خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا نام و ایمیل خود را وارد کنید






خروجی سایت


server monitoring
xml
 
ائتلاف قدرت و ثروت در معرض داوری خواهر خوانده مجلس هفتم!؟ چاپ
۲۶ آبان ۱۳۸۷

در حاشیه معرفی وزیر کشور پیشنهادی دولت نهم:            

 ائتلاف قدرت و ثروت در معرض داوری خواهر خوانده مجلس هفتم!؟



حضرت امیر در نهج البلاغه می فرمایند: "ما رأيت نعمه موفوره الّا و فيه حق مضيع" هيچ نعمت انباشته شده و ثروت هنگفتي را نديدم، مگر اين كه در كنارش، حقي ضايع شده است .

قبل و پس از انقلاب برای مدتها روایت فوق الذکر تکّه کلام اکثر نیروهای انقلابی بود و اغلب بر این باور بودند مادامیکه شرایط یکسان و عادلانه و سالم اقتصادی برای همه در کشور فراهم نشده ،دسترسی به ثروت های کلان جز از راههای نامشروع و رانتی میسّر نیست تا جائیکه واضعان قانون اساسی در اصل چهل و نهم این قانون قید کردند که: "دولت موظف است ثروتهاي ناشي از ربا، غصب ، رشوه ، اختلاس ، سرقت ، قمار، سو استفاده از موقوفات ، سو استفاده از مقاطعه كاريها و معاملات دولتي ،فروش زمينهاي موات و مباحات اصلي ، دائر كردن اماكن فساد و ساير موارد غير مشروع را گرفته و به صاحب حق رد كند و در صورت معلوم نبودن او به بيت المال بدهد"

اما در دهه اخیر و در شرایطی که نه تنها هیچ تغییر اساسی در مناسبات غلط اقتصادی حاکم بر کشور نسبت به گذشته ایجاد نشده بلکه در مواردی بر دامنه فساد نیز افزوده شده است ،به موازات ایجاد طبقه جدیدی از سرمایه داران حکومتی ،بتدریج کسب ثروت به هر طریق ممکن به عنوان یکی دیگر از ارزش های انقلابی وارد قاموس انقلاب گردید و اکنون به نقطه ای رسیده ایم که  رئیس جمهوری که با شعارهای توده شادکنش رای مردم را بدست آورده و به مدت بیش از سه سال آنانرا چشم انتظار اجرای عدالت قرار داده بود ،پس از کردان ،صادق محصولی را به عنوان وزیر مهمترین وزارتخانه کشور به مجلس مدعی اصولگرائی معرفی می کند ،مردیکه در بدو ورودش به سپاه همچون راقم این یادداشت از یک زندگی ساده و عادی برخوردار بوده و هم اکنون با ثروت خود می تواند زندگی صدها فرمانده لشکر و گردان را که با تحصیلات و تخصص های بالاتر پیش از او وارد سپاه شده و بدون کوچکترین چشمداشتی برای این آب و خاک و آرمانهایشان جنگیده اند را یکجا خریداری نماید! از اینرو ذکر چند نکته خالی از فایده نیست:

1-صادق محصولی در مجلس هفتم نیز که اکثریت آنرا طیف موسوم به اصولگرا در اختیار داشتند ،برای تصدی وزارت نفت مطرح شد ،لیکن با توجه به سوابق وی و پرونده موجود در کمیسیون اصل نود و قانع کننده نبودن توضیحات وی در پاسخ به پرسش های مطرح شده ، به فضای سنگین مجلس علیه خود پی برده و از نامزدی وزارت نفت انصراف داد. وی آنروز در کمیسیون برنامه و بودجه در پاسخ به سوال اینجانب ،میزان ثروت بادآورده اش را حدود 20 میلیارد تومان اعلام کرد اما در مورد نحوه تامین آن و اینکه چرا دیگران در شرایط برابر از چنین فرصت های طلائی برای کسب ثروت برخوردار نمی شوند ،پاسخ قانع کننده ای ارائه نکرد!

اکنون این پرسش مطرح می شود که در کشور و ارزش ها و مناسبات حاکم بر جمهوری اسلامی و خصوصا در مجلسی که جانشین خلف و خواهر خوانده مجلس هفتم محسوب می شود ،چه تحولّی رخ داده است که احمدی نژاد شانس خود را در برتن کردن لباس وزارت بر قامت سوگلی و برگ برنده اش ، دوباره می آزماید!؟

و اساسا با توجه باینکه در طیف وابسته به احمدی نژاد شخصیت های متخصّص ، متعهد و خادمی از جنس مردم حضور دارند ، اصرار احمدی نژاد برای بکارگیری افراد پرحاشیه و مساله داری نظیر کردان و صادق محصولی که حرف و حدیث های فراوانی پیرامون آنان وجود دارد در سمت وزارت کشور ،آنهم در آستانه انتخابات بسیار شبهه برانگیز است.

2-حامیان محصولی با بی پروائی اعلام می کنند که ثروت محصولی ،نقطه ضعفی برای او به حساب نمی آید! آیا کسب ثروت با استفاده از نفوذ و رانت و در شرایط ناسالم اقتصادی ،می تواند مشروع تلقی شود؟ وانگهی کسی که برای افزایش ثروتش اشتهای سیری ناپذیری داشته و بقول خودش تنها در 44 مزایده شرکت کرده و نوعا از راههای غیر مولّد به ازدیاد ثروتش مبادرت ورزیده است ،چه تضمینی وجود دارد که در صورت احراز پست مهّم وزارت کشور بر انگیزه های سودجویانه خود فائق آمده و بجای آنکه وزارت را طعمه ای پنداشته و تلاش خود را صرف توسعه دارائی هایش کند ، اهتمام خویش را صرف به سامان کردن امورات کشور نماید؟

