server monitoring
 
داستان امام جمعه ای که اصرار داشت مکبّرش به مجلس راه یابد! چاپ
۰۵ آبان ۱۳۸۷

مرور خاطرات دوران فرمانداری مغان(8):

  داستان امام جمعه ای که اصرار داشت مکبّرش به مجلس راه یابد!



در دهه اول انقلاب و همزمان با مسئولیتم در فرمانداری مغان ،این شهرستان هنوز یکپارچه و دارای سه بخش بود و یک نماینده در مجلس داشت. متاسفانه اهالی هرسه بخش مانند برخی از شهرهای کوچک همجوار از دیر باز بر سر تقسیمات کشوری با یکدیگر اختلاف داشتند. مردم خونگرم و دوست داشتنی یکی از این بخش ها معتقد بودند که طبق مصوبه رژیم گذشته بخش آنها به فرمانداری تبدیل شده است ،اما پس از انقلاب به دلیل اعمال نفوذ بعضی از افراد متنفذ گرمی حق آنها ضایع و بخش گرمی به فرمانداری ارتقاء یافته است. اهالی نجیب و باوفای گرمی نیز نظری کاملا متفاوت با مردم آن بخش داشتند و بر حق خود اصرار می ورزیدند و همین امر سبب گردیده بود تا بخش قابل توجهی از مردم این دو شهر همسایه، کم و بیش نسبت بیکدیگر نامهربان باشند!

پارس آباد بدلیل اینکه در مسافت دورتری از این دو شهر واقع و مهاجرنشین بود، کم و بیش از اینگونه اختلافات و مناقشات در امان مانده و به همین سبب در مقایسه با  دو بخش دیگر آبادتر و پیشرفته تر بود که البته بخشی از این توسعه یافتگی را باید مرهون وجود شرکت کشت و صنعت مغان در این شهر دانست.

با وجود اینکه از نظر وزارت کشور مرکزیت شهرستان مغان "گرمی" و در تقسیمات کشوری فرمانداری محسوب می شد و دو شهر دیگر بخش به شمار می رفتند و ساختمان فرمانداری هم در گرمی مستقر بود ،اما علاوه بر گرمی بر سر در بخشداری یکی دیگر از این بخش ها نیز تابلوئی با مضمون "فرمانداری شهرستان مغان" نصب شده بود که بنظر می رسید این تابلو از رژیم گذشته بیادگار مانده است و مردم بخش مذکور وجود این تابلو را مغتنم شمرده و بدرستی آنرا دلیل حقاّنیّت ادعای خود می پنداشتند و لذا به کسی اجازه نمی دادند که این تابلو را تغییر دهد ،به همین سبب هرگاه مرا می دیدند با گلایه آمیخته به محبت اظهار می داشتند که شما در این ساختمان باید مستقر می شدید. خوشبختانه بعدها دو بخش دیگر نیز به حق خود رسیدند و هم اکنون هر سه بخش یاد شده از نظر تقسیمات کشوری به فرمانداری تبدیل شده است.

از یکسو وجود اختلافات مورد اشاره و برخوردهای بعضا نسنجیده و تبعیض آمیز بعضی از نمایندگان مغان در مجلس شورای اسلامی با اهالی سه بخش یاد شده و از سوی دیگر وجود علائق و تعصبات قومی و قبیله ای حاکم در منطقه ،باعث شده بود تا هر یک از سه بخش موصوف برای فرستادن همشهری خودشان به مجلس،به رقابت تنگاتنگی بپردازند و همین امر نیز تا حدود زیادی انگیزه ارتکاب تخلفات انتخاباتی هواداران نامزدهای این سه بخش را تقویت و تشدید می کرد و به همان نسبت بر مسئولیت فرمانداری در اعمال نظارت بیشتر برای پیشگیری از ارتکاب هرگونه تخلف احتمالی می افزود. از اینرو باتوجه به اینکه در تمام طول مدت فرماندار بودن خود در شهرستان مغان حتّی یکنفر را هم جابجا نکرده و با همان بخشداران و مسئولان سابق همکاری می کردم لاجرم برای اطمینان از سلامت انتخابات با وسواس خاصی دستجات مختلفی از افراد بیطرف و کاملا مورد وثوق را به عنوان "بازرس" ، "نماینده ویژه" و "نماینده فرمانداری" برگزیده و برای نظارت بر امر انتخابات در حوزه های گرمی ،بیله سوار و پارس آباد مستقر کردم تا ضمن پیشگیری از هر گونه تخلفی روند انتخابات را لحظه به لحظه به من گزارش نمایند.

در آنزمان ،شخصی بنام "س" که نقش مرتضائی فر وزیر شعار نماز جمعه تهران در نماز جمعه یکی از سه بخش را برعهده داشت از همان بخش نیز نامزد نمایندگی مجلس شورای اسلامی شده بود و به شدّت از ناحیه امام جمعه و برخی از افراد متنفّذ این شهر حمایت می شد تا به هر طریق ممکن به مجلس راه یابد.

روز رای گیری(19 فروردین 1367)نمایندگان ویژه فرمانداری گزارش های مختلفی مبنی بر تخلفات اعضای ستاد انتخاباتی نامزد مذکور و نماینده امام جمعه در شعب اخذ رای شهر مذکور را به فرمانداری ارسال کردند.

در یکی از گزارش های "نماینده ویژه فرمانداری" آمده بود: "برابر اظهارات تعدادی از نمایندگان فرمانداری مستقر در شعب اخذ رای شماره 2 ،3 ،5 و 7 ،آقایان...(از خویشاوندان س) و نیز آقای "ا" مسئول عقیدتی سیاسی – ژاندارمری  و ... در کنار صندوق ها تجمع کرده و بنفع (س) تبلیغ می کنند ... آقای (ا) روحانی که خود مدعی است نماینده امام جمعه ... بوده و از جانب او دستور دارد به پای صندوق های رای برود – در یکی از شعب اخذ رای (شعبه شماره 4) مستقر در حسینیه خیابان ... که جهت خواهران در نظر گرفته شده بنفع (س) مبادرت به تبلیغ نموده و توجهی به تذکرات نماینده فرمانداری و هیات بازرسی نکرده است..."

در گزارش دیگری چنین آمده بود: "آقای (ا) روحانی و مسئول عقیدتی سیاسی گروهان ژاندارمری از صبح امروز به اتفاق چندین نفر از جمله ...در معیّت یکنفر مسلح به کلیه شعب اخذ رای مستقر در ... مراجعه و در پای صندوق های رای مکث می نماید...ایشان از هواردان (س) است و با حضور خود در پای صندوق های رای عملا بنفع ایشان تبلیغ می نماید و بارها در ستاد تبلیغاتی او مشاهده گردیده است ،ضمنا در چند مورد نیز ایشان به اتفاق یک فرد سپاهی بپای صندوق های رای رفته و اصلا توجهی به تذکرات نمایندگان فرمانداری و هیئت بازرسی نداشته و با توجه باینکه مسئول عقیدتی سیاسی ژاندارمری است ،نیروهای انتظامی که از برادران ژاندارمری می باشند از تزسشان نمی توانند مانع از ورود وی گردند. ضمنا بعضی از افراد حاضر در شعب اظهار می دارند که ایشان از طرف امام جمعه مامور تبلیغ  (س) است."

در همین رابطه چندین گزارش مشابه نیز به فرمانداری واصل شد و حتی در چندین نوبت بخشدار بخش موصوف با من تماس گرفته و از دخالت های غیر قانونی اطرافیان امام جمعه و مسئول عقیدتی سیاسی ژاندارمری و نیز بعضی از اعضای ستاد کاندیدای مزبور در جریان انتخابات شکایت کرد ،لذا از او خواستم که ضمن جلوگیری از هرگونه تنشی متخلّفان را به مقامات قضائی معرفی نماید.

