|
درنقد برنامهها و خط مشي دولت خاتمی و تركيب هيأت وزيران: سیاست پیشه مردم حیله سازند بسمالله الرحمن الرحيم « ان الله يأمركم ان تؤدا الامانات الي اهلها » هر كه اول بنگرد پايان كار اندر آخر او نگردد شرمسار مطلع كلام را با گل واژهاي از فرمان امام علي (عليهالسلام) به مالك آغاز ميكنم آنجا كه ميفرمايد: بدان اي مالك! من تورا به شهرهايي فرستادم كه پيش از تو حكمران دادرس و ستمگر در آنها بوده و مردم به كارهاي تو همان نظر ميكنند كه تو به حكمرانان پيش از خود مينگري و در باره تو همان را گويند كه تو در باره آنها ميگويي، به اصلاح حال مردم آن بپرداز و شهرهاي آنجا را آباد ساز. پيش از هر چيز بايد اعلام كنم كه اگر عملكرد دولت جناب آقاي خاتمي را به چشم دل ميديدم نه با چشم عقل، لاجرم بدليل ارادت خاصي كه به شخص آقاي خاتمي و برخي وزرايشان دارم اكنون بايد در جرگه موافقين داد سخن سر ميدادم، برگزاري (36) سخنراني تبليغاتي در نقاط مختلف شمالغربي كشور در ايام انتخابات رياست جمهوري سال 1380 كه بنفع جناب آقاي خاتمي و برنامههاي ايشان صورت گرفت، دليلي بر اين مدعاست. اما بحكم عقل مخالفت بنده دو علت عمده دارد: اولاً، بموجب سوگندي كه در مجلس ايراد كردهام ناگزيرم بنا به تشخيص خود در انجام وظايف، امانت و تقوا را رعايت كرده و همواره به حفظ حقوق ملت پايبند و در گفتهها و نوشته و اظهارنظرها تأمين مصالح مردم را مدنظر داشته باشم. ثانياً، وظيفه پيشگامان مردمي اقتضاء ميكند كه به يك بينش انتقادي مسلح گشته و نسبت به وضع موجود جهت دستيابي به وضع مطلوب اعتراض نمايند تا در ظلّ همين اعتراضات وضعيت مطلوب جايگزين وضع نامطلوب گردد و انگيزه اصلي از اين قبيل اعتراضات و انتقادات نيز اين است كه اصرار دارم كارنامه جناب آقاي خاتمي همچنان درخشان باقي بماند و اميد مردم نااميد نشود. اما مخالفت بنده با خط مشي و تركيب هيأت وزيران بر دو محور كلي استوار است: الف ـ اعتراض به شيوه رايزنيهاي برخي وزراء و عوامل آنها در جلب رضايت برخي نمايندگان مجلس. ب ـ عدم تناسب و انطباق كابينه معرفي شده با پيام دوم خرداد و شعارها و برنامههاي اصلاحطلبانه رئيس محترم جمهور الف ـ مردم و نمايندگانشان از دولت اصلاحات انتظار داشته و دارند كه مانع از تكرار برخي سنتهاي غلطي شوند كه در گذشته بنام وزير براي جلب رضايت و كسب آراء نمايندگان رواج داشت. نمايندگان مردم انتظار دارند كه وزراي محترم در تعامل با مجلس و مكاتبات و تماسهاي حضوري، كرامت و جايگاه نمايندگان را كه از نظر قانوني همطراز با وزيرند رعايت كنند و در توزيع و تخصيص امكانات در اختيار خود، بر پايه مريدي و مرادي عمل نكنند. مردم و مجلس انتظار داشته و دارند وزراء و منسوبين آنها را در كسوتي نبينند كه قدرت را طعمه پنداشته و با در دست گرفتن كشكول گدايي به هر قيمتي در مقام دستيابي و حفظ آن برآيند. گرچه اكثريت قريب به اتفاق وزراي محترم چنين بودهاند، ليكن با كمال تأسف بايد گفت بنده و همكارانم در طول دوره مجلس ششم خصوصاً ايّام رسيدگي به بودجه، مطرح شدن سؤال يا استيضاحي عليه يك وزير و بويژه اين روزها پس از معرفي كابينه به مجلس، در داخل و خارج مجلس نظارهگر برخي وعده و وعيدها، داد و ستدها و روابط ناسالمي بودهايم كه حتي يك مورد آن نيز زيبنده دولت اصلاحات و جناب آقاي خاتمي نيست. گاهي با برخي از عوامل ريز و درشت منسوب به وزيري مواجه شدهايم كه مجلس را با جمعه