پوشیدن لباس های جلف ،سیگار کشیدن ،جویدن آدامس ،هویج گاز زدن و قهقهه زدن در انظار عمومی جرم نیست و افراد عادی که مرتکب هریک از این اقدامات شوند را نمی توان شماتت کرد ،اما اگر یکی از کارگزاران و مسئولان جمهوری اسلامی مرتکب چنین اعمالی شود عرف آنرا برنخواهد تابید زیرا مغایر با شئونات اداری کارگزاران تلقّی می شود. در روایات نیز آمده است که حسنات ابرار ،در زمره سیئات مقرّبین محسوب می شود ،یعنی اگر مقرّبین همان کارهائی را که برای نیکان و ابرار امری نیکو به شمار می رود انجام دهند این اقدامات در کارنامه اعمال آنان به عنوان گناه و سیّئه ثبت خواهد شد زیرا از مقرّبین درگاه الهی انتظارات دیگری وجود دارد. بنابراین گرچه ثروتمند بودن یکی از کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ،جرم و یا عملی غیر قانونی نیست ،اما بدون تردید مغایر با شئونات کارگزاران نظامی است که به نام دفاع از پابرهنه ها قدرت را در اختیار گرفته و تا کنون نیز وانمود کرده است که با هرگونه خوی کاخ نشینی و اشرافیگری مخالف بوده و برتری اش نسبت به اسلاف پیش از انقلاب خود در ساده زیستی آنان است. پرواضح است که با از بین رفتن قبح سرمایه اندوزی در میان دولتمردان که زمانی به ساده زیستی خود می بالیدند و عرفی شدن و بسط این پدیده نامیمون و تجهیز و سلطه یک فرد به دو منبع قدرت پول و قدرت قانونی و سازمانی ،خطری است که دولتمردان جمهوری اسلامی را به رقابت و مسابقه برای کسب ثروت بیشتر در کنار قدرت قانونی و سازمانی تشویق خواهد کرد و بیش از گذشته به صورت و سیرت کارگزاری نظام جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد خواهد ساخت.

در همین رابطه منتسکیو می گوید "در میان کشورهای استبدادی بی نواتر از همه آن کشوری است که پادشاهش بازرگان باشد". بنیانگذار انقلاب و نظام نیز جمله ای دارند نزدیک به این مضمون که مبادا اجازه دهید تا تجّار و بازرگانان به عنوان وزیر منصوب شوند. بنظر می رسد یکی از دلایلی که منتسکیو و آیت الله خمینی مردم را به جلوگیری از به قدرت رسیدن بازرگانان در عرصه حکومت توصیه می کنند ،همانا جلوگیری از تمرکز دو منبع قدرت در یک شخص و پیامدهای ناشی از آن و تئوریزه شدن استبداد است.  

3-چنانچه در نظام جمهوری اسلامی نهادهای مدنی در عرصه قدرت حضور فعّالی داشتند و هریک از نهادهای نظارتی به وظایف قانونی خود به بهترین وجهی عمل می کرد و کشور در شرایطی قرار داشت که هرکس می توانست بدون آنکه به ویژه خواری روی آورد ،صرفا بخاطر نبوغ و تخصّص و توانمندی های شخصی خود صاحبت ثروت و مکنت شود و صادق محصولی نیز در چنین محیطی به ثروت هنگفت کنونی خود دست می یافت ،شاید انتصاب او در سمت وزرات کشور قابل اغماض بود ،اما در شرایط آلوده و نابرابر کنونی که کسب ثروت های قارونی جز از راههای نامشروع و یا نامتعارف و استفاده از فرصت های ناشی از تضییع حقوق دیگران دشوار است ،توجیه ثروت اندوزی امثال محصولی که اگر انقلاب نشده بود دارائی او از دارائی یک مهندس مشابه وی تجاوز نمی کرد ،دهن کجی به شعارهای انقلاب و اقدامی در جهت ملکوک کردن فرهنگ انقلاب و یک خیانت آشکار به آرمان های کسانی است که جان و مال خود را در طبق اخلاص نهادند تا نظامی مبتنی بر عدالت استوار گردد.

5-صزفنظر از مسائل مالی محصولی و شیوه کسب آن ،بخشی از سیرت و خصوصیات اخلاقی او نیز قابل تامّل است. اوایل انقلاب بنده مسئولیت واحد سیاسی و فرهنگی سپاه تهران را بر عهده داشتم و کم و بیش از وقایعی که در سپاه رخ می داد مطّلع می شدم. در همان زمان جو شدیدی علیه شهید مهدی باکری در آذربایجان پدید آمد. صادق محصولی یکی از کسانی بود که به این جو سازی ها و تخریب باکری ها دامن می زد و در اثر سعایت و بدگوئی های او و تعدادی از هم باندی هایش از باکری چهره ای منحرف و ضد انقلاب ساخته شده بود و تا جائیکه بیاد دارم محسن رضائی که در آن زمان مسئولیت اطلاعات ستاد مرکزی سپاه پاسداران را بر عهده داشت شخصا برای بررسی موضوع به منطقه اعزام شد و تصور می کنم که گزارش وی خلاف آنچیزی را باثبات رسانید که صادق محصولی و همفکرانش علیه باکری ها براه انداخته بودند.

به عقیده نگارنده این یادداشت احمدی نژاد می پندارد که پس از استیضاح کردان فعلا کوپن مجلس برای انجام وظایف قانونی اش و ادامه مخالفت با یکه تازی های وی اعتباری ندارد و لذا تا تنور داغ است می تواند در پرتو حمایت عقبه خود ،نان دلخواهش را به تنور داغ بچسباند. اکنون باید منتظر ماند و دید که خواهر خوانده مجلس هفتم با وزیر پیشنهادی احمدی نژاد که پیش از این از سوی مجلسیان طرد شده بود چه خواهد کرد و چه پاسخی به این توهم احتمالی رئیس دولت نهم خواهد داد .آیا اولین بدعت در عرصه سیاست ،یعنی ائتلاف ثروت و قدرت با تبانی مجلس هشتم و دولت نهم بوقوع خواهد پیوست یا خیر!؟


یادداشت

*جناب اعلمي در پاسخي مرقوم فرموديد مشكل ما اينست كه اگر ما خواهان تحول در حكومت باشيم اين و بخواهيم بطور صلح آميز براي تحول مورد نظر خود تبليغ كنيم ما را از جرثقيل به اسم ضد انقلاب و دين وغيره آويزان خواهد كرد. اينكه جنابعالي و بقيه اصلاح طلبان پشت جمله قايم ميشويد به نظر من فرار از واقعيت ميباشد. اگر راهي در نظر داريد كه ما چگونه نظر خود را در مورد تغيير ابراز بداريم بدون اينكه دود از دودمانمان برآرند خواهشمندم اعلام فرمائيد.

