*با سلام ... عارضم حضورتان که ضمن قدردانی از اینکه دعوت بنده را بی پاسخ نگذاشتید و تشکر از راهنمائی در مورد پرداخت بیشتر به محتوای وبلاگم عارضم که بنده بیشتر سعی می کنم خواننده خوبی باشم تا اینکه نویسنده ی خوب و یحتمل این مسئله ناشی از ضعف اطلاعات سیاسی و علمی بنده می باشد ولی اعتقاد دارم نظریه پردازی لازمه ی رشد و تعالی است و سعی می کنم در نوشته هایم این اصل را رعایت کنم. در گذر از وب سایتتان یکی از نظرات دوستان جلب نظرم را می کرد ( مرید شما) که خواستم مختصری به آن بپردازم البته پاسخ شما را هم مطالعه کردم و امیدوارم پس از مطالعه ی نظراتم قصور بنده در استفاده مناسب از واژگان ادبیات سیاسی را خرده نگیرد...
به نظرم میرسد اصلی که در این کشور به خوبی اجرا می شود اصل امر به معروف و نهی از منکر در سطوح پائین دست اجتماع می باشد و متاسفانه هیچ نوع فرهنگی برای پذیرش این اصل انقلابی و اسلامی در سطوح بالا دست نداریم گوئی هر آنکس که جلوس کرد بر تخت عاری از هر عیب و نقصان است متاسفانه مصونیت سیاسی و مصلحت اندیشی در کشور ما ارجحیت بر اصل امر به معروف و نهی از منکر دارد و این موضوع دلیلی جز راهبری غیر اصولی و عدم تقسیم عادلانه ی قدرت در سطوح مختلف سیاسی و همچنین کنار گذاشته شدن مالکان حقیقی نظام از صحنه ها حقیقی غیر تظاهری می باشد به تعبیر آقای خاتمی که نیکو فرمودند بزرگترین ظلم کنار گذاشته شدن مردم از نظام است حقیقت ملموسی است که نمی توان آن را انکار کرد استفاده ی ابزاری از مالکان حقیقی انقلاب و دستاویز قرار دادن آن برای تداوم حرکت فاکتوری تاریخ مصرف دار است که به طور قطع و یقین تاریخ مصرف آن سر خواهد آمد و آنچه که در این عرصه باقی خواهد ماند شعور شهروندی برای پذیرش و یا رد اصول و یا تشکیل بنیاد های فکری عمیق با محتوای سیاسی انقلابی ( و نه انقلابی سیاسی) می باشد.
همچنین در این عرصه اعتقاد دارم عدم حضور نشاط سیاسی در بین جوانان به جهت سرخوردگی سیاسی جوانان که ناشی از عدم تحقق شعاعیری اصداری در دوران اصلاحات می باشد مزید بر علت خودکامگی های سیاسی عصر سیاسی حاضر شده است.
مسئله ی دیگری که به نظرم می رسد متاسفانه سرعت و قدرت عجیب پدیده ی الصاق مارک و بر چسب به نیروهای بی پیرایه که در بیان نظراتشان مصلحت را کنار می گذارند می باشد دوستان حقیقی انقلاب که آماج این حملات غیر عادلانه قرار می گیرند و الحق بمب صوتی عالیجنابان عجب دسیبل بالائی دارد( دسیبل واحد بلندی صوت در قوانین فیزیک می باشد)اگر قرار باشد با یک به اصصلاح لغزش، طومار سیاسی زحمتکشان انقلاب بسته شود که تا به حال می بایست بسیاری کنار گذاشته می شدند! اگر قرار باشد به صرف مخالف بودن کسی ، با برداشت های ناثواب از اندیشه های آن فرد وی را ترور شخصیتی کنیم که اسمش نشد گفتگو و برخورد اندیشه ها وتنها عایدی این پدیده تشدید انرژی های مخالف بر علیه هم و فراموشی اصول واقعی و خواسته های به حق می باشد. نمونه ی همین مسائل مربوط به همان سخنرانی شما و همچنین برداشت های غلط از وب سایت خانم کدیور نسبت به کاندیداتوری آقای کروبی و یا بزرگ نمائی غیر منطقی خواسته های آقای خاتمی برای حضور در انتخابات از طرف وب سایت فارس نیوز که با عنوان جعلی (انصراف خاتمی از نامزدی ریاست جمهوری) مفهومی به غیر از خنجر از رو بستن نمی تواند داشته باشد البته من در وبلاگ دوستی نوشتم که فارس نیوزی ها از این غلط ها زیاد می کنند البته غلط املائی و ایشان هم این قسمت نوشته های بنده را مصلحت اندیشی کردند و امید است اینجا رخ ندهد. قرار نیست به صرف توجه به اوضاع سیاسی روز ایران هر چه پیش می آید از دروازه ی مصلحت فیلترینگ شود ( البته دروازه که چه عرض کنم اقیانوس تعبیرش مساعد تر است).
آقا الان به نظر شما برچسب اینجانب بعد از این چند خط خزعبل مندرج در وب سایت شما ،کدام یک از گزینه های ( امپریالیسم ، لیبرال ، سکولار ، بی پولار) می باشد. این زبان شوخ بنده نمی دانم میراث کدام تمدن غیر دموکراتیکی است که فقط می چرخد.
