خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا نام و ایمیل خود را وارد کنید






خروجی سایت


server monitoring
xml
 
 جهت ورود به سایت می توانید از دامنه  www.AkbarAlami.ir   نیز استفاده نمائید


50 نظر شما و 50 پاسخ ما(بخش سوم) چاپ
۰۹ مرداد ۱۳۸۷

                    50 نظر شما و 50 پاسخ ما

                          (بخش سوم)


واقعا فكر ميكني از بين بردنت اين قدر سخته ... اگر ... مهم بودي تا حالا در قيد حيات نبودي...!!



بخشی از نظرات کاربران محترم و پاسخ هائی که ارائه شده، خود به تنهائی از قابلیت یک یادداشت مستقل برخوردار است، اما نظر به اینکه در بخش نظرات و ذیل بعضی از یادداشت ها منعکس می شود، ممکن است که از دید بسیاری از کاربران دیگر مغفول و مهجور باقی بماند و یا اساسا امکان مطالعه یکایک یادداشت ها و نظرات ارائه شده در ذیل آن فراهم نگردد، لذا از این پس به احترام کاربران محترم، هر چند گاه یکبار 50 نظر شما را(با انتخاب یک عنوان برای هر یک از آنها) همراه با پاسخ هائی که ارائه شده است، بصورت مجموعه ای مستقل عرضه خواهیم کرد و امیدواریم که مورد رضایت و بهره برداری دوستان گرامی واقع شود. انتظار می رود که با مشارکت عالمانه کاربران در یادداشت هائی که تقدیم می شود، به این وب سایت و بخش "50 نظر شما و 50 پاسخ ما"غنای بیشتری بخشیده شود. ضمنا از حذف قسمت عمده ای از نظرات کاربران عزیز که تنها حاوی ابراز لطف و محبت آنها نسبت به اعلمی بوده است، جدا پوزش می طلبیم. لطفا نظر خود را نسبت به این بخش اعلام بفرمائید  و اینکه آیا این روش را ادامه بدهیم یا خیر؟ با تشکر از همراهی شما عزیزان.

 (مدیر سایت)**


101_ فكر ميكني از بين بردنت اين قدر سخته؟ اگر خيلي مهم بودي تا حالا در قيد حيات نبودي
!!

چون تهديد كردي ميگم . واقعا فكر ميكني از بين بردنت اين قدر سخته . نه عزيزم مي خوايم با اين نوشته ها و طرفدارا خوش باشي اگر خيلي اين قدر كه فكر ميكني مهم بودي تا حالا در قيد حيات نبودي كه اينقدر گردو خاك كني(1) = (007=1) _بند سیاسی! 06 مرداد 1387

 مدیر سایت: ای مگس! عرصه سیمرغ نه جولنگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری!!

نظرات مرتبط:

102_ دوم خرداد آغاز فساد و تباهي ، پاياني خوش داشت!

دوم خرداد آغاز فساد و تباهي ، پاياني خوش داشت . دكتر محمود احمدي نژاد مردي كه مي تواند(زئوس)= (007=1) _ ربودن و ترور احمدی... 05 مرداد 1387

*ما هم آرزو می کردیم که بتواند، اما ...، آنچه عیان است چه حاجت به بیان است!!؟

103_ عرصه سیمرغ نه جولنگه توست!

سوزش از راي نياوردن چه فايده هايي داره . باعث ميشه يه ... مثله اعلمي وب سايت بزنه ... دلش خنك بشه. همين كه بهت اجازه دادن تا حالا اين مزخرفات رو بنويسي و فيلتر نشي يعني خيلي بهت حال دادن بورو حالشو ببر . بسه ديگه اين همه تو مجلس قبلي خوردي بست نيست .(زئوس) = (007=1) _ بند سیاسی! 05 مرداد 1387

مدیر سایت: با پوزش از کاربران و برای اینکه درس عبرت شود، برای کسانی که عادت کرده اند همیشه به دیگران فحاشی نمایند و در مصونیت کامل به سر ببرند؛

1- نباید اعلمی را با نام و صفت بزرگترانت مخاطب قرار می دادی با این حال انصافا هر که این قبیل نظرات مودبانه امثال تو را بخواند، متوجه می شود که چه کسی یا چه کسانی می سوزند.

2- معلوم شد که در فرهنگ امثال تو "فایده" مساوی است با "مزخرفات نویسی"

3- اگر از اربابانت هم پرس و جو کنی متوجه میشی که مشکل اساسی اعلمی همین بود که اهل خوردن و چپاول کردن نبود، آری اگر از اونها بپرسی همشون به سلامت مالی و اخلاقی اعلمی اذعان می کنند و بتو خواهند گفت که اعلمی اهل خوردن نبود، در غیر اینصورت مانند تو سرمست می شد و بجای دفاع کردن از مردم به منتقدین مشفق حاکمیت بد و بیراه می گفت و یا مانند همپالکی های تو سرش را مثل کبک زیر برف می کرد و هرگز هم مورد غضب پدران معنوی تو واقع نمی شد، چون خوردن و چاپیدن و تملق گفتن خودش یک امتیازه!! ضمنا یکبار یکی هم با همین ادبیات مطلبی نوشت، که چون نویسنده اش معلوم بود،بد جوری پشیمان شد و به التماس و معذرت خواهی افتاد!!

4- اگر از اربابانت بپرسی بازم بتو خواهند گفت که این وبسایت در همون مجلس هفتم راه اندازی شد، نه پس از "احراز صلاحیت!" اعلمی از سوی شورای نگهبان.      

104_ اگر سایت انتخاب فیلتر شد، راه رجا بسته نیست!!?

آقای اعلمی سلام!

متاسفانه سایت انتخاب را برای چندمین بار فیلتر کردند.

http://www.tiknews.info/display/?ID=65377&page=1

*البته بنده هرگاه خواسته ام که از این سایت با آدرس(http://www.tiknews.org/)استفاده کنم با عبارت مشهور و مانوس "مشترک گرامی! دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد" مواجه شده ام! با این وصف جز اظهار تاسف چه می توان کرد؟ یکی از اندیشمندان غربی می گوید؛ مقدمه هر ظلم و استبدادی، خفه کردن افکار و سلب آزادی مطبوعات(بخوانید رسانه ها)است.چنانکه مقدمه هر سرقت و جنایتی، بستن دهان و جلوگیری از فریاد و استمداد است.

به هر روی من معتقدم که که اندیشه را نمی توان زندانی کرد و اگر این کار شدنی بود، شوروی سابق نباید متلاشی می شد! سایت انتخاب از معدود پایگاه های اطلاع رسانی آزاد اندیش است و انعکاس اخبار متنوع در آن بیانگر آزادگی دست اندرکارانش است، از قدیم گفته اند که راه رجا بسته نیست!!? از اینرو امیدوارم که انتخاب هم از فیلتر خارج شود، (ظاهرا از طریق آدرس فوق بدون فیلتر می توان وارد انتخاب شد)

105_ بستن راه های قانونی، به مفهوم افتتاح راه های غیر قانونی است!

همین قانون اساسی ناقص هم در کشور ما به بدترین نحو اجرا می شه. گفتید راه های هر چند باریکی هنوز برای گرفتن حق و حقوق هر چند کم شهروندان ایرانی هنوز وجود داره. فکر کنم حتی اگر اون راه ها رو شما کشف کرده باشید، بزودی بسته خواهد شد. ضمناً خوب جرات میکنید توی حرفهایتان بحثی از راه پیمایی های مسالمت آمیز هم می زنید. امیدوارم شما رو به جرم تحریک مردم و ایجاد آشوب عمومی، مجازات نکنند.(سجاد از ارومیه)

*بنده سالهای متمادی است که به ضرورت احترام به حقوق شهروندی تاکید می کنم . بستن راه های قانونی، به مفهوم افتتاح راه های غیر قانونی است. آیا بنظر شما آموزش و بیان ظرفیت های قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بمنزله تحریک مردم و ایجاد آشوب عمومی است!؟  

106_ چند حاشیه بر ولایت فقیه؛

با رویگردان شدن مردم از نظام و ولایت فقیه مشروعیت آنها نیز از میان خواهد رفت!

