خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا نام و ایمیل خود را وارد کنید






خروجی سایت


server monitoring
xml
 
مجلس در راس امور!؟ چاپ
۰۵ آذر ۱۳۸۷

حاشیه ها و  متن سخنرانی اعلمی در دانشگاه صنعتی اصفهان:

                                    مجلس در راس امور!؟



حاشیه ها:

در هفته جاری اتفاقات جالبی رخ داد که همه بیانگر میزان پایبندی رسانه های موسوم به اصلاح طلب و اصولگرا به رسالت مطبوعاتی در اطلاع رسانی آزاد و بیطرفی است؛

1-بنا بر دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان در دوم آذر ماه سالجاری برای سومین بار در این دانشگاه حضور یافتم تا پیرامون موضوع پیشنهادی انجمن مذکور مبنی بر "مجلس در راس امور" به ایراد سخن بپردازم.

در بدو ورود به دانشگاه نکته ای که بیش از همه جلب توجه می کرد ،این بود که بجز یک اطلاعیه کوچک که آنهم در تابلوی اعلانات مجاور تالار سخنرانی و همایش های دانشگاه نصب شده بود کوچکترین اثری از اطلاع رسانی در مورد ایراد سخنرانی حقیر در دانشگاه نبود، دست اندرکاران انجمن اظهار می داشتند با وجود اینکه پیش از این برای اطلاع رسانی در مورد سخنرانی آقای عباسی مدعو بسیج دانشجوئی ، در و دیوار دانشگاه مملو از پلاکارد و اعلامیه شده بود ،لیکن مسئولان دانشگاه اجازه ندادند تا در این مورد به نحو مطلوبی اطلاعی رسانی کنیم از اینرو ناگزیر شدیم که خبر آنرا در اطلاعیه های کوچکی در چند نقطه از دانشگاه نصب کنیم ،اما همین اطلاعیه ها نیز توسط عوامل ناشناس معدوم شده است!

بهر روی این سخنرانی در سالن همایش های مملو از جمعیت دانشگاه که تعداد کثیری از آنها سرپا ایستاده بودند برگزار شد و به گفته دوتن از دست اندرکاران انجمن اسلامی استقبال دانشجویان در این مراسم یکی از کم نظیر ترین مراسم هائی بود که تا کنون در این دانشگاه برگزار شده است.

جالبتر از همه با وجود اینکه خبرگزاری ها و مطبوعات حتی از انتشار خبر عطسه برخی از شخصیت ها و از ما بهتران هم دریغ نمی کنند ، اما هیچ یک از آنها کوچکترین خبری از این مراسم با شکوه و مسائل مطرح شده در آن را پوشش ندادند! آقای بهرامیان یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدعی است که با توجه به عدم انعکاس خبر مراسم یاد شده ، خبر آن و متن سخنرانی و پرسش و پاسخ ها هم برای خبرگزاری های ایلنا و ایسنای اصفهان و مرکز ارسال شده است.

2-روز یکشنبه در واپسین لحظات آخرین روز نمایشگاه مطبوعات سری به این نمایشگاه زدم. یکی از گردانندگان غرفه خبرگزاری فارس که خود فرد محترمی است از بنده دعوت کرد تا به غرفه آنها بروم که بدلیل برخورد ناجوانمردانه و غیر اخلاقی این خبرگزاری در انعکاس نادرست سخنرانی زنجان از رفتن به غرفه این خبرگزاری امتناع ورزیدم اما بادعوت آقای عباسی یکی از دست اندرکاران خبرگزاری ایسنا در غرفه این خبرگزاری حضور یافتم ،پس از آنکه مدیر عامل ایسنا هم به ما پیوست با اصرار زیاد از حقیر خواسته شد تا در گفتگوئی با این خبرگزاری شرکت کنم ،با توجه به سابقه عملکرد ایسنا ابتدا از انجام گفتگو با ایسنا هم خودداری می ورزیدم اما در اثر اصرار آنها دعوتشان را اجابت کردم و این گفتگو که پیرامون انتخابات آینده بود بیش از نیم ساعت بطول انجامید، تا این لحظه هنوز گفتگوی مزبور در پایگاه خبری ایسنا منتشر نشده است!!

متن سخنرانی دانشگاه صنعتی اصفهان به شرح زیر بوده است:

 

متن سخنرانی:

این موضوع (مجلس در راس امور) را در  سه بخش نسبتا مجزا مورد بررسی قرار می دهیم:

الف-آیا مجلس باید در راس امور باشد؟

ب-آیا در نظام سیاسی موجود مجلس شورای اسلامی می تواند در راس امور باشد؟

ج-آیا مجلس شورای اسلامی در راس امور است؟

 

الف-آیا مجلس باید در راس امور باشد؟

نظر باینکه جایگاه مجلس در نظام های سیاسی ارتباط تنگاتنگی با نظریه اصل تفکیک قوا دارد ، ابتدا لازم است که به منشا و علت پیدایش این نظریه اشاره ای نمایم:

در گذشته های دور همه قدرت در انحصار یک فرمانروای استبدادى بود، یعنی فرمانروا هم منشاء قانونگذارى و هم مجرى قانون و هم کیفر دهنده مجرمان و قانون شکنان بود. از آنجا که قدرت مطلق و یا تمرکز قدرت و انحصار اعمال قدرت در اختیار یک فرد فاسد شونده بوده و فاسد مى كند و امکان هرگونه سوء استفاده از قدرت را در اختیار او می نهد، نظریه پردازان مختلف برای مهار قدرت نظزیات مختلفی را ارائه دادند که از این میان می توان به نظریه اصل تفکیک قوای منتسكيو اشاره کرد که موجد تحولات اساسی در عرصه سیاست گردید.

منتسکیو نظریه تفكيك قوا و توزیع قدرت میان قوای مقننه ،مجریه و قضائیه را ارائه داد تا بدینوسیله ضمن محدود کردن قدرت و کنترل آن توسط سایر قوا تا حد ممکن از تمركز استبداد آفرين و فاسد کننده قدرت و خودکامگی جلوگيري به عمل آورده و یا از دامنه آن بکاهد.

البته پیش از منتسکیو ،ارسطو نیز با درک ضرورت این موضوع در کتاب سیاست خود حکومت آرمانشهر خود را مرکب از سه قدرت بیان کرده بود : قدرت نخست از آنِ هیئتی بود که کارش بحث و مشورت در بارة مصالح عمومی است ، دومین قدرت به فرمانروایان و حدود صلاحیت و شیوه انتخاب آنها مربوط می شد و سومین قدرت کارهای دادرسی را انجام می داد.البته ارسطو برخلاف منتسکیو تداخل قوای سه گانه در یکدیگر را مجاز می دانست.

در واقع از دید ارسطو اختلاف موجود در تنظیم قدرتهای سه گانه ،منشاء اصلی تفاوت در سازمان حکومتهاست و اگر این سه قدرت بدرستی سامان یابند کار حکومت مسیر درست خود را طی خواهد کرد.