ارسال کننده منصور, در تاریخ 10 آذر 1387 ساعت 19:58

*آقاي اعلمي سلام
بعنوان كسيكه از شما و مسولين كشور كمي شناخت دارم و بعنوان برادر كوچكتان مي گويم كه شما از خزينه عقيم كن شوراي نگهبان نخواهيد گذشت پس بيهوده آب در هاون نكوبيد ووقتتان را هدر ندهيد .
اما توصيه مي كنم كه به مشكل اصلي و گير تاريخي مان
بپردازيد و يك راه حل براي آن پيدا كنيدو انهم اصل ولايت فقيه است كه راه را براي هرگونه تغيير و اصلاح امور بسته است . آيا جزاينست كه براي اصلاح امور بايد شوراي نگهبان به نمايندگان واقعي مردم اجازه شركت در انتخابات را بدهد (نه به مشتي بله قربان گوو بي اختيار)آيااين سيستم قضايي شايسته ماست ؟چه كسي بايد شوراي نگهبان و رييس قوه قضاييه را عوض كند و افراد ... و كارآمد را براي آن تعيين كند تا بدرد مردم رسيدگي كنند ؟ بخدا50 سال ديگر اسمي از شما نيست جز چند كلام حقي كه در مجلس گفته ايد براي خاطر خدا و سعادت اين مردم اگر مي توانيد راهي براي اين گير تاريخي پيدا كنيد زندگي چند روزه دنيا چه ارزشي دارد كه همه اينقدر ملاحظه كار ومحتاط شده اند
ياد بزرگان مشروطيت در تهران و آذربايجان بخير درود بر شرف آنها كه هرگز تكرار نشدند و از مرگ نترسيدندو در خاطره ها ماندند .

آقاي اعلمي عكسي ديدم از مجلسيان در روز راي گير براي اقاي محصولي كه بالاي سر آقاي لاريجاني جمع شده بودند واقعا حيرت زده شدم كه اينها براي چه اينقدر خوشحالند مگر چكار كرده اند نكند به نوايي رسيده باشند؟ حتما آن عكس را ديده ايد واقعا مايه شرم بود.
اعلمی: سلام ،ما که جز چند کلام حق نگفته ایم و انسان ترسو ،محتاط و محافظه کاری هستیم که دل به این دنیا بسته ایم و تا چند سال دیگر هم اسمی از ما باقی نخواهد ماند و نقدا هم برای رسیدن به پست و مقام داریم آب در هاون می کوبیم.از طرفی حقیر در حال حاضر به قانون اساسی کشورم ابراز وفاداری کرده ام ،از اینرو مادامی که اکثریت خواهان تغییر این قانون اساسی نشده و نظام سیاسی موجود را پذیراست ،از قانون موجود تمکین می کنم.ولی ایکاش توفیق این را می یافتیم تا بجای اسم مستعار رهگذر با نام و نشان کامل و واقعی جنابعالی که خوشبختانه به بی ارزش بودن دنیا پی برده اید و مطلقا با محافظه کاری و محتاط کاری هم میانه ای ندارید آشنا می شدیم!!

ارسال کننده رهگذر, در تاریخ 06 آذر 1387 ساعت 11:14

*آقای اعلمی سلام واقعا محصولی ؛ محصول انقلاب است زیرا اگر رانتخواری و تبانی های بیخود در این مملکت نبود که محصولی رشد نمیکرد. خودم در یک مقاله ای در مورد شهرام جزایری خواندم (آقازاده ها وارداتی نیستند بلکه تولید داخلند). حالامیخواهم این را به عرض شما برسانم آیا محصولی کالای وارد شده است ؟ آیا عامل نفوذی است ؟ نخیر ایشان فرزند این آب و خاک است آما خاک زیر پایش حاصل خیز بود و به موقع آبش دادند که محصول خوبی از آب در آمده !! کجای کاری برادر من ؛نمیتوانم همه را متهم کنم اما شاید به جرأت بگویم اکثریت ... مسولین این مملکت در ردیف محصولی هستند اگر قرار باشد جامعه پالایش شود و پول پرستان کنار روند که دیگر کسی باقی نمیماند تا مملکت را اداره کند (( گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند ؛؛؛ فرداست ببینی که بهشت همچون کف دست )) بگردید ایراد و گیر کار را پیدا کنید.چرا در چین کمونیست شهردار پکن و ده نفر از عوامل شهرداری بخاطر اختلاس اعدام میشوند اما درحکومت اسلامی آقای رفیقدوست پس از میلیاردها تومان اختلاس به عنوان کار پرداز و مسول ساخت و ساز زندان اوین به زندان میرود (طبق اظهارات یکی از زندانیان اوین )یا آقای محصولی با ثروت مشکوک خود به وزارت میرسند ؛ آن زمان گذشت که افتخاراین بود که بگوییم فقیریم و با شلوار چروک و ژنده ظاهر میشدیم ؛ واقعا متأسفم برای فقیران که به این چنین مسولینی دل خوش کرده اند .آقای اعلمی عزیز خانه از پای بست ویران است . من یک نفر را در خرم آباد میشناسم مدتی در تهران زندگی میکردبه والله به بالله برای گذران زندگی خود در تهران باپیکان مسافرکشی میکرد بسیار بسیار جوان است نمیدانم فرشته سعادت در کجا بر شانه های او فرود آمد الآن میلیاردها تومان ثروت دارد کارخانه یخچالسازی خرم آباد را خریده و اماکن مسکونی و تجاری زیادی در این شهر خریده است و در زمره کسانیست که میتواند دهان ... را هم ببندد البته با پول . شنیدم پدرش چند سال پیش او را بیرون کرده و گفته نمیتوانم خرج تو را بدهم مقایسه گذشته این جوان با الآنش عقل و هوش را از سر میپراند این یک انسان عادیست بدون پشتوانه سیاسی این طوری شده دیگر چه انتظاری از محصولی دارید که از امیران سپاه بوده هم خدا را داشته هم خرما را نوش جان کرده وضعیت بسیار خراب است و مردم هم به همه چیز بدبین هستند و هیچ اعتمادی به هیچ کسی ندارند حتی در حال گریزان شدن از دین هستند چون همه چیز به نام دین تهیه شده حیف این دین عزیز که به نامش کاخها میسازند در حالیکه مروجینش کوخ نشین بودند

ارسال کننده علی خیر خواه, در تاریخ 06 آذر 1387 ساعت 09:10

*بدون توضیح:
وصیت نامه شهید حمید باکری:
دعا کنید که خداوند شهادت نصیب مـا کند .در غیر این صورت زمانی فرا میرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان امروز سه دسته می شوند :
۱)دسته ای به مخالفت با گذشته خود برمی خیزندو از گذشته خود پشیمان می شوند .
۲)دسته ای راه بی تفاوتی برمی گزینند و در زندگی مادی خود غرق می شوند .
۳)دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند .که از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند کرد.
پس از خدا بخواهیم که با وصال شهادت ازعواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید .
چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد .وجزء دسته سوم ماندن بسیار سخت و دشوار خواهد بود
.

