خانم یا آقای "دانشجو" نوشته اند:
آقای اعلمی عزیز جریان دوم خرداد هم بدون تریبون متولد شد. شما بهتر از من میدانید که جریان انتخابات زمانیست که مردم ناراضی این سرزمین به شدت سیاسی میشوند و هرکس با شعارهای مبتنی بر خواسته های مردم خیلی راحت میتواند آنها را بسوی خود جلب کند ،مضاف بر اینکه نباید از جریان قوی دانشجویی غافل شد. جمعیت دانشجویی ایران با بیش از 2 میلیون دانشجو و تشکلهای استخواندار در صورت اقناع شدن درباره مفید بودن شخص یا حرکتی قطعا با ریشه در خانواده ها و شهرها خواست خود را به حکومت تحمیل خواهد کرد. درباره گروهی که عرض کردم مشخصا منظورم بچه های تحکیم و ادوار تحکیم بود که به حامیان عبدالله نوری مشهورند. قطعا نقدهای زیادی بر این جریان و خصوصا شخص آقای نوری وارد است و من امیدوارم که شما هم وارد عرصه نقد و یا حمایت از این جریان شوید.
1) درباره ادامه بحث با دوستان هم آقای مولازاده عزیز منظورم از توهم احمدی نژادی همه را موافق خویشتن دانستن بود که مشخصا اشاره ام به جمله شما مبنی بر 'تمام دانشمندان اسلامي و غير اسلامي بر جهان شمول بودن اين دين گواهي ميدهند' بود.دوست عزیز من هیچ تعهدی نسبت به مناسبات سیاسی ندارم چرا که خود را عضو کوچکی از جامعه مدافعان حقوق بشر ایران میدانم. زمانیکه کشور من رکورد دار اعدامها در دنیاست من هیچ احترامی برای مسئولینش (افراد مربوطه) قائل نیستم و خوشحالم که آن صدایی که در دنیا احمدی نژاد را به نقد و چالش میکشد پژواک صدای دانشجویان ما در دانشگاهها و زندانهاست! درباره مظلومیت اسلام تشیع و افیون بودن بهاییت همین بس که امسال بیش از 500 دانشجوی بهایی در همین مملکت از تحصیل محروم شدند. اموالشون ضبط میشه و ...! من فکر میکنم اگر ادیان را جدا کنیم اینجا ما ... (افراد) ظالم و بهاییان مظلومند. کسی که همه زندگیش را بخاطر افکارش از دست میده ظالم نیست چراکه اصولا ابزاری برای ظلم نداره و مسلما شما که چند خط نقد ساده به دین را نشانه مظلومیت دین میدانید در زمره مظلومین قرار نمیگیرید چراکه به لطف لایحه مجازات اسلامی بناست هرکه از دین مظلوم اسلام برگردد به جرم ارتداد اعدام شود! دوست عزیز هر دینی توسط پیامبری اعلام شده و نه خود خدا. پیامبر بهاییان هم چنین ادعایی کرده. اگر قبول داریم که اصول دین تحقیقی است و اصل نبوت جزئی از اصول دین ماست پس باید بپذیریم که هرکس حق دارد بر اساس تحقیق خود بر صدق یا کذب بودن پیامبری اعتقاد بیابد وگرنه تحقیقی که از اول نتیجه آخرش تحمیلی باشد عملیست زائد. بازم میگم که من بهایی نیستم. سر کلاس هم وقتی اساتید متعصب دینی پیامبران و ادیان دیگر را به سخره می گرفتند و دانشجویان غیر مسلمان بخاطر ترس از تبلیغ دینی غیر از دین مظلوم اسلام تشیع و نمره و اخراج سکوت می کردند با همین اصل ساده که 'خوشتون میاد کسی به دین خودتون اینجوری بگه' به پشتیبانی از اونا برمیخواستم. اما چند نکته دیگه : آقا یا خانم صمدی عزیز تعصب چیز بدیست چه دینی و چه قومی چه نژادی و ... به قول قدیمیها تعصب چشم آدم را کور میکنه
