*هنر تجلی شیدایی است و شیدایی هر چه هست در عشق است.
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.(مرتضی آوینی)
همه از هنر و هنرمند نوشته بودند یاد جمله آقا مرتضی آوینی افتادم. یادش گرامی باد.
*خوب از كسي كه جاش تو ايالات متحده گرم باشه بيشتر از اينم نميشه انتظار داشت . ما رو باش كه دل به كه بستيم . ... با پول ما تو بار و كازينو هال ميكنه مارتيني ميزنه اونوقت دم از عدالت و حق مردم هم ميزنه ...مدیر سایت:
تا خود فروخته های جاهلی مثل تو در این کشور وجود دارند و یا تجاهل کرده و دیگران را بدروغ متهم می کنند، هیچ امیدی به بهبود وضع موجود نیست. اگر از اربابانت بپرسی یقینا بتو خواهند گفت که اعلمی به کوری چشم دشمنانش در ایران و در ناف تهران است. ضمنا دلیلی ندارد که مزخرفاتت را در قسمت های مختلف با اسامی مستعار متفاوت بنویسی، ادبیات چاله میدانی ات باندازه کافی معرف شخصیت خودتت و هدایت کنندگانت هست! و نکته آخر اینکه، تو اگر پول داشتی که ناگزیر نبودی خودت را برای چندرغاز به راحتی بفروشی و به یک مسلمان به راحتی تهمت بزنی.با این وجود اگر هم پول امثال تو در جائی داره خرج میشه سوراخ دعا را اشتباه گرفته ای، طرفت اعلمی نیست که توی ایرانه و نون عرق جبینش را می خورد، پس دلتو به همون اربابات خوش کن و دلخوش کردن به اعلمی پیش کشت! راستی یادم رفت بپرسم مارتینی چیه و چه مزه ای داره؟ ارزونه و یا گرون تهیه اش می کنی!؟ اگر بازم با همپالکی هایت به کازینو رفتی و مارتینی زدی! اینبار حواست باشه که "حال" را "هال" ننویسی!! شیر فهم شد؟ باز تاکید می کنم که از یک اسم مستعار استفاده کنی!
ارسال کننده كاوه, در تاریخ 17 مرداد 1387 ساعت 02:02
*ما نفهمیدیم شما از کی به آمریکا رفته اید آنهم از نوع پناهندگی اش که حمید اینقدر دلتنگ شده و این سفر برایش طولانی مدت هم شده است!؟
مدیر سایت: پاسخ خود را در زیر یادداشت "معضل از تولید به مصرف رئیس جمهور" مطالعه نمائید.
ارسال کننده دبیر, در تاریخ 05 مرداد 1387 ساعت 11:09
*با سلام خدمت جناب آقای اعلمی.
خواهش میکنم به جای نوشتن از چیزهای دیگر مقدرای درباره سفر طولانی خودتان به امریکا توضیح بدهید. با توجه به اینکه دوستان میدانند من همواره از اصلاح طلبان حمایت میکنم . حالا برخی ها از من سوال میکنند که چرا اعلمی به امریکا پناهنده شده ؟ البته من میدانم که اینطور نیست . در هر حال در صورت امکان جهت تنویر افکار عموم درباره سفرتان به امریکاتوضیح دهید . تا دوستان و کسانی که سوال دارند در جریان قرار بگیرند و رفع ابهام شود.
اعلمی:
زیرا اونهائی که به آمریکا رفته اند می گویند که کشور قشنگی است(پس وصف العیش، نصف العیش!). و برای همین هم حتی خیلی از اونهائی که سال هاست، شعار مرگ بر آمریکا شون گوش فلک را کر کرده، از جمله رئیس جمهور عزیزمان، خیلی دلشون می خواهد که به هر بهانه ای سفری به این کشور زیبا داشته باشند و حتی اگر توانستند از طریق واسطه هائی مانند "میراحمدی ها" که تا دیروز از دید کیهانی ها جزء دوزخیان بودند، بهر طریق ممکن با آمریکائی هاارتباط برقرار کنند!البته نامه نگاری های یکطرفه ای هم برای بدست آوردن دل آمریکائی ها صورت گرفته، اما هنوز بی نتیجه مانده است! با این وصف اگر شما و یا "برخی ها" جای بهتری رو سراغ دارید، بفرمائید که از آنجا پناهندگی بگیریم و از پناهندگی آمریکا خارج بشویم!!
ارسال کننده hamid, در تاریخ 04 مرداد 1387 ساعت 13:26
*با عرض پوزش و سلامی دوباره:
آقای اعلمی از صمیم قلب از شما متشکرم که صبورانه به سوالات نا مربوط بنده پاسخ فرمودید.
از خداوند عزیز و سبحان برای شما سلامتی و تعالی روزافزون خواستارم.
خیلی دوستتان دارم قلباً. 'ساغ اولاسوز'
خداحافظ
*با عرض سلام خدمت جناب آقای اعلمی
ضمن تشکر از توجهتان به تمام اقشار جامعه به خصوص قشر فرهیخته هنرمندان ،به اطلاع میرساند بعد از ارسال پیامهای متعدد توسط دوستان به سایتهای مختلف در اعتراض به عدم لینک سایت جنابعالی ،متوجه شدیم که سایت نو اندیش سنت شکنی کرده وپاسخ کوچکی به خیل مطالبات مردم شریف آذربایجان داشته است . ضمن تقدیر از این دوراندیشی سایت نواندیش،امید است که سایر دوستان نیز اندکی به خود آمده وبا لینک به سایت شما آمار بازدید خودرا بالا ببرند
اعلمی:
اگر واقعا فکر می کنید که سایر وبلاگ ها و سایت ها با لینک دادن این وب سایت تحفه آمار بازدیدشان افزایش خواهد یافت، برخی از هواداران این سایت چه اصراری دارند که دیگران وب سایت حقیر را لینک دهند!؟ بدیهی است که انعکاس چنین نظراتی و دامن زدن به آن برای شخص من قدری سنگین است و ممکن است که از آن برداشت های سوء و تحقیرآمیزی صورت گیرد، لذا از دوستان درخواست می شود به اینکه چه کسانی به این وبسایت لینک داده اند و یا نداده اند توجهی نکنند و مهم آنست که مشک خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید.لذا اگر بجای طرح این قبیل مسائل با پیشنهادات ارزشمند خود مدیر سایت و بنده رادر ارتقاء کیفیت و کمیت سایت یاری رسانید، بتدریج کاربران خود بهترین معرف و مروج آدرس وب سایت خواهند بود، هر چند که با توجه به عدم اطلاع رسانی کافی نسبت به وجود یک سایت، گسترش و ازدیاد کاربران آن زمان بیشتری خواهد برد، از اینرو از کلیه کسانی که در امر اطلاع رسانی در معرفی این وب سایت به هر طریقی کمک کرده اند، تقدیر و تشکر می کنم.ضمنا با وجود اینکه از راه اندازی این وبسایت چند ماهی نمی گذرد در طول همین مدت کوتاه هم تعداد بازدید کنندگان آن مطلوب و رضایتبخش ارزیابی می شود.