حرف دلم را امروز نوشتید. دیروز که معاونت قضایی دیوان عدالت اداری مصاحبه کرد همین موضوع ذهنم را خیلی مشغول کرده بود. بخصوص اشنایی که با سیستم مستقل و عدالت سنجی دیوان عدالت اداری و از فارغ التحصیلان مدرسه حقانی که ریاست چنین سیستم را دارد انتظار دیگری نداشتم. آقای دکتر اعلمی واقعا در تحلیل و تفسیر قوانین موجود تسلط کامل دارید. که یک سیاستمدار یا نماینده مجلس باید چنین خصوصیاتی داشته باشد. در هیچ کجای قانون اساسی نداریم که رهبری می تواند به مجلس دستور دهد و مجلس موظف است از آن دستور تبعیت کند! در قانون اساسی چیزی به نام حکم حکومتی نداریم.

نظریه ولایت فقیه هم فاقد دلیل عقلی و شرعی است. بر اعتباریات نمی توان اقامه برهان کرد.از نظر شرعی هم مراجع بزرگی چون آیت ا...حکیم، آیت ا... مطهری و... این نظریه را فاقد پشتوانه شرعی می دانسته اند و برای فقیه ولایت در امور عامه قائل نبودند و فقهای حاضر هم با بررسی کلیه روایات نشان داده اند. که هیچ یک از روایات دال بر ولایت فقیه نیست. فقیهان اعلم با آرای مردم در مصدر رهبری قرار می گیرند و فقط برکارها نظارت می کنند و طبق اصولی که در قانون اساسی مطرح شده است،عمل می نمائید. (امیر امکانی)

نظر آیت الله مطهری در مورد ولایت فقیه در کتاب" پیرامون انقلاب اسلامی":

"ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه خود در راس دولت قرار بگیرد و عملا حکومت کند، نقش فقیه در یک کشور اسلامی یعنی کشوری که در آن مردم، اسلام را به عنوان یک ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملتزم و متعهد هستند نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم. وظیفه ایدئولوگ این است که به اجرای درست و صحیح ایدئولوژی نظارت داشته باشد. او صلاحیت مجری قانون و کسی را که می خواهد رئیس دولت بشود و کارها را در کادر ایدئولوژی اسلام به انجام برساند مورد نظارت و بررسی قرار می دهد"

نظر آیت ا... منتظری در مورد ولایت فقیه:

"شما ميدانيد مبناي فقهي اينجانب در مورد ولايت فقيه با مبناي فقهي‏ ‏مشهور و مرحوم امام در كتب فقهي ايشان تفاوت دارد. ايشان ولايت فقيه را‏ ‏از باب نصب ميدانستند و طبعا لوازم خاص خودش را خواهد داشت ، ولي‏ ‏اينجانب ادله نصب را از نظر ثبوت و اثبات مخدوش ميدانم كه در جلد اول‏ ‏كتاب 'ولاية الفقيه ' به تفصيل متعرض آن شده ام . بنابر نظريه نخب ،‏ ‏مشروعيت ولايت 'فقيه جامع الشرايط' موقوف به انتخاب صحيح او توسط‏ ‏مردم و بيعت آنان با او ميباشد، و قهرا مردم كه يك طرف عقد بيعت هستند‏ ‏حق دارند ضمن بيعت و انتخاب ، مدت ولايت را محدود و نيز شرائطي را كه‏ ‏خلاف شرع نباشد و مصلحت ميبينند در آن مقرر نمايند; و فقيه منتخب نيز‏ ‏شرعا بايد مطابق شرايط مندرج در بيعت عمل نمايد. مطابق نظريه نخب‏ ‏همان گونه كه اصل نصب به ولايت از نظر دليل مخدوش است ، به طريق‏ ‏اولي دليل ولايت مطلقه فقيه - به معناي رائج و معمول فعلي - نيز مخدوش‏ ‏ميباشد. و به همين جهت اينجانب در همه پرسي بازنگري قانون اساسي كه‏ ‏ولايت مطلقه را به آن اضافه كردند شركت نكردم و به آن رأي ندادم . بنابر اين‏ ‏اساس همان گونه كه مشروعيت ولايت فقيه جامع الشرايط موقوف به رأي‏ ‏مردم است مشروعيت اجرائي قانون اساسي كه ضوابط كلي مديريت كشور‏ ‏را معين ميكند نيز بستگي به آراء مردم دارد، زيرا اعمال قانون اساسي در‏ ‏كشور نوعي تصرف در مقدرات مردم و ايجاد محدوديت براي سلطه آن‏ ‏نسبت به نفوس و اموال و كشورشان ميباشد، و تصرف در سلطه ديگران‏ ‏بدون اجازه شارع مقدس و رضايت آنان جايز نيست . البته عدم مخالفت هر‏ ‏يك از اصول قانون اساسي با اسلام توسط خبرگان قانون اساسي كه بسياري‏ ‏از آنان از مجتهدين و اسلام شناسان متعهد بوده اند تضمين شده است و‏ ‏جاي ترديد نمي باشد." (امیر امکانی)

*فعلا در مورد نظرات شما وارد بحث نمی شوم و انشاء الله در مورد دیدگاههائی که نسبت به ولایت فقیه وجود دارد، به تفصیل سخن خواهم گفت، اما ذکر چند نکته را نقدا لازم می دانم؛

1_ بفرمائید آیت الله مطهری از کی جزء مراجع بزرگ تقلید شده اند و ضمنا در کدام نوشته یا سخنرانی خود، نظریه ولایت فقیه را فاقد پشتوانه شرعی اعلام کرده اند؟

2_ در مورد ولایت فقیه نظرات مختلفی عنوان شده است که اغلب آنها ناظر به امور حسبی است نه ولایت عامه. مع الوصف آیت الله خمینی در کتاب ولایت فقیه(نامه ای به امام کاشف الغطاء) و همچنین آیت الله منتظری در کتاب "مبانی فقهی حکومت اسلامی" دلایل خود را برای اثبات نظریه ولایت فقیه در امر حکومت و ولایت عامه برشمرده اند که با نظر سایر فقها متفاوت است، گرچه بنظر می رسد که آیت الله منتظری نسبت به نظریات گذشته خود تجدید نظر کرده اند.

در حال حاضر، شخصا مشروعیت ولایت فقیه را تنها در چارچوب قانون و ناشی از خواست و اراده مردم و قانون اساسی مورد تائید ملت می دانم و چنانچه این منشاء و مرجع، از ولایت فقیه و سیستم حکومتی حاکم رویگردان شود، مشروعیت آن نیز سالبه به انتفاء موضوع خواهد شد.

3- فارغ از اینکه ولایت فقیه پشتوانه فقهی و عقلی داشته یا نداشته باشد، از زمانی که نظزیه ولایت فقیه لباس قانون بر تن کرده، سیستم حکومتی رایج مبتنی بر ولایت فقیه است.

4- جزء 8 اصل 110 قانون اساسی هم حل‏ معضلات‏ نظام‏ كه‏ از طرق‏ عادي‏ قابل‏ حل‏ نباشد را از اختیارات رهبری محسوب کرده است که حکم حکومتی هم تنها ناظر و محدود به همین جزء است.

5_ مصادیق و مستندات خود را مبنی بر اینکه" فقهای حاضر نشان داده اند که هیچیک از روایات دلالت بر ولایت فقیه ندارد"، بیان کنید.

پیشنهاد می کنم که کتاب مرحوم صالحی نجف آبادی را در این زمینه بخوانید.

107_ تا این تنگ نظری ها و خود خواهی های سیاسی هست، اتفاق خوشایندی رخ نخواهد داد.

