|
در اعتراض به اهانت به مردم آذربایجان : بسم الله الرحمن الرحیم کسانی که بذر نفاق و تبعیض می پاشند، طوفان درو می کنند! *ايران به همه ايرانيان و اقوام ساكن در آن تعلق دارد
«لا يحبالله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» چه كسي ميخواهد من و تو، ما نشويم، خانهاش ويران باد. من اگر ما نشوم، تنهايم، تو اگر ما نشوي خويشتني. ابتداء سالروز آزادي خرمشهر عزيز را گرامي داشته و فرارسيدن اين روز پر شكوه را به ارتشيان، پاسداران و بسيجيان جبههديده تبريك گفته و به شهداي دفاع مقدس اداي احترام مينمايم. در پي تذكرات مكرر اينجانب و برخي از همكارانم مبني بر لزوم برخورد قانوني با محركين و عوامل تحقير اقوام و اهانت به تركزبانان شريف، لاجرم مسؤولان امر تصميم به توقيف روزنامه دولتي ايران گرفتند. گرچه گستاخي دستاندركاران مرتبط با مطلب موهن در روزنامه ايران محرك و سائق تظاهرات اعتراضآميز در نقاط مختلف كشور بود، ليكن محدود و معطوف كردن اعتراضات روزهاي اخير به انعكاس يك طنز موهن در روزنامه مزبور و متوجه كردن تقصيرات و انگشت اتهام بسوي چند نفر از دستاندركاران مطبوعاتي نشان سادهانگاري و سطحينگري است. لذا ماداميكه انگيزهها و عوامل اصلي وقايع اخير دقيقاً مورد بررسي و كالبدشكافي عميق قرار نگيرد، تكرار اين قبيل اعتراضات كه متأسفانه در موارد محدودي، آنهم بدليل تحريكات و اقدامات غير مدبرانه و خشن مسؤولان سياسي و نيروهاي انتظامي به حوادث ناگوار منجر شد، اجتنابناپذير است. بعبارت ديگر واكنش مردم به مطلب مندرج در روزنامه ايران بيش از آنكه ناظر به خطاي فاحش بعضي دستاندركاران روزنامه ايران باشد، حامل پيام مهمي به دولت به مفهوم حاكميت و بيان اعتراض بوجود نوعي آپارتايد فرهنگي، سياسي و اقتصادي می باشد كه متأسفانه سالهاي سال اسباب رنجش خاطر اقوام مختلف ازجمله تركزبانان و مردم آذربايجان را فراهم ساخته است. از اينرو در اين فرصت اندك اجمالاً به ريشههاي اعتراضات اخير ميپردازم. در اصل (19) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است: «مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود». اصل بيستم همين قانون مقرر ميدارد: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند». اصل (15) قانون اساسي بيان ميدارد: «زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است، ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانههاي گروهي و تدريس ادبيات آنها دركنار زبان فارسي آزاد است». چنانچه سه اصل مذكور را دركنار هم قرار دهيم ميتوان نتيجه گرفت كه ايران يك واحد سياسي ـ فرهنگي و سرزميني مشاعي است كه به همه ايرانيان و اقوام ساكن در آن تعلق دارد و هيچيك بر ديگري برتري ندارد. فارس، ترك، كرد، لر، عرب، بلوچ، بختياري، تركمن، قشقايي، شاهسون و ساير اقوام ايراني بهرغم تفاوتهاي نسبتاً فاحش در زبان، گويش، آداب و سنن و مذهب و فرهنگ و هنر خود در طول سدههاي متمادي و داد و ستد و تعامل فرهنگي ژرفي كه ميان آنها صورت گرفته، اركان بهم پيوسته يك ملت را تشكيل داده و ضمن مشاركت در پيدايش و گسترش فرهنگ و تمدن ايراني با انسجام خود وحدت ملي را حفظ و تماميت ارضي را تضمين كردهاند. بديهي است در چنين بافت جمعيتي متنوعي چنانچه از الگوي مطلوبي جهت حفظ و ارتقاء همبستگي ملي استفاده نشود، دستيابي به وحدت و حفظ تماميت ارضي بسيار دشوار خواهد بود. الگوي مذكور از يكسو بايد متضمن احترام به هويت قومي و ازسوي ديگر تقويت تعلقات ملي بصورت توأم و مبتني بر عمل بحق و تجليل از كرامت انساني باشد. به بيان ديگر نظر به اينكه هويت قومي و تعلقات ملي بعنوان دو مكمل، لازم و ملزوم يكديگر بوده و با تأثير و تأثر متقابل بر هم اجزاي تفكيك ناپذير ملت ايران را تشكيل