در اروپای قرون وسطی هم در اثر رقابت بین پادشاه و کلیسا بنوعی تفکیک قوا بوجود آمده بود که از آن با عنوان نظریه "دو شمشیر" یاد می شود. طبق  این نظریه ، قدرت بین کلیسا و دولت توزیع شده بود ،پیروان قدرت دولت مدعی بودند که قدرت خداوند به پادشاه وا گذار شده است و ارباب کلیسا هم ضمن انکار قدرت پادشاه ادعا می کردند که قدرت مطلق باید از آن کلیسا باشد و به همین سبب در اثر رقابت میان ایندو تا حدودی از دامنه حاکمیت استبداد مطلق کاسته می شد.

به هر روی پس از آنکه منتسکیو نظریه تفکیک قوا را مطرح نمود و در هنگامی که ریاست پارلمان بوردو را در اختیار داشت ،در مقام عملیاتی کردن انگیزه اصلی خود در طرح نظریه تفکیک قوا ،در کتاب "روح القوانين" نوشت:"پارلمان بايد امتيازات تاج و تخت را محدود کند" و بدینوسیله پارلمان را تنها ارگان مشروعي بیان کرد که می توانست و باید به نمایندگی از سوی طبقات مختلف مردم  قدرت مطلق پادشاه را مشروط و محدود کرده و بدینوسیله جلوی فساد و استبداد ناشی از مطلقه بودن قدرت او را بگيرد.

الف/1- عملیاتی شدن نظریه تفکیک قوا:

با توجه باینکه اصل تفکیک قوا ضامن دموكراسى و حكومت قانون است و به محدود و كنترل شدن قدرت منجر مى شود این نظریه به سرعت در میان افکارعمومی و خصوصا در میان نخبگان و روشنفکران جامعه هوادران فراوانی یافت

و برای اولین بار رسما در قانون اساسی ایالات متحدة امریکا وارد شد و طبق آن ، قوة مجریه به رئیس جمهور و قوة مقننه به مجلس نمایندگان (کنگره ) واگذار گردید. پس از انقلاب فرانسه ، این اصل به قانون اساسی فرانسه نیز راه یافت.

در پی انقلاب مشروطه و اقتباس مشروطه خواهان از قانون اساسی فرانسه ،اصل تفکیک قوا در قالب اصل 27 متمم قانون اساسی وارد قانون اساسی  ایران گردید و بموجب آن قوای کشور به سه قوه مرکب از: قوة اجرائیه تحت تسلط شاه ،مقننه (شامل شاه و دو مجلس ملی و سنا) و قوة قضائیه (شامل محاکم شرعیه و عدلیه ) تفکیک شد. با این وصف و علیرغم اینکه اختیارات شاه بنحو قابل توجهی در قانون اساسی مشروطیت محدود شده بود اما بدلیل تفویض پاره ای از اختیارات به شاه در متمم قانون اساسی ،نظیر واگذاری اختیار انتصاب مقامات عالی قوة قضائیه به شاه و نیز انتصاب نیمی از نمایندگان مجلس سنا و اجازه انحلال دو مجلس سنا و ملی توسط او ، اصل تفکیک قوا بشدت تحت الشعاع اختیارات تفویض شده قرار گرفت و دوباره زمینه بازگشت استبداد به کشور فراهم شد!

الف/2- مجلس مهمترین مظهر جمهوریت:

در عصر حاضر و در نظام های جمهوری گرچه در شرایط انتخابات آزاد که در آن همه شهروندان قادرند آزادانه از حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن  استفاده کرده و  رئیس جمهور را به عنوان عالیترین مقام اجرائی کشور برگزینند و از این طریق بخشی از حاکمیت خود بر سرنوشتشان را اعمال و بطور غیر مستقیم در اداره امور کشور دخالت نمایند ،اما از آنجا که از یکسو رئیس جمهور یک فرد بوده و تمرکز قدرت در او کم و بیش می تواند همان پیامدهای ناشی از قدرت مطلقه را دارا باشد و حاکمیت استبداد بلاموضوع نخواهد شد و از سوی دیگر الزاما برآیند اراده عمومی تلقّی نمی شود و یک شخص ممکن است که حتی با ده درصد آراء واجدان شرایط هم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود ، در نتیجه سهم اراده شهروندان در شکل گیری قدرت به حداقل خود کاهش می یابد، از اینرو با توجه باینکه مردم می توانند در شکل گیری مجلسی مرکب از دهها نماینده سهم بیشتر و تاثیر گذارتری در اداره کشور داشته باشند،بنابراین نقش مجلس به عنوان برآینده اراده ملّی و اهمیت آن در اداره امور کشور و مهار دیگر قدرت ها و پیشگیری از حاکمیت استبداد بیش از سایر نهادهاست و از اینرو استحقاق اینکه در راس امور قرار گیرد را داراست.

ب-آیا در نظام سیاسی موجود مجلس شورای اسلامی می تواند در راس امور باشد؟

ب/1- مستفاد از قانون اساسی مجلس باید در راس امور باشد؟

قانون اساسی در اصل 56 اعمال حاکمیت بشر بر سرنوشت خود را یک حق مطلق و غیر قابل خدشه بیان کرده و مقرر می دارد :" حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است ، هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند" و در ادامه همین اصل با بیان اینکه "يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرق كه در اصول بعد مي آيد اعمال مي كند." حق مذکور را غیر قابل تعرّض و غیر قابل مصادره عنوان می کند.

جزء 8 اصل سوم قانون اساسی هم عملیاتی کردن حق بلامنازع مزبور و تضمین آنرا جزء تکالیف هیات حاکمه معرفی و دولت جمهوري اسلامي ايران به مفهوم حاکمیت را موظف کرده است تا همه امكانات خود را براي تحقق این امر یعنی "مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش" بکار برد

عملیاتی شدن این اصل و حاکمیت بشر بر سرنوشت خود مستلزم این است که شهروندان قادر باشند طبق خواست و اراده خود در مقدّرات کشور و شیوه اداره آن نقش اصلی را ایفاء نمایند و در واقع خواست و اراده آنان منشاء اصلی شکل گیری قدرت و مهمترین عامل نظارت بر رفتار قدرت و در صورت لزوم مهار آن باشد. براین اساس اصل ششم تاکید می کند که:" در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي اداره شود، از راه انتخابات : انتخاب رييس جمهور، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراها و نظائر اينها، يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون معين مي گردد."

از اینرو میزان مشروعیت هر قدرتی که در امور و مقدّرات کشور ایفای نقش می کند به میزان مقبولیّت او در نزد مردم  بستگی دارد.

میزان مقبولیّت قدرت را سازوکار انتخابات واقعی و همه پرسی مشخص می کند. به عبارت دیگر انتخابات سازوکاری برای تظاهر خواست و اراده ملّت است و هرچه بر میزان مشارکت مردم در انتخابات افزوده شود به همان میزان نیز بیانگر مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود تلقّی می شود.

وانگهی اگر حاکمیت را به پیکر یک انسان تشبيه كنيم با عنایت باینکه وظیفه قوه مقننه قانونگذاری و تصویب طرح ها و لوایح و تعیین خط مشی و تعیین تکلیف نرم افزاری برای قوای دیگر می باشد ،از اینرو می توان استدلال کرد که مجلس در پیکره نظام نقش مغز را بر عهده دارد و قوه مجریه نیز بجای دست و پا فرامین مغز را به مورد اجرا می گذارد و قوه قضاييه هم به مثابه قلب نطام مسئول تحقق عدالت در جامعه می باشد ،بنابر این لازم است که مجلس همچون مغز در راس این بدن قرار گیرد.