آقا این جمله را که از تراوشات ذهنی بنده است را هم تقدیم می کنم به آن عزیز مرید شما که برادر عزیز : رعیت خوب ، خوب هم بازی می خورد!
راستی آقای اعلمی وب سایت www.eTabriz.ir ما رو هم فرصت داشتید نگاهی کنید ( منظور از ما در اینجا عبارت طاغوتی منیت نیست به اتفاق دوستان زحمتکش اداره می شود این وب سایت )
البته اگر به حوزه های انفورماتیک ( مخلوط با سیاست روز ، جهان و بسیار مشتقات دیگر )علاقمند بودید سر بزنید و مزینش کنید. با تشکر و عذرخواهی از سر دردی که فراهم آورده شد با عنوان نظر دهی
اعلمی: سلام
شما نویسنده چیره دستی هم هستید که این می تواند نتیجه "خواننده خوب بودن" باشد.موفق باشید
*با سلام خدمت جناب اعلمی عزیز ، بی تعارف عرض می کنم که بنده به تعبیر برخی دوستان مرید شما نیستم و فکر می کنم دوره ی این نوع قرتی بازی ها تمام شده است و در گورستان تاریخ تدفین شده و در حال برگزاری مراسم شب چهلش هستند ولی نمی توانم تمایلات درونی خودم رو نسبت به بی پروائی شما در بیان مسائل انکار کنم و این قسمت را با نقطه سرخطی به پایان می رسانم . اما به نظر حقیر اگر هنوز قدرت در زوایای روحی شما رسوخ نکرده باشد مثل خیلی از عزیزان باده ی قدرت به دست ، باید عرض کنم که برخی جاها تندروی های شما در بیان تعلقات فکری و به عبارتی برد اندیشه ای شما میدان را برایتان تنگ می کند البته قبول دارم که ذات بی پروای مسلمان صالحی چون شما قبول فعل های مترادف برای گذر از برخی واژه ها را ندارد و شما برخلاف خیل عظیمی از جنابان عالیقدر در برابر ظلم و استبداد ، مطلحت اندیشی را کنار می گذارید ولی لطفا از یاد نبرید که این ره آورد و میدان ، تنها صحنه ی مبارزه ی شما نیست و باید به خاطر خیلی از عقیده هائی که پشتیبان بی غلّ و غش شما هستند از خودتان اجازه ی تداوم حیات سیاسی را به واسطه ی بیان برخی مسائلی که مثل روز روشن است نگیرید فراموش نکنید که مخاطب امروز شما امروزی می اندیشد و بیان برخی مسائل پیش پا افتاده فلسفی صرفاً باعث قلیان احساسات احمقانه ی قلیلی از افراد و در سوی دیگر تعبیری از روشنگری نسل خفته باشد. آقاجان خفته هائی که تا امروز خوابشان برده است و بیدار نمی شوند را چه نیاز است به بیداری ؟ مگر اعتقاد به این ندارید که خواب ظالم نوعاً عبادت است؟ هر چند خواب مظلوم از حماقتش ناشی است ولی بیداری این سلسله را یا امیدی نیست یا اگر امیدی هست بگذارید بر عهده ی سربازان کوچکی چون ما ...جسارت برادر کوچکتان را در بیان نظرات شخصی اش قلم عفو بکشید ... راستی جناب اعلمی نظر شما رو در وبلاگ خاتمی بیا مطالعه کردم به حق زیبا فرموده بودید من هم چند خطی در تائید فرمایشات شما نوشتم ... اقا یه سوال دیگه من در حال هم زدن تخیلات درونی خودم برای نوشتن داستانی هستم با عنوان خروس روشنفکر ، خروس روشنفکر شخصیتی است اجتماعی که خیلی سرش می شود و ادعای روشنفکری دارد ولی در مواجهه ی با همین پدیده در مرغ دانی خودش و جوجه هایش دچار مشکل می شود. شما که در این گذر از مسیر سیاسی بسیار مدعی دیده اید از هر طیف ، می تونید در این مسیر منو راهنمائی فکری بفرمائید ؟ قدم رنجه کنید به وبلاگ بنده هم سر بزنید.
با تشکر - برادر کوچک شما - فریور
آقا مهدی سلام ، با تشکر از یادداشت ،زیبایتان سعی خواهم کرد از این توصیه دوستانه و روشنگرانه شما حداکثر استفاده را ببرم. به دنیای خلوت شما در وبلاگتان هم سرزدم . وبلاگ زیبائی دارید و امیدوارم که از حیث کمی و کیفی شاهد ارتقاء بیشتر نوشته هایتان باشیم.موفق و پایدار باشید.
*سلام
تا جايي كه من اطلاع دارم همه از مسائلي كه واسه شما پيش اومده بود ( پيش آورده بودن ) ناراحت بودن تو آذربايجان البته .