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 03 مرداد 1387 ساعت 00:47
*با سلام
آقای دکتر واقعا از شما متشکرم که به سوالات من پاسخ دادید.
اما یک چیز به نظرم می رسد آن اینکه اگر همه حکومت های جهان طاغوتی باشند پس تکلیف چیست ؟
یادم می آید در جائی خواندم که حکومت حق حکومتی است که خدا حاکمان آنرا تعیین فرماید پس اگر این گفته صحیح باشد که فکر میکنم صحیح است بغیر حکومت حضرت ولی عصر (ارواحنافداه)همه حکومت ها طاغوت است و پیروی از آنها حرام.
آیا نتیجه گیری من درست است؟
پس در اینصورت باید برای ظهور آقا امام زمان(عج) خیلی دعا کنیم.
اعلمی: این سوال را از کسانی بپرسید که چنین ادعائی دارند! بنده تا کنون چنین داعیه ای نداشته ام.
*در پاسخ به خانم منصوره که نوشته اند بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت ها که متعلق به اصلاح طلبان و خصوصا وابسته به جبهه مشارکت است، وبلاگ بعضی از اصولگرایان را لینک داده اند اما به وبلاگ آقای اعلمی لینک نداده اند و حتی مطالب خوب و تحلیلی ایشان را هم در روزنامه ها و وبلاگ هایشان استفاده نمی کنند، عرض می کنم که من هم با شما موافق هستم و همچنانکه آقای اعلمی خود پیش از اینها در نطق ها و مصاحبه های خود گفته اند، این قبیل جریانات هم بر خلاف آنچه که وانمود می کنند آزادیخواه نیستند بلکه یک گروه تمامت خواهند که برای رسیدن به قدرت با طیف مقابل خود سر ستیز دارند و تجربه نشان داده است که اگر لازم باشد با آنها هم سفره هم خواهند شد، نمونه اش پیوند خوردن آنها با رفسنجانی و کارگزاران است که یک زمان با هم کارد و پنیر بودند!لذا طبیعی است که افراد مستقلی مانند اعلمی ها را که زیر چتر هیچ گروهی قرار نگرفته و خود صاحب فکر و اندیشه است را هیچیک از ایندو جریان سیاسی که پس از رسیدن به قدرت مشابه هم عمل می کنند، نمی توانند تحمل کنند و باید هم او را غیر خودی به حساب آورند و اتفاقا از همان ابتدا هم سعی می کردند که او را به هر طریق ممکن بایکوت کنند. بنابراین در نظر داشته باشید که این جریان هم مثل همان جریان است و فقط پوست عوض کرده و هر کس که تملق آنها را بگوید و نوکر حلقه بگوش آنها باشد را دوست و همفکر خود به حساب می آورند.ایکاش آقای اعلمی خود یک حزب واقعی را تشکیل دهند تا کسانی که می دانند حنای این دو گروه دیگر رنگی ندارد، در یک حزب واقعی گرد هم بیایند.
اعلمی:
از شما هم تشکر می کنم، اما به شما هم برادرانه توصیه می کنم که فعلا به این قبیل مسائل دامن نزنید.در حال حاضر همه چیز یک کاسه شده و در اختیار یک تفکر کاملا بسته قرار دارد و برای رهائی از این وضعیت باید چاره ای اندیشید. ضمنا باز تاکید می کنم که استفاده کردن و یا لینک دادن و یا ندادن نوشته های یک فرد در رسانه های دیگری به مفهوم دوست و یا مخالف بودن آن رسانه نیست و نباید همه چیز را بدبینانه تحلیل کرد. وانگهی قرار نیست هر چه را که من می نویسم، دیگران از آن استقبال کنند.اما با شما در این زمینه موافق هستم که اغلب رسانه های کشور ما بصورت محفلی عمل کرده و به رفقا و اعضای وابسته به خود که به آنها ارادت شخصی بیشتری داشته باشند، عنایت ویژه ای دارند!
