در جوامعی که نظام پارلمانی آنها مبتنی بر نظام حزبی است ، بیش از آنکه افراد مبنا و محور تصمیم گیری ها قرار گیرند ،احزاب و برنامه هایشان ملاک عمل واقع می شوند ،از اینرو نظام قانونگذاری آنها و خروجی قوه مقننه نیز بجای آنکه مبتنی بر منافع فردی ، گروهی و جناحی و یا معطوف به بخشی نگری باشد ،نوعا ناظر به تامین منافع ملّی و مصالح عمومی است.
اما از آنجا که در نظام سیاسی ایران و نظام پارلمانی کشورمان ، نظام حزبی از چندان جایگاهی برخوردار نیست ،از اینرو خروجی نظام قانونگذاری ما نیز بیش از آنکه ناظر به مصالح ملّی و منافع عمومی باشد ،معطوف به حفظ منافع فردی ،جناحی ،صنفی و نگاه بخشی است.
براین اساس عملکرد ادوار قبلی مجلس شورای اسلامی نشان می دهد که بعید است قانونی به تصویب برسد که در بردارنده منافع عمومی و مصالح ملّی بوده اما در تضاد و یا حتی تنافر با مصالح شخصی نصف بعلاوه یک نمایندگان و یا صنف و جناح سیاسی خاص آنان باشد.
به عنوان مثال در چند دوره اخیر مجلس ،برخورداری از تحصیلات عالیه (بهتر است بگوئیم که دارا بودن مدرک دانشگاهی)، به یک موضوع مهم تبدیل و جزء شرایط غیر قابل اجتناب داوطلبان نمایندگی مجلس وانمود شده است ،حال آنکه از مجلس اول تا اواخر عمر مجلس پنجم یعنی تا تاریخ 78/9/6 تنها سواد خواندن و نوشتن برای انتخاب شوندگان کفایت می کرد لیکن به موازات ارتقاء سطح علمی(مدارک تحصیلی) دولتمردان و نمایندگان مجلس انگیزه آنها نیز برای تنگتر کردن دایره رقابت ها و حذف تعداد بیشتری از رقبا بنفع خود ،افزایش یافته و به همین سبب در اصلاحیه قانون انتخابات مصوب 78/9/6 ،دارا بودن حداقل مدرک فوق دیپلم و یا معادل آن جزء شرایط انتخاب شوندگان منظور شد.
از آنجا که به برکت وجود دانشگاه آزاد و دانشگاههای داخلی و خارجی فروشنده مدرک ،حوزه های علمیه و یا دانشگاههای اختصاصی و سهمیه های مختلفی که برای بعضی از دولتمردان در نظر گرفته می شود و همچنین سهمیه بسیجی فعّال! ،بر تعداد دارندگان مدارک دانشگاهی در میان مدیران و مسئولان قد و نیم قد و نمایندگان مجلس افزوده شده ،از اینرو در 85/10/13 طی ماده واحده ای " داشتن مدرك تحصيلي كارشناسي ارشد يا معادل آن" جزء شرایط انتخاب شوندگان لحاظ شد و در تبصره ذیل آن قید گردید که " مدرك تحصيلي ليسانس يا معادل آن به شرط داشتن پنج سال سابقه خدمت اجرائي در سطح كارشناسي و بالاتر در بخشهاي خصوصي يا دولتي و ياپنجسال سابقه فعاليت آموزشي و يا پژوهشي با تأييد مراجع ذيربط و يا سابقه يك دوره نمايندگي مجلس ميتواند جايگزين مدرك كارشناسي ارشد باشد" و چون با این مصوبه برخی از همکاران ما در مجلس هفتم از حضور در انتخابات مجلس هشتم محروم می شدند از اینرو در اثر لابی های به عمل آمده قانون انتخابات مجددا در 86/1/26 به شرح زیر اصلاح شد و با افزدودن تبصره 3 به ذیل ماده 28 این قانون دلخوری آندسته از نمایندگان فاقد شرایط مذکور هم از میان رفته و باین ترتیب رضایتمندی همه نمایندگان جلب شد: "هر دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي معادل يك مقطع تحصيلي فقط براي شركت در انتخابات محسوب ميشود."!
روز گذشته نیز همین روند با الحاق یک بند و 2 تبصره به ماده 35 قانون انتخابات ریاست جمهوری ادامه یافت تا بر خلاف همه کشورهای توسعه یافته و نزدیک به اتفاق کشورهای در حال توسعه ،گوی قدرت تنها در میان خودی ها و لایه ای از افراد خاص دست بدست گردد که به شیوه های مرسوم و نوعا فارغ از نظام شایسته سالاری به سطوح مختلف مدیریتی راه یافته اند و بدینوسیله مانع از گردش قدرت در میان طیف وسیعتری از مردم شوند که ورود آنان در پست های مذکور ناممکن و یا دشوار است؛
در صورت نهائی شدن طرحی که نمایندگان مجلس هشتم به تصویب رساندند ،از اين پس علاوه بر تنگناهای ایجاد شده در اثر نظارت استصوابی شورای نگهبان و تفسیر کاملا مضیّق از رجل سیاسی و مذهبی و نظایر آن و همچنین شرایط مذکور در اصل 115 که عینا در قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز بیان شده است ،داوطلبان نامزدی رياست جمهوري بايد هنگام ثبت نام دارای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر و یا معادل حوزوی آن باشند و سابقه تصدی یکی از عناوین ،مشاغل و مناصب کشوری و لشگری را هم در کارنامه خود دارا باشند که در عمل ورود به قلمرو آن برای بیش از 99 درصد مردم ناممکن و یا دشوار است.