اگر این نظام به هر دلیلی دچار مرگ مغزی شود ،گرچه ممکن است که به حیات خود ادامه دهد اما پرواضح است که این حیات یک زندگی نباتی بدون روح و نشاط خواهد بود و نه زندگی طبیعی.   

به بیان دیگر پارلمان ضعيف مانند مغز ناکارآمدی است که بدلیل ناتوانی در ارائه برنامه و صدور فرامین نامناسب به سایر اعضای پیکره نظام ،حرکت طبیعی نظام را که مبتنی بر امنیت ،رفاه ،عدالت و آزادی است مختل کرده و آنرا مانند یک پیکر بیمار و معلول به سمت انجام اقدامات و تصمیمات غیر طبیعی که از آن به عنوان استبداد و ناکارآمدی یاد می شود سوق خواهد داد.

ب/2- پیش نیاز و لوازم تحقق یافتن مجلس در راس امور:

در راس امور واقع شدن یک نهاد ،به این معناست که نهاد مورد نظر علاوه بر دارا بودن استعداد بالقوه برای در راس امور قرار گرفتن ،عملا نیز باید در سلسله مراتب قدرت صدرنشین بوده و در اداره کشور و یا نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری ها فصل الخطاب باشد. صدر نشین بودن در سلسله مراتب قدرت و فصل الخطاب بودن در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها ،مستلزم این است که آن نهاد استحقاق و نیز ابزار اعمال قدرت را هم دارا باشد ،و حال آنکه در عمل مجلس در نظام جمهوری اسلامی فاقد چنین امکان و اختیاراتی است. به این اعتبار اساسا نظام مبتنی بر ولایت فقیه هیچ وجه تشابهی با جمهوریت و اصل تفکیک قوا به شیوه غربی آن ندارد و با وجود چنین اصلی نمی توان به تحقّق جمهوریت و تفکیک قوای سه گانه به شیوه رایج در غرب دل بست ،زیرا:

1- قوای سه گانه تحت نظر ولی فقیه است:

 اصل 57 قانون اساسی مقرر می دارد که:" قواي حاكم در جمهوري اسلامي ايران عبارت هستند از: قوه مقننه ، قوه مجريه و قوه قضائيه كه زير نظر ولايت مطلقه امر و امام امت بر طبق اصول آينده اين قانون اعمال مي گردند، اين قوا مستقل از يكديگر هستند. "

با توجه به سایر اصول این قانون و همچنین تحت نظر ولی فقیه قرار گرفتن قوای سه گانه ،این نحوه تفکیک قوا هیچ شباهتی با اصل تفکیک قوا و فلسفه وجودی آن به شرحی که منتسکیو آنرا بیان کرده است ندارد ،زیرا در نظام های سیاسی مبتنی بر نظریه منتسکیو ،مافوق سه قوه مقننه ،مجریه و قضائیه قدرت دیگری وجود ندارد و حال آنکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی قدرتی مافوق بنام ولایت مطلقه وجود دارد و قوای سه گانه نیز تحت نظر قرار دارد و بنا برتفسیر شورای نگهبان این نظارت نیز استصوابی است، بنابراین بموجب این تفسیر مجلس هم تحت تسلط کامل ولی فقیه می باشد.

2-اختیارات نوعا در ولی فقیه متمرکز است ،یعنی:

-تعيين سياستهاي كلي نظام ، نظارت بر حسن اجراي سياستهاي كلي نظام ، صدور فرمان همه پرسی ، فرماندهي كل نيروهاي مسلح ، اعلان جنگ و صلح و بسيج نيروها ، تنظيم روابط قواي سه گانه و حل معضلات نظام
-نصب و عزل فقهاي شوراي نگهبان ،عاليترين مقام قوه قضائيه ،رييس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، رئيس ستاد مشترك ،فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فرماندهان عالي نيروهاي نظامي و انتظامي با ولی فقیه است.
-تعیین صلاحيت داوطلبان رياست جمهوري و نمایندگان مجلس توسط  شورای نگهبان صورت می گیرد که منصوب رهبری است.

-عزل رييس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالي كشور از اختیارات رهبری است.
-عفو يا تخفيف مجازات محكومين جز اختیارات رهبری است.

-مصوبات مجلس تنها در صورتی قابل اجراست که به تائید شورای نگهبان منصوب رهبری برسد.

بنابراین در راس امور واقع بودن مجلس شعاری بیش نیست و در نظام سیاسی موجود امکان تحقق آن وجود ندارد زیرا مستفاد از قانون اساسی مقام رهبری تنها کسی است که در راس امور قرار دارد.

3- مجلس برآمده از اراده شورای نگهبان فاقد استحقاق لازم برای در راس امور واقع شدن است:

اگر مردم در انتخاب نمایندگان دلخواه خود آزاد نباشند ،عناصر شکل دهنده مجلس استعداد و استحقاق در راس امور واقع شدن به عنوان عصاره فضائل مردم و برآینده اراده عمومی  را دارا نخواهند بود، زیرا حق انتخاب کردن و حق انتخاب شدن ملت محدود و معطوف به اراده یک جمع 12 نفره منصوب و نیمه منصوب خواهد شد که معرفت و اراده خود را غالب بر معرفت و اراده ملت می پندارد. قهرا در چنین شرایطی نمایندگان مذکور از بیم رد صلاحیت شدن ، طریق احتیاط و تملق گوئی را در پیش خواهند گرفت.

به بیان دیگر مجلسی می تواند در راس امور قرار گیرد که عناصر شکل دهنده آن مولود اراده عمومی بوده و از چنان شخصیتی برخوردار باشند که براستی سرآمد دیگران و جزء راس ها و عصاره فضائل ملت به شمار آیند . نمی توان به سفله پروری روی آورد و انتظار داشت که افراد کوتاه قد سقف بلند و مرتفعی را برای دیگران و کشور بنا کنند. قهرا فردیکه با هزار دوز کلک و صرفا بر اساس سرسپردگی و توجیه وضع موجود وارد مجلس شده و در کارنامه عملکرد خود چندان نفطه درخشانی ندارد بطور بالقوه استعداد تشکیل نهادی را که در راس امور قرار بگیرد را دارا نیست و به این ترتیب از چنین مجلسی همان برون تراود که در اوست!

بنابراین با توجه به آنچه گفته شده  من معتقدم که در نظام سیاسی موجود و با توجه به مناسبات حاکم ، امکان اینکه مجلس به عنوان برآیند اراده عمومی در راس امور واقع شده و به کنترل و مهار قدرت و بسط دموکراسی منتهی شود ،وجود ندارد.

به عقیده من در میان فقهاء نوع نگاه شیخ فضل اللّه نوری به مظاهر جمهوریت بویژه مجلس ،صریحترین و درست ترین رویکرد نسبت به غیر قابل جمع بودن نظریه ولایت مطلقه فقیه با مظاهر جمهوریت و دموکراسی و نظریه اصل تفکیک قوا از یکدیگر است و می توان گفت که نظریه او بیشتر منطبق بر نظریه دو شمشیر است که پیش از این به آن اشاره کردم.

