اواخر سال 1366 سال های پایانی جنگ بود که از طریق یکی از دوستانم در وزارت کشور به من پیشنهاد شد تا فرماندار مغان شوم. در آنزمان " علی اکبر محتشمی" وزیر کشور و "سروش" مدیر کل سیاسی این وزارتخانه بود.
در آن سال ها با وجود طبیعت سرسبز و مدهوش کننده مغان و استعداد های بالقوه فراوان آن، بدلیل کیفیت نامطلوب بهداشت، درمان و آب آشامیدنی و سایر خدمات و امکانات اولیه گرمی و حتی محل اقامت فرماندار، کمتر خانواده ای حاضر می شد تا رفاه شهری را رها کرده و در آنجا مسئولیت بپذیرد، اما از یکسو صفا و صمیمیت ، خونگرمی و یکرنگی مردم آن دیار و از سوی دیگر وفادار ماندن و پایبندی بر و بچه های آنروز سپاه به فرهنگ و ارزش های انقلاب که اصطلاحا پنجاه و هشتی فکر می کردند، مشوق من و خانواده ام بود تا سختی های اقامت در آنجا را بجان و دل خریده و کمر خدمت به مردم این خطه را ببندیم.
با وجود اینکه پیش از این طی سال های 58-66 در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از رزمندگی ساده گرفته تا مسئولیت هائی مانند فرماندهی حفاظت فرودگاه مهرآباد، فرماندهی واحد سیاسی- فرهنگی سپاه تهران و جانشینی عملیات یکی از مناطق جنگی در غرب کشور و... را بر عهده داشتم، اما برای اولین بار بود که مسئولیت سیاسی و اجرائی یکی از محرومترین نقاط کشور آنهم در حساسترین شرایط زمانی (20-30 روز به برگزاری انتخابات مجلس مانده ) را تجربه می کردم. به هر تقدیر با سبک و سنگین کردن پیشنهاد وزارتکشور و مذاکره با مدیر کل سیاسی این وزارتخانه، این پیشنهاد را با پیش شرط هائی پذیرفتم. پس از قرار و مدارهای اولیه با خانواده خداحافظی کرده و بوسیله اتومبیلی که وزارتکشور همراه با راننده در اختیارم گذاشته بود عازم تبریز شدیم. غروب بود که به استانداری آذربایجانشرقی رسیدیم.
در آنزمان اکبر پرهیزکار استاندار آذربایجانشرقی بود و آیت الله ملکوتی هم امامت جمعه تبریز را بر عهده داشت که علیرغم همه سادگی های خاص خود بدلیل مردمدار بودن و برخورداریش از پاره ای ویژگی های مثبت و دوری از برخی صفات رذیله نظیر تکبر و نخوت بیجا، بخش قابل توجهی از مردم تبریز هنوز هم از او به نیکی یاد می کنند.
پس از وارد شدن به بنای قدیمی استانداری آذربایجانشرقی، از اتومبیل پیاده گشته و یکراست راهی دفتر استاندار شدم. پرهیزکار در دفتر کارش انتطارم را می کشید .پس از خوش و بش ها و تعارفات اولیه، موقعیت مغان و مشکلات این شهرستان را برایم تشریح کرد و گفت که انتخابات این منطقه بخاطر باند بازی ها و دخالت های غیر مسئولانه بعضی از متنفذین منطقه همیشه ابطال شده است، از اینرو با توجه به سوابق و قاطعیتی که در شما سراغ داریم انتظار می رود با تدبیر و درایت لازم این شهرستان را بخوبی اداره کرده و انتخابات سالمی را در آنجا برگزار نمائی. پس از آنکه توصیه های او بپایان رسید من هم شرط و شروط خود را برای پذیرش مسئولیت فرمانداری مغان با او در میان گذاشتم و گفتم که با توجه به شرایط (آنروز) مغان در مذاکره با مدیر کل سیاسی وزارتکشور، مسئولیت فرمانداری این شهرستان را با این شرط پذیرفته ام که درچارچوب قوانین از اختیار و آزادی عمل لازم برخوردار و در یک کلام فرمان شهر واقعا در اختیارم باشد. پرهیزکار هم لبخندی زد که بوی رضایت می داد !
شب را در میهمانسرای استانداری به صبح کردم و فردای آن باتفاق استاندار ، در حالیکه رئیس وقت شهربانی و فرمانده وقت ژاندارمری آذربایجانشرقی هم ما را همراهی می کرد عازم مغان شدیم تا کلید فرمانداری این شهرستان را تحویلم دهند!
