدبیر و درایت و مدیریت صحیح و مغرور نشدن ميبايست جنگ را به پایان ميبرديد. دوباره همان اشتباه را نكنيد.(سهراب) *کار شما اعتراض کردن است و با نوشتن این نظرات هم در واقع بصورت نوشتاری و البته گمنام اعتراضات خود را نسبت به آنچه ناهنجاری می نامید بیان می کنید. من و امثال من نیز در حد توان خود با استفاده از تریبون هائی که در اختیار داشته و داریم نسبت به آنچه که خود آنرا فاصله گرفتن از ارزش ها و آرمان های اصیل انقلاب، اسلام راستین(اسلامی که ما شناخته ایم) قانون اساسی و قوانین موضوعه، خواست و اراده اکثریت مردم و حقوق طبیعی و انسانی،می نامیم، اعتراض کرده و می کنیم و صد البته بارها اعلام کرده ایم که اسلام و مملکت و منافع ملی با بیرون افتادن چند تار موی زنان و یا شیوه لباس پوشیدن مردم به خطر نمی افتد و اساسا اگر به زعم ما دختران و پسران ایرانی به اوامر و نواهی شرعی عمل نمی کنند و یا به خواسته های مذهبی حاکمیت(آنچه را که بعضی از دست اندرکاران حکومتی از اسلام می فهمند) تن نمی دهند، نسل و دست پرورده همین انقلابند! اسلام و باورهای دینی را به زور سرنیزه نمی توان بر دیگران تحمیل کرد. با تصویب قانون و برخوردهای قهرآمیز نمی توان دیگران را وادار نمود تا به شیوه ای که ما می اندیشیم و عمل می کنیم، بیاندیشند و رفتار نمایند. من معتقدم که هیچ دولت و حکومتی حق ورود به حریم خصوصی افراد و قلمرو اعتقادات و باورهائی که به او و خالقش مربوط می شود را ندارد و اگر امروز امثال من هنوز به باورهای دینی پایبندند، ما متعلق به نسلی هستیم که حکومتش نه تنها ما را وادار به پذیرش عقاید دینی نمی کرد بلکه اساسا تمایلی به رشد و گسترش مناسبات دینی در جامعه نداشت، لذا دین را باید فهمید، باور کرد و سپس به آن عمل کرد و اگر هم چنین نشد، حکومت به هیجوجه مجاز به تفتیش عقاید و تحمیل عقیده ای خاص به دیگران نیست. از طرفی تا آنجا که بنده از ناهنجاری ها و قانون شکنی های مامورانی که شما غیر منصفانه و بدون سند و مدرک، کلی گوئی کرده و همه را متهم می کنید ، باخبر شده ام در حد توان خود معترض شده ام اما اگر شما برای اثبات هر یک از ادعاهای خود دلیل و مدرک دارید، بطور مدلل و مستند برایم ایمیل کنید تا پیگیری و در صورت لزوم افشاء شود، اما این را بدانید همچنانکه با یک گل بهار نمی شود، با عمل خائنانه یک یا چند نفر هم نمی توان همه را خار پنداشته و با یک چوب همه را راند. در بین نیروهای انتظامی هم افراد بد وجود دارند، همچنانکه در بین نمایندگان و وزرا و استانداران و نویسندگان و روشنفکران و هنر مندان و... وجود دارد و در عین حال در میان آنها ماموران و انسان های بسیار شریف فراوانی هم وجود دارند که اگر بخاطر عملکرد نادرست چند نفر همه را متهم کنیم در حق انسان های درستکار جفا کرده ایم. در پایان تاکید می کنم که من نیز مانند شما معتقدم هر نسلی خود باید سرنوشت خویش را تعیین کند. اگر بیش از این از بنده انتظار دارید شرمنده ام. 75_ استقلال سیاسی مایه مباهات است *باالاخره احمدی نژاد راست میگوید یادروغ؟به لحاظ اخلاقی سالم است یا ناسالم؟ راستی چرا آمریکائیها به این سخنان احمدی نژاد واکنش نشان ندادندچرا تکذیب نکردند؟درمورد اینکه گفته اید وابسته به هیچ حزب وگروهی نیسیتد چرا وقتی گروههایی اسم شما را درلیست خود قرار دادند و یا می دهند، واکنشی نشان نمی دهید یا اعلام استقلال نمی کنید؟ بهرحال اگر اینگونه که خود گفته اید باشد مایه مباهات است(بیت اله) *بنده نظر خودم را در مورد دکتر احمدی نژاد صریحا بیان کردم و تصور می کنم که بسیاری از مخاطبین هم مطلب را گرفتند.