قطعا حضور بزرگانی مثل شما در دادگاه برای شکایت از مسئولین برای نقض حقوق ملت و قانون اساسی مورد حمایت آحاد ملت قرار خواهد گرفت. امیدوارم لااقل شما برای تشکیل نهادی اصلاح طلب اصیل پا جلو بگذارید. مطمئن باشید که توده سرخورده حامی خاتمی از جریانی صادق و مردمی و دموکراسی خواه بار دگر با جان و دل حمایت خواهد کرد (دانشجو)

*مطمئن باشید مادامیکه در بین نیروها و جریانات سیاسی این تفکر غالب وجود دارد؛ "هر که با ما نیست و یا سر سپرده مانیست، بر ماست" و تا زمانیکه بر خلاف توصیه امام علی(ع) که می فرماید: "ولا تنظر الی من قال، بل انظر الی ما قال" به گوینده توجه نکنید، بلکه ما قال را در نظر بگیرید، تنها تفکرات باندی رایج است و خریدار دارد، و یا تا زمانیکه یکی دو حزب واقعی در کشور تشکیل نشده است،هیچ اتفاق خوشایندی در کشور رخ نخواهد داد. نمونه اش را هم دیدید، حتی یکی از این مدعیان اصلاح طلبی و رسانه هایشان هم که هنگام و برای تقسیم قدرت، خود و هم باندی هایشان را بزرگان اصلاحات قلمداد و ترویج می کنند!!، بخود زحمت نداند که برای موافقت و یا مخالفت با پیشنهاد حقیر مبنی بر "تشکیل ستاد پیگیری نقض حقوق اساسی و شهروندی" کوچکترین اظهار نظری نمایند و یا مطلبی بنویسند و یا حداقل آنرا پوشش خبری دهند و یا نه، پیشنهاد تکمیلی و جایگزینی بدهند، کافی بود که چنین پیشنهادی از ناحیه یکی از کسانی که همواره خود را قیم دیگران و اصلاحات می داند مطرح می شد، آنگاه چنان آنرا در بوق و کرنا کرده و تبلیغ و ترویج می کردند و در مدح آن می گفتند و می نوشتند که به شنونده و یا خواننده حالت تهوع دست می داد!!

108_ دستگیری و وبلاگ نویسی!!

سلام آقای دکتر ، چند روزی شایعه شده بود که شما دستگیر شدید ، دروغه ؟؟؟( بهزاد)

*شما چی فکر می کنید!!؟؟

109_ پناهندگی و اقامت طولانی در آمریکا!

با سلام خدمت جناب آقای اعلمی. خواهش میکنم به جای نوشتن از چیزهای دیگر مقدرای درباره سفر طولانی خودتان به امریکا توضیح بدهید. با توجه به اینکه دوستان میدانند من همواره از اصلاح طلبان حمایت میکنم . حالا برخی ها از من سوال میکنند که چرا اعلمی به امریکا پناهنده شده ؟ البته من میدانم که اینطور نیست . در هر حال در صورت امکان جهت تنویر افکار عموم درباره سفرتان به امریکاتوضیح دهید . تا دوستان و کسانی که سوال دارند در جریان قرار بگیرند و رفع ابهام شود.( hamid)

 *زیرا اونهائی که به آمریکا رفته اند می گویند که کشور قشنگی است(پس وصف العیش، نصف العیش!). و برای همین هم حتی خیلی از اونهائی که سال هاست، شعار مرگ بر آمریکا شون گوش فلک را کر کرده، از جمله رئیس جمهور عزیزمان، خیلی دلشون می خواهد که به هر بهانه ای سفری به این کشور زیبا داشته باشند و حتی اگر توانستند از طریق واسطه هائی مانند "میراحمدی ها" که تا دیروز از دید کیهانی ها جزء دوزخیان بودند، بهر طریق ممکن با آمریکائی هاارتباط برقرار کنند!البته نامه نگاری های یکطرفه ای هم برای بدست آوردن دل آمریکائی ها صورت گرفته، اما هنوز بی نتیجه مانده است! با این وصف اگر شما و یا "برخی ها" جای بهتری رو سراغ دارید، بفرمائید که از آنجا پناهندگی بگیریم و از پناهندگی آمریکا خارج بشویم!!

110_ احضاریه های مکرر و وصف العیش، نصف العیش!

ما نفهمیدیم شما از کی به آمریکا رفته اید آنهم از نوع پناهندگی اش که حمید اینقدر دلتنگ شده و این سفر برایش طولانی مدت هم شده است!؟ (دبیر)

*در حالیکه درچله تابستان (البته چند روزی است که هوا مطبوع شده است) برای پس دادن تاوان انجام وظایف نمایندگی ات هر چند هفته یکبار برای پاسخ دادن به شکایات موهوم و سازمان یافته، به دادسرای کارکنان دولت احضار می شوی(و البته در رسانه ها صدایش را هم در نمی آوری) !در عالم سیاست هم باید پیه هر گونه شایعه ای را به تنت بمالی، گرچه تاکنون این کشور زیبا را از نزدیک ندیده ام اما وصفش را از دور از طریق دوستان بسیار شنیده ام،در پاسخ به حمید هم عرض کردم وصف العیش، نصف العیش !اجازه دهید که هم حمید و دوستانش! و هم بنده دلمان را به همین چیزها خوش کنیم، خدا را چه دیدید شاید این توفیق حاصل شد و ما هم این کشور زیبا (که خوشبختانه دیگر شیطان بزرگ نیست و دور از چشم حسین شریعتمدار در حال دل و قلوه دادن بیکدیگر هم هستیم و انشاء الله کنسولگری اش هم در کشور عزیزمان ایران افتتاح خواهد شد) را از نزدیک دیدیم.

111_ هنر همچون پرنده سبکبالی است که پرواز می کند و در قفس هیچکس گرفتار نمی شود   

آقای اعلمی، آنها (شکیبائی و ناشکیبائی)که برفتند و دارند می روند، هنرمندان کشور بودند و یا اینکه هنرمندان قوم گرایان فارس؟ (تورک خوراسان)

*هنرمند، هنرمند است و هنر او در قید و بند این قوم و آن قوم و یا اسیر زمان و مکان نیست و به همه مردم و همه اعصار و همه مکان ها تعلق دارد. به عبارت دیگر هنر هنرمند همچون پرنده سبکبالی است که در آسمان بی کران هنر پرواز می کند و در قفس هیچکس گرفتار نمی شود.موفق باشید.

112 _ سیستم، انتخابات ریاست جمهوری و ملاحظات پیرامونی آن؛

شورای نگهبان به وظایف شرعی و قانونی خود بخوبی واقف است!

با سلام و تشکر از نظراتتان. من در خارج از کشور زندگی می کنم و باشما به خاطر اعتراضاتتان در مجلس اشنا شدم, به خاطر آزادمنشی و مردانگی که دارید, به ایرانی بودنم افتخار می کنم. سوالی داشتم در مورد انتخابات ریاست جمهوری. این روزها زیاد از اقای خاتمی صحبت می شود، ایا خاتمی سناریوی احمدی نژاد است. اگر اینطور نیست، آیا فکر نمی کنید که خاتمی در روزهای قبل از انتخابات دچار حادثه جسمی و یا سوانحی از این قبیل شود. با تشکر(بیداد امامی)

*1_شما مطمئن باشید که سیستم و تصمیم گیران اصلی اجازه نخواهند داد که از دید آنها تجربیات تلخ گذشته، دوباره تکرار شود، بر این اساس در "شرایط عادی" انتظار نداشته باشید که اجازه داده شود، شخصیتی رئیس جمهور شود، که قادر به تغییر وضع موجود باشد و در برابر زیاده خواهی ها و تمامت خواهی های برخی از اشخاص حقیقی و حقوقی و نهادهای انتصابی ایستادگی نماید.

 2_ شواهد حاکیست که همان بازیگران اصلی قدرت مایلند که رئیس جمهور کنونی دوبار بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند و لاجرم کسانی از مجوز کاندیدا شدن را برخوردار خوهند شد که نتواند بر این اراده غلبه نماید.