ارسال کننده ilgar, در تاریخ 06 آذر 1387 ساعت 08:19

*حداد عادل در دانشگاه علم وصنعت حجت را بر همه تمام کرد:

منظور از اصل 15 آزادی آموزش زبان اقوام در مدرسه نیست، منظور از آن آزادی برای یادگرفتن زبان اقوام در خانه است!!.http://www.yalandonia1355.blogfa.com/post-115.aspx

ارسال کننده ilgar, در تاریخ 06 آذر 1387 ساعت 08:12

*سلام عزیز
'چیزهایی' نو شتم اما ... اما متاسفانه ارسال نشد(البته گمان کنم!)
انگار اینجا 'چیزهایی' ارسال نمی شود!
در هر حال از مطلب استفاده کردم
برقرار باشید

اعلمی: دوست عزیز،تنها مطالبی منتشر نمی شود که حاوی توهین و تهمت به اشخاص بوده و انعکاس آنها منع قانونی دارد. از اینرو اگر 'چیزهائی'که فرستاده اید حاوی مشخصات فوق نبوده گمان می کنم که مدیر سایت آنرا منتشر کرده باشد در غیر اینصورت این وبسایت متعلق به دوستان خوبی مانند شماست ،مجددا ارسال بفرمائید تا نسبت به انعکاس آن اقدام شود.

ارسال کننده اصغر معصومی, آدرس سایت اینجا در تاریخ 05 آذر 1387 ساعت 23:36

*با سلام خدمت آقاي اعلمي و دوستان
راستش ديگه تو تشخيص حق از باطل دچار اشتباه ميشيم.با كدوم كار ميشه ماهانه 1 ميلياد درآمد داشت.تازه به حلال بودنش هم افتخار كرد و حسن به حساب آورد.اونم توسط كسي كه بعد از فرماندهي... از صفر شروع كرده.
حرف و عمل آقايان واقعاً در تضاد با هم هست.نميدونيم دم روباه رو قبول كنيم يا قسم حضرت عباس رو.
فعلاً كه برخلاف حرف دكتر شريعتي ايمان هم نام آورده براي آقايان و هم نان . ما هم كه خيالمون از بابت نام و نان راحته و تكليفمون مشخص.به قولي صفاي ما پا برهنه ها هم به اينه كه ريگي به كفشمون نيست.
خداوندا نگذار ايمان مردم بازيچه بشه .
يا علي

ارسال کننده علي از تبريز, در تاریخ 05 آذر 1387 ساعت 21:53

*نماینده مجلس باید خاکی باشد
*نماینده مجلس باید خاکریز دیده باشد تا هرچه از خاک دارد بریزد
*نماینده مجلس باید مینهای چپ و راست را بشناسد تا ترکش لیبرالی نخورد
*نماینده مجلس نباید با منور دشمن دنبال راه بگردد
*نماینده مجلس باید بند حمایل و کوله بارش از مرده سبکتر باشد
*نماینده مجلس نباید پشت سیم خاردارهای نفس کپ کند
*نماینده مجلس اگر به بنز عادت کند دیگر هنگامه نبرد نمی تواند پشت تویتا وانت بنشیند
*نماینده اگر سنگر نشین باشد هیچگاه ویلا نشین نمی شود
*نماینده باید با سرنیزه تقوا به جنگ تجمل برود
*نماینده باید هوس کربلا داشته باشد تا هوسهای دنیایی را ترک کند
*نماینده اگر جزیره مجنون دیده باشد مجنون دنیا نمی شود
*نماینده اگر فکه دیده باشد دکه هر چاپلوسی را می بندد
*نماینده نباید زمزم کرخه را به کوکاکولای آمریکا بفروشد
خلاصه نماینده مجلس باید خیلی زلال باشد تا از کاغذ صافی شورای نگهبان به راحتی عبور کند!!!:
زلال بودن یعنی.....!!!

مدیر سایت: متاسفانه دو کامنت دیگرتان اشتباها پاک شد اگر مایل بودید آندو را مجدد ارسال کنید تا کار شود.

ارسال کننده ilgar, در تاریخ 05 آذر 1387 ساعت 15:59

*کا منتم ارتباطی بامطلب اندیشمندانه شما در مورد آقای محصولی ندارد ولی با آقای مشایی و سیاست های شونیستی پشت پرده بی ارتباط نیست.
به این سه خبرانتشار یافته در بازتاب در طی 3 ماه اخیر توجه فرمائید
1. مشایی قبر کوروش را سرمایه خداوندی دانست که خدا ملت ایران را برای داشتن آن برگزیده است. (بازتاب : تاريخ انتشار: ۱۲:۲۸ - ۱۶ مهر ۱۳۸۷،: كد خبر: ۲۰۵۳۶)

2. سازمان میراث فرهنگی طي سه دوره تربیت کارشناس برای مرمت قبر کوروش در سالهای 1369، 78 و 85، هفت سال تمام برای مرمت سقف قبر کوروش سرمایه گذاری کرده است . (تاريخ انتشار: ۱۶:۲۹ - ۰۲ آذر ۱۳۸۷، كد خبر: ۲۶۳۷۰

3. عوامل اصلي انفجار حسينيه سيدالشهدا (ع) شیراز « با سفر به شهرستان پاسارگاد در استان فارس و صرف مشروبات الكلي در مقابل مقبره كوروش سجده كرده»و به « براندازي حكومت اسلامي از طريق ايجاد اختلاف فرقه‌اي، تضعيف حضور مردم در صحنه‌هاي مذهبي، متزلزل كردن جايگاه ايران در عرصه بين‌المللي و ايجاد هرج و مرج در داخل كشور» هم قسم می شوند. . (بازتاب : تاريخ انتشار: ۱۳:۲۹ - ۰۲ آذر ۱۳۸۷، كد خبر: ۲۶۳۴۴)
نتیجه: دولت با پول پابرهنگان این مملکت کارشناس تربیت می کند تا در طی یک پروژه 7 ساله پر هزینه قبر کوروش را که برای آقای مشایی یک لطف خداوندی برای ایرانیان است بسازند، تا کوروش پرستان در کنار قبر او باده مستی سر کشند و برای ویرانی حسنیه ها و مساجد هم قسم شوند.
نمی دانم بر سرغیرت ایرانی چه آمده است.
اعلمی: جناب آقای ماکوئی! قیاس و نتیجه گیری شما را نادرست می دانم.