ج-آیا مجلس شورای اسلامی در راس امور است؟

اصل تفکیک قوا و جایگاه مجلس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:

با توجه به آنچه گفته شد مجلس و قوای دیگر در نظام سیاسی ایران نمی توانند در راس امور قرار گیرند اما چنانچه در یک انتخابات آزاد مجلس مولود اراده عمومی باشد و براستی عصاره فضائل ملت در آنگرد آیند ،در این صورت این نهاد طبق قانون اساسی در مقایسه با قوای دیگر از جایگاه والاتری برخوردار است و می تواند در مهار قدرت و اداره کشور نقش نسبتا مقتدر و پر رنگی را عهده دار شود زیرا:

1- طبق اصل 58 قانون اساسی" اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي اسلامي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مي شود و مصوبات آن پس از طي مراحلي كه در اصول بعد مي آيد براي اجرا به قوه مجريه و قضائيه ابلاغ مي گردد." از اینرو نظر باینکه هرگونه تصمیم سازی و رفتار قوه مجریه و قوه قضائیه و شیوه عملکرد و حدود آن توسط قانون تعیین می شود و قانون نیز خروجی و مولود مجلس می باشد.

2-ترکیب و شکل گیری و صورت بندی هیات دولت و انتخاب وزراء ،بودجه سالیانه و مورد استفاده دولت ،انعقاد هرگونه قرارداد بین المللی ،عملیاتی شدن تصمیمات دولت در قالب لوایح ارائه شده و... از مواردی است که به تصمیم مجلس بستگی دارد.

3-مجلس با استفاده از ابزارهائی نظیر تحقیق و تفحص ، سوال و استیضاح و قانونگذاری می تواند در بعد نظارت و فساد ستیزی نقش مهمی را ایفاء کند.

 بنابراین با وجود مختصّات نظام سیاسی کنونی و به شرط انطباق کامل مناسبات موجود و اجتناب از برخوردهای سلیقه ای و تنگ نظرانه شورای نگهبان امکان اینکه مجلس در راس قوای سه گانه قرار گیرد وجود دارد و باید چنین شود ،در غیر این صورت قهرا مجلس ضعیف  مولود استبداد خواهد بود و استبداد خود در پرتو مجلس ضعیف حیات کامل خود را باز خواهد یافت. یعنی اگر مجلسی ضعیف باشد وجود چنین مجلسی به تحقق استبداد منتهی خواهد شد همچنانکه اگر در کشوری میل به استبداد قوی باشد ،این روند به مجلس ضعیف منتهی خواهد شد.

از طرفی علیرغم نقاط ضعف و ایراداتی که متوجه قانون اساسی رایج می باشد بقای نظام سیاسی موجود نیز در گرو تقویت مجلس متناسب با خاستگاه قانون اساسی است. اگر نظام جمهوری اسلامی ایران را به سه پایه ای تشبیه نمائیم ،بقاء و دوام و عدم تزلزل این سه پایه در گرو کارکرد صحیح هر سه پایه می باشد ،بدیهی است که با تضعیف پایه مجلس به قیمت تقویت دوپایه دیگر نه تنها نظام سه پایه متزلزل و ناپایدار خواهد شد بلکه دوپایه قوه مجریه و قضائیه نیز کارآمدی و اقتدار خود را از دست خواهد داد.

 

مدیر سایت: متاسفانه با وجود پیگیری های فراوان تا لحظه انتشار این متن ، متن کامل پرسش و پاسخ ها بدستمان نرسید. چنانچه انجمن اسلامی دانشگاه پرسش و پاسخ ها را از نوار پیاده کرده و برایمان ارسال کند ،در پست بعدی منتشر خواهد شد.


یادداشت

*جناب آقای اعلمی
معتقدم در صورت تایید صلاحیت، جنابعالی یکی از کاندیداهای مطرح خواهی بود و فکر میکنم با قدرت کلامی که دارید می توانید با روشنگری هایتان مردم را در انتخاب فرد مناسب کمک کنید هر چند بعضی مواقع با همین قدرت کلامی که شما نیز از ان بر خوردارید مردم را اغفال می کنند.

ارسال کننده علی, در تاریخ 03 دي 1387 ساعت 15:10

*باعرض سلام خدمت آقای اعلمی
قبل از آمدن شما به صنعتی بنده از اینکه بالاخره افراد نسبتا مسقل هم به دانشگاه دعوت شدند خوشحال شدم اگر در خاطرتان مانده باشد طی تماس لفنی یکی از دوستان ش برنامه مذکور از خود شما و انجمن اسلامی تشکر کردند
اما آقای تعلمی آنچه که بنده مد نظرم بو که از حضور شما در دانشگاه عاید ما دانشجویان شود حاصل نشد
بنده در باره ی آن جلسه و کلا مشی شما پس از ردصلاحیت شما بسار با شما حرف دارم که ان شاالله طی نامه ای به ایمیل شخصی شما که اگر آن را لطف کنید به اطلاعتان خواهم رساند اما ای کاش شما هم مانند شهید باکری...........

اعلمی: سلام ،ظاهرا شما دوست عزیز من از اعضای دانشجویان جنبش عدالتخواه دانشگاه صنعتی اصفهان هستید. ایکاش بجای کلّی گوئی صریحا اشکالات و انتقادات خود را بیان می کردید تا از آن استفاده نمایم و یا اگر سوء تفاهمی پیش آمده باشد آنرا مرتفع کنم. اما یقین داشته باشید که همچنان مستقل می اندیشم و در شرایط کنونی استقلال فکری خود را فدای هیچ چیز و هیچکس نخواهم کرد. ضمنا یادداشت خود را می توانید از طریق گزینه "تماس با من " برایم ارسال بفرمائید. موفق باشید

ارسال کننده ع.عباسی, در تاریخ 24 آذر 1387 ساعت 14:08

*با سلام
از جنابعالی می خواستم راجع به نام جمهوری اسلامی و این که آیا جمهوریت و اسلام با هم و به این شکلی که برای ما ارائه می شود جمع شدنی است یا همان قضیه اجتماع نقیضین پیش می آید
اعلمی: اگر جمهوریت را شکل و قالب یک نظام در نظر بگیریم ،و اسلام را مجموعه ای از بایدها و نبایدها که روابط و مناسبات درون نظام و روابط مردم با زمامداران و کارگزارن را تنظیم می کند به شرط آنکه مقبول مردم بوده و با رای و خواست مردم به اجراء در آید و کارگزاران نیز بر همین پایه انتخاب و در صورت لزوم از سمت خود معزول شوند ،به اعتقاد من جمهوریت و اسلامی بودن آن قابل جمع است.