ميدهد، از اينرو دوام و قوام و چسبندگي و پيوستگي «ملت» در گرو احترام توأم به شاخصهها و مظاهر مؤثر در «هويت قومي» و «وابستگيهاي ملي» در ابعاد مختلف فرهنگ، زبان، هنر و مذهب است. بنابراين هر يك از اقوام ايراني به موازات وابستگي و تعلقات ملي خود بايد احساس نمايند كه داراي يك هويت قومي مستقل و آزاد هستند و ميتوانند مظاهر آن را نيز در همه شؤون زندگي خود ظهور و بروز و رشد دهند. درغير اينصورت چه بسا اقوام مختلف در فرصت مناسب به عمده كردن تعصبات و ويژگيهاي قومي خود روي آورده و بطور مطلق از تعلقات ملي خود دوري گزينند كه حاصلي جز ايجاد اختلال در همبستگي و آسيب جدي به وحدت سياسي بهمراه ندارد. چنانكه اشاره شد واضعان قانون اساسي با درنظر گرفتن اين واقعيت، مهمترين عامل شكوفايي تعلقات ملي و چسبندگي و وحدت و همبستگي ملي را در گرو رفع تبعيض و تحقق و رشد و بالندگي مظاهر و شاخصههاي فرهنگي اقوام و توجه و احترام به حقوق و كرامت انساني هر يك از آنان بيان كرده و حتي در بند (6) اصل سوم قانون اساسي كرامت و ارزش والاي انساني و آزادي توأم با مسؤوليت او در برابر خدا را يكي از پايههاي ايماني نظام جمهوري اسلامي عنوان ميكند و در بند «ج» همين اصل متذكر ميشود كه استقرار اين نظام بايد به تأمين و تحقق قسط و عدل و استقلال سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و بالاخره همبستگي ملي منتهي شود. بر اين اساس چنانچه با رويكرد آسيبشناسانه به وقايع اخير توجه گردد، بايد پذيرفت كمتوجهي به واقعيتي به نام هويت قومي و قرباني كردن مظاهر مؤثر در آن بپاي تعلقات ملي عامل و ريشه اصلي چنين واكنشها و انفجارهايي است كه در يك چشم بهم زدن جرقهاي را به حريقي بزرگ مبدل ميسازد. پر واضح است، وقتي كه اقوام مختلف ازجمله قوم بزرگ ترك و آذربايجانيان غيور كه اكنون بخش اعظم و تفكيكناپذير ملت ايران را تشكيل ميدهند چندين دهه بدلايل واهي نهتنها از امكان تظاهر كامل ويژگيها و مظاهر هويت قومي خود به شرحي كه در قانون اساسي بيان گرديده برخوردار نميشوند، با ايجاد كوچكترين جرقهاي به حريقي مبدل و آتش عظيمي را بپا ميكنند، در اينصورت بايد كساني را مقصر دانست كه سالهاي سال بذر نفاق و آپارتايد و تبعيض را پاشيدهاند و اكنون طوفان درو ميكنند! بديهي است آشوبگر و ياغي معرفي كردن جماعتي كه براي استيفاي حداقل حقوق قومي خود صبرشان لبريز شده است، چاره كار نيست. اگر دقت كرده باشيد اكثريت كسانيكه در چند روز اخير، خصوصاً در تظاهرات تبريز به خيابانها آمده و اعتراضات و مطالبات خود را مطرح ميكردند جملگي از نسل انقلاب هستند و به تيره و طايفه همان كساني تعلق دارند كه همواره دژ مستحكمي در برابر بيگانگان و متجاوزان به خاك عزيزمان ايران بودهاند. آري، اين تظاهركنندگان كه ابتداء بنحو مسالمتآميزي و كاملاً به روشهاي مدني مراتب اعتراض خود را به روزنامه ايران بيان ميكردند، از برادران و فرزندان و پدران شهيد باكريها، ثقهالاسلامها، باقرخانها و ستارخانها و دهها قهرمان ملي هستند كه جان خود را در دفاع از وطن خويش قرباني كردند و اگر مسؤولان سياسي و انتظامي با تدبير و درايت آنها را به بدترين شيوه مورد ضرب و شتم قرار نميدادند، مطمئن باشيد هرگز آنچه در تبريز رخ داد به وقوع نميپيوست. چرا بايد آزمودهها را دوباره آزمود؟ مگر با اين قبيل برخوردهاي خشن خود، افرادي را از دست نداديم كه روزگاري در دفاع از جمهوري اسلامي لباس رزم برتن كرده بودند و اكنون به دشمنان جمهوري اسلامي پناه بردند. چرا هميشه بجاي حل مسأله، صورت مسأله را پاك ميكنيم؟ آيا دهها هزار نفر كه نوعاً از جوانان همين مرز و بوم هستند و بدليل جريحهدار شدن احساساتشان به خيابانها آمده و كاملاً به روش مسالمتآميز مطالبات خود را بيان ميكنند، تجزيهطلب و ياغي معرفي كردن بنفع جمهوري اسلامي است؟ كساني ياغي و تجزيهطلب هستند كه دانسته يا نادانسته با سخنان و اقدامات و سياستهاي خود تخم كينه و نفاق و تبعيض را ميپاشند و البته طوفان هم درو ميكنند. من با صداي رسا از پشت همين تريبون اعلام ميكنم شعار همه اقوام ايراني، خصوصاً غيور مردان ترك زبان آذربايجاني در سراسر كشور اين است: مـا بـاده عـزت و شـرافـت نـوشيـم گر در صف رزم جامه از خون پوشيم | در راه وطن از دل و از جان كوشيم آزادي را بـه بـنـدگـي نـفـروشيـم |