2) اولدوز گرامی که فرموده بودید 'آقاي دانشجو؛دست از لجاجت بردار،تاريخ مصرف اين افكار گذشته است' تو این مملکت خیلی وقته که واسه افکار دیگران تاریخ انقضا تعیین میکنند ولی آیا این جمله را خطاب به خود میپذیرید؟
3) و دست آخر جناب صادقی نیا: دوست گرامی پلیس قصد داره سر بچه های مردم را تو خیابون بتراشه فرقه شیطان پرست کشف میکنه. یادمه گفته بودند زنانی که موقع دستگیر شدن جیغ و داد و مقاومت میکنند تو جیبشون مواد مخدر دارند. یادم نمیره روزی که پلیس ریخت تو پارک و دختر بچه ای پرید بغل مامانش که مامان عراقیها حمله کردند و پلیس جلوی چشم وحشت زده مردم پسری را بخاطر ظاهرش زیر مشت و لگد گرفت و برد. هیچ به شباهت لباس پلیس ایران (جامه سبز و کلاه کج) به سربازان عراقی زمان جنگ دقت کردید؟ اینجاست که خون شهیدان ما پایمال میشه و زن و بچه های همون شهیدان تو خیابون طعم چکمه های کسانی زا میچشند که لباس عراقی برتن دارند و ملت را بخاطر ساده ترین حقش (پوشش) تحقیر و ضرب و شتم میکنند و دست آخر ادعای پاسداری از خون شهیدان را دارند. سوال من از همرزمهای شهدا اینه که چرا به کتک خوردن خانواده همسنگر شهیدشون هیچ واکنشی نشون نمیدند که ما همه یک خانواده ایم با یک سرنوشت ... آقای اعلمی ممنون میشم اگه نظرتون را درباره ادامه مباحث مذهبی بیان کنید.(دانشجو)
دوست عزیزم آقای "دانشجو" در ادامه مباحثات قبلی ضمن بیان دیدگاه سیاسی خود مبنی بر شکل گیری یک جریان سیاسی مستقل آنهم بدون برخورداری از تریبون های لازم ،نظرم را در باره مباحث مذهبی و گفتمانی که میان وی و آقای مولازاده شکل گرفته است،جویا شده اند:
اول) جریان دوم خرداد بکمک تریبون هائی نظیر روزنامه سلام و با پشتوانه ای به وسعت همه نیروهای موسوم به چپ و امکاناتی که در اختیار آنها بود و البته با همت و تلاش گسترده دانشجویان به عنوان تریبون های موثر و پویا و تحریک عقده های انباشته شده طیف وسیعی از ملت ناراضی نسبت به وضع موجود و امیدوار ساختن آنان به آینده ای روشن و مطلوب شکل گرفت و به هیچوجه با شرایط کنونی و سرخوردگی ناشی از شکست جریان اصلاح طلبانه مردم قابل قیاس نیست و قهرا در شرایطی که حتی رسانه ها و تریبون های محدود دانشجوئی هم لطفشان معطوف به عدم انتشار افکار افراد مستقل و غیر وابسته ای است که همچنان بر آرمان های مردم در انقلاب و دوم خرداد پای می فشارند و کم و بیش از باندهای قدرت و رسانه های آنان خط می گیرند ،فعلا معتقدم که تلاش برای جریان سازی ،بدون برخورداری از تریبون و پشتوانه نیروی انسانی ،حکم آب در هاون کوفتن را دارد. نقدجریان مورد اشاره شما و شخص مورد حمایت این جریان را هم به فرصت دیگری موکول می کنم.
دوم) شخصا بهائیت را یک فرقه سیاسی ،تشکیلاتی و پنهان کار می شناسم (فارغ از پیروان ساده و عادی آن) و به دهها دلیل معتقدم که بهائیت یک دین الهی و آسمانی نیست و از نگاه ما مسلمانان و به اعتبار آیاتی نظیر: "ما کان محمّد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیّین" ،"الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا" و "و من یبتغ غیر الاسلام دینا ، فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین" ، بر این باورم که پس از پیامبر اکرم(ص) پیامبری نیامده و نخواهد آمد.