مناصب یاد شده عبارتند از: رئیس جمهور و معاونان وی، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس و نمایندگان منصوب مقام رهبری در نهادها و استانها، رئیس قوه قضائیه، معاونان وی، روسای دیوان عالی کشور، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان عدالت اداری، سازمان قضایی نیروهای مسلح ، دادستان کل کشور، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر آن و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و دبیرآن، اعضای شورای نگهبان (فقها و حقوقدانان) ،وزیران، امرا و سرداران و فرماندهان عالی نیروهای مسلح، رئیس و معاونان سازمان صدا و سیما، روسای سازمان ها و نهادهای کشور، سفرا، استانداران و شهرداران کلان شهرها، مدرسین سطوح عالی حوزه های علمیه و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها با مدارک علمی دانشگاه ها با مدارک علمی استاد یاری و بالاتر، روسا، دبیران کل و قائم مقام آنان و دبیران سیاسی احزاب و جمعیت های سیاسی رسمی در سطح ملی و مدیران مسئول و سردبیران روزنامه های کثیرالانتشار، حقوقدانان و وکلای پایه یک با 10 سال سابقه کار و مدیران غیر دولتی در حوزه های صنعتی، اقتصادی و فرهنگی در سطوح ملی
فارغ از تنگ نظری های رو به گسترش طیف اقتدار گرا و تمامت خواه کشور و تحدید حقوق سیاسی و اجتماعی طیف وسیعی از جامعه توسط آنان ،این مصوبه چند ایراد اساسی هم دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود:
الف- طرح مذکور حکیمانه نبوده و از یک منطق خاص پیروی نمی کند
همواره فرض بر این بوده که قانونگذار حکیم است و قانون را براساس حکمت و مصلحت تصویب می کند ،از اینرو در وهله نخست انتظار می رود که قانون مصوب از یک منطق خاص پیروی نماید.
منطق اعلام شده برای تصویب طرح پیشنهادی مذکور این بوده است که برای حفظ آبرو و اعتبار نظام مانع از کاندیداتوری افراد فاقد صلاحیت در انتخابات ریاست جمهوری شوند ،گرچه این استدلال به هیچوجه منطقی نیست و صرفنظر از اینکه نداشتن مدرک فوق لیسانس و بالاتر و یا عدم تصدی مناصب احصاء شده توسط یک فرد دلیل عدم صلاحیت او نیست و همچنین گذشته از اینکه دارا بودن مدرک فوق لیسانس و تصدی مناصب مذکور در این مصوبه الزاما دلیل و نشانه شایستگی افراد موصوف نمی باشد ،اولین سوالی که در این رابطه به ذهن متبادر می شود این است که با کدام منطق تعریف شده روساي سازمان ها و نهادهاي مختلف كشور (از جمله رئیس سازمان بازیافت شهرداری)، سفرا (از جمله سفیرجمهوری اسلامی در بورکینا فاسو) ،شهرداران كلان شهرها ، مدرسين سطوح عالي حوزه هاي علمي و اعضاي هيات علمي دانشگاه ها با مدارك علمي استادياري و بالاتر ، روسا ، دبيران كل و قائم مقام آنان و دبيران سياسي احزاب و جمعيت هاي سياسي رسمي در سطح ملي و مديران مسئول و سردبيران روزنامه هاي كثيرالانتشار ،مديران غير دولتي در حوزه هاي صنعتي، اقتصادي و فرهنگي در سطوح ملي (از جمله مدیر عامل سایپا!!) که بعضا به لطف روابط دوستانه به چنین مناصبی رسیده اند حتّی با کمترین سابقه و تجربه می توانند داوطلب ریاست جمهوری شوند ،اما سرپرستان وزارتخانه ها ،معاونین وزراء ،مشاوران رئیس جمهور و وزراء و رئیس قوه قضائیه،رئیس دیوان محاسبات ، مدیران کل وزارتخانه ها ، معاونین سازمان صدا و سیما ،معاونین استانداران ،فرمانداران اعم از فرمانداران کلانشهرها ، حقوقدانان با کمتر از ده سال سابقه ،سردبیران و مدیران عامل خبرگزاری ها ،نویسندگان ، دانشمندان و ... با دارا بودن چندین سال سابقه نمی توانند داوطلب ریاست جمهوری شوند!؟
با وجود تنگ نظری های موجود در مصوبه مزبور ، گنجاندن مدیران مسئول و سردبیران روزنامه ها و دبيران سياسي احزاب و جمعيت هاي سياسي و مديران مسئول و سردبيران روزنامه هاي كثيرالانتشار در این طرح قدری عجیب بنظر می رسد و به همین سبب شائبه نوعی حق السکوت به ارباب جرائد و گروههای سیاسی را تقویت می کند تا بلکه بدینوسیله از انگیزه رسانه ها نسبت به نقّادی این طرح ناپخته و غیرقانونی بکاهند.
ب- شائبه سیاسی بودن طرح
با توجه به اینکه زمزمه کاندیداتوری اشخاصی نظیر خاتمی و کروبی در انتخابات پیش رو وجود دارد و آقای کروبی رسما حضور خود را اعلام کرده است ،ممکن است این شائبه سیاسی پدید آید که هدف طرح مذکور حذف این دو شخصیت از عرصه رقابت هاست زیرا در صورت تصویب نهائی این طرح آقایان خاتمی و کروبي بدلیل دارا بودن مدرک لیسانس عملا از شرکت در انتخابات محروم خواهند شد مگر اینکه تحصیلات حوزوی آنها را معادل فوق لیسانس در نظر بگیرند که در اینصورت ارزشیابی تحصیلات حوزوی اشخاص مذکور نیز می تواند خود به چالش دیگری علیه آنان مبدّل شود.