پرهیزکار در بین راه توصیه های لازم را به عمل آورد، از جمله با گفتن اینکه من "خانه زاد روحانیت" هستم ، بطور غیر مستقیم به من پیام داد که روحانیت مغان هم یکی از خط قرمزهائی است که نمی توانی از آن عبور کنی! از اینرو راه موفقیت و پیشرفت تو در این است که با روحانیت آنجا تعامل و همدلی داشته باشی و البته با احتیاط بنحوی که مرا در نیمه راه پشیمان نکند توصیه کرد که با سه امام جمعه شهرستان مغان و سایر روحانیون آنجا (که شنیده بودم خود با یکدیگر اختلاف شدید دارند) بسازم.
در میان راه تقریبا وانمود می کردم که شنونده هستم اما در واقع در همان حال و هوای اولیه انقلاب و آرمان های آن بودم و توصیه های امام علی(ع) به مالک اشتر را با خود مرور می کردم . از اینرو بجای جر و بحث کردن با پرهیزکار حرف دلم و انرژی خود را نگاه داشتم تا یکجا در هنگام معارفه در فرمانداری مغان بازگو نمایم. با رویاهای خود و مختصات مدینه فاضله ای که امام اول در پیش روی ما باصطلاح شیعیان قرار داده است و نیز شیوه تعامل او با مردم بی پناه و صاحبان قدرت کلنجار می رفتم که به ساختمان یک طبقه فرسوده ای رسیدیم که بر سر در آن تابلوئی نصب شده بود که بر روی آن عبارت "فرمانداری شهرستان مغان" به چشم می خورد.
به محض توقف اتومبیل ،فرماندار وقت که همراه با روسای ادارات برای خیر مقدم گفتن در مقابل ساختمان به صف ایستاده بودند به استقبالمان آمدند. از آنجا که امامان جمعه هر سه شهر گرمی، بیله سوار و پارس آباد با یکدیگر سرناسازگاری داشتند، فقط امام جمعه مرحوم پارس آباد در مراسم استقبال حضور یافته بود. پس از طی تشریفات مرسوم، استاندار به بهانه معارفه به تعریف و توصیف از من پرداخت و سوابق جبهه و همچنین سوابق قبل و پس از انقلاب و میزان تحصیلاتم را به رخ حاضرین کشید و گفت که با اصرار زیاد این مسئولیت را پذیرفته ام و تعارفات دیگر...
وقتی نوبت سخنرانی به من رسید پس از ذکر مقدمات اولیه، از آنجا که توصیف مناسبات حاکم بر شهرستان مغان و زیاده خواهی ها و دخالت های بیجای افراد متنفذ این شهرستان و مزاحمت هائی که باعث بهم ریختن منطقه و انتخابات می شود را شنیده بودم، بقول معروف تصمیم گرفتم که همان روز اول گربه را دم در حجله سر ببرم و سنگ های خود را در روز نخست در جمع مسئولان و افراد با نفوذ شهر وا بکنم! از اینرو بعد از ذکر مقدمات کوتاه دو نکته را مورد تاکید قرار دادم تا توسط حاضرین در شهر منتشر شود:
اول اینکه، ملاک و مبنای کار من به عنوان فرماندار عمل به توصیه های حضرت امیر خطاب به مالک اشتر در نهج البلاغه است، لاجرم هرکس که درستکار باشد و وظایفش را بدرستی انجام داده و با مردم بسازد و از هرگونه خدمت به آنها دریغ نورزد، عزیز و مورد احترام است و از ناحیه فرماندار حمایت خواهد شد، در غیر این صورت همکاری با او مشکل خواهد بود. بنابراین هریک از صاحبان قدرت که خلاف کارند و یا از این پس از آنها خلافی سر بزند در امان نخواهند بود!
دوم اینکه در این شرایط همچنانکه استاندار هم اشاره کردند، با اصرار زیاد مسئولان امر، مسئولیت فرمانداری مغان را پذبرفته ام و شرط کرده ام که در چارچوب اختیارات یک فرماندار هیچکس حق مداخله در کار فرمانداری را ندارد ،از اینرو فرمان امور در اختیار من است و روحانیت و ائمه جماعات تا جائی مورد احترام هستند که تنها به وظایف خود عمل کرده و پایبند به ذی روحانیت ،غالب بر نفس خود و مخالف با هوا و هوس بوده و در امور مربوط به فرمانداری نیز دخالت نکنند. به بیان دیگر به حاضرین اینگونه تفهیم کردم که لباس روحانیت تنها مسئولیت با خود به همراه می آورد ،نه مصونیت ،لذا ارج نهادن به کسانی که در سلک روحانیتند در گرو عمل به مسئولیت خطیری است که بر دوش آنهاست ،در غیر این صورت هیچ امتیازی بر دیگران ندارند و از دیدگاه من روحانی نما به شمار می آیند و نه روحانی!