 3- خاتمی گرچه در توسعه فضای سیاسی، موفقیت هائی را بدست آورد، اما علیرغم همه ویژگی های مثبتی که داشته و در شرایطی که حداقل 20_22 میلیون نفر واجد شرایط برای رای دادن از او حمایت می کردند و شرایط جهانی هم بنفع او بود و مجلس ششم هم کاملا پشتوانه او محسوب می شد، بدلایل مختلف (از جمله؛ ویژگی های شخصیتی او نظیر؛ خوش طینتی، تواضع، ملاحظه کاری، تسامح و بردباری بیش از اندازه، باج دادن به باج واهان حرفه ای و در عین حال نداشتن قاطعیت و برش لازم و عدم همکاری و از سوی دیگر کارشکنی های گسترده برخی از نهادهای انتصابی و مهمتر از همه اعتماد و خوش باوری زیاد نسبت به همه و استفاده از عناصر بعضا مرعوب، بی خاصیت و فرصت طلبی که حتی نمی دانستند که اصلاحات را با سین می نویسند و یا با صاد، در پست های کلیدی و غیر کلیدی!) نتوانست در برابر همان اشخاصی که وصفش رفت توفیق قابل توجهی بدست آورد، لذا حتی اگر ایشان کاندیدای ریاست جمهوری شوند و برغم کارشکنی های همه امدادهای غیبی رای لازم را هم برای تصدی این مسئولیت بدست آورند، با توجه به ترکیب مجلس هشتم و حضور مقتدرانه شورای نگهبان و سایر نهادهای انتصابی قادر به ایجاد تحول اساسی در کشور نخواهند شد.

 4_ با این وجود، طبق سنوات و ادوار گذشته، و بدلیل گسترش نارضایتی ها در کشور، سیستم برای اثبات مشروعیت خود به مشارکت گسترده مردم نیازمند است و به همین سبب حتی اگر میل شدید به تکرار ریاست جمهوری احمدی نژاد هم داشته باشد، مایل است که در آمدن نام او از صندوق ها بصورت رقابتی تحقق یابد و تنور انتخابات دوباره گرم شود و باز طبق معمول انتخاب مردم به انتخاب خوب و خوبتر منتهی نخواهد شد و همواره از حق انتخاب خود باید در قلمرو حداقلی ها استفاده کند.

 5_ اجل، دست خداست و این قبیل اتفاقات ممکن است برای همه رخ دهد، لذا نباید به همه چیز با بدبینی نگریست، اما در مورد جناب خاتمی مطمئن باشید که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، زیرا شورای محترم نگهبان به وظایف شرعی و قانونی خود بخوبی واقف است!

113 _ بجای سیاستمدار شدن، فوتبالیست شوید!

با عرض سلام و احترام خدمت مرد خستگی ناپذیر جناب آقای اعلمی من دانشجوی رشته حقوق هستم و از جنابعالی یک سوال دارم. جناب آقای اعلمی من و دیگر هم سالان من به عنوان یک دانشجو و به عنوان یک بخش از جامعه که شرایط خاصی دارد چگونه می توانیم در روند سیاسی شرکت کنیم و فعالیت سیاسی داشته باشیم چون ما احساس می کنیم که رسالتی بر دوش ماست که شاید به این نحوه بر دوش دیگران نیست و حال آنکه با شرایط امروز جامعه که فعالیت های سیاسی و حزبی به شدت محدود می شود ما چگونه می توانیم فعالیت کنیم. با تشکر و احترام

*از آنجا که سیاست به سیاستمداران صادق وفا نمی کند و سیاستمدارانی که می خواهند بدون شیله و پیله عمل کنند(البته امروزه به این قبیل افراد سیاستمدار گفته نمی شود، زیرا سیاستمدار باید حیله گر، فرصت طلب، دروغگو، عوامفریب ، متملق و صاحب سرمایه و باند و نان بروز خور هم باشد!)، برای مردم هم سیاستمداران چندان جذابیتی ندارند،اگر یک سیاستمدار خود را برای مردم هلاک هم بکند، دست آخر همه را با یک چوب می رانند، لذا توصیه می کنم که اگر توانستید فوتبالیست شوید که هم هیات حاکمه خیالش از ناحیه امثال شما راحت خواهد شد(پیش از انقلاب می گفتند که رژیم فوتبال را ترویج می کند تا مردم سرشان به فوتبال گرم شود و با سیاست کاری نداشته باشند!)،هم نانتان در روغن است، هم در تمام شبکه های صدا و سیما حضور فعال خواهید داشت، هم محبوبیت و قدر و منزلت اجتماعی پیدا می کنید، هم زود پیر نمی شوید و هم به بی دینی و امثال آن متهم نخواهید شد و هم اینکه مرتب زیر ذره بین نیستید و تلفن هایتان وقت و بی وقت کنترل نمی شود!!! اما اگر همچنان اصرار دارید که سر در سیاست داشته بشید، نمونه ای از فعالیت سیاسی همین کاریست که بنده انجام می دهم و از این تریبون برای بیان عقایدم و نقد اوضاع استفاده می کنم. شما هم ضمن اینکه بر مطالعات خود می افزائید، با استفاده از تریبون هائی که در اختیار دارید ، نظیر تشکل ها و نشریات و بولتن ها و اجتماعات دانشجوئی و صدور بیانیه و...می توانید به انجام فعالیت های سیاسی مبادرت نمائید. _

114_ با خیلی از افکارت مخالفم، اما...!

بابا بی خیال آخر سرتو به باد میدیا! ولی انصافا اصولگرا به تو میگن با اینکه من با خیلی از افکارت مخالفم ولی همینکه توی این شرایط خفقان ... گیر میدی نشون میده واقعا به اصولی که بهش اعتقاد داری پایبندی و بله قربان گوی قدرت نیستی. از این بابت به داشتن هموطنی مثل تو افتخار می کنم و امیدوارم جوری با سیاست بنویسی که بهانه دست اطلاعات موازی ندی. در ضمن مواظب خورد و خوراکتم باش چون میگن این ... روشهای حذف فیزیکیشون با کمک کا گ ب خیلی پیشرفت کرده. چاکریم(حمید)      

*اگر به دیالکتیک معتقدی، ایکاش بصورت مصداقی به چند مورد از مخالفت های خودت(آنتی تز) "با خیلی از افکار" من(تز) اشاره می کردی، تا یا من افکارم را اصلاح می کردم و یا اینکه سبب اصلاح افکار جنابعالی می شدم و خدا را چه دیدی، شاید افکار جفتمون هم  اصلاح می شد(سنتز).!با تشکر

115_ دوم خرداد آغاز فساد و تباهي، پاياني خوش داشت!

دوم خرداد آغاز فساد و تباهي، پاياني خوش داشت. دكتر محمود احمدي نژاد مردي كه مي تواند(زئوس)

*ایکاش، واقعا می توانست!

116_ اتفاق تلخ و شکسته شدن همه تابوها!                 

احمدی نژاد اتفاق خیلی تلخی بود . رفتار های او و حمایت حامیان حکومتیش هم خیلی تلخ است . احمدی نژاد و دولتمردان او قانون را به مسخره گرفته اند و همه تابو ها را شکسته اند . تابویی هایی که خاتمی و طرفدارانش به خاطر نزدیک شدن به یکی از آنها متهم به نامسلمانی و بی دینی میشدند مثل رابطه با آمریکا که زمانی فکر کردن به آن هم گناه به شمار میرفت ولی حالا جزء افتخارات رئیس جمهور است . چرا ؟ این آقایان و طرفدارن وی از کجا فهمیده اند که احمدی نژاد هر چه میکند درست است ؟(مریم)

 *زیرا خیلی از موافقت ها و مخالفت های سیاسی در کشور ما مبنائی ندارد و صرفا بدلیل تنگ نظری، دعواهای سیاسی و بهانه و وسیله ای برای حذف رقیب است. با حذف رقیب همان چیزی که انجامش برای رقیب از کفر ابلیس بدتر بود، برای طرف مقابل مباح و جزء ضروریات دینی می شود! بیچاره مردمی که فریب این بازی ها را می خورند و آنرا به حساب شرع و باورهای دینی خود می گذارند!

117_ اقتصاد فلاکت بار داخلی و تجویز نسخه برای اداره جهان!!

