server monitoring
 
خرید خدمت در جبهه آقازاده با بیست هزار تومان ! چاپ
۰۲ مهر ۱۳۸۷

مرور خاطرات دوران فرمانداری مغان(5):

        خرید خدمت در جبهه آقازاده با بیست هزار تومان !



ظاهرا از اواسط جنگ بود که از سوی نخست وزیری طی بخشنامه ای به ادرات دولتی ابلاغ شده بود تا 20 درصد از کارکنان خود را برای اعزام به مناطق عملیاتی، در اختیار سپاه و بسیج قرار دهند. در همین راستا روحانیون و علمای شهرهای مختلف هم از طریق وعظ و ایراد خطابه مردم را به حضور در جبهه ها تشویق می کردند.

یکروز "م" فرمانده سپاه به دفترم آمد و گفت حجت الاسلام "ر" سرپرست جامعه ر.م به من مراجعه کرده و از من درخواست می کند که پسرم را که در اداره... کار می کند و نوبت اعزامش به جبهه فرا رسیده است به جبهه اعزام نکنید من هم در رودربابستی گیر کرده ام و نمی دانم که به او چه پاسخی بدهم.

از فرمانده سپاه پرسیدم که این فرد سفارش شده، مریضی و معلولیت و گرفتاری خاصی که ندارد؟گفت؛ یک جوان برنا و تنومند و مجرّد است و از هر حیث سالم است!

از آنجا که دیوار حاشا بلند است و گاهی آدم برای اثبات ادعاهایش تنها می ماند و در تنهائی نیاز به مدرک و دلیل دارد سفارش داده بودم که در دفترم  تلفن مجهز به سیستم ضبط صوت قرار دهند تا در مواقع ضروری برخی از مکالمات را ضبط نمایند(البته نه به شیوه استراق سمعی که هم اکنون نسبت به تلفن های همراه و منزل و اداره بعضی از افراد خاص صورت می گیرد)!

به مسئول دفترم گفتم که ضبط صوت را آماده کند و مکالمه ای را که چند لحظه بعد صورت خواهد گرفت بطور کامل ضبط نماید.

سپس از فرمانده سپاه خواستم تا با "ر" تماس گرفته و به او بگوید که موضوع را با فرماندار در میان گذاشته ام و تا حدودی هم رضایتش را جلب کرده ام و بعد هم تلفن را در اختیار من قرار بدهد. او هم به همین ترتیب عمل کرد و پس از آنکه پیام مرا به "ر" منتقل کرد به او  گفت که من هم اکنون در دفتر فرماندارم و گوشی را می دهم تا خودت با او صحبت کنی، به محض اینک فرمانده سپاه گفت من در دفتر فرماندار هستم و در خواست شما را با او در میان گذاشته ام، از پشت تلفن صدای آن بنده خدا را شنیدم که به شدت به رعشه افتاده و هراسان به "م" می گفت آخر چرا به فرماندار گفتی!؟ که در همین لحظه من گوشی را از فرمانده سپاه گرفتم و خیلی مهرورزانه و خودمانی به احوالپرسی و خوش و بش کردن با او پرداختم، معلوم بود که خیلی شوکه شده و ترسیده است. وقتی که قدری اعتماد او را جلب کردم، پرسیدم که آیا آقازاده مشکل جسمانی دارد؟ صادقانه گفت؛ خیر، پرسیدم پس برای چه می خواهید که ما تبعیض قائل شویم؟ پاسخ داد می خواستم از لطف مسئولان برخوردار شوم و ایشان فعلا از رفتن به جبهه مستثنی شوند. به او گفتم  که این کار خرج دارد! ابتدا بسیار شوکه و متعجب شد، اعلمی و تقاضای رشوه!؟ بعد گفت هر چه شما بفرمائید. از او پرسیدم چقدر می توانی بپردازی؟ در پاسخم گفت شما بفرمائید. گفتم باید بیست هزار تومان به حساب بریزید، گفت آقای فرماندار این مبلغ زیاد است، اما می توانم ده هزار تومان بدهم. گفتم کم است اگر تا یکساعت دیگر این مبلغ را به حساب ریختی "فکری به حال" پسرت می کنم در غیر این صورت متاسفم، گفت این مبلغ را به کدام حساب واریز کنم ؟ شماره حسابی را به او دادم و تاکید کردم که تا یکساعت دیگر منتظر تلفن ات هستم. هنوز بیست دقیقه از مکالمه تلفنی ما نگذشته بود که زنگ زد و گفت آقای فرماندار بیست هزار تومان را به حسابی که داده بودید واریز کردم. بنده خدا آنقدر دستپاچه شده بود که نمی دانست شماره حسابی که به او داده بودم مربوط به حساب کمک های مردمی به جبهه هاست.به قول خود عمل نمودم و"فکری بحال" شخص سفارش شده کردم تا هم پدر و هم پسر از اجر اخروی برخوردار شوند، و به فرمانده سپاه گفتم بدون فوت وقت این آقازاده را در اولین نوبت به منطقه اعزام کنید، تا او و امثال وی این آیه شریفه قران را آویزه گوش خود قرار دهند که:"لم تقولون ما لا تفعلون"!؟...

 

 


یادداشت

*سلام آقای اعلمی حقیقتش به نظر من شهر ما به غیر از بضی دوره ها آن هم ندرتا نماینده با عرضه ای مثل شما نداشته خواهشا دوره بعدی در زنجان کاندید شوید

ارسال کننده hamid, در تاریخ 23 آذر 1387 ساعت 15:46

*چی بگم که شیفته برخوردهای قاطع و بدون محافظه کاری جنابعالی هستم.برخوردهایی که فارغ از روح امانتدارانه اعمال جنابعالی معمولا امیخته به یک یا چند شگرد اطلاعاتی عملیاتی هم هست.اعلمی برام کسیه که جواب مسئله را بدون مصلحت اندیشی و تعارف میده.نمونه های بسیاری سراغ داریم که بیامهائی رو که ظاهرا به مصلحت ایشان بوده ولی فاقد واقع گرائی و درک و قضاوت درست بودهاند رو بی تعارف جواب دادهاند.اعلمی رو در هیبت افلاطونی میبینم که از بین مصاحبه هایش میتوان رساله ای با عنوان کشف افشا و رسوای مصادیق عوامفریبی در ایران معاصر را تدوین کرد.

ارسال کننده ارتاش, در تاریخ 15 آذر 1387 ساعت 23:36

*سلام اقای اعلمی
این اقازاده ای که فرمودین خبردارید الان چه کاره هستند؟
در استانداری اردبیل در سمت بالایی مشغول بوده وبا سوادکم خویش در مدیریت دولتی سابق نیز تدریس میکنند!!!!!!!!!!!!!!
اعلمی: سلام ،دوست عزیز این همه علامت تعجب برای چیست؟ نکند انتظار دارید که هرکس پدرش روحانی است از حقوق اجتماعی خود محروم شود!؟ عهده دار شدن هرگونه مسئولیتی زمانی مذموم است که فرد نه به خاطر توانمندی های و شایستگی های خود بلکه از طریق رانت و به اعتبار موقعیت و مقام و نفوذ خویشاوندان خود امتیازی را کسب کند.

ارسال کننده germily, در تاریخ 06 آبان 1387 ساعت 01:38

*جناب آقای اعلمی :
سلام و خسته نباشید . می خواستم بدانم طبق کدام روایت و حدیث یا آیه قران مسئولین محترم نظام اسلامی ... حق دارند بر مردم حکم کنند و با زور مردم را به جهبه بفرستند و نام آن را رزمنده بگذارند . چرا [برخی از] افرادی که الان راس امور هستند فکر می کنند برگزیدگان خدایند در صورتی که همه می دانند که [بعضی از آنها]جز ستم و ظلم در حق مردم ماری انجام نمی دهند . شما در مجلس یا هر سمت دیگر واقعا برای خدا خدمت کردید یا ....

اعلمی: سلام ،در زمان جنگ بسیاری از مردم داوطلبانه به جبهه ها اعزام می شدند و البته پس از گسترش جنگ و کاهش نسبی اعزام های داوطلبانه برای مدتی هم عده ای از کارکنان دولت اجبارا به جبهه ها اعزام شدند. اکثریت سربازان اعزامی طرف مقابل هم برای تجاوز به کشورمان داوطلبانه در جبهه ها حاضر نمی شدند!
کسانی که بقول شما فکر می کنند که برگزیده خدا هستند اشتباه می کنند و یا بر خلاف حقیقت چنین مدعائی دارند.داوری در مورد خدائی بودن و یا نبودن خدمت یک فرد، در صلاحیت خداست.

ارسال کننده ایران, در تاریخ 04 آبان 1387 ساعت 11:10

be nazare man ke kheyli bahal bod yani darse adabi bod

ارسال کننده ehsan, در تاریخ 27 مهر 1387 ساعت 17:22

*جناب اعلمي
گرفتن پول بدون رضايت و اعزام اجباري به جبهه نه اجر اخروي دارد و نه نتيجه دنيوي.اميدواريم خداوند مسولين فعلي مان را به راه راست هدايت كند.

ارسال کننده سوگي ياشار, در تاریخ 21 مهر 1387 ساعت 01:36

*با سلام.برای من و بسیاری از دوستان جای سوال است که شما اکنون مشغول چه فعالیتی هستید؟و آیا در انتخابات ریاست جمهوری این دوره تصمیمی برای حضور گرفته اید؟
اعلمی:سلام ،به هیچ کاری دولتی ای اشتغال ندارم. استفاده از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن هم در کشور ما تابع تصمیماتی است که عده محدودی بر ملت ایران تحمیل می کنند

ارسال کننده اکبر, در تاریخ 18 مهر 1387 ساعت 21:47

*روزگاری برمردم خواهد امد که محترم نشمارند جز سخن چین را. وخوششان نیاید جز از بدکاره. وناتوان نگرددجز عادل. در آن روز کمک به نیازمندان خسارت و پیوند با خویشاوندان منت گذاری و عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم. در آن زمان حکومت با مشورت زنان و فرماندهی خردسالان و تدبیر خواجگان اداره میگردد. حکمت 102 نهج البلاغه

ارسال کننده دیندار, در تاریخ 15 مهر 1387 ساعت 10:21

*وضعیت اصلاحات را در این دوره ریاست جمهوری چگونه پیش بینی می کنید؟از نظر شما امیدی به پیروزی اصلاحات است؟

ارسال کننده مهدی, در تاریخ 14 مهر 1387 ساعت 11:49

*سلام
ازملاقات باشما خرسندم.هیچوقت سخنرانیها وموضعگیریهای بحق شم درمجلس هفتم از خاطر ما نمیرود.خوشحال میشوم ارتباط دوسویه ای با شما داشته باشم.بامید روزهای بهتر برای ایران عزیز.