ارسال کننده hani, در تاریخ 18 آذر 1387 ساعت 09:54

sdalam khedmate ostad mohtaram ;shoma braye entkhabate riyast jomhori dar sorte taid salahiyat chegad ru mardme azarbayjan hsab baz mikonid

ارسال کننده akbar, در تاریخ 17 آذر 1387 ساعت 22:40

yashasin dogtor alami jinablari bizi uyranjilar har yerda v har zamanda sizila yol birik ama sevardim belaki yerlarda azarbaycanin mogadas adinada aparar kan bizim kolturmizda goriyasiniz esfhanda ularin choxi turklaridi ki siz ana dilinda ulura salam da vermadiniz yashasin azarbaycan yashasin satarxanin yolun davam edan alami jinablari

ارسال کننده egbal, در تاریخ 17 آذر 1387 ساعت 22:34

*آفرين و سلام آقاي اعلمي
بخاطرشجاعتتان در بيان واقعيت رويتان را مي بوسم
حرفهايي كه زديد حرف همه متفكرين اين اين كشور استبداد زده است كه كسي جرات بيان آنها را نداشت اگر چند نفرمثل شما در اين كشور بودند كه ذره اي شجاعت داشتندو بر لزوم بازنگري در قانون اساسي و محدود كردن اختيارا ت ولي فقيه تاكيد ميكردند به اين روز نمي افتاديم و وضع كشورمان باعقل جمعي و كار متخصصان ( بدون مزاحمت!) بهتر مي شد .ميدانم كه برايتان دردسر درست خواهند كرد ولي بدانيد ملت ايران قدردان شما خواهد بود برايتان آرزوي موفقيت مي كنم .شمافرزند راستين اين ملت هستيد .آفرين

ارسال کننده رهگذر, در تاریخ 13 آذر 1387 ساعت 11:59

omidvaram pas az gozashte saliyan deraz ma ham be raveshe sonati ya behtar begam be sistem zapatayi betonim az tarige shoma az in sistem entegad konim albate age ejaze bedan .

ارسال کننده porhasan, در تاریخ 10 آذر 1387 ساعت 22:41

*سلام دوباره!
ببخشيد كه امروز زياد مزاحم مي شوم.
آيا به همايش 30 سال قانونگذاري دعوت شده ايد؟
آيا حضور خواهيد يافت؟
و آيا امكان سخنراني داريد؟
مجددا عذر مي خواهم.

اعلمی: دعوت شده ام اما برای شرکت در این همایش تمایلی ندارم.

ارسال کننده حسين, در تاریخ 10 آذر 1387 ساعت 19:02

*احتمال تغییرات مجدد در ایسنا!
مدیریت این خبرگزاری مهم کشور تغییرات جدید در بدنه ایسنا را در آستانه آغاز رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری دهم در دستور کار خود قرار داده که افراد مورد نظر در این طرح از چهره های شاخص و سرشناس خبرگزاری دانشجویان ایران محسوب می شوند.
http://www.parsine.com/pages/?cid=1990

ارسال کننده ایسنا, در تاریخ 10 آذر 1387 ساعت 13:45

*سلام
ممنون از پاسخ مبسوطتان.
يك بار فرموده بوديد كه به فكر راه اندازي سايت خبري هستيد. مي توانم بپرسم كه منصرف شده ايد يا نه؟
سربلند باشيد

اعلمی: تعدادی از دوستان در پی راه اندازی یک سایت خبری هستند ،چنانچه مقدمات کار فراهم شود ،از طریق همین وبسایت به اطلاع دوستان خواهد رسید.

ارسال کننده حسين, در تاریخ 10 آذر 1387 ساعت 08:52

*با سلام و خسته نباشيد اميدورام فرصتي دست بدهد تا حضرتعالي را به شهرستان مظلوم هشترود دعوت نماييم
جناب آقاي اعلمي
آيا نظام فعلي ما جمهوري است يا... ؟؟؟؟ ( با توجه به اينكه هر سه قواي ما زير نظر ولايت فقيه هستند )
2- آيا وجود شوراي مثل شوراي نگهبان الزامي است ؟؟؟
اصلا فلسفه وجود چنين شورايي چيست ؟؟؟ آيا در اين حالت ترس نمايندگان مجلس از رد صلاحيت سبب نمي شود كه مجلس بله قربان گوي شوراي نگهبان باشد ؟؟
3- آيا در كشوري كه مدعي است اصول اسلام را پياده مي كند تفتيش عقايد آزاد است ؟؟
4- و اينكه مجلس فرمايشي در اختيار داريم جز اين نيست كه انقلاب ما به بيراهه رفته ؟؟
با تشكر از شما
اعلمی: نظام فعلی ،جمهوری اسلامی است و در قانون اساسی قید شده است که قوای سه گانه زیر نظر ولی فقیه است. طبق همین قانون اساسی فلسفه وجودی شورای نگهبان ناظر به انطباق مصوبات مجلس با شرع و قانون اساسی است و مصوبات مجلس باید به تائید شورای نگهبان برسد و مجلس بدون شورای نگهبان رسمّیت ندارد.شیوه عمل این شورا مجلس را از فلسفه وجودی آن و اقتداری که باید داشته باشد دور ساخته و این نهاد را به یک نهاد مرعوب و بی خاصیت مبدّل ساخته است.
طبق قانون اساسی هرگونه تفتیش عقاید ممنوع است. فرمایشی شدن مجلس انحراف از قانون اساسی و آرمان های انقلاب و هموار کننده استبداد خواهد بود.

ارسال کننده موسوي, در تاریخ 09 آذر 1387 ساعت 19:30

*آقای اعلمی
سلام خسته نباشید
از اینکه قبول زحمت فرموده و در دانشگاه صنعتی اصفهان حضور پیدا کردید بسیار سپاس گذار هستم. سخنرانی شما در دانشگاه بسیار مورد توجه قرار گرفت. متاسفانه علی رغم ارسال متن این سخنرانی و حواشی آن برای خبرگزاریهای ایسنا، ایلنا، مهر و تلکس خبری صدا و سیمای اصفهان این برنامه مورد بایکوت خبری قرار گرفت.
تنها در رابطه با خود بنده بایستی اضافه کنم که از اعضای سابق انجمن اسلامی (ادوار) می باشم (نه شورای مرکزی) و در این برنامه تنها مسئولیت دعوت از حضرتعالی را برعهده داشتم و همانگونه که مستحضرید بسیار بیشتر از مسئولیت خود تلاش نمودم. امیدوارم سایر دوستان هم در قبال مسئولیت خود پاسخگو باشند. در پایان آرزوی سلامتی و طول عمر حضرتعالی را دارم و امیدوارم در راه دفاع از آزادی های بحق اما سلب شده ی مردم این دیار کماکان ساعی باشید.

اعلمی: سلام ،شخصا در طول دو دوره نمایندگی خود در مجلس به برخوردهای تبعیض آمیز و جانبدارانه رسانه های مذکور و عدم بیطرفی آنان عادت کرده ام. در کشور ما رسانه آزاد وجود ندارد و هر یک از آنان اسپانسرهای خاص خود را دارا هستند و به همین سبب تنها رسالت آنان معطوف به تبلیغ و بزرگنمائی اسپانسرهائی است که آنها را ساپورت مالی می کنند .واقعیت این است که اگر کشور ما دارای مطبوعات آزاد بود وضعیت ما بهتر از آن چیزی می شد که در آن هستیم.در آینده در مورد شیوه عملکرد برخی از این خبرگزاری ها خواهم نوشت.