الله اعلم كه ما انسانها ظاهر و باطن چقدر فرق مي كنيم
*با سلام و درود به محضر بزرگوارم جناب آقاى اعلمي
آق ي اعلمي آيا شما كانديداي رياست جمهوري هستيد ؟
آقاي اعلمي اگر خاتمي را خلع لباس كنند اوضاع مملكت را چگونه پيش بيني ميكنيد؟
آقاى اعلمي آيا امام جماعت حق تبليغ كانديداى مورد نظرخود را از پشت تريبون دارد. اگر خير !! چرا ديروز تبليغ مي كرد ؟
اعلمی:در صورت خلع لباس شدن خاتمی بر تعداد لباس شخصی ها اضافه می شود!! ضمنا با توجه به اینکه دیانت ما عین سیاست ماست و برعکس ، بنابراین بلیغات جناحی از پشت تریبون هم ممکن است که جایز باشد!!
ارسال کننده MOSA, در تاریخ 16 شهريور 1387 ساعت 07:38
*سلام
اين خاطرات شما منو بدجور علاقه مند كرده .
شما نميخواستين اسم ببرين اما يه جا از دشتي اسم بردين
من ايشون رو زياد نميشناسم ولي ميدونم با لطفي كه مردم گرمي بهش كردن و با اتحاد ايشون رو انتخاب كردن ( مردم پارس اباد بيشتر بودن ) به ما ظلم كرد و بي معرفتي .
كاش شما الان اينجا فرماندار بودين .
دوره 11 واسه رياست جمهوري هستين ؟
همه ها آذربايجاني پشت سر شما هستيم .
اعلمی: آقا رحمان عزیز سلام - امیدوارم که پای ثابت این وب سایت باشید و مرا از نظرات خوب خود بهره مند سازید.مادامیکه چند نفر در این کشور از طرف 70 میلیون نفر تصمیم می گیرند پیش بینی آینده دشوار و نقش اراده مردم در استفاده از حقوق اجتماعی و دخالت در تعیین سرنوشتشان را بی اثر و در حالت خوشبینانه اش کم اثر میکند. ضمنا تجربه ،صحت ادعای مربوط به مردم آذربایجان را برای حقیر با تردید جدی مواجه ساخته است.
*آقاي اعلمي من از استاني ديگر هستم ولي مريد شما هستم آنجائي كه گفتي اگر كابينه امام حسين خلاف كن قد علم ميكنم ولي اين را بدان شجاعت همراه با كياست بايد باشد شما مردم تبريز و مردم ايران را با اين بي سياستي از داشتن يك نماينده انقلابي اصلاح طلب اصول گرا محروم كرديد شما قبول داريد به مردم ظلم كرديد
اعلمی:ugd وقتی مریدانی مانند شما (البته به تعبیر خودتان) اینچنین تحت تاثیر دروغ پراکنی ها و جنجال آفرینی های افراد شیاد ،کذاب ،اقتدار گرا و انحصار طلب واقع می شوند، بر دیگران که ادعای هیچگونه ارادتی ندارند نمی توان خرده گرفت !
دوست خوبم بنظر می رسد شما (که ان شاء الله اهل کیاست و سیاست هم هستید!) نه اصل سخنرانی و نطق ها و مصاحبه های مرا در این خصوص نشنیده و مطالعه هم نکرده اید. کابینه معصوم ،معصوم نیست و انسان هم جایز الخطاست ،همچنانکه در کابینه حضرت رسول و حضرت امیر هم افراد خطاکار حضور داشتند و به محض اطلاع این بزرگواران از وجود انحراف ،افراد خاطی را برکنار می کردند. امر به معروف و نهی از منکر را هم که از واجبات است و اهمیت آن در حدی است که در کنار نماز و روزه به عنوان بخشی از فروع دین بیان شده است برای همین منظور یعنی پیشگیری از هرگونه منکر پیش بینی کرده اند و معنایش این است که ایندو و عاملین ایندو در یک جامعه اسلامی نه تنها جزءارزش ها بلکه از واجباتند. دلیلش هم این است که اگر شما در برابر انحراف افراد و خصوصا انحراف حاکمان و اطرافیان آنها سکوت اختیار کنید ،ممکن است که این انحراف در کل جامعه گسترش یابد زیرا "الناس علی دین ملوکهم" بنابراین اگر شما در هر موقعیت ومقامی که باشید در برابر انحراف فرضی اطرافیان و کابینه فرضی "معصوم" سکوت کنی و وجود انحراف باعث بدبینی مردم نسبت به آن معصوم وکلیت کابینه او شود ،یقینا به معصوم وکابینه او و جامعه خود خیانت کرده ای .
از طرفی می دانید که جریانی باطلی در پی تولید قدیسین و تابوهای قلابی است و اینکه این ها هرکاری کنند کس نتوان خواستن از آنها حساب هستند و می خواهند به مردم اینگون القاء کنند که از بعضی ها نمی توان و نباید انتقاد و سوال کرد و تنها وظیفه من و شما و حتی نمایندگان این است که مانند "بوجار لنجان" هر طرف که باد وزید به همان طرف میل کنیم و نقش ما هم فقط توجیهو بله قربان گوئی باشد و چنانچه کسی ناپرهیزی کرده و از آنها انتقاد و یا سوالی کند مانند این است که مستقیما به خورشید نگاه کرده و ممکن است (باید) کور شود!! لذا بنده در مقام بیان ضد ارزش بودن این اندیشه باطل و ضد اسلامی و نقش و جایگاه نمایندگی ،مجلس و انتقاد ، با توجه به ضرب المثل "صد که آمد ،نود هم پیش ماست " به مقایسه نور چراغ قوه و نور خورشید پرداختم تا بگویم در جائیکه انتقاد از کابینه معصوم و حتی به تعبیر حضرت علی سوال و تذکر دادن به معصوم جایز است ،دیگرانی که بنام آنها بر مردم حکومت می کنند واجب است. برای آشنائی با جزئیات سخنرانی ام اصل آنرا بطور کامل مطالعه بفرمائید تا متوجه شوید که درد جنجال آفرینان و آن فرصت طلبی که در ظاهر برای امام حسین گریبان چاک می داد نه بخاطر ایشان بلکه برای توجیه و تحکیم قدرت طلبی بلامنازع خود در منطقه بود و پادو های وی هم نقش عمله ظلمه را ایفاء می کردند.