بهر تقدیر انتخابات شهرستان مغان به عنوان انتخابات نمونه استان معرفی شد ،تا آنجا که حتّی یکی از داوطلبان ناکام نمایندگی مجلس و از روحانیون سرشناس و مخالف سرسخت من بنام (س) در گرمی که پیش از این وصفش رفت ،در تاریخ 20/1/67 طی نامه ای خطاب به حقیر نوشت: "...در نوبه خود وظیفه شرعی میدانم از زحمات ارزنده و ایثارگرانه آنجناب در امر انتخابات دور سوم مجلس شورای اسلامی در شهرستان مغان که واقعا در جو سالم و بدون هیچگونه ارعاب و وحشت و توطئه و غلّ و غش انجام گرفت ،قدردانی و اعلام میدارم تا بحال در هیچیک از دوره ها نه در شهرستان مغان بلکه در آذربایجانشرقی باین درستی و عدالت و سالم بودن انجام نگرفته بود. این امر نشانگر دیانت و ایمان و صداقت و شخصیت اسلامی آنجناب بوده و من در نوبه خود افتخار می کنم که سرباز خدمتگزار صدیق حضرت امام روحی له الفداء در پست فرمانداری مغان مشغول خدمت و این حقیقت را بامام امّت و حضرت ولی عصر تبریک میگویم- با تقدیم احترام الدّاعی ص.س".

اما فردای اعلام نتیجه انتخابات عده ای از هواداران مکبّر و کاندیدای شکست خورده مجلس در یکی از بخش های مغان که از دیرباز با بخشدار این شهر اختلاف داشتند و امام جمعه نیز اصرار داشت که او بخشدار این شهر شود به تحریک بعضی از افراد سرشناس دست به اغتشاش زده و به بخشداری آن شهر هجوم برده و ضمن شکستن درب و پنجره های بخشداری ،بخشدار آنجا را نیز مورد ضرب و شتم قرار می دهند و وی را برای مدتی در آبریزگاه بخشداری حبس می کنند که چند ساعت پس از متفرق شدن مهاجمان ،کارمندان بخشداری نماینده سیاسی دولت وقت را از محبس خارج می سازند!

وقتی استاندار از هجوم هواداران کاندیدای یاد شده و مورد حمایت امام جمعه آن شهر به بخشداری مذکور مطلع شد حول و حوش ساعت 2 بعد از ظهر بود که تلفنی تماس گرفته و از من خواست تا سریعا عازم آن بخش شده و شورای تامین را برای شناسائی و برخورد قانونی با مهاجمان تشکیل دهم.

پس از پایان مذاکره تلفنی با استاندار آذربایجانشرقی ،به اعضای شورای تامین شهرستان مرکب از فرماندهان سپاه ،ژاندارمری و کمیته ، رئیس شهربانی ،رئیس اداره اطلاعات و همچنین فرماندهان نظامی و انتظامی بخش مورد اشاره دستور دادم که ساعت 4 در بخشداری مزبور گردهم آیند.

پس از آنکه شورای تامین با حضور همه اعضای آن تشکیل شد ابتدا مسئولان ذیربط گزارشی از جزئیات حادثه را ارائه دادند. پس از استماع گزارش از اعضای شورای تامین خواستم تا هر یک بطور مستقل اسامی آمرین ،محرّکین و مباشرین اصلی اختلال در امر انتخابات و حمله به بخشداری را به ترتیب اهمیت و نقش آنان ،در ورقه ای بنویسند.

قریب باتفاق اعضای شورا ، نام امام جمعه ،مسئول عقیدتی-سیاسی ژاندارمری ،(س) داوطلب شکست خورده نمایندگی مجلس و مکبّر نماز جمعه آن بخش ، چند تن از خویشاوندان سببی و نسبی کاندیدای موصوف و چند تن از اطرافیان امام جمعه و از افراد سرشناس آن بخش  را به ترتیبی که اشاره شد در صدر گزارش خود قید کرده و سپس اسامی دهها نفر از افراد عادی را هم به لیست مزبور افزوده بودند ،امّا طبق معمول در گزارش شفاهی خود کم و بیش به ذکر نام افراد عادی بسنده می کردند و بیشتر اصرار داشتند که همان افراد عادی ته لیست که معمولا بدلیل ناآگاهی هیزم آتش افروزی های تشنگان قدرت واقع می شوند، تحت تعقیب قرار گیرند. از اینرو وقتی با برخورد دوگانه آنها و تفاوت فاحش در اظهارات شفاهی و مکتوبشان مواجه شدم ،از دبیر شورا خواستم که گزارش کتبی مسئولان مذکور را نیز قرائت کند ،پس از قرائت این گزارش از رئیس اداره اطلاعات که او هم کتبا امام جمعه و مسئول عقیدتی سیاسی ژاندارمری و داوطلب ناکام نمایندگی مجلس را در صدر لیست خود به عنوان مسبّب و محرّک اصلی اختلال در امر انتخابات و هجوم به بخشداری معرفی کرده بود ،پرسیدم آیا شما هم تائید می کنید که افراد مذکور مسبّبین و محرّکین اصلی اغتشاش بوده اند؟ وی شفاها نیز مکتوب خود را تائید کرد. لذا از دبیر شورا خواستم که گزارش های کتبی و شفاهی اعضا و تصمیمات شورای تامین مبنی بر تعقیب مهاجمان را صورت جلسه کرده و به امضای یکایک اعضای شورای مزبور برساند.

پس از تکمیل صورت جلسه با استاندار تماس گرفته و خلاصه ای از نتیجه مذاکرات و تصمیمات شورای تامین را با وی در میان گذاشتم و به او گفتم که طبق پیش بینی مسئولان امر ممکن است که هواداران کاندیدای شکست خورده و مورد حمایت امام جمعه دوباره دست به آشوب بزنند. استاندار قاطعانه تاکید کرد که باید سریعا با اغتشاش کنندگان و عوامل حمله به بخشداری برخورد شود. به او گفتم که دستگیری متهمین به حکم قضائی نیاز دارد و این بخش فاقد دادستان می باشد، در پاسخ گفت ؛پس منتظر باشید همین حالا با آقازاده (رئیس دادگستری آذربایجانشرقی) صحبت می کنم تا نسبت به صدور حکم قضائی اقدام کنند. نیم ساعت بعد مقام قضائی یکی دیگر از بخش های مغان تلفنی تماس گرفته و اظهار داشت که تا چند لحظه دیگر حکم بازداشت اغتشاش کنندگان را صادر خواهم کرد. از وی خواستم که یک حکم کلّی با این مضمون خطاب به فرمانده ژاندارمری شهرستان صادر نماید:"طبق تشخیص شورای تامین شهرستان مغان نسبت به دستگیری و بازداشت کلّیه اغتشاش کنندگان ، عوامل اصلی اختلال در امر انتخابات و حمله به بخشداری ... و آمرین و محرّکین و مسببّین آنها اقدام و در صورت لزوم وارد منازل آنان شده و پس از جلب متهمین آنها را به مراجع صلاحیتدار هدایت نمائید." ظرف کمتر از نیم ساعت حکم قضائی صادر و از طریق نمابر به بخشداری ارسال شد.

همچنان به وعده زمان ورود خود به فرمانداری مغان مبنی بر پیروی از فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر پایبند بودم ،لذا در این ماجرا نیز لباس و مقام هیچکس نمی توانست مانع از اجرای قانون و عدالت شود مضافا بر اینکه قانون اساسی نیز تاکید می کند که حتی رهبر نیز در برابر قوانین با سایرین یکسان است، به همین دلیل عمدا از مقام قضائی خواسته بودم که واژه "کلیه" را قبل از عبارت " محرّکین و مسببّین و مباشرین حمله " ذکر نماید و چنین حکمی اطلاق داشت و قیدی در آن نبود تا کسی مستثنی شود. از طرفی چون حدس می زدم که ماموران بدنبال دستگیری کسانی خواهند رفت که قادر به دفاع از خود نیستند و در این میان تر و خشک با هم خواهد سوخت و یا بهتر بگویم تنها افراد ضعیف جورکش فتنه انگیزی خواص خواهند شد ،از اینرو به عنوان فرماندار و رئیس شورای تامین شهرستان به فرمانده ژاندارمری دستور دادم تا از دستگیری افراد عادی و ناآگاه که صرفا در اثر اغوای محرّکین به بخشداری حمله کرده بودند صرفنظر کرده و تنها آمرین ،محرّکین و مسبّبین اصلی این حادثه را بازداشت نمایند ،فرمانده ژاندارمری پرسید منظورتان چیست ؟ گفتم مگر همه شما متّفق القول نبودید که امام جمعه و مسئول عقیدتی-سیاسی ژاندارمری و همچنین مکبّر نماز جمعه و داوطلب نمایندگی مجلس و برخی از اعضای ستاد تبلیغاتی کاندیدای انتخابات مجلس آمر و محرّک و ترغیب کننده ایجاد اختلال در انتخابات و حمله به بخشدار و بخشداری هستند ،پس بروید و فعلا همین افراد را دستگیر کنید! فرمانده ژاندارمری وقتی این دستور را شنید گوئی برق سه فاز او را گرفته است درحالیکه ترس و وحشت در چهره او موج می زد گفت آقای فرماندار من اگر اینکار را انجام دهم که درجات مرا خواهند گرفت. با تحکّم  باو گفتم ظاهرا به ضعیف کشی عادت کرده اید، اگر این دستور را اجرا نکنید شخصا درجه شما را خواهم کند زیرا این حکم کلّی صادر شده و در آن تبعیض و استثنائی هم وجود ندارد، پس سریعا دستور را اجراء کنید.