بازار اشتباه گرفته و با انواع سياستبازيها و سياست كاريها در مقام ابتياع و يا بفروش رساندن متاع مورد نظر خويش برآمدهاند تا بدينوسيله با وارد ساختن انواع فشارهاي رواني به برخي نمايندگان، نظر و آراء آنان را بنفع خود و تمنيّاتشان جلب نمايند، غافل از اينكه اين قبيل رأيها اگر هم بدست آيد حكم نان نامادري را دارد كه از روي اكراه داده شده. مبادا! اين روشهای هر چند نادر تا آنجا استمرار يابد كه معاذالله مصداق سياستمداراني شويم كه ايرج ميرزا در عارفنامهاش خطاب به عارف قزويني وصف كرده است، آنجا كه ميگويد: تو این کرم سیاست چیست داری چرا پا بر دم افعی گذاری سیاست پیشه مردم حیله سازند نه مانند من و تو پاک بازند تماما حقه باز و شارلاتانند به هر جا پاش افتاد آنند به هر تغییر شکلی مستعدند گهی مشروطه ، گاهی مستبدند سیاست پیشگان در هر لباسند بخوبی همدگر را می شناسند همه دانند زین فن سودشان چیست به باطن مقصد و مقصودشان چیست اگر داخل شوند اندر سیاست برای شغل و کار است و سیاست از آن گویند گاهی لفظ قانون که حرف آخر قانون بود "نون" ب ـ همكاران عزيز استحضار دارند كه جنبش اصلاحطلبانه مردم در دوّم خرداد 1376 حامل دو پيام مهّم بود. درواقع مردم باحضور حماسي خويش در پاي صندوقهاي رأي با رأي مثبت خود به جناب آقاي خاتمي عدم رضايتمندي خود را نسبت به برخي از مناسبات غلط و عملكردهاي ناصواب و بيگانه با اهداف متعالي امام و آرمانهاي انقلاب اعلام كرده و به هرگونه باندبازي، انحصارگرايي، تمامتخواهي، خشونتطلبي، استبداد رأي، برخوردهاي قيّممآبانه، دودمان گزيني، پارتيبازي، بوروكراسي و سرگرداني در ادارات، حيف و ميل اموال عمومي، خودسريها و قانونشكنيها، تبعيض و رشوه و ارتشاء و شكاف عميق طبقاتي و پديدههايي از اين دست، «نه» گفته و اعلام انزجار نمودند و خواهان اصلاح و تحوّل در امور و بهبود ساختار و سيستم اداري و معيشتي و بسط و توسعه سياسي و در يك كلام بازگشت به آرمانهاي انقلاب شدند. بديهي است تحقق اين خواستهها و مطالبات مشروع در گرو اصلاح سيستم و ترميم مديريت و درنتيجه انجام يك خانهتكاني جدي در دستگاههاي دولتي بمنظور به سامان نمودن اوضاع و تصفيه مديران نالايق و ناراضي تراش و مهمتر از همه اعمال نظارت مستمر بر عملكرد مسؤولان و ميزان پيشرفت برنامه است، به بيان ديگر مردم از جناب آقاي خاتمي انتظار داشته و دارند تا با در هم ريختن حصارهايي كه در اطراف ايشان در حال شكلگيري است به وعده خود در جهت استقرار نظام شايستهسالاري عمل كرده و با نصب مديران لايق و با كفايت و رهبري و نظارت صحيح، طرز سلوك و رفتار كارمندان تحت امر خود را متناسب با خاستگاه اصلاحات بهبود بخشيده و از اين طريق ضمن افزايش كارآيي سازمان، بر رضايتمندي مراجعين بيفزايد. اما با کمال تاسف قراين حاكي است كه تغيير چنداني در اين خصوص حاصل نشده و صرفاً برخي از مهرههاي قدرت جابجا شدهاند، بدون اينكه تحوّلي جدّي در مناسبات حاكم صورت گيرد، صرفنظر از تعداد اندكي از وزارتخانهها ،در مديريتهاي مياني و استاني ساير وزارتخانهها تغيير چنداني بعمل نيامده و بعضاً از همان نيروهايي بهرهگيري شده و ميشود كه خود نوعاً عامل نارضايتيها بودهاند و از آنجا كه در ظرف چند سال گذشته برخي از اين مديران نان محبوبيّت جناب آقاي خاتمي را خوردهاند و از حمايتهاي مجلس ششم هم بهرهمند شدهاند، با احساس نوعي مصونيت و واقع شدن در حاشيه امنيتي بر خودسريها