با عرض سلام خدمت جناب اعلمی و تشکر از مطالب بسیار مفید و قابل تاملتان. در خبر ها داشتیم که رئیس جمهور محترم ادعای تبدیل شدن به قدرت اقتصادی اول جهان و نیز قبلا هم ادعای ارائه خطی مشی بر اداره ی جهان را کرده بودند حال سوال من از شما این است که دولتی که توانایی تامین برق برای یک استان خود مانند(اذربایجان شرقی) را ندارد، چگونه ادعای اداره ی جهان را دارد؟

سوال دیگرم این است که با وضع فلاکت بار اقتصاد کشور آیا باز هم کمک های بلا عوض به فلسطین ، لبنان و سایر کشور ها لازم است؟؟ ' با تشکر( رضا)

*حتما سازوکار اداره دنیا و تجویز نسخه برای اقتصاد جهانی با اداره یک کشور و استان و اداره اقتصاد داخلی متفاوت است، همچنانکه اداره موفق کشور با اداره ناموفق استانی مانند اردبیل فرق می کند. پاسخ سوال دوم خود را هم لطفا از خودشان بپرسید.

118_ اوامر و نواهی دینی و قرار داد اجتماعی

به نظر شما آيا اسلام شكل حكومتي خاصي دارد و آيا نه بر اساس مقتضيات زمان در هر دوره است؟ اگر ندارد چرا بعضي كشورها پيش وند اسلامي دارند مثل جمهوري اسلامي خود ما(اسلان)

*اسلام چراغ هدایت است و آمده است که راه را به انسان ها نشان دهد"انا هدیناه السبیل، اما شاکرا و اما کفورا". بنابراین اسلام مانند هر دین دیگری مجموعه ای از باید ها و نبایدها برای هدایت بشر است و بیش از آنکه به حکومت بیاندیشد در مقام تنظیم مناسبات فردی با خود و خدای خود و همنوعانش است. با این وصف من معتقدم که این مجموعه بایدها و نبایدها را چنانچه مورد توافق اکثریت یک جامعه و در هر قالبی که مد نظر آنها باشد، می توان در شکل یک قرارداد اجتماعی به اجرا در آورد. نظر جنابعالی را به آخرین نطق خود جلب می کنم.

119_ مشک آنست که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید

 با عرض سلام خدمت جناب آقای اعلمی ضمن تشکر از توجهتان به تمام اقشار جامعه به خصوص قشر فرهیخته هنرمندان ،به اطلاع می رساند بعد از ارسال پیامهای متعدد توسط دوستان به سایتهای مختلف در اعتراض به عدم لینک سایت جنابعالی، متوجه شدیم که سایت نو اندیش سنت شکنی کرده و پاسخ کوچکی به خیل مطالبات مردم شریف آذربایجان داشته است . ضمن تقدیر از این دوراندیشی سایت نواندیش، امید است که سایر دوستان نیز اندکی به خود آمده وبا لینک به سایت شما آمار بازدید خود را بالا ببرند(مولازاده)

 *اگر واقعا فکر می کنید که سایر وبلاگ ها و سایت ها با لینک دادن این وب سایت تحفه، آمار بازدیدشان افزایش خواهد یافت، چه اصراری دارید که دیگران وب سایت حقیر را لینک دهند!؟ بدیهی است که انعکاس چنین نظراتی و دامن زدن به آن برای شخص من قدری سنگین است و ممکن است که از آن برداشت های سوء و تحقیرآمیزی صورت گیرد، لذا از دوستان درخواست می شود به اینکه چه کسانی به این وبسایت لینک داده اند و یا نداده اند توجهی نکنند و مهم آنست که مشک خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. لذا اگر بجای طرح این قبیل مسائل با پیشنهادات ارزشمند خود مدیر سایت و بنده را در ارتقاء کیفیت و کمیت سایت یاری رسانید، بتدریج کاربران خود بهترین معرف و مروج آدرس وب سایت خواهند بود، هر چند که با توجه به عدم اطلاع رسانی کافی نسبت به وجود یک سایت، گسترش و ازدیاد کاربران آن زمان بیشتری خواهد برد، از اینرو از کلیه کسانی که در امر اطلاع رسانی در معرفی این وب سایت به هر طریقی کمک کرده اند، تقدیر و تشکر می کنم.

ضمنا با وجود اینکه از راه اندازی این وبسایت چند ماهی نمی گذرد در طول همین مدت کوتاه هم آمار بازدید کنندگان آن مطلوب و رضایتبخش ارزیابی می شود.

120_ مصادیق طاغوت! 

سلام آقای دکتراعلمی: خواهش می کنم به این سه سوال بنده پاسخ دهید: همه ما می دانیم که در دین عزیز اسلام اطاعت و فرمان بر داری از'حکومت طاغوت' حرام است. حال با این اوصاف:

 1- لطفا بفرمائید طاغوت یعنی چه؟ 2- 'حکومت طاغوت' به چه شکلی است؟

 3- و در آخر به نظر حضرتعالی حکومت ...مصداق حکومت طاغوت است یا خیر؟ آقای دکتر اگر اجازه دهید من این پرسش و پاسخ را در وبلاگ خود قرار خواهم داد - آیا با این کار موافقید؟( فریاد عدالت)

 *سلام

1_ ظاهرا طاغوت نام یکی از بت های قریش در جاهلیت بوده است. به شیطان نیز طاغوت اطلاق می شود. در واقع "طاغوت" مصدرفاعلی است و از طغيان مشتق شده است. طغيان به معنی سرکشی، تعدي و خروج از حدود طبيعت و فطرت بشری است. از اینرو هر ‌تجاوزگر و ستم‌ پیشه‌ ای و هر کسی که علیه فطرت بشری عصیان نماید، و حقوق طبیعی و فطری انسان ها را تضییع نماید، طاغوت است. الهه ها، بت ها ، خداهای انسانی و خرافی، نمرود، فرعون، هیتلر، موسولینی و امثال اینها و...، و اساسا هر معبودی به غیر از خدا و هر کس که خود را بجای خدا به مردم قالب کرده و با آنان خداگونه برخورد کند و همنوعان خود را به کرنش در برابر خویش وادار و یا رهنمون سازد، مصداق طاغوت محسوب می شود. پس طاغوت هم می تواند از جنس انسان باشد و هم از نوع غیر انسان.