ارسال کننده فقاهتی, در تاریخ 02 مرداد 1387 ساعت 11:52
*جناب آقای اکبر رضائیان بهتر یاداشتی که در جواب آقا یا خانم (مهم نیستم )من نوشتم و شما از آن انتقاد کردید دوباره بخوانید. چون همان که شما نوشتید من نوشتم فقط از نظر نوشتاری فرق داره نحوه بیان
ارسال کننده امیر, در تاریخ 02 مرداد 1387 ساعت 10:34
*با سلام جناب اعلمی
نمیدانم چرا هر وقت در سایت شما نظر میدهم مدتی بعد وبلاگم فیلتر میشود؟؟((صلح کل)) برای بار دوم فیلتر شد .چقدر آستانه تحمل حضرات پایین است حتی عرفان را هم تحمل نمیکنند
*آقای اعلمی عزیز شخصیت سیاسی و مذهبی جناب عالی و در راس آن پاکی و صداقت شماباعث شد بعد از چندین سال سردرگمی و بلا تکلیفی بتوانم مسیر سیاسی و دینی خود را سرو سامان دهم از جمله درسهایی که یاد گرفتم جواب خواستن است و رفع ابهام تا بی تقصیری را مقصر و مقصری را بی تقصیر نپنداریم اقای اعلمی شما و یکی از عزیزان(امیر) در مورد مرحوم فردین مطالبی را نوشتین ولی من تا آنجایی که با فیلمهای فردین آشنا(کم) هستم در همه فیلم هاش نقش مثبت و آدم خوبه را بازی میکنه که در کل هیچ اعتقادی به اخلاق نداره البته به صورت حرفه وانمود میکنه آدم معتقدی هست که نیست ممکنه فیلم های فردین طرفدار زیادی داشته و یا اللان هم داره ولی این دلیل بر این نمیشه صحنه های خلاف شرع و اخلاق فیلم های ابشان توجیه بشه ضمنا قابل توجه آقا امیر اگه با نماز خواندن و روزه گرفتن کسی از کارهای خلاف دیگرش مبرا میشه مطمئنن جنتی و مجتهد شبستر ی هم نماز میخونند و روزه هم میگیرند پس نباید بهشون ایراد گرفت به نظر بنده نباید پشت سر کسی که دستش از دنیا کوتاهه بد گفت ولی نباید هم تحت تاثیر ندانم کاریهای عده ای(حکما و صدا سیما) بعضی مسائل کار های عده ای دیگری را توجیه کرد اگر ما زرنگیم همین مدعیان دروغین اسلام انسانیت را به مردم معرفی کنیم البته اون هم گاو نر میخواهد و مرد کهن نظرم را مختصرن نوشتم شاید با جوابی خیلی مسائل روشن شود به امید اینکه صداو سیما از چنبره بعضی ها خارج بشه و با رشد تلویزیون و سینما فیلمهای خوب خوب ببینیم و سر فیلم های عصر هجر و در پیت عشقی محال بحث نکنیم
اعلمی: جناب آقای رضائیان آیا گمان می کنید همه کسانی که الان یک تپه ریش دارند و دکمه های پیراهن خود را تا زیر چانه می بندند و یا همه هنرپیشه های زن و مردی که هم اکنون در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی پر طرفداری هم ایفای نقش می کنند و یا همه روحانیونی که پس از انقلاب دارای مسئولیت های ریز و درشتی شده اند، همگی پیامبر زاده و معصوم بوده و هستند و هیچ خطائی از آنان سر نزده و نمی زند؟ و فکر می کنید که همه آنها پیش از انقلاب بطور مطلق به اخلاق پایبند بوده اند و کوچکترین نقطه ضعف اخلاقی نداشته اند!؟ و یا حتی فکر می کنید همه کسانی که به جبهه رفته و شهید و یا مجروح شدند پیش از انقلاب همانند پس از انقلاب می اندیشیدند و رفتار می کردند؟ بنابراین اگر شرایط زمانی و مکانی را هم چاشنی جمله های معترضه بنده نمائید، پاسخ خود را دریافت خواهید کرد. فراموش نکنید که شرایط آنروز بگونه ای بود که بعضی از هنرمندان هم هنر خود را متناسب با همان شرایط و به تناسب تقاضاهائی که وجود داشت، عرضه می کردند. لذا اولا ما نباید خود را در جایگاه خدائی قرار داده و نیک و بد اعمال دیگران را از هم اکنون در ترازو قرار دهیم و ویزای ورود به بهشت و یا جهنم آنانرا امضا کنیم. ثانیا ما باید همه چیز را بصورت نسبی ارزیابی کنیم. گمان می کنم که شما هم با من موافقید که به اسلام و مسلمانی کمی هم باید از در رحمتش نگاه کرد و دیگران را با عینک خوش بینی دید.
ضمنا بنده عرض کردم مجذوب هنر نمائی این هنرمندان بوده ام و نه گفتم که آنها را پیش نماز کرده و به آنان قتدا نمائیم، گرچه در میان هنرمندان افراد فراوانی هستند که بدلیل پاکی، خلوص، صفا و صداقتشان، حتی شخصا اقتدا کردن به آنها را به افراد ریاکار و نان دین خور و کسانی که ظاهر و باطنشان یکی نیست و همینطور کسانی که با نام خدا به خلق خدا جفا می کنند، ترجیح می دهم!
ارسال کننده اکبر رضائییان, در تاریخ 01 مرداد 1387 ساعت 20:53
*با سلام در این مملکت قانون اساسی به نظر من کاغذی بیش نیست.اگر جواب نامه قاضی مقدسی فرد را مشاهده فرمائید. متوجه می شوید. قانون فقط برای عوام و مردم عادی معنی دارد. البته من خودم اسلام به جمهوری اسلامی ترجیح می دم و نیاز به جمهوری اسلامی ندارم.
ایسنا: معاون قضايي ديوان عدالت اداري موضوع نامه نادران درباره غير قانوني خواندن اقدامات سرپرست وزارت اقتصاد پس از 28 تير ماه را با توجه به موافقت مقام معظم رهبري با تمديد مهلت سرپرستي صمصامي، منتفي دانست.
حجتالاسلام والمسلمين مقدسيفرد اظهار كرد: از ابتدا اين نامه به صورت شكايت در ديوان مطرح نبوده بلكه تنها تقاضا و اعلام موضوع بوده است.
وي همچنين خاطرنشان كرد: اساسا مشروعيت قانون اساسي و حكومت ناشي از ولايت امر است و برهمين اساس اختيارات رهبري مافوق قوانين اساسي و عادي بوده و بر آن حكومت دارد.