اعلمی:سلام آقای مهدوی ،از اینکه دوست خوب دیگری به جمع دوستانم پیوست خشنودم و ورود شما به این سایت را خیر مقدم می گویم خوشحال خواهم شد که این ارتباط استمرار یابد. موفق باشید

ارسال کننده سعید مهدوی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 13 مهر 1387 ساعت 10:51

*سلام اقای اعلمی.میخواستم بدونم ایا از وضعیت عباس لسانی که در زندان یزد هستش خبری دارید؟
اعلمی: سلام- خیر اطلاعی ندارم

ارسال کننده عبادی, در تاریخ 12 مهر 1387 ساعت 15:29

*اقای اعلمی شمابیشتر از اندازه در خدمت این مملکت بودین خواهش میکنم از این به بعد هم به عنوان کسی که میتواند گرهی از کار این ملت که واقعا زیر فشار فقرو تبعیض حکومت خلیفه اسلامی قرارگرفته اند باز کنید امید رئیس جمهور واقعا جمهوری باشید

ارسال کننده حجت مغان بالاسی, در تاریخ 11 مهر 1387 ساعت 14:25

*ای آقا در طول تاریخ انقدر آدم اومندند توی این مملکت و گفتند ما دلسوز مردم هستیم و چنین و چنانیم عادلیمو عاقلیم (نمونه بارزش الفنون )که باور شما خیلی سخته آقای اعلمی
نادری پیدا نخواهدشد امید کاشکی اسکندری پیدا شود

ارسال کننده saied, در تاریخ 10 مهر 1387 ساعت 17:10

*سلام
اگر من به ... فحش بدم جرات داري درج كني؟

اعلمی: ضد رژیم سلام! جرئت دارم اما قانون ،شخصیتم و عقلم اجازه درج آنرا نمی دهد ؛در جائی که منطق وجود دارد فحش دادن و انتشار فحش نشانه عصبانیت است نه عقلانیت از طرفی تا کنون کدام مشکل با فحش شده است!

ارسال کننده ضد رژيم, در تاریخ 10 مهر 1387 ساعت 03:45

*با عرض سلام
ميخواستم بدونم اين معجزه هزاره سوم واون خانوم وبرادري كه دكتر سابق گفته،چه كساني هستند؟ضمنا آقاي اعلمي به نظر شما ما هم ميتوانيم صرفا براي دعا به جان حنجره مردم،با ... به دعا مشغول شويم؟

ارسال کننده حبيبي, در تاریخ 09 مهر 1387 ساعت 13:13

*سلام
طاعات وعبادات شما قبول
بنده در اينترنت در جستجوي مطلبي در خصوص بيماري پوكي استخوان بودم كه از گوگل به سايت شما ارتباط داده بود وبعد از ورود بسيار تعجب كردم كه در يك سايت سياسي مطلب علمي نوشته شده است كه در عين كوتاه بودن،جامع وكامل هم بود.اميدوارم اين روند را ادامه بدهيد.
جناب آقاي اعلمي ،تقاضا دارم در صورت امكان جنابعالي يا آقاي احتمالا دكتري كه مطلب فوق رانوشته بود،توضيح مختصري در مورد خود بافت استخواني و علت (decalsification)آن برايمان بيان كند.با تشكر

ارسال کننده محمد رضا عقبائي, در تاریخ 09 مهر 1387 ساعت 13:10

*با سلام وتبريك
كاملا با نظرات آقاي مولازاده موافقم واصلاحات واصولگرائي نياز به تعريف دارد.نبايد اشخاص را فصل الخطاب سياست نام نهاد.از آقاي دانشجو هم ميخواهم در تحليل هاي خود،همه را با يك چوب نراند

ارسال کننده صادقي نيا, در تاریخ 09 مهر 1387 ساعت 13:01

*با سلام،
اصولگرا : کسی که به اصولی که به نفع اوست اعتقاد دارد(در ظاهر)و موافق حکومت است چون به نفع اوست!
اصلاح طلب :کسی که مردم فکر میکنند مخالف حکومت است و اگر رد صلاحیت نشود اصلاح طلب واقعی نیست!

ارسال کننده منصوری, در تاریخ 09 مهر 1387 ساعت 12:26

*با عرض سلام
دوستان مطالبي در خصوص اصلاحات در ايران وعدم موفقيت آن مطالبي را نوشته بودند واز اين گلايه داشتند كه با حضور برخي چهره هاي ضد مردمي در ايران امكان اصلاح نيست واصلاح طلبي شعاري بيش نميتواند باشد،لذا لازم است برخي نكات را در اين خصوص ياد آور شوم وداوري را برعهده كاربران محترم بگذارم:
1- همانگونه كه آقاي اعلمي چندين بار متذكر شده وبنده هم نوشته ام،بزرگترين مشكل اصلاحات واصولگرائي در كشور ،عدم تعريف روشن معيار وضوابط آن است،به ديگر سخن ،معيار حقانيت اصولگرائي واصلاحات ،در اشخاص خلاصه ميشود وبدترين حالت آنرا در برخورد به اصطلاح اصلاح طلبان با آقاي هاشمي در انتخابات مجلس ششم شاهد بوديم وچندين سال بعد ازآن وانواع تخريبها و چراغ گردي ... در((تاريك خانه اشباح)) براي پيدا كردن ((عاليجناب سرخپوش))،به يكباره اين گروه چرخش كامل در مواضع خود داده وهاشمي را رهبر و سردمدار اصلاحات دانست و از آن طرف آنانيكه زماني شعار ((مخالف هاشمي مخالف رهبري است،مخالف رهبري دشمن پيغمبري است))،سر ميدادند،عليه وي جبهه آرائي كرده و بدترين تخريبها را روا داشتند.
امثالي از اين دست زياد است،معيار اصلاح طلبي واصولگرائي ،پيروي از آقايان اين گروههاست و معلوم نيست كه چندين سال بعد وبرحسب اتفاق،جاي اين دو گروه با هم عوض شود وحاج حسين شريعتمداري از آزادي و حقوق شهروندي حرف بزند و ميردامادي حكم دستگيري و تفتيش عقايد صادر كند!!چرا كه همانطور كه آقاي اعلمي در يكي از نطقهايشان گفته اند،انقلاب از اول در دست حدود سيصد نفر ميچرخد وگاهي مجلس دست اين گروه است وگاهي دولت دست آن گروه وشايد يكي از علتهاي انتخاب احمدي نژاد نيز اين بود كه مردم اورا در اين سالها در جمع اين 300 نفر نديده بودند.
2- با تعريف دقيق معيارهاي اصلاحات وپذيرش ذهني آن توسط مردم،قطعا افرا دخالتي در پيشرفت يا پسرفت آن نخواهند داشت واين مردم هستند كه آينده را تعيين خواهند كرد.
3- پس مشكل ما مشكل فرهنگي و اجتماعي است،نه سياسي و متحجران نيز از اين غفلت مردم نهايت استفاده را به نفع خود خواهند برد.
از كاربران محترم درخواست ميشود چنانچه تعريفي از اين دو گروه اصلاح طلبي واصولگرائي در ذهن خود دارند،براي استفاده و آگاهي ساير دوستان ارائه نمايند،تا با فرهنگ سازي صحيح،اصلاحات واصولگرائي در مسير خود قرار گيرد

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 09 مهر 1387 ساعت 03:07

*با سلام
در خبرها آمده است كه:
مداحي ف-ر براي "مداح" "معجزه هزاره سوم"؛
ف-ر همسر غ-ا سخنگوي "معجزه هزاره سوم" با انتشار يادداشتي به مداحي ، "مداح" "معجزه هزاره سوم" پرداخت؛ "مداح" "معجزه هزاره سوم" در برخي سفرهاي استاني همراه "معجزه هزاره سوم" مي رود و در جلسات عزاداري خود علاوه بر تعريف و تمجيد "معجزه هزاره سوم" انتقادات تندي را عليه چهره هاي شاخص منتقد "معجزه هزاره سوم" مطرح مي کند. وي هفته پيش عبدالله نوري را به برخورد و حذف فيزيکي تهديد کرد. کاشف "معجزه هزاره سوم" اما به دفاع از وي پرداخت و در نوشته يي مرثيه وار بر بيماري مداح "معجزه هزاره سوم" مويه کرد. کاشف معجزه هزاره سوم نوشت؛ «امروز در تهران بسياري به دنبال کسب خبر بودند؛ خبر از سلامتي ح - م - ا. همه نگران، مثل همه جاي ايران.» وي سپس با دعا براي سلامتي وي ابراز اميدواري کرد «حنجره» "مداح" "معجزه هزاره سوم" سلامت بماند.
قابل توجه پليس محترم گشت ارشاد:
اين برادر وخواهر چه نسبتي با هم دارند كه براي هم دعا ميكنند؟با اين حساب اگر فردا برادر و خواهری را دستگير كنند،حتما براي توجيه كارشان اين حرفهارا ميزنند:
1- اين برادر (به نقل از آن خواهر!!)مداح خانوادگي ماست!
2- اين خواهر(به نقل از آن برادر!!)دارد براي سلامتي حنجره ام دعا ميخواند!
3- آقامون ميدونه كه ما فقط داريم دعا ميخونيم(به نقل از آن خواهر)!
4- به خدا ما اهلش نبوديم،اين اصلاح طلبها ما رو به این راه کشوندند!
5- اصلا همش تقصير آقاي اعلميه،اون مارو تحريك كرد!

ارسال کننده دكتر سابق, در تاریخ 09 مهر 1387 ساعت 00:26

*سلام اقای اعلمی
نظرتون در مورد انتخاب اقای بیگی به استانداری اذزبایجان شرقی را میخواستم بدونم
اعلمی: سلام شناختی ندارم

ارسال کننده مهرداد, در تاریخ 08 مهر 1387 ساعت 22:48

*با سلام دوباره،
به نظر بنده،احتمال تایید صلاحیت شدن مرگ بیشتره!(در جواب 'یا مرگ یا اعلمی')
راستی آقای اعلمی، جریان این استاد کردان چی شد؟
به نظر شما هدف اصلی وزیر شدن ایشون با اینهمه درد سر چه بود؟
آیا شماهم با بنده هم عقیده هستید که اگر از میان
افراد بین30 تا 50 سال تحصیلکرده،(البته نه از آکسفورد!) به صورت تصادفی افرادی را برای پستهای دولتی انتخاب میکردند،وضع مملکت بهتر از این بود؟
و سوال آخر :در مورد عملکرد بعضی مسئولین درایجاد وضعیت فعلی کشور با کدام گزینه 'موافق ترید'؟
1-اونها مال یک کشور دیگر هستند و برای منافع اون کشور کار میکنند.
2-میخواهند کاری بکنند ولی نمیتونند وبلد نیستند.
3-آدمهائی هستند که به حرفهائی که میزنن اعتقاد ندارند و فقط به فکر منافع خودشون هستند.
با تشکر از توجه شما.