ارسال کننده مهدی ماکوئی, در تاریخ 04 آذر 1387 ساعت 19:12

*بادرود خدمت اقای اعلمی و بقیه کاردرستها،
همه دنیا دارن میگن طوری نیست که ایشون میلیاردره اونوقت جناب امیر حسین از خواب پاشده اومده کامنت گذاشته و مدرک میخواد.
بابا کاسه داغتر از اش نشو،3 سال پیش بهش گفتن 160 میلیارد از کجا اوردی،گفت زحمت کشیدم،شما فعلا بخواب ما به موقع خبرت میکنیم.
در مورد گناه بودن تهمت و دروغ وجعل و غیره هم با کردان واحمدی نژاد مشورت کن ببین نظرشون چیه،به هر حال بزرگتر شما،اونا هستند.
البته ناگفته نماند بنده خودم میلیریالدار هستم!
(میلی ریال دار )

ارسال کننده کوچه بازاری, در تاریخ 04 آذر 1387 ساعت 13:17

*به امید سعادت ملت آذربایجان
با سلام خدمت جناب دکتر اعلمی .شاید میشه گفت تو دو بار انتخاباتی که واسه نمایندگی مجلس شرکت کردم همیشه به خودم میبالم که شما رو هر دو بار انتخاب کردم و از شما به خاطر تمام زحماتتون تشکر میکنم جناب اعلمی 2 تا سوال داشتم که میخواستم ازتون بپرسم با توجه به اینکه من یک آدربایجانی هستم و حق خودم میدونم که بتونم به زبان خودم بخونم و بنویسم (که البته تا اینجا از این حقم محروم شذم)با توجه به این که اکثریت مردم ایران از این نژاد هستن آیا شما تا کنون در مورد این حق من و خیلی از کسانی که مثل من از این حق شون محروم هستن در مجلس دفاع کردین یا خیر و شما تا چه حد به این حرف من معتقد هستین که هویت من در اثر بی توجهی مسولین از بین رفته سوال دوم هم مربوط به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میخواستم بدونم که آیا شما بر این باور هستین که این قانون اساسی باید کنار گذاشته شه و دوباره قانون اساسی جدیدی وضع بشه یا نه؟در نهایت هم از تمامی زحماتی که برای این ملت کشیذین ازتون ممنونم با امید آنکه روزی بتونم اگه سوالی داشتم به زبان خودم ازتون بپرسم
به امید آنروز
با تشکر

اعلمی: سلام ، اینکه اکثریت مردم ایران از نژاد ترک هستند تنها یک ادعاست و اثبات آن به سند و مدرک و دلیل نیازمند است.اصل 15 قانون اساسی حق یاد شده را به رسمیت شناخته است و بنده نیز بارها بر ضرورت اجرائی شدن همه اصول قانون اساسی از جمله اصل مذکور تاکید کرده ام و در مجلس هم از لزوم عملیاتی شدن آن دفاع کرده ام.اصلاح قانون اساسی متناسب با اراده و مصلحت مردم و شرایط زمانی و مکانی هم از حقوق ملّت است و بر این باورم که اگر اکثریت ملّت ایران خواهان تغییر قانون اساسی و یا اصلاح آن باشند هیات حاکه موظف به تمکین از این خواسته است. ضمنا شما در حال حاضر نیز می توانید به زبان خودتان از من سوال کنید اما تنها اشکالش این است که دیگران مفهوم آنرا متوجه نخواهند شد

ارسال کننده ج-ج, در تاریخ 03 آذر 1387 ساعت 19:46

*باسلام خدمت شماآقای اعلمی
و تشکراز زحمات شماو فداکاریهایتان در طول سالهای سال که برای ملت ایران داشته ودارید.امیدوارم خدایگان زمین شما را از گزند دشمنان خونخوارمان نگه دارد.
ببخشید وقتتان را میگیرم.ولی خیلی دوست دارم سوالی راکه دوستم دربالا پرسیده اند را بپرسم وجواب بگیرم.اینکه شماچقدر به زبان مادری فرزندانتان اهمیت میدهید.(ساغ اولاسیز/اییی گونلر)

ارسال کننده آیدین_بین ائو(بناب), در تاریخ 03 آذر 1387 ساعت 11:56

*سلام
درمورد مسائل آن دوران همسر شهید باکری هم حرفهائی زد ولی نتیجه نداد.

ارسال کننده الیاس پهلوان, آدرس سایت اینجا در تاریخ 03 آذر 1387 ساعت 11:13

*سلام

ضمن اين كه وقتي خود را در موقعيت شمافرض مي كنم، ادامه دادن به نوشتن را براي خودم بسيار سخت مي يابم، تقاضا دارم به اين كار ادامه دهيد، منتها با صبري حتي بيش از اين كه «سخت خوبست وليكن قدري بهتر ازاين». دلم براي «عبادي» سوخت. لايق اين همه شماتت نبود و حتي من از نوشته اولش برداشت همراهي و دلسوزي داشتم. هر چند سليقه خودم با نقل چنين خزعبلاتي حتي در مقام آگاهي دادن موافق نيستم، ولي چنين شماتت هايي را بدتر مي دانم. البته سايت متعلق به شماست و قطعا سليقه حاكم بايد سليقه شما باشد. هر چند اين واكنش را ناشي از خستگي مي دانم نه از سليقه شما.