 2_ قران کریم با بیان آیه "فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی" به دو نوع ولایت ولایت طاغوت و ولایت خدائی اشاره می کند و نتیجه می گیرد؛ تنها کسانی که طاغوت ها را تکفیر کرده و به خداوند ایمان آورده اند می توانند یقین داشته باشند که به "عروة الوثقی‌" (دستگیره و ریسمان محکم و قابل اطمینان) چنگ انداخته اند. لذا با بیان آیه "ان اعبدوالله واجتنبواالطاغوت" توصیه و تاکید می کند که فقط خدا را عبادت کرده و از هر نوع "طاغوتی" دوری گزینید! در جای دیگر می فرماید؛" الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور و الذين كفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات" "الله" ولی کسانی است که به خدا ایمان آورده اند، لذا نتیجه ایمان و اعتقاد به خدا این است که افراد مومن از جهل و جهالت و ظلمت و تاریکی خارج شده و به سوی نور و روشنائی و آگاهی هدایت می شوند، اما کسانی که طاغوت (هر چیز غیر خدائی و مغایر با فطرت بشری) بر آنها ولایت دارد، این گروه به سان کسانی هستند که از جهان روشنائی و شفافیت و آگاهی به دنیای تاریکی و جهالت و نادانی هدایت شده اند. پیامبر اکرم(ص) هم حکومت ها را به دو دسته "حق" و "ابلیس" تقسیم کرده و در توضیح ایندو می فرمایند؛ هر گاه رهبر و امام هدایتگر و آگاهی دهنده برجامعه حاکم باشد، آن حکومت حق است و هرگاه رهبر گمراه کننده ای برجامعه حاکم شود، آن دولت، دولت ابلیس است. بنابراین استباط و برداشت من این است که به هر سیستم استبدادی و دیکتاتوری، هر سیستم مبتنی بر تحجر، جهل، ظلم و تبعیض،هر دولت و سیستم خرافه گرا و مروج اوهام و خرافات و مخالف فکر و اندیشه و نوگرائی، هر گونه نظام طبقاتی ظالمانه، هر سیستم سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مغایر با فطرت و طبیعت بشری و ضد حقوق بشری،هر حرکتی که به جلوگیری از بندگی خدا و سوق دادن او به عبادت مخلوقات خدا در هر شکل و شمایلی منتهی شود، هر شخص و دولت و حکومتی که خود را برخلاف میل ملت بر آنها تحمیل نماید و لاجرم هر حرکت غیر خدایی و در تعارض با حاکمیت بشر بر سرنوشت خود، می تواند مصداق ولایت طاغوت به شمار آید. چنانکه اشاره شد، فرعون مصداق بارز طاغوت در قران است. قران در وصف او می فرماید؛"ان فرعون علی فی الارض و جعل اهلها شیعا، یستضعف طائفه منهم، یذبح ابنائهم و یستحیی نساءهم، انه کان من المفسدین " فرعون کسی است که در روی زمین بر مسند خدائی تکیه زده و برای جانشینان خدا در روی زمین ادعای خدائی می کرد و برای نیل به این مقصود، خود را خیلی متعالی و بلند مرتبه می پنداشت و در همین راستا مردم را به گروه های مختلف تقسیم می کرد، یک گروه را تضعیف کرده و خوار می شمرد و گروههای سرکش و مخالف خود را قتل عام می نمود و از این میان تنها زنان آنان را زنده نگاه می داشت، پس همانا این رفتار و اندیشه فرعون و سیستم سیاسی و حکومتی وی، که از جنس و ماهیت فساد بود، او را در جرگه مفسدین قرار داده بود. در اثر این نوع اندیشه و رفتار است که خداوند به موسی امر می کند؛ "اذهب الی فرعون، انه طغی"! بسوی فرعون بشتاب که او طغیان کرده و در زمره طاغوتیان قرار گرفته است! بنابراین هر شخص و دولتی که بر اساس منشور فرعون بر مردم حکومت کند، لاجرم او هم مصداق بارز طاغوت است. (توضیح:تفکر دیگری وجود دارد که معتقد است همه حکومت هایی که اذن فقیه را در عصر غیبت نداشته اند همگی طاغوت محسوب می شوند و لذا نتیجه می گیرند که غیر از جمهوری اسلامی بقیه حکومت های دنیا طاغوتی است!! از آنجا که من سواد و توان درک و استنباط این قبیل نظریه ها را ندارم، توضیح آنرا به عهده نظریه پردازان و موافقان چنین نظریاتی وامی گذارم!)

3- تعیین مصداق را بخودتان واگذار می کنم. 4- نقل عین مطالب با ذکر منبع برای همه آزاد است.

121_ همه حکومت ها طاغوت است!؟   

با سلام آقای دکتر واقعا از شما متشکرم که به سوالات من پاسخ دادید. اما یک چیز به نظرم می رسد آن اینکه اگر همه حکومت های جهان طاغوتی باشند پس تکلیف چیست ؟ یادم می آید در جائی خواندم که حکومت حق حکومتی است که خدا حاکمان آنرا تعیین فرماید پس اگر این گفته صحیح باشد که فکر میکنم صحیح است بغیر حکومت حضرت ولی عصر (ارواحنافداه)همه حکومت ها طاغوت است و پیروی از آنها حرام. آیا نتیجه گیری من درست است؟ پس در اینصورت باید برای ظهور آقا امام زمان(عج) خیلی دعا کنیم.( فریادعدالت)

* این سوال را از کسانی بپرسید که چنین ادعائی دارند! بنده هرگز چنین داعیه ای نداشته ام.

122_ گروه های خونی ناسازگار!؟

آقای اعلمی سلام اگر دقت کرده باشید، بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت ها که متعلق به باصطلاح اصلاح طلبان و خصوصا وابسته به ... می باشد، با وجود اینکه وبلاگ عالی جناب سیاهپوش و یا سرخپوش(البته این اصطلاحی است که همین اصلاح طلبان قبلا در مورد آقای هاشمی رفسنجانی بکار می بردند) و حتی وبلاگ بعضی از اصولگرایان را لینک داده اند اما به وبلاگ شما لینک نداده اند و حتی مطالب خوب و تحلیلی شما را هم نه در روزنامه هایشان و نه در وبلاگ هایشان استفاده نمی کنند. یکی از وب سایت ها(نواندیش وابسته به حزب جوانان) چندی قبل یک نظر سنجی در مورد نمایندگان به عمل آورد(نمی دانم که آیا آنرا دیده اید یا خیر؟) در این نظر سنجی ، تا آخرین لحظه های نظر سنجی که گمان می کنم نزدیک به 5000 نفر در آن شرکت کرده بودند، شما در همه مراحل 63 و 64 درصد آراء را بدست آورده بودید در حالیکه نفر دوم پس از شما 15 درصد و بقیه کمتر از 5 درصد بودند که بیانگر میزان محبوبیت شما در نزد مردم و قدرشناسی آنها از عملکرد شماست. پیش از این بعضی از رسانه ها (البته بسیار محدود) اخبار شما را منعکس می کردند و از وبلاگتان هم گاهی مقاله هایتان را منتشر می کردند، اما من از همانروز مشخص شدن نتایج این نظر سنجی دقت وبررسی کردم ، رسانه های اصلاح طلب هم کاملا شما را بایکوت خبری کرده اند و حتی به پیشنهاد خوب شما مبنی بر تشکیل ستاد پیگیری شکایات از نهادهای انتصابی (در مقاله مثله شدن جمهوریت) کوچکترین اشاره ای نکردند!؟ من گمان می کنم پس از این نظرسنجی حتی آنها هم از مطرح شدن بیشتر شما در نزد افکار عمومی سخت وحشت زده هستند و تصور می کنند که با معروفتر شدن شما منافع آنها به خطر خواهد افتاد. مایلم تحلیل شما را از این نوع برخورد اصلاح طلبان با شما بدانم.( منصوره_خ)

 *سرکار خانم منصوره! از توجه و ابراز محبت شما به خود سپاسگزارم. در مورد این ارزیابی شما و نتیجه گیری که کرده اید، خیلی مایل نیستم نظر بدهم. اما لینک دادن و یا ندادن وب سایت بنده در وبسایت و وبلاگ دیگران حق آنهاست ، شاید گروه خونی بنده را با گروه خونی خود متناسب نمی بینند و شاید اساسا از شخص بنده و یا نوشته هایم دل خوشی ندارند و یا بدلایل دیگر، لذا از این حیث کسی نمی تواند آنها را در این مورد شماتت کند. وانگهی ممکن است که دسته ها و طبقاتی از اقشار مردم ایران نسبت به بنده محبت داشته باشند، اما شخصا خود را قطره ای می دانم که نمی تواند برای دیگران دردسر ساز باشد، خصوصا حالا که در آفساید قدرت قرار دارم و بجز این آب باریکه تریبونی در اختیارم نیست! ضمنا در شرایط کنونی دامن زدن به این قبیل مباحث را خیلی مناسب نمی دانم و مخلص و ارادتمند همه اصلاح طلبان واقعی و حتی برخی از اصولگرایان متعهد و روشنفکر نیز هستم. ضمنا خیلی هم به این نظرسنجی ها که در یک جامعه اینترنتی محدود صورت گرفته و بقول شما مورد عنایت درصدی از مخاطبین عزیز نواندیش واقع شده ام دل نبندید وآنرا تعمیم ندهید، چه بسا اگر همین نظرسنجی در سایت های دیگری صورت می گرفت بنده یک درصد آرا را هم کسب نمی کردم و سایر همکارانم در رده های بسیار بالاتر از من واقع می شدند، هرچند که خدا را شاکرم که عملکردم بگونه ای بوده است که حداقل توانسته ام در جامعه آماری نواندیش کم و بیش رضایت مخاطبین این پایگاه اینترنتی را بدست آورم. موفق و سربلند باشید.