در پایتخت هم از ماهها و سالها پیش به من پیغام داده بودند که بعضی ها مطلقا نمی توانند ادامه حضور مرا در مجلس تحمل کنند و البته این سخنرانی را هم بکمک رسانه های خود و امام جمعه و یکی دو نماینده حوزه انتخابیه ام دستاویز قرار دادند تا ابتدا عده ای کفن پوش به خیابان ها بریزند و آنگاه به مقصد اصلی خود دست یابند.بدلیل شناخت مردم سیاست تحریک مردم ناکام ماند ،اما هدف اصلی آنها تحقق یافت.
ارسال کننده علي هراتي, در تاریخ 15 شهريور 1387 ساعت 07:50
*ای کاش کار تاثیر گذاری از دستم بر میآمد تا با شما همراهتر میشدم و میتوانستم شما راهمراهی کنم آقای اعلمی تشکیل حزب قانونی و یا تشکل سیاسی هم از لحاظ اوضاع سیاسی مملکت و هزینه های تاسیس آن را چگونه میبینید و همراهانی که برای تشکیل حزبی نیاز هست از لحاظ سطح تحصیلات و سوابق فعالیت و موارد مورد لزوم باید در چه حد حدودی باشد تا بتوان فعالیت ها را شروع کرد با تشکر رضائییان ( رضائی)ضمنا جاذبه و دافعه شما عین جاذبه و دافعه مولا علی (ع) است به شما هم خیلی خرده خواهند گرفت.
اعلمی:فعلا بزرگترین کمک شما و دوستان دیگر می تواند معطوف به معرفی سایت و اشاعه مطالب آن باشد
ارسال کننده اکبر رضائییان (رضائی), در تاریخ 14 شهريور 1387 ساعت 14:35
*سلام جناب آقاى اعلمي اينقدر بي انصاف نباش و زود قضاوت نكن، ما همه از پيروان شما هستيم و به تمام بيانات و خواستهاى شما لبيك گفتيم، و هزينه ها داديم ،امّا اين خود شما هستيد كه آنقدر اين خاك وطنت را دوست داري، و هزينه هاي كلاني را كه در راه اين وطن و اين انقلاب داديد نمي گذاريد، در مقابل خواسته هاى شما دست و پنچه باز كنيم و بال بزنيم. اعلمي جان شما واقعآ در قلب ما جوانان جا باز كرديد،و تا عمري باقي است شما را در قلبمان مي پرورانيم ۀ
اعلمی: از لطف شما تشکر می کنم که مرا بی انصاف هم کردید!ضمنا دوست خوبم مگر انتظار داشتید که به وطنم خیانت کنم!!موفق باشید
ارسال کننده موسي, در تاریخ 14 شهريور 1387 ساعت 09:00
*سلام
من هيچ ترسي بابت معرفي خود ندارم بلكه شرم صحبت با جنابعالي مانع از معرفي ام است.شما آنقدر بزرگواريد كه خودم را در حد انتقاد از شما نميدانم
فقط وقتي ميبينم اين همه تنها هستيد،خودم هم دلم ميگيرد،اگر معرفي كنم شايد فكر كنيد كه من هم دنبال پست و مقامم،در صورتيكه به خدا اينطور نيست
...
اعلمی:... ،قسمت دوم یادداشت شما چون حاوی اسامی افراد بود عمدا نقطه چین شد ... اطلاعاتی که در مورد افراد مذکور ارائه کرده اید از بیخ و بن نادرست است بلکه برعکس در طول اینمدت تاوان ضعف و ناکارآمدی آنها نیز بر دوش من سنگینی می کرده است. چون فرد آشنائی هستید هرگاه ... خود را معرفی کنید آنگاه بطور خصوصی برای شما مستندا توضیح می دهم که داوری شما صد در صد نادرست است و وارونه به قضاوت نشسته اید...موفق و پایدار باشید
توضیح:با توجه به اینکه در پاسخ به یادداشت این دوست عزیز قدری زیاده روی شده بود،بدینوسیله ضمن پوزش از ایشان بخشی از پاسخ فوق که بیانش موضوعیت نداشت حذف و نقطه چین گردید.