از اینرو اعتقاد راسخ دارم ، بهائیت که توشه و همه داشته های مبنائی بانیانش در سه کتاب "اقدس" ، "بیان" و "ایقان" گردآوری و عرضه شده (سه کتابی که می تواند مبنا و معرّف اصلی و قابل استناد افکار و اعتقادات این فرقه باشد) ، نوعا با تحریف ، شبیه سازی و اقتباس از آیات قران و روایات اسلامی تورات و انجیل و آمیزش آن با جعلیات و تراوشات ذهنی رهبران فرقه بهائیت ،"سیدعلی محمد شیرازی ملقب به باب"* که در کتابش خود را " الورقاء في هذاالسجن البعيد" یا "کبوتر زندانی" نیز معرفی کرده است! ،"میرزا حسینعلی نوری یا بهاء الله" و "عبدالبهاء" یا "عباس افندی" فرزند "بهاء الله" تدوین ، تکمیل و ترویج شده است،حاوی نکات ممتاز ،جذاب و در خور توجهی نیست که قادر به جلب توجه و جذب ناآگاهترین جوانان ما نسبت به دین شود و اگر هم در مواردی باعث انحراف بعضی از جوانانی می شود که مسلمان شناسنامه ای هستند ،این پدیده را باید ناشی از حمایت های مالی و معنوی ، مظلوم نمائی بهائیان بواسطه پاره ای از تنگناهای ایجاد شده علیه آنان و تحریک حس کنجکاوی مخاطبین ، عملکرد برخی از مسئولان (موثر در فرهنگ و باورهای دینی جامعه) و همچنین ضعف و ناتوانی دستگاههای عریض و طویل موجود درجمهوری اسلامی نظیر صدا و سیما ،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،حوزه های متعدد علمیه ،سازمان تبلیغات اسلامی و دهها نهاد کوچک و بزرگ تبلیغاتی دانست که سالانه صدها میلیارد تومان بابت تبلیغ و ترویج اسلام دریافت می کنند!
با این وصف اعتقادات و عشق من به یک دین که امری شخصی است و مخالفت و حتی نفرتم نسبت به یک فرقه و یا مذهب و اعتقادات دیگران که آنهم یک امر شخصی است ،نمی تواند دلیل و مجوزی بر نادیده گرفتن حقوق شهروندی و حقوق انسانی پیروان فرق و مذاهبی شود که در وطن خود به عنوان یک انسان و یک ایرانی پایبند به تکالیف شهروندی ،حق حیات داشته و باید از حقوق انسانی و حقوق شهروندی و آزادی های ناشی از آن بهره مند شوند و به همین دلیل است که دین و مذهب ما با اعتماد به نفس خارق العاده خود ضمن توصیه بر"فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه" و با تاکید بر"لکم دینکم ولی دین" ،جهانیان را مخاطب قرار داده و با صدای رسا به آنها اعلام می نماید که "الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه". پرواضح است که با زندانی کردن سایر اندیشه ها و مانع شدن از عرضه تفکرات و باورها و اعتقادات دیگران ،"شنیدن قول و تبعیت احسن" و" یعلوا و لا یعلی علیه" موضوعیت و جلوه خود را از دست خواهد داد و چنانچه تعبد ما نسبت به دین بصورت شناسنامه ای و در یک فضای بدون تحقیق و شناخت باشد، چه بسا مصداق "اسب عصّاری" در کلام حضرت علی(ع) شویم که فرمود: "المتعبد بغیر العلم کحمارالطّاحونه یدور و لا بیرح من مکانه"!
سوم) گرچه دلیلی مبنی بر تائید نظر شما مبنی بر ضبط اموال بهائیان و اینکه " امسال بیش از 500 دانشجوی بهایی در همین مملکت از تحصیل محروم شدند" و برخی از اتهامات دیگر در اختیار ندارم ،اما همچنانکه در شورای نگهبان و در حضور دو تن از اعضای این شورا (آیت الله کعبی و عزیزی) و کارشناس مربوطه! هم اعلام کردم ،معتقدم که درصورت پایبندی بهائیان و یا هر فرقه دیگری به تکالیف شهروندی ، آنها نیز مجاز به استفاده از حقوق شهروندی و حقوق اجتماعی بوده و بموجب بند 3 اصل سوم قانون اساسی دولت جمهور اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي "همه در تمام سطوح"، و تسهيل و تعميم آموزش عالي بکار برد و اصل 30 همین قانون نیز تصریح دارد بر اینکه دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي "همه ملت" تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد . اصل بیستم نیز تاکید می کند که " همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند." بر این اساس با توجه به اینکه در هر سه اصل یاد شده واژه "همه" ،در اصل بیستم جمله "همه افراد ملت" و در اصل سی ام عبارت "همه ملت" بکار رفته و بیانگر عمومیت و اطلاق اصول مذکور است،لاجرم مستند به سه اصل اشاره شده ، محروم کردن هر یک از آحاد ملت از تحصیل در دانشگاه ها فاقد وجاهت قانونی است و حتی بموجب ماده 570 قانون مجازات اسلامی می توان مرتکب و آمرین محروم کردن افراد موصوف از ادامه تحصیل در دانشگاه ها را تحت پیگرد قانونی قرار داد.
زیر نویس:
*به فرمان امیرکبیر در تبریز ، تیرباران شد