123_ خودی و غیر خودی؟                                

در پاسخ به خانم منصوره که نوشته اند بسیاری از وبلاگ ها و وب سایت ها که متعلق به اصلاح طلبان و خصوصا وابسته به ... است، وبلاگ بعضی از اصولگرایان را لینک داده اند اما به وبلاگ آقای اعلمی لینک نداده اند و حتی مطالب خوب و تحلیلی ایشان را هم در روزنامه ها و وبلاگ هایشان استفاده نمی کنند، عرض می کنم که من هم با شما موافق هستم و همچنانکه آقای اعلمی خود پیش از اینها در نطق ها و مصاحبه های خود گفته اند، این قبیل جریانات هم بر خلاف آنچه که وانمود می کنند آزادیخواه نیستند بلکه یک گروه تمامت خواهند که برای رسیدن به قدرت با طیف مقابل خود سر ستیز دارند و تجربه نشان داده است که اگر لازم باشد با آنها هم سفره هم خواهند شد، نمونه اش پیوند خوردن آنها با رفسنجانی و کارگزاران است که یک زمان با هم کارد و پنیر بودند!لذا طبیعی است که افراد مستقلی مانند اعلمی ها را که زیر چتر هیچ گروهی قرار نگرفته و خود صاحب فکر و اندیشه است را هیچیک از ایندو جریان سیاسی که پس از رسیدن به قدرت مشابه هم عمل می کنند، نمی توانند تحمل کنند و باید هم او را غیر خودی به حساب آورند و اتفاقا از همان ابتدا هم سعی می کردند که او را به هر طریق ممکن بایکوت کنند. بنابراین در نظر داشته باشید که این جریان هم مثل همان جریان است و فقط پوست عوض کرده و هر کس که تملق آنها را بگوید و نوکر حلقه بگوش آنها باشد را دوست و همفکر خود به حساب می آورند.ایکاش آقای اعلمی خود یک حزب واقعی را تشکیل دهند تا کسانی که می دانند حنای این دو گروه دیگر رنگی ندارد، در یک حزب واقعی گرد هم بیایند. (فقاهتی)

*از شما هم تشکر می کنم، اما به شما هم برادرانه توصیه می کنم که فعلا به این قبیل مسائل دامن نزنید. در حال حاضر همه چیز یک کاسه شده و در اختیار یک تفکر کاملا بسته قرار دارد و برای رهائی از این وضعیت باید چاره ای اندیشید. ضمنا باز تاکید می کنم که استفاده کردن و یا لینک دادن و یا ندادن نوشته های یک فرد در رسانه های دیگری به مفهوم دوست و یا مخالف بودن آن رسانه نیست و نباید همه چیز را بدبینانه تحلیل کرد. وانگهی قرار نیست هر چه را که من می نویسم، دیگران از آن استقبال کنند. اما با شما در این زمینه موافق هستم که اغلب رسانه های کشور ما بصورت محفلی عمل کرده و به رفقا و اعضای وابسته به خود که به آنها ارادت شخصی بیشتری داشته باشند، عنایت ویژه ای دارند!            

124_ هرکاری کنند، کس نخواهد خواستن از آنها حساب!

با سلام و ارادت آقای اعلمی: درصورت شکایت ازاعضای شورای نگهبان به جهت رد صلاحیت فردی، مرجع شکایت دادگاه ویژه روحانیت است؟ میتوان به جهاتی به دیوان عدالت اداری مراجع کرد؟ عمومااین شکایت ها جنبه حقوقی دارد یا کیفری؟ با عنایت به اینکه حتی در صورت اعتراض به رای دیوان عالی کشور به عنوان آخرین مرجع رسیدگی در مواردی نادر خود شورای نگهبان وارد عمل میتواند بشود، در این مرحله چه باید کرد؟ درزمان حکومت های هخامنشی،ساسانی،سامانی روزی مقرر شده بود که شاه از اریکه قدرت پایین می امد وقاضی یا قاضی القضات در صورت شکایت هر فردی به دادخواهی میپرداخت ودر همان روز بخصوص ،شاه محاکمه میشد، در خصوص شورای نگهبان چگونه این امر ممکن است؟ حتی در خصوص رئیس قوه قضائیه؟ آیا قانون اساسی در این خصوص نقص ندارد؟ سوال اصلی ام اینجاست که با توجه به وجود تسلسل در انصابات رئیس ومرئوسی در مورد مذکور ومشابه آن ،نوعی اکراه قاضی در برابرمتهم محقق نمیشود ؟ از همین نوع، ادعای قاضی در صدور حکم به عذر دستور مافوق ؟ اصلادر رسیدگی به تخلف قاضی عذر دستور مافوق وجود دارد؟ با عرض معذرت از اطاله سووال در صورت رسیدگی به جرم متصور برای اعضای شورای مذکور،تحقق جرم معطوف به داشتن عنصر مادی است، از کجا اثبات کنیم آقای جنتی یا یزدی یا کعبی وامثال معظم لهم رای منفی داده اند؟ به عبارتی تحقق سببیت برای هر یک مبهم است به جهت اصل تناسب جرم ومجازات ،مجازات یا حقوق معادل برای فرد رد صلاحیت شده واینکه حقوقی هم ازمردم تضییع شده است چیست؟ با تشکر(حمیدرضا)

*1_ بموجب ذیل اصل 107 قانون اساسی حتی رهبر هم در برابر قوانین با سایرین یکسان است و از این حیث هیچ امتیازی نسبت به دیگران ندارد.در اصل 61 همیه قانون آمده است: "اعمال‏ قوه‏ قضاييه‏ به‏ وسيله‏ دادگاه‏ هاي‏ دادگستري‏ است"‏ و نیز بند 14 اصل سوم، حاکمیت را ملزم به " ايجاد امنيت‏ قضايي‏ عادلانه‏ براي‏ همه‏ و تساوي‏ عموم‏ در برابر قانون‏" کرده است.همچنین اصل 159 مقرر می دارد " مرجع رسمي‏ تظلمات‏ و شكايات‏، دادگستري‏ است‏." با این وجود، رسیدگی به جرائم روحانیت را به دادگاه ویژه روحانیت واگذار کرده اند. لذا اگر در دادگاههای عادی از یک روحانی شکایت شود، آن دادگاه قرار عدم صلاحیت صادر کرده و آنرا به دادگاه ویژه روحانیت ارجاع خواهد داد.

2_ با طرحی که شخصا در مجلس ششم ارائه دادم و به تصویب هم رسید و اینک لباس قانون بر تن کرده است، از هر مقامی که قانون اساسی را نقض کرده و یا مردم را از حقوق مصرح در آن محروم نماید، در هر رده ای که باشد، می توان شکایت کرد، اما اینکه نتیجه خواهد داد و یا خیر، خدا می داند. با این وصف سازوکار و مواد قانونی لازم برای طرح شکایت را در مقاله "مثله شدن جمهوریت به تفصیل شرح داده ام"

 3_ قانون اساسی جمهوری اسلامی وحی منزل نیست و نقایص و کمبودها و ناکارآمدی های زیادی دارد، که مستلزم انجام اصلاحات جدی است.

 4_ قاضی مستقل است و تابع دستور مافوق نیست(در امر قضاوت آمر قانونی ندارد) و در صورت وجود چنین دستوری هم رافع مسئولیت او نخواهد بود و چنانچه از این طریق در حق کسی ظلم شود، هم آمر و هم قاضی قابل پیگرد می باشند.

 5_ اگر شورای نگهبان، به عنوان یک شخصیت حقوقی و یا هر یک از اعضای آن مرتکب تخلف از قوانین شوند، عنصر مادی تحقق خواهد یافت و اگر این تخلف مربوط به نهاد شورای نگهبان باشد، با توجه به روح قانون اساسی و اینکه قوانین موضوعه ، این شورا را در رسیدگی به صلاحیت ها ملزم به ارائه دلیل کافی و معتبر برای تصمیمات خود کرده است، بنظر می رسد که اعضای شورای نگهبان در این خصوص مسئولیت مشترک دارند و می توان علیه همه اعضا و یا یکایک آنان و یا دبیر این شورا اقامه دعوا کرد. هرچند که قوانین موجود در این مورد مبهم و نارساست.

125_ اندیشه های پاک دلسوزان یکی پس دیگری زنده به گور می شود.                         