ج- به همراه داشتن تالی فاسد
این قبیل طرح ها و مشروط و محدود شدن جواز ورود به قدرت ،به دارا بودن مدرک دانشگاهی محض که الزاما حاکی از وجود دانش و تجربه در نزد صاحبان آن نیست ،تنها مدرک زدگی و انگیزه و اندیشه های "کردانیزمی" را در کشور توسعه می دهد و افراد را مانند فلان نماینده وادار می سازد که مدرک لیسانس خود را ظرف کمتر از یکماه از یکی از دانشگاههای باکو و یا کشورهای دیگر خریدار کرده و یا اینکه صف چاکری و سرسپردگی جمع کثیری از اشخاص حقیقی و حقوقی و بویژه نمایندگان مجلس به رئیس دانشگاه آزاد را برای اخذ مدارک رانتی و سهل الوصول از دانشگاه آزاد و نظایر آنرا طولانی تر سازد!
د- تعارض آشکار با قانون اساسی
مهمترین ایراد این مصوبه مغایرت آشکار آن با اصول قانون اساسی است.
1-تنگ کردن دایره حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن ملت ایران و مشروط کردن داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به صاحبان مناصبی که اغلب خودی ها امکان احراز آنرا پیدا می کنند و لاجرم منحصر کردن احراز پست ریاست جمهوری به تعداد معدودی از هیات حاکمه ،نوعی اریستوکراسی و مصداق بارز تبعیض نارواست و در تعارض با بند 9 اصل سوم و اصول6 ، 19 ، 20 و 56 قانون اساسی است که ضمن احترام به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود ،همه افراد ملت را دارای حقوق مساوی بیان و حاکمیت را موظف به بسیج همه امكانات خود براي رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه هاي مادي و معنوي کرده است.
2-اصل 115 قانون اساسی در مقام بیان ،شرایط انتخاب شوندگان را در 6 بند بطور حصری احصاء کرده است ،ماده 35 قانون انتخابات ریاست جمهوری مصوّب 1364/4/5 نیز به پیروی از اصل مذکور عینا مقرر می دارد که انتخاب شوندگان باید از رجال مذهبي، سياسي ، ايرانيالاصل ، تابعيت كشور جمهوری اسلامي ايران ، مدير و مدبّر ،داراي حسن سابقه و امانت و تقوي ، مؤمن و معتقد به مباني جمهوری اسلامی اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور باشند. از اینرو اضافه کردن هر شرط دیگری افزون بر شرایط مذکور در اصل 115 این قانون به شرایط داوطلبان به منزله توسیع قانون اساسی و تضییق مصادیق واجد شرایط در اصل موصوف و همچنین افزودن متمّم به قانون اساسی است که از صلاحیت مجلس شورای اسلامی خارج است.
جالب اینجاست که رییس مجلس شورای اسلامی نیز که از او انتظار می رود به عنوان رئیس نهاد قانونگذاری کشور نسبت به قانون اساسی اشراف لازم را داشته باشد ،در حمایت از پیشنهاد یکی از نمایندگان به قیاس مع الفارق روی آورده و طی اظهار نظری عجیب به مقایسه شرط مدرک فوق لیسانس برای داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و داوطلبان نمایندگی مجلس پرداخته و می گوید: "همانطور که مجلس داشتن مدرک کارشناسی ارشد یا معادل حوزوی آن را یکی از شرایط نامزدی در انتخابات مجلس قرار داده است، اکنون نیز این شرط برای ریاست جمهوری پیشنهاد شده است."!!
و حال آنکه بموجب اصل 62 قانون اساسی شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان و كيفيت انتخابات مجلس را مجلس معين می کند ،در حالیکه اصل 115 همین قانون خود بصورت پیشاپیش شرایط داوطلبان ریاست جمهوری را بطور حصری تعیین کرده است و مجلس طبق اصل 116 قانون اساسی تنها مجاز است که "نحوه برگزاري انتخاب رييس جمهوري" را بیان كند.
گفتنی است که پیش از این نیز در 1360/4/14 مجلس شورای اسلامی لایحه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران را به تصویب رساند که در بند هفتم ماده 10 آن علاوه بر 6 شرط مندرج در اصل 115 قانون اساسی ، شرط دیگری نیز مبنی بر دارا بودن حداقل 30 سال پیش بینی شده بود. لیکن شورای نگهبان طی نامه 2907مورخ 60/4/15 در پاسخ به نامه شماره 880-ق مورخ 60/4/14 رئیس وقت مجلس شورای اسلامی نوشت: "بند 7 ماده 10 لایحه مزبور که از جمله شرایط داوطلبان ریاست جمهوری را داشتن حداقل 30 سال سن قرار داده است با توجه به اینکه اصل 115 قانون اساسی در مقام بیان شرایط رئیس جمهور شرایط را احصاء کرده و نصاب سنی تعیین نشده است ...بنظر اکثریت اعضای شورای نگهبان مغایر قانون اساسی می باشد."