و ناراضي تراشيها نيز افزودهاند. متأسفانه در كابينه معرفي شده با وجود مديران قوي، باكفايت و مردمي، حضور برخي از اين وزيران و مديراني كه وصفش رفت، نيز محسوس است. در جمع وزراي معرفي شده كساني حضور دارند كه پيش از دوم خرداد سال 76 و پس از آن كارنامه درخشاني از خود برجاي نگذاشتهاند، وزيراني حضور دارند كه وزارتخانه و سازمان متبوع خويش را ظاهراً تيول خود و گوشت قرباني پنداشته و در مواردي به دوستان و خويشاوندان خود سهمي را عطا كردهاند، وزيراني در كابينه حضور دارند كه بنظر ميرسد گاه چوب حراج به اموال عمومي و منابع ملي زده و خود را در برابر هيچكس مسؤول و پاسخگو نميدانند، وزيراني وجود دارند كه گاه استبداد رأي را جايگزين مديريت نوين كرده و با ايجاد فضاي اختناق توأم با رعب و وحشت اعمال مديريت ميكنند. افرادی معرفي شده و يا بعنوان معاون رئيس جمهور انتخاب شدهاند كه سابقه و عملكردشان حاكي است که توان اداره يك شهر كوچك را نيز دارا نيستند تا چه رسد به يك وزارتخانه يا معاونت رياست جمهوري، «واي به باغي كه كليدش از چوب مو باشد». به اين ترتيب برادران و خواهران گرامي هشيار باشيد! ما در معرض يك ابتلاء و آزمايش قرار داريم، از اين پس چنانچه نابسامانيها بدليل ضعف مديريتها ادامه يابد بايد پذيرفت که هر چه هست از قامت ناساز ماست. آگاه باشيد كه ما بر صندليهايي تكيه زدهايم كه روزگاري محل جلوس مدرسها بوده. از ياد نبريد در حساسترين برهه از زمان قرار داريم، يعني ميخواهيم دولتي تعيين كنيم كه موظف به تمشيت امور اجرايي كشور و اعمال حقوق عمومي است. آقاي خاتمي چهار سال فرصت داشته و دارند كه با معطوف كردن نگاه كنجكاوانه و خريدارانه خود به يك جمعيت (70) ميليوني نخبگاني را بعنوان وزير و معاون خود انتخاب نمايند كه شايستگي احراز اين پست را دارا هستند، اطمينان داشته باشيد که كشور به سامان نخواهد شد و برنامه اصلاحات جامه عمل بخود نخواهد پوشيد مگر به بركت وجود وزيران و مديران كارآمد و لايق كه لياقت اين ملت و توان رهبري و مديريت و خصوصاً اعمال نظارت دقيق بر زيرمجموعه خود را دارا باشند. بنابراين گمان مبريد که لازمه حمايت از خاتمي پيروي بي چون و چرا از تمنيّات ايشان و رأي اعتماد به همه وزيران معرفي شده است، بلكه من معتقدم که اگر پيش از اين بنا به مصالحي مقتضاي حمايت از رئيس محترم جمهور، عدم استفاده يا كمتر استفاده كردن از ابزارهاي قانوني ما نمايندگان نظير تذكر، سؤال، استيضاح و عزل و عدم رأي اعتماد به وزيران خاتمي بوده است، اينك بدليل ضيق فرصت و تمهيد شرايط مناسب، ماهيت و دكترين حمايت از مردم، اصلاحات و جناب آقاي خاتمي بايد معطوف به نقد دولت باشد و نبايد اجازه داد که حتي يك فرد ناتوان و ضعيف هم وارد هيأت دولت شود. يا مكن با پيل بانان دوستي يا بنا كن خانهاي در خورد پيل باز تأكيد ميكنم که ما مجاز نيستيم تا با درنظر گرفتن برخي مسايل منطقهاي و وعده و وعيدهايي كه در اين خصوص داده شده و ميشود ،با برخي وزراي ناموفق از سرسازش درآييم، ما در برابر همه اميدي كه ملت به مجلس ششم بستهاند مسؤوليم. پس بياييد آگاهانه و هوشيارانه اميد مردم را به نااميدي مبدل نسازيم و اقتدار مجلس را با رأي اعتماد به وزيران توانمند به نمايش بگذاريم، زيرا «هر سري به كلاهي سزاي سالاري است» در غيراين صورت تاريخ خواهد نوشت: آنانكه محيط فضل و آداب شدند ره زين شب تاريك نبردند برون در جمع كمال، شمع اصحاب