فرمانده ژاندارمری با اکراه و ظاهرا برای اجرای دستور از اطاق جلسه خارج گردید امّا چند لحظه بعد مراجعه کرده و اظهار داشت که قربان! "حاج آقا ... امام جمعه موقّت و مسئول عقیدتی سیاسی ژاندارمری در خانه خود نیستند. یکی دیگر از فرماندهان ژاندارمری آهسته به من گفت مسئول عقیدتی سیاسی ژاندارمری در پادگان ژاندارمری که در مجاورت خانه اش قرار داشت پنهان شده است! می دانستم که فرمانده ژاندارمری شهرستان از بیم امام جمعه و مسئول عقیدتی سیاسی این بخش و پیامدهای احتمالی تعقیب آنان ،محرّکین و مسبّبین اصلی آشوب را از تصمیمات شورای تامین مطّلع ساخته است و اگر اشخاص هدف از افراد عادی بودند چه بسا بجای کلاه سر آنها را هم می آورد! لذا به او دستور دادم که به پادگان مراجعه و کسانی را که در آنجا مخفی شده اند سریعا به بخشداری هدایت کند و یکساعت بعد حدود 12-10 نفر از مسبّبین و عوامل اصلی از جمله مسئول عقیدتی سیاسی ژاندارمری و امام جمعه موقت آن شهر و کاندیدای ناکام مجلس و اعضای اصلی ستاد او به بخشداری هدایت شدند تا پس از تنظیم صورتجلسه از آنجا به مراجع صلاحیتدار تحویل شوند!

 پس از بازگشتم به گرمی عده ای از اطرافیان بازداشت شدگان بدروغ در شهر جار می زنند که ای مردم چه نشسته اید که از طرف فرماندار آمده اند تا "تابلوی فرمانداری" را از سر در ساختمان بخشداری بردارند و این بار به بهانه محافظت از تابلوی فرمانداری بر سردر بخشداری گروهی از عوامل خود را تحریک می کنند تا مجددا به بخشداری حمله ور شوند تا بدینوسیله با استفاده از فرصت پیش آمده به محل نگهداری بازداشت شدگان هجوم ببرند. با توجه باینکه به فرمانده ژاندارمری دستور اکید داده بودم که از هرگونه تیراندازی و توسل به خشونت و اقدامات قهر آمیز بطور مطلق اجتناب نمایند ،به همین سبب مهاجمان مذکور نیز بدون توجه به اخطار ماموران ژاندارمری و با خیالی آسوده بازداشت شدگان را آزاد و بخشدار را به ترک محل و پناه آوردن به ساختمان فرمانداری در گرمی وادار می سازند!

 بهرروی افتخارم این است که در این حادثه بجز بخشدار نگون بخت که از دیرباز مورد غضب امام جمعه و اطرافیانش بود و به هرقیمتی که شده اصرار داشتند مکبّر نماز جمعه را جایگزین وی نمایند و نیز مقرّ حکومت وی (ساختمان بخشداری) ،خوشبختانه کوچکترین صدمه و خسارتی به کسی وارد نشد ،اما بعد ها شنیدم که فرمانده خوش انصاف ژاندارمری شهرستان برای خود شیرینی در نزد چند نفر بدروغ اعلام کرده بود که فرماندار اجازه "تیراندازی هوائی" را صادر کرده بود!! (ادامه دارد)


یادداشت

*یکی از کسانی که در آنزمان بخاطر منافع خود علیه بخشدار وقت ...جوسازی می کرد و می خواست که بزور شهردار شود و در تحریک اطرافیانش برای آتش زدن بخشداری نقش اصلی را ایفا می کرد ،ع.ماهر...بود که از وابستگان و نزدیکان ی...س...همان ... ناکام ... است . از اینها و سوء استفاده هائی که کرده اند ،مدارکی دارم که قسمتی از آنرا برایتان ایمیل زدم و بقیه را هم از طریق پست برایتان ارسال می کنم.آقای ... هم معتاد شد و ...را هم بجرم قاچاق... گرفتند و با وساطت ... آزاد شد.

ارسال کننده حبیب, در تاریخ 26 آذر 1387 ساعت 09:51

*درود بر جناب آقای اعلمی امیدوارم روزی جنابعالی را رییس جمهور کشورم ببینم .اگر انشاالله ان روز فرارسید هرگز این صداقت و شجاعت را فدای مصلحت نکنید.

ارسال کننده حجت از ایلام, در تاریخ 18 آذر 1387 ساعت 14:22

*سلام
شما افتخار ایران و اذربایجان هستید ما همیشه به وجود شریف و صدیق شما می بالیم.مطالب بسیار شیرین و روشنگرنه است

ارسال کننده قدیر محمدی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 29 آبان 1387 ساعت 09:46

*ایا اعلمی دوباره متولد خواهد شد؟بعد ازسخنان شما در شبکه دو سیما گفتگوی ویژه خبری با دکترالهام تازه فهمیدم بی کسان هم کسی دارند

ارسال کننده بهزاد ازمشگین شهر, در تاریخ 27 آبان 1387 ساعت 13:47

*همیشه فکر میکردم وقتی تو فیلمها 1 نفر داد میزنه که فلانی گناهکار و هیچ کسی نیست که هرفشو بفهمه غیر ممکنه.و برا اینه که فیلم جالبتر بشه،ولی الان که بیشتر فکر میکنم میبینم باید یه تبصره بهش اضافه کنم و اون اینکه تو جو عوام زده تا بیایی حقیقتو جا بندازی،جبهه عوامفریبی اقداماتی عملی برای کتمان همیشگی حقیقت انجام خواهد داد.اقای اعلمی،شور و علاقه تان را برای بازگوئی حقیقت به مردم مغان درک و در این باب با شما همدردی،و اظهار علاقه میکنم.

ارسال کننده ارتاش, در تاریخ 18 آبان 1387 ساعت 20:20

*جناب اعلمي اينجانب هميشه از خواندن خاطرات جنابعالي مستفيض ميشوم و خوشحال از اينكه در اين مملكت مرداني بدنبال حقيقت و شرف بوده و هستند. و اما سوالي كه براي اينجانب پيش آمده است اينست كه چگونه مرداني چون شما دنباله رو يك مشت ... شدند? با تقديم احترام. سارواني