بار دیگر در 1364/3/13 ، لایحه جدید انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران با تغییراتی به تصویب مجلس رسید که در ماده 35 آن اضافه بر 6 شرط مذکور در اصل 115 ،سه شرط دیگر نیز به شرح زیر اضافه شده بود: "7-اعتقاد و التزام عملی بولایت فقیه و قانون اساسی 8-سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینائی و شنوائی و گویائی و توانائی در حد ایفای وظایف ریاست جمهوری 9-عدم محرومیت از حقوق اجتماعی "
و همچنین در ماده 37 آن آمده بود "اشخاص زیر از داوطلب شدن ریاست جمهوری محرومند:1-کسانیکه در جهت تحکیم مبانی رژیم سابق نقش موثر و فعال داشته اند 2-مالکان بزرگ که زمین های موات را بنام خود ثبت داده اند 3-وابستگان تشکیلاتی به احزاب ،سازمان ها و گروههائی که غیر قانونی بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده است 4-کسانیکه بجرم اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران محکوم شده اند 5-محکومان به ارتداد به حکم محاکم صالحه قضائی 6-مشهوران به فساد و متجاهران به فسق 7-محکومین به حدود شرعی 8-معتادین به مواد مخدر 9-محجورین و کسانیکه به حکم دادگاه مشمول اصل 49 قانون اساسی باشند."
اما این بار نیز شورای نگهبان طی نامه 3681 مورخ 64/3/25 در پاسخ به نامه شماره 1344-ق مورخ 1364/3/16 رئیس وقت مجلس شورای اسلامی به بندهای 7 ،8 و 9 لایحه مذکور ایراد گرفته و نوشت: "3-در بند 7 و 8 و 9 ماده 35 و نیز بندهای 1 تا 9 ماده 37 هرچند بعضی شرایط و علل محرومیت به شرایطی مثل حسن سابقه و امانت و تقوی مرتبط می باشد لکن علاوه کردن شرایط یا در نظر گرفتن موانع در کنار شرایط مصرح در اصل 115 قانون اساسی با اصل مذکور مغایرت دارد."
ه- در این مصوبه تشخیص رجل مذهبی و سیاسی بودن داوطلبان نیز رسما به شورای نگهبان واگذار شده است. گرچه پس از دومین انتخابات ریاست جمهوری پیوسته این شورای نگهبان بوده است که با تفسیر خود از اصول 99 و 118 قانون اساسی مرجع تشخیص رجل سیاسی و مذهبی بودن داوطلبان ریاست جمهوری هم بوده است اما با توجه باینکه دریچه نگاه آنان همواره به حیات خلوت گروه محدودی از خودی ها و افراد مورد تائید نهادهای انتصابی باز می شود و به این اعتبار تجربه نشان داده است که از منظر شورای نگهبان در جمع 70 میلیون ایرانی تنها به تعداد انگشتان دو دست رجل سیاسی و مذهبی وجود دارد و لاغیر! از اینرو قانون باید سازوکاری را طراحی کند که تشخیص این امر از هرگونه اعمال سلیقه تنگ نظرانه شورای نگهبان خارج و همچون تعیین مرجع تقلید به عرف و انتخاب کنندگان آن واگذار شود.
یادداشت
*جناب اعلمي اجازه بفرمائيد خودم را معرفي كنم. من بدبخت بيچارهاي هستم كه در زمان بمبارنهاي صدام بدنيا آمدم. پدرم كشته شد و مادرم با هزار مشقت مرابزرگ كرد. و به قول مادرم حالا با اين گراني يك شاهي مون گروي صنار . دو روز پيش افسر انتظامي جمهوري اسلامي مادر 48 ساله مرا در وليعصر ... خياباني خطاب كرد چون مقنعه بر سر نداشت و در جواب اعتراض مادرم وي را تهديد كرد كه توي زنداني خواهد نداختش كه روزي هزار مرد و نامرد ... جناب اعلمي من نه قصد نمك پاشيدن بر زخم مادرم را دارم و نه احساس خوبي از نوشتن حكايت ميبرم ونه فكر ميكنم كه شما از خواندن آن لذت ببريد. ولي به اين دليل واضح مينويسم كه شما دقيقا بفهميد كه ما ملت بي پناه از دست اين حكومتي كه شما و امثال شما بر سر ما آورديد چه ميكشيم.
ارسال کننده افخمي, در تاریخ 27 آبان 1387 ساعت 09:39
*آقاي اعلمي سلام
با توجه به خبرهاي چند روز گذشته ومطلبي كه شما نوشته ايد آيا صداي پاي نظاميان و ديكتاتوري بگوش نميرسد؟ .ديكتاتوري بدتر از پاكستان ؟
ارسال کننده رهگذر, در تاریخ 26 آبان 1387 ساعت 12:12
*جناب اعلمي اگر كار با دعا و ثنا درست بشو بود كه تا بحال با سي سال دعا و ثناهاي شماها وضع اين ملك و ملت بايد خيلي بهتر از اين ميبود. مثلا در جنگ با عراق بايد پيروز ميشديد. واقعیت های جامعه هم كه شما از آن صحبت ميفرمائيد يك نوع فرار از مسئوليت ميباشد كه همه شماها انقلابيون در آن استاد ميباشيد سرآمد همه هم جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمين محمد خاتمي. جناب اعلمي دست از دعا و ثنا برداريد و يك كاري بكنيد.
اعلمی: خوشا به سعادت شما که مسئولیت پذیرید اما حتی حاضر نیستید که نام و نشان کامل خود را هم در زیر یادداشتتان قرار دهید!!
ارسال کننده افخمي, در تاریخ 22 آبان 1387 ساعت 21:30
*جهت اطلاع آقای خاتمی دارای فوق لیسانس علوم تربیتی هستند پس مشکلی برای انتخابات ندارند.
اعلمی: اطلاعات حقیر حاکی است که مدرک ایشان لیسانس است و از نظر بنده داشتن مدرک فوق لیسانس و یا بالاتر مهم نیست ،مهم این است که رئیس جمهور ایران از فهم ، شعور ، تدبیر ، درایت ، مدیریت ، شجاعت ، اقتدار و عزم لازم برای اداره یک کشور و انجام اصلاحات اساسی در ایران و تامین آزادی های مشروع مردم برخوردار باشد والّا بسیاری از کسانی که عنوان دکترا را یدک می کشند باندازه یک دیپلمه فهیم و آگاه از درک و شعور و سواد لازم برخوردار نیستند.