علت عدم اعتراض آمریکائی ها را هم از سخنگوی آمریکائی ها بپرسید.شاید به همان دلیل که وزارتخارجه کشورمان رسما به این موضوع اعتراض نکرد!و شاید...لذا اگر ادعاهای مطرح شده درست باشد، پیشنهاد می کنم که وزارت خارجه جمهوری اسلامی رسما موضعگیری کند تا امکان اظهار نظر دقیق در مورد واکنش یا عدم واکنش رسمی آمریکائی ها میسر شود، مادامیکه ما بصورت رسمی و دیپلماتیک اعلام موضع نکرده ایم، نمی توان انتظار واکنش رسمی را داشت.من معتقدم که ادعای احمدی نژاد آنقدر اهمیت دارد که حداقل وزارتخارجه با صدور بیانیه و یا احضار سفیر سوئیس اعتراض خود را رسما به آمریکائی ها ابلاغ کند. اما عدم عضویت در یک گروه خاص به منزله نفی آنها و یا حداقل همه اعضای آنها نیست، همچنانکه حمایت گروهها از افراد مختلف به منزله عضویت آن فرد در گروههای حامی نیست.مضاف بر این جهت اطلاع بد نیست بدانید که در انتخابات مجلس هفتم هیچیک از گروهها نام مرا در لیست خود قرار ندادند، همچنانکه در برخوردها و هجمه های ناجوانمردانه علیه من و یا رد صلاحیتم در هیچیک از مراحل اعتراضی نکردند! با این وصف افتخارم این است که یک اصلاح طلب هستم و البته بدون آنکه چشم و گوش بسته تابع کسی باشم، برای اصلاح طلبی هم معیار دارم و در عمل ثابت کرده ام که به آن پایبندم. در بین اشخاص موسوم به اصلاح طلب هم کسانی هستند که به دوستی با آنان مباهات می کنم. در بین نمایندگان موسوم به اصولگراها هم افراد شریفی حضور داشته و دارند که از دوستی با آنها هم احساس مطبوعی دارم و علاقمند به آنها هستم، هر چند که ممکن است در آراء و افکار سیاسی و حتی برداشت های مذهبی با یکدیگر اختلافاتی هم داشته باشیم. 76_اشک تمساح!!؟؟ *جناب اعلمي همچين مينويسيد كه انگار تازه گي ها جان انسانها در جمهوري اسلامي بي ارزش شده است. اون روزهائي كه بخاطر كشته شدن فرزندان ايران به پدر و مادر كشته شدگان تبريك ميگفتيد روز بي ارزش شدن جان انسانها بود. اون روزهائي كه جنگ نعمت خداوند نام گرفت همين شماها بوديد كه جان انسانها را بي ارزش كرديد. جناب اعلمي ما به نسل شما ديگر اعتماد نداريم. اون روزي كه دانشجويان را از پنجره يا زهرا يا زهرا گويان به پائين پرت كردند شما براي حفاظت جان آن انسانها چه كرديد؟ البته و صد البته كه جان تك تك انسانها با ارزش است ولي شنيدنش از شماها غير از تداعي اشك تمساح چيزي نيست.(سهراب) *اولا،اگر مقصودتان کشته شدن دلاورمردانی است که همچون شیر در برابر متجاوزان ایستادگی کردند تا یک وجب از خاک این کشور بدست بیگانگان نیافتد،نکند انتظار داشتید که دست روی دست می گذاشتیم تا تهران را هم فتح کنند!؟ بنابراین باید به مادرانی که چنین فرزندانی را در دامان پاک خود پروراندن و پدرانی که به آنها نان حلال خوراندند، تبریک و تهنیت گفت. در سایه همان راد مردان که از جان خود گذشتند، امروز امثال شما سرا فکنده نیستید که به نوامیستان دست ناپاکی نرسیده است! اما اگر مقصودتان این است که با تدبیر و درایت و مدیریت صحیح و مغرور نشدن به خود، می توانستیم از تلفات بیشتر جلوگیری کرده و جنگ را زودتر و با پیروزی و سربلندی و گرفتن خسارات وارد شده به کشورمان به پایان ببریم با شما موافق هستم. ثانیا، اگر آنروزها شما هم در داخل گود بودید و یا حداقل موضعگیری های بنده را مطالعه می کردید و به نطق ها و مذاکرات مجلس گوش فرا می دادید، اینگونه غیر منصفانه مرا هم به بی تفاوتی در برابر حمله به دانشجویان مته |