ارسال کننده سارواني, در تاریخ 11 آبان 1387 ساعت 20:26

*با عرض سلام
متن خبر زیر از بسیاری جهات قابل ملاحظه است.متاسفانه علیرغم تذکرات متعدد علما وحتی مقام معظم رهبری ، گویا این دولت از توهم خود در مورد امام زمان(عج)دست برنمیدارد.خطرناک بودن این چنین اظهارات از نظر دین گریزی در بین جوانان قابل توجه است،ولی کو گوش شنوا؟
سرمایه: مدیر کل سیاسی و انتخابات استانداری کرمان تاکید کرد: سربازان گمنام امام زمان هم مانند دولت احمدی نژاد را نگه خواهند داشت. سایت خبری «کرمان ما» دیروز به نقل از سرهنگ محمدعلی شجاع حیدری خبری را منتشر کرد مبنی بر اینکه «سربازان گمنام امام زمان دولت احمدی نژاد را نگه خواهند داشت» که این خبر ابهاماتی را در محافل سیاسی و خبری به وجود آورده بود. بر همین اساس با برقراری تماس خبرنگار «سرمایه» با استانداری کرمان این خبر اینگونه تصحیح شد: «سرهنگ محمدعلی شجاع حیدری در مراسم معرفی معاون جدید فرماندار راور شاخصه دولت احمدی نژاد را مردمی بودن وی توصیف کرد و گفت: «اگرچه بعضی آقایان که در این دولت امتیازاتشان گرفته شده و دیگر آن موقعیت هایی که سوء استفاده می کردند را از دست داده و امروز خیلی ناراحت هستند ولی دولت احمدی نژاد، بدنه مردمی فراوانی دارد و مردم همانند سربازان گمنام امام زمان آن را نگه خواهند داشت.» مدیر کل سیاسی و انتخابات استانداری کرمان با بیان اینکه در دولت نهم هر فردی سرجای خودش قرار گرفته، افزود: «چند مشخصه دولت احمدی نژاد را در جایگاه بالایی نگه خواهد داشت. مشخصه اول حمایت ویژه مقام معظم رهبری از دولت احمدی نژاد است که در دولت های گذشته وجود نداشت.» وی افزود: «مشخصه دیگر، گفتمان دولت احمدی نژاد است که گفتمان امام(ره) و انقلاب است و همچنین ایجاد نشاط و شادابی و عزت و غرور ملی ایران و آنچه در حال اتفاق افتاده است به برکت دولت احمدی نژاد است.» سرهنگ شجاع حیدری گفت: «احمدی نژاد مبین خوبی ها و مروج فضیلت هاست که به همین دلیل لبخند بر لبان نایب امام زمان(عج) موج می زند و این باعث خوشحالی نایب امام زمان(عج) شده است.» به گفته وی مقام معظم رهبری به اندازه ای که برای دولت احمدی نژاد سنگ تمام گذاشته اند برای هیچ یک از دولت های گذشته نگذاشتند.(!!!!!!!!!!!!!)

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 11 آبان 1387 ساعت 11:54

*آقای اعلمی عزیز خوشحال میشم به وبلاگ جدیدی که درست کردم سربزنید و خاطرات مرا مطالعه فرمایید. http://peoplesmanifest.blogspot.com

ارسال کننده دانشجو, آدرس سایت اینجا در تاریخ 11 آبان 1387 ساعت 01:03

*نه شاهدان بیزلره بیر چاره وار یاران نه مجلس دن/ بیزه هر کیمسه یار اولسا, اونا الله یار اولسون!

ارسال کننده ilgar, در تاریخ 10 آبان 1387 ساعت 22:53

*با سلام و عرض ادب
اگر خاطر شریفتان باشد رئیس دفتر امام جمعه به عنوان معترض سخنرانی حضرتعالی در مسجد سرچشمه اردبیل در سال 84 حضور داشت که پس از کلی بحث قانع شده و اعلام نمود که به شما رای خواهد داد چون که در جوانی خام بوده و اشتباه نموده بود

حيدر بابا مرد اوغول لار دوغ گونان
نامردرين بورون نارين اوگونان

ياشاسين آذربايجانين مرد اوغلو
سلام بر آقای سعید اشرفی عزیز و دوست داشتنی

ارسال کننده سعید اشرفی, در تاریخ 10 آبان 1387 ساعت 14:44

*ای کاش این مطالب را در نشریات به چاپ می رساندید.مثلا امکان این نیست که با شهروند امروز همکاری کنید؟فکر نمی کنم مطالب غیر قابل چاپی باشند.
اعلمی: مشکل جای دیگر است والا پس از انتشار مطالب این وبسایت نسبت به درج آن در نشریات منعی وجود ندارد و همچنانکه پیش از این نیز اشاره شد تنگ نظری های موجود در بین برخی از اشخاص و جریانات سیاسی و نشریات و رسانه های وابسته به آنها مانع از انتشار اخبار و نوشته های مربوط به حقیر می شود.هدف آنها نقدا بایکوت خبری است و چنین بنظر می رسد که حضور امثال بنده در عرصه سیاست باعث کسادی بازار بعضی از کهنه فروشان می شود!کافی است که برخلاف واقع و با زیر پا نهادن وجدان و صداقت به تعریف و تمجید از بعضی ها بپردازیم آنگاه ورق برخواهد گشت!

ارسال کننده هادی طباطبایی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 10 آبان 1387 ساعت 02:25

*با عرض سلام خدمت جناب آقای اعلمی وتشکر از روشنگریهای آگاهانه جنابعالی،تمام امید سیاسی مان به تائید صلاحیت شما در انتخابات ریاست جمهوری است.انشاء ا.. که این امر حداقل به خاطر ملت مظلوم ایران اتفاق افتد.
ضمنا طنزهای دکتر سابق بسیار متین وبا تیزهوشی خاص است.استنباط دوستان این است که احتمالا این مطالب نیز نوشته های حضرتعالی باشد.به هر حال خیلی ممنون.دست حق همواره یارتان باد

ارسال کننده مستقیمی, در تاریخ 09 آبان 1387 ساعت 23:32

*سلام
روی خط اعتماد : اين افرادي که مي خواهند کانديدا شوند، اول سفر مي کنند به قم. مي خواستم ببينم مگر همه مردم ايران در قم تشريف دارند؟ اگر واقعاً مي خواهند چهره مردمي داشته باشند به رفاه، آسايش و امنيت مردم برسند و در جمع مردم باشند و به ميان مردم بروند. منبع روزنامه اعتماد

ارسال کننده امیر امکانی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 09 آبان 1387 ساعت 15:24

*سلام
آقاي اعلمي لطفا اگر امكانش بود در مورد حذف آن اصل از قانون اساسي كه موجبات عدم پيگرد قانون شكنان (خدايگان زمين) را فراهم ميكرد اطلاعات بيشتري و تازه تري اگر داريد بدهيد تا به فراموشي سپرده نشود.در مورد احتمال نامزدي در انتخابات هم چه قطعي شود و چه نشود بنده طرفدار تفكر شما هستم و از آن در هر قالب ممكن حمايت ميكنم. اگر ممكن بود باز هم پيشنهاد ميكنم عكسي از پرچم ايران در سايت قرار دهيد.
گله جك بيزيمدير (سيد طه از تبريز)

ارسال کننده سيد طه, در تاریخ 09 آبان 1387 ساعت 14:36

*سلام

اكثر مردم عادت دارند كه ريشه مشكلات را در مسائلي بجويند كه خارج از كنترل خودشان است. اين گونه مي شود كه برخي استعمار و برخي استكبار و ... را عامل مشكلات مي دانند. من ممكن است كه در ريشه يابي تاريخي اين مسائل مخالفتي با چنين تحليل هايي نداشته باشم،‌ اما معتقدم كه در حال حاضر خود مردم مسووليتي كمتر از نيروهاي خارجي يا حاكمان داخلي در نارسايي ها ندارند. مثال هايي فراوان مي توانم بياورم كه نشان دهنده انتخاب نفع آني و ناحق در مقابل حق يا حتي منافع بلند مدت توسط مردم است.

در پاسخ به سعيد مي شد به اين نكته هم اشاره كرد كه بالاخره گيرم كه صداوسيما و ... نماينده شدن يك كشتي گير بي آزار يا يك گوينده متبسم را به نماينده شدن اعلمي مردم آزار و تندخو(!) ترجيح بدهند. آيا مردم در اين انتخاب كاملا بي تاثير هستند؟ آيا همين مردم ساده انديش نبودند كه در ميان هفت نامزد، احمدي نژاد را برگزيدند كه هيچ سابقه قابل ذكري نداشت و چشم بستند بر آن همه نشانه ها كه حاكي از كاستي وي براي اين مقام بود. سخن بسيار است.