ارسال کننده مسعود, در تاریخ 22 آبان 1387 ساعت 16:58
*سلام، خسته نباشید،
سوالی داشتم: اینکه می گویند 'صدها روزنامه به جان دولت افتاده اند'، یا می گویند 'شما در انتقاد از دولت آخرت خود را به دنیایتان فروخته اید از خدا بترسید' یعنی چه؟
آیا فریاد در مقابل فساد دولت ... گناه کبیره است؟
معنی این حرف که اگر آسیبی به نظام برسد ظالم و همه را یکجا خواهد گرفت، یعنی نباید بر علیه دولت ... حرف زد هر چند حق باشد.
خوب اگر این طور است حکومت شاهان ظالم چه فرقی با حکومت ما دارد؟ آیا قیام مردم بر علیه عثمان گناه کبیره بود؟
لطفا نظر خود را بگویید...
اعلمی:تصور می کنم که مقصود گوینده از بیان عبارت فوق مخالفت با انتقاد سازنده و مشفقانه نسبت به دولت نیست بلکه این سخنان معطوف به لزوم اجتناب از هرگونه تخریب و غرض ورزی است و خصومت ورزی علیه دولت است.
ارسال کننده اسلان, در تاریخ 21 آبان 1387 ساعت 22:01
*جناب اعلمي در مصاحبه با روز فرموديد كه:
اهتمام لازم براي توسعه سياسي و گسترش آزادي هاي سياسي و فرهنگي در چارچوب قوانين موجود و فراهم ساختن بستر مناسب براي اعمال حاکميت مردم بر سرنوشت خويش و اداره کشور. خير جناب اعلمي. تمام مشكلات امروز و فرداي مملكت همه از نارسا بودن چارچوب قوانين موجود ميباشد باالاخص قانون اساسي جمهوري .... اگر شما هنوز بر اين هستيد كه از اين خار خرما ببريد در ...
اعلمی: باور کنید که اگر مودّبانه هم بنویسید کسی بر شما خرده نخواهد گرفت که چرا مودبانه منظور خود را بیان می کنید!دعا کنید که آزادی های مصرّح در قانون اساسی اجرا بشود بقیه آن پیش کش! من برخلاف شما در فضا سخن نمی گویم آنچه می گویم باید با واقعیت های جامعه هم سر سازگاری داشته باشد. وانگهی استفاده از پسوند قانونی برای این است که گوینده را به دفاع از آزدای های بدون قید و شرط و بی بند و باری متهم نکنند.
ارسال کننده Afkhami, در تاریخ 21 آبان 1387 ساعت 21:12
*سلام
قدرت همچون آب شوریست که هرچقدر بنوشی باز تشنه تر میشوی.زبان حال عده کثیری از مسوولین ما.اما بیگمان همه میدانیم چرخش قدرت بر مدار خود خواهد چرخید چه انسان قدرت طلب بخواهد و چه نخواهد .روزگار کار خود را خواهد کرد با رسم زمانه نمیشود جنگید آنکه امروز در مسند قدرت است فردا در خاک ذلت میافتدو آنکه امروز در زمره ضعیفان است فردا در صف کاوه صفتان خواهد بود و با ظلم و جور ستمگران خواهدجنگید..اما چیزی که هست وجدان و درد وجدان است.آیا طالب قدرت با خیال آسوده و بدون وجدان درد کابینه قدرت را ترک خواهد گفت؟این را من و ماها نمیتوانیم قضاوت کنیم فقط روز محشر خداست که میزان حقیقی سنجش خوبیهاست
ارسال کننده رقیه بنایی, در تاریخ 21 آبان 1387 ساعت 13:09
*با سلام به محضر بزرگوارم جناب اقاى اعلمي با فرار رسيدن زاد روز هشتمين اختر آسمان ولايت حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضاعليه السلام برشما سرورگراميم مبارك باد)
ارسال کننده MOSA, در تاریخ 21 آبان 1387 ساعت 10:37
*با سلام. لطفا در مواردی که به تبریز نشریف میفرمائید جلساتی را جهت دیدار هواداران و دوستدارانتان را تشکیل دهید.
اعلمی: آقا مهدی سلام ،راهش این است که دوستان جلسه بگذارند و از بنده هم برای حضور در این جلسه دعوت کنند.
ارسال کننده mehdi, در تاریخ 20 آبان 1387 ساعت 23:20
*با سلام
با تشكر از پاسخ آقاي اعلمي به يادداشت babak مي خواستم چند نكته را به عنوان يك شهروند ايراني اهل آذربايجان خدمت ايشان عرض نمايم:
1- آيا مشكلات مردم آذربايجان چيزي غير از نبود آزادي در جامعه براي بيان عقايد گوناگون ، محروم شدن اكثريت جامعه ايراني از حق انتخاب شدن ، محدود شدن قدرت در يك طيف خاص ، نابودي فرهنگ اقوام به بهانه وحدت ، تورم ، بيكاري و فقرمي باشد و آيا در يادداشتهاي آقاي اعلمي به مواردي غير از آن اشاره مي شود؟
2-بهتر است احساسات ناسيوناليستي خود را در راستاي سعادت و نجات براي تمام ايران صرف نماييد ونه ايجاد دشمن و سؤظن نسبت به مردم فرهيخته آذربايجان .