اعلمی:سلام - در مورد کردان مجلس و رئیس جمهور باید پاسخگو باشد و من از هیچکدام چشمم آب نمی خورد.

ارسال کننده م.م, در تاریخ 08 مهر 1387 ساعت 18:25

*سلام اقاي اعلمي خسته نباشيد ايا از شما در مورد اشخاصي سوال پرسيده شود كه نظرتان را بگوييد شما نظرتان را ميگوييد يا نه؟ با سپاس مهناز مراد ي
سلام – اولا به وقتم و ثانیا به شخص و موضوع سوال بستگی دارد.

ارسال کننده مهنازمرادي, در تاریخ 08 مهر 1387 ساعت 17:47

*سلام
درود بر شما جناب اقاي اعلمي
از وب سايت شما بسيار لذت بردم وخدا را شاكرم كه اذربايجان دلير مردي شجاع مثل شما را دارد و هميشه در دوران نمايندگي مجلس به حضرتعالي عشق ورزيده ام و هميشه به شما افتخار ميكنم خداوند هميشه يار ومددكارتان باشد
يا علي
اعلمی: سلام از لطف شما سپاسگزارم و از خدا برایتان سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.

ارسال کننده بهزاد تبريزي, در تاریخ 08 مهر 1387 ساعت 17:16

*سلام
خواستم در مورد انتخابات رياست جمهوري بگويم:
يــــــــا مـــــــــــرگ يا اعـــــلــــــمــي

ارسال کننده حبيبي, در تاریخ 08 مهر 1387 ساعت 15:46

*آقاي اعلمي جنابعالي و عده اي ديگر كه در جمهوري اسلامي در دوره اي بالاخره يك كاره اي بوده ايد خاطرات مينويسيد كه فلان كرديد و بهمان كرديد وهمهش هم كارهاي خوب بوده وهمه تان هم آدمهاي خوب و عالي بوده ايد جلوي ظلم و دزدي و چپاول و تجاوز و غيره وايستاديد . ولي هيچ وقت شما نميگيد و نمينويسيد چي شد كه اينگونه شد. چي شد كه با اينهمه آدمهاي با عقل و كفايت و نترس و درستكار اين ملك و ملت به اينجا رسيد. ارادتمند محمودي
اعلمی: آقای محمودی : با صحت و سقم خاطرات دیگران کاری ندارم و تنها مسئول و پاسخگوی اعمال خود می باشم، وانگهی هر آنچه می نویسم گوشه ای از واقعیت هائی است که پیش از این رخ داده و مربوط به یک قرن پیش نیست از اینرو در صورت خلاف واقع بودن قابل انکار است . بدیهی است تنها کسانی حق انکار آنرا دارند که در زمان و مکان رویداد و موضوع خاطره حضور داشته و یا خود بنوعی هدف و موضوع خاطرات مذکور بوده اند. لذا اگر آنچه که بیان شده و یا می شود عاری از حقیقت باشد حتم داشته باشید که تا کنون بارها و بارها مورد انکار واقع می شد.
در موردعلل رسیدن ملک و ملت به اینجا هم هر کس در حدود قلمرو وظایف و اختیاراتش باید پاسخگو باشد .بنده با افتخار می توانم مدعی شوم که در ایجاد وضع موجود نه تنها کوچکتری سهمی ندارم بلکه بنوبه خود برای پیشگیری از وقوع چنین وضعی بیش از مسئولیت و تکالیف خویش نیز تلاش کرده و هشدارهای لازم را داده ام ،اگر خلاف آنرا ادعا می کنید "هاتوا برهانکم"! یا علی مدد

ارسال کننده محمودي, در تاریخ 07 مهر 1387 ساعت 20:19

*آقای اعلمی عزیز قطعا میدانید که اصول مربوط به حقوق بشر پس از انقلاب اول فرانسه که در آن 'استبداد اکثریت' یا به قول اگه اشتباه نکنم پوپر 'سیاهترین نوع استبداد' (که من شخصا فکر میکنم که به نوعی در ایران دچارش هستیم) تدوین شد و مبنای آن این تعریف سیاسی از آزادی یعنی 'حد آزادی هر کس آزادی دیگریست یا هرکس آزاد است هر کاری بکند تا بدانجا که آزادی دیگری را محدود نکند' بوده است. در جهان امروز 'فردگرایی' مبنای تصمیم قانونگذاران البته در ممالک دموکراتیک است امری که من فکر میکنم در ایران اصلا به آن توجه نمیشود و در راستای تامین نظر و خواست اکثریت حقوق اقلیت نقض میشود ولی اعتقاد عملی و نظری به اصول منشور حقوق بشر سازمان ملل خصوصا در قانونگذاری هیچ تعارضی با منافع جمع ندارد و هیچ قانونگذاری حق تصویب یا تغییر قانونی در این زمینه(منشور حقوق بشر)را ندارد و صرفا اصول منشور حقوق بشر میبایست بدون نقص یا تغییر در کشورها اجرا شود و هر حرکتی بر خلاف آن قابل پیگیریست. البته امروز مباحثی مثل شرایط جنگ یا نزدن سیلی برای اقرار گرفتن از تروریستی که اگر اعتراف نکند دهها نفر کشته خواهند شد محل مباحثه در ممالک آزاد بوده و هست ولی با گذر از بحث جنگ که اشاره کردم پیچیدست سوال من در زمینه این بود که آیا شما به فرد و حقوق فردی در برابر منافع جمعی یا همان استبداد یا رفاه اکثریت اعتقاد دارید یا خیر؟
درباره بحث انتخابات یک دلخوری از شما دارم که مطالب مرا چنان مطالعه مینمایید که احساس میکنم برای نوشتن هر خط از نظر شخصی خودم باید از تمام افراد و عقاید و مکاتب و راهکارهای غلط استغفار کنم و چندین خط برای رفع سوء تفاهمات احتمالی به اصل نوشته اضافه کنم. از دست دوستان هم دلخورم که با وجود تاکید موکد من در هر نوشته مبنی بر 'نظر من!' بازهم مرا به خود نماینده خواندن دانشجویان متهم میکنند. دوستان گرامی اینها صرفا نظر شخصی من است در مباحثه ای غیابی. قطعا شنونده آنقدر داناست که بتواند اصل مطلب را از حاشیه ها بیرون کشیده و بجای گیر دادن به ادعای نکرده مبنی بر نمایندگی دانشجویان اصل مطلب را به نقد و چالش بکشد. مثلا واقعا برای من جالب است که دوست گرامی جناب محسن با وجود این خط نوشته من ('من شخصا از نظر اخلاقی و عقیدتی انتقادات زیادی به آقای نوری دارم. به نظرم جریانی که بتونه ایشان را به قدرت برسونه به لحاظ قدرتی یک شبه انقلاب باید باشد و بازم معتقدم که چنین جریانی با چنین قدرت و هزینه ای با به قدرت رساندن آقای نوری حرام خواهد شد!') مرا به ('این دانشجو به نمایندگی از دیگر دانشجویان سنگ او را به سینه می زند') متهم کرده است. آیا مطلب را نخواندید یا برای رسیدن به نتیجه دلخواهتان از آن گذشتید. واقعا این گونه قضاوتها با القاء بی انصافی و عناد مخاطب آدم را از ادامه بحث مایوس میکند. اجازه دهید نظرات خود را درباره این جریان در سه بخش تشریح کنم. 1) قانون اساسی و راهکارهای عقلی و عملی برای رسیدن به خواسته ها 2)شخص آقای عبدالله نوری 3)جریان حامی وی
1)آقای اعلمی عزیز شما بهتر از من میدانید که اصل 'رجال سیاسی یا مذهبی' بودن کاندیدای ریاست جمهوری در متن قانون اساسی ذکر شده. من شخصا قانون اساسی فعلی را از جهاتی مترقی و از قالب جهات غیر دموکراتیک میدانم. قانونی که برگرفته از قانون اساسی فرانسه بود و اسلامی شد! من شخصا آرزوی برقراری نظام جمهوری دموکراتیک سکولار را در کشورم دارم و بدیهیست که با این قانون سر ناسازگاری بسیار دارم. ولی در حال حاضر برای دور زدن اصل مذکور چند راهکار بیشتر نداریم 1-1)انقلاب و عزل قانون فعلی و جایگزینی قانون ایده آل که شخصا با انقلاب مخالفم 2-1)تن دادن به قانون فعلی و تکرار انتخاباتهای پیشین 3-1)ایجاد شرایطی که در آن با فشار ملت و تسلیم دولتمردان در نادیده گرفتن قانون - فردی خارج از شروط مذکور (زنان - افراد تحصیل کرده غیر سیاسی و مذهبی و ...) به قدرت برسند و 4-1)کاندید کردن فردی از میان رجل سیاسی و مذهبی موجود با خواسته های نزدیک به مردم. مسلما شرایط مورد قبول شورای نگهبان در بند شماره 2 بوده چرا که در سه بند دیگر میتوان فردی خارج از لیست تکراری مورد اشاره شما را به قدرت رساند و تا آنجا که من میدانم خود شما از نظر قانون اساسی (فارغ از اصل خارج از قانون اساسی عدم اعتقاد یا التزام به ولایت فقیه) صلاحیت کاندید شدن را (طبق همین قانون) دارا میباشید
2)من همانطور که قبلا هم گفتم شخصی آرمانگرا و سکولار هستم تا بدانجا که معتقدم شخص رییس جمهور به لحاظ نمایندگی جمهور حتی نباید تظاهر به دینی خاص کند (چه برسد به لباس روحانیت) و شخصا حمایت و رای افراد سکولار به فردی که بقول شما بنا به تربیت حوزوی عملا ایدئولوژیک است را امری نا معقول میدانم و در وبلاگ قبلی خود با اعتقاد به سکولار بودن بخش اعظمی از تحریمی ها به لیست اصلاح طلبان در انتخابات پیشین مجلس که سرشار از روحانیون و اهل بازار بود ایراد گرفته بودم و هنوزم معتقدم که چنین جنبشی با به قدرت رساندن آقای نوری حرام خواهد شد
3)به نظر من و طبق برداشتی که از مقالات نوشته شده دراینباره کردم هدف دانشجویان و افراد معتقد - ایجاد جنبشی متفاوت یا همان اپوزیسیون و 'سپس' شرکت در انتخابات با حمایت از آقای نوری میباشد. هدف این عزیزان بر خلاف تجربه های پیشین اصلاح از پایین و ایجاد جنبش اپوزیسیون مردمی میباشد چنانکه حتی در مقالاتی به تحریم انتخابات از الان محکوم میشوند چراکه حتی امیدی به پیروزی آقای نوری ندارند و در واقع قصد دارند در فرصت فضای باز سیاسی ناشی از انتخابات تحت لباس معرفی کاندیدا و شرکت در انتخابات - ضمن ایجاد اتحاد بین تشکلها و نهادهای موجود خواسته های واقعی مردم را در قالب شعارهای انتخاباتی مطرح یا پیگیری نمایند. اما اینکه چرا آقای نوری برای سمبل شدن انتخاب شده به نظر من قابل دسترس بودن (برگزاری جلسات هفتگی در خانه ایشان) و جلب اعتماد دانشجویان از سوی ایشان و عناصر دیگری مثل شجاعت و قدرت ایستادن در برابر ولی فقیه و این قبیل مسائل میباشد. من بازم تاکید میکنم که به نظر من اگر آقای نوری (عنصر در دسترس) را کف افراد لایق بگیریم سایر کاندیداها میبایست عملا برتری خود را نسبت به ایشان نشان دهند و من امیدوارم این اتفاق بیفتد! آقای اعلمی عزیز به انتخابات آمریکا اشاره کردید. در آمریکا در حزب دموکرات که یک ساختار و جمعیت هوادار دارد دو کاندیدا (اوباما و کلینتون) با هم رقابت کردند. از دوستی خواسته بودید نظرش را درباره کاندیداتوری شما بگوید. اگر اجازه داشته باشم که من هم اظهار نظر کنم میخواهم از شما بپرسم آیا بدون برنامه میتوان از مردم توقع حمایت داشت؟ حق با شماست اگر بپرسید برنامه عبدالله نوری چیست ولی بازم میگویم که عبدالله نوری کاندیدایی در دسترس برای جنبشی با هدفی دیگر است ولی اگر شما قصد ورود به عرصه را دارید که امیدوارم داشته باشید بدیهیست که با بیان شعارها - برنامه ها و اهداف و حمایت از تشکلها و نهادهای مردمی میتوانید ضمن جلب نظر این جریان (که با کسی عهد اخوت نبسته) بسوی خود - سایر کاندیداها از جمله آقای نوری را به لحاظ اخلاقی و تئوریک به چالش کشیده تا مجبور به ارائه راهکارها - افکار و برنامه های خود شود که قطعا در نقاط ضعف ناشی از تربیت حوزوی در برابر شعارهای مترقی کم خواهد آورد و ملت بهترین را انتخاب خواهد کرد. آقای اعلمی عزیز در آمریکا کاندیداها برای رییس جمهور شدن شب و روز از مردم طلب رای میکنند. این چه رسمیست در ایران که از اول کاندیداها تضمین پیروزی میخواهند و با درخواست مردمی (بیاد آورید خاتمی را)و با اغماض پا به عرصه انتخابات ریاست جمهوری میگذارند؟ در صورت کاندیداتوری جنابعالی و طرح خواسته های مردمی و ارائه برنامه و مباحثه و چالش با کاندیدای دیگر (عبدالله نوری) ضمن انتخاباتی شدن زودهنگام فضای کشور قطعا مباحث و راهکارهایی مفید برای آینده 'ایران عزیز' به میان خواهد آمد و انتخابات به لحاظ نظری در بین مردم از بین 'خاتمی واحمدی نژاد' به انتخاب بین 'نوری و اعلمی' مبدل خواهد شد.در پایان بازم از شما میخوام که طی مقاله ای ضمن بیان دیدگاهها و برنامه های خود شخص آقای نوری را به چالش بکشید که به نظر من برای دانشجویان پیرو این نظریه امریست حیاتی . با تشکر از حوصله شما