گویا رنج این ابهام در گذر زمان از پوست به استخوانم ریشه دار تر میشود که گوئی در این سرزمین که نیم نگاهی به تاریخ و سرگذشت آن نشان از دوست داشتنی ترین ویژگیهای نادر و بی نظیر دارد، در این چند صباح تاریخ اخیر، اندیشه های پاک دلسوزان خود را یکی پس دیگری زنده به گور می کند. و افسوس و صد افسوس که به افراط در زنده بگور کردن فدائیان خود به دور تعجیل افتاده است. راستی می توان پذیرفت این جفای آشکار به دست کسانی باشد که ریشه در این خاک دارند؟ ! مصلوب کردن اندیشه های پاک مخلصین طریق تعالی و تیرهای خلاصی بر روزنه های امید و سو سو نوری که از انها بر پیکریه تیره و سیاهی ظلم و این صلیب آویخته از وجود نازنین های این سرزمین، در فصولی می تابد ودر اندک زمانی خاموش می شود، بدست کسانی انجام می شود که یا باید بی ریشه خواندشان، ویا ریشه در جائی دارند که اسطوره های پاک وآزادمردان این خاک انها را به گستره تولد تاریخ تاکنون آزرده اند. زمانی که آقای اعلمی رد صلاحیت شد چون حذف افرادی مثل ایشان نمی توانست بدست خودی باشد، چرا که وجود افرادی با این مشخصات غنیمتی پس ارزشمند است و البته خطری سهمگین برای افرادی به شرح موصوف، بر همین اساس از رنج ابهام صدرالاشاره رستم وبه رنج یقین از صحت وجود بی ریشه ها در این کشور و وجود منسوبین باواسطه و بی واسطه با پیران استعمار و استبداد دچار شدم. زخم این رنج از درد کهنه ای بود که زبان باز کرد و مرا در عمق بی انگیزه بودنم برای حرکت ،و ناامیدی از تکرار امپراطوری بی بدیل کشورم در گذشته فرو برد، که بازهم سایه شوم استعمار در چهره ای دیگر و این بار بدست خودفروخته ها سلاخی میکند . صد افسون پیکر اصیل اندیشه ها به عنوان مفاخر در موزه های لندن و پاریس برای آنها درس های ارزشمند سیاست و حکومت داری میشود وسهم ما به سببیت مزدوران و خودفروخته ها نشخوارتجربه هایی است که اصل و وجود اصیل آنها را خود به ثمن بخس فروخته ایم. اما: انه لاییاس من روح الله الا قوم الکافرین.(حمیدرضا)

* اقای حمید رضای عزیز! لطفا قدری ساده تر بنویسید که امثال بنده هم آنرا بفهمند!

126_ مگر خدا سررشته هنر نیست، پس چرا سانسور؟ 

با سلام هر چقدر فکر کردم در ذهن خود نتوانستم شخصی را پیدا کنم که هامون را چون شکیبائی عزیز در خود حل کند.آنچه مهم است این است که زمان می گذرد و خیلی های دیگر را هم از دست خواهیم داد.از دولت محترم تقاضا دارم با کاهش وضعیت سانسور مردم هنر دوست را از دیدن خلاقیت ها و استعدادهای خدادای هنرمندان ما محروم نکند. فردین یا غیر فردین مهم نیست، مهم روح کار است. مگر خدا سر رشته هنر نیست، پس بیائید هنر و هنرور را پاس بداریم. به امبد روزهای روشن که خسروهای زیادی در ایران زمین داشته باشیم. (هومن)           

*گرچه بنده اهل هنر نیستم و از هنر سر در نمی آورم، اما همچنانکه گفتم به هنرمندان ارادت ویژه ای دارم و آرزو می کنم که بر تعداد اعضای متعهد جامعه هنری کشور ما، نظیر شکیبائی ها افزوده شود. ضمنا تجربه نشان داده است که با سانسور نمی توان مردم را از خواندن و یا دیدن و شنیدن موضوعی محروم کرد و همیشه هم نتیجه عکس داده و حس کنجکاوی افراد را برای خواندن، دیدن و شنیدن موضوع سانسور شده، تحریک و تقویت کرده است(خصوصا در عصر پیشرفته ارتباطات)، از همین رو قران اشاره می کند که؛ "الانسان حریص ما منع"

127_ اعلمی و دلتنگی برای کاباره ها!!

با سلام . با عرض تسلیت این ضایعه ی اسفناک خدمت شما و همه دوستان و خانواده محترم آنمرحوم ، باید مطلبی خدمت شما متذکر شوم . جمشید مشایخی یکی از هنرمندانی که شما به آنان ارادت دارید در گفتگویی فرمودند ، هنرمندان توانادو دسته اند : یکی انان که ماهرانه حالات زندگی انسان در زندگی را ایفای نقش می کنند و دیگری آنان که هنگام ایفای نقش زندگی می کنند . و بنا به گفته ی ایشان دسته دوم مصداق واقعی هنرمندان هستند . حال با این توصیف همه میدانیم که شکیبایی از دسته دوم بود اما آن رقاسه ها چطور ؟ آقای اعلمی ظاهراً دلتان برای کاباره هایی که فردین در آنها هنر بی بدیلش را به نمایش میگذاشت تنگ شده است . اینطور نیست ؟ ( مهم نیست)

مدیر سایت: مطلب این فرد بیمار که تنها ماموریتش، نوشتن مهملاتی از این دست در این وبسایت است را تنها بخاطر خنده و مزاح کاربران در بخش نظرات می آوریم، ولی ایکاش با مراجعه به دفترچه خاطراتش نام و نشانی دقیق کاباره ها و تاریخ های دقیق هنرنمائی بی بدیل فردین در آنها را هم ذکر می کرد و همچنین به مبالغی که بابت دیدن هنرنمائی او و رقاصه های مورد نظرش پرداخت کرده است هم اشاره گذرائی داشت تا باعث انبساط خاطر بیشتری شود!! روح فردین هم شاد.

128_ پمپاژ اخلاق در فیلم ها و روزه گرفتن ابراهیم تاتلیس                     

جناب «مهم نیست» دوست من فیلم های که فردین و یا ... بازی کرده اند، اکثر فیلم های ایران قدیم تا به الان زنده است و باز هم با توجه به گذشت زمان مورد استقبال عموم مردم می باشد. در ضمن شما نمی توانید در مورد کسی قضاوت کنید. ممکن است که کسی همیشه سر وقت نماز بخواند، روزه بگیرد و قرآن هم بخواند و... ولی شاید اصلا جائی در پیشگاه خدا نداشته باشد. یادم است که یکی از هنرمندان ترکیه به اسم ابراهیم تاتلیس اعلام کرده بود که روزه گرفته است، در حالی که قبلا مشروبات الکلی مصرف می کرد یا ... کرده است، آیا شما می توانید نظر بدهید که چه کسی در پیشگاه خداوند صاحب مقام است. شما نمی توانید هیچ نظری صادر کنید چون یک انسان هستید چون هر کسی مسئول کار خویش است یعنی در تمامی کشورهای متمدن که دارای دمکراسی و آزادی می باشد بدین صورت است، مگر در کشورهای دیکتاتوری و فاشیست که فرق دارد. و خود را حاکم مطلق بر مردم می دانند و با آنها همانند یک برده رفتار کرده و فقط سعی در تحمیل عقاید و اندیشه و حرف خود بر دیگران دارند. در مورد نظر های متعدد شما بهتر نیست به جای یادداشت نوشتن در این سایت یک سری به سایت همنوعان خودتان از اصول گرایان بزنید که با این همه جنجال های متعدد و با در دست داشتن انواع رسانه ها و مطبوعات قدرت و ثروت ... باز هم هیچ محبوبیتی در میان مردم ندارند و تقریبا بازدید از سایتهایشان روزی 5 تا هم نیست. پس بهتر است که به سایت آنها سر بزنید تا شاید روحیه بگیرند و احساس افسردگی و گماشتگی در آنها کم شود. (امیر)

*البته من با بخش اول نوشته آقای امیر مبنی بر اینکه "اکثر فیلم های ایرا