در پاسخ موسوي به اشاره اي كوتاه به اين موضوع پرداخته ايد «چه بسا که در این صورت عزیزتر هم شویم» و به حق هم همين است. در شهر كوچك ما در مجلس هفتم اگر اشتباه نكنم راي آقاي ... (خودم نقطه چين كردم!!) داراي مدرك دكتري پيشتاز اگر بيش از شما نبوده چندان كمتر هم نبوده و اين بيانگر سطح آگاهي مردم ماست. و با اين سطح آگاهي نتايجي غير از اين جاي تعجب خواهند داشت. در پايين بودن سطح آگاهي شايد برخي عوامل حاكميتي بي تاثير نباشند ولي كاهلي و سستي مردم را هم نمي توان ناديده گرفت.

متاسفانه تحليل گران حتي تحليل گري شفاف چون شما از كنار اين مساله ساكت مي گذرند. شايد حجب و تعارف ايراني در كار است و در برخي ديگر ترس از افول محبوبيت. نمي دانم! اما اين تلخي را بارها چشيده ام ك در مقابل عملي به حق كه آرامش و آسايش ظاهري ام را به هم ريخته همين مردم معمولي بارها شماتتم كرده اند كه «قبول كه راست و به حق مي گويي اما ...» و چه خوب ميدانيد كه چه قطاري از كلماتي چون «ناداني» و ... در پشت اين «اما» نهفته است. خوب مي شناسم تلخي را كه گهگاه نمي توانيد پشت كلمات پنهان كنيد و به ندرت از آن بيرون پشت بيرون مي زند. محترم مي دارم اين تلخي را و برايتان آرزوي طاقتي حتي بيش از اين دارم.
اعلمی: با تشکر

ارسال کننده حسين, در تاریخ 09 آبان 1387 ساعت 10:33

*آقای اعلمی و دوستان
در گذشت جانگداز مهندس امانی و اخوانشان را به خانواده محترمه شان وتمامی دوستان و هم وطنان عزیز تسلیت می گویم. وطن ساغ الوسون

ارسال کننده حسن بانکی, در تاریخ 09 آبان 1387 ساعت 09:58

*چهل سال بعد در همین روزها:

چهارشنبه8/8/1427: جلسه علنی امروز مجلس با محوریت موضوع استیضاح کردان ورسیدگی به صحت مدرک وی برگزار شد.
وزیرکشور با حضور در صحن علنی مجلس طرح استیضاح را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نوزدهم،توطئه ای از پیش طراحی شده از سوی استکبار واستعمار جهانی دانست که برخی نمایندگان نیز فریب آنرا خورده اند.
گفتنی است استیضاح کردان،وزیر کشور دولت که از چهل سال پیش آغاز شده است،هر دوره به علت بروز پاره ای مشکل ونقص فنی در مجلس ،به تعویق میافتد،گفتنی است آخرین باری که استیضاح به تعویق افتاد،مربوط به سه سال ونه ماه پیش است که در آن روز به علت نقص فنی در دستشوئی مجلس وچکه آب از شیرهای توالت آن وعدم امکان طهارت پیش از استیضاح ،جلسه تعطیل گردید.
لاریجانی سوم،از نواده خاندان لاریجانی اول و رئیس مجلس ابراز امیدواری کرد که اگر ظرف بیست وچهار ساعت اخیر هیچ ایرانی در دنیا عطسه نکند(!)،جلسه استیضاح برگزار خواهد شد.

پنج شنبه9/8/1427: مهندس نفت فروش وزیر نفت و گاز وپتروشیمی وبخاریهای گازوئیل سوز در مصاحبه ای اعلام کرد که با قاچاقچیان سوخت به شدت برخورد خواهد کرد.وی در پاسخ به سوالی در مورد اینکه با قاچاق گسترده سوخت که از اسکله های غیر رسمی وابسته به برخی افراد معلوم الحال صورت میگیرد چگونه برخورد خواهد کرد،تنه ولگد محکمی به یکی از خبرنگاران زده و گفت:اینجوری!!
در همین راستا رئیس پلیس کشور نیز دستور داد تا برای مقابله با قاچاق فراورده های نفتی ،ساک دستی وجیب مسافرین خارجی به دقت بازرسی شود.
گفتنی است علیرغم گذشت بیش از چهل وپنج سال از تذکر دکتر اعلمی نماینده وقت ملت در مجلس در خصوص قاچاق سوخت و فراورده های نفتی ،مهندس قاچاق پور با ابراز نگرانی از این دست تذکرها،خواستار معرفی ایشان به مراجع قضائی به علت تشویش اذهان عمومی گردید.

جمعه10/8/1427: جنتی ،امام جمه موقت تهران در خطبه های نماز جمعه این هفته ضمن دعوت مردم به تقوای الهی،آنان را تشویق به توبه وبازگشت به سوی خدا کرد.
وی ضمن تقدیر از برادر حسین شریعت دوست،به علت توبه دادن ملت،از وی خواست که جدیت بیشتری در اجرای فرامین توابی داشته باشد.
گفتنی است بیش از چهل سال است که داروی نظافت به عنوان یکی از مطهرات ولوازم توبه به طور رایگان در اختیار توابین قرار میگیرد.

ارسال کننده دکتر سابق, در تاریخ 09 آبان 1387 ساعت 00:09

*این هم یک خبر دیگر:
ماجرای نقص فنی در هواپیمای حامل پرویز داوودی که امروز دوشنبه رخ داد، آشکار کرد معاون اول آقای احمدی‌نژاد با همان هواپیمای تشریفاتی‌ای عازم کرمان شده است که خرید آن در دولت خاتمی با انتقادات بسیار تند حامیان دولت نهم مواجه شد و به عنوان نشانه‌ای از «اقدامات طاغوتی»، «سوء استفاده‌های مالی» و «ریخت و پاش‌های هنگفت درباری»! دولتمردان قبلی مورد تبلیغ قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز، خبرگزاری‌های داخلی اوایل بعدازظهر امروز دوشنبه از نقص فنی در هواپیمای حامل پرویز داوودی به استان کرمان و تاخیر وی در بازگشت به پایتخت خبر دادند. این هواپیما صبح امروز داوودی را به کرمان برده بود تا او چند طرح عمرانی از جمله کارخانه کک‌سازی زرند را افتتاح کند.
نکته جالب در این میان، آشکار شدن این مساله است که هواپیمای حامل آقای داوودی که دچار نقص فنی شده، همان هواپیمای تشریفاتی‌ ایرباس 321 متعلق به کشور برونئی است1 که خرید آن از سوی دولت سید محمد خاتمی با انتقادات گسترده و تند منابع نزدیک به دولت نهم مواجه شد.
این هواپیمای ایرباس 321 در اواخر دولت سید محمد خاتمی خریداری شد و در اوایل ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تحویل ایران گشت. رسانه‌ها و برخی چهره‌های حامی دولت نهم هنگام تحویل این هواپیما به ایران، انتقادات بسیار تند و بی‌سابقه‌ای را از عملکرد دولت‌های قبلی به عمل آوردند و خرید این هواپیما را اقدامی «طاغوتی» دانستند. حملات تبلیغاتی به آن جا رسید که نشریه پرتو (نزدیک به آیت‌الله مصباح یزدی) در آذرماه 1384 خواستار آن شد تا این هواپیما به «موزه سیار عملکرد مدعیان اصلاح طلبی تبدیل شود» و‌ نوشت: «خوب است ملت شریف ایران بین هواپیمای تشریفاتی محمدرضا شاه ملعون که حتی توالتش از طلا بود و هواپیمای تشریفاتی دولت اصلاحات مقایسه داشته باشند». البته بسیاری از کارشناسان معتقد بودند که صرفنظر از مواضع تبلیغاتی، هزینه استفاده از این هواپیمای ایرباس 321 به مراتب کمتر از «اورهال» کردن هواپیمای 40 ساله‌ای است که در سفرهای آقای احمدی‌نژاد به کار می‌رود و خرید این هواپیما و استفاده دولت‌های مختلف از آن امری ضروری بوده است. با این حال، برخی مسئولان دولت نهم استفاده از این ایرباس 321 را رد کردند و تاکید نمودند که این هواپیما در دولت نهم برای حمل و نقل عمومی استفاده خواهد شد.
جالب آن است که به رغم تمام آن مواضع تبلیغاتی تند و تیز، ماجرای نقص فنی در هواپیمای حامل آقای پرویز داوودی که امروز دوشنبه رخ داد، آشکار کرد معاون اول آقای احمدی‌نژاد با همان هواپیمای «طاغوتی» (به گفته رسانه‌های حامی دولت نهم) عازم کرمان شده است.
البته به غیر از آن ایرباس 321، حامیان دولت نهم درباره یک موضوع دیگر یعنی خرید 3 دستگاه بی‌ام‌و ضد گلوله نیز چنین جنجالی را ایجاد کردند و استفاده برخی از مسئولان دولت‌های سابق از این اتوموبیل‌ها را نشانه‌ای از «سوء استفاده‌های مالی و ریخت و پاش‌های هنگفت درباری»! دانستند. در آن ماجرا هم کار به جایی رسید که آقای احمدی‌نژاد در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود به «افشاگری» پرداخت و لب به انتقاد از مسئولانی گشود که «خودروهای زرهی چند صد میلیونی» سوار می‌شوند. هر چند که مدتی بعد پس از فروکش کردن تمام آن تبلیغات مشخص شد این خودروها از کلاس C (پایین‌ترین مدل موجود) بوده که توسط یکی از وزارتخانه‌های کلیدی به قیمت 60 هزار یورو (یعنی بسیار کمتر از قیمت برخی اتوموبیل‌های رایج در تهران) خریداری شده است.
گفتنی است در ماجرای «بی‌ام‌و»ها نیز درست مانند ماجرای هواپیمای تشریفاتی، منابع خبری چندی بعد ادعا کردند این خودروها بار دیگر به خدمت بازگشته و در تیم «اسکورت» یکی از مقامات ارشد اجرایی مورد استفاده قرار گرفته است. البته همان زمان، نهاد ریاست جمهوری با ارسال جوابیه‌ای برای رسانه‌ها، استفاده از این خودروها در تیم اسکورت آقای احمدی‌نژاد را کاملاً تکذیب کرد و این خبر را دروغ دانست. به این ترتیب، این ماجرا برای همیشه به فراموشی سپرده شد.