ارسال کننده دانشجو, در تاریخ 07 مهر 1387 ساعت 02:37

*آقای اعلمی به خاطر تمام خوبی هایت از شما تشگر می کنیم تمام گفتار وکردار،و هر آنچه که به خاطر انسانیت و آزادگی انجام داده اید در قلب های خسته یک آذربایجانی خواهد ماند ، یادتان همیشه برای ما گرامی می ماند خدا شما را عوض دهد

ارسال کننده حسن بانکی, در تاریخ 07 مهر 1387 ساعت 02:25

*باسلام خدمت کاربران محترم و آقای اعلمی با ایکنه خود را صاحب نطر آنچنانی نمیدانم و بیشتر از تحلیلهای آقای اعلمی و یاداشتهای کاربران محترم استفاده میکنم اما در مورد یادداشت آقا یا خانم دانشجو میخواستم چند مطلبی عرض کنم اول اینکه هر زمانی به هر دلیلی به خانه و کاشانه مردم یک کشور حمله شود باید به مقابله برخواست چون که دشمنی تجاوز میکند با کسی تعارف ندارد و کارش تجاوز قتل و غارت است بعد دفع دشمن اگر مسئله ای هست باید پیگیری شود. خوب الان صاحبان قدرت نمی گذارند در مورد جنگ شفاف سازی شود شما چرا یقه آنهاییی را میگیرید که از وطن و ناموس شان دفاع کرده اند اگر عرضه دارید واینقدر سرتان میشود یقه اونایی را بگیرید که تصمیم گیری در سرانجام جنگ دستشون بود شما میفرمایید زمانی که به سرزمین مادریمان حمله میشود بنشینیم و از حق انتخاب و آزادی رفتن یا نرفتن به جبهه بحث کنیم در حالی که چند کیلومتر آنطرف تر ناموس و خاک وطن زیر چکمه اجانب له میشود
دوم اینکه تا آنجایی که من متوجه شده ام تا زمانی که در کشور ما حاکمیت واقعی مردم بر سرنوشت خود اتفاق نیفتد هیچ مشکلی حل نخواهد شد و این را هم متذکر شوم که فکر نکنید فقط اصول گرایان در صدد اقتدار گرایی به هر قیمتی هستند در طرف دیگر هم بسیاری از آقایان هستند که دست کمی از اصول گرایان ندارند و به محض دست یابی به قدرت در صدد تثبیت خود هستند نه دمکراسی واقعی. در این میان فقط از روی گردانی مردم از گروه رقیب استفاده میکنند و آنهایی که حاضر به شراکت در تقسیم قدرت نیستند و بیشتر مسائل و مشکلات جامعه در نظرشان است به گوشه ای رانده و منزویشان میکنند آقایانی که چندین سال وزیر بودند ودر دولت آقای خاتمی هم در سر قدرت همیشگیشان نشستند کدام تغیرات را در راستای تثبیت حکومت مردم بر مردم را انجام دادند اشخاصی که در سر مسئولیت ها گماتشته شدند اکثرا آنهایی بودند که آقای اعلمی فکر کنم در یکی از نطق هایشان در مجلس بود که از آنها به عنوان مسئولان همیشگی یاد کردند که فقط با چند چرخش در مسولیت های دیگری به کارگرفته میشدند(با عرض پوزش از آقای اعلمی اگر درست نقل قول نکرده باشم ) آقایانی که الان به عنوان منجی مطرح میشوند زمانی که در مسند قدرت بودند کدام تکیه گاهی را برای روزهایی همجون امروز ایجاد کردند که مملکت این چنین در اختناق و خفقان به سرنبرد یکی با وعده پنجاه هزارتومان خود را مطرح میکند و روزنامه و حزب تشکیل میدهد یکی ادعای روشنفکری میکند و خود را فدایی آزادی و عدالت میداند بعد هم میگوید دانشجویان عزیز ضمن تشکر از همراهیتان دیگه برین سراغ درس و مشقتون یکی هم بعد از یه دعوا میره خونشون وروزه سکوت میگیرد حال چه بر ایشان میگذرد الله و اعلم اکنون تبدیل به بت میشود و اگر فلانی نباشد ایشان دیگه بیاید شق القمر میکند یکی یکی.......... در آخر به نظر من اگر گذاشتند دکتر اعلمی در انتخابات حاضر شود که تکلیفمان روشنه ولی اگر عزیزان شورای نگهبان بعد مشورت با ... حضور اعلمی و امثال ایشان را برنتابیدند مجبوریم به کسی رای دهیم که لااقل کوره راهی برای تحکیم دمکراسی ایجاد کند تا بتوان از طرق دیگری وارد عمل شد هرچند که بسیار مشکل مینماید تشکر رضائیان مشگین شهر

ارسال کننده رضائییان, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 22:34

*چرا آخه؟

ارسال کننده gajal;, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 19:13

*با سلام وعرض ارادت اگر ممکن است نظر خودتان را نسبت به سیستم حکومتی کشور ترکیه درقالب مقاله ای بیان نمایید .

ارسال کننده محمد, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 18:24

*سلام . آقاي اعلمي با توجه به شبهاتي كه در مورد آقاي شبستري موجود است ، آيا امكان دارد شما به صورت واضح دلايل مخالفتتان با ايشان را بيان فرماييد ؟ با تشكر .
اعلمی: سلام قبول می کنید که وقت ما ارزشمندتر از این است که بخواهیم به چنین موضوع بی اهمیتی بپردازیم!

ارسال کننده احسان, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 17:55

*اگر آقای دانشجو از عملکرد آقای ... در زمان تصدی وزارتکشور (وزیر دور اول هاشمی رفسنجانی) و سرکوب هر گونه آزادی در زمان هاشمی رفسنجانی که وی وزارت کشور او را بر عهده داشت و بلائی که بر سر آیت الله منتظری آوردند با خبر بود هرگز از او برای خود تابو نمی ساخت. وقتی او را از وزارت کشور عزل کردند تنها برای یکبار به انتقاد از وضع موجود که خودساخته بود پرداخت و زندانی شد و پس از آن سکوت .حال کدام شق القمر را کرده و به دفاع از حقوق ملت برخاسته است که این دانشجو به نمایندگی از دیگر دانشجویان سنگ او را به سینه می زند ،ناملوم است.این آقای دانشجو بهتر است ...و بجای دیگران تصمیم نگیرد

ارسال کننده محسن, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 17:47

*متاسفانه جریانات سیاسی که خود فاقد پایگاه مردمی لازم بوده ولی بیشترین امکانات کشور را در اختیار خود دارند و اغلب هم به برکت انقلاب خوش نشین بوده و در یکی از کاخ های شمال تهران سکونت دارند ،هر چند وقت یکبار برای ملت نسخه می پیچند و از همان کلکسیونی که آقای اعلمی اشاره کردند یکی را بیرون کشیده و با شانتاژ و عوامفریبی به عنوان قهرمانی که ناجی کشور خواهد بود به خورد ملت می دهند . 30 سال با همین بازی های سیاسی سر مردم را گرم کرده و به پای صندوق های رای کشیده اند و روز از نو و روزی از نو ،عاقبت هم امثال خاتمی و احمدی نژاد را در کاسه ملت گذاشته اند.
آقای اعلمی پیشنهاد من این است که شما هم کاندیدا شوید و تسلیم این جریان سازی ها نشوید. موقعیت شما در میان مردم خوب است و حداقل فرصتی پیش خواهد آمد تا روشنگری نمائید. ضمنا جالب است که این آقا یا خانم دانشجو که دم از دموکراسی می زند ، پیشاپیش بجای دانشجویان هم تصمیم می گیرد!!