كه شهريار چه زيبا اشاره مي كند:
'هنوز از ماست گر روزي ايران را فرج باشد'
ارسال کننده دامون, در تاریخ 20 آبان 1387 ساعت 18:04
*با عرض سلام چند وقتی است که از دکتر سابق خبری نیست؟
ارسال کننده اشکان, در تاریخ 20 آبان 1387 ساعت 14:28
*سلام
با اجازه مديريت محترم و جناب اعلمي توجه دوستمان «حميدرضا» را به نكات زير جلب مي كنم:
1) جناب اعلمي با استدلال انتقاد خود را نسبت به اين موضوع اعلام كرده اند و طبيعي است كه بر هر استدلالي مي توان خدشه وارد كرد ولي با منطق. پس بهتر است اگر شما با اين نظرات مخالفيد، در رد استدلال ها بكوشيد. شما ايشان را به جبهه گيري و عدم عدالت در نقد متهم كرده ايد فقط به خاطر اين كه در اين مورد با ايشان مخالفيد.
2) مدرك فوق ليسانس آنچنان بي حساب وكتاب شده است هر ناآموخته و نافرهيخته اي مي تواند آن را بخرد. پس اين قانون مانع بي بند و باري در ثبت نام نامزدها نخواهد بود.
3) سيستمي كه قائل به دسته بندي مردم «عوام نادان» و «خواص دانا» باشد قطعا با مردم سالاري منافات دارد. عوام حتي اگر نادان نيز باشند مي توانند به تدريج و با سعي و خطا به كفي از دانايي برسند مشروط به اين كه شرايط به گونه اي نباشد كه اين عوام نتايج را حاصل از اقدامات و تصميمات خود ببينند.
4)براي جلوگيري از بي بند وباري مورد اشاره جنابعالي، روش هاي آزموده اي در ممالكي از طيف هاي مختلف هست كه اگر «...اختراع چرخ» اجازه دهد به راحتي ما ايرانيان نيز مي توانيم الگوبرداري كنيم.
5) اگر خواستيد نقد خود بر استدلال هاي جناب اعلمي را بنويسيد، لطفا به نظرات من هم كه در اولين پست نوشته ام نظري به لطف نقد داشته باشيد.
با آرزوي توفيق
ارسال کننده حسين, در تاریخ 20 آبان 1387 ساعت 13:35
ba salm mojada khdmate jenabe agaye alami agaye alami khode shoma behtar az man mi danid ke dar tule tarikh azarbija hamishe mazlum bude ast man az shoma soali daram .agar shoma yeki az boland paye haye iran bashid maslan raise jomhur, dar tahagoge khaste haye gomi va dini mellate iran karhi ra anjam bedahid vejdan che karhayi anjam midahid ba tashakor
ارسال کننده babak, در تاریخ 20 آبان 1387 ساعت 12:03
*سلام
بعد از این تصمیم، زمزه تنگتر و محدود نمودن دایره قدرت با محدودیت سن به گوش می رسدد اما حال چه باید کرد حریف قدرت دارد و ابزار لازم او ترس می کارد محدود به حدود خود می کند !!!
ارسال کننده محمد, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 22:40
*سلام اکبر اقا
من شما را خیلی دوست دارم و از اینکه با وجود قدرت از نظر شرف و انسانیت سالم ماندید و سربلند خوشحالم
این تذکر را هم صرفا به خاطر علاقه به شما میگویم
به تمام تصمیمات دولت مردان و مجلسیان انتقاد نکنید و انتقادهایتان را جهت اصلاح بیان کنید
اقای اعلمی عزیز این مصوبه مجلس که شما از ان به تنگتر کردن محدوده گردش قدرت تعبیر کردید در حقیقت مصداقی کردن و جلوگیری از بیند و باری در کاندیداتوری بود
چرا که شما بهتر از میدانید که نصیر و ناصر و قلی و ولی . شهین و ... هیچوقت شاخص انتخاب شدن را ندارند و فقط سبب تمسخر انتخابات میش.وند
و شاید هم سبب راحتی شورای نگهبان برای حذف چهرهای متوسط در انتخابات
موفق باشید
jenabe agaye alami kheste nabashid han tor ke khode shoma motaleh hastid bash az80 darsad bazdid konandegan az sayte shoma ra tork ha tashkil mi dahand va khod shoma niz behtar az man mi danid ke 30 melyun az kole iran ra tork ha tashkil midahand khahesham az shom in hast ke modafe mellate tork bashid chon in azarbijaniha hastand ke hamishe dustare shoma budand shoma bayad bishtare fekro zekretan mellat azarbijan bashad na iran
اعلمی: بابک خان ممکن است بفرمائید که بر چه اساسی می فرمائید که بیش از 80 درصد بازدید کنندگان سایت حقیر را عزیزان ترک زبان تشکیل می دهند!؟ و اساسا چه دلیلی دارد که ترک زبانان را از ملت ایران جدا می فرمائید!؟ من معتقدم که همه مردم ایران اعم از ترک و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و قشقائی و فارس و ...همه در کنار هم ملت ایران را تشکیل می دهند و در غم ها و شادی ها ، کامیابی و ناکامی ها ،شکست و پیروزی ها ،هنجارها و ناهنجاری ها با هم شریکند و لذا نتیجه هر گونه تلاش برای حل مشکلات کشور عاید همه مردم فارغ از زبان آنان خواهد شد.به عبارت دیگر مادامیکه مشکلات ایران حل نشده مشکلات مردم آذربایجان نیز لاینحل باقی خواهد ماند و برعکس. موفق باشید