ارسال کننده امیر امکانی, در تاریخ 01 مرداد 1387 ساعت 19:54
با سلام وارادت آقای اعلمی: درصورت شکایت ازاعضای شورای نگهبان به جهت رد صلاحیت فردی، مرجع شکایت دادگاه ویژه روحانیت است؟ میتوان به جهاتی به دیوان عدالت اداری مراجع کرد؟ عمومااین شکایت ها جنبه حقوقی دارد یا کیفری؟ با عنایت به اینکه حتی در صورت اعتراض به رای دیوان عالی کشور به عنوان آخرین مرجع رسیدگی در مواردی نادر خود شورای نگهبان وارد عمل میتواند بشود، در این مرحله چه باید کرد؟ درزمان حکومت های هخامنشی،ساسانی،سامانی روزی مقرر شده بود که شاه از اریکه قدرت پایین می امد وقاضی یا قاضی القضات در صورت شکایت هر فردی به دادخواهی میپرداخت ودر همان روز بخصوص ،شاه محاکمه میشد، در خصوص شورای نگهبان چگونه این امر ممکن است؟ حتی در خصوص رئیس قوه قضائیه؟ آیا قانون اساسی در این خصوص نقص ندارد؟ وسووال اصلی ام اینجاست که با توجه به وجود تسلسل در انصابات رئیس ومرئوسی در مورد مذکور ومشابه آن ،نوعی اکراه قاضی در برابرمتهم محقق نمیشود ؟ از همین نوع، ادعای قاضی در صدور حکم به عذر دستور مافوق ؟ اصلادر رسیدگی به تخلف قاضی عذر دستور مافوق وجود دارد؟ با عرض معذرت از اطاله سووال در صورت رسیدگی به جرم متصور برای اعضای شورای مذکور،تحقق جرم معطوف به داشتن عنصر مادی است، از کجا اثبات کنیم آقای جنتی یا یزدی یاکعبی وامثال معظم لهم رای منفی داده اند؟ به عبارتی تحقق سببیت برای هر یک مبهم است به جهت اصل تناسب جرم ومجازات ،مجازات یا حقوق معادل برای فرد رد صلاحیت شده واینکه حقوقی هم ازمردم تضییع شده است چیست؟ با تشکر
اعلمی:
1-بموجب ذیل اصل 107 قانون اساسی حتی رهبر هم در برابر قوانین با سایرین یکسان است و از این حیث هیچ امتیازی نسبت به دیگران ندارد.در اصل 61 همیه قانون آمده است: "اعمال قوه قضاييه به وسيله دادگاه هاي دادگستري است" و نیز بند 14 اصل سوم، حاکمیت را ملزم به " ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون" کرده است.همچنین اصل 159 مقرر می دارد " مرجع رسمي تظلمات و شكايات، دادگستري است." با این وجود، رسیدگی به جرائم روحانیت را به دادگاه ویژه روحانیت واگذار کرده اند. لذا اگر در دادگاههای عادی از یک روحانی شکایت شود، آن دادگاه قرار عدم صلاحیت صادر کرده و آنرا به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع خواهد داد.
2-با طرحی که شخصا در مجلس ششم ارائه دادم و به تصویب هم رسید و اینک لباس قانون بر تن کرده است، از هر مقامی که قانون اساسی را نقض کرده و یا مردم را از حقوق مصرح در آن محروم نماید، در هر رده ای که باشد، می توان شکایت کرد، اما اینکه نتیجه خواهد داد و یا خیر، خدا می داند. با این وصف سازوکار و مواد قانونی لازم برای طرح شکایت را در مقاله "مثله شدن جمهوریت به تفصیل شرح داده ام"
3-قانون اساسی جمهوری اسلامی وحی منزل نیست و نقایص و کمبودها و ناکارآمدی های زیادی دارد، که مستلزم انجام اصلاحات جدی است.
4-قاضی مستقل است و تابع دستور مافوق نیست(در امر قضاوت آمر قانونی ندارد) و در صورت وجود چنین دستوری هم رافع مسئولیت او نخواهد بود و چنانچه از این طریق در حق کسی ظلم شود، هم آمر و هم قاضی قابل پیگرد می باشند.
5-اگر شورای نگهبان، به عنوان یک شخصیت حقوقی و یا هر یک از اعضای آن مرتکب تخلف از قوانین شوند، عنصر مادی تحقق خواهد یافت و اگر این تخلف مربوط به نهاد شورای نگهبان باشد، با توجه به روح قانون اساسی و اینکه قوانین موضوعه ، این شورا را در رسیدگی به صلاحیت ها ملزم به ارائه دلیل کافی و معتبر برای تصمیمات خود کرده است، بنظر می رسد که اعضای شورای نگهبان در این خصوص مسئولیت مشترک دارند و می توان علیه همه اعضا و یا یکایک آنان و یا دبیر این شورا اقامه دعوا کرد. هرچند که قوانین موجود در این مورد مبهم و نارساست.
ارسال کننده حمیدرضا, در تاریخ 31 تير 1387 ساعت 19:48
*آقای اعلمی سلام
اگر دقت کرده باشید، بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت ها که متعلق به باصطلاح اصلاح طلبان و خصوصا وابسته به جبهه مشارکت می باشد، با وجود اینکه وبلاگ عالی جناب سیاهپوش و یا سرخپوش(البته این اصطلاحی است که همین اصلاح طلبان قبلا در مورد آقای هاشمی رفسنجانی بکار می بردند) و حتی وبلاگ بعضی از اصولگرایان را لینک داده اند اما به وبلاگ شما لینک نداده اند و حتی مطالب خوب و تحلیلی شما را هم نه در روزنامه هایشان و نه در وبلاگ هایشان استفاده نمی کنند. یکی از وب سایت ها(نواندیش وابسته به حزب جوانان) چندی قبل یک نظر سنجی در مورد نمایندگان به عمل آورد(نمی دانم که آیا آنرا دیده اید یا خیر؟) در این نظر سنجی ، تا آخرین لحظه های نظر سنجی که گمان می کنم نزدیک به 5000 نفر در آن شرکت کرده بودند، شما در همه مراحل 63 و 64 درصد آراء را بدست آورده بودید در حالیکه نفر دوم پس از شما 15 درصد و بقیه کمتر از 5 درصد بودند که بیانگر میزان محبوبیت شما در نزد مردم و قدرشناسی آنها از عملکرد شماست. پیش از این بعضی از رسانه ها (البته بسیار محدود) اخبار شما را منعکس می کردند و از وبلاگتان هم گاهی مقاله هایتان را منتشر می کردند، اما من از همانروز مشخص شدن نتایج این نظر سنجی دقت وبررسی کردم ، رسانه های اصلاح طلب هم کاملا شما را بایکوت خبری کرده اند و حتی به پیشنهاد خوب شما مبنی بر تشکیل ستاد پیگیری شکایات از نهادهای انتصابی (در مقاله مثله شدن جمهوریت) کوچکترین اشاره ای نکردند!؟ من گمان می کنم پس از این نظرسنجی حتی آنها هم از مطرح شدن بیشتر شما در نزد افکار عمومی سخت وحشت زده هستند و تصور می کنند که با معروفتر شدن شما منافع آنها به خطر خواهد افتاد. مایلم تحلیل شما را از این نوع برخورد اصلاح طلبان با شما بدانم.