ارسال کننده محسن, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 23:26

*سلام افشاگری زیر را به نقل از شهاب نیوز ارسال می کنم. تصویر مدرک آن هم در این آدرس موجود است:http://www.shahabnews.com/vdcd.z0j2yt0sfa26y.htmlاردیبهشت امسال، آقای «مسیح مشهدی تفرشی» به عنوان مدیر عامل شرکت عظیم «پارس خودرو» که با سرمايه حداقل 1200 ميلياردی فقط یکی از 90 زیرمجموعه شرکت «سایپا» است، منصوب شد. تفرشی با کد انتخاباتی 5184 نامزد رایحه خوش خدمت (ائتلاف اصلی منسوب به آقای احمدی‌نژاد) در انتخابات شوراها بود که رای بسیار کمی را به دست آورد. او بر صندلی‌ای تکیه زد که قبل از آن برای مدت کوتاهی در اختیار «مهرداد بذرپاش» رئیس ستادهای رایحه خوش خدمت بود.

بذرپاش 28 ساله رئيس سابق شورای مشاوران احمدی‌نژاد (در زمان شهرداری) که خوشبختانه با سرعت نور پله‌های ترقی را طی کرد در تاریخ 19/1/86 با حکم مدیر عامل وقت سایپا به عنوان مدیر عامل شرکت پارس‌خودرو منصوب شده بود. با این حال، چند ماه بعد ناگهان ارتقای مقام گرفت، جای رئیس خود را پر کرد و به عنوان مدیر عامل شرکت عظیم سایپا منصوب شد.

شهاب نیوز تصمیم گرفته است بدون هیچ گونه شرح یا تفسیری، یک نامه و یک مصوبه مربوط به شرکت سایپا که امضای مهرداد بذرپاش را در ذیل خود دارد، منتشر کند. آقای بذرپاش چند ماه پس از امضای این دو سند و صدها سند دیگر، به عنوان مدیر عامل سایپا منصوب شد. سند اول مربوط به تصمیم شرکت سایپا برای واگذاری 200 خودرو پراید و 50 خودرو ریو به کارکنان نهاد ریاست‌جمهوری با شرایط اقساط 5 ساله و تخفیف دو میلیون ریالی است. سند دوم نیز مربوط به فروش یک پراید بر اساس تخفیف منظور شده برای مدیران نهاد ریاست جمهوری است. جالب آن است که نهاد ریاست جمهوری در تاریخ 30/10/85 درخواست «300 دستگاه خودرو با شرایط ویژه» را ارایه می‌کند و در یک سرعت عمل بی‌سابقه در ساختار بوروکراسی جمهوری اسلامی، این نامه همان روز در همان تاریخ مورد بررسی قرار می‌گیرد

ارسال کننده محسن, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 23:23

*با عرض سلام خدمت جناب آقای اعلمی
متن خبر زیر را به همراه نظر یکی از کاربران در یکی از سایتها که به نقل از علی اکبر جوانفکر مشاور آقای احمدی نژاد،در حمایت از کردان درج شده است،بدون هر توضیح دیگر برای قضاوت همگان ارسال میکنم.البته لحن تهدید آمیز همراه با تطمیع جوانفکر وخط ونشان کشیدن وی برای مجلس قابل توجه است:
در ماجراي رسوايي بيل کلينتون رييس‌جمهور سابق آمريکا ، او در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت و بازپرس توانست دروغگويي وي را به اثبات برساند ، بنابراين منطق و احترام به اصول و ارزشها ، ايجاب مي‌کند که نمايندگان مجلس، سوال خود را از وزير کشور بدون طرح هرگونه اتهامي به وي و پيش از اثبات آن در مراجع ذيصلاح مطرح نمايند؛ زيرا حق مجلس در اين زمينه ، چيزي فراتر از فراخواني يک وزير و طلب توضيح و تنوير نسبت به ابهامات و سوالات نيست.
پرهيز رييس‌جمهور محترم از عزل آقاي کردان و همچنين خودداري وزير کشور از استعفا، في‌نفسه مي‌تواند براي نمايندگان محترم مجلس تامل برانگيز باشد و آنان ((بايد به تبعات ناشي از عملي شدن طرح استيضاح ، توجه نمايند)) (!!!)
آقاي کردان وقتي با سوالات و شبهات نمايندگان مجلس و افکار عمومي در قبال مدرک دکتراي خود مواجه شد ، شخصا به بررسي موضوع پرداخت و نتيجه آن را به صورت شفاف به اطلاع مردم رساند. آيا چنين رفتاري شايسته ارزش‌گذاري و بازتابي از صداقت و شجاعت وي در بيان حقيقت نيست ؟ بي‌توجهي به اين مهم و زدن مهر بي‌صداقتي به آقاي کردان ، آيا به منزله تشويق ناخواسته ديگران به پنهان‌کاري و قلب واقعيت‌ها نخواهد بود؟(!!!!!!)
این هم نظر یکی از خوانندگان:
یک نکته در تمام نوشته های آقای جوانفکر مشترک است و آن اینکه ایشان در تحلیل یک موضوع چشم خود را در مقابل قسمتی از آن موضوع کاملاً می بندد و قسمت دیگر را به زعم خودشان منطقی تحلیل و نتیجه گیری می کند.
آقای جوانفکر عزیر:
اولاً اگر استیضاح یک وزیر سه ماه پس از رای اعتماد به او امری بی سابقه است ، جعل مدرک از طرف یک مقام عالی دولتی هم بی سابقه است .
ثانیاً رد صلاحیت آقای کردان در این مقطع به هیچ وجه نشانه تصمیمات متزلزل و شکننده مجلس نیست چراکه به درستی روشن است که در هنگامی که مجلس به ایشان رای اعتماد می داد نمیدانست ایشان دارای مدرک جعلی دکترا است و حتی فوق لیسانس هم ندارد.
ثالثاً اقای کردان وقتی با سئوالات و شبهات مجلس مواجه شد دستور پیگرد برای افرادی که در مدرک ایشان تشکیک کردند را صادر کرد (شکایت از سایت الف) و وقتی رسانه های آزاد و مجلس این موضوع را پیگیری و حقیقت ماجرا معلوم شد آقای کردان شجاعت! به خرج دادند و اعتراف کردند.
رابعاً افراد مانند آقای کردان که به قول شما هدف فریب کلاهبرداران قرار گرفته اند در زندان بسیارند و همه آنها هم در هنگام دستگیری شجاعت! به خرج داده به گناه خود اعتراف کرده اند و گفته اند که گول خورده اند لطفاً بفرمائید ایشان هم آزاد شده و به خاطر شجاعتشان تشویق شوند.