ارسال کننده اکرم السادات, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 17:39

*سلام
جناب اقای اعلمی من به عنوان یک تبریزی افتخار می کنم که روزی روزگاری وکیل و نماینده من شما بودید.
شما فرزند اذربایجان و پیرو راسین امام حسین هستید.
یک سوال داشتم
شنیده ام حقوق و درامد ماهیانه ش... قلدر و ام... تبریز بیشتر از 18 میلیون تومان است. ایا این حرف صحت دارد
ابا براستی نصف مغازهای پاساز بزرگ در ولیعصر تبریز متعلق به وی است.
یا این درست است که شب... سهامدار اصلی و عمده موتوزن تبریز و دو کارخانه بزرگ دیگر است. اگر صلاح می دانید جواب دهید.
مشتاق شنیدن اعلام کاندیداتوری شما در انتخابات ریاست جمهوری هستم

اعلمی: سلام - هیچگونه اطلاعی در این خصوص ندارم و مادامیکه دلیل و مدرکی مبنی بر صحت آن موجود نباشد نمی توان کسی را متهم کرد. قلدری نامبرده هم به اعتبار بی تفاوتی و ضعف مردم و گروه فشار و شعبان بی مخ هائی است که اطرافش را گرفته اند والا زبون و ذلیلتر از او خودش می باشد.

ارسال کننده علی, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 14:51

*اقا اعلمي عزيز بازهم سلام.واقعا براي افرادي مثل سهيل متاسفم.اقاي اعلمي به نظر من شما قبل از اينكه دستتان از مناصب كوتاهتر شود بيش از اين از حقوق مردم دفاع ميكردين.به قول بابام ه ميگه اعلمي چوب حق طلبيش را خورد. شماها مثل امام علي هستين كه 25 سال خانه نشين شد و سكوت كرد.ماها كي ميخواهيم از خواب بيدار بشيم. شما اولين نماينده اي هستين كه من باهاش حرف زدم و درد دل كردم. واقعا افرادي مثل سهيل كام ما را هم تلخ ميكنند.علي يارتان.

ارسال کننده عليرضا, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 13:41

*سلام اقای اعلمی
الان که شما یک خاطره در مورد زمان جنگ فرمودید بد نیست به این سوال هم جواب دهید که آیا جنگ ما در سالهای پایانی مثلا سالهای 65 به بعد، باز هم حالت تدافعی داشت؟ چون من در مصاحبه اخیر اقای هاشمی رفسنجانی خواندم که گفتند... ما مطالبی را خدمت امام عرض کردیم و ایشان گفتند خوب پس جنگ را تا سقوط رژیم صدام ادامه خواهیم داد و اصلا کوتاه نخواهیم آمد.
سوال دوم اینکه من هر جقدر مطالعه می کنم دلیل عدم پذیرش پیشنهاد صلح در سالهای اولیه جنگ برایم روشن نیست و یک نوعی این حس به من دست می دهد که خون این همه شهیدان عزیز در اثر بی تدبیری یک عده آدم تازه کار پایمال شده است. و دلایلی که مسئولین وقت جنگ برای ادامه آن ارایه می گردد اصلا با حساب دو دو تا درست در نمی اید.
باارزوی موفقیت- رضا -کبک-کانادا
اعلمی: سلام بر آقا رضای عزیز!گرچه مقامات و مسئولان مربوطه ادامه جنگ را اجتناب ناپذیر بیان می کنند ،اما شخصا معتقدم که بعد ازبازپسگیری خرمشهر و اخراج ارتش بعثی از کشورمان ،ادامه جنگ ،نه تنها حاصلی برای ایران نداشت بلکه حامیان صدام حسین را نیز مصصم و وادار کرد تا با حمایت همه جانبه از او زیان های جبران ناپذیری بر ایران وارد ساخته و علاوه بر تحمیل خسارات مادی فراوان کشورمان ، ملت ایران را از طیف وسیعی از بهترین فرزندان این مرز و بوم محروم و قبول قطعنامه 598 را جایگزین پیروزی شیرین و افتخار آفرین نماید. مسئولیت این واقعه نیز به عهده کسانی است که همیشه خود را مصداق "هرکار کنند کس نخواهد خواستن از آنان حساب"می دانند.

ارسال کننده رضا, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 02:02

*با عرض سلام خدمت جناب آقاي اعلمي
يكي از پيام دهندگان ،(آقاي حبيبي)از دانشجويان فعال وبا اخلاق ميباشد كه پاسخ بخش دوم سؤالش را با اجازه تان مينويسم تا هم باب جديدي از پرسش وپاسخ باز شود(تاحدي كه بلد هستيم)وهم مراجعه كنندگان محترم مطالب متنوعي مطالعه كنند.با اينحال هرطور صلاح دانستيد،در خدمتيم.
در مورد بيماري يا بهتر است بگوئيم مشكل پوكي استخوان(osteoporosis)،قابل ذكر است كه اين مشكل ناشي از كاهش دانسيته استخوان وايجاد حالت شكنندگي در آن است.البته اين مشكل را نبايد با بيماري osteopenia كه كاهش توده استخواني به زير حد طبيعي است،اشتباه گرفت.
در پوكي استخوان،استخوان شكننده شده واحتمال شكستن آن با ضربات معمولي افزايش ميابد وروند آن معمولا بعد از نيمه دهه چهارم زندگي،يعني 35 سالگي به بعد،خودرا نشان ميدهد وروند ابتلا به آن در زنان بيشتر از مردان است،به طوري كه طبق آمار سازمان بهداشت جهاني(WHO)،نود درصد زنان بالاي 75 سال به اين مشكل دچار ميشوند و آنچه كه ريسك بيماري را بالا ميبرد،فاقد علامت بودن آن است.اگر ارزيابي ومعاينه قبلي از افراد در معرض خطر صورت نگيرد،پوكي استخوان با شكستن استخوان خودرا نشان ميدهد واگر اين شكستگي در ستون فقرات باشد،خطر بسيار زيادي براي مبتلا به همراه خواهد داشت.
بهترين روش تشخيص پوكي استخوان ،سنجش تراكم آن يا densitometry ميباشد كه براي افراد در معرض خطر،(به خصوص زنان بالاي 45 سال كه تغييرات هورموني داشته اند)انجام مرتب آن توصيه ميشود.
درمان آن به طور معمول با تركيبات حاوي كلسيم و ويتامين د است كه از تركيبات فلورايد ودرمان هورموني هم ممكن است به تناسب نياز مصرف شود.
متخصصين توصيه هاي زير را براي پيشگيري از اين مشكل مناسب ميدانند:
- استفاده كافي ومرتب از انواع تركيبات كلسيمي (شير وفراورده هاي آن)واستفاده مناسب از آفتاب براي ساخت ويتامين D
- تغذيه مناسب وعدم استفاده از نوشابه هاي گازدار وجايگزيني فراورده هاي شيري به جاي آن.
- عدم استفاده از سيگار ونيز كاهش دفعات نوشيدن قهوه،به دليل تسريع فرايند وقوع پوكي استخوان.
- ورزش ملايم ومتناسب با سن،بخصوص پياده روي ودر صورت امكان كوهنوردي سبك ،براي تقويت عضلات ومحافظت استخوانها توسط آنها.
- كنترل دائم ومرتب تراكم استخوان،به خصوص در سنين خطروشروع اقدامات درماني در صورت بروز مشكل.
در حالت كلي ميتوان osteogenesis را لغت مقابل پوكي استخوان به شمار آورد وعزيزاني كه مايل به كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه ومشاهده تصاوير بافتي مطالب گفته شده هستند ميتوانند در بخش image سايت google كلمات انگليسي گفته شده را جستجو كنند.همچنين اصطلاحات زير براي كسب اطلاع بيشتر از استخوان ميتواند مثمر ثمر باشد:
- ostectomy:برداشتن تمام يا بخشي از استخوان به روش جراحي
- osteoblast:سلولهاي اوليه تشكيل دهنده استخوان،به عبارت بهتر:استخوانزا
- osteochondroma:نوعي تومور خوش خيم استخواني
- osteopathy:نام عمومي بيماريهاي استخوان
- osteoplasty:جراحي ترميمي(زيبائي)استخوان