اعلمی:
سرکار خانم منصوره!از توجه و ابراز محبت شما به خود سپاسگزارم. در مورد این ارزیابی شما و نتیجه گیری که کرده اید، خیلی مایل نیستم نظر بدهم.اما لینک دادن و یا ندادن وب سایت بنده در وبسایت و وبلاگ دیگران حق آنهاست ، شاید گروه خونی بنده را با گروه خونی خود متناسب نمی بینند و شاید اساسا از شخص بنده و یا نوشته هایم دل خوشی ندارند و یا بدلایل دیگر، لذا از این حیث کسی نمی تواند آنها را در این مورد شماتت کند. وانگهی ممکن است که دسته ها و طبقاتی از اقشار مردم ایران نسبت به بنده محبت داشته باشند، اما شخصا خود را قطره ای می دانم که نمی تواند برای دیگران دردسر ساز باشد، خصوصا حالا که در آفساید قدرت قرار دارم و بجز این آب باریکه تریبونی در اختیارم نیست! ضمنا در شرایط کنونی دامن زدن به این قبیل مباحث را خیلی مناسب نمی دانم و مخلص و ارادتمند همه اصلاح طلبان واقعی و حتی برخی از اصولگرایان متعهد و روشنفکر نیز هستم. ضمنا خیلی هم به این نظرسنجی ها که در یک جامعه اینترنتی محدود صورت گرفته و بقول شما مورد عنایت درصدی از مخاطبین عزیز نواندیش واقع شده ام دل نبندید وآنرا تعمیم ندهید، چه بسا اگر همین نظرسنجی در سایت های دیگری صورت می گرفت بنده یک درصد آرا را هم کسب نمی کردم و سایر همکارانم در رده های بسیار بالاتر از من واقع می شدند، هرچند که خدا را شاکرم که عملکردم بگونه ای بوده است که حداقل توانسته ام در جامعه آماری نواندیش کم و بیش رضایت مخاطبین این پایگاه اینترنتی را بدست آورم. موفق و سربلند باشید.
ارسال کننده منصوره_خ, در تاریخ 31 تير 1387 ساعت 17:29
*سلام اقای اعلمی وارادت همیشگی:
اخه کسی که رقاصه رو رقاسه مینویسد ارزش جواب دادن داره؟
این جور ادم ها باید از فردین حلالیت بطلبند
ارسال کننده حمیدرضا, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 23:13
*يادنامه 'پرسپکتيو ما' در خصوص خسرو شکيبائي اين گونه آغاز ميشود:
سالهاي کوفتي و سياه دهه ۱۳۶۰ را خاطرتان هست؟ نوجواني و جواني من در همان سالها بود. پدر کهنه تودهاي و مادر نيمهمذهبي من 'ن' منفي کن سر افعال را سه سوته يادم دادند. 'نرو'، 'نيا'، 'نخوان'، 'نخند' و مهمتر از همه 'نگو'. طفليها چارهاي نداشتند چون خوب ميشناختند اين بچه سادهدلشان را. ناچار بودند از حفظ جان وي. از آن همه فعل به همراه 'ن' اما من براي دوتاي آنها زيرآبي ميرفتم، هم 'ميخواندم' و هم تا حدودي 'ميگفتم'. ايزوله فرهنگي کردهبودندم پدر و مادرم.
تقريبا از هيچ بزرگي هيچ نميدانستم چرا که آنکس که امروز 'مجاز' بود امکان داشت فردا 'سر بر باد بده' باشد. تنها دلخوشي من اين بود که با دوستي عزيز محفلي دونفره داشتيم که در آن کتاب بده بستان ميکرديم و مثل - بلانسبت- الاغ کتاب ميخوانديم و درباره کتابها بحث ميکرديم. کتابهاي مذکور همه ادبي و داستاني بودند بس که کتاب سياسي خواندنش آنقدر ترسناک بود که گوئي احمقي بخواهد کلهاش را بکند در جوب آب کثيف دم مدرسهمان و قلپ قلپ از آن بخورد بدون ترس از مسموميت.
ارسال کننده Fozoulbashi, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 22:16
*سلام آقای دکتراعلمی:
خواهش می کنم به این سه سوال بنده پاسخ دهید:
همه ما می دانیم که در دین عزیز اسلام اطاعت و فرمان بر داری از'حکومت طاغوت'حرام است. حال با این اوصاف:
1- لطفا اولا بفرمائید طاغوت یعنی چه؟
2- در ثانی 'حکومت طاغوت' به شکلی است؟
3- و در آخر به نظر حضرتعالی حکومت ...مصداق حکومت طاغوت است یا خیر؟
آقای دکتر اگر اجازه دهید من این پرسش و پاسخ را در وبلاگ خود قرار خواهم داد - آیا با این کار موافقید؟
اعلمی: سلام
1_ ظاهرا طاغوت نام یکی از بت های قریش در جاهلیت بوده است. به شیطان نیز طاغوت اطلاق می شود.