این طرز سخن گفتن برای حاضران در جلسه ،غیر منتظره و خیلی تازگی داشت و به همین سبب آنها را تا حدود زیادی شوکه کرد. به این ترتیب کلید مغان را با قاطعیت! تحویل گرفتم و استاندار را راهی تبریز کرده و خود بر صندلی رنگ و رو رفته فرماندار سابق تکیه زدم تا به استقبال رویدادهائی بروم که در انتظارم لحظه شماری می کرد!...ادامه دارد.
یادداشت
*سلام آقای اعلمی ساغولون هاردااولسوز من بیر دانشجویام کرمان شهرینده اوزومده مغان اوشاغیام سیزین مغانا کورا مقاله زی اوخودم چوخ سویندیم کی سیزین کیمی آداملار مغاندا خدمت الیب بیزیم سیزلر احتیاج وارمز اوزوزا(به خاطرخورتون)کورا یوخ بیز کورایاشیون یاشیون یاشیون
ارسال کننده پیمان, در تاریخ 13 آذر 1387 ساعت 13:51
*من اشانتیون برای اکبر اعلمی هستم من نماینده دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی اردبیل و عضو جنبش دانشجویی و از پشتیبانان سرسخت شما هستم و تا اخرین قطره خون نیز از شما حمایت می کنم اگر بخواهید رئیس جمهور شوید راهی می دانم تا بتوانید در هر زمانی که باشد رئیس جمهور شوید من از دوستان نزدیک مهدی و سعید هستم ... درود بر وطن پرستان ایران واسلام
ارسال کننده مسعود رضائی, در تاریخ 01 آبان 1387 ساعت 16:10
*سلام:آقای اعلمی من دانشجوی دانشگاه زنجانم به نظر شما چرازبان اذری را در این دانشگاه به تمسخر میگیرند .و شهر زنجان که زبان و هویت خود را از دست داده است.یکی ام آیا درانتخابات رییس جمهوری شرکت میکنید یانه؟آنادیلیم آذربایجان.آرازم از مغان شهرنه pars abadآراز
اعلمی:سلام ،مادامیکه این ادعا(تمسخر زبان) ثابت نشده است ،نمی توان در مورد آن اظهار نظر کرد.
ارسال کننده Araz, در تاریخ 30 مهر 1387 ساعت 17:37
*درود برفرزند دلیر آذربایجان شجاعت و صداقت شما برای همیشه در یاد وخاطرهر ایرانی مسلما ن وطن پرست خواهد ماندواین گواهی هم در پیشگاه خدا ارزشمند است وهم در پیشگاه خلق خدابقیه متاع بی ارزشیست که قرآن برایش ارزشی قائل نیست متاع(کهنه جیزمعنی میدهد)پس بگذار بعضی متاع پرستان فرزندان خلف این مرز و بوم را به حاشیه برانند تا بامدارک فوق دیپلم دکترا تدریس کنند شاید شنیده باشید معاویه به مولاعلی(ع)پیغام داد تو هرگز برمن نتوانی چیره شد تا امت فرق شتر نر وماده را بدانند.
ارسال کننده هوشمندی, در تاریخ 20 مهر 1387 ساعت 15:35
(جدید ترین یادداشت - 18 مهر)اک:نظرتون درباره کمک نکردن ایران (... وشیعه 12امامی) به برادر ومسلمان اذربایجان (قره داغ اشغالی) را بپرسم وچه فرقی بین مسلمانان فلستینی و اذربایجان وچود دارد. اقای اعلمی در این باره توضیح شما را خواستاریم اگر وقت داشته باشید جواب دهید . و این که اکثر مردم تبریز شما را دوست و حتی به شما عشق می ورزند وحتی بعضی شما را در تبریز( ینی ستار خان) می نامند.یاشاسین اولکمه یز ...