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 01:59

*آقای اعلمی عزیز ای کاش در مقام مسئول قدری هم به آن پسرک بخت برگشته فکر میکردید. آیا هیچوقت دلایلش را پرسیدید؟ حق تعیین سرنوشت هم از ابتدایی ترین اصول حقوق بشر است. ظاهرا نکته اخلاقی این متن تعهد مسئول در رعایت انصاف در فرستادن یکسان به جبهه است. ولی به نظر من نکته غیر اخلاقی این نوشته اجبار کسی به کاریست که علاقه ای به انجامش ندارد خصوصا که آن کار رفتن به جبهه است. آقای اعلمی عزیز عدالت در توزیع بی عدالتی امر پسندیده ای نیست. ما جوانهای این مرزوبوم آنقدر بیچاره ایم که برای نرفتن به جنگ و ادامه تحصیل و سر کار و این قبیل مسائل پارتی بازی میکنیم. گفته بودید اگر اون عزیزان به جبهه نمیرفتند الان ما راحت نبودیم. حرف شما قبول و من هم خودم را مدیون همه اون عزیزان میدونم. ولی اجبار افراد به رفتن به جبهه اونم با بخشنامه مسخره ای که گفته 20 درصد کارمنداتون (برده هاتون!؟ دادن حق مالکیت انسانها به یک نهاد؟!) را به جبهه اعزام کنید اصلا کار پسندیده ای نبوده. فقط یک سوال. شما در مدیریتتون به حقوق فرد فکر میکنید یا به منافع جمع؟ آیا فکر میکنید نقض حقوق یک انسان (تغییر روش زندگی و اجبار برای رفتن به جبهه) برای تامین منافع جمع (پیروزی در جنگ) توجیح پذیره؟ این سوال یه کم به نظرم پیچیدست ولی مثلا آیا اگر مجبور باشید بین سقوط مالی چند هزار نفر(طلاق؟ خودکشی؟قتل؟اعتیاد؟) و توسعه اقتصادی میلیونها نفر یکی را انتخاب کنید کدام را انتخاب میکنید؟ بالاخره انسان به معنای واحد یا هدف به معنای جمع؟
درباره مافیای رسانه ای گفته بودید . باید عرض کنم که بله من به شدت به مافیا در ساختار فعلی ایمان دارم. عملکرد حزب کارگزاران و شخص آقای رفسنجانی و البته رسانه های مربوطه در مظلوم نمایی در برابر مسئله دانشگاه آزاد و فریادهای هماهنگ رسانه های چپ در دفع این نقد وارده و تشکیل احزاب اصلاح طلب و مشخصا جبهه مشارکت و دفاع بی معنای آنها از ماجرای دست دادن آقای خاتمی با بانوان در ایتالیا (دفاع غلط) در دروغ خواندن فیلم بجای دفاع از عمل و نمونه های دیگه نشون داده که هیچ فردی بدون رسانه و حزب و فدایی در ایران دوام نخواهد آورد و برعکس عملکرد این آیتم ها میتواند هرکس را از هر خطایی نه تنها تبرئه که طلبکار هم بکند. مشخصا آقای کروبی پس از شکست در انتخابات و زمانیکه خود را در برابر رسانه ها و احزاب تنها دید با تشکیل حزب و ایجاد روزنامه ثابت کرد که این دو عنصر برای بقا در سیستم فعلی کاملا حیاتیست. البته معتقدم شخص احمدی نژاد کاملا دراینباره ضعیف عمل کرده و در نبود احزاب و رسانه های فدایی صرفا با حمایتهای رهبری و رسانه های مربوط به او توانسته همچنان در عرصه باقی بماند.
و درباره عبدالله نوری و جریان مورد بحث گفته بودید. آقای اعلمی عزیز من شخصا از نظر اخلاقی و عقیدتی انتقادات زیادی به آقای نوری دارم. به نظرم جریانی که بتونه ایشان را به قدرت برسونه به لحاظ قدرتی یک شبه انقلاب باید باشد و بازم معتقدم که چنین جریانی با چنین قدرت و هزینه ای با به قدرت رساندن آقای نوری حرام خواهد شد! ولی شما بهتر از من میدانید در قانونی اساسی ما آمده که رییس جمهور باید از رجال سیاسی و مذهبی باشد. در میان مردان سیاسی یا مذهبی که ما میشناسیم چه کسی عملا برتری خود را نشان داده؟ صد البته شجاعت شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. بارها از اصلاح طلبان خواسته شد که پس از خروج از حاکمیت به جامعه مدنی ایران بازگشته و با حمایت و عضویت در بخشهای گوناگون ضمن حمایت هزینه برخورد با آنان را افزایش دهند اما کدام یک از اصلاح طلبان برای نمونه پای درخواست زنان در کمپین یک میلیون امضا را امضا گذاشت یا با خانواده دانشجوی زندانی دیدار کرد یا برای تجمعی پیام فرستاد و ... جریان دانشجویی خوب به این مسائل واقف است و به نظر من قصد دارد با استفاده از فرصت انتخابات و با گرد آمدن حول یک نفر سایر جریانات را با هم متحد کرده و نیرو یا اپوزیسیونی قوی تشکیل دهند که دوحالت دارد: یا آقای نوری در انتخابات پیروز میشود که قطعا شرایط را برای رشد جامعه مدنی ایران محیا خواهد ساخت. یا شکست میخورد که نیروی اپوزیسیون متحد و قوی شکل گرفته و با حاکمیت وارد مجادله و چانه زنی خواهد شد. من مشتاقانه منتظر شنیدن نظرات شما دراینباره هستم. نقد عبدالله نوری در شرایط فعلی امریست لازم و مفید برای چنین جنبشی که آرزوی تشکیلش را داریم. اگر به جایی از آن ایراد دارید لطفا راهنمایی کنید چراکه پس از مراسمهایی مثل 16 آذر به نظر من عبدالله نوری رسما بعنوان کاندیدای مطلوب معرفی خواهد شد و به سنت سیاست در فضای احساسی تبدیل به بتی غیر قابل نقد شده که هر مخالفی مخالف با مردم تلقی خواهد شد. ضمنا آقای اعلمی عزیز از رسانه های گلایه مند بودید. قطعا رسانه های مستقل و خصوصا دانشجویی در صورت دریافت مقالات شما آنها را انتشار خواهند داد مضاف براینکه پیشنهاد میکنم که با توجه به امکاناتی که دارید در کنار وب سایت شخصی نشریه ای اینترنتی هم منتشر کنید که هم پوشش دهنده نظرات شما باشد و هم چند صاحب نظر بی رسانه دیگر. قطعا هرچه در این مملکت حزب و رسانه بیشتر و مردمی تر باشد انحصار صدای گروهها و اشخاص قدرتمدار شکننده تر خواهد شد و به تبع آن نیل به دموکراسی شتاب بیشتری خواهد یافت. با تشکر از حوصله شما
اعلمی:
دانشجوی عزیز !اولا ،آن فرد "پسرک" نبود و جوان 27-28 ساله ای بود که سایرهمنوعان ،همسالان و همکارانش به هر دلیلی (غلط و یا درست) طبق ضوابط و قوانین کشور و تصمیم مقامات مسئول ،برای دفاع از وطنشان به جبهه اعزام می شدند و پدر او تنها به خاطر ارضاء احساسات پدرانه خود که در این خصوص با سایر پدر و مادرها مشترک بود ،و در شرایطی که دیگران را با توسل به آیات و روایات و مقدسات تهییج و تشویق به رفتن به جبهه می کرد ،مایل بود که برای فرزند خودش استثناء قائل شده و او را از دستیابی به وعده ها و ثواب های اخروی موعود که خود مروّج آن بود محروم سازد! ثانیا فراموش نکنید که من فرماندار شهرستان مغان بودم و نه رهبر و رئیس جمهور کشور و اگر به زعم شما چنین تصمیمی یعنی محروم کردن از حق تعیین سرنوشت خود! ظلم هم باشد ،قطعا در چنین شرایطی ظلم بالسویه عدل است و تنها کار من نظارت بر اجرای یکسان قانون برای همه مخاطبانش(خوب یا بد) و مخالفت با پارتی بازی و جلوگیری از بهره مند شدن برخی از افراد از امتیازات خاص بود و نه چیز دیگر. بنابراین بنده راسا در اعزام 20 درصد از کارکنان کوچکترین سهمی نداشته ام که اکنون مورد شماتت و یا قدردانی واقع شوم . وانگهی در شرایطی که کشور در معرض تهدید و تجاوز دشمن قرار گرفته و با فتح سنگر به سنگر به پیشرفت خود به داخل کشور ادامه می دهد ،سخن گفتن از حق تعیین سرنوشت و تسلیم شدن در برابر خواست و اراده کسانی که به همین بهانه از انجام وظایف ملی خود یعنی دفاع از مرز و بومشان شانه خالی می کنند فاقد وجاهت عقلی ،منطقی و اخلاقی است و اگر در چنین شرایطی همه اینگونه بیاندیشند دیگر کشوری برای آسوده زیستن و مامنی برای فکر کردن باقی نخواهد ماند! (با این وصف با بلند پروازی و اصرار بیمورد بر تداوم جنگ و در نتیجه ناگزیر شدن از اعزام اجباری20 درصد از کارکنان به جبهه ها به عنوان بسیج ،موضوعی است در خور تامل و انتقاد. رجوع کنید به پاسخی که در همین رابطه به آقا رضا از کبک کانادا ارائه شده است)
از طرفی حقوق و آزادی های فردی تا جائی محترم است که حقوق و آزادی های عمومی را در معرض خطر و نابودی قرار ندهد. لذا هنگامیکه حقوق و آزادی فرد و اجتماع در تعارض با یکدیگر قرار می گیرد ،بنحویکه تامین اولی در گرو به مخاطره افتادن و یا انهدام دومییست ،قهرا وظیفه حاکم باید معطوف به تامین حداقل حقوق فردی (حتی المکان) و حداکثر حقوق اجتماعی شود.
نوشته اید " ولی شما بهتر از من میدانید در قانونی اساسی ما آمده که رییس جمهور باید از رجال سیاسی و مذهبی باشد. در میان مردان سیاسی یا مذهبی که ما میشناسیم چه کسی عملا برتری خود را نشان داده؟"
و حتما در میان 70 میلیون ایرانی "رجال سیاسی و مذهبی" از دید شما هم محدود و منحصر به افراد تکراری همان کلکسیون چند ده نفره ای است که در طول 30 سال مقدّرات کشور را در اختیار داشته اند و وضع موجود نتیجه عملکرد مشاعی آنان است!؟ از اینکه دیدگاه شما و دانشجویان فرضی و مورد اشاره شما با دیدگاه تنگ نظرانه و انحصار طلبانه برخی از اعضای شورای نگهبان و خصوصا جنتّی همسو گردیده است ،نمی دانم که آیا به شما باید تبریک گفت و یا به تمامت خواهان و اعضای شورای نگهبان!!؟؟
ایکاش مفهوم رجل سیاسی و مذهبی را حداقل شما برای ما توضیح می دادید تا ما از این اشتباه فاحش خود دست برداریم و بی جهت بر شورای نگهبان خرده نگیریم و ما هم به این نتیجه برسیم که برخی از افراد از مادر رجل سیاسی و مذهبی متولد شده اند! و از این پس ملت ایران برای یافتن رجل سیاسی باید دست خود را در کیسه مهره های "داورنا" کرده و از میان توکلی ،قالیباف ،خاتمی ،کروبی ،میر حسین موسوی ،احمدی نژاد ،محسن رضائی ،جاسبی ،معین ،کروبی ،نوری و ... یکی را بیرون بکشند! نمی دانم که چرا آمریکائی ها در برابر این طرز تفکر لنگ نمی اندازند و با همه عظمتی که دارند اجازه می دهند تا افرادی مانند ؛اوباما ،ریگان ،خانم پیلین و مک کین به عنوان رجل سیاسی خود را مستعد و مستحق کاندیداتوری ریاست جمهوری کشور بزرگ و پر شر و شوری مانند آمریکا بدانند!؟
به راستی آقایان رفسنجانی ،میر حسین موسوی ، خامنه ای ،رجائی ،بنی صدر با کدام تجربه اجرائی پس از انقلاب سکاندار اجرائی این کشور شدند که امروز دهها هزار رجال داخل و خارج از کشور پس از 30 سال تجربه نمی توانند جایگزین آنان شوند!؟
وانگهی کاندیدای مطلوب نظر شما کدام برتری را تا کنون از خود نشان داده که شمای آن دوران را درک و تجربه نکرده ،بهتر از کسانی واقفید که آن دوران را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرده اند و از آن غافل و بی خبر مانده اند!؟ آری عزیزم ،این تفکر و القائات زائیده همان جریان انحصار طلبی است که پیش از این به آن اشاره شد و متاسفم از اینکه به راحتی آنرا به خورد شما هم داده اند! پس از این همه فراز و فرود و بدست آوردن تجربه های تلخ و شیرین ،آرزو می کردم که امثال شما فریب بازی های سیاسی و کلیشه ای را نخورید و یا حداقل توجیه کننده عقاید مانوس نخ نما شده وغلطی که فقط تامین کننده منافع جریان های خاص و انحصار طلب سیاسی است نشوید.شما هنوز از روابط پیچیده میان روحانیت (اعم از چپ و راست) و محدویت ها و محذوریت های صنفی و طبقاتی آنان اطلاع چندانی ندارید و گمان می کنید که با دو سال زندان شدن یک روحانی او قادر و مایل به برهم ریختن چنین مناسباتی خواهد بود که من و شما مشتاق اصلاح آن هستیم!!
با توجه به شناخت و تجربیاتی که نسبت به افکار و اندیشه ها و عملکرد افراد و اقمار آنان دارم عرض می کنم که دل بستن به پیروزی فرد مورد اشاره و نتایج ناشی از آن ،تنها یک توهم خوشبینانه است و سرابی بیش نیست. مشتاقم که سایر دوستان نیز در این بحث مشارکت کرده و ما را از نظرات ارزشمند خود محروم نکنند