در واقع "طاغوت" مصدرفاعلی است و از طغيان مشتق شده است. طغيان به معنی سرکشی، تعدي و خروج از حدود طبيعت و فطرت بشری است. از اینرو هر تجاوزگر و ستم پیشه ای و هر کسی که علیه فطرت بشری عصیان نماید، و حقوق طبیعی و فطری انسان ها را تضییع نماید، طاغوت است. الهه ها، بت ها ، خداهای انسانی و خرافی، نمرود، فرعون، هیتلر، موسولینی و امثال اینها و...، و اساسا هر معبودی به غیر از خدا و هر کس که خود را بجای خدا به مردم قالب کرده و با آنان خداگونه برخورد کند و همنوعان خود را به کرنش در برابر خویش وادار و یا رهنمون سازد، مصداق طاغوت محسوب می شود. پس طاغوت هم می تواند از جنس انسان باشد و هم از نوع غیر انسان.
2_ قران کریم با بیان آیه "فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی" به دو نوع ولایت ولایت طاغوت و ولایت خدائی اشاره می کند و نتیجه می گیرد؛ تنها کسانی که طاغوت ها را تکفیر کرده و به خداوند ایمان آورده اند می توانند یقین داشته باشند که به "عروة الوثقی" (دستگیره و ریسمان محکم و قابل اطمینان) چنگ انداخته اند. لذا با بیان آیه "ان اعبدوالله واجتنبواالطاغوت" توصیه و تاکید می کند که فقط خدا را عبادت کرده و از هر نوع "طاغوتی" دوری گزینید!
در جای دیگر می فرماید؛" الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور و الذين كفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات"
"الله" ولی کسانی است که به خدا ایمان آورده اند، لذا نتیجه ایمان و اعتقاد به خدا این است که افراد مومن از جهل و جهالت و ظلمت و تاریکی خارج شده و به سوی نور و روشنائی و آگاهی هدایت می شوند، اما کسانی که طاغوت (هر چیز غیر خدائی و مغایر با فطرت بشری) بر آنها ولایت دارد، این گروه به سان کسانی هستند که از جهان روشنائی و شفافیت و آگاهی به دنیای تاریکی و جهالت و نادانی هدایت شده اند.
پیامبر اکرم(ص) هم حکومت ها را به دو دسته "حق" و "ابلیس" تقسیم کرده و در توضیح ایندو می فرمایند؛ هر گاه رهبر و امام هدایتگر و آگاهی دهنده برجامعه حاکم باشد، آن حکومت حق است و هرگاه رهبر گمراه کننده ای برجامعه حاکم شود، آن دولت، دولت ابلیس است.
بنابراین استباط و برداشت من این است که به هر سیستم استبدادی و دیکتاتوری، هر سیستم مبتنی بر تحجر، جهل، ظلم و تبعیض،هر دولت و سیستم خرافه گرا و مروج اوهام و خرافات و مخالف فکر و اندیشه و نوگرائی، هر گونه نظام طبقاتی ظالمانه، هر سیستم سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مغایر با فطرت و طبیعت بشری و ضد حقوق بشری،هر حرکتی که به جلوگیری از بندگی خدا و سوق دادن او به عبادت مخلوقات خدا در هر شکل و شمایلی منتهی شود، هر شخص و دولت و حکومتی که خود را برخلاف میل ملت بر آنها تحمیل نماید و لاجرم هر حرکت غیر خدایی و در تعارض با حاکمیت بشر بر سرنوشت خود، می تواند مصداق ولایت طاغوت به شمار آید. چنانکه اشاره شد، فرعون مصداق بارز طاغوت در قران است. قران در وصف او می فرماید؛"ان فرعون علی فی الارض و جعل اهلها شیعا، یستضعف طائفه منهم، یذبح ابنائهم و یستحیی نساءهم، انه کان من المفسدین "
فرعون کسی است که در روی زمین بر مسند خدائی تکیه زده و برای جانشینان خدا در روی زمین ادعای خدائی می کرد و برای نیل به این مقصود، خود را خیلی متعالی و بلند مرتبه می پنداشت و در همین راستا مردم را به گروه های مختلف تقسیم می کرد، یک گروه را تضعیف کرده و خوار می شمرد و گروههای سرکش و مخالف خود را قتل عام می نمود و از این میان تنها زنان آنان را زنده نگاه می داشت، پس همانا این رفتار و اندیشه فرعون و سیستم سیاسی و حکومتی وی، که از جنس و ماهیت فساد بود، او را در جرگه مفسدین قرار داده بود. در اثر این نوع اندیشه و رفتار است که خداوند به موسی امر می کند؛ "اذهب الی فرعون، انه طغی"! بسوی فرعون بشتاب که او طغیان کرده و در زمره طاغوتیان قرار گرفته است! بنابراین هر شخص و دولتی که بر اساس منشور فرعون بر مردم حکومت کند، لاجرم او هم مصداق بارز طاغوت است.
(توضیح:تفکر دیگری وجود دارد که معتقد است همه حکومت هایی که اذن فقیه را در عصر غیبت نداشته اند همگی طاغوت محسوب می شوند و لذا نتیجه می گیرند که غیر از جمهوری اسلامی بقیه حکومت های دنیا طاغوتی است. از آنجا که من سواد و توان درک و استنباط این قبیل نظریه ها را ندارم، توضیح آنرا به عهده نظریه پردازان و موافقان چنین نظریاتی وامی گذارم!)
3- تعیین مصداق را بخودتان واگذار می کنم.
4- نقل عین مطالب با ذکر منبع برای همه آزاد است.
*گویا رنج این ابهام در گذر زمان از پوست به استخوانم ریشه دار تر میشودکه گوئی در این سرزمین که نیم نگاهی به تاریخ وسرگذشت آن نشان از دوست داشتنی ترین ویژگیهای نادر و یی نظیر دارد،در این چند صباح تاریخ اخیر،اندیشه های پاک دلسوزان خود را یکی پس دیگری زنده به گور میکند. وافسوس وصد افسوس که به افراط در زنده بگور کردن فدائیان خود به دور تعجیل افتاده است. راستی میتوان پذیرفت این جفای آشکار به دست کسانی باشد که ریشه در این خاک دارند؟ !