ارسال کننده بابک, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 19:22
*آقا کروبی را نمی دانم اما آقای خاتمی غیر از تحصیلات حوزوی فوق لیسانس علوم تربیتی دارد
اعلمی: با وجود اینکه آقای خاتمی در رشته مذکور پذیرفته شدند اما بدلایلی که خود می دانند آنرا ادامه ندادند و مدرک فوق لیسانس را دریافت نکردند و البته این موضوع به عقیده من اهمیتی هم ندارد و اتفاقا بیانگر این است که آقای خاتمی بر خلاف دیگران با وجود اینکه می توانستند اما از وقت مردم ندزدیده و در حین کار به تحصیل رانتی ادامه نداده اند و همچنانکه اشاره شد در ایران مدرک تحصیلی الزاما دلیل سواد افراد نیست و تازه بدوران رسیده های کشور که مدارک کیلوئی دریافت کرده اند برخلاف دیگر کشورها آنرا ملاک برتری و امتیاز افراد نسبت به یکدیگر می پندارند، حال کافیست از پیشنهاد دهنده این طرح سوال بفرمائید که اگر دانشگاه آزاد نبود آیا این توانائی را داشتید که مدرک فعلی را اخذ کنید و برای آب خوردن هم شرط دارا بودن مدرک را قرار دهید!؟ اساسا بسیاری از اشخاصی که هم اکنون مدعی هستند دارای مدرک دکترا می باشند ، نوعا با دیپلم وارد نهادهای متبوع خود شده اند و چه بسا اکثر آنها هم اعلام می کنند که سه شیفته مشغول خدمت به مردم بوده اند اکنون باید از آنان پرسید کی وقت مطالعه پیدا کرده اید! امیدوارم که خداوند از سر تقصیرات کسانی که ما را اینچنین گرفتار مدرک زدگی کرده اند نگذرد؟
ارسال کننده amir, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 17:42
*درود بر شما اقاي اعلمي
مدرك تحصيلي شما را ميخواستم بدونم تا چه مقطع و در چه رشته
با احترامات فراوان
اعلمی:به بخش مسئولیت ها مراجعه نمائید
ارسال کننده بهزاد, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 17:28
*آقاي اعلمي ملت آذربايجان نياز مبرمي به يك حزب قدرتمند دارد كه شما به عنوان يك فرد آگاه در اين زمينه هستيد كه ميتوانيد اين كار را انجام دهيد بس چراحزبي تشكيل نمي دهيد مي دانيم كه دست امسال شما را در اين كار ها مي بندند منتها در مقابل روباه بايد روباه بود نه شير. يكي از مشكلات سازمان دهنده هاي ملت تركت اين است كه اين سازمان دهنده ها خود را شير فرض مي كنند در حالي كه بايد روباه باشند تا بتوانند براي ملت خود كار موثري انجام دهند.البته به نظر من و دوستان من ملت ترك آذربايجان سرزودار(باشچي)ندارد
اعلمی: به عقیده من بیش از هرچیز ایران و ملت ایران به یک حزب واقعی و قدرتمند که مستقل از قدرت تشکیل می شود نیاز مبرم دارد.
ارسال کننده امير, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 16:57
*با درود و تشكر از تحليل دقيق و مستدلتان
همواره با نزديك شدن به زمان انتخابات خصوصاً انتخابات رياست جمهوري،محافلي مانند مجلس وارد بحثهايي مي شوند و به مسائلي ميپردازند كه حاصل آن جز تشويش فكري و نگراني اذهان عمومي چيز ديگري نيست و در هر دوره اي كه نگاه كنيد كم و بيش اين موضوع مشاهده مي شود مانند پرداختن به موضوع خريد خدمت سربازي يا همين بحث ميزان تحصيلات كانديداهاي رياست جمهوري و از آن خنده دار تر شرط سني براي شركت كنندگان در انتخابات است كه اين مورد شرط سني نيز در حال مطرح شدن در مجلس مي باشد و نتيجه نهايي همه اينهاجز به گفته جنابعالي بسته شدن دايره قدرت و جلوگيري از ورود ناخواسته افراد (نظير دوم خردادو...) چيز ديگري نخواهد بود.
با سپاس
ارسال کننده حق, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 15:14
*آقای اکبر اعلمی سلام!
رسانه های رسمی نوشتن که 'آقای اکبر اعلمی اعلام کرد که وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری می شود' از آنجایی که توضیح خواستنداز نامزدهای ریاست جمهوری حق طبیعی شهروندان می باشد، لطفا توضیح دهید، طبق قانون ولایت فقیه از کجا و چقدر در ماه حقوق دریافت می کنند؟
اعلمی:سلام ، از اینکه آیا مقام رهبری نیز از بودجه عمومی دولت حقوقی دریافت می کنند یا خیر کوچکترین اطلاعی ندارم اما هر سال در قانون بودجه برای نهاد رهبری اعتباری تخصیص می یابد.تصور می کنم که اگر این سوال را از دفتر رهبری هم مطرح نمائید دلیلی ندارد که پاسخ ندهند
*سلام
مدرک گرفتن چیزی نیست که
همه جا می فروشن در هر رشته ای مثلا دانشگاه پونا 8 میلیون خرج داره با ریزنمرات کارت دانشجویی ... مدرک که گرفتی تقریبا تو 2 هفته نهایت ، باید یه لابی پیدا کنی در ... برات ردیف کنه بعدا می شی آقای دکتر ...