ارسال کننده دانشجو, در تاریخ 06 مهر 1387 ساعت 01:46

*سلام جناب آقای اعلمی در مورد دوستمان سهیل خان خودتان را ناراحت نکنید من وقتی جوابتان را به ایشان خواندم ناراحتی شما را احساس کردم باور کنید خودم هم ناراحت شدم به احتمال زیاد این حرف سهیل خوان تحت تاثیر جو بی اعتمادی قرار گرفته که توسط عده ... از مسئولان بی مسئولیت و فاسد ایجاد شده ولی اگر ایشان و امثال ایشان کمی تحقیق کنند البته از منابع مورد اعتماد نظرشان بر میگردد اگر بر نگردد جای نگرانی نیست چون خیل عظیمی از قلبها مخصوصا قلب جوانان میزبان شماست آقای اعلمی تا آنجا که خوانده ایم و شنیده ایم بسیاری از مخالفان علی (ع) مخالفتشان از روی سادگی افراط و کج فهمی و بی اطلاعی و تبلیغ سوئ بر علیه ایشان بود این موارد هم اکنون هم در حال اجراست شامل حال شما هم میشود البته قصد من مقایسه شما و علی (ع) نیست ولی پیرو خالص علی چرا البته الان مدعی پرپا قرصی دارد (آ...)
در مورد کاندید شدن شما هم با توجه به شرایط زمانی و مکانی مورد نظر جناب عالی که البته حق شماست بنظر بنده شما نامزد شوید به احتمال زیاد رد صلاحیت میشوید ولی لااقل سکوت را میشکنید و اعلام موجدیت میکنید و از در انزوا قرار گرفتن بیرون می آیید که این خواسته مخالفان شماست که حرفی از شما در هیج جا به میان نیاید و شما سکوت اختیار کنید البته این را هم قبول دارم شما از لحاظ رسانه های جمعی در محدودیت کامل هستین ولی شما این پتانسیل و ارزش لازم را دارید و اینقدر میان مردم خصوصا تحصیل کرده مقبول هستین که دهان به دهان تبلیغ شوین . ظمنا چون که ویندوز عوض کردم و ایمیل یاهو ی من غیر فعال شده از جی میل استفاده کردم یک وقط سوئ تفاهم نشود ایمیل قبلی بود با سپاس رضائییان

اعلمی:سپاسگزارم

ارسال کننده رضائییان, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 23:01

*سلام دكتر موفق و سرزنده باشيد. دو سوال از شما داشتم:
1- آقاي مشايي داراي چه قدرت و يا پايگاه محكمي است كه با وجود نامه اعتراض 200 نماينده مجلس، تهديد رئيس جمهور به استيضاح در مورد او توسط مجلس، اعتراض خبرگان رهبري به او، درخواست مراجع عظام براي عزل او و ... ايشان بركنار نشدند و هم رئيس جمهور و هم رهبر او را مظلوم خواندند؟
2-دليل اين همه توجه به قدس و فلسطين توسط جمهوري اسلامي چيست؟ (مشخص است كه منظور ميزاني از حمايت كه وظيفه هر مسلماني هست نيست بلكه حمايت خاص و اصولي و همه جانبه و بعضا بسيار شديدتر ار آنچه فلسطيني ها مي خواهند است. و ضمنا در نظر گرفتن سياست متناقض در قبال بعضي كشورهاي مسلمان ديگر است مانند مساله قره باغ كه ايران نه تنها مانند اسرائيل با ارمنستان برخورد نمي كند بلكه دوستي همه جانبه با آنرا هر روز قويتر مي كند.
از طولاني شدن سوالات عذر مي خواهم اميد وارم جوابها نيز كامل باشد. متشكرم
اعلمی: پاسخ سوال اولتان را در سخنان مقام رهبری و حمایت صریح ایشان از دولت احمدی نژاد در مقاطع مختلف و به ویژه نماز جمعه اخیر و همچنین انتصابی بودن برخی از نهادهای مورد اشاره و ضعیف بودن مجلس و نمایندگان دلخواه شورای نگهبان و هیات حاکمه جستجو کنید. ضمنا تا جائیکه من اطلاع دارم رهبری وی را مظلوم خطاب نکرده اند.
برای سوال دوم شما هم هیچگونه دلیل و پاسخ قانع کننده ای ندارم. ما در مواردی مصداق کاتولیک تر از پاپ می شویم! البته با توجه به بافت و ساختار مذهبی حکومت چنین حمایت های افراطی هم دور از انتظار نیست.

ارسال کننده اسلان, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 22:35

*اي برادر درد زياد است بنده هم درمحل كارم كسي راسراغ دارم كه در سايه جفيه هرامري رااجرا ميكند

ارسال کننده حسين, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 22:14

*با سلام و آرزوی قبولی طاعات وعبادات در این ماه رحمت
خوش به سعادت اونهایی که خالصانه رفتند و عاشقانه به به لقاالله پیوستند و بدا به حال همچون منی که ماندم و روزهایی را دیدم که در اون دوران حتی نمیشد تصورش را هم کرد.
اما بد نیست حداقل با خودمون روراست باشیم و این واقعیت را بپذیریم که عزت و افتخار ایران امروز نتیجه ایثار واز خود گذشتگی بچه هایی بود که الان خیلی از اونها پیش ما نیستند،رفتند تا ما باشیم،باشیم و محافظت کنیم از ارزشهایی که اونها به خاطرش جونشون رو گذاشتند،پس بهتره حداقل امانتدار خوبی باشیم تا در آینده در محضر خدای خودمون شرمنده نباشیم.
یا علی و التماس دعا

ارسال کننده محمد صالح, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 17:53

*سلام اقای اعلمی نظر شما راجع به این چیه
...
اینها میگند اگر اعدام ها رو متوقف نکنید ما ... تو شهر، چیکار باید کرد؟

اعلمی:آقای احمد سلام- سوالی در مورد تهدیدات یک گروه در اعتراض به اعدام ها مطرح کرده بودید ، با توجه به اینکه طرح سوال مذکور و اشاعه این خبر نیز به زشتی این رفتار ناصواب و غیر منطقی است از اینرو با پوزش ،از انتشار کامل نوشته شما معذوریم! اما مادامیکه مقدسات بازیچه دست عده ای از افراد می شود و همه چیز را به نام شرع و دین انجام می دهند ،چنین واکنش های زشتی قابل پیش بینی است!

ارسال کننده احمد, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 16:45

*روز به روز افراد بيشتري از قطار انقلاب پياده مي شوند و اكنون (شاید)اين قطار تنها براي مزورين، رياكاران و صناگويان جا دارد.
به كجا مي رويم؟
اعلمی: مطمئن باشید آنانکه منافع خود را به انقلاب گره زده اند و انقلاب را تیول شخصی خود می پندارند،ممکن است که همه را از قطار انقلاب پیاده کنند اما خود هرگز از آن پیاده نخواهند شد!

ارسال کننده آرش, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 13:57

*شما هم حالا كه دستت كوتاه شده از مناصب اين حرفها را رو مي كني؟
به چه كار آيدت ز افشاگري طبقي!؟
مردم ما ديگر حوصله ندارند، حتي ورقي!
اي خدا اين همه كشور تو دنيا. هم مي بايست ما را درست 1 سال بعد از انقلاب تو اين مملكت به دنيا بياري؟!
... به اين شانس

اعلمی: سهیل عزیز برایت متاسفم !احتمالا پیش از این خواب تشریف داشتید والا چنین ادعائی نمی کردید.اولا اگر اراده کنم در شرایط کنونی هم بهترین مناصب مورد ادعای شما در انتظارم است اما کرامت انسانی و عزت نفس را با هیچ مقام و منصبی عوض نکرده ام و نخواهم کرد. ضمنا آیا تا کنون حتی برای یک بار هم از خود پرسیده ای در شرایطی که دستیابی به مناصب و حفظ آن برای اشخاص سهل و ممتنع بوده و هست چرا اکنون امثال ما بقول شما دستمان از مناصب کوتاه است !؟ قبل از نوشتن و سخن گفتن کمی بیاندیشید ،باور کنید که اندیشیدن بنفع خودتان است ،در این صورت شاید افراد بیشتری حاضر شوند تا با پشت پا زدن به پول و مقام و مناصب ،در صف مردم و دفاع از آنان قرار بگیرند! اگر این خاطرات را تعقیب کنید پی خواهید برد که بی توجهی به حفظ مناصب باعث ادامه راهی می شد که تصور می کردم راه درست است وانگهی انتخاب راه درست باعث می شد که از منصوب شدن به مناصب انتصابی هم محروم شوم تا جائیکه استمرار همین راه موجب گردید حتی از مناصب انتخابی هم محروم شوم. نوشته های غیر منصفانه امثال شما دوست عزیز ،شیرینی راه انتخاب شده را بر کامم تلخ می کند و دیگران را از پیوستن به این راه باز می دارد. موفق باشید

ارسال کننده سهيل, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 11:12

*باسلام وارزوی قبولی طاعات اگر امکان دارد شناخت خودتان را نسبت به اقایان معماری ودینی نمایندگان دوره هفتم وهشتم شهرستان اهر مرقوم بفرمایید. با تشکرجمعی از دانشجویان اهری
اعلمی: با آقای دینی ارتباطی نداشتم و تا آنجا که می دانم کمک های شرک گاز در پیروزی وی در هفتمین دوره انتخابات موثر بود. در دوران نمایندگی اش هم دو سه بار شاهد قرائت نوشته هایش در دفاع از طرح های مربوط به وزارت نفت بودم و شنیده ام که پس از ناکامی در راه یافتن به مجلس هشتم مدیر عامل شرکت گاز یکی از استان ها شده است. تصور می کنم که آقای معماری از فرهنگیان است و برخی از دوستانی که وی را می شناسند نسبت به او نظر مثبتی دارند.امیدوارم که در خدمت به مردم و شهرستان محروم اهر موفق باشد.

