*تو این مملکت هیچ کس سر جای خودش نیست. یکی مثل احمدی نزاد رییس جمهور میشه و امثال اعلمی رد صلاحیت میشن
ارسال کننده رضا, در تاریخ 19 تير 1387 ساعت 20:36
شما از معدود كساني هستيد كه به لجنزار تملق خود را نيالوديد
ارسال کننده مداحي, در تاریخ 09 خرداد 1387 ساعت 23:27
به من بگو نگو ، نمی گویم؛
اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم
من می فهمم!!
« دکتر علی شریعتی »
[b][/b]
ارسال کننده سعيد خواجوي, در تاریخ 18 ارديبهشت 1387 ساعت 01:26
اولو تانرينين آذيله...
اند اولسون گوزل تانريميا
حاضيرم جان ورينجا سيزيله آذربايجانمدان دفاع ادم...
تورك اوغلو داريخما... بو گونلر ده گچه جك . . .
ارسال کننده سعيد خواجوي, در تاریخ 18 ارديبهشت 1387 ساعت 01:09
این مظلومیت وبی کسی شما مرا آزار می دهد و به یاد ستارخان که بعد از سردار شدن به نوعی بالای دار رفت می اندازد برادر اعلمی زخم های چرک زده ستار خان او را نکشت شاید یاد آن گرسنگانی که برای آزادی وآرمان مشروطیت علف خوردندو از او حمایت کردند ولی کسانی به آرمانشان خیانت کردند اورا دق مرگ کرد وحالا بعد از یک قرن سردار از نظر همفکران شما راهزن بوده ولی قاب عکس او در خانه ی هر آذربایجانی آویزان است راستی پدرم دیشب قصه ی قهرمانی او را به نوه اش تعریف می کرد ،راهت را اشتباهی میروی این مردم حافظه ی ضعیفی دارند
موفق باشی
ارسال کننده آیدین, در تاریخ 13 ارديبهشت 1387 ساعت 14:41
جناب اعلمی عزیز:
ادعا های زیاد و خیلی بزرگی کرده اید: ' اعتراض ما بخاطر موقعیت و مقام نیست' ، 'معتقدم سکوت در برابر ظلم بنوعی مشارکت در ظلم است' ، ' ... 40 سال عبادت'، و بالاخره '... بخاطر ایفای وظایف نمایندگی'. همه اینها اثبات می خواهد. دقت نظر می خواهد. تیز بینی و نگاه انتقادی کردن (که الحمد لله شما از آن بخوبی برخوردارید) میخواهد. برخی از اینها، اشاره به 'نیت' گوینده ی محترم دارد که نه تنها اثباتش مشکل است بلکه ممکن است بر خود گوینده هم 'امر مشتبه' شده باشد. کاری به این کارها ندارم. همه را دربست از شما قبول می نمایم. امیدوارم خدای کریم هم از شما بپذیرد و صواب تمام مرحمت فرماید، که او حساب و کتابش (گمان می کنم) با ما ها فرق دارد. ضمنا اگر بخواهد بدهد، نمیخواهد چیزی از کس دیگری کم کند؟
تنها یک نکته کوچک را عرض می کنم و آن اینکه همه این وظایف، در سنگرهای دیگر یا گوشه های دیگری از این دنیای بزرگ، باز هم ممکن و مقدور است. فقط میخواهد به نچسبیدن به 'موقعیت و مقام'، 'ایفای وظیفه'، عدم 'مشارکت در ظلم'، 'عبادت' و امثال این معانی عظیم (که هر کدامشان دریائی است که جای دارد یک عمر در آنها بگذرانی و دقت کنی و ...) اعتقاد و التزام عملی داشته باشی. گمانم اگر این معانی عظیم در انسان باشد، آنگاه در برابر 'تهمتها' خیلی هم تکان نمی خورد.
در هر گوشه ای که هستی برایت آرزوی توفیق و سربلندی دارم.