مدیر سایت: پاسخ را در زیر مقاله "فقط بخاطر حفظ ارزش های دموکراسی" بخوانید'
ارسال کننده ak daniz, در تاریخ 19 مهر 1387 ساعت 01:17
*سلام اقاي اعلمي من به شما به عنوان يك قهرمان ملي مينگرم وبدان كه روزي موفقيت با شماست من هم هميشه تو را دوست دارم وبه افكارت در راه مبارزه با بي عدالتي ارج نهاده هميشه شما را دوست دارم...از پارس اباد مغاه
سلام و سپاسگزارم
ارسال کننده شاپور وقار, در تاریخ 12 مهر 1387 ساعت 16:03
*سلام!استاد من در دوراول انتخاباتي كه شماتبريز شركت كرديد عضو ستادتون بودم اونموقع دانشجو بودم به عنوان يك ميهندوست لر اميدوارم هميشه باان عرق عجيب ميهني در راه حصول عدالت بجنگيد:پاينده ايران
اعلمی:سلام از لطف شما سپاسگزارم و از خدا برایتان سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.
ارسال کننده مهندس سيدعباس ميرهاشمي, در تاریخ 08 مهر 1387 ساعت 17:35
بنام پروردگاری که ما را افریده
با عرض سلام و خسته نباشید اقای علمی بنده خیلی متاسفم که دست در اندکاران این زمان دم از عدالت می زند ولی متاسفم که از عدالت چیزی دیده نمی شود به خاطر این که این جمله را می زنم بنده معلولیت 80 درصدی هستم که نه سهام عدالت نه کمک های اورگانی نگرفتم وکسی هم نیست بگه زندگی را چگونه می چرخانید من نمی خواهم حرف هایم تابلو باشد به خاطر اینکه تمام نقاط ایران بنده را می شناسد نه اینکه از ترس یا ترسناک باشم . خداوند انسان را خلق کرده که به خداوندی خودش ستایش کند و خداوند نیز می فرماید انسانی که از مرگ بترسد ان انسان با مردهای فرق ندارد .من با مدارک کافی دردستم هست خیلی ازمسئولان تقاضای کمکی کردم ولی متاسفانه هیچ جوابی نشنیدم و نه بله گفتند نه خیر ودر هر سایتی و مطبو عاتی خواندن دم از سیاست و نمایندگی و رئیس جمهور پست و مقام ندیدم و به هر دردی درمانی هست ولی به درد من درمانی ندارد و فکر نمی کنم
کسی کاشفه درمان من باشد یعنی ان قدر ناامید شدم که این حرف را می گویم .
حدیثی از امام سجاد (ع) : هشدار که منفور ترین مردم نزد پروردگار کسی است که سیره امامی را برگزیند ولی از کارهای او پیروی نکند.
چه بگم که هیچی نیستم به خاطر این که پست و مقامی ندارم . دنیا فقط پارت بازی است همین ولعنت به این دنیا و حق کشان من نمی گویم که دردم را دوا کنید فقط بدانید که مثل من و همسال من بی در مان ما نده اند .
اعلمی: واقعا متاسف و متاثر شدم و چون آدرس شما را نداشتم ناگزیر شدم که با نقطه چین کردن نامتان این یادداشت را منتشر کنم تا بلکه وجدانهای خفته مسئولان مربوطه بیدار شود و در گرمی به شناسائی شما و انجام وظایف خود مبادرت نمایند. چنانچه اداره بهزیستی استان و منطقه به وظایف قانونی خود در قبال شما عمل نکرد ،امیدوارم که مردم خونگرم گرمی برای کاستن از مشکلات شما چاره ای بیاندیشند که خود بالاترین اجر و ثواب را دارد و مهمترین وظیفه انسانی است.
ارسال کننده م...زاده, در تاریخ 20 شهريور 1387 ساعت 10:27
*باسلام ودرود به محضر بزرگوارم جناب اقاى اكبر اعلمي
جناب اقاىاعلمي درود خدا بر جسم پاكي كه در اغوش قبر جاي گرفت ،و عدالت نيز با او در دل خاك مدفون شد .اوكه هم سوكند بود وبه هيچ قيمتي از آن دست بر نمي داشت،وهمواره حق و ايمان همراه او بود.
ما هم بعضي از اين خصوصيات رادرشما مي بينيم. واميدوارم كه خداوند تعالي به حق امام زمان(ع)شما را با همين خصوصيات هميشه سرافراز و سربلندو پايدار نگه دارد. و هر نيت پاكي كه در دلت است به ان برسي،,pr. ph. pg.pr وهميشه حق را به حق دارش برگرداني.جمعي از احزاب مستقل
اعلمی: آقا موسی من که معنی "pr. ph. pg.pr "و رابطه "جمعي از احزاب مستقل" را با موسی نفهمیدم!!