ارسال کننده محمد, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 01:49

*با سلام خدمت آقاي اعلمي عزيز مطلب جالبي ... ديدم كه برايتان ارسال ميكنم: کشکول خبری هفته (۵۸) تشکر به خاطر عدم نام‌گذاری خيابان دکتر مصدق 'دبير کميته نامگذاری شورای شهر تهران از منتفی شدن طرح نام‌گذاری خيابان دکتر مصدق در کميسيون کارشناسی کميته نام‌گذاری شورای شهر تهران خبر داد.' «خبرگزاری ميراث فرهنگی» خدمت سرکار خانم ... دبير محترم کميته نام‌گذاری شورای شهر تهران از شنيدن خبرِ منتفی شدنِ طرحِ نام‌گذاری خيابان دکتر محمد مصدق بی نهايت خوشحال شدم و از اين که کميسيون کارشناسی کميته نام‌گذاری شورای شهر تهران چنين تصميم صحيحی اتخاذ کرده بی نهايت سپاسگزارم. کميسيون مزبور، با اين تصميم به جا، سطح بالای دانش و معلومات و فهم و شعور خود را به ملت ايران نشان داد و اگر اجازه داشته باشم از طرف دکتر محمد مصدق نيز سخن بگويم، بايد عرض کنم که احتمالا روح ايشان با اين تصميم گيری قرين شادی و آسايش شده است. واقعا بايد دست نويسنده ی گزارش گروه کارشناسی را بوسيد که نوشته است: 'مصدق از ويژگی های مورد نظر کميسيون برای نام‌گذاری برخوردار نيست.' چقدر زيبا، چقدر عالی نوشته است نويسنده ی فرهيخته ی اين گزارش و چقدر زيبا، چقدر عالی تصميم گرفته است شورای محترم شهر تهران. مصدق کجا؟ خيابانی در تهران کجا؟ تا وقتی امثال شهيد ... هستند، چه جای دکتر مصدق بر روی پلاک های حلبی شهرداری تهران؟! عقل مان کجا رفته؟! مگر دکتر مصدق اسلحه کشيده بود، يا با مسلسل قلب کسی را دريده بود که بخواهيم نام اش را بر خيابانی در تهران بگذاريم؟ تا وقتی ... هست، مگر احمق شده ايم که بخواهيم خيابانی را دکتر محمد مصدق بناميم؟! تازه اگر بخواهيم چنين بذل و بخششی بکنيم فردا نام ... را بر کدام خيابان بنهيم؟ ... دور از مسلمانی خواهد بود اگر بخواهيم به جای نام برادران عرب، از اسامی اشخاصی مثل مصدق استفاده کنيم. معلوم بود که شورای محترم شهر، برای نام‌گذاری خيابان مصدق، کارِ کارشناسی انجام نداده ولی احمدلله کارشناسان خبره زود متوجه خبط خود شدند و جلوی اين اشتباه بزرگ تاريخی را گرفتند. مگر محمد مصدق برای ايران و اسلام چه کار کرده که بخواهيم خيابانی را به اسم اش کنيم؟ مگر نام کسی را که به مردم کشورش راه استقلال و آزادی بياموزد، در قدرت بر حاکميت قانون اصرار ورزد، به دفاع از منافع ملی قيام کند، با پستی و رذالت وجهالت در افتد و به مردم راه ستيز با اخلاقيات منحط را نشان دهد، با داشتن قدرت و مسئوليت، خواهان تحميق مردم نباشد، خواهان خشونت نباشد، خواهان تبعيض و حق کشی نباشد، با استعمار جانانه بستيزد، با استبداد جانانه بستيزد، در زندان، در تبعيد، تا آخرين دم حيات تن به تسليم و خفت ندهد و سرافراز بميرد، آری، مگر نام چنين کسی را بر خيابان می نهند؟! شما مقايسه کنيد ... را که با مسلسل دل و روده ی رئيس اش را بيرون ريخت يا جناب ... را که احتمالا صهيونيست ها او را شهيد کردند با دکتر مصدق و آن چه در طول نمايندگی و وزارت اش انجام داد تا به خطای بزرگی که نزديک بود شورای محترم شهر تهران مرتکب شود پی ببريد. خود دکتر مصدق هم می دانست کاری برای ايران و اسلام انجام نداده که در بند اول وصيت نامه اش نوشت: 'وصيت می کنم که فقط فرزندان و خويشان نزديکم از جنازهء من تشييع کنند...' آن وقت شما می خواستيد نامِ يک چنين آدمی را که لابد خودش می دانسته کار مهمی برای ملت نکرده که از آن ها انتظار داشته باشد به تشييع جنازه اش بيايند بر روی خيابانی در ام القرای اسلام بگذاريد! خدای را هزاران بار سپاس که چنين نشد. واقعا سپاس وافسوس

ارسال کننده صادقزاده, در تاریخ 05 مهر 1387 ساعت 01:43

*سلام
يادش بخير؛زماني نه چندان دور دوستاني داشتيم به شدت در حال اصلاح طلبي وتغيير زمانه!به نحوي كه دندان طمع بركشيده وروزه سياسي اختيار كرده بودند!صبحها با حجاريان شعار وجنگ تبليغاتي خلق ميكردند وشبها با اكبر آقاي گنجي چراغ در دست ميگرفتندو در ((تاريكخانه اشباح))،به دنبال ((عاليجنابان سرخپوش وعاليجنابان خاكستري )) ميگشتند.البته پز وافاده اش با اينها وهزينه اش با ديگراني بود كه شبها بيخودي در خوابگاه كوي دانشگاه،به پشت بام ميرفتند وناگهان از آن بالا ليز ميخوردند و تكبير گويان فرش زمين ميشدند،گوئي از عرش به فرش آمده باشند!!
البته در آن سو نيز زخم ديدگان ساواك آمده بودند تا ضرب شستي به حريف نشان داده وجامعه را از شر چند نويسنده و منورالفكر بي دين كافر و... نجات دهند،يعني كاري كه ساواك هم با اينها نكرد واگرچه آنان زماني شعار استقلال و آزادي،سر ميدادند،ولي بعدها ديدند كه اصلا بهتر است به احترام مسافركشهاي خط انقلاب - آزادي،آزادي را از انقلاب جدا كنند،تا مسيري مستقيم از انقلاب به آزادي نباشد وكساني هم كه ميخواستند از اين مسير بروند،با جريمه سنگين پليس روبرو بودند يا اتوبوسشان همين جوري ميفتاد دره!!!
بلـــه؛سرتان را درد نياورم،اين دورنگي بخشي از ذات ما ايراني ها شده،صبح ميگفتيم درود بر مصدق،بعد از ظهر ،مرگ بر مصدق!!
هشت سال دكتر اعلمي را در كميسيون امنيت ملي وسياست خارجي مجلس (كه حساسترين كميسيون اصلي مجلس است )نشانديم وبعد آن تازه صلاحيتش را احراز نكرديم!!بعضي وقتا بوقلمون هم از دورنگي ما در عجب ميايد!!
خداروشكر اين دولت هم با تمام قوا اين سياست را پيش گرفت ودل ما را شاد كرد!!!
وزير صبح تائيد ميكنه،وكيل بعد از ظهر تكذيب!اون يكي امروز حرف ميزنه،فردا ميزنه زيرش،ميگه :اي بابا،شما هم چقدر پوپوليست شديد!
حالا اين خبر هم در مورد رحيم مشائي قابل توجهه،خاطرتون باشه گفته بود:
'هيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست، ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل دوست است و اين افتخار است.'
بعد رهبري در نماز جمعه فرمودكه:
يک نفر پيدا می شوددرباره مردمی که در اسرائيل زندگی می کنند،اظهار نظر می کند،البته اين اظهار نظر غلطی است.اينکه گفته میشودمابامردم اسرائيل هم مثل مردم ديگردنيادوستيم،اين حرف درستی نيست.
وبعد از آن بود كه رحيم جون گفت كي بود كي بود ،من نبودم:
اين جانب ضمن اعلام تبعيت کامل خودازديدگاه آن حضرت درموضوع مردم سرزمين های اشغالی،تاکيد مینمايدکه بعنوان سربازی کوچک دردولت خدمتگزار تمامی مساعی خودرادر چارچوب سياست های نظام مقدس جمهوری اسلامی ايران که ازسوی ولی امر مسلمين تعيين وتبيين میشودبه کارخواهم بست.«مشايی درپاسخ به سخنان آيت الله خامنه ای»
حالا به نظر شما اين تغير چرا وچگونه به وقوع پيوست؟
كاربران محترم پاسخهاي خودرا به همون شماره از طريق پيام كوتاه ارسال يا تا امروز به همين سايت اعلام فرمايند.برندگان از طرف سازمان ((الا كلنگ وتيشه دوست دارم هميشه ، صهيونيست ريزه ميزه،اين همه بلا نميشه)){ميراث فرهنگي سابق}،به يك تور تفريحي ديدار با مــــردم اسرائيل ،فرستاده خواهند شد.تا اين لحظه كه ميخوام مسابقه رو اجرا كنم 476هزارونهصدو بيست وهفت ونيم نفر در اين مسابقه شركت كردن كه بهشون ميگيم:زرشــــك،....براي بدن مفيد است!!
خب حالا بگيد چرا مشائي عوض شد:
1- خانمش گفت؟
2- خانم الهام(فاطمه رجبي)،گفت؟
3- برادر حسين(ش.ر)!بهش زنگ وزد وگفت اگه ادامه بدهي ،مشمول طرح تعديل جـمعيتي قرار ميگيري!!!
4- خانم معلم اول ابتدائيش گفت؟
5- ترسيد برود پشت بام وليز بخورد و ريش تراشش را بدزدند؟
6- اصلا بابا ول كنيد اين حرفارو،مطئنم همش تقصيرآقاي اعلمي هستش كه سايت راه انداخته و داره جوانها رو آگاه ميكنه،من مطئنم زلزله تبريز و طوفان ماداگاسكار وشكاف لايه ازن و خراب شدن مريخ پيماي آمريكا هم همش زير سر همين آقاي اعلميه،باور نميكنيد،از يگانه گوهر دهر،بانوي متقي وپرهيزگار،همسر آچار فرانسه دولت،كه تا به حال در عمرش به احدي تهمت نزده،بپ