ارسال کننده بهرامیان, آدرس سایت اینجا در تاریخ 09 آذر 1387 ساعت 14:21

*آقای اعلمی شنیدم که پس از مراسم دانشگاه در دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم با جمعی از فعالان سیاسی نشستی داشته اید و پرسش و پاسخ های مطرح شده در این مراسم هم بسیار جالب بوده است. اگر ممکن است گزارش مربوط به این مراسم را نیز در وب سایت خود قرار دهید. با سپاس محسن
اعلمی: پس از مراسم دانشگاه توفیقی بدست آمد تا با عده ای از فعالان سیاسی اصفهان در دفتر مجاهدین انقلاب نشستی داشته باشیم و این گپ وگفتگو هم یکی دو ساعتی بطول انجامید و فرصتی شد تا دوستان جدیدی بدست آورده و از دیدگاههای یکدیگر مطلع شویم. متاسفانه مذاکرات مطرح شده در این نشست بدستم نرسیده است تا آنرا در وبسایت قرار دهم. موفق باشید

ارسال کننده محسن, در تاریخ 09 آذر 1387 ساعت 11:14

*جناب آقای اعلمی
با سلام
سخنرانی شما یکی از بی نظیر ترین مراسماتی بود که تا کنون در این دانشگاه برگزار شده است . به همین سبب هم با استقبال بی سابقه دانشجویان این دانشگاه مواجه شد .
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان از افراد بومی (اصفهانی)،محتاط و محافظه کار و وابسته است و با کارهای خود ،سطح انجمن را چنان تنزل داده است که این انجمن تفاوتی با بسیج دانشجوئی ندارد.وی مدعی است پس از سخنرانی شما هیات نظارت دانشگاه ،برنامه دو سخنرانی دیگر این انجمن را لغوکرده است از اینرو انتظار نداشته باشید که وی همکاری لازم را برای پیاده کردن نوار پرسش و پاسخ مربوط به سخنرانی شما به عمل بیاورد ،زیرا از دید او سخنرانی و پاسخ های شما به سوالات دانشجویان تند بوده و به همین سبب نسبت به پیاده کردن آن وحشت دارد .با آرزوی سربلندی بیشتر شما

اعلمی: البته من استنباط شما را ندارم ،هرچند که ممکن است دبیر مذکور با محذوراتی مواجه باشد. بهر حال شرایط زمانی و مکانی را باید در نظر گرفت.

ارسال کننده محسن, در تاریخ 09 آذر 1387 ساعت 11:03

*سلام
آقاي اعلمي عزيز شما كه از وظعيت پوشش خبري اخبار مربوط به خود آگاه هستيد و ماهيت اين آقايان (كليه ي احزاب و جناح ها)و رسانه هاي آنها براي همگان آشكار است چرا از امكانات موجودي كه در اختيار داريد استفاده نمي كنيد براي مثال شما با انتشار اين اخبار در سايت خود و طلب كمك از بازديد كنندگان در انتشار آن مي توانيد تا حدودي هر چند هم كه كم باشد اقدام به اطلاع رساني كنيد.
و اما يك گله كه چرا از اين دست نشست ها در منطقه ي آذربايجان انجام نمي شود شما كه تجربه ي استقبال پر شكوه از خود را حد اقل در تبريز داريد. مثل هميشه با اعتقاد كامل مي گويم:گله جك بيزيمدير
اعلمی: سلام ،طاهای عزیز! مگر کسی مانع از انتشار مطالب سایت شده است؟ علاقمندان در صورت تمایل می توانند نسبت به انتشار آن اقدام نمایند. وانگهی بجز چند مورد انگشت شمار تا کنون کدام تشکل سیاسی و یادانشجوئی در تبریز از بنده برای سخنرانی دعوت به عمل آورده است که حقیر به دعوت آنها لبیک نگفته ام!؟ واقعیت این است که برخلاف بسیاری از شهرها و دانشگاه ها ،اختیار وسرنخ برخی از تشکل های سیاسی و دانشجوئی تبریز در دست تشکل های سیاسی و دانشجوئی تهران و یا باندهای قدرت است و آنها بدون اجازه تهران آب هم نمی خورند ،تجربه هشت سال دوران نمایندگی ام در تبریز خیلی از این وابستگی ها را باثبات رسانید. گفتنی در این خصوص بسیار است و نقدااز آنها عبور می کنم. از اینرو گله جنابعالی موجّه نیست!

ارسال کننده سيد طه, آدرس سایت اینجا در تاریخ 08 آذر 1387 ساعت 19:03

*اقای اعلمی با سلام چند سوال دارم 1- چرا ما اینهمه تلوزیون ماهوارهای با سلایق مختلف داریم ولی برای اصتاحطلبان و شما حتی یک کانال رادیویی هم نداریم؟ 2 ایا شما مخالف اصلاحطلبان هستید؟ 3 چرا اصلاحات زمین گیر شده است؟ 4 بنظر شما ایا میتوان بدون یک رایو و یاتلوزیون امروزه در دنیا جایی برای خود پیدا کرد .ایا طرفداران پراکنده وگمراه نمی شوند؟ 5 ایا یکنفر بیسواد مثل ... میتواند یک شبکه راه اندازد ولی طرفداران شما و یا اصلاحطلبان نمی توانند؟
اعلمی: یک- چون در خارج از کشور فعالیت رسانه های ماهواره ای آزاد است اما در داخل کشور ممنوع است.2- مخالف اصلاح طلبان نیستم با فرصت طلبان و فرصت طلبی مخالف هستم!3- زمین گیری اصلاح طلبان ناشی از دو عامل است: یک عامل خارج از اراده آنهاست و علت آنرا باید ناشی از اراده هیات حاکمه دانست. مسبب عامل دیگر خود آنها هستند و آنرا باید ناشی از عواملی مانند: فقدان برنامه ،اصلاح طلبی در شعار و انحصار طلبی و تمامت خواهی در عمل و رفتار از سوی برخی از مدعیان اصلاح طلبی ،صادق نبودن با مردم و عمل نکردن به تعهداتی که در قبال مردم داشتند،سوء استفاده از فرصت های پیش آمده توسط برخی از مدعیان اصلاح طلبی ،یارگیری های اشتباه و بدون مبنا ،دانست4- انتشار دیدگاه ها و انجام هرگونه روشنگری به تریبون نیاز دارد از اینرو بدون دارا بودن تریبون و رسانه های عمومی ترویج افکار و معرفی برنامه ها توسط یک شخص دشوار و حتی ناممکن است. 5- افرادی که شبکه های تلویزیونی راه اندازی کرده اند از امکانات لازم برخوردار بوده اند. همین رسانه های موسوم به اصلاح طلبی هم نوعا خود گرفتار انحصار طلبی هستند و از انعکاس مواضع اصلاح طلبانه کسانی که زیر بلیط ارباب رسانه ها نیستند خودداری می ورزند ،از اینرو نهادینه شدن فرهنگ شهامت بازگو کردن و تحمل عقاید و آراء و اندیشه های اصلاح طلبانه در نزد مدعیان اصلاح طلبی مقدّم بر راه اندازی تلویزیون های ماهواره ای است در غیر اینصورت آن رسانه هم بیش از اینکه به اطلاع رسانی آزاد بها دهد تنها وسیله ای خواهد شد برای بزرگنمائی صاحب رسانه!