ارسال کننده موسي, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 07:44
با عرض سلام خدمت جناب آقاي اعلمي وتبريك فرارسيدن ماه مبارك رمضان،التماس دعاي ويژه از جنابعالي در اين ماه مبارك را دارم.از پاسخ زيبايتان ممنونم وطبق معمول شرمنده فرموديد.بنده در برابر شما نه دكترم نه چيزي ،بزرگترين افتخار دوران زندگيم روزهاي خدمت به جنابعالي و كسب معارف وشاگردي در خدمت شما بود كه انشاءا... مجددا اين توفيق نصيبم شود.به حق شهيد بزرگوار اين ماه همواره خود وخانواده محترمتان در پرتو الطاف الهي وسلامتي و سعادت باشيد.التماس دعا
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 02:46
*سلام ماه مبارك رمضان را خدمت آقاي اعلمي و تمام خوانندگان اين سايت تبريك عرض مي نمايم
با شروع رمضان كانال 1 تركيه اقدام به پخش سريال 'اسلامين دوغوشي-ظهور اسلام' كرده كه بازيگرانش از اكثر كشورهاي اسلامي من جمله ايران هستند. در اولين قسمت اين فيلم كه در باره تولد پيامبر و حمله ابرهه به كعبه بود يك جمله خيلي برام جالب آمد و آن زمانيكه ابرهه در توجيه كار خود جمله ايي به اين مضمون گفت 'كسي واقعا شاه هست كه دين مردم در راستاي حكومت ان باشد و من كعبه را ويران مي كنم در عوض كليساي شهر خود را بعنوان محل حج معرفي مي كنم و من قدرتم خيلي بيشتر خواهد شد چون من صاحب دين مردم هم خواهم شد' واقعا هم در مقابل هر حاكم ظالمي مي شود اعتراض كرد جز آنها كه مثلا خليفه هستند كه در برابر او حتي امام حسين (ع) هم خود را كشتن مي دهد تا شايد كسي صدايش را بشنود وگرنه يزيد حتي حسين را هم با نام خدا از راه بر مي داشت. به نظر من در اين زمان هم اعلمي رد صلاحيت شد و كسي هم نتوانست اعتراضي كندو ......
ديدن فيلم مذكور را به خوانندگان سايت توصيه مي كنم زمان پخش به وقت تهران: 21:15 الي 23:30 كانال1 تركيه
اعلمی: متقابلا فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه مسلمانان تبریک می گویم
ارسال کننده اسلان, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 00:37
*با سلام. به دنبال تائید اعتبارنامه سلمان خدادادی نماینده مردم ملکان، از طرف اکثریت نمایندگان مجلس که متهم و سپس ... به برخی مسائل اخلاقی بود؛ روزنامه های محلی اقدام به کشف و استفاده برخی واژه ها کرده اند که بنده در طول زندگیم به آنها بر نخورده بودم(مثل لابی گری نمایندگان ترک زبان، اتحاد نمایندگان آذربایجان و...)
حال این سوال برای بنده پیش می آید که چرا این نوع لابی گری ها در مورد مسائل فرهنگی آذربایجان که مهمترین دغدغه و درخواست این مردم است و یا در مورد مسائل عمرانی و... به کار نمی افتد. یعنی مسئله آقای خدادادی به قدری مهم بود که توانست این همه نماینده را دور هم جمع کند اما درخواست های بحق ملت آزربایجان انقدر بی اهمیت است که...
اللاه سیزی...
ارسال کننده mehdi, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 23:56
*سلام اقای اعلمی
چند هفته پیش یکی از وزرای دولت ... و ... ارمنستان (وزیر انرژی اگر اشتباه نکنم) به ایران آمده بود و اظهار داشت که دولت ایران در زمان جنگ قره باع کمکهای زیادی به این دولت ... و ... و البته متعدی به اراضی مسلمین کرده است. سوالی که پیش می آید این است که اگر مردم مسلمان و البته شیعه آذربایجان بخواهند مثل مردم فلسطین سوگلی حکومت ایران باشند چه کاری باید انجام دهند؟ اصولا دلیل حمایت دولت ایران از ارمنستان چیست؟ آیا در این بین توجیهاتی نظیر مقابله با تجزیه طلبی!!! وجود دارد؟ البته من دوست دارم شما یک مقاله تحلیلی در این مورد(در صورت امکان)ارایه نمایید. موفق باشید. رضا-کبک-کانادا
اعلمی: آقا رضا سلام - اگر در آینده فرصت شد و از انگیزه لازم هم برخوردار بودم ،شاید در این زمینه هم نظر خود را بیان کردم. خوش باشید!