شدند گفتند فسانهاي و در خواب شدند بنده اين روند و فرآيندي كه ديروز و امروز منتهي به معرفي اعضاي كابينه شده است را ناشي از اين ميدانم كه در طول بيست و دو ساله گذشته ما با كلكسيوني از شخصيتهاي سياسي مواجه بودهايم كه متناسب با شرايط، در پشت ويترين سياست در معرض ديد قرار گرفتهاند. اين افراد مانند مهرههاي سياه و سفيد شطرنج هستند با (700 الي 800) مهره ، هرگاه قدرت مانور در اختيار اين مهرههاي سفيد و سياه قرار ميگيرد تا آنجا پيش ميروند كه حتي حاضرند پيادههاي خود را نيز به وزير تبديل كنند تا حريف را كيش و مات نمايند و گاهي نيز بدليل هموزن بودن "پات" ميشوند. اين مجموعه نفيس و از ما بهتران با استفاده از روزنامهها و ساير رسانهها و امكاناتي كه بفراخور حال خود در اختيار دارند هميشه صدرنشين روزنامهها هستند، تيتر اول را به خود اختصاص ميدهند، جريانسازي ميكنند، شخصيتپردازي كرده و خود و سرسپردگانشان را به عرش اعلاء ميبرند و چنانچه لازم باشد پيشكسوتان خودساخته و مستقل را از آسمان شهرت به زمين ميكشانند و بايكوت خبري ميكنند. لذا در رايزنيها اينها هستند كه همواره طرف مشورت قرار ميگيرند ، اين است كه قدرت پيوسته چون گويي در دست اين افراد ميگردد و احدي غيروابسته اجازه ورود به قلمرو قدرت آنها را نمييابد. بهمين سبب شايستهسالاري صرفاً حكم يك كالاي لوكس را مييابد كه كاربرد آن فقط پز دادن سياسي است. لاجرم ما ميمانيم و انبوهي از توجيهات؛ هرگاه راست و كارگزار بر سر قدرت است، مخالفت با آنها دشمن پيغمبر تلقي ميشود و آنگاه كه نوبت به ما اصلاح طلبان و چپها رسيده و بر خر مراد سوار شديم، توجيه اين ميشود كه اگر به اينها رأي ندهیم، رقيب سوءاستفاده خواهد كرد و بيچاره اين ملت كه در هر دو حالت ناگزير است دودش را به چشم خود پذيرا شود. برادران و خواهران! هوشيار باشيم كه ملت از اين پس هيچگونه توجيهي را پذيرا نخواهد شد و در آنصورت نه چپي باقي خواهند ماند و نه راست، اين گوي و اين ميدان. پس باز تأكيد ميكنم که نابسامانيهاي كشور ناشي از عملكرد مديريت هاست و هرچه هست از قامت ناساز ماست. از آنجا كه در كشور ما هنوز ساختارها و سيستمها حكومت نميكنند و ناهنجاريها و نارسايي و نابسامانيهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مخلوق و معلول مديريت ماست، تسامح و تساهل در انتخاب وزيران و مديران و عدم نظارت بر عملكرد آنان خطايي است نابخشودني، پس مراقب باشيم كه تاريخ از ما نيز بعنوان خطاكار جفاپيشه ياد نكند! رئيس ـ (ابراز احساسات حضار) تماشاچيان عزيز نميتوانند ابراز احساسات كنند ماخذ: مشروح مذاکرات مجلس - جلسه 135 مجلس ششم
یادداشت ها (7) - ارسال یادداشت:
یادداشت
*آقای اعلمی با سلام از لردگان مزاحم شدم آقای خاتمی حماسه دوم خرداد را با سکوت خوددر برابر حادثه 18 تیر 78 و حوادث دیگر اتفاق افتاده در دوره ریاست جمهوری خدشه دار کرد و دید مردم را نسبت به خود کمی تغییر داده، ولی باز ما تا لحظه آخر در خدمت اصلاحات هستیم.زنده باد اصلاحات. من شخصاً در شهرستان و استان در خدمت اصلاحات هستم همانطور که قبلاً هم به اثبات رساندیم . آمار دو دوره ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی و نمایندگی جناب آقای مهندس علیپور. لطفاً اگر امکان دارد شماره موبایلتان را برام بفرست به آدرس ایمیلم.متشکرم از این که وقتتان را گرفتم. ارسال کننده jalal, در تاریخ 30 آبان 1387 ساعت 13:36