اعلمي:آقاي غلامرضاي عزيز! نكند كه دستگاه نيت سنج شما هم مانند اعضاي شوراي نگهبان خلاف اين ادعاهاي مرا ثابت كرده است!؟مطمئن باشيد كه بنده دغدغه بدست آوردن و يااز دست دادن موقعيت و مقام را ندارم در غير اينصورت مانند ديگران و با سهلترين روش ها در حفظ نمايندگي و دستيابي به مقامات بالاتر مي كوشيدم و بجاي اينكه در اين آشفته بازار سنگ مردم را به سينه زده و به نقد صاحبان قدرت روي آورم (كه فعلا حكم عسس مرا بگير را دارد)به مداهنه گوئي و تملق صاحبان آنها اهتمام مي ورزيدم و به بركت آن اينك از بسياري از زخم زبان ها هم مصون مي ماندم.چه كسي است كه نداند در كشور ما به منتقد مشفق پاداش نمي دهند؟
اعتراض بنده و امثال من حداقل دو دليل عمده دارد اول اينكه مجلس خانه ملت و چشم و گوش و زبان مردم در حاكميت است و سند شش دانگ آن منحصرا بايد در اختيار مالكان واقعي آن باشد و نبايد ويزاي ورود به خانه ملت در اختيار شوراي نگهبان و افراد منصوب از سوي حكومت قرار گيرد.دوم اينكه مجلس تنها نهادي است كه مي تواند در پيشگيري از گسترش انحرافات و نيز اصلاح امور موثر باشد.به عبارت ديگر در شرايطي كه رسانه ملي كه از بودجه عمومي ارتزاق مي كند منحصرا در اختيار دولت و حكومت و انهم افراد خاص است و مطبوعات نيز حق عبور از مرز هاي تعيين شده و در نورديدن خطوط قرمز من درآوردي را ندارند، مجلس تنها تريبوني است كه نمايندگان واقعي ملت مي توانند به روشنگري و نقد قدرت حاكم پرداخته و مانع از تشديد ناهنجاري ها و نابساماني ها و فلاكت هرچه بيشتر مردم شوند.ايكاش مانند بنده با سوابق و عملكرد برخي از افرادي كه از منظر شوراي نگهبان داراي صلاحيت تشخيص داده شده اند آشنا بوديد آنگاه مطمئن هستم كه بجاي كنايه زدن به عمق سخنانم پي مي برديد و با اينجانب همدردي مي كرديد.
ارسال کننده غلامرضا, در تاریخ 04 ارديبهشت 1387 ساعت 03:22
آقای اعلمی امیدوارم سلامت باشید. از متن خوب و همراه با جزئیات شما لذت بردم. خدایت خیر دهد. قبول هم می کنم که شما حقیقت را نوشته اید و هر چه در آن جلسه گذشته است همین بوده است که گفته اید. ولی آیا اعتقاد دارید که ممکن است طرف مقابل هم نکاتی و جزئیاتی از همان جلسه و ... بداند که شما ندانید. یا بگو از زاویه ای دیگر و متفاوت با شما، آن همه قضایا را ببیند؟ بنظرم بهتر و پاکتر است اگر این بحثها کمی دوستانه تر و با ارائه نظرات دو طرف دعوا (موافق و مخالف) انجام شود تا اینکه شما در گوشه ای بنشینید و فقط در حضور رایانه خود، تمام مطالب را از دید خود (و طبیعتا بدون دیدن قضیه از زاویه ای دیگر) بنویسید. د راین شرائط طبیعتا شما (یا هر انسان دیگر که در شرائط شما قرار بگیرد) یک فرد 'منفی نگر' و 'منتقد گزنده' می شود. خطر آنهم هست که، خدای نکرده، خود را حقیقت محض و دیگران (و مخالفان خود) را اشتباه محض ببیند و مثلا بگوید اگر امام علی (ع) هم بود به من رای میداد. یا شورائی باید تشکیل شود برای پاسداری از حقیقت و عدالت (که به من حق دهد!). نمی دانم چگونه می شود این دو دیدگاه را همزمان مطرح کرد، یا رو در رو کرد، تا شاید حقیقت بهتر و آشکارتر و از زوایای مختلف مطرح شود. در سایت شما (و توسط شما) از آنان دعوت کرد تا جواب بدهند؟ یا سایت بیطرفی تشکیل شود؟ یا صدا و سیما؟ یا ... بالاخره گمان می کنم خدائیش هر کسی در سایت خودش به دیگران (و مخصوصا مخالفان خود) بتوپد از اخلاق و نیت خالص و قصد خدمت و ... انسان را دور می کند.
نه خود را در مقامی می بینم که به شما نصیحت کنم و نه قصد آنرا دارم، ولی بعنوان کسی که چند مقاله شما را خوانده است و تا حدودی درد دل صادقانه شما و موقعیت شما را درک می کند می گویم که اگر قدری از این مطلق گرائی، صرفا خود را دیدن و نظرات دیگران را به هیچ انگاشتن (و اغلب به سخره گرفتن چه در نوشتار و چه در گفتار) بیرون بیائید و دنیا را در همکاری گروهی ببینید و قصد و نقش خود را صرفا خدمت بدانید (ان ارید الا الاصلاح مااستطعت) آنگاه خیالتان راحت تر خواهد بود. بنظرم در آنصورت اینقدر دنیا را منفی نمی بینید و حتی اگر بعضیها خدمت شما را نخواهند (و یا بگو نگذارند شما خدمت کنید) ناراحت نمی شوید. بلکه با خیالی راحت و قلبی آرام می پذیرید و دنبال موقعیت خدمت دیگری می گردید.