ارسال کننده علی, در تاریخ 08 آذر 1387 ساعت 13:38

*با سلام و درود آقاى اعلمي واقعآ شما يك شخصيت بزرگي هستيد، و اميدواريم كه اين بار فيلتر شوراى نگهبان استاندارد و سوراخ نباشد كه از همه طيف هانفوذ كنند / .

ارسال کننده رضا, در تاریخ 08 آذر 1387 ساعت 11:46

*باسلام و درود به قهرما ن آذربايجان كه نورتان مثل خورشيد در تمام جهان مي درخشد .
آستين بر روى نقشي در جهان افكنده اى
خويشتن تنها و شوري در جهان افكنده اى
خود نهان چون غنچه و آشوب استيلا ى عشق
در نهاد بلبل فرياد خوان افكنده اى
هيچ نقاشي نمي بيند كه نقشي بر كشد
وان كه ديد از حيرتش كلك از بنان افكنده اى
آري جناب آقاى اعلمي
چون شما سوىجمادي ميرويد
آگه از جان جمادي كي شويد
از جمادي در جهان جان رويد
غلغل اجزاى عالم بشنويد
فاش تسبيح جمادات آيدت
وسوسه تاويل ها بزدايدت

اعلمی: آقا موسای عزیز از حسن ظنّ و توجه شما نسبت به خود سپاسگزارم،اما آن ذره ناچیز که بحساب تاید مائیم ،حقیر اگر نوری داشتم ابتدا خانه خود را روشن می کردم تا ناگزیر نشوم هر ماه دهها هزار تومان بابت هزینه برق مصرفی بپردازم .متاسفانه همین تعریف و تمجید های اغراق آمیز انسان ها را از جایگاه انسانیت دور ساخته و آنها را از خود بیخود کرده و تشویق می کند تا از جایگاه خدائی با همنوعان خود برخورد کنند!

ارسال کننده موسي, در تاریخ 08 آذر 1387 ساعت 07:40

*سلام آقای اعلمی:
تحلیل زیبایی ارایه داده اید ولی مساله را در سطح پایین یعنی مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان محدود کرده اید. در حالیکه به نظر من مساله ای که فعلا بیشتر جمهوریت نظام را به خطر انداخته و یا به عبارتی آن را عملا از بین برده است وجود سیکل انتصابی بین شورای نگهبان، نمایندگان خبرگان رهبری و رهبری می باشد. بطوریکه در نهایت هر دو نهاد منتصب مستقیم و یا غیرمستقیم رهبری می باشند. فکر می کنم قبول می کنید که مکانیزم انتخاب رهبر و شورای نگهبان حتما و حتما باید عوض شود و الا همین نتایجی که الان شاهدش هستیم پیش می آید بطوریکه نمایندگان مجلس صرفا به خاطر اینکه رهبری شخصی مثل کردان را تایید کرده اند به او رای اعتماد می دهند.
موفق باشید. رضا-کبک- کانادا

اعلمی: طبق قانون اساسی مقام رهبری نیز با انتخاب مردم تعیین می شود با این تفاوت که این انتخاب غیر مستقیم و دو مرحله ای است. یعنی مردم خبرگان رهبری را برمی گزینند و مسئولیت خبرگان رهبری انتخاب رهبر و نظارت بر عملکرد اوست. از آنجا که قانون مربوط به خبرگان توسط خودشان تهیه می شود و آنها نیز از فیلتر شورای نگهبان باید عبور نمایند ،عملا اعضای خبرگان رهبری محدود به روحانیت شده است که نمی تواند برآیند اراده و ذائقه عمومی باشد و مقصود دو اصل ششم و 56 را تامین نماید. برای این منظور لازم است که قانون مربوط به خبرگان رهبری بنحوی تغییر نماید که از اقشار و اصناف مختلف هم بتوانند وارد مجلس خبرگان شوند.انشاء الله اگر عمری باقی بود در این خصوص هم به تفصیل خواهم نوشت.

ارسال کننده رضا, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 23:39

*اعلمی عزیز بنویس

ارسال کننده ali, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 23:37

*با سلام خدمت جناب اعلمی؛
-شما در این سخنرانی حق مطلب را ادا کرده و ایراد اصلی در نظام سیاسی ایران را(تاحدمقدور) بیان کرده اید. از میان کسانی که اسمشان برای کاندیداتوری مطرح می شود شما اولین نفری هستید که بنوعی نظرتان را در قبال رهبری و جایگاه آن در این سخنرانی روشن کردید.در انتخابات آینده سوال اصلی که مردم در مورد هر کاندیدا دارند موضع وی در قبال رهبری است!کسانی که می خواهند وارد این عرصه شوند باید موضع خودشان در قبال رهبری و نوع تعاملشان را واضح مشخص نمایند.
-مطلب دیگر با بعضی عزیزان آذری زبان است که مطالبشان را گاها در این سایت می خوانم، آیا اگرجناب اعلمی فقط برای آذری زبانها تلاش کند برای شما افتخار بیشتری است یا زمانی که برای همه ایران عزیز باشد؟بعنوان مثال کیست که نداند حسین رضازاده که عزیز همه ایرانیان است ،آذریست. اما اگر یکسره بر آذری بودن وی تاکید نمائیم آیا از چهره ملی وی نکاسته ایم؟چراسعی می کنید شخصیتی که چهره ملی است به چهره ای قومی تنزل دهید!

ارسال کننده رضا از مشهد, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 23:27

*با سلام خدمت آقای اعلمی یاد سخنرانی جناب عالی در دانشگاه محقق اردبیلی حدود سه سال پیش افتادم هیچ وقت از یاد من و خیلی ها نمیره اونوقتها شما را مثل الان نمی شناختم و حسرت اون روزها را میخورم اگه خدا بخواهد ارشد اونجا باشیم قدمتان را روی چشممان جای خواهیم داد انشا الله

ارسال کننده رضائی, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 22:46

*درود بر شما که الحق آزاده اید

ارسال کننده neda, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 19:00

*با سلام خدمت جناب دکتر اعلمی
ممنون از بابت اینکه جواب سوالامو داده بودین حالا هم یه سوال دیگه واسم پیش اومده خواستم ازتون بپرسم
با روی کار آمدن دولت نهم دیده شد که انجمن های اسلامی اغلب دانشگاه ها یا مورد بی لطفی قرار گرفتن یا بطورکلی لغو مجوز شدن که این لغو مجوز هاهم به دلیل عدم کفایت روسای دانشگاه ها بودن حالااین سوالو داشتم که آیا این لغو مجوز ها و این بی لطفیها به انجمن های اسلامی چه ربطی به احمدی نژاد و دولتش داره واینکه آیا این یک برنامه ی از پیش تعیین شده بود یا که خیر؟ بازم از بابت زحماتتون ممنونم
به امیدسعادت ملت آذربایجان

ارسال کننده ج ج, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 13:49

*با سلام
بسيار زيبا و ساده بيان نموديد. با توجه به گفته هايتان و حقيقتي كه وجود دارد 2 راه بيشتر نيست, يا ... سيستم ,و يا تعمير سيستم كه اولي براي مملكت خطرناك است وباعث هرج و مرج ميشود,و ديگري نيز مشكل است چون بيماري خيلي پيشرفته است. و نميشود كاري كرد, فقط بايد اميدوار بود كه معجزه شود, فقط اين را ميتوانم بگويم خدا به دادمان برسد.