*با سلام و تشکر فراوان. بی پرده بگویم هر وقت پای صحبت شما می نشینم از خودم این سئوال بنیادی را می پرسم که آیا می شود در عرصه سیاست معاصر، سیاست مدار صادق شد؟ آیا می شود در بافت ناهمگون و آلوده به ترفندهای پنهان کارانه ایی که رموز سیاست نام گرفته اند کاری پیش برد بی آنکه قواعد بازی این ترفندبافت را بکار نبست؟ آیا بایستی حداقل سیاست «بر پا بمان تا فرصت گفتن را داشته باشی» را بکار برد یا نه، بایستی گفت حتی اگر به قیمت از پا افتادن باشد؟ فرق اعلمی با دیگران را در این می بینم که او گزینه آخر را برگزیده است! متاسفانه تا زمانی که احزاب واقعی و تشکل های مدنی در ایران جا نیفتند، فداکاری های بزرگمردانی مثل اعلمی در حد روشنگری های مردمی باقی می ماند. هر چند که همین روشنگری ها گامهای کند، ولی مطمئن اصلاحات بنیادین در یک جامعه دسپوتیک هستند. اعلمی: از حسن ظنّ شما نسبت به خود تشکر می کنم ارسال کننده مهدی ماکوئی, در تاریخ 18 آبان 1387 ساعت 00:38
*با سلام جناب آقای دکتر اکبر اعلمی شما انسان شجاعی هستین و همین طور درستکار وصادق وآگاه به اکثر معناها و دیدگاه اسلام و اینجانب همیشه در کنار شما خواهم بودو هستم وتا آخرین نفس نیز به عنوان یک ناسیونالیست ایرانی ،اسلامی از شما حمایت خواهم کرد و اما درباره ی نطق زیبای جنابعالی اعلام می کنم نطق تاریخی بود اما یک مشکلی که در این نطق ها هست آن هم این است آخر در ایران70% ... جاهل تر از آن هستند که معنای این نطق را بدانند وااز آن حمایت بکنند ما در ایرانی زندگی می کنیم که مردمش به فکر منافع خود هستند ای کاش قدر شما را بدانند که اگرندانند مثل ملت کوفه اسیر معاویه خواهند شد دوست دارم اکبر آقا اعلمی اعلمی: از حسن ظنّ شما نسبت به خود متشکرم ارسال کننده مسعود ر, در تاریخ 14 آبان 1387 ساعت 16:16
ba salam khedmate jenabe alami va modiriyat va hamkaran va karbaran jenabe aghaye alami khaheshmandam khod ra baraye entekhabate ayande amade karde va kabineye mitmaen va vatandost khod ro az alanan amade konid shayad faraji shavad va gerehi az kare iranian baz shavad (manzoram az shayad taide salahiyate shomast vagar na dar khedmate sadeghaneye shoma shaki nist) movafagh va tandorost bashid. dar panahe hagh zemnan dar sorate emkan khahesh ghabliye bandaro ejabat konid hagh yaretan ارسال کننده farhad, در تاریخ 19 مهر 1387 ساعت 00:29
*سلام از برازجان مزاحم شدم حملات شما به 2خرداد مضافا ضعف انهادر یارگیری و دهها عامل دیگر در رویگردانی از اصلاحات بی تاثیر نبوذ اعلمی: سلام، بین انتقاد از خود و حمله باید تفاوت قائل شد. انتقاد جزء ذات اصلاحات است.لذا این بخش از جمله شما را می توان به اینصورت اصلاح کرد ؛"بی توجهی طیف موسوم به اصلاحات به انتقادات مشفقانه اصلاح طلبان واقعی و میداندار شدن فرصت طلبان ،در رویگردانی مردم از اصلاحات بی تاثیر نبود" ارسال کننده رسول, در تاریخ 02 مهر 1387 ساعت 01:25
*با سلام خسته نباشيد. آقاي اعلمي خيلي نطق جالبي بود . ارسال کننده MOSA, در تاریخ 22 شهريور 1387 ساعت 13:55
*سلام و خسته نباشيد قصد تملق و حرف اضافه ندارم ولي در كلام بنده همين بس كه با شما موافقم و از آنچه نگاشته بوديد نيز حظ وافر بردم يا علي 1 صفحه 1 از 1 ( 7 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
|