روزی امام جمعه شهر ما راجع به نظر رهبر انقلاب در زمان مرحوم امام خمینی صحبت می کرد. می گفت که از آقای خامنه ای پرسیدم حالا که دیگر رئیس جمهور نیستی چکار خواهی کرد؟ گفت هر کاری امام خمینی بگوید. پرسیدم خودت چه کاری دوست داری؟ گفت برایم فرقی نمی کند حتی اگر به من بگوید برو سر پاسبان یک روستا در سیستان و بلوچستان بشو با خوشحالی می پذیرم و می روم! برای امام جمعه ما این روحیه آقای خامنه ای خیلی باور نکردنی بود و از این جواب با طمطراق و در تائید ایشان یاد می کرد. بنظر من برای کسی که به (ان ارید الا الاصلاح مااستطعت) فکر می کند واقعا فرقی نمی کند. چه کرسی رنگی ریاست، چه بدترین شغل! (راستی مگر بدترین شغل هم با دیدگاه خدمتگزاری وجود دارد؟! یا همان کرسی رنگی ریاست میتواند بدترین شغل باشد اگر خدا و خدمت به مردم و ... را پشت آن نبینی.)
خدا نگهدارت
اعلمی: از پند و اندرز شما استفاده بردم. فقط ایکاش ما هم در رسانه ملی سهم کوچکی داشتیم و می توانستیم دیدگاههای خودمان را بیان کنیم و داوری را به مردم واگذار نمائیم.ضمنا اگر از شما حرف شنوی دارند،توصیه بفرمائید برای روشن شدن حقایق صذا و سیما مقدمات یک گفتگوی رودررو با اعضای شورای نگهبان را فراهم کند.ضمنا اعتراض ما بخاطر موقعیت و مقام نیست بلکه معتقدم سکوت در برابر ظلم بنوعی مشارکت در ظلم است.اگر به شما هم بعد 40 سال عبادت تنها بخاطر ایفای وظایف نمایندگی متفاوت با خواسته های از ما بهتران تهمت عدم اعتقاد و التزام عملی به اسلام می زدند در اینصورت درک می کردید که امثال ما چه می گوئیم!
ارسال کننده غلامرضا, در تاریخ 29 فروردين 1387 ساعت 22:09
موفق باشی برادر
مولا علی نگهدارت
ارسال کننده آزاد, در تاریخ 29 فروردين 1387 ساعت 15:42
hi man ehsan hastam az amrica chera khodeto khastemikoni ? hokomati ke fesad dar an shoroshod ra ya bayad mardom mesle dandan bekeshand ya bayad tarmim konand halake shomaha mikhahid tarmim konid nemigozarand pas begozarid khodeshan khodeshan ra az rrishe mesle dandane fased khahand keshid va nabod khaahand kard be omide khoda yek javane irani az america montazere javabeton khaham bod
ارسال کننده ehsan, در تاریخ 28 فروردين 1387 ساعت 22:58
با سلام
براساس كلام الله مجيدانسان وقتي غني ميشود ياغي ميگردد . ظاهرا شوراي نگهبان بدون نظارت عاليه به كارش ادامه ميدهد و هر جور كه دلش بخواهذ عمل ميكنند و از قدرت فراواني كه در اختيار دارد بهره ميبرد.نكته دوم اينكه صاحبان زر و زور در اين شورا نفوذ جدي دارند. شورايي كه به مسائل پيش پا افتاده مي پردازد قطعا به مسائل درشت نميتواند رسيدگي كند. آقاي اعلمي قصه شما خواندم واقعا از دست اين شورا عصباني هستم.واقعا به قول شما اگر امام علي در بين ما ميبود اين شورا حتما در سنگر ... قرار مي داشت. بهر صورت من احساسم را نوشتم چون در برخورد با بي اعدالتي مانند شما فكر ميكنم و توصيه ميكنم راست قامت باشيد چرا كه ما در محضر خدا هستيم و دائماامتحان ميشويم. قرار نيست كه همه به راه راست هدايت شوند.موفق باشيد
ارسال کننده اسماعيل, در تاریخ 28 فروردين 1387 ساعت 14:30
1 صفحه 1 از 1 ( 11 یادداشت )
من فقط مسئول پاسخهای خودم هستم، مسئولیت سایر نوشتهها بر عهده نویسندگان آنهاست و درج آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.