ارادتمندتان هستم

ارسال کننده حسين, در تاریخ 03 آذر 1387 ساعت 08:32

*با درودچرا مجتس در مورد قراردادهایی که دولت باکشورهای دیگرمی بنددو اکثربه ضرر ملت بدبخت ایران است دخالت نمیکند

ارسال کننده نادر, در تاریخ 02 آذر 1387 ساعت 23:11

*با سلام خدمت آقای اعلمی.
1- می خواستم بدانم جناب عالی با کدام سند و مدرکی می گویید این آقای محصولی میلیاردر است و از فرصتهای نامشروع برای انباشت ثروتش بهره برده است.
2- شما که مسلمانید و به اهل بیت ارادت دارید چرا؟
گیریم که سخن شما عین واقع بوده باشد و این آقا جو مسمومی را علیه شهید باکری راه انداخته بود.اصلاَ میگوییم حرف شما درست( گرچه هیچ سندی در این زمینه ندارید و صرفاَ به گمانه زنی پرداخته اید).شما نباید آبروی ایشان را ببرید و از گناه ایشان را علناَ بازگو کنید.از کجا میدانید توبه نکرده و پشیمان نیست.
و چرا هم غیبت می کنید وهم تهمت و هم ابروی یک نفر مسلمان را میبرید.
این کار شما حرام است.هیچ می دانید.

ارسال کننده amirhosein, در تاریخ 02 آذر 1387 ساعت 19:04

*جناب اعلمی, ميفهمم چرا توي سايت نگذاشتيد. ولي فكر مكنيد اگر هاشمي رفسنجاني ازش آتو نداشتند همچين ميتونستن روزي چند دفعه از اون نه بدتر بهش بگن آب
هم از آب تكون نخوره? يا هر وقت چيزي گفت چهارتا هم بزارن روش و جوابش رو بدن? از هاشمي رفسنجاني بگيرين بيائين پايين. اينجوريه كه كنترل اعمال ميشه. ارادتمند.

ارسال کننده منصور, در تاریخ 02 آذر 1387 ساعت 15:40

*جناب اعلمی, اينكه چرا محصولي توي اين مملكت وزير ميشه دليل داره. ...
اعلمی: جناب منصور با وجود اینکه با بخشی از یادداشت شما موافق هستم اما با کلّیت آن مخالفم و چون حاوی تهمت و افترا به دیگران است ،از انتشار کامل آن معذورم.

ارسال کننده منصور, در تاریخ 02 آذر 1387 ساعت 02:26

*با سلام و خسته نباشید و آرزوی سلامتی و در امان ماندن از گزند بدخواهان شما به عرض میرسانم که درست است که امروز دوغ و دوشاب بقول شما مخلوط گشته و چیزی شفاف نیست ! اما علارغم بدیهای روزگار و سنت ناپسندیده در این سرزمین که در طول تاریخ ما مردم امیر کبیرها و مصدق ها خیلی از انسانهای مومن و وطن دوست را در لحظات واپسین پشتشان را خالی کردیم تا زر و زور بر اریکه قدرت تکیه زنند ، همانگونه که در جریان پارک اتابک پشت ستار فرزند دلیر ایران و آذربایجان را آنگونه که خدایگان زمینی بودند به خاک آوردند و ما یا پدران ما تکانی نخوردند ، اما امروز علارغم ظاهر سازیها و جا نماز آب کشیدنها مردم فرق دوغ و دوشاب را خوب میشناسندو فرق امثال شما با ... بخوبی تشخیص میدهند اگر بر زبان نمیاورند ولی در دل امثال شما را دوست دارند و احترام برایتان قائلند ، و این احترام نه بزور زر زوددنی است و نه بزور چماق . از خداوند برای شما و ایران دوستان واقعی آرزوی سربلندی همیشگی را دارم . هموطن شما یعغوب از مراغه

ارسال کننده یعقوب, در تاریخ 01 آذر 1387 ساعت 23:18

سلام اقاي اعلمي
سوالي داشتم در مورد اينكه ايا در ديگر كشورها هم نهادي مثل شوراي نگهبان وجود دارد كه مصوبات مجلس بايد از فيلتر شوراي نگهبان رد شود و ايا وجود شوراي نگهبان در قانون اساسي ذكر شده است؟با تشكر
شورای نگهبان در قانون اساسی وجود دارد . شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی در واقع با اقتباس از شورای پاسداری از قانون اساسی فرانسه تاسیس شد اما عملا میان ایندو از زمین تا آسمان فاصله وجود دارد و به هیچوجه قابل با یکدیگر قابل مقایسه نیست . مسئولیت اصلی شورای نگهبان قانون اساسی در جمهوری اسلامی هم انطباق مصوبات مجلس با قانون اساسی و شرع است ،به عبارت دیگر مصوبّات مجلس زمانی قابلیت اجرائی شدن را داراست که به تائید شورای نگهبان( 6 فقیه منصوب و 6 حقوقدان نیمه منصوب ) برسد. البته در اصل 99 همین قانون مسئولیت نظارت بر انتخابات هم به شورای نگهبان واگذار شده است .در واقع وظیفه نظارت شورای نگهبان ،برای پاسداری از حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن و جلوگیری از هر گونه تقلّب و مخدوش و ضایع شدن دو حق مذکوراست ،اما در عمل نظارت شورای نگهبان به ابزاری برای برخی از دست اندرکاران حکومت در جهت ضایع کردن و تحدید حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ملّت و" فیلترینگ" مجلس مبدّل گشته و در تعارض آشکار با جمهوریّت و قانون اساسی است.