ارسال کننده رضا, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 22:42
*سلام
من بچه همان منطقه محرومم ( گرمي )
ولي الان همه چيز عوض شده تا حدودي
شهر هم دست اصولگراهاست
نماينده مجلس امام جمعه فرماندار همه اصولگرا هستنداز خاطراتتون بيشتر بگين
*اطرافیان احمدی نژاد مرتب از شجاعت و سر نترس داشتن احمدی نژاد می گویند و اینکه وی با شجاعت تمام از حقوق هسته ای در برابر بیگانگان دفاع کرده است، آیا شما این اقدام رئیس جمهور را شجاعت تلقی می کنید؟
اعلمی: شجاعت باید با تدبیر و درایت و دوراندیشی همراه باشد و آثار و پیامدهای آن هم مدنظر قرار گیرد والا وانمود کردن به شجاعت ها گاهی مصداق از جیب همسایه(ملت) خرج کردن را پیدا می کند!در شرایط کنونی شجاعت این است که مردم را آزاد بگذارند تا سرنوشت خویش را به دلخواه تعیین کنند و پس از 30 سال از حق رفاه و امنیت ،بدور از هرگونه استرس و دغدغه بهره مند شوند
ارسال کننده مهران, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 11:54
*با عرض سلام وخسته نباشيد خدمت آقاي اعلمي
((الان ساعت 3 نصفه شب كار تعمير كامپيوتر تمام شد و دوباره مزاحمتان شدم و خواستم اولين ارتباط را با سايت جنابعالي داشته باشم))
خواهشمندم قضيه انتخابات مغان و برخوردتان با ... سياسي آنجارا برايمان مرقوم فرمائيد
ديگر اينكه آيا خبر حضور شما در ... به عنوان قائم مقام ...،به دليل علاقه ويژه آقاي ... به شما ... صحت دارد؟
انشاء ا... هميشه سلامت و پيروز باشيد.
اعلمی:سلام حضرت مولا زاده(چون بعد از حواشی مربوط به دکترای افتخاری کردان ،دولت به کارکنان خود بخشنامه کرده است که از عناوین دکتر و مهندس استفاده نکنند، با وجود اینکه خوشبختانه من هیچ تعلق خاطرو رابطه ای با این دولت ندارم لیکن به احترام بخشنامه جانبدارانه رئیس جمهور بنفع کردان ،نقدا از مخاطب قرار دادن شما به عنوان دکتر معذورم!)، غیبتتان در سایت طولانی شد! با پوزش از نقطه چین شدن چند قسمت از یادداشتتان ، خواست شما در باره انتخابات مغان در قسمت های بعدی خاطرات بیان خواهد شد.پاسخ سوالتان هم کاملا منفی است و اصلا صحت ندارد.از علاقه آقای...بخود هم هیچگونه اطلاعی ندارم و حتی اگر ریاست سازمان مذکور را هم به من پیشنهاد دهند هرگز نخواهم پذیرفت مع الوصف جهت اطلاع شما تاکید می شود که آنجا مخزن اسرار از ما بهتران است و بجز خودی ها کسی به آنجا راه ندارد
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 02:24
*آقای اعلمی با عرض و سلام و خسته نباشید
پرونده خدادادی باصطلاح نماینده ملکان چنان واضح و آشکار بود که خودش بخاطر افتضاحی که ببار آورده جرئت نکرد تا از خود در مجلس دفاع کند ،اما معلوم نیست که چرا رحمانی یار غار او اینهمه سنگ او را به سینه زد و مهمتر از آن چرا پزشکیان نماینده کرد تبریز در جلسه غیر علنی از او حمایت کرد ،بنحویکه یکی از نمایندگان روحانی به او بخاطر دفاع کردنش از خدادادی او را به شدت ملامت کرد. چرا این افراد از کسی که خودش هم نمیتواند اصل واقعیت را انکار کند دفاع می کنند؟ با تشکر امین
اعلمی: لطفا از خودشان سوال کنید.
ارسال کننده امین, در تاریخ 11 شهريور 1387 ساعت 21:09
1 صفحه 1 از 1 ( 17 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.