مصلوب کردن اندیشه های پاک مخلصین طریق تعالی وتیرهای خلاصی بر روزنه های امید وسو سو نوری که از انها بر پیکریه تیره وسیاهی ظلم واین صلیب آویخته از وجود نازنین های این سرزمین، در فصولی میتابد ودر اندک زمانی خاموش میشود،بدست کسانی انجام میشود که یا باید بی ریشه خواندشان،ویا ریشه در جائی دارند که اسطوره های پاک وآزادمردان این خاک انها را به گستره تولد تاریخ تاکنون آزرده اند.
زمانی که آقای اعلمی رد صلاحیت شد چون حذف افرادی مثل ایشان نمیتوانست بدست خودی باشدچرا که وجود افرادی با این مشخصات غنیمتی پس ارزشمند است و البته خطری سهمگین برای افرادی به شرح موصوف، بر همین اساس از رنج ابهام صدرالاشاره رستم وبه رنج یقین از صحت وجود بی ریشه ها در این کشور ووجود منسوبین باواسطه وبی واسطه با پیران استعمار واستبداد دچار شدم.
زخم این رنج از درد کهنه ای بود که زبان باز کرد ومرا در عمق بی انگیزه بودنم برای حرکت ،وناامیدی از تکرار امپراطوری بی بدیل کشورم در گذشته فرو برد، که بازهم سایه شوم استعمار در چهره ای دیگر واین بار بدست خودفروخته ها سلاخی میکند .
صد افسون پیکر اصیل اندیشه ها به عنوان مفاخر در موزه های لندن وپاریس برای آنها درس های ارزشمند سیاست وحکومت داری میشود وسهم ما به سببیت مزدوران و خودفروخته ها نشخوارتجربه هایی است که اصل ووجود اصیل آنها را خود به ثمن بخس فروخته ایم.
اما:
انه لاییاس من روح الله الا قوم الکافرین
ارسال کننده حمیدرضا, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 15:09
*با سلام
هر چقدر فکر کردم در ذهن خود نتوانستم ششخصی را پیدا کنم کا هامون را چون شکیبائی عزیز در خود حل کند.آنچه مهم است این است که زمان میگذرد و خیلی های دیگر را هم از دست خواهیم داد.از دولت محیرم تقاضا دارم با کاهش وضعیت سانسور مردم هنر دوست را از دیدن خلاقیت ها و استعدادهای خدادای هنرمندان ما محروم نکند.فردین یا غیر فردین مهم نیست.مهم روح کار است.مگر خدا سر رشته هنر نیست.پس بیائید هنر . هنرور را پاس بداریم.به امبد روزهای روشن که خسروهای زیادی در ایران زمین داشته باشیم.
ارسال کننده هومن, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 13:51
*جناب «مهم نیست» دوست من فیلم های که فردین و یا ... بازی کرده اند اکثر فیلم های ایران قدیم تا به الان زنده است و باز هم با توجه به گذشت زمان مورد استقبال عموم مردم می باشد. در ضمن شما نمی توانید در مورد کسی قضاوت کنید. ممکن است کسی همیشه سر وقت نماز بخواند روزه بگیرد قرآن بخواند و... ولی شاید اصلا جای در پیشگاه خدا ندارد. یادم است یکی از هنرمندان ترکیه به اسم ابراهیم تاتلیس اعلام کرده بود که روزه گرفته است در حالی که قبلا مشروبات الکلی مصرف می کند یا ... کرده است آیا شما می توانید نظر دهید که چه کسی در پیشگاه خداوند صاحب مقام است. شما نمی توانید هیچ نظری صادر کنید چون یک انسان هستید چون هر کسی مسئول کار خویش است یعنی در تمامی کشورهای متمدن که دارای دمکراسی و آزادی می باشد بدین صورت است مگر در کشورهای دیکتاتوری و فاشیست فرق دارد. و خود را حاکم مطلق بر مردم می دانند و همانند یک برده رفتار کرده و فقط سعی در تحمیل عقاید و اندیشه و حرف خود دارند در مورد نظر های متعدد شما بهتر نیست به جای یاداشت نوشتن در این سایت یک سری به سایت همنوعان خودتان اصول گرایان بزنید که با این همه جنجال های متعدد و با در دست داشتن انواع رسانه ها و مطبوعات قدرت و ثروت و ...حتی جنجال در مورد دانشگاه آزاد که فقط به خاطر مسائل سیاسی خواهان تغییر رئیس دانشگاه ... راه انداخته باز هم هیچ محبوبیتی ندارند و تقریبا بازدید سایتش روزی 5 تا هم نیست بهتر است به سایت آنها سر بزنید تا شاید روحیه بگیرند و احساس افسردگی و گماشدگی در آنها کم شود
ارسال کننده امیر, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 13:10
*دوست عزيز جناب آقاي اعلمي سلام و خسته نباشيد و تشكر از حضور گرمتون
مطلب جالبي بود استفاده كردم
با آرزوي شكيبايي براي خانواده ي شكيبايي و نيز با آرزوي موفقيت روز افزون براي شما و ديگر خدمتگذاران وطن
ياعلي
*با سلام . با عرض تسلیت این ضایعه ی اسفناک خدمت شما و همه دوستان و خانواده محترم آنمرحوم ، باید مطلبی خدمت شما متذکر شوم . جمشید مشایخی یکی از هنرمندانی که شما به آنان ارادت دارید در گفتگویی فرمودند ، هنرمندان توانادو دسته اند : یکی انان که ماهرانه حالات زندگی انسان در زندگی را ایفای نقش می کنند و دیگری آنان که هنگام ایفای نقش زندگی می کنند . و بنا به گفته ی ایشان دسته دوم مصداق واقعی هنرمندان هستند . حال با این توصیف همه میدانیم که شکیبایی از دسته دوم بود اما آن رقاسه ها چطور ؟ آقای اعلمی ظاهراً دلتان برای کاباره هایی که فردین در آنها هنر بی بدیلش را به نمایش میگذاشت تنگ شده است . اینطور نیست ؟
مدیر سایت:
مطلب این فرد بیمار که تنها ماموریتش، نوشتن مهملاتی از این دست در این وبسایت است را تنها بخاطر خنده و مزاح کاربران در بخش نظرات می آوریم، ولی ایکاش با مراجعه به دفترچه خاطراتش نام و نشانی دقیق کاباره ها و تاریخ های دقیق هنرنمائی بی بدیل فردین در آنها را هم ذکر می کرد و همچنین به مبالغی که بابت دیدن هنرنمائی او و رقاصه های مورد نظرش پرداخت کرده است هم اشاره گذرائی داشت تا باعث انبساط خاطر بیشتری شود!! روح فردین هم شاد.