ارسال کننده امير, در تاریخ 01 آذر 1387 ساعت 18:15

*سلام.اولا مطمئن باشید اگه من با تهمت اون اقا موافق بودم هرگز وقتمو برای سایت شما نمی گذاشتم تقریبا تا به امروز هر دو روز یکبار به سایت شما سر میزدم چون به حسن نیت شما ایمان داشتم .ثانیا من نمیدونستم به خاطر اطلاع دادن نظر مخالفانتون به شما اینگونه به من خمله میشه.ثالثا اگه انتظار چاپلوسی و تملق نظیر 'اعلمی دوستت داریم اعلمی عاشقتیم رادارید من متاسفم' ثالثا اقای مجتبی قادری منو متهم به کوفیان کردند اما اقای قادری کوفیان کسانی بودند که با هزار التماس وتملق از امام دعوت کردند'مثل شما که از اعلمی دعوت میکنید' و وقتی عرصه را تنگ دیدند به امام پشت کردند.اقای اعلمی میشه از این اقایون که الان دارند چاپلوسی میکنند بپرسید در ردصلاحیت شما کجا بودند.اقای اعلمی دیگه سایتتون بوی تملق میده برای همین این اخرین باره که به سایت شما سرمیزنم تا اون اقایونی که به اصطلاح خودشون جز کوفیان نیستند ناراحت نشند.
اعلمی: عبادی عزیز شما که سخنگوی دیگران نیستید. گیریم دیوانه ای قیاس به مثل کرده و آنچه را که لایق خودش است به دیگران نسبت داد آیا شما وظیفه دارید که مزخرفات او را عینا نقل قول کنید!؟مثلا اگر فرد دیگر متقابلا خطاب به شما نوشت :"گفته می شود که جنابعالی دزد تشریف دارید هرچند که من آنرا باور نمی کنم" آیا آزرده خاطر نخواهید شد!؟
وانگهی شما که دفاع یک کاربر از حقیر و انتقاد او علیه خود را (با توجه باینکه کسی هم شما را نمیشناسد) برنمی تابید ،چگونه به خود اجازه می دهید بقول خودتان مزخرفات یک فرد موهوم را علیه کسی که کارنامه اش برای دیگران روشن است نقل قول نمائید!؟از دید امثال شما ما باید مانند کیسه بکس فقط ضربه گیر باشیم و اگر ناشناخته ای بدون کوچکترین چشمداشتی از زحمات نماینده سابق خود قدردانی کرد ،کار اوچاپلوسی و تملّق است و سایتمان نیز بوی تملّق می دهد،اما اگر از ناحیه دوستانی مانند شما بد و بیراه نثار او شد ،این کار عین آزادگی و جوانمردی است و سایتمان هم بوی آزادگی می دهد!؟
از طرفی اگر بنده از کسی انتظار چاپلوسی داشتم به همین روش هم عمل می کردم و مطمئن باشید که اکنون در شرایطی قرار نمی گرفتم که شمای نوعی بخاطر خواندن دستنوشته هایم که جز تحمل زحمت و هزینه عایدی دیگری ندارد ،بر من منّت نهید و مرا تهدید به نخواندن آنها نمائید!! در واقع برخوردهای امثال شما ممکن است که حقیر را وادار نماید که دست از نوشتن برکشیده و راهی را بروم که شما می روید،لذا ادامه حضور شما در این سایت موجب خوشحالی است اما اگر به هرعلتی توفیق همراهی شما را نداشتیم دلیلی برای خودکشی وجود ندارد!!

ارسال کننده عبادی, در تاریخ 01 آذر 1387 ساعت 13:26

*سلام جناب آقاى اعلمي عزيز و بزرگوار
بشر اجتماعي محتاج به قوانين است كه روابط بين افراد و جامعه را معين كرده و حقوق افراد را حفظ و مانع تعدي به آن شود . جامعه اىكه قانون و مقررات نداشته باشد، امكان حيات و بقائ آن وجود ندارد،در چنين جامعه اي ضعفاء نابود شده و اقوياء نيز به خود ترحم ننموده و حالتي شبيه به جنگل و بلكه به واسطه مكاريها و شيطنت ها ، بدتر از اين ايجاد مي شود . و نبايد بيشتر از اين انتظار داشت . البته وجود قانون به تنهايي براي بقاء جامعه انساني كاغي نيست ، بلكه قانون محتاج به مجرياني مثل شما بزرگواردارد كه تحت فرمان فرد واحد ، كليات قانون را بر افراد جامعه تطبيق دهند.

ارسال کننده MOSA, در تاریخ 01 آذر 1387 ساعت 11:28

*باسلام خدمت اقای اعلمی ودوستاران اقای اعلمی میخواستم به عرضتان برسانم دراین مملکت کم نیستن مثل اقای محصولی که به قولی اگرانقلاب نمیشدشاید خونه که نشته بود هم اجارهای بودغرض یک سری از اقایان منتسب به ارگانهای انقلابی به اسم منتسب بودن به این ارگانها( البته غرض توهین به ارگانهاونهادهای انقلاب نیست) واقعا توهرزمینه چپاول وبی قانونی کردن من خود در مناطق ازاد کار ازاد دارم شاهد بودم که یکسر ی منتسب به سپاهواطلاعات چطورکالای قاچاقی وارد کشورمیکردندوهیچ کس هم نمیتونست جلوی اینهارا بگیرد وخیلی کارهای دیگری که انجام مدادن ومیدهند ولی بودن کسانی هم که بدون هیچ چشمداشتی خدمت کردن ولی الان هیچ یادی ازانها هم نمیکنن فرماندهان دلیری که ناشناخته ماندن ومنتظرند که روزی به خیل دوستان شهیدشان بپیوندند وبودند سپاهی وبسیجیهای که حرف حق وعدالت را زدن ازچشم خدایگان زمینی افتادن مثل جناب اعلمی انشاله از چشم ملت نیفتن