اما مادامي كه افراد بدنام و شخصيتهاي منفي فيلمها و داستانها، نظير چاپلوسان و اراذل و اوباش جامعه، افراد نادان و سادهلوح در كسوت قوميتها و تركها به نمايش در ميآيد و زبان و لهجهها و گويشهاي تركي نه از باب مزاح، بلكه با هدف كودن جلوه دادن و تحقير و تمسخر و هزل و اهانت يك قوم هتك حرمت ميشود، مفاخر و مشاهير قوميتهاي مختلف ازجمله مفاخر و مشاهير ترك زبان به فراموشي سپرده ميشود و در كنج انزوا قرار ميگيرد و امكان بزرگداشت شخصيتهايي نظير ثقهالاسلام نويسنده اولين قانوناساسي در ايران، شيخ محمد خياباني و باقرخان و ستارخان، قهرمانان ملي و بابك خرمدين انترناسيوناليستي كه براي آزادي ايران پرچم ظلمستيزي را برافراشته و جان خود را در مبارزه با خلفاي جور و اسلامپناه از دست ميدهد و امكان ظهور و بروز فرهنگ و زبان و موسيقي و آداب و سنن را نمييابند، آثار باستاني آنها نظير ارك مورد بيمهري قرار ميگيرد، اعتبارات ناعادلانه و به زيان مناطق تركزبان توزيع ميشود، شعار تيم ملي فوتبال ايران «ستارگان پارس» تعيين ميشود، جملگي زخمهاي كهنهاي است كه در يكجا سر باز ميكند و جرقهاي است كه در مواجهه با گستاخي روزنامه ايران به آتش تبديل ميشود. من در خاتمه زبان حال مردم را در ترجيعبند مشهور شهريار شاعر هميشه جاويد آذربايجان كه هتاكان به اقوام را مورد خطاب قرار داده مطرح ميكنم كه مخاطبش اهانتكنندگان به اقوام مختلف از جمله تركزبانان است: تـو اهـل پـايتـختـي، بـايـد اهـل معرفـت بـاشي تو عقل و هوش، خود ديدي كه در غوغاي شهريور گمان كردم كه با من همدل و همدين و همدردي شهـريـور مـاه پـاريـن، كـه طيارات با تـعـجـيل چو در تركيـه رفتم وه چه حرمـت ديـدم و اعـزاز مـن آخـر سالهـا سـربـاز ايـران بـودم و جانبــاز عدو را تا كه ننشـاندم بـجاي، از پـاي نـنشستـم چنان پـيونـد بگـسستي كه پـيوستن نيــارستم تــرا تـنـها پـذيرفـت و مـرا از امـتـحــان وا زد چـو تنهـا كـرد هر يك را بـه تنهايي بـدو تـازد | بـــه فكــر آبـــرو و افـتـخـار مـملـكـت بـاشـي كشيـدند از دو سـو همسايگان در خـاك ما لشكـر بـه مـردي با تـو پيـوستـم نـدانستـم كـه نامردي فرو ميريخـت چون طير ابـابيل بـه سـر سجـيـل به قفقـازم برادر خوانـد و بـا خـود مردم قـفـقــاز بـه دستم تـا سلاحـي بــود راه دشمنـان بـسـتم بـه كام دشـمنـان آخـر گـرفتـي تيــغ از دسـتم چـو استاد دغـل سنـگ محك بـر سكــه مــا زد سپـس در چشـم تو تهـران بجاي مملكت جـا زد چنان انـدازدش از پــا كـه ديـگـر پــا نـيـفـرازد |
چرا با دوستدارانت عناد و كين و لـج باشـد مگر پنداشتي ايران ز تهـران تـا كـرج باشد | چـرا بـيچـاره آذربـايجان عضو فلـج باشد هنـوز از ماست ايران اگر روزي فرج باشد |
... **(بدلیل دخالت های بیجای حداد عادل رئیس مجلس و پایان وقت، نطق بطور کامل ایراد نشد.) ماخذ: خبرگزاری ایلنا تاریخ 3/3/85 کد خبر: 309986،ایسنا كدخبر 8503-01704:،ایرنا ، موج و فارس شماره خبر:8503030267
یادداشت ها (1) - ارسال یادداشت:
یادداشت
برادر بزگوارم حق پایمال نمی شود ارسال کننده m.o, در تاریخ 12 خرداد 1387 ساعت 18:36 1 صفحه 1 از 1 ( 1 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
|