ارسال کننده مولازاده, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 22:36

*ببخشيد دوباره مزاحم شدم چون منظورمو كامل بيان نكرده بودم
همسر محترم امام جمعه شهرستان خانمي حدودا پنجاه سال و كمي بيشتر يا كمتر هستند كه فكر كنم استخدام چنين كسي در اين دوره زمونه با هزاران بي كار كار توجيه پذير و عاقلانه اي نباشد

ارسال کننده موسوي, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 20:23

*مثل هيچكس

ارسال کننده فرشاد, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 16:24

*خدمت جناب اقاي اعلمي و همكاران محترم ايشان در سايت سلام عرض كرده و خسته نباشيد
جناب اقاي اعلمي اي كاش مي شد كه اين سايت شما به رسانه اي فرا گيرد در دنياي واقعي نيز تبديل شود چرا كه همانگونه كه مستحضريد تعداد استفاده كاربران از اينتر نت به خصوص عامه مردم بسيار كم و اندك است به راستي ادم با مشاهده سايت شما و ديگر سايت هاي مشابه تفاوت بين ارزش قائل شدن به انديشه و نظر ديگران را به عينه مشاهده مي كند .
جناب اقاي اعلمي اينجانب يكي از خواننده هاي پرو پاقرص سايت شما هستم كه روزانه مطالب شما را پيگيري مي كنم.
اينكه [بعضی از]صاحبان قدرت در اين كشور همچون اختاپوسي عظيم رخنه كرده و تمام فوايد و ثروت مملكت را براي خود مي خواهند چيز عجيب و غريبي نيست . اكنون در شهر ما با وجود هزاران مرد و زن بيكار ليسانس جوياي كار همسر امام جمعه محترم به استخدام اموزش و پرورش در امده و مشغول خدمت مي باشند . پارتي بازي چنان عادي شده است كه براي يك شغل ساده بايد روزي در جلوي دفتر نماينده محترم كشيك داده و درخواست نامه اي جهت تاييد و استخدام دريافت كنيد.
اما علت اين همه ظلم و بي داد در اين كشور كه مزين به نام اسلام شده و سيره پيغمبر و خاندان او را تبلغ و چراغ راه خود قرار داده چيست ؟ راه چاره چيست ؟ تا كي بايد افسوس گذشته را خود/ آيا شهيداني كه با آرمان بزرگ انقلاب جان خود را فدا كرده اند اين را مي خواستند ؟؟ تا كي بايد در مقابل ظلم و ستم سكوت كرد؟؟
آيا مردم ايران مصداق اين حديث نيستند كه : هر شخصي در مقابل ظلم ظالم به مظلومي سكوت كند خود از ظاملين است .
ازطولاني شدن مطالب عذرخواهي مي كنم .
اعلمی: اگر همسر امام جمعه شهرتان واجد شرایط لازم برای استخدام بوده و از رانت امام جمعه بودن همسرش استفاده نکرده باشد ،همسر امام جمعه بودن او مانع از استفاده وی از حقوق اجتماعی اش نخواهد شد و او هم مانند سایر شهروندان حق دارد از حقوق شهروندی و اجتماعی خود استفاده نماید ،مگر اینکه فاقد شرایط مذکور باشد. در مورد تبدیل سایت اینترنتی به رسانه فراگیر ،راستش را بخواهید کم کم دارم به این نتیجه می رسم حتی ادامه همین کار هم در ایران ظلم بخود و خانواده امان است و شاید روش همان نماینده ای که شما به آن اشاره کردید در کشور ما واقعگرایانه تر است و بد نیست که ماهم به رنگ جماعت در آئیم و بقیه عمرمان را بفکر خود و خانواده خود باشیم. چه بسا که در این صورت عزیزتر هم شویم زیرا دنیای سیاست به کسی وفا نکرده است و در این کشورعاقبت خواهند گفت که شما هم خوردید و بردید و کشتید و ظلم کردید ،یعنی آش نخورده و دهان سوخته!!

ارسال کننده موسوي, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 15:06

*لطفابه لینک زیر سری بزنید.
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=23155
این است چهره واقعی و غیر قابل توصیف جامعه ای که در ان زندگی میکنیم.
جائی که ظالمین خودی از مظلومین غیر خودی آبرویشان محترم تر است و جائی که غیرت در وجود همه خاموش شده و یک مشت اقلیت که خود را نمایندگی مجاز! خداوند در روی زمین میدانند کثیفترین صفحات تاریخ را نقاشی میکنند تا ثابت کنند که زوال انسانیت انتهائی ندارد.
تو غره بدان نشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را!!(حضرت خیام)

ارسال کننده منصوری, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 11:39

*کاش می آمدید و می دیدید که بر سر همان ... چه بلایی آمده الان یک معتاد است که به مرض وسواس هم مبتلا شده و حتی یک بار زنش را طلاق داد ولی پسرس الان ... شورای ... ست

ارسال کننده آیدین, آدرس سایت اینجا در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 09:01

*با سلام در جامعه اي كه مديريت ... كمپاني اتومبيل سازي اون به جواني 30 ساله معروف به ... كه به گفته همكلاسي هاش بعلت مشروط شدن متعدد كه به نظرم كمبود وقت براي درس خواندن علت اصليش بوده( چون ايشون به شغل شريف برهم زدن اجتماعات و به اقرار خودش شكستن تريبون و احتملا ...كشيدن اشتغال داشتن!!!) در آستانه اخراج از دانشگاه بوده و جالب اينه كه پدر خانموم همين فرد هم به مقامي دست يافته و يا اينكه فردي بدون سابقه كوچكترين سابقه مديريت وزير ميشه و يا اينكه كشتي گيري نماينده مجلس و ايضا گوينده اخبار ورزشي صدا و سيما نماينده مجلس ووووووووو جاي تعجب نيست برادرم
در واقع بايد بگيم تو اين مملكت كي سرجاي خودشه كه اين باشه... بر شرافت شما درودي دوباره دارم

اعلمی: آقا سعید سلام
کشتی گیر و یا گوینده اخبار ورزشی بودن مانع از نماینده شدن آنان در مجلس نیست و چنانچه انتخابات آزاد برگزار شود و هر کسی که واجد شرایط قانونی است بتواند از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برخوردار شود ،حق انتخاب شدن جزء حقوق اجتماعی است ،مساله بر سر این است که وقتی صدا و سیما از حد یک رسانه ملی به تریبون اختصاصی عده ای از صاحبان قدرت مبدّل می شود و رسانه های دیگر هم کم و بیش گرفتار همین وضعیت هستند و نظام سیاسی و پارلمانی مبتنی بر نظام حزبی نیست و اساسا احزاب واقعی دارای برنامه برای رقابت آزاد و قبضه قدرت در کشور وجود ندارد و فیلتری مانند شورای نگهبان اراده و خواست ملت را محدود به خواست و اراده خود می کند و نیز تنها را شناخت مردم نسبت به شخصیت ها هم محدود به تبلیغات رسانه های موجود با کارکرد فعلی است ،نتیجه بهتر از این نخواهد شد و نائب رئیس یکی از مهمترین کمیسیون های اقتصادی مجلس فرد فوق دیپلمی خواهد شد که مدرک لیسانس خود را در کمتر از دو سه ماه از باکو دریافت کرده است و سوگلی فلان تصمصم گیر اصلی شورای نگهبان است و یا فلان فرد به قیمت تقلب و کشته شدن چند نفر از همشهریانش با دیپلم وارد مجلس می شود و اکنون بدون اینکه بداند دکتر را چگونه می نویسند خود را دکتر معرفی می کند ،قهرا در چنین شرایطی نمی توان به وزیر شدن فلان فرد و یا تکیه زدن آن جوان سی ساله بر یکی از بزرگترین شرکت های مونتاژ و فروش اتومبیل در ایران خرده گرفت.در چنین شرایطی اگر پول ،رابطه ،ریاکاری و سرسپردگی مهمترین کاتالیزور دستیابی به قدرت شد جای تعجب نیست!