ارسال کننده ایلکین, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 22:52

*آقاي اعلمي سلام و با عرض خسته نباشيد
وقتي نوشته فردي مانند عبادي را خواندم ،واقعا بحال خودم و جامعه اي كه در آن زندگي مي كنيم تاسف خورد و بيش از همه براي شما متاسف شدم كه چرا براي اين كوفيان بوئي نبرده از شرافت زحمت مي كشيد و خود را خسته مي كنيد!؟ و اصولا چرا مزخرفاتي از اين دست را منتشر مي كنيد!؟
كدام انسان شرافتمندي است كه از زحمات و تلاش ها و ايثارگري هاي شما و مهمتر از آن از سلامت و صداقتتان آگاه باشد و بي شرمانه بخود اجازه دهد كه اين چنين سخن بگويد؟ چه كسي در اين كشور مي تواند كوچكترين نقطه ضعفي داشته باشد و يك هزارم شما اين چنين جسورانه و بي پروا بر همه فاسدان و قانون شكنان بتازد؟ و كدام حلال زاده اي مي تواند چشمان خود را به روي حقيقت بسته و دهانش را بگشايد و آنچه را كه لايق خود و تبارش مي باشد به شما نسبت دهد ،مگر اينكه بقول شما در حلال زادگي و شرافت وي بايد ترديد كرد. دوستتان دارم و برايتان از صميم قلب آرزوي موفقيت مي كنم و مي دانم كه با خواندن مزخرفاتي نظير آنچه كه عبادي ها مي نويسند چه خون دل مي خوريد.
اعلمي: آقا صادق عزيز با سلام
ابتدا از شما دوست گرامي تقدير و تشكر مي كنم كه مرا به چوب محبت خود نواخته ايد! ما نبايد انتظار داشته باشيم كه زمين و زمان موافق ما باشند ،بهر حال وقتي كه يك فرد درست كار مي كند و در انجام وظايف قانوني اش مو را از ماست مي كشد و يا از حقوق ملت دفاع مي كند و يا اساسا متفاوت با عقايد مانوس و دلخواه صاحبان قدرت مي انديشند ،چنين فردي هم جاذبه خواهد داشت و هم دافعه و بدون شك در اين مسير عده اي متضرر خواهند شد و لذا به نحوي در مقام انتقامجوئي و يا تخليه عقده هاي انباشته شده خود بر خواهند آمد ،كه اگر غير از اين باشد نسبت به عملكرد آن شخص بايد ترديد كرد. از اينرو چه خوب است كه فرصتي براي آنان ايجاد شود تا عقده هاي خود را قبل از اينكه به حد انفجار برسد تخليه نمايند. حسن ديگر انتشار اتهامات نادري از اين دست اين است كه وقتي مي گويم و مي نويسم كسي كه همه چيزش را در راه ملت نهاده و از مواهب دنيوي دست برمي دارد تا به آرمانهايش جامه عمل بپوشاند و در تمام طول زندگي خود سعي مي كند از حقوق مردم دفاع كرده و به اصولي پايبند باشد كه خيلي ها به راحتي به آن چوب حراج مي زنند ،چيزي كه بيش از همه آن فرد را رنج مي دهد اين است كه مردم ميان دوغ و دوشاب تفاوتي قائل نباشند و همه را به يك چوب برانند، آنگاه دوستان خوبي مانند شما عميقا به مفهوم اين گفته ام پي خواهند برد. موفق باشيد.

ارسال کننده مجتبي قادري, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 14:34

*سلام آقاي اعلمي ،عده اي از نمايندگان مدعي هستند كه در شمارش آراء مربوط به محصولي تقلّب صورت گرفته است و مطهري هم اعلام كرده است كه در اعلام نتايج آراء شبهه وجود دارد وخصوصا حضور باهنر را در شمارش آراء شك برانگيز مي داند. نظر شما چيست؟
اعلمي: با توجه باينكه بنده در مجلس نقشي ندارم و در هنگام شمارش آراء نيز در آن محل حضور نداشتم ،لذا نمي توانم در اين مورد اظهار نظري نمايم. اما با توجه به نوع نگاه و جانبداري هاي باهنر نسبت به دولت و سوابق عملكرد او و همچنين با عنايت به رابطه خويشاوندي وي با هاشمي ثمره و چند نفر ديگر در هيات دولت و شبهات و اتهاماتي كه ممكن است متوجه وي گردد ،اساسا نمي دانم كه چرا او همواره در شمارش آرا حضور موثّر و فعال دارد و چرا نمايندگان مانع از حضور او نمي شوند!؟

ارسال کننده زهرا-د, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 12:46

*آقای دکتر اعلمی آیا شما واقعاً قصد کاندیداتوری ریاست جمهوری را دارید؟
اعلمي:اتخاذ هر تصميمي به استقبال و نحوه واكنش مردم بستگي دارد. البته شرط كافي آن فعلا در گرو اراده خدايگان زمين است!

ارسال کننده مسعود, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 11:52

*شما فوق العاده اید آقای اعلمی... کاش در مجلس بودید. جالب است که اعتقاد به دین و همین طور آزادی بیان را با هم دارید. کاش حاکمان ما هم این طور بودند.
راستی یک سوال، به نظر شما چرا فراکسیون اقلیت (خط امام یا همان اصلاح طلبان) این قدر ساکت و منفعل هستند؟ چرا حتی از مجلس هفتم (که تازه آن زمان تعدادشان هم کمتر بود) هم کمتر فعالیت می کنند؟!
واقعا چقدر جای شما خالیست...
در پناه حق باشید...

اعلمي:سلام ،ضمن تشكر از شما، اطلاعي از تركيب و طرز تفكر به تعبير شما اقليت مجلس و اينكه چرا ساكت و منفعل مي باشند ندارم، ضمنا با توجه به برخورد شوراي نگهبان با منتقدين و با عنايت باينكه مردم هم چندان تفاوتي ميان نمايندگان مردمي و وكيل الدوله ها قائل نيستند و دوغ و دوشاب در اين كشور با هم خيلي تفاوت ندارد و اگر كسي خود را بخاطر اين ملت فدا هم كند عاقبت با يك چوب رانده خواهد شد لاجرم شنا كردن برخلاف جريان آب و مغاير با ميل هيات حاكمه و پشت پا زدن به دنيا و مظاهر دنيوي ديگر براي كسي جذابيتي ندارد. تصور مي كنم نحوه برخورد مردم و حكومت با امثال حقير سرمشق خوبي براي ديگران است. لذا انتظار شق القمر از نمايندگان موسوم به اصلاح طلب نداشته باشيد. وانگهي با اصلاح طلب ناميدن افراد ،الزاما آن فرد اصلاح طلب محسوب نخواهد شد همچنانكه با اصولگرا معرفي كردن افراد آنها الزاما پايبند به اصول و ارزش ها نخواهند شد.در ميان نمايندگان موسوم به اصولگرا و اصلاح طلب كساني حضور دارند كه جايشان زندان است و نه مجلس!.اگر واقعيت را بخواهيد ريشه مشكلات در جاي ديگر است. لذا از مجلس و نمايندگانش انتظار زيادي نداشته باشيد.

ارسال کننده saeed, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 11:24

*سلام

داشتيم نگران مي شديم از غيبت شما.

آقاي اعلمي اخيرا تعداد نقطه چين هايتان زياد شده. حتي كلمات خيلي عادي هم نقطه چين مي شوند. شايد هم كلمات ناروا براي ما خيلي عادي شده.

در هر حال قدردان زحماتتان هستيم.

سربلند باشيد.
اعلمي: سلام ،يقينا انتظار نداريد كه توهين ها و تهمت هاي بدون سند و مدرك عليه اشخاص نيز منتشر شود.

ارسال کننده حسين, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 10:25

*جناب آقای اعلمی: با توجه به شعارهای آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات ریاست جمهوری و عملکرد ایشان بعد از برگزیده شدن به عنوان رئیس جمهو