ارسال کننده بيداد امامي, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 11:14

درود بر جناب آقاي اعلمي كه افتخار وسربلندي ما آذربايجانيهاست

ارسال کننده آيدين, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 10:42

ّ*با درود فراوان،

آقای اعلمی،حداقل جناب عالی از طریق همین سایت خبر
میدادید تا خدمت برسیم از بقیه که انتظاری نیست.

سرافراز باشید.
اعلمی: سلام ،بنظر می رسد که شایعه کاندیداتوری حقیر در انتخابات ریاست جمهوری ،بعضی ها را به وحشت انداخته بنحوی که رسانه های وابسته و یا نزدیک به آنها را وادار کرده است تا بیش از گذشته از انعکاس اخبار مربوط به بنده خودداری ورزند تا مبادا دکان آنها از رونق بیفتد!انشاء الله گفتنی ها را در سخنرانی های خود و همین سایت خواهم گفت.حسن این شیوه عمل ارباب جرائد و خبرگزاری ها ماهیت واقعی آنان را بهتر نشان داده و مشخص می کند که میان برخی از مدعیان اصلاح طلبی که بر طبل اطلاع رسانی آزاد می کوبند تفاوت چندانی با دیگر تمامت خواهان نیست!

ارسال کننده منصوری, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 09:52

*سلام
1) سايت نوانديش كه از مدت ها قبل بخش سوال از شما را تمام شده نوشته است، هنوز پاسخ هايتان را منتشر نكرده است. هر چند سوال مرا منعكس نكردند ولي هر روز سر مي زنم تا پاسخ هايتان را ببينم. خوانندگان بسياري مشتاق و محتاج خواندن در آن سايت هستند. اگر تاخير از شما ست خواهش مي كنم تعجيل بفرمائيد يا حداقل دليل حتما موجه خود را بازگو كنيد و اگر از ايشان اعلام كنيد تا هوادارانتان نيز بدانند.
2) سوالي كه همواره برايم مطرح است و اكنون مي خواهم از شما استاد عزيز بپرسم اين است كه در كشورهايي كه «مافوق سه قوه مقننه ،مجریه و قضائیه قدرت دیگری وجود ندارد» انتصابات در قوه قضائيه با چه مكانيزمي است؟ من انتخاباتي براي قضات نشنيده ام.
3) آقاي بهنود در سايت خو مطلب جالبي گذاشته اند با عنوان «ميوه اصلاحات» خوشحال مي شوم اگر نظر شما را نيز بدانم.
سربلند باشيد.

اعلمی: یک- دقیقا پس از معلوم شدن نتایج نظر سنجی این سایت در مورد ده شخصیت پارلمانی که متاسفانه 63 درصد شرکت کنندگان در نظر سنجی حقیر را مشمول لطف خود قرار دادند و به عنوان خدمتگزار برتر برگزیدند ، بدلایل نامعلوم مشمول کم لطفی دوستان سایت نواندیش شدم و سیاست سایت نواندیش کاملا تغییر کرده و معطوف به عدم انعکاس اخبار مربوط به اینجانب شد و از آن تاریخ تا کنون که سه چهار ماه از آن می گذرداین سایت ترجیح داده است که از انتشار اخبار مربوط به حقیر بطور مطلق خودداری نماید و حتما در آن مصلحتی است که بر ما پوشیده می باشد. در رابطه با پاسخ سوالات مورد اشاره شما هم تا کنون از سایت مذکور نه کسی با من تماسی گرفته و نه پیگیر پاسخ سوالات بوده و نه آنها را برایم ارسال کرده است تا جوابم را ارائه نمایم.
دو-در کشورهای مختلف عملکرد قوه قضائیه و شیوه انتخاب رئیس آن تا حدودی با یکدیگر متفاوت است. مثلا در ایالت متحده آمریکا مسئولیت قوه قضائیه به عهده دیوان عالی فدرال است که بطور مستقل عمل می کند و هیچیک از قوا نمی توانند بر روند تصمیم‌گیری های آن تأثیر بگذارند.
دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا 9 عضو دارد که از سوی رئیس جمهور به کنگره معرفی می شوند و چنانچه دو سوم سناتورها تصویب نمایند به این مسئولیت انتخاب خواهند شد. اعضاء دیوان عالی فدارل تنها در صورتی از کار خود برکنار خواهند شد که علیه آنان اعلام جرم شده و در اثر آن محکوم شوند.
دیوان عالی فدرال می تواند علیه رئیس جمهور اعلام جرم نماید. در این صورت استیضاح رئیس جمهور در دستور کار کنگره قرار می گیرد. ضمنا چنانچه دیوان عالی فدرال مصوبات کنگره را مغایرت با قانون اساسی تشخیص دهد می تواند آنرا ابطال نماید. تصمیمات قانونی دیوان عالی غیرقابل نقض است.
در بلژیک دادگستري از سازمان خاصی برخوردار بوده و در بخشي مستقل از قوه مجریه قرار دارد ،لیکن جزء قواي دولتي به شمار می رود.دیوانعالی کشور عالیترین مرجع قضائی این کشور است که بر احکام دادگاهها و حسن اجرای قوانین نظارت دارد. دیوانعالی کشور بلژیک دارای دو رئیس است که یکی تشریفاتی است و از سوی شاه منصوب می شود و امور غیر قضائی را برعهده دارد و رئیس دوم که امور قضائی برعهده اوست توسط قضات انتخاب می شود و حکمش را شاه امضاء می کند.
در فرانسه اعضای قوه قضائيه توسط رئيس جمهور و شوراي عالي قضائي منصوب می شوند و ریاست شورای عالی قضائی با رئیس جمهور است و او ضامن استقلال این قوه است.

ارسال کننده حسين, در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 07:51

*سلام... با توجه به ساختار موجود و واقعيات عيني جامعه سياسي ما و همچنين قانون اساسي اين جمله كه مجلس در راس امور هستش بيشتر به يه شوخي شبيه.... هنوز يادمان نرفته تحقيق و تفحص مجلس از صدا و صيما و يا لاحيه مطبوعات در مجلس ششم و يا اصلاح ماده 187 قانون برنامه سوم كه شش بار توسط شوراي نگهبان رد شد و مجلس نتوانتست قانوني را خودش تصويب كرده بود اصلاحه كنه و نمونه هي بي شمار ديگه....

ارسال کننده سعيد, آدرس سایت اینجا در تاریخ 07 آذر 1387 ساعت 00:57

 1 
صفحه 1 از 1 ( 29 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخ‌های خودم هستم، مسئولیت سایر نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.

ارسال یادداشت: مجلس در راس امور!؟

یادداشت خود را در زیر بنویسید:

(اجباری)

(اختیاری)

پست الکترونیک شما فقط توسط مدیر قابل مشاهده است و سایر کاربران قادر به دیدن آن نیستند.

(اختیاری)




<قبل
مواضع و نطق های مهم ایراد شده

در چهارمین نطق مجلس ششم:

 

هشدار به خاتمی و پیش بینی آینده اصلاحات ،در سال 1380