ارسال کننده مهم نیست, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 08:55
*با سلام مجدد جناب اعلمی عزیز
باز هم این معمای حتی در متن بالا برایم لاینحل باقی ماند من متوجه نشدم چرا؟؟
اصلا بگذریم از اینکه نظرات را اینگونه درج میکنید و با سعه صدر پاسخ میدهید از شما سسپاسگزارم.
شاد باشید
*باسلام ودرود به محضر بزرگوارم آقاى دكتر اعلمي
آقاى دكتر روح دو نوع است روح بزرگ و روح كوچك،
روح كوچك به دنبال خواهشهاى تن مى رود، هر چه را كه تن فرمان بدهد اطاعت مى كند. روح كوچك به دنبال لقمه براي بدن مى روداگر از راه دريوزگي و تملق و چاپلوسي باشد. روح كوچك دنبال پست و مقام مى رود ولو با گرو گذاشتن ناموس باشد .
امّاروح بزرگ به تن نان جو مى خوراند ، بعد هم بلندش مى كند و مي گويد شب زنده داري كن . روح بزرگ وقتي كه كوچكترين كوتاهي در وظيفه خودش مى
بيند به تن مى گويد، اين سر را توى اين تنور ببر تا حراّرت آنرا احساس كنى و ديگر در كار مملكت كوتاهي نكنى! روح بزرگ آرزو مى كند كه در راه هدفهاى الهى و هدفهاى بزرگ خودش كشته شود . آقاى دكتر، هنرمندان هم مثل شما روح بزرگ دارند. روحش شاد و قبرش پاك باد.
خداوند بر رفتگان شما هم رحمت كند كه بر فكر تمام قشرجامعه هستيد.
اعلمی:
از لطف شما سپاسگزارم، اما آن ذره که بحساب نیاید مائیم.
ارسال کننده MOSA, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 08:16
*با سلام،
راستش وقتی خبر فوت جناب شکیبایی رو شنیدم بد جوری بغض گلوم و گرفت. حسی شبیه زمانی که خبر فوت جناب امین پور رو شنیدم وجودم و فرا گرفت. اینجادر غربت خیلی وقتها با خاطرات گذشته زندگی می کنم. وقتی 'خانه سبز' رو به خاطر میارم، نمی تونم باور کنم که استاد شکیبایی از بینمون رفته. چند وقتی است که این شعر ورد زبانم شده :
یاران موافق همه از دست شدند...در پای اجل یکان یکان پست شدند
بودیم به یک شراب در مجلس عمر...یک دور ز ما زودترک مست شدند
اعلمی: در هرجائی که هستید برایتان موفقیت و شادکامی آرزو می کنم.
*آقای اعلمی، آنها (شکیبائی و ناشکیبائی)که برفتند و دارند می روند، هنرمندان کشور بودند و یا اینکه هنرمندان قوم گرایان فارس؟
اعلمی:
هنرمند، هنرمند است و هنر او در قید و بند این قوم و آن قوم و یا اسیر زمان و مکان نیست و به همه مردم و همه اعصار و همه مکان ها تعلق دارد.
به عبارت دیگر هنر هنرمند همچون پرنده سبکبالی است که در آسمان بی کران هنر پرواز می کند و در قفس هیچکس گرفتار نمی شود.موفق باشید.
ارسال کننده تورک خوراسان, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 03:27
ba 2roud wa afarin bar deldagiyetan dar aalame ensanieyat wa honar ke taje sare aafarineshast, jesaratan arz mikonam ,(solme) ba 3 noghte mibashd , omidast in eshtebahe taypi eslah gardad . payendeh o shakiba bashid .
اعلمی:
حق با شماست.اشتباه از تایپ نبوده بلکه اشتباه از خودم بوده است و اصلاح شد.متشکرم.
ارسال کننده abbas, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 03:24
*بخاطر طبع در خور توجه و نوع نگاهی که دارید به شما تبریک می گویم و از بابت این نوشته اتان تشکر می کنم.
ارسال کننده یکی از هنرمندان کشور, در تاریخ 30 تير 1387 ساعت 01:43
*با سلام
بسیار بجا بود در یاد بود خسرو شکیبایی
اما یک نکته در متن شما وجود دارد و آن اینکه جنابعالی برای فردین،بهروز وثوقی و ملک مطیعی کلمه حتی را بکار برده اید نمیدانم شاید شما این عزیزان را هنرمند نمیدانید؟؟آخر برخی فکر میکنند که اسلام 30 سال است وارد این مملکت شده و قبل از آن همه گمراه بوده اند.به هر حال جناب اعلمی با همه ارادتی که به شما دارم از شما بعید بود!!! و شاید من خیلی ریز شده ام.
یاد همه هنرمندان ایران زمین از باربد و نکیسا تا تاج و بنان و فردین و خسرو شکیبایی همه و همه گرامی باد
جناب اعلمی باور کنید:
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
اعلمی:
اتفاقا چون بر این باورم که پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است، نام هنرمندان مورد اشاره را هم ذکر کرده ام. اگر کمی دقت کنید، به علت واقعی بکارگیری واژه "حتی" پی خواهید برد، مشروط بر اینکه شرایط زمانی و مکانی را هم در آن لحاظ کنید!
*عزيزانيکه معتقدند آقای اعلمی تندروست بدانند که مردان خدا همانند شير به ظالم می تازند ولی هرگز از ياد خدمتگذاران خلق و مردم مظلوم غافل نمی شوند * از علی آموخت اخلاص عمل *
ارسال کننده نوروززاده, در تاریخ 29 تير 1387 ساعت 12:56
1 صفحه 1 از 1 ( 30 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.