دانشگاه های آمریکا هم می دن
www.afarand.net یه سری به این سایت بزنید
فقط یه لابی می خواد یه چیزی بدی تا در ... ارزشیابی بشه
دانشگاه باکو قبلا می داد الان دیگه خیلی سخت می گیرن نمی دن
در مورد قانون هم ببنید چی شده که شاهرودی هم گفته ' حقوق عامه آن گونه كه در قانون اساسي آمده، تامين نشده است' خوبه که لااقل خودشان می دونن
ارسال کننده امیر امکانی, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 14:09
*با درود فراوان،
آقای اعلمی به نظر شما نظام حکومتی ایران چه برتری نسبت به نظام حکومتی کشورهای پیشرفته دنیا دارد؟
فقط یک مورد را بفرمائید ممنون خواهم بود!چون بنده دلیل این تقدس را هنوز نفهمیده ام.
در ضمن به نظر من اگر میگفتند که رئیس جمهور باید بالای 170 سانتیمتر باشد و قابل نظاره!کمی قابل قبول تر مینمود و البته مفیدتر!!!!.
با آرزوی سلامت برای شما.
کوچه بازاری عوام الفکر بیسواد.
ارسال کننده کوچه بازاری, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 13:46
*با سلام
دراین طرح سابقه قبلی ریاست جمهوری به عنوان یک پایه تحصیلی درنظر گرفته نشده و این درحالی است که برای نمایندگی مجلس سابقه نمایندگی معادل یک پایه تحصیلی در نظر گرفته شده است.
ارسال کننده مجید, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 13:14
*آقای اعلمی بسیار عالی و به موقع بود من هم این مصوبه را از رادیو شنیدم و طبق معمول فقط حرص و جوش خوردم در مورد این مدارک با مثلا علمی باید بگم نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه آمدو در جا وزیر کشور شد.با این وجود مثل همیشه میگویم= گله جک بیزیمدیر
*بهتر نيست دولتمردان و اقتدارگريان يكباره اعلام كنند كه رئيس جمهور و كابينه (نمايندگان و اعضاي شوراي شهر و ... را نيز خودمان انتخاب مي كنيم و مردم بروند دنبال نون درآرودن
اينطوري همه خيالشون راحت ميشه راي و نظرشون كشكي بيش نيست و براي سياه بازي هست ؟؟؟ اينطوري ديگه هزينه انتخابات هم گردن اين مردم نمي افته
ارسال کننده موسوي, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 11:11
*سلام
تحليلتان از تناقض هاي اين مصوبه با قانون اساسي بسيار دقيق بود و موضع رئيس مجلس مايه تاسف.
من صرف نظر از اين تناقض ها، از نگاه منطقي نيز با اين قضيه مخالفم و تصويب آن را ناشي از بي اطلاعي پيشنهاد دهندگان و تصويب كنندگان آن از ساز و كار،اهداف و سلسله مراتب علمي و دانشگاهي مي دانم.
تا جايي كه من مي دانم هدف از دوره كارشناسي ارشد پرورش توانايي هاي پژوهشي در شخص و آماده سازي وي براي ادامه كار پژوهشي در دوره دكتري است. حتي اگر در بخش دوم اين سخنم خدشه اي وارد باشد، با توجه به محتوي تحصيلي اين دوره در بخش اول شكي ندارم. اين توانايي نيز با توجه به اين كه بايد در زمينه اي داراي عمق زياد باشد، نمي تواند وسعت زيادي داشته باشد.
حال سوال اين است كه فردي كه مي خواهد در يك سمت اجرائي با مسائلي كه از تنوع 360 درجه برخوردار است كار كند، چه اهميتي دارد كه در قطاعي تنگ از اين دايره داراي عمقي زياد باشد خاصه آن كه حصول اين عمق مستلزم زمان و اهتمامي زياد است و لاجرم مانع از فعاليت در زوايايي ديگر.
مثلا تخصص آقاي دكتر احمدي نژاد در شاخه اي از شاخه هاي متكثر مهندسي عمران كه خود تنها بخشي از علوم مهندسي است، چه كمكي به پيش برد كارهاي كشور كرده است؟ مثال جالب تر سخني است كه وزير محترم ارتباطات و فن آوري اطلاعات در پاسخ به خبرنگاري در سيمافرمودند.اول اين را بگويم كه ايشان از اساتيد دانشگاه علم و صنعت و داراي جايگاهي بسيار رفيع در مجامع علمي (يكي از افتخاراتم شاگردي ايشان و داوري پايان نامه ام توسط ايشان است) هستند. ايشان در ارتباط با قطعي هايي كه گهگاه در مكالمات همراه رخ مي دهد و تا حدودي طبيعي و ناگزير است، مساله را به قطع برق ارتباط دادند كه چنين ارتباطي مايه شگفتي كارشناسان امر بود. دليل چنين گافي عدم آگاهي ايشان از مسائل فني عليرغم اشراف ايشان بر مسائل علمي و تئوري هاي پايه اين حوزه(تواني كه در مقاطع تحصيلات تكميلي حاصل مي شود) است.
مي خواهم نتيجه بگيرم كه داشتن مدرك مقاطع تحصيلات تكميلي در امور اجرايي نه تنها نكته مثبتي تلقي نمي شود بلكه به دلايلي حاشيه اي ممكن است نكته اي منفي نيز باشد.
چنين سرگشتگي در تصميمات مصادر امور در توسعه دوره هاي دانشگاهي نيز به كرات ديده مي شود كه در اين مقال مجال پرداختن به آن نيست.
ولي از نماينگاني كه دود چراغ نخورده صاحب مداركي شده اند دهان پر كن، خوشبينانه بنگريم انتظار درك اين مسائل پرتوقعي است و اگر اندكي از خوشبيني كم كنيم ، به هدف تحديد امور در افرادي خاص مي رسيم.
پاينده باشيد.
ارسال کننده حسين, در تاریخ 19 آبان 1387 ساعت 11:08
1 صفحه 1 از 1 ( 27 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.