ارسال کننده سعيد, آدرس سایت اینجا در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 02:18

*آلما یولو: بنابر اخبار دریافتی از تبریز برگزاري مراسم تشييع جنازه مهنذس اماني با حضور بيش از ده هزار نفر صورت گرفته است. مراسم تشييع جنازه مهندس اماني فعال شناخته شده آذربايجان با حضور هزاران نفر از شهرهاي آذربايجان و فعالان مدنی، نویسندگان و شاعران آذربایجانی صورت پذیرفته است. مهندس امانی در روز پنج شنبه در پی تصادف اتومبیل درگذشته بود. در این تصادف علاوه بر وی دو برادر ایشان نیز جان خود را از دست دادند. امانی قارداشلاریمیزین امانسیز آیریلیغینا بلادیر قضا دیر نه دیر بیلمیرم بیلیرم یاراسی دریندیر درین گؤزومده قان اولان یاشی سیلیرم ساغ اولسون اییلمز باشی وطنین سون باهار سونوندا چیچییم سولدو سوورولدو تالاندی آرزی باغچاسی وطنین باغریندا یئنی داغ اولدو سئوگیلی نیسگیلی امان سیز یاسی اولدوزلار آخارلار باتیب اؤلمزلر قارانلیق قودوروب چیلتیک چالماسین دان یئری سؤکولوب چیخاجاق گونش سهندیم ساو آلان ساچین یولماسین سؤزلر سیرادان چیخیر دیل دولاشیر فیکیر چاشیر نه یازماغا الیم گلیر نه یازماماغا دؤزه بیلیرم . دوستاغ یولداشلارینین نه لر دویدوقلارینی کیم بیله بیلر یاخین دوستلارینی دردیینی کیم اووا بیلر داغ داغ اوسته سؤزونون آنلامی گؤز اؤنونده دیر امانی قارداشلاریمیزین آیرلیغی چکیلمز اولسادا یئنه ده اییدلریمیزین یئنه ده قوجامان تبریزین یئنه ده غریب سردارین یئنه ده ……… آذربایجانین باشی ساغ اولسون http://www.hbayat.azerblog.com سون باهار اسماعیل جمیلی
****اعلمی:
"انّا للّه و انّا الیه راجعون"
از شنیدن خبر فوت نابهنگام آقای مهندس غلامرضا امانی و دو برادر او که در اثر سانحه رانندگی در جاده تبریز-اهر رخ داد بسیار متاسف و متاثر شدم.
متاسفانه غلامرضا از جوانی خود آنگونه که باید کامی نبرد و از لذّایذ مادی زندگی محروم شد ،زیرا برخلاف همسالان خود برای مدتی نسبتا طولانی ناگزیر گردید که بهترین ایّام نوجوانی خویش را در زندان بسر برد و عاقبت نیز در گیر و دار جوانی و پیش از آنکه به زندگی خود سامانی دهد این چنین ناکام و غیر منتظره از میان ما برفت.
از خداوند منّان برای این جوان رشید و غیرتمند و دو برادرش مغفرت و برای بازماندگان آنان صبر جزیل آرزو می کنم و امیدوارم که مرا نیز در اندوه از دست دادن عزیزان خود شریک و غمخوار خویش به شمار آورند.امید واثق دارم که غلامرضای عزیز و برادرانش مخاطبین این بیت خواهند بود:
وقتی که تو آمدی به دنیا عریان ،جمعی به تو خندان و تو بودی گریان ،کاری بکن ای دوست که وقت رفتن جمعی به تو گریان و تو باشی خندان !"انشاء الله"

ارسال کننده babak, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 01:17

*با سلام به دنبال اعلام خبر وصول استيضاح كردان در مجلس بسيار انقلابي و البته مردمي هشتم ،نه تنها صاحب نظران داخلي وخارجي انگشت حيرت به دهان گرفتند،بلكه شنيده ميشود كه حتي خود نمايندگان هم به اين كارشان باور ندارند! ريزه زاده نماينده كوچك مجلس در پاسخ به سوالي در اين خصوص كه چه شد كه اين كارو كرديد،در حاليكه هق هق اشكهايش امان وي را بريده بود و مامانش را ميخواست،با اشاره دست،مطهري ،نماينده تهران را نشان داده وگفت:اين گولـم زد!واين در حالي است كه تلاشهاي معاون حقوقي رئيس جمهور حتي با خريد قـاقـالـي لـي براي وي به نتيجه اي نرسيده است. با اعلام وصول استيضاح،چند اتفاق قابل پيش بيني است: - نمايندگان توبه كرده وبا اعلام برائت از دسيسه استكبارجهاني از طرح استيضاح منصرف خواهند شد! - نامه اي از سوي ... زميني مبني بر ((... زيادي نزدن))نمايندگان دريافت شده وآنها نامه را فصل الخطاب خود خواهند ساخت! - با وعده وعيدهاي احتمالي،واينطور كه كردان با خيال راحت نشسته است،استيضاح راي نياورده ودماغ ملت به وضوح خواهد سوخت! - فرياد (( العفو)) وتوبه نمايندگان بعد از مشاهده هاله ونورهاي اطراف كردان بلند شده وآنان سر به سجده خواهند نهاد! - البته چون انتخابات نزديك است،تا چند سال ديگر پرونده كردان براي بررسيهاي بيشتر به مراجع ذيصلاح ارجاع خواهد شد!! - در آخرين لحظات استيضاح،امضاها يكي يكي به خاطر حفظ نظام پس گرفته خواهد شد!!در همين راستا يكي از نمايندگان در گفتگو با خبرنگار ما كه از وي علت امضا وبعد پس گرفتن آنرا پرسيده بود،گفت:كي بود؟كي بود؟من نبودم،دستم بود،تقصير اين دلـم بود....!!

ارسال کننده دکتر سابق, در تاریخ 08 آبان 1387 ساعت 01:04

*با سلام اتفاقا در شهر ما ( مشگین شهر ) مکبر چند ساله نماز جمعه الان معاون فرماندار هست اگر دولت احمدی نژاد ادامه پیدا کند فرماندار هم میشود ضمنا آقای اعلمی ... جدید شهرمان آقای ... دست به تغییرات شدیدی در شهرستان زده و تغییرات محدود به یکی دو نفر نیست که بگیم کم کار یا نالایق بودند آقای ... کلا یک کابینه کامل در حد شهرستان را تعیین کرده اند تازه یک نفر از شوراهای قبلی شهر هم که ... هم هست و در دوران انتخابات هر روز ستاد یک کاندیید بود و سر آخر طعمشو پیدا کرد همانجا بیتوته کرد قراره فرمانداره بشه آیا تغییر مسئولان شهر و ادارات وظیفه نماینده شهر است پس چه کسی بر کار آنها نظارت خواهد کرد و داد مردم را خواهد ستاند ؟
اعلمی: اشتباه نکنید ،بخشدار و فرماندار و نماینده شدن مکبّر نماز جمعه و نظایر آن جنانچه شایستگی احراز این مسئولیت ها را داشته باشند ،در شرایط برابر نه تنها هیچ ایرادی ندارد بلکه می تواند یک امتیاز نیز تلقی شود ،بنابراین سخن بنده در مورد نحوه احراز این مسئولیت هاست و یک امام جمعه یا هر شخصیت دیگری مجاز نیست به هر قیمتی فرد دلخواه خود را به دیگران تحمیل نماید.ضمنا متاسفانه دخالت نمایندگان مجلس در انتصابات به صورت یک عرف غلط درآمده است.

ارسال کننده رضائییان, در تاریخ 07 آبان 1387 ساعت 22:21

 1 
صفحه 1 از 1 ( 29 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

ارسال یادداشت: داستان امام جمعه ای...

یادداشت خود را در زیر بنویسید:

(اجباری)

(اختیاری)

پست الکترونیک شما فقط توسط مدیر قابل مشاهده است و سایر کاربران قادر به دیدن آن نیستند.

(اختیاری)




<قبل   بعد>

اسلاید تصاویر


اسلاید تصاویر