ارسال کننده اولذوز, در تاریخ 14 شهريور 1387 ساعت 00:46
*با سلام
آقاي اعلمي كم لطفي ميكنيد.افراد پاك وخالصي اطرافتان هستند كه از ابتدا با شما بوده اند.خيلي بايد مرا ببخشيد ولي اين تنها بودن يك نقطه ضعف براي مرد بزرگي چون شماست
شما بايد با مديريت خود اينها را جمع كنيد وراهبريشان نمائيد.كمي منصفانه وبا ديد باز نگاه كنيد.كساني هستند كه به خاطر شما خيلي هزينه پرداخت كردند والان هم هزينه ميدهند ولي عاشقانه به شما عشق ميورزند.مطمئن باشيد.ضمنا چه اشكالي دارد وقتي احساس كرديد شخصيتي مناسب و درستكار در جوار شما وجود دارد وي را براي تصدي پست مهمي پيشنهاد دهيد؟
قبول ميكنيد سكوت انسانهاي سالم ومديري چون شما وعدم مدير پروريتان يك نوع بي محبتي به آرمانهاي اصيل نظام وامام باشد؟كاش كاري ميكرديد كه حداقل 10 مدير خوب براي نظام پرورش ميشد .
ارادتمند
اعلمی: اول- بدون شک افراد پاک و خالص بسیار فراوان است ، اما لطفا شما اسامی ده نفر از این افراد را که در تبریز در اطراف حقیر گرد آمده بودند و بدون کوچکترین چشمداشتی حاضر بودند مانند خودم هزینه راهی را که انتخاب کرده ام بپردازند را نام ببرید.اول از خودتان شروع می کنیم لطفا نام و نشان کامل خود را در این وب سایت ذکر کنید!آیا نوشتن نام و نشان اصلی برای برقراری ارتباط با کسی که دو دوره نماینده شما بوده است نیز هزینه دارد، گیریم که هزینه هم داشته باشد، چرا در این حد حاضر به پرداخت هزینه نیستید!؟
دوم- اینکه تنها ماندن نقطه ضعف است بستگی به این دارد که تنهائی را چه تعریف کنید، والّا افراد زیادی را در تاریخ می شناسیم که بخاطر پاره ای از ویژگی هائی که داشته اند در ادامه راه خود تنها مانده اند.وانگهی اگر شما بدلیل مخالفت با هر گونه سوء استفاده از موقعیت ،اجتناب از رانت خواری و پارتی بازی ،رویگرداندن از هرگونه توصیه و سفارش ،پذیرش انواع تهدیدات و خطرات برای انجام مطلوب وظایف ،اعتقاد به عدم دخالت در سایر قوا و معرفی نکردن دوستان و خویشاوندانتان برای پست و مقام ،باج ندادن به منابع قدرت و...به تعبیر خود تنها بمانید ،آیا این تنهائی را یک نقطه ضعف باید شمرد و یا نقطه قوت به شمار می آید؟ آیا اگر دیگران بخاطر اینکه از طریق شما به نان و نوائی نمی رسند از اطرافتان پراکنده شوند ،این ضعف شماست ؟ اگر کسی تلاش کرد که بر خلاف عقاید مانوس و مرسوم ،یک الگوی رفتاری در امر وکالت و نمایندگی ملت و یا هر مسئولیت دیگری از خود ارائه دهد ،آیا قابل شماتت است؟مطمئن باشید که من هم می توانم برای خود سپاهی از اطرافیانی که دیگران برای خود دست و پاکرده و بدینوسیله بدون کمترین هزینه ای به بزرگنمائی کاذب خود می پردازند ،گردآوری نمایم ،اما این امر به قیمت زیر پا نهادن اعتقاداتی است که سالهای متمادی برای آن مبارزه کرده ام.
سوم- تا امروز می پنداشتم که این خودم هستم که هزینه پشت و پا زدن به منافع خود و خانواده ام را به قیمت دفاع از موکلینم و ایستادگی در برابر صاحبان زر و زور و تزویر می پردازم و نمی دانستم که کسان دیگری هم هستند که بخاطر من هزینه پرداخت کرده اند! لطفا به چند مورد از این افراد اشاره کنید و دلیل پرداختن هزینه توسط آنها و نیز نوع هزینه هائی را که می پردازند مشخص بفرمائید ،زیرا از یکی دو نفر دیگر هم چنین ادعائی را شنیده ام ولی دلیل آنرا به من نگفته اند!
چهارم- بنده در طول 8 سال گذشته نماینده بوده ام نه مسئول اجرائی و نماینده ای بودم که عمیقا معتقد به عدم دخالت در مسئولیت های اجرائی برای گماشتن افراد خود بر اساس رابطه است ، قهرا اگر دارای مسئولیت اجرائی باشم همه اشخاص مناسب و درستكار در جوار خود را روی تخم چشمانم قرار داده و بر اساس شایستگی هایشان نه میزان سرسپردگی اشان ،آنها را بکار می گیرم.
پنجم- برای پرورش مدیران مورد نظر شما سعی کردم از خودم شروع کنم و با احتراز از هرگونه عملکرد سوئی ،برای هواداران خود الگوی عملی ارائه دهم ،لذا اگر در این کار موفق شده باشم نظر شما هم تامین شده است . موفق و پایدار باشید
ارسال کننده اولدوز, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 12:35
*باسلام ااقای اعلمی من از شما خواهش دارم طی مطالبی عملکرد دولتهای بعد ار انقلاب را باهم مقایسه کنید.خیلی ممنونم
ارسال کننده alireza, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 11:39
*با سلام
ممکن است بفرمایید آقایان ' د - ب - س ' که اشاره فرمودید هم اکنون چکاره اند؟
اعلمی: یکی از آنها نماینده مجلس شد
ارسال کننده معلم مدرسه, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 09:34
*ياشاسين آذربايجانين غيرتلي كيشيسي
آقاي اعلمي ، من هم با نظر آن آقاي دانشجو در مورد تنها بودنتان موافقم.فقط به اين موضوع اعتقاد ندارم كه تكروي ميكنيد،بلكه احساس ميكنم چنان غرق در برآورد مطالبات مردم بوده ايد كه دوستان خودرا فراموش كرده ايد.اكنون كه 8سال گذشته ودر مجلس نيستيد،آيا بعد از اين همه سال دوستان واقعيتان را نشناخته ايد؟يعني در اين مملكت حتي 20 نفر همراه نداريد..؟
اعلمی: اولدوز عزیز با معیارها و مختصاتی که اشاره کردم ،هنوز بیست نفر همراه و همفکر که مایل باشند بدون چشمداشت و با پذیرش همه تبعات و سختی ها و پیامدهای آن برای رسیدن به اهداف و آرمان های مورد اشاره در یک گروه و حزب متمرکز شوند ،را پیدا نکرده ام، بجز چند نفر انگشت شمار. هرکس که به من نزدیک شده در تمنّای دستیابی به وام ،شغل ،رفع مشکلاتش و یا اهداف و ایده های خاص خود و متضاد با اهداف اصلی من بوده و در سختی ها هم همواره تنها مانده ام!بیاد دارم پس از آنکه در دوره ششم وارد مجلس شدم چند نفر از همین دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه تبریز و برخی از افراد وابسته به جریانات سیاسی موسوم به دوم خردادی حوزه انتخابیه ام که خود را مثلا اصلاح طلب معرفی می کردند چند روزی فعالانه در دفترم حضور یافته و حتی گاهی در آنجا بیتوته می کردند اما وقتی متوجه شدند که از طریق این دفتر به نان و نوا و مسئولیتی نمی رسند، به سمتی غش کردند که در آن بوی کباب به مشام می رسید و اتفاقا در حالیکه یکه و تنها در برابر اشخاص و نهادهای ضد مردمی ایستادگی می کردم همین ها هم مرتب پشت سر حقیر در محافل سیاسی نوار گذاشتند که اعلمی با اصلاح طلبان مخالف است و چنین وچنان می کند و...اما در عوض ،برج سازان و رانت خواران را که بر خلاف من دست بده هم داشتند به نام اصلاح طلب به خورد ملت دادند !!حرفهای زیادی را در دلم دفن کرده ام که بتدریج با نبش قبر کردن آن ،این حرفها را با مردم در میان خواهم گذاشت تا دوست و دشمن واقعی خود را بهتر بشناسند
ارسال کننده اولدوز, در تاریخ 13 شهريور 1387 ساعت 00:11
*سلام جناب اعلمی ،جاسبی هم آب پاکی را روی دست کردان ریخت و با رئیس جمهور مدعی ارزشگرائی اتمام حجت کرد او گفته است:
«خوشبختانه کردان از دانشگاه آزاد اسلاميهيچ گونه مدرک رسميدريافت نکرده و هر چه پشت تريبون گفته شده دروغ است.» اکنون تکلیف چیست؟ با این همه دروغگوئی یک مسئول چه برخوردی صورت خواهد گرفت؟
اعلمی: هیچ اتفاقی نخواهد افتاد زیرا در مواردی درافشانی هائی که در زیر به نمونه هائی از آن اشاره شده معادل دکترا تلقی می شود و گاهی هم بیش از دکترای اعطائی دانشگاه اکسفورد ارزشمند است و گوینده آن را بیمه می کند؛
1) "در سوريه يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري ديگر بيايد، آن احمدي نژاد بود. اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است و به برکت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي دادند" (از فرمایشات گهربار یکی از معاونین ریاست جمهوری)
2) "حتما يادتان است كه چه نوع رفتاري در گذشته با نيروهاي حزباللهي داشتند، اما با آمدن دولت نهم فضا براي بچههاي متشرع ، متدين و حزباللهيهاي دبش و حلالخورها باز شد و حرامخورها احساس خطر كردند؛ چرا كه دولت گسترش عدالت و مبارزه با فساد را در دستور كار قرار داد و در چنين شرايطي متدينان شاد شدند و آدمهاي حرامخور و آنهايي كه پاكدامن نيستند قطعا دچار مشكل ميشوند" (البته چندین سال دریافت حقوق و مزایا با مدرک مجعول دکترا استثنائا حرامخواری محسوب نمی شود)
3) "زماني كه به قاهره رفته بوديم نوعي خرماي درجه يك را با نام خرماي احمدينژاد (به خاطر علاقه به رييسجمهور ما) عرضه كرده بودند".
4) " در ديداري كه با يكي از مسوولان هلندي داشتم وي خطاب به من گفت حرفهاي رييسجمهور شما حرف كل مردم اروپاست و ما به ايشان عشق ميورزيم و ميدانيم آمريكا ما را نوكر خود هم نميداند، اما قدرت اظهارنظر نداريم كه من در جواب وي به شوخي گفتم اشكالي ندارد، دعواها را ما ميكنيم، نانش را شما ميخوريد. " (سه مورد اخیر از افاضات غیر متملقانه وزیر کشور است).
ارسال کننده عباس, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 23:52
*با عرض سلام
خواستم خدمتتان عرض كنم ساعت ارسال پيامها اشتباه درج ميشود
با تشكر
اعلمی - انشاء الله با تغییراتی که در قالب سایت صورت می گیرد امیدوارم که این قبیل ایرادات هم مرتفع شود. متشکرم
ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 23:38
*آقای اعلمی با احترام به نظر من شما یک ایراد بزرگ دارید (جسارتا) >> 'تکروی تکروی تکروی' ببخشید ولی انسانها مثل شما کم نیستند ولی شما در فرمانداری و نمایندگی موقعیت نشان دادن خود را داشتید. قصد من تخریب نیست بلکه برعکس بخاطر این خصلتها ستایشتون میکنم ولی واقعا چی باعث میشه که اعلمی نتونه گروهی چند نفره تشکیل بده یا پای بیانیه ای بشر دوستانه را امضا کنه و همیشه ترجیح بده یک تنه جلو بره. من براتون خیلی احترام قائلم و این متن را به حساب نقد بزارید. امیدوارم دلخور نشید
اعلمی:تصور می کنم که بتدریج در حال آشنا شدن با روحیات و مطالباتم هستید.فرد آرمانگرائی هستم که آرمان های خود را با واقعیت ها تلفیق کرده ام بنحوی که همه این آرمانها در دنیای واقعیت قابل تحقق است مشروط بر اینکه اجازه ندهیم که عدالت به پای مصلحت ها قربانی شود و اگر مسئولان ریز و درشت جمهوری اسلامی با خود و مردم صادق باشند باید به عملی شدن این آرمان ها که آرمانهای نخست ملت ایران در انقلاب بوده است ، تن بدهند و البته در این صورت باید به منافع شخصی وگروهی خود هم پشت پا بزنند.از اینرو شما 20 نفر را به حقیر معرفی کنید که با همین مختصات مرا یاری و همراهی کنند و در عین حال گرفتار قدرت زدگی نشوند و همه چیز را با پول و قدرت محاسبه نکنند و یا از من دعوت به همکاری و همراهی نمایند به شرط اینکه بدنبال همراه بگردند و نه سرسپرده و نردبان ترقی خود،در اینصورت مطمئن باشید در اولین فرصت یک حزب تشکیل خواهم داد و یا به حزب چنین افرادی خواهم پیوست ، البته یقین دارم که چنین افرادی وجود دارند اما تا کنون من به آنها دسترسی نداشته ام.دلیل آنها هم اینکه 8 سال نماینده تبریز بودم چند نفری که همین ادعای شما را مطرح کردند در وهله نخست در تمنای بخشدار و فرماندار شدن از طریق من بودند و وقتی از این حیث ناامید شدن از من دور شدند و بگرد کسانی رفتند که این نقیصه مرا نداشتند!
بخش دوم ادعای شما را نادرست می دانم چه دلیلی دارید که بنده با رعایت مصالح ملی پای بیانیه های بشر دوستانه را امضاء نکرده ام!؟ امضایم در همه بیانیه های مجلس ششم موجود است و در مجلس هفتم هم اغلب بیانیه ها و سوالات و تذکراتی که در این خصوص تهیه می شد بانی اش من بوده ام و بزودی دلایل انرا هم ارائه خواهم کرد.موفق باشید و مرا از نقد مشفقانه محروم نفرمائید.
ارسال کننده دانشجو, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 16:22
*سلام آقای اعلمی
ببخشید اگر ممکن است به این سؤال من پاسخ دهید:
یک بار شما به صدا و سیما تذکر می دادید که با(بی)هنر میکروفن شما را قطع کردو پس کش و قوس های فراوان شما رفتید به جایگاه هیئت رئیسه و در گوش با(بی)هنر یه چیز هایی گفتید ؛آنجا چه به او گفتید؟ ضمنا این آقا در برنامه نگاه یک هم با آب و تاب خود را حق جلوه داد.
سوال دوم هم اینکه در خرداد 85 وقتی مردم آذربایجان را عوامل بیگانگان معرفی کرد واکنش شما چه بود؟(این آقا تظاهر کنندگان را مورد خطاب قرار داده بود)
و آخر اینکه در 7خرداد 85 که مردم آذز بایجان در مقابل مجلس تجمع کرده بودند شما چه کردید؟
ممنونم از لطف شما
اعلمی: امیر آقا نقدا سوال خود رااز کسانی که کم و بیش اخبار مربوط به فعالیت های مرا پیگیری می کردند بپرسید تا انشاءالله پس از تکمیل مطالب سایت پاسخ کامل سوال هایتان را دریافت کنید.ضمنا اگر اجل مهلت داد پاسخ بخشی از سوال شما را در خاطرات خود بیان خواهم کرد.موفق باشید
ارسال کننده امیر, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 11:24
*سلام
نمي دانم اين شناهاي برخلاف جريان آن روزها هم اين قدر مذموم و نشانه ... بود يا نه. ولي روزگار عوض شده و امروزه مردم زيادي، كسي را كه اهل بده بستان نباشد و اصولي را ممنوع المعامله بداند بي سياست مي دانند. و اگر جسارت ملامت رودررو نداشته باشند نيز در پشت سر به اين ...(!) مي خندند و اين باعث تاسف است. بزرگ مرداني بايد تا منفعل نشوند در چنين اوضاعي و در آن صورت نيز از دايره هر تصميم و عمل مهمي خارج شده و فقط نظاره گر (یکّه)تازي از ما بهتران خواهند بود. حداقل در آن روزگار كورسويي از اميد بود كه فردي به ايستادگي شما تا رده فرمانداري صعود كند.
اعلمی: یک -استفاده از برخی واژه ها که نقطه چین گردیده ،یادداشت شما را به مدح نزدیک به ذم شبیه کرده است در حالیکه قصد شما این نبوده است،هرچند که می دانم هدف شما از بکارگیری این دو واژه ،کنایه زدن به برخی از عقاید مانوس در جامعه است و نه عملکرد مذکور.
دو- با اجازه شما بجای کلمه "ترکتازی" ،معادل آن "یکه تازی" جایگزین شد تا حساسیت برانگیز نباشد.
سه- در کشوری که نظام شایسته سالاری امر غریبی تلقی می شود ،مسئولیت هائی مانند بخشداری و فرمانداری و استانداری "صعود به رده های بالا" نیست و در شرایطی بسیار سهل الوصول نیز هست! مدتی که در وزارتکشور مسئولیت داشتم با بخشداران و فرمانداران و استاندارانی مواجه شدم که تنها بدلیل رابطه و حمایت نمایندگان شهرستان ها و استان ها و یا خواست ائمه جمعه و ...به این مسئولیت ها نائل آمده بودند که اگر من وزیر کشور بودم بعضی از این ها را حتی به عنوان مسئول یکی از ادارات جزء در شهرستان ها نیز منصوب نمی کردم. بدلیل وجود همین مناسبات غلط بود و هست که این قبیل مسئولان پس از احراز آن ،موقعیت و مقام خویش را تیول خانوادگی پنداشته و بجای خدمت به مردم در مقام گردآوری ثروت برای خود و خانواده اشان بر می آیند. یک نمونه آن فرماندار شهرستان های ... بود که در طول فرمانداری خود آهن های سهمیه ای متعلق به مردم را بنفع خود مصادره کرده بود و هم اکنون نیز بحمدالله زندگی بسیار مرفهی دارد و به نمایندگی مردم در مجلس اشتغال دارد و اتفاقا از نور چشمی ها هم محسوب می شود!!در این چندین سال اخیر هم که دیگر برای بعضی ها رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور و وزیر و استاندار و فرماندار شدن به شرط دارا بودن...چنان سهل و ممتنع شده است که احراز این قبیل مسئولیت ها برای افراد توانمند و دارای عزت نفس ،افتخاری محسوب نشده و مطلوبیت نهائی افراد را افزایش نمی دهد.
نوشته اید:" حداقل در آن روزگار كورسويي از اميد بود كه فردي به ايستادگي شما تا رده فرمانداري صعود كند" ،عجله نکنید ،مایلم که این خاطره را تا پایان آن پیگیری و در خاتمه دوباره نظر خود را بیان نمائید!
چهار- آنچه را که شما به کنایه بیان کرده اید در واقع یک حقیقت تلخ است و تعداد قابل توجهی از مردم ،ساده زیستی ،عدم خیانت ، عدم سوء استفاده از موقعیت و...یک مسئول را یا باور نمی کنند و یا اینکه آنرا نشانه بلاهت می دانند ،در طول دوران نمایندگی خود و قبل از آن از این حیث بارها چه بطور مستقیم وچه غیر مستقیم مورد شماتت قرار گرفتم، کم و بیش در مواردی هم با این عبارات روبرو می شدم:"این هم از خود آنهاست" ، "مگر می شود کسی نماینده باشد و صاحب شرکت وکارخانه نباشد" ، "اگر نمی خورد حتما هالوست"و ...!!!، بهر روی باید از جائی آغاز کرد...
ارسال کننده حسين, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 11:19
*با سلام
آقاي اعلمي اي كاش در شهرستان ما هم فرمانداري مثل شما قبول مسئوليت مي كرد تا شاهد آن نباشيم كه با وجو تخلفات آشكار (از گم شدن تعرفه ها در روستايي و پيدا شدن همان تعرفه ها در بخش ديگر تا اعترافات بخشدار محترم بخشي مبني بر تحت فشار بودن توسط اشخاصي و شركت 2000 راي دهنده در روستايي با جمعيت 20 نفري و غيره ) كه به لطف آقاي جنتي ناديده گرفته شد اي كاش و اي كاش
اعلمی: سلام ،خیلی سخت نگیرید باید به این قبیل مسائل عادت کنید.
ارسال کننده موسوي, در تاریخ 12 شهريور 1387 ساعت 10:46
1 